تقویت حنجره مداحان

** حکمت حنجره از منظر امام صادق علیه السلام :

امام صادق (علیه السلام ): - خطاب به مفضل بن عمر -: اى مفضل ! در صدا و کلام و فراهم بودن ابزارهاى آن در انسان ، فراوان اندیشه کن . حنجره ، همانند لوله اى براى بیرون آمدن صداست و زبان ، لب ها و دندان ها، براى شکل گرفتن حروف و آواها. مگر نمى بینى هر کس دندان هایش بیفتد، نمى تواند ((سین )) را درست ادا کند و هر کس داراى لب نباشد، نمى تواند ((فاء)) را درست بگوید و هر کس زبانش سنگین باشد نمى تواند ((راء)) را به فصاحت ادا کند؟

 همانند ترین چیز به این پدیده ، یک سر سرناى بزرگ است . حنجره به نى آن مى ماند. ریه ، همانند آن انبانى است که دمیدن را انجام مى دهد تا هوا به نى درآید، اندام هایى هم که بر ریه فشار وارد مى آورند تا صدا (از حنجره ) بیرون آید، همانند آن انگشت هایى است که انبان را مى فشرد تا هوا در نى درآید و لب ها و دندان هایى هم که صدا را به حروف و آواها بدل کنند، به انگشت هایى مى مانند که در دهانه نى حرکت مى کنند تا از ناى نى ، آهنگ بسازند. البته هر چند در دلالت و تعریف ، مخرج صدا را به این سرنا تشبیه کنند، اما در حقیقت ، این سرناست که باید به مخرج صدا تشبیه شود.

 اکنون تو از آوایى که براى ساخت کلام و ایجاد حروف در اندام ها هست ، آگاه ساختم ؛ اما در این اندام ها، افزون بر آنچه یاد آور شدم ، منافعى دیگر نیز هست :  حنجره ، جایى است که این نسیم ، از آن به سوى ریه راه مى گشاید تا با تنفس ‍ دائمى - که اگر اندکى متوقف شود، انسان مى میرد - قلب را باد بزند و خنکش گرداند.

اى مفضل ! چه کسى در حلق ، دو روزنه قرار داده است : یکى براى خروج صدا - و این همان حلقوم (ناى ) است که به ریه مى پیوندد - و دیگرى براى گذر غذا - و این ، مرى است که به معده مى پیوندد و غذا را بدان مى رساند -؛ و (چه کسى ) بر حلقوم سرپوشى قرار داده

است (زبان کوچک )، تا نگذارد غذا به ریه برسد و (شخص را) بکشد؟

 چه کسى ریه را خنک کننده سستى ناپذیر و بى توقف قلب ، قرار داده است تا نگذارد حرارت در قلب ، جاى گیرد و به نابودى بینجامد؟ ( منبع کتاب دانشنامه احادیث پزشکی ص 182 )

** تذکرمهم برای نحوه درمانگری گلو و حنجره :

مشاوره زیر بر اساس مزاج معتدل است و شما بایستی متناسب با مزاج گرم و یا سردت ، از

تغذیه و فرمول های گیاهی استفاده کنی که به حنجره تو آسیبی وارد نسازد ، مثلا" اگر بدن شما گرم است بایستی از فرمول های سرد استفاده کنی  و اگر بدن شما خشک است بایستی از فرمول های تر استفاده کنی . به عبارت دیگر وقتی خشونت حنجره با گرفتگى صدا توأم مى‏شود معمولا مزاج بیمار گرم است و باید از منضج و مسهل‏هاى سرد مزاج استفاده شود ( به وبلاگ خودم درباره مسهل ها مراجعه شود.)

** علائم شرح بالینی بیمار در گلو و حنجره :

1= علائم ورم حلق و لوزه ها در بلغمى مزاج: نرمى و سفیدى محل ورم ، وجود درد و سوزش و دراز و شل شدن لوزه ها  .

2= علائم ورم حلق و لوزه ها در سوداوى مزاج: سفتى و تیرگى رنگ کام و زبان و لوزه ها، ترشى دهان.

3= علائم ورم حلق و لوزه ها در صفراوی مزاج : یبوست، تلخی دهان، سوزش زبان، زردی زبان ، شدت التهاب و عطش زیاد بر قراری درد لوزه ها در بلع.

** علل گرفتگی صدا ، حنجره ، خروسک و گلو :

* امام رضا علیه السلام فرمود :پر کردن شکم از تخم مرغ آب پز ( کبابی ) سبب تنگی نفس و سینه میشود .

** این روزها هوای همه خانه ها و محیط کاری به علل حضور ریزگردها ، آلودگی هواها ، استنشاق سموم مواد شیمیائی و مواد شوینده ها ، بالارفتن حرارت کره زمین ، استفاده از تغذیه های به روش غربی ، طبعا" نوعی از خشکی در بدن انسانها بعنوان مزاج ثانویه تولید کرده است ، اما افرادی که گلو درد دارند بهتر است از دستگاه های مرطوب کننده هوا استفاده کنند. این دستگاه می توانند تا حد زیادی از دردها بکاهد.

** علل یانی انحرافی : یکی از بیماری هایی که  همیشه گریبان گیر بشر بوده است ، انواع سرماخوردگی ها و عفونتها و گلودرد است . متاسفانه در عصر جدید برای رهایی از این بیماری ها از انواع قرص های سرماخوردگی ، آنتی هیستامین (آبریزش بینی ) ، آموکسی سیلین (چرک خشک کن ) و آمپول پنی سیلین استفاده میشود . اما واقعیت امر چیز دیگری است . با استفاده کردن از این قرص ها و آمپول ها فقط بدن مقاومت خود را از دست میدهد و سلولهای بدن فلج میشوند .

** از نظر روایات اسلامی زمان خواب بین ساعت 9 شب تا نیمه های شب است و بیداری

صبحگاهی ( بین الطلوعین ) از ساعت چهار تا شش صبح بوده که موجب زیادی رزق و

سلامتی است .و ترک خواب در این ساعت ، باعث میشود که رفع نزله یا خلط گلو ( که عاملی برای 150 نوع بیماری از جمله : پیدایش لوزه سوم ، گشادشدن دریچه های ورودی معده و میترال قلب ، کولیت روده ، کیست تخمدان ، فیبروم ، افتادگی رحم ، افتادگی مثانه ، سیاهی و گودی زیر چشم ، بیماری پوستی) برطرف شوند .

** احساس گیر کردن لقمه و تغذیه ها در گلو نتیجه فعال شدن خلط سودا و خلط صفرا در این ناحیه است .

** تهوع صبحگاهان ( به هنگام از خواب بیدار شدن ) ، علامت رفلکس معده ،مری و شل بودن دریچه فم المعده است که بیشتر به علت قورت دادن اخلاط نزله ای ( گرم یا سرد یعنی همان فضولات چرکین بدن ) گلو و یا در اثر وجود کم خونی ارثی بوجود می آید .

**ممکن است در بعضی از زنان با گذاشتن دستگاه IUD ، اختلالات عصبی و خلقی ، ، آلرژی ها ، سرفه و گلو درد بروز نماید

راهکار خشن نشدن صدا و آسیب ندیدن تارهای صوتی :

اگر مداح هستید باید مرتب ورزشهای حنجره یعنی تمرینها و برنامه منظم آواز خواندن داشته باشید، همانند یک ورزشکار که برای مسابقات از عضلاتش باید خوب کار بکشد و تمرین کند و ورزش منظم داشته باشد، آب برگه زرد آلو با انجیر خشک برای لینت حنجره خوب است که می توانید آنرا یا به صورت خام یا در خورشها استفاده کنید.

