مرثیه اربعین

.

#اربعین

آه از آن ساعت که از شامِ بلا

زینب آمد در زمینِ کربلا

با زبانِ حال، آن زارِ حزین

با زمینِ کربلا گفت این چنین

ای زمین از عرشِ اعلا برتری

چون مقامِ زادۀ پیغمبری

خاکِ تو چشمِ مَلَک را توتیاست

دردِ بی درمانِ عالم را دواست

در تو ما را خاکِ غم بر سر شده

در تو لیلا، بی علی اکبر شده

در تو پیشِ دیدۀ خونبار ما

شد جدا از تن، سرِ سالار ما

نیست دیگر طاقتِ صبر و مجال

حالیا من از تو دارم یک سوال

گو به من، قَبرِ علی اکبر کجاست؟

قَبر عبّاسِ علمدارم کجاست؟

(ذاکر) عاصی، فدای خاکِ تو

خاک گردد او به خاکِ پاک تو

مرحوم میرزا ستار ذاکر اردبیلی✍

.

مدح امام حسین علیه السلام

حیات آب بقا جز غم تو نیست حسین

نمیرد آنکه دلش با غم تو زیست حسین

صفای عمر ابد یافت هر که در غم تو

به قدر یک مژه بر هم زدن گریست حسین

به روز حشر که محشر کند شفاعت تو

کسی که سایه نشین تو نیست کیست حسین

جهنم است بهشتی که خالی از تو بود

بهشت بی گل رویت بهشت نیست حسین

توئی که آیت حریت از رخت پیداست

خوشا کسی که چو حر بر تو بنگریست حسین

گدای راه تو هر کس که گشت آقا شد

که گرد خاک رهت تاج سروریست حسین

نشسته بر سر راه تو رستگار مدام

به دستگیری او لحظه ای بایست حسین

مرثیه اربعین حسینی

خواهرت زینب رسیده در بر تو یا حسین

آمده بهر زیارت خواهر تو یا حسین

گرچه بودم دور از تو یا اخا یک اربعین

همسفر بودم به هر جا با سر تو یا حسین

در کنار رأس خونین تو ای خون خدا

بوده ام من یاور و همسنگر تو یا حسین

یادم آمد قامتت با دیدن اکبر خمید

تا که دیدی اربا اربا اکبر تو یا حسین

دیده ام با قلب سوزان و دل پر آذرم

در کنار اکبرت چشم تر تو یا حسین

دیده ام افتاده ساقی حرم بی دست و سر

در کنار علقمه سرلشکر تو یا حسین

گریه های بی صدا کردم به همراه رباب

دیده گریانم به یاد اصغر تو یا حسین

من به روی خود نیاوردم ولی خون شد دلم

ناله کردم در وداع آخر تو یا حسین

از بلندی دیده ام ای یاس خوشبوی علی

شمر دون از کین بریده حنجر تو یا حسین

روز عاشورای خونین ای گل ختم رسل

دیده ام غلتان به خون من پیکر تو یا حسین

ای برادر پیکر پاکت بدیدم بر زمین

بر روی نیزه بدیدم من سر تو یاحسین

موقع رفتن برادر با دل خون گشته ام

آمدم در قتلگه من در بر تو یا حسین

ای برادر در کنار پیکر خونین تو

گریه ها کرد از برایت دختر تو یا حسین

ای برادر در میان قتلگاه پر ز خون

سوختم من در کنار مادر تو یا حسین

ای برادر وقت رفتن از زمین کربلا

بر زمین دیدم گلان پرپر تو یا حسین

ای برادر در سفر به کوفه و شام بلا

در کنار محملم دیدم سر تو یا حسین

سوختم، آتش گرفتم ای برادر نیمه شب

دفن شد کنج خرابه دختر تو یا حسین

ای برادر بعد تو از زندگانی خسته ام

کن دعا تا که بمیرد خواهر تو یا حسین

این (رضا) عبد و غلام خواهرت زینب بود

تو کرم کردی و شد خاکِ درِ تو یا حسین

#رضا_یعقوبیان

#اربعین

@yaghubianreza

نوحه اربعین حسینی

ای مونس و یار من(بر تو شده ام زایر)۲

