مرثیه حضرت مسلم ابن عقیل عیه السلام

با لب پاره ؛ لب بام ؛ سلامم به شما
تا بگیرد دلم آرام ؛ سلامم به شما

آخر از عشق تو راهیّ سر دار شدم
ای علی زاده ببین میثم تمار شدم

باز هم شکر زن و بچّه ندیدند مرا
موقعی که وسط کوچه کشیدند مرا

هیچ کس نیست دگر دور و بر مسلم تو
بسته شد مثل علی بال و پر مسلم تو

سر عباس و پسرهات سلامت آقا
گر شکستند در این کوچه سر مسلم تو

قسمت این بود ؛ لبِ تشنه شهیدم بکنند
پیش مرگ جگرت شد جگر مسلم تو

لب من خشک و دو چشمم تر و قلبم سوزان
زده اند آتش بر خشک و تر مسلم تو

به فدای سر یک موی عزیزان تو باد
جان هر دو پسر دربه در مسلم تو

کاش می شد بنویسم که نیایی اینجا
که می آید به سر تو چه بلایی اینجا

حاصل این سفرت بی علی اصغر شدن است
بی برادر شدن و بی علی اکبر شدن است

همه ی ترسم از این است که مضطر بِشَوی
مثل این نائب دل سوخته ؛ بی سر بِشَوی

وای اگر گَرْد بر آیینه ی تو بنشیند
شمر با چکمه روی سینه ی تو بنشیند

وای اگر کار به توهین و جسارت بکشد
وای اگر خواهرتان بار اسارت بکشد

وای اگراهل و عیال تو زمین گیر شوند
دخترکهات پس از رفتن تو پیر شوند

بدنم نقش زمین است میا کوفه حسین
خواهش مسلمت این است میا کوفه حسین

محمدقاسمی

مدح و مرثیه مسلم ابن عقیل علیه السلام

مسلمم یار حسینم شاه دین پور عقیل

بین یاران حسینی قهرمانی بی‌بدیل

من ز نسل آل پیغمبر عزیز حیدرم

جان فدای عترتم، من جرعه نوش کوثرم

بر حسین فاطمه با اذن او هستم سفیر

تا برم هدیه ز بهر کوفیان خیر کثیر

کوفیان نامه نوشته که همه آماده‌ایم

رهرو راه حسین آن رهبر آزاده ایم

آمدم بیعت بگیرم بهر مولایم حسین

آن که باشد بر همه خلق جهان نور دو عین

جای بیعت با حسین این کوفیان بی حیا

بر سفیرش حمله بنمودند از راه جفا

روز اول شمع بودم کوفیان پروانه‌ام

لیک اکنون بهر آنان بدتر از بیگانه ام

بین کوفه من غریب و یکه و تنها شدم

بی کس و یار و معینم همدم شب ها شدم

کس نگفت این یکه و تنها بود مهمان ما

ظلم و جور و کینه بر آل نبی نَبوَد روا

کوفیان بی حیا از کینه بر من تاختند

نانجیبان جای استقبال سنگ انداختند

یا حسین فاطمه از تو همه بگسسته اند

جای یاری از ستم دست مرا هم بسته اند

جای بیعت یا حسین زخم زبانم می زنند

زین مصیبت ها شرر بر جسم و جانم می زنند

خود گواهی جز ولایت در دل من راه نیست

در درون سینه ام جز عشق ثارالله نیست

یا حسین جان شامل خود رحمت یزدان کنم

جان خود در راه تو مولای من قربان کنم

گرکه گفتم تو بیا کوفه حسین شرمنده ام

از تو و عشقت حسین دم می زنم تا زنده ام

ای غریب عالم هستی حسین کوفه میا

گشته اند آماده بهر کشتن تو از جفا

بین این نامرد مردم یا حسین جان بر لبم

لحظه های آخر عمرم به فکر زینبم

سوزم و گریم به یاد غربت تو یا حسین

کوفیان از چه شکسته حرمت تو یا حسین

این (رضا) عبد و غلامت را بده مولا پناه

از کرم کن بر غلام حلقه در گوشت نگاه

#رضا_یعقوبیان

مرثیه شهادت امام باقر علیه السلام

ای آن که قبرت بی چراغ و سایبان است !!!