** در اولین قدم برای اینکه شدت گلودرد بیشتر نشود بهتر است اجازه ندهید هوای سرد و یا مایعات خنک به آن برسند. این باعث می شود تا زمان درمان کاهش پیدا کند و گلوی شما در شرایط بهتری باشد.دوری از تغذیه چرب ، سرخکردنی و ترشیجات بالاخص به هنگام سرماخوردگی .

**  جوش شیرین نیز می تواند گزینه خوبی برای از بین برد گلو درد باشد. مقدار بسیار کمی از آن را در داخل آب گرم حل کنید و این محلول را قرقره کنید. توجه داشته باشید که اصلا نباید جوش شیرین وارد بدن شما شود.

* دوری از آب یخ ، بستنی ، آب خیلی خنک ، آبمیوه های کارخانه ای .

* موقع خستگی جسم به حنجره فشار وارد نشود .

* دوری از ادویه جات تند بالاخص ادویه برای مزاج خشک ها ، خشکبار و تخمه جات با نمک .

* گلو قبل و حین اجرای برنامه با نوشیدنی ولرم مدیریت شود و لیکن چای خشک کننده گلو

است .

* موقع خواندن کم کم به صدا اوج بدهید .

* دوری از مصرف دوغ و پنیر کهنه .

* پرخوری و هله هوله خوری ممنوع .

* تک غذا خوردن راز سلامتی کل بدن و تنوع خوری چند غذائی بشدت مضر .

* از صحبت طولانی و سربه زیر پرهیز شود .

* با صدای بلند و زیاد صحبت نشود.

* استعمال عطرهای خارجی و ادوکلن های وارداتی پرهیز شود .

* از خوردن غذاهای ترش، تند، تیز، شور، چرب پرهیز کنید .

* در موقع بالارفتن حرارت بدن از دمنوش و یا شربت گیاهان ( خشخاش ، عدس ، گل بنفشه، گل ختمى، گل یا دانه پنیرک، تخم کاهو، تخم سبز خیار، عناب، سپستان، اسفرزه، خرفه و داروهاى سرد مزاج و لعابدار دیگر) و از غذاها سوپ جو، ماء الشعیربدون گاز ، مالت

* قلیان و دخانیات و استعمال هر گونه دود، مواد شیمیایی دود آتش و خاک اره مبرا شود .

* دوری از سرخکردنی های با روغن نباتی و مایع

* دوری از تنوع استرس ها و ناراحتی های روحی و عصبی که باعث بیشترین نوع گرفتگی صدا ، سینه و تارهای صوتی می شوند

*  رژیم غذایی سه روزه برای رفع سرماخوردگی ، آنفولانزا ، سینوزیت ، گلودرد ، که میتواند سختترین نوع این بیماری ها را درمان کند . در این چند روز ( شیر و پنیر -گوشت –تخم مرغ – شکلات – چای – قندو شکر -  کاکائو – بیسکوییت ) به هیچ وجه مصرف نکنید .

* استفاده از غذاهای لعابدار و ملین مثل حریره بادام ، آش کدو، میوه های پخته شده، سوپ گشنیز و جعفری و اسفناج و آش سبزی، همچنین مصرف آبلیموی شیرین، آب انارشیرین، زردآلو و برگ هلو و انجیرخشک و غرغره کردن آب نمک. پاچه بز و گوسفند جوان برای رفع گرفتگی صدا مفید است و لیکن دیرهضم و لزج است . گوشت ماهیچه گوسفندی مفید است .

رفع گرفتگی صداها با داروهای گیاهی :

* امام رضا ع فرمود : هر که بخواهد در زمستان از سرماخوردگی در امان باشد هر روز سه قاشق عسل بخورد . عسل بصورت عسلاب با آب ولرم در دفع عفونتهای گوش،حلق و بینی جایگزین آنتی بیوتیک ها است . غرغره عسلاب در بیماریهای سر و گردن، ناحیه دهان و حلق برای تورم ها و عفونت حلق بسیار مفیدند. عسل داروئی است که طب معصومین ع ، طب سنتی ، طب امروز همگی در شفادهی آن تردیدی ندارند .

* امام علی علیه السلام فرمود : برای نرمی سینه ، حلق ، حنجره ، صوت و خلط سینه بایستی از عناب استفاده شود .

عناب ( مزاج معتدل و کمی سرد ) را 100 گرم نیمکوب کرده و به مدت 15 دقیقه جوشانده و دربش را بسته و بیرون از اتاق گذاشته و صبح هنگام صاف کرده و ناشتا میل شود و این دارو اخلاط کثیف سینه را دفع و خشونت حلق را از گرمی به خنکی نزدیک کرده و درد و گرفتگی سینه را بهبود می بخشد . خوردن عناب و یا دم کرده آن ،داروی سینه ، حلق و گلو است .( خوردن زیادی عناب ترشح اسپرم را کم کرده و نیروی جنسی را می کاهد . خوردن عناب همراه با داروهای دیگر طعم داروهای محرک را کاهش می دهد .)

*امام علی علیه السلام فرمود : برای گلو درد غذائی بهتر از شیر نیست . شیرجوشیده ولرم و نشاسته با اندکی عسل برای حنجره مفید است . ولیکن برای گروهی شیر ، خشک کننده گلو است .

* امام صادق علیه السلام فرمود : کسی که تخمه در گلو میشود با پیاز خوردن آنرا از بین ببرد .

*امام صادق علیه السلام فرمود :انار برای سرفه زدن حاد ، سودمند است و صدا را صاف می کند .

* اگر گرفتگی ناشی از سرماخوردگی است، با بستن شال گردن، ناحیه حنجره و گلو را گرم نگاه دارید تا بهبود زودتر حاصل شود. از حضور در اماکن بسیار سرد، خشک، بدون رطوبت کافی و دودی در زمان سرماخوردگی خودداری کنید.

* اسفناج ( مزاج سرد و تر ) : اسفناج پخته ، سرفه های خشک را التیام بخشیده ، گرفتگی صدا را مرتفع و آسم را درمان می کند و سرما خوردگی را معالجه می نماید.

*بادام شیرین ( گرم و تر ) : خوردن بادام شیرین با روغن آن رافع خشونت حنجره است . و از داروهای بسیار مجرب دفع خشکی حنجره ، روده و یبوست است . و اگر مغز بادام شیرین را با کتیرا و شکر بخورید برای صاف کردن صدا  مفید است .