بنگر که غم و اندوه(گشته ز رخم ظاهر)۲

من زینب حماسه آفرینم

ای برادر زایر اربعینم

یا حسین یا حسین جانم حسین جان

ای نور دل زینب(من زینب تو هستم)۲

در کرب و بلای تو(جان بر لب تو هستم)۲

زده داغ تو بر دل من شرر

با تو گویم من از رنج این سفر

یا حسین یا حسین جانم حسین جان

با اهل حریم تو(می سوزم و محزونم)۲

بنگر به من غمگین(از داغ تو دلخونم)۲

آمدم اما بی ماه مدینه

می سوزند با من رباب و سکینه

یا حسین یا حسین جانم حسین جان

مهر تو عجین باشد(با آب و گل زینب)۲

بعد از تو حسین جانم(خون گشته دل زینب)۲

بعد از تو آتش زد دشمن به خیمه

سر پاکت را زد بر روی نیزه

یا حسین یا حسین جانم حسین جان

بعد از تو برادرجان(بی صبر و شکیبم من)۲

گریان شهیدانم(تنها و غریبم من)۲

بعد از تو دشمن بر زخمم نمک زد

کودکان تو را هر دم کتک زد

یا حسین یا حسین جانم حسین جان

بعد از تو برادرجان(خون شد جگر زینب)۲

بنگر قد خم گشته(سوز و شرر زینب)۲

دشمن دین خدا بی بهانه

بر اهل حرم زد با تازیانه

یا حسین یا حسین جانم حسین جان

بعد از تو عدوی تو(ما را به اسیری برد)۲

از بس که کتک خوردند(هر غنچه ی تو پژمرد)۲

خون شد دل همه در شهر کوفه

تا سر پاکت زد بر نی شکوفه

یا حسین یا حسین جانم حسین جان

طول سفر زینب(با شمر لعین شد طی)۲

در رو به روی خواهر(بوده سر تو بر نی)۲

کشیدم برادر رنج و مشقت

خون شد جگرم زین داغ و مصیبت

یا حسین یا حسین جانم حسین جان

رنج و غم بسیاری(در شام بلا دیدم)۲

آن رأس پر از خونت(در تشت طلا دیدم)۲

با قرآنت زدی تو دم از محبوب

یزید بی حیا بر لبت زد چوب

یا حسین یا حسین جانم حسین جان

رقیه گل عصمت(شد چیده ز گلخانه)۲

در نیمه ی شب شد دفن(در گوشه ی ویرانه)۲

از این مصیبت شد جان من بر لب

سراغ دخترت مگیر از زینب

یا حسین یا حسین جانم حسین جان

#رضا_یعقوبیان

#اربعین

متن روضه اربعین حسینی

متن روضه اربعین مداح مهدی صالحی کرمانی •✾•

●━━━━━━──

این دلهای عاشق رو بفرستید کربلا، امروز جابر بن عبدالله انصاری که از اصحاب رسول اللهِ، عاشقِ امام حسینِ، با عطیّه آمد زیارتِ قبر امام حسین، خدایا به حق امام حسین به ما معرفت بده، جابر احادیث رو شنیده بود درباره عظمت مقام امام حسین، احترام و عنایت پیغمبر نسبت به ابی عبدالله رو شنیده بود، جابر نابینا بود اومد توی شریعه ی فرات غسلِ زیارت کرد، که یکی از اعمال امروز غسل زیارتِ اربعینِ، توی فرات غسل کرد، مثل اینکه میخواد بره طواف خانه ی خدا، آهسته آهسته قدم بر میداشت، چون چشماش جایی رو نمیدید به عطیّه گفت: دستِ من رو روی قبر حسینم بگذار، دستش رو روی قبر گذاشت، انداخت خودش رو روی قبر، آنقدر گریه کرد، حسین حسین گفت، غش کرد، به هوش اومد سه مرتبه صدا زد: یاحسین! یاحسین! یاحسین! "حَبیبٌ لا یُجیبُ حَبیبَه؟" آیا دوست نباید جوابِ دوستش رو بده؟ بعد خودش جواب داد، جابر! عجب انتظاری داری از کسی که بینِ سَرِ مطهر و بدنش چهل منزل جدایی افتاده، چگونه جواب دهد کسی که سَرِ مطهرش بالای نیزه رفته...

