برادر عزیزم، زینب شود فدایت
آوردم از مدینه، دو دسته گل برایت

خون جگر ز دیده، بر تو روانه کردم
گیسوی هر دو را خود،با گریه، شانه کردم

هدیه ی من همین است
داغ دو نازنین است

( طفلان زینب، یا زهرا بر لب)


وقت سفر سفارش نموده شوهر من
هدیه به حضرت تو گردد دو گوهر من


شکر خدا که امروز، مادر دو شهیدم
روز جزا، به نزد فاطمه، روسفیدم

هدیه ی من همین است
داغ دو نازنین است

( طفلان زینب، یا زهرا بر لب)

عنایتی که امروز به چشم خود ببینم
بر سینه ام نشیند، داغ دو نازنینم

از اوّل این دو تن، را پرورده ام برایت
تا خون پاک هر دو ریزد، به خاک پایت

هدیه ی من همین است
داغ دو نازنین است

( طفلان زینب، یا زهرا بر لب)

 

غلامرضا سازگار