*شکر تیغال ( مزاج معتدل و کمی تر ) لعاب تهیه شده از آن برای درمان مشکلات تنفسی و سرفه‌های خشک بسیار پرفایده است. تنها نکته این است که در صورتی که پیله شکر تیغال را تهیه می‌کنید باید حتما آن را بشکنید و حشره سیاه‌رنگ درون آن را پاک کنید. مصرف شکر تیغال موجب تقویت صدا و حنجره می‌شود و مصرف آن به افرادی که شغل‌شان خوانندگی یا مداحی است توصیه می‌شود. مادرانی که صاحب کودکان جیغ‌جیغو هستند که کودکشان اغلب در حال جیغ‌کشیدن و گریه کردن است با دادن دارویی که از شکرتیغال، شکر و ترنجبین ( مزاج گرم و تر ) تهیه شده، می‌توانند التهاب‌ها و گرفتگی صدای کودک را درمان کنند. مصرف شکرتیغال برای افرادی که در فصل‌های سرد یا هوای آلوده با سوزش یا خشکی گلو یا سوزش ناحیه مری مبتلا می‌شوند، بسیار مفید است.

* پنیرک ( مزاج سرد و تر ) و ختمى ( مزاج سرد و تر ) مانند چای دمنوش شده و صدا را باز و گرفتگى حنجره را بر طرف مى‏نمایند. ختمی کوچک ( مزاج سرد و تر ) : خوردن تخم ختمی برای باز کردن صدا، مداحی مفید است  .

*کلم ( مزاج گرم و خشک ) : روزانه سی گرم تخم کلم دمنوش شود .

*گیاه کبابه چینی ( مزاج خیلی گرم و خشک ) : خواص آن لطیف‏کننده و بازکننده گرفتگى‏هاى عروق سر و سینه است. صاف‏کننده صدا و آواز است و خفقان را رفع مى‏کند. ( گرم مزاج ها بایستی با مصطکی مصرف کنند ) .

*میوه سپستان ( مزاج معتدل یا کمی سرد و تر )  را در دهان مکیده و آب آن را فرو برند و یا با آب داغ خیس کرده و میوه سپستان را بخورید، براى نرم کردن سینه و حلق و تحلیل ورم آنها و رفع خشونت صدا و تسکین سرفه گرم و خشک، رفع گرفتگى آواز بسیار موثر است ، این دارو در طب قدیم بین خانواده ها بسیار رواج داشته است . مکیدن میوه سپستان، در دهان باعث نرم شدن حلق است .

* بامیه به علت داشتن لعاب سینه های خسته و کوفته را نرم و گرفتگی صدا و آواز را باز می نماید و با لعاب خود ، معده و روده را جارو کرده ، نرم می نماید.

*قدومه شیرازی ( مزاج گرم و خشک ) مقدار 20 گرم با کتیرا ( مزاج سرد و خشک ) مقدار 5 گرم با صمغ عربی ( مزاج معتدل و کمی خشک ) مقدار 10 گرم با نشاسته ( مزاج سرد و خشک ) مقدار 15 گرم ، همه را نرم کوبیده و سپس یک قاشق غذا خوری از آنها را در یک لیوان آب جوش حل کرده و در سه وعده میل شود .

*به‏دانه ( مزاج سرد و تر ) با آب جوش خیسانده شود که در درمان التهاب مخاط دهان و گلو و تسکین‏ خشونت‏ و گرفتگى‏ صدا، سرفه موثر است .

*ثعلب ( مزاج گرم و تر ) دمکرده آن را براى رفع‏ گرفتگى‏ صدا و نرم‏کننده موثر است . تذکر مهم ثعلب در بستنی باعث گرفتگی تدریجی کلیه میشود .

*شیر جوشانده با زرده ی تخم مرغ محلی و اندکی عسل  قبل از اجرای برنامه خیلی صدا را نرم می کند .

*باقلا( مزاج سرد و تر کمی خشک ) ، مقداری آرد شده با روغن بادام شیرین و اندکی عسل مخلوط شود برای رفع گرفتگی صدا موثر است .

*دارچین ( مزاج گرم و خشک ) دمنوش رقیق آن برای دفع بلغم غلیظ چسبیده به دیوار حنجره بسیار مفید است و در دفع سرفه های رطوبی ، تنگی نفس ، رفع خشونت صدا موثر است .

*انغوزه ( مزاج گرم و خشک ) : خوردن کمی انغوزه رافع خشونت حلق است .

* کلپوره ( مزاج مریم نخودی – گرم  و خشک ) : آب جوشانده آن ضد عفونی کننده دهان ، حلق و رافع زخم های دهان است . زیاده روی در مصرف باعث افت قند خون میشود .

* گردو ( مزاج گرم و خشک ) : خوردن گردو مفید حنجره و ریه است . ( برای رفع مضرات گرمی گردو باید همراه با گردو ، انار ترش ، رب انار و یا سکنجبین خورد ) .

* لیموترش ( مزاج سرد و تر ) : غرغره آب لیموترش باعث کاهش  ورم و التهاب چرکین حلق و گلو می شود .( آب لیموترش مضر سرد مزاجها و مضر اعصاب است و باید آنرا با شکر و یا عسل خورد .) * لیموشیرین (مزاج سرد و خشک ) : خوردن لیمو شیرین خشونت شش ها را رفع می کند.

* مریم گلی ( مزاج گرم و کمی خشک ) : از دم کرده مریم گلی برای شتشو و غرغره کردن در حلق و رفع ناراحتی حلق استفاده می شود .

* هل رسمی ( یا هل سبز – مزاج گرم وخیلی خشک ) : خوردن هل سبز رطوبتهای حلق را میخشکاند .

* یولاف ( مزاج معتدل و مایل به خشکی ) : نوشیدن دم کرده یولاف ، ورم حلق و حنجره را تسکین می دهد.

* گلابی ( مزاج گرم و تر – مایل به اعتدال ) : خوردن تخم گلابی ، حنجره را نرم می کند. ( خوردن گلابی زیاد در سرد مزاجها و کسانی که معده ضعیف دارند نفاخ و مضر است و باید آنرا با زنجبیل و رازیانه خورد . زیاد خوردن تخم گلابی مضر معده است .)

* زنجبیل ( مزاج گرم و خشک ) : خوردن دمنوش رقیق زنجبیل  ، رطوبتهای بلغمی غلیظ چسبیده به دیوار دستگاه گوارش را از بین می بزد. ( زیاد خوردن زنجبیل مضر حلق است و باید آنرا با عسل خورد .)

* سقز ( مزاج گرم و خشک ) : بلعیدن یک گرم سقز ، اخلاط لزج حلق و حنجره را از بین میبرد.

* شیرین بیان ( مزاج معتدل ) : نوشیدن  20 گرم ریشه بی پوست شیرین بیان رافع خشونت های حلق ، تنگی نفس ، مقوی اعصاب ، رافع سوء هاضمه ، داروی سوزش ادراری ، رافع امراض عصبی ، رافع امراض مغزی و جلاء دهنده رنگ صورت است .

*بید خشت ( سرد ) : خوردن بید خشت رافع خشونت حلق و سینه است .

*خربزه ( معتدل و تر – گرم و تر ) : خوردن تخم خربزه خشونت حلق را رافع است . بیماران گوارشی و دیابتی و کودکان اسهالی از خوردن خربزه بپرهیزند .

*بابا آدم (گرم و خشک) :دم کرده با با آدم برای معالجه ناراحتی های حلق درد مفید است .

*اسفرزه (سرد و تر) : خوردن اسفرزه و یا غرغره رقیق آب اسفرزه در گلو  ، برای خشونت حلق مفید است .