جابر مشغول زیارت بود، بهش گفتن: جابر! صدای زنگ قافله داره میاد از راهِ شام، آخه قافله ی اُسرا وقتی رسیدن دو راهی مدینه و کربلا، بشیر اومد خدمتِ امامِ سجاد، آقا به دو راهی مدینه و کربلا رسیدیم، یه راه میره کربلا، یه راه میره مدینه، چیکار کنم؟ آقا زین العابدین فرمودن: قافله سالار عمه ام زینبِ کبری است، اومد کنارِ کجاوه ی زینب، بی بی جان! دخترِ فاطمه! دو راهی کربلا رسیدیم کجا بریم؟ تا اسمِ کربلا رو شنید، آنقدر گریه کرد، آی کربلا چه کردی با دلِ زینب؟ گفت: بشیر! مارو کربلا ببر، من با حسینم کار دارم...

به جابر گفتن: صدایِ زنگِ قافله داره میاد، غلامش رو فرستاد برو ببین چه خبرِ، معلوم شد اهلبیتِ امام حسین هستند که دارم میان کربلا...جابر صدا زد: بلندشید زینب داره میاد، صاحب عزا داره میاد...

دو مرتبه توی همین ماه محرم و صفر اهلبیتِ امام حسین اومدن کربلا، بار اول روز دوم محرم بود، وقتی که رسیدن این بچه ها بابا داشتن، مَحرم داشتن، با چه عزت و احترامی از ناقه ها پیاده شدن، خصوصاً زینب کبری سلام الله علیها که حسین داشت، اباالفضل داشت، دو تا پسراش بودن، اباالفضل زانوش رو رکاب مرکب کرد، خواهرم پات رو روی زانوی من بگذار پایین بیا، اما مثل روز اربعین هیچ کسی رو نداره... بچه ها بابا ندارن، فقط یه مَحرم دارن اونم امامِ سجادِ، حتی کسی نبود این ناقه هارو بخوابونه، حتی تعبیر مقاتل اینه: مثل برگِ خزان زده هر کدوم هر جوری میتونستن از بالای ناقه ها روی زمین افتادن، هر کسی دنبال قبرِ عزیزش میگرده، ولی دو نفر بی قرارتر از همه بودن، یکی خانوم رُبابِ، هی این و اون ور میگشت، هی صدا میزد: عزیزِ دلم! اصغرم قبر کجاست مادر!؟ امام سجاد با یه جمله ای آرامش کرد، صدا زد: رباب! نگران نباش، علی اصغرت خوب جایی دفن شده، خودم با این دستام بچه ات رو روی سینه ی بابام حسین گذاشتم...

دومین نفر سکینه است، همانطوری که روز عاشورا اباالفضلِ العباس از سکینه خجالت می کِشید، هنوز هم که هنوزِ میگن: تویِ حرمِ اباالفضل اسمِ سکینه رو نبرید، آخه اون لحظات آخر صدا زد: حسینِ من! تا من زنده هستم بدنم رو خیمه نبر، من از رویِ سکینه خجالت می کِشم، آخه بهش وعده ی آب دادم...

اما مثل روزِ اربعین سکینه خجالت می کِشید، می گفت: من مشک خشکیده و خالی رو به عموم عباس دادم، من خبرِ تشنگی بچه هارو به عموم دادم، من عموم عباس رو روانه ی نهر علقمه کردم، آخر دیدن سکینه یه ظرفی رو پُر از آب کرده داره به طرف نهر علقمه قبر عموجانش عباس میره، هی میگفت: عمو جان! بلند شو برات آب آوردم...

این دستات رو بیار بالا، به نیت خوشنودی دلِ مادرشون فاطمه، سه مرتبه همه ی زن و مرد بگید: یاحسین!...*