روضه نمی خواهی !! مزارت روضه خوان است

.

گلدسته ات سنگی ست ، روی تربت تو

گنبد نداری … گنبد تو آسمان است

.

اصلاً نیازی به بیانش نیست دیگر

اوج غریبی تو از قبرت عیان است

.

تو یادگار داغ های کربلایی

از هرم ماتم در دلت آتش فشان است

.

هر روضه ات کرب و بلایی می شود … چون

دور مزار تو پر از نامه رسان است

.

تو یادگار باغ های لاله هستی

اما به ذهنت خاطرات صد خزان است

.

جسم تو در خاک بقیع و روحت اما …

در قلب یک گودال ، هر شب میهمان است

.

دیدی که در گودال ، جدت را چه کردند

دیدی که عمه روی تَل بر سرزنان است

.

تو شاهد گل های از ساقه جدایی

دیدی که بر نیزه سرِ پیر و جوان است

.

تو غیرت اللهی … غم ناموس دیدی

از داغ غارت در گلویت استخوان است

.

تو مقتلی هستی که دیده روضه ها را

آنچه زبان از گفتنش هم ناتوان است

رضا قاسمی

شعر صلوات

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

تحفه ای بهتر از آن شاخه نباتم دادند

صبح آدینه مرا ندبه و عهد و #صلوات

عصر ،آدینه اشارت به سماتم دادند

حمد الله که به شکرانه ی ذکر #صلوات

مژده ی حج و ثواب عتباتم دادند

سرخوش از بوسه ی احمد به سحر گردیدم

بهترین هدیه که از سوی رواتم دادند

طبقی نور ملائک ز سما آوردند

یعنی از عرش کتاب #صلواتم دادند

حافظ امروز بَرَد رشک ز حامد زیرا

با همه جرم و گنه آب حیاتم دادند

✍ شاعر حامد اصفهانی

مدح ازدواج حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها

باز امشب شور و غوغایی به پاست

در شعف از شادمانی مصطفاست

غرق شادی درسما افلاکیان

شاد و مسرورند جمله خاکیان

عالم هستی پر از شادی و شور

آسمان ها و زمین لبریز نور

انبیا و اولیا صف بسته‌اند

آمده بر هودجی بنشسته‌اند

حور و غلمان آمده لبیک گو

خنده بر لب ها و گرم گفت و گو

بر لب حوران جنت زمزمه است

موسم وصل علی و فاطمه است

جشن دامادی مولا حیدر است

نوعروسش دختر پیغمبر است

بر گل پیغمبر و روح عفاف

گشته امشب موسم شام زفاف

داد اجازت حضرت پروردگار

مرتضی زد خنده بر روی نگار

زین دو نور حق جهان شد منجلی

دست زهرا بود در دست علی

آمده جبریل بر روی زمین

بهر تبریک به ختم المرسلین

عالم هستی جوانی می کند

ختم مرسل خطبه خوانی می کند

حاضری بر همسریِ با علی

با محبت فاطمه گوید بلی

مصطفی با این سخن غرق سرور

مجلس زهرا شود گلریز حور

این دو دلداده گل پیغمبرند

یاور دین خدای داورند

پای تا سر هر دو نور رحمتند

در قیامت شافعان امتند

رحمت حق بارد از انگشتشان

عالم هستی بود در مشتشان

هر دو بر عالم امیر و سرورند

با محبت از همه دل می برند

جمله خوبان جهان سرمستشان

شیعه تا محشر بود پابستشان

ما همه ظلمت شما خورشید و ماه