* گروهی از حکما طب سنتی : پیاز خوری ( مزاج گرم و خشک ) برای درمان حلق و مجاری تنفسی و بینی مفید است . پیازی که لای خاکستر گرم ( قرار داده شده در یک زرورق گاز )پخته شود با کره و روغن زیتون مصرف شود گرفتگی صدا را معالجه میکند.

* گروهی از حکما طب سنتی : انجیر ( مزاج گرم و تر ) برای نرم کردن سینه موثر است و تورم حنجره و زکام را مرتفع می کند .

* گروهی از حکما طب سنتی : جوشانده تره ( مزاج گرم و خشک ) و خوردن شربت آن در رفع گرفتگی صدا ، زکام و سرفه موثر است .

* غرغره کردن با آب نمک ( مزاج گرم و خشک ) : برای تهیه این محلول،‌ یک قاشق چایخوری نمک کوچک را با 250 میلی لیتر آب جوش مخلوط کنید. بگذارید سرد شود و هر 2 تا 3 ساعت استفاده نمایید. نمک خاصیت ضدباکتریایی دارد که تکثیر باکتری های عامل دردهای گلو را محدود می کند. البته استفاده بیش از حد از این کار می تواند به صورت معکوس خارش و سوزش گلو را تشدید کند. *در ابتدا و آخر غذا خوردن به اندازه یک گندم ، نمک ( مزاج گرم و خشک )  تناول شود زیرا با خوردن نمک ، نزله ها و اخلاط موجود در گلو را ضد عفونی و بی ضرر می کند و یا ترشحات هورمونی دستگاه گوارش را تحریک نموده و غذای مصرف شده بهتر گوارش میشود .

*آب نمک و درمان گلو درد ، پیامبر (ص): خداوند به موسى وحى کرد که غذا را با نمک ، شروع کن و با نمک به پایان برسان . نمک ، درمان هفتاد درد است که کمترین آن دردها، دیوانگى ، جذام ، پیسى ، گلودرد، دندان درد و دل درد مى باشد. محلول آب نمک را حتما می شناسید یکی از بهترین مواد برای درمان سریع گلودرد است. این محلول می تواند به عنوان یک ضد عفونی کننده و یا ترمیم کننده گلو به کار رود. روزانه دولیوان آب نمک حتما قرقره کنید. 

* اوکالیپتوس ( مزاج گرم و خشک ) : برای تهیه دمنوش 2 تا 3 گرم برگ های خشک گیاه را در 150 میلی لیتر آب جوش به مدت10 دقیقه دم کرده دو فنجان از آنرا در روز میل کنید.

*  کاسنی ( مزاج سرد و تر ) : کاسنی را با مغز فلوس بدون هسته دمنوش کرده و برای دردهای گلو ، به روش غرغره انجام شود .

*جهت مرض حناق ( خفگی گلو ) با مشک و زعفران آیه زیر را نوشته و با خود همراه داشته باشد .( سوره یاسین آیه 15 : ... و قالوا ربنا یعلم انا الیکم لمرسلون ) . (ک ختوم ج 1 ص 154 ) .

* زوفا ( مزاج گرم و خشک) با انجیر پخته برای دهانشویه ، ورم لوزه ها (غرغره) موثر است .

* قرص آلتادین مرکب از گل ختمی، ریشه شیرین بیان و اسانس نعنا بوده که برای ضد التهاب مخاط گلو و دهان مفید است .

* برگ زرشک  ( مزاج سرد و خشک)  را دمنوش کرده و پس از صاف کردن ، غرغره کرده تا گلو درد آرام شود .

*روش بخور دادن برای آنژین گلو با گیاهان ( اسطوخدوس با مزاج گروم و خشک ، برگ اوکالیپتوس با مزاج گرم و خشک و مزرنجوش با مزاج گرم و خشک  ) به مقدار یک قاشق از هر کدام در دولیوان آب جوش ریخته و به مدت 5 دقیقه از راه نزدیک و یا دور ( فضای محیط ) بخور داده شود . روش بخور از راه دور ( معطر کردن فضای محیطی ) هم موثر است .

*از روش غرغره با دمنوش آویشن ( مزاج خیلی گرم و خشک ) با مریم گلی ( مزاج گرم و خشک ) روزی چهار بار برای درمان اوریون استفاده میشود .

*موز خوری ( مزاج گرم و تر ) برای دفع گلو درد : موزها از جمله میوه‌هایی هستند که

نرم بوده و بلعیدن آن‌ها بخصوص هنگام گلودرد بسیار راحت است. این میوه همچنین از شاخص گلایسمی پایینی برخوردار بوده و سرشار از ویتامین‌B6 ، پتاسیم و ویتامین C است.

* سوپ مرغ محلی برای گلو درد : بسیاری از حکما طب سنتی معتقدند که سوپ مرغ کمک خوبی برای رفع گلودرد است. خوردن یک کاسه سوپ مرغ گرم از آن جا که دارای خواص ضد التهابی است می‌تواند به عنوان یک آنتی‌بیوتیک عمل کند. در تهیه سوپ مرغ از مواد غذایی سرشار از مواد مغذی مانند هویج، کرفس، پیاز، شلغم،‌ سیر و سیب‌زمینی استفاده کنید.

*مخلوط آب‌ لیمو و عسل برای گلو درد : مخلوط آب‌ لیمو و عسل یکی از روش‌های درمانی توصیه شده‌ای است که می‌تواند در تسکین گلودرد و نیز کاهش التهاب موثر باشد.

 *هویج پخته برای درمان گلو درد : هویج‌ها ماده غذایی مفیدی هستند که هنگام بیماری به عنوان یک دارو عمل می‌کنند. البته به خاطر داشته باشید برای تسکین گلودرد هویج پخته استفاده کنید چرا که خام آن موجب بدتر شدن درد خواهد شد. هویج، سرشار از مواد مغذی مانند ویتامین A، ویتامین C، ویتامین K ، فیبر و پتاسیم است.

*انغوزه ( گرم و خشک ) : خوردن کمی انغوزه صاف کننده صدا است .

*کشمش سبز ( گرم و تر ) : آب کشمش پخته با شکر یا عسل صاف کننده صدا است .

* قدومه ( خیلی گرم و خشک ) : خوردن قدومه صدای خواندن را صاف می کند . ( قدومه بسیار گرم است و اسراف در خوردن آن مضر کبد و کلیه است بالاخص برای گرم مزاجها ) .

* کنجد ( گرم و تر ) : خوردن روغن کنجد صدا را صاف می کند . ( کنجد دیر هضم است ودر معده   می ماند و برای رفع این مشکل بایستی با عسل و شکر خورده شود .).و لیکن خوردن آب کنجد باعث سقط جنین میشود .

*گلرنگ ( معتدل ) : نوشیدن دم کرده گلرنگ ، صدا را باز و آواز را خوش می نماید .

* مورد ( معتدل – سرد و خشک ) : نوشیدن آب دم کرده مورد دانه برای خون ریزی سینه و سرفه موثر بوده و برای جهاز تنفسی مفید است و مکیدن مورد و دانه آن سینه را صاف و صدا را نیکو می کند . ( برگ و دانه مورد دارای ویتامین A است )

* کندر ( گرم و خشک ) : خوردن کندر به اندازه یک گندم در هر وعده غذایی با مصطکی (

کندر رومی با مزاج گرم و خشک  ) برای افراد صوت خوانان مفید بوده و صدای آنان را لطیف و صاف می کند .