↫『

نوحه پیده روی اربعین

سلام آقا سلام ، تو راه کربلام

به امید خدا منم دارم میام

با کوله بار اشکم با کوله بار آهم

یه اربعین دیگه پیاده توی راهم

تو راه کربلا منو می بینی

اِنّي اُحامي اَبَداً عَنْ ديني

تو موکبا کنار من می شینی

اِنّي اُحامي اَبَداً عَنْ ديني

روی دوشم علم، قدم پشت قدم

ایشالا میرسم شب جمعه حرم

قدم بذار رو چشمام که موقع نزوله

بذار منم بفهمم زیارتم قبوله

فدای اسم تو چقدر شیرینی

اِنّي اُحامي اَبَداً عَنْ ديني

تو پادشاهی و منم مسکینی

اِنّي اُحامي اَبَداً عَنْ ديني

قرار عاشقا نجف تا کربلا

نفس پشت نفس بگو شکر خدا

اگر که حسن مطلع امیرالمومنینه

حسن ختام تو صحن یل ام البنینه

از ابتدا تا انتهای این راه

روحی لک الفداء اباعبدالله

با زائر تو میگه خورشید و

ماه

روحی لک الفداء اباعبدالله

مرثیه اربعین

🍁غریبانه آمدم🍁

برخیز هم سفر که غریبانه آمدم

بشکسته دل ز گوشه ی ویرانه آمدم

با اشک چشم ! غسل زیارت نموده ام

بهر طواف مرقد جانانه آمدم

آتش به سینه دارم و می سوزم از فراق

شمعم که بر مزار تو پروانه آمدم

بودم اسیر خصم چهل روز پر ملال

از شام غم ببین چه غریبانه آمدم

یک اربعین مگو که چهل سال زجر بود

با ضجه های این دل حنانه آمدم

زخمی به شانه مانده ز بار امانتت

با کوهی از مصیبت بر شانه آمدم

آواره کرد داغ تو منظومه های عشق

اینجا بدون کوکب دُردانه آمدم

خوناب دل به دامن و یک سینه شرح حال

از جان گذشته بی سر و سامانه آمدم

بودی در این سفر همه جا سایه ی سرم

خاکم به سر که بی تو به این خانه آمدم

بشکسته ام شکوه شیاطین شام را

خود نیز دل شکسته به کاشانه آمدم

من آن همای سدره نشین خرابه ام

بشکسته بال در طلب دانه آمدم

دستم تهی زصبر و پر از درد بی کسی

بنگر به کوی تو چه فقیرانه آمدم

ساقی کجاست تا که دهد ساغرم به دست

لب تشنه ی وصال به میخانه آمدم

سر زد ز خاک عشق " شقایق " به پای تو

یعنی به پبشواز گوهر یکدانه آمدم

حمید رضازاده " شقایق"

کرمان ۱۴۰۰/۷/۵

نوحه تک اربعین

+ یا اباعبدالله یا حسین ثارالله +

اربعین آمد و شد باز عزای تو حسين

خواهرت آمده در کرببلای تو حسين

خیزوبنگرکه رباب آمده با حال خراب

آمده گریه کند سیر برای تو حسين

از غم و محنت بسیار شد آزرده دلم

آمدم تازه کنم جان به هوای تو حسين

یادِ روزی که به میدان تو ز پیشم رفتی

منِ خسته چو رسیدم ز قفای تو حسين

بوسه ای نذر گلوی تو نمودم آنجا

قلبم آرام شد آنگه زدعای تو حسين

من به دروازه ی کوفه چه کشیدم زغمت

چون شنیدم سخن حق زنوای تو حسين

که چه مظلوم وغریبانه سرت بر نیزه

کاش میمُردم و می شد که به جای تو حسين

سرِ تو همسفرم بود چهل منزل ومن

جگرم سوخت از آن راس جدایِ تو حسين

من چه گویم ز رقیه که به ویرانه شام

جانِ خود کرد شبی چون به فدای تو حسين

قلب فرزند تو شد آب همانجا که شنید

می رسداز دلِ آن طشت صدای تو حسين

((

حجت آله رجب زاده جرجافکی))