ما همه دردیم و محتاج نگاه

ما همه از لطفتان مهمانتان

ما همه شرمنده ی احسانتان

ما فقط این خانه را در می زنیم

تا به محشر دم ز حیدر می زنیم

ذکر ما تا حشر بی حد و عدد

یا امیرالمؤمنین حیدر مدد

من(رضا) عبد و غلام حیدرم

مهر او با نقد جانم می خرم

#رضا_یعقوبیان

#سالروز_ازدواج_امام_علی_ع_با_حضرت_زهرا_س

@yaghubianreza

مرثیه شهادت امام جواد علیه السلام

مانده ای چون مرغ پر بسته تو در کنج قفس

از ستم با زهر کینه تو فتادی از نفس

همسرت با زهر کینه بر دل تو زد شرر

کنج حجره می زدی ای جان زهرا بال و پر

در غریبی گوشه ی حجره شده جانت فدا

جان بدادی تشنه لب همچون شهید کربلا

شیعه زین غربت شده مولای من گریان تو

ام فضل بی حیا، آتش زده بر جان تو

پشت درب حجره ی در بسته مولا صف زدند

با صدای ناله‌های تو کنیزان کف زدند

هرچه گفتی تشنه ام، آبت نداد آن بی حیا

عاقبت جان تو شد در راه دین حق فدا

لحظه های آخر خود، یاد مادر بوده‌ای

یاد پهلوی شکسته، پشت آن در بوده ای

یاد آن روزی عدو آتش به خانه می زند

بر گل ختم رسل با تازیانه می زند

یاد آن روزی که حیدر با حسن استاده

بود مادرت زهرای اطهر بر زمین افتاده بود

یاد آن روزی که بر او جوهر نیلی زدند

مادرت را پیش چشم مرتضی سیلی زدند

یاد آن روزی که در کوچه به جای هر کمک

دست او از دامن حیدر جدا شد با کتک

یاد آن دم مرتضی بار رسالت می کشید

فاطمه نقش زمین حیدر خجالت می‌ کشید

سوختم از این همه داغ و مصیبت‌های تو

جان فدای آن حریم و صحن روح افزای تو

با نگاهی کن نظر بر اشک و آه این (رضا)

دستگیری کن ز او در محشر و روز جزا

#رضا_یعقوبیان

نوحه شهادت امام جواد علیه السلام

۳
(امام جواد ع)
امشب دل من پر زده مولی به هوایت
رفته به حریم تو و در صحن و سرایت
مظلوم تقی جان۳

تو نور دل و دیده ی هر اهل ولایی
نهم گل گلزار ولا ابن الرضایی
مظلوم تقی جان۳

امشب تو کرم کردی و من بر تو پناهم
با دست تهی آمده محتاج نگاهم
مظلوم تقی جان۳

قلب تو ز چه همسر ملعونه شکسته
بر روی تو از کینه در حجره ببسته
مظلوم تقی جان۳

از زهر هلاهل همه ی حاصل تو سوخت
با یاد علی جد غریبت دل تو سوخت
مظلوم تقی جان۳

از ظلم و ستم های عدو روز تو شد شام
آن پیکر پاک تو سه روز مانده روی بام
مظلوم تقی جان۳

تو سوخته عمری ز غم غربت حیدر
ضرب لگد و میخ در و ناله ی مادر
مظلوم تقی جان۳

تو سوخته ای یاد رخ نیلی مادر
آن صورت گلگون شده از سیلی مادر
مظلوم تقی جان۳

تو سوخته ای بر علی و جور زمانه
غسل و کفن فاطمه و دفن شبانه
مظلوم تقی جان۳

تو سوخته ای یاد غم فاطمه هر شب
با اشک حسن سوز حسین ناله ی زینب
مظلوم تقی جان۳

#رضا_یعقوبیان
#سبک_من_دربدر_عشق_ابالفضل_و_حسینم