* گز انگبین ( گرم و خشک – یا معتدل ) : خوردن گز انگبین رافع خشکی سینه ، گرفتگی صدا و تنگی نفس است .

*گل ارغوان ( گرم و متمایل به اعتدال ) گل های درخت ارغوان را بجوید و بخورید که نشاط آور و صاف کننده و نیکو کننده صدای آدمی میباشد .

* انار شیرین ( مزاج سرد و تر ) را با پوست روی آتش بگذارید و سر آنرا باز کنید و در حین حرارت دادن روغن بنفشه یا بادام شیرین لابه لای آنرا تزریق کنید و آب انار را بخورید. خوردن انار شیرین و انار های سیاه پوست ، رافع گرفتگی صدا بوده و لیکن پس از غذا خوردن باعث فساد غذا شده و ضعف معده را در پی دارد و برای افراد تب دار مضر است .

*نخود ( مزاج گرم و خشک ) با شیر پخته شود برای رفع گرفتگی صدای ناشی از خشکی مزاج موثر است . نخود سبز با سیر تازه رافع خشونت صدا و یا گرفتگی ناشی از خشکی است و لیکن دارندگان زخم مثانه بایستی با زیره میل کنند .

*برای صاف شدن صدا بایستی شلغم ( مزاج گرم و خشک ) میل شود . برای خوردن شلغم در فرهنگ عامیانه مردم از شلغم بعنوان ماده گیاهی سرد کننده یاد میشود که کاملا" این باور غلط است. وبایستی از شلغم به عنوان ماده ای بسیار گرم و خشک کننده یاد کنیم .

*درمان خروسک :  گل ختمی( مزاج سرد و تر )  5 گرم ، فلوس ( مزاج گرم و تر ) 5 گرم ، بابونه ( گرم و خشک )  5 گرم ، گل بنفشه ( سرد و تر ) 5 گرم ، گیاهان فوق را مخلوط کرده و در یک لیتر آب جوشانده و سپس صاف کنید و در طول روز تا 60 استکان برای 5 روز میل شود .

*دمنوش ترکیبی با بارهنگ (مزاج سرد و خشک ) به همراه قدومه ( مزاج گرم و خشک ) و به دانه با اندکی عسل ، به عنوان نرم کننده سینه زخم و برطرف کننده سرفه و خارش‌های گلو مصرف سنتی دارد.

تنوع تغذیه های آسان برای رفع گرفتگی حنجره و گلو درد

* سیب بخار پز یا ( به ) بخار پز شده و همچنین سیب یا به ، که با آتش پخته شده باشد برای گلو و سینه مفید است ، چلو گشنیز با کمی گوشت ( کم روغن ) ، روغن زیتون برای گلوهای خشک ،  گاهی ضعف بدن باعث ارتعاشات صوتی و گرفتگی صدا می شود که گوشت و نخود و کمی پیاز را پخته و سپس آب آن را میل کنید . کباب برگ یا از عصاره گوشت که داخل بطری شیشه ای تهیه شده میل کنید  ، شربت خاکشیر با اندکی عسل ، آش کدو ساده ، کدو آب پز ساده  (کم روغن و بدون ترشی و فلفل) ، آش شلغم و برگ چغندر یا کمی اسفناج ، مصرف ترب ( مزاج گرم و خشک ) بیش از حد باعث تنگی صدا میشود .

معیار های انتخاب شعر

یکی از معیار های انتخاب شعر انتخاب صحیح آن در کنار موسیقی و آهنگ که یکی از عواملی است که مداح را در راه پر فراز و نشیب ستايشگري اهلبيت (ع) یاری می رساند. اگر شخصی هر قدر هم به آهنگها و الحان مختلف تسلط داشته باشد و بتواند در زمینه های مختلف به اجرای آموخته های موسیقی خود بپردازد،اما این الحان دلنشین همراه با شعر مناسبی نباشد نمی تواند اثرگذاری آنچنانی داشته باشد. هر چند بحث تلفیق شعر و موسیقی از مراحل پیچیده ای است که در دوره های عالی موسیقی توسط اساتید بنام تدریس می شود و در مبحث جداگانه ای به شرح و تفضیل به آن پرداخته خواهد شد، اما هدف ارائه  موضوع در این مقال، ارائه اصول ابتدایی شعر و راههای انتخاب آن براساس موازین و معیارهای ادبی می باشد تا بتواند حرکت مادحین در مسیر ستایشگری اهلبیت را شتاب بیشتری بخشد. شعر و ادبیات که یکی از هنرهای هفتگانه است كه  دارای زوایا، ابعاد و جنبه های مختلف و متنوعی می باشد و پرداختن به همه آنها از حوصله مستمعین خارج است، اما انگیزه نگارش این مقاله ، آشنایی ابتدایی با تعاریف و اصطلاحات و تسهیل فرایند انتخاب شعر برای مادحین می باشد.

نظم و شعر:

اگر هجاهای جملات به صورت منظم در ساختار کلام چیده شده باشند و بتوان نظمی را در تعداد و جایگاه هجاهای کلام القا كنند در آن صورت کلام ما منظوم خواهد بود. هر کلام آهنگین می تواند نظم باشد اما هر نظمی شعر نیست که با مشاهده و تامل در برخی اشعار می توان چنین نتیجه گیری نمد که بیشترین تعداد اشعار، در ابیات فارسی به صورت منظوم ارائه شده است.

نظم: هنگامی که برخی از کلمات به صورت منظم و با قاعده ای خاص به طور موزون کنار هم قرار گیرند تشکیل نظم را می دهند.

مثال: ای نام تو بهترین سرآغاز                       بی نام تو نامه کی کنم باز

شعر: شعر کلامی است که احساس آدمی را همراه با تخیل و حس آمیزی بیان می کند و نمود تجربه عاطفی و علائق درونی شاعر است که دیگران را به همراهی وا می دارد.

شعر فارسی عرصه عالی ترین تبلور ذوق و احساس و توانایی آدمی در آزادی از محدودیت ها و نشان دهنده قدرت بیان و یادآوری نغمه ها و زیبایی های ازلی است.

شعر می بایست تخیل و احساس شنونده را تحریک نموده و افکار او را به جهت های خاصی هدایت نماید. شعر با خصوصیاتی که گفته خواهد شد می تواند اثرگذاری فراوانی بر مخاطب داشته باشد. چنانکه مقام معظم رهبری می فرمایند زبان شعر گيراترين  ،خالص ترين  ورساترین زبانهاست. حال در این مقال به ارايه اصول ابتدایی انتخاب یک شعر مناسب برای استفاده در زمینه های كلی، بخصوص در مداحی می پردازیم.

اصول انتخاب شعر

اصول مقدماتی:

1- قافیه: به اعتقاد نيما، قافيه زنگ كلام است . آن قدر قافیه در ساختار شعر و سخن ادبی منظوم مهم است که تصور شعر بی قافیه دشوار به نظر مي آيد. قافیه کلمه ای است که در آخر 2 مصرع بیت اول و مصرعهای دوم بیتهای بعدی در شعر می آید که این کلمات دارای حرف های مشترک می باشد. مانند پنهان- احسان- سلطان که آن حرف روی مشترک در این کلمات است.