نوحه اربعین

باز در کرب و بلا غوغا شد

اربعینِ پسر زهرا شد

هر طرف بزم عزا برپا شد

اربعینِ پسر زهرا شد

دیدهٔ اهل حرم دریا شد

اربعینِ پسر زهرا شد

┄┄┅┅┅❅🏴❅┅┅┅┄┄

بعد از آن شام سراسر ننگین

کاروان آمده اما غمگین

روی دوشِ همه داغی سنگین

دیده از خون جگرها رنگین

کربلا رنگِ غمی عظما شد

اربعینِ پسر زهرا شد

┄┄┅┅┅❅🏴❅┅┅┅┄┄

شیر بانوی علی مردانه

آمد از شام ، ظفرمندانه

پرچم فتح و ظفر بر شانه

بشکسته بتِ هر بت خانه

زینب ازعشق حسین کبرا شد

اربعینِ پسر زهرا شد

┄┄┅┅┅❅🏴❅┅┅┅┄┄

گرچه در سوگ حسین نالیده

داغ ، دنبالة اندوه دیده

مشت بر تخت ستم کوبیده

با زبان ، کاخ یزید برچیده

پاس بخشِ علیِ اعلا شد

اربعینِ پسر زهرا شد

┄┄┅┅┅❅🏴❅┅┅┅┄┄

با حسین حالِ درون می گوید

شرح پیروزیِ خون می گوید

عشق و ایثار و جنون می گوید

از براندازیِ دون می گوید

لرزه اندازِ صف اعدا شد

اربعینِ پسر زهرا شد

┄┄┅┅┅❅🏴❅┅┅┅┄┄

ارمغان قدّ کمان آورده

کربلا ، نیمهٔ جان آورده

آنچه اما به زبان آورده

شامیان را به امان آورده

پیش او پنجهٔ دشمن وا شد

اربعینِ پسر زهرا شد

┄┄┅┅┅❅🏴❅┅┅┅┄┄

لابه لای سخن پیروزی

گوید از داغ دمادم سوزی

دیده بر کلبهٔ ویران دوزی

قصهٔ اشک و غمِ هر روزی

ناله اش شرح دلی شیدا شد

اربعینِ پسر زهرا شد

┄┄┅┅┅❅🏴❅┅┅┅┄┄

داغ در سینه اگر پیدا نیست

اشک لایق به گِلِ هرجا نیست

کاخ ظالم همه دم برپا نیست

ظلم را جا به دلِ فردا نیست

بعد از او چشم فلک بینا شد

اربعینِ پسر زهرا شد

┄┄┅┅┅❅🏴❅┅┅┅┄┄

گرچه زینب به عزا همسو بود

سایهٔ غم همه جا بر او بود

در دلش غصهٔ تو در تو بود

سَروری گو که حقایق گو بود

زین جهت بوده که بی همتا شد

اربعینِ پسر زهرا شد

باز در کرب و بلا غوغا شد

اربعینِ پسر زهرا شد

#شاعر_سروری

متن روضه اربعین حسینی

یا که خدا به خلق پیمبر نمی دهد

یا گر دهد پیمبر ابتر نمی دهد

دختر در این قبیله تجلی کوثر است

بی خود خدا به فاطمه دختر نمی دهد

او مظهر صفات جلالی حیدر است

یعنی به راحتی به کسی سر نمی دهد

زینب شکوه خواهریش را درعالمین

دست کسی بغیر برادر نمیدهد

بااین یه بیت صفا کنیم

زینب همان کسی ست که در راه عفتش

عباس می دهد نخ معجر نمی دهد

++اربعین که کارون رسید به کربلا وقتی بی بی اومد سر مزار برادر چند تا جمله فرمود : جمله اول صدا زد حسین :

کاش اینجا چشم نامحرم نبود

تا نشان میدادمت جسم کبود

آخه وقتی وارد گودال قتگاه شد تا بدن برادر رو دید شروع به درد دل کردن کرد – دختر ابی عبداله وارد گودال شد گفت بابا ببین دارن عمه ما رو میزن

حرف دوم که اربعین کربلا زد : صدا زد حسین

بگذار اول سخن و شکوه ام ترا

ای نور دیده از نگرانی درآورم

هرچند کوچه کوچه تماشا شدم حسین

راحت بخواب دست نخوردست معجرم

حرف سوم که زد این بود یادته جونا که اومدن تو میدان خبر شهادتشون به من رسید از خیمه بیرون نیامدم - اهل خیمه گفتن برای هرشهیدی بیرون خیمه میرفتی – برا علی اکبر تا قتلگاه رفتی حالاچرا برا جونای خودت ازخیمه بیرون نمی آی – صدا زد میترسم برادرم خجالت بکشه – حالا من زینب یه خواهشی ازت دارم

از شماتت کردن دشمن مپرس

از سه ساله دخترت از من مپرس

ماند در ویرانه و من آمدم

بی رقیه آمدم شرمنده ام

این صداتو رها کن ایشالا حرمش صدا بزنی حسین بزرگا میگن تو عالم معنا وقتی صدا میزنی حسین – صدیقه طاهره مگه کدام حسینو میگی – اگه حسین خودتو میگی که هیچ اگه حسین منو میگی بین دو نهر آب سر از بدنش جدا کردن

از آب هم مزایقه کردن کوفیان

خوش داشتند حرمت مهمان کربلا

بودند دیو دد همه سیراب و میمکید

خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا

لیلای صبر واله و مجنون زینب است

عالم پراز خطابه ی محزون زینب است

ممنون خون پاک حسینند انبیا

اما حسین فاطمه مدیون زینب است

ایشا الا اربعین تل زینبیه اون جملات بالارو السلام علیک یا جبل الصبر رو همه باهم ببینیم و گریه کنیم

به حق عقیله بنی هاشم ده مرتبه یا اله