مثال:

مژده وصل تو کو کز سرجان برخیزم                             طایر قدسم و از دام جهان برخیزم

که در بیت بالا جان و جهان بعنوان قافیه آمده اند.

2- ردیف : کلمه یا کلماتی که در شعر بعد از قافیه می آید و هر 2 مصرع در بیت اول و در مصرعهای دوم بیتهای بعدی عیناً تکرار می شود(باتوجه به قالب شعر)

مثال: خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود           به هر درش که بخوانند بی خبر نرود

که  در بیت فوق نرود به عنوان ردیف و نظر و بی خبر بعنوان قافیه می باشند. شعری می تواند بدون ردیف باشد.مانند:

گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو            شرح د هم غم تو را نکته به نکته مو به مو

اما شعری را نمی توان بدون قافیه متصور شد.

3- وزن: وزن نظم و تناسب خاصی است در اصوات شعر. علم عروض یکی از اقسام علوم ادبی است که موضوع آن بحث در وزن= (آهنگ) شعر است و در مورد چگونگی ایجاد و انواع وزن، صحت و سقم آن و برخی شگردهای مخصوص کلام منظوم است. انواع وزن شامل عددی، تکیه ای،کمی و نواختی می باشد که شرح این اوزان در این مجال نمی گنجد. بحث عروض پیچیدگی خاصی دارد که نیازی به شرح و تفسیر آن نیست اما شعر باید مطابق با یکی از اوزان شعر فارسی باشد اینک به ذكر نمونه هايي از اوزان شعر فارسي می پردازیم.

1-3 فعلاتُن فعلاتُن فعلاتُن فعلن

ای که مهجوری عشاق روا می داری                  عاشقان راز بر خویش جدا می داری

2-3 مفاعلین مفاعلین فعولن

به صحرا بنگرم صحراتوبینم                           به دریا بنگرم دریاتوبینم

3-3 فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

دل به یار بی وفای خویشتن              دادم و دیدم سزای خویشتن

4- قالب اشعار

قالب شعر را می توان چهارچوب بیان شاعر دانست که به فراخور موضوع، مخاطب،درون مايه ،محتوا ،روايت، زمان و کاربرد ،از همديگر قابل تمايز مي باشد.. پس عوامل موضوع، مخاطب، زمان و مجال کاربرد و تناسب در ایجاد نوع و قالب اشعار نقشی اساسی دارد.

از قالبهای مشهور و متداول در اشعار فارسی می توان به مثنوی- قصیده- غزل- رباعی- دوبیتی- ترکیب بند- ترجیع بند و غیره اشاره کرد که هنرجویان عزیز می توانند جهت مطالعه بیشتر به کتابهای ادبی مرتبط با موضوع مراجعه نمایند.

اصول محتوایی

پس از انتخاب و تاييد شعر از طریق اصول مقدماتی که شامل شکل و ظاهر اشعار می شود به بیان برخی معیارهای محتوایی انتخاب اشعار در مداحی می پردازیم.

1- برخورداری از آرایه های ادبی و صنایع بدیع

منظور از آرایه های ادبی، هنرها و تکنیکهایی است که با عث تبدیل سخن یا شعر به سخن ادبی و هنری می گردند. همانطور که بیان شد فرق اساسی نظم و شعر در ایجاد تخیل و حسامیزی است که ذهن مخاطب را درگیر مطالب مفهومی و معنایی نماید که آرایه های ادبی و صناعات شعری شاعر را در این مسیر یاری می نماید.

آرایه های ادبی شامل تشبیه- جناس- تشخیص- مجاز- تلمیح- ایهام- مراعات نظیر و غیره می باشد که برخورداری اشعار از این صنایع و لطایف احساس و تخیل شنونده را بر می انگیزاند و موجب اثرگذاری فراوان اشعار خواهد شد. استفاده مناسب و بجای این آرایه ها علاوه بر نزدیکی به مرز تخیل موجب غنای محتوایی اشعار نیز خواهد شد.

2-انتقال پيام و مفهوم سازي

اين معيار به خصوص در انتخاب اشعار مداحي جايگاه ويژه اي دارد . مداح اهلبيت (ع) با توجه به رسالت سنگين خود و نقشي كه در آشنايي مخاطب با معارف اهلبيت (ع) و آگاه سازي جامعه با جنبه هاي زندگي ائمه اطهار دارد بايد اين معيار را به طور جدي در انتخاب اشعار لحاظ نمايد . صرف داشتن اصول ابتدايي و مقدماتي و برخورداري از آرايه هاي بديع نميتواند معيار مناسبي براي انتخاب اشعار مورد استفاده در مداحي باشد . اشعار كاربردي در مداحي بايد مفاهيم و پيام هايي را در مورد زواياي پنهان و پيداي شخصيت ائمه معصومين و بزرگان دين به مخاطب خويش انتقال دهد . از جمله پيامهايي كه مداحان در انتخاب و شاعران در نوشتن اشعار می توانند به جامعه منعکس نمایند عبارتند از حفظ حجاب- ظلم ستیزی- امر به معروف و نهی از منکر- جهاد در راه خدا- برپایی نماز- انجام واجبات و ترک محرمات اخلاق اسلامی و ... بدیهیست انتخاب اشعار داستانی با پایه محتوایی و مبنایی ضعیف با هدف برانگیزی احساسات و هیجانهای آنی و ذکر مطالب غیر ضرور، ستایشگر اهلبیت را در انتقال پیام و مفهوم سازی کمک شایانی نخواهد کرد.

3- مطابقت با احادیث ،روایات و مقاتل معتبر: مسلماً شعری که از معیارهای پیش گفته برخوردار باشد و در اوج زیبایی و در عین سلاست و بلاغت، با احادیث و روایات متداول اسلامی به نقل از چهارده معصوم(ع) و مقاتل معتبر شیعه مطابقت نداشته باشد شایستگی ارائه به مخاطب را نخواهد داشت. در این خصوص به مادحین عزیز توصیه می گردد کتابهایی که حاوی احادیث ائمه می باشند و مقاتل معتبر شیعه من جمله لهوف، مقتل مقرم- نفس المهموم- منتهی الامال و ... را مطالعه نموده و با شناخت بیشتری پای به عرصه انتخاب شعر بگذارند.

 در پایان به استحضار خوانندگان گرامی می رساند که اصول فوق به صورت مختصر و مجمل در حالت کلی با هدف ترسیم چهارچوبي براي شناخت  ارائه شد و در مقاله های بعدی به طور جداگانه مورد بحث و شرح وبسط ... قرار خواهند گرفت.

منابع وماخذ:

زینلی، محمدجواد .زبان و ادبیات فارسی. تهران: نشر نگاه دانش، 1388.

شمسیا، سیروس. آشنایی با عروض و قافیه . تهران: انتشارات بدیهه، 1374.

مرادی، عالیه .متون ادب فارسی و آئین نگارش .زنجان :انتشارات نارمک 1382.

توصیه های حاج منصور به مداحان

من ندانم کيستم اما شما را دوست دارم   هر که هـستم خاندان مصطفي را دوست دارم

مرغ روحم چون کبوتر پر زند سوي مديـنه  هم خراسان هم نجف هم کربلا را دوست دارم 

کمتر از آنم که باشـم بنده ي شاه ولايـت  گر چه خــــــــود آلوده ام اهل ولا را دوست دارم

دوستـــي از دوستان دوستان اهل بيتـم هر که هستــم شيعيان مرتضي را دوست دارم

گر نکير و منکرم پرسند آوردي چه با خــود  در جواب هر دو گــــــويم من رضا را دوست دارم

 استاد حاج منصور ارضی (جلسه پنجم) درس رسالت نوکری

مثلا مسلمانهائی که با جعفر طیار (علیه السلام) به وادی نجاشی یعنی حبشه رفتند یا بلال که نامش همراه اذان بلند است یا اصحاب کهف که قرآن از ایشان نام برده،همه و همه رنج هایی رامتحمل شده اند که در تاریخ مشخص است.خیلی ها قبل ازاین که اهل بیت(علیهم السلام)بیایند،فدایی شدند و داخل روغن های داغ انداخته شدندو سوختند، چرا؟ برای این که مداح خدا بوده اند و نام خدا بر زبانشان جاری بود.

خیلی از نوکرهای اباعبدالله الحسین(علیه السلام)به جرم این این که نام حسین (علیه السلام)را بردند به زندان رفتند. سرب داغ روی سرشان ریخته شد و کشته شدند و مثله گشتند.
بعد از هزار و چهارصد سال که از تاریخ گذشته است و ملائکه آمده اند ورفته اند،پیغمبر و امامان ما رنج هائی را متحمل شده اند،هرکدام به نحوی به شهادت رسیده اند،در خانه اهل بیت(علیهم السلام)آتش گرفته،سرها بریده شده و حالا نوکر این خانواده شده ایم و قدر این نوکری را نمی دانیم و آن را در اثر بی معرفتی خیلی از مردم گذشته و حال،وبه علت بی توجهی خودمان یک امر کوچک می دانیم و خیلی جاها مخفی می کنیم که ما نوکر امام حسین(علیه السلام)هستیم .

 در عوض مطرح می کنیم که ما تحصیل کرده ایم و دارای فلان مدرک تحصیلی هستیم.ما باید بدانیم که شغل اول واصلی ما نوکری امام حسین(علیه السلام)است.شاید این نوکری در انظار مردم سبک باشد.اما این نظر مردم نباید برای ما معنایی داشته باشد.اشاره به همان صحبت حضرت امام (ره)که فرمود:اگر مردم شب بگویند زنده باد و صبح بگویند مرده باد،برای من فرقی نمی کند.برای ما هم باید این چنین باشد،چون ما به نتیجه نوکری رسیده ایم.

این عقیده بنده است که اگر کسی نوکر امام حسین (علیه السلام)را اذیت کند،مانند این که خود امام حسین(علیه السلام) را آزار داده است.این در صورتی است که ما به ارباب مان اطمینان داشته باشیم،کار خلاف و ناشایست که امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) راضی نیست راانجام ندهیم.

اگرشما و خانواده خود زمینه گناه فراهم کردید و آلودگی ایجاد شد،دیگر توقع نداشته باشید امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) یاریتان کند.شما کار نا شایست انجام ندهید،ببینید امام حسین(علیه السلام)چه می کند.خدا شاهد است که خود بنده چندین بار به این مقصود رسیده ام.

این جمله از دعای کمیل را که می فرماید: اللهم و من ارادنی بسوئ فارده و من کادنی فکده.


خدا وامام زمان (عجل الله تعالی فرجه)اول از تو قبول میکنند چرا که به((وبشکرک مادحه))رسیده ای تا می گوئید ((هرکه به من نظر سوء دارد،به خودش برگردان))همان موقع به او می خورد.باید به حقیقت این مطلب برسید و بعد بخوانید.


چطور شما جگر،دل،کبدو کلیه هایتان را یک ساعت و نیم وقف خواندن دعای کمیل برای مردم می کنید،ولی خودتان ناامید از دعای کمیل برمی گردید؟معلوم می شود به حقیقت مداحی نرسیده اید.بنده به این نتیجه رسیده ام که اگر شب جمعه به دعای کمیل نروم آن هفته برایم تیره و تار است و احساس می کنم گم کرده ای دارم.آیا شما هم اینگونه هستید ؟اگر هستید خوشا به حالتان ولی اگر نیستید ضرر می کنید و به جایی هم نمی رسید.

پس مداحی تعریف نداشت خدا در قرآن مدح اهل بیت (علیهم السلام) را نمی فرمود: انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا.
هر وقت این آیه را شنیدید و خواستید خداوند عطایی به مرحمت کند صلوات بفرستیدخدا از اهل بیت(علیهم السلام)تعریف کرده است،پس مداحی صفت خدایی است.

در روایت آمده است که امام جواد(علیه السلام)فرموده:یک صفت از خدا داشته باشید.مثل ستاریت خدا که البته ما نوکر ها صفت مداحی را گرفته ایم.پس اگر ما مدح اهل بیت(علیه السلام) را می کنیم،دستور بندگی ایت که خداوند بدان امر کرده تا ما آن را اجرا کنیم.

یکی از دستورات بندگی ایناست که ما آنچه را قرآن درباره اهل بیت(علیهم السلام)تعریف کرده است بازگو کنیم.منتهی به چه زبانی،به زبان نغمه و شعر که به قلب نزدیک تر است. البته مردم شعری را که دارای نورانیت اللهی باشد زودترمی پذیرند.

درس رسالت نوکری (جلسه چهارم) استاد حاج منصور ارضی ادامه بحث شکر

کسی که ((وبشکرک مادحه))سر مشق اوست و مداح هست، غیراز آن که باید شکرخداکند باید این شکر را مدح کند.یعنی برای مردم نعمت ها،شکرنعمت و کلا وادی شکرومشتقات راباز گو کندو باید همیشه یاد آور تمام مراحل بندگی انسانها از اول خلقت تا آخرخلقت آن ها باشد.

این یک نوع وظیفه سنگین رسالتی ماست که مردم رابه یاد خدا و غفلت های خودمان از این نعمتها بیندازیم و کفران نعمت ها،شکرنعمت ها،دستگیری خداو ستاریت خدا رابیان کنیم که اگر بیان نکنیم مشکل پیدا می کنیم.ما باید بفهمیم که این وظیفه بی جهت برگردن ما نیافتاده است و حساب و کتابی دارد.

پس ما باید اول مداحی خدا را کنیم،مدح خدا به اندازه آنچه نعمت به ما رسیده است و نه بیش از این،چرا که درباره نعمت خدا بحث لا یصف پیش می آید که ما نمی توانیم وصف نعمت خدا را آن چنان که هست بیان کنیم ولی می توانیم این رزاقیت خدا را به مردم تفهیم کنیم که این نعمت ها و صفات خدا به زبان مداحی و با نغمه و نوا انجام پذیر است.دانستن این نکته ضروری است که هر فطرتی که برای انسان ها در عالم قرار داده شده است با نغمه ساخته شده است.

اگر می گوییم در شش روز زمین و آسمان خلق شده،با نوا خلق شده است.روز و شب یک نواست که حالت پایین و بالا دارد و یک نت است.حال که مردم با این نت،صدا،آهنگ،نغمه و نوا که یک معنای الهی می دهد ساخته شده اند ما هم ازاین نوا استفاده می کنیم.

لذا می گویند قرآن خواندن برای مردم خوب است اما اگر با لحن خوش خوانده شود،ارزش بیشتری دارد.
در روایات و خود قرآن هم حدودی را بیان می کنند که این نغمه باید به نحوی خوانده شود که داری حزن باشد،حزن ممدوح.حزنی که انسان را بیدار می کنند.

روایت داریم که اگر کسی قرآن را به صورت آهنگ و موسیقی بخواند و طوری بخواند که نظرش دنیایی باشد و بخواهد صدایش را نشان بدهد،فردای قیامت چگونه عذاب می شود. پس می توانیم ((و بشکرک مادحه))را اینطور معنا و تعبیر کنیم که ما به شکری که خودت به ماارزانی داشته ای اول مداح خودت شدیم.

اینکه مااین مدح رااز کجاواز چه کسی آموختیم؟در جواب می گوییم از دعای کمیل واز صاحب دعای کمیل یعنی علی(علیه السلام)پس ما باید مدح امیرالمومنین(علیه السلام) را هم بیان کنیم که وظیفه ما و در فطرت ماست.درفطرت ما قرار داده اند که مداح اهل بیت(علیهم السلام)را بیان کنیم،منتهی هر کس به اندازه وسعش.آن کسی که بهتر می تواند اجرا کند وارد صحنه می شود و به یک نتیجه عالی هم می رسد.

لذا مداحی تکلیف کلیه انسانهایی است که بنده خدا هستند و ما می بینیم که همه انبیا این کارراانجام داده اندوبه نتیجه هم رسیده اند،زیرااگر حرکت الهی باشد،دارای نتیجه نیز خواهد بود.حال دراین راه دراین وادی یک عده از انسان ها هم بوده اند که مدح نفس،شیطان و بت های خود را کرده وبه زبان دیگر مدح شاهان روزگار راکرده اندکه ازنظر خداو اهل بیت(علیهم السلام)مردود هستند.

ولی ما وبزرگان ما مدح پاکان روزگار را انجام داده ایم و می دهیم.لذا خیلی از علمای بزرگ ما عنایات خاصی به مقوله مداحی دارند و مداحی خدا و اهل بیت(علیهم السلام)را هم برای خود و هم برای دیگران تاج افتخار می دانند.به خاطر همین است که خیلی از علماءبعد از وعظ،مداحی می نمودندو می گفتند که ما هرچه داریم از این نوکری است.


پس نوکری امرساده ای نیست،چراکه اگر ساده بود انسان ها انتخاب نمی شدند.درست است که انسان هر کارخوبی که انجام می دهد،خواست خدا بوده وخود انسان نیز انتخاب کرده است.حال که انتخاب کرده است باید بداند که این راه سخت است.مداحی خدا به پای چوبه دار رفتن دارد.به صلیب کشیده شدن دارد.سرجدا شدن دارد.این را بدانید که زمانی بوده استکه اگر کسی نام خدا را می بردیا سر ازتنش جدا می شد ویادر آتش می سوخت.

سلامت ماندن حضرت ابراهیم(علیه السلام)راخدا اراده فرمود و به آتش امر کرد: یانارکونی بردا و سلاما علی ابراهیم.

درس رسالت نوکری (جلسه سوم) استاد حاج منصور ارضي

تعریف نوکری اهل بیت (علیهم السلام):

هرگونه خدمت گزاری مانند بر پایی مجالس سخنرانی مستمع بودن سینه زن بودن و از مصادیق عام نوکری اهل بیت می باشد لکن اینجا معنای خاص آن مورد نظر است :
به زبان ساده این که مداحی ابتدا شکراست و بعد جاری کردن این شکر به زبان و سپس بیان مصادیق شکرگزاری به زبان مدح برای عموم به شرط آنکه این مدح دال بر وجود آن ویژگیها در وجود ممدوح باشد.  

شرح تعریف نوکری:

دردعای کمیل آمده است و بشکرک مادحه، یعنی هر بنده ای به زبان امیرالمومنین (علیه السلام)باید شکر گزار و شاکر خدا باشد،یا شکر مدح کند با به دروازه شکرنتیجه مداحی اش معلوم شود لذا خیلی از علمای بزرگ ما این نتیحه را گرفته اند که مقام شاکرین آخرین مقام است حتی آخرین حرکت بندگی شاکربودن است .

حتی در زیارت عاشورا و سجده آخر زیارت که بحث خیلی عظیمی دارد،موضوع شاکرین مشخص می شود. در جملات ابتدایی دعای کمیل و قبل از جمله و بشکرک مادحه آمده است :
واسئلک به جودک … وان توزعنی شکرک .

یعنی خدایا از درگاه جود و کرمت مسئلت می کنم که شکر و سپاست را به من بیاموزی که اگر در مرحله اول این دعای ما قبول شود به مرحله دوم که همان مدح شکر است می رسیم.

منظور از ان توزعنی این است که خدایا باید خودت بیاموزی و بدهی . حال به صورت اکتسابی باشدیااحسانی . پس معلوم می شود این شکر ، خود یک حالت ، پدیده ، اخلاق و فضیلت الهی است که اول خدا باید لیاقت کسبش را بدهد ، لذا کسی که شاکر نباشد ارزشی ندارد .
حتی می گویند کسی که می خواهد به راه شکر برسدباید اول از مردم شروع کند،در آن روایت مشهور و عظیم هم که همیشه در اذهان مردم نیز بوده آمده است:
من لم یشکرالمخلوق لم یشکر خالق، پس موضوع شکر بیان شد.
انسان در شکر فقر خودش را می بیند و هیچ وقت به همراه شکر عجب نخواهد آمد.شکر باعث رد رزائل و کسب فضائل می شود.شکر باعث ازدیاد و اکمال نعمتمی شود که ازآیات و روایات این نکته مشخص می گردد.

حال داریم((وبشکرک مادحه))،((به شکرت مداح شدم و یا مدح شکرت را گفتم))نشان دهنده معنای کلی این جمله نیست و با این قالب جور در نمی آید. کسانی که شاکرند وشکرشان را به زبان می آورند قلیلند که این همان آیه قرآن است که می فرماید:
((و قلیل من عبادی الشکور.))
خداوند در جای دیگر در باره خود می فرماید:((فان الله شاکر علیم))
این آیات تفسیر دارد و نیاز به مفسر است و ما هم قصد تفسیر نداریم ولی به زبان خودمان می خواهیم ظاهر موضوع را بیان کنیم.
این آیه نشان دهنده این است شاکر کسی است که زبانش گویاست و نعمتهای خدا را بیان می کند.گروهی در حین بیان کردن نعمتهای خداوند مردم را نیز به سوی خدا دعوت می کنند.

ما در مقام شکرگزاری دو حالت داریم:حالت تولا این که باید شاکر باشیم و شکر گزار نعمت های خداوند ،مخصوصا آن نعمت عظیم که ولایت کلیه علویه اهل بیت(علیهم السلام)است که در آن ولایت خداهم موجود است.وحالت دوم این که شاکرانی هستند که علاوه بر شاکر بودن باید این شکر گزاری را نشر هم بدهند که به این گروه می گویند ((مداح شکر))چون مداح یا
نوکر خدا واهل بیت(علیهم السلام)کسی نیست که برای روزمره دنیا کاری را انجام بدهد بلکه ما برای او یک نوع رسالت قائلیم.

درس رسالت نوکری (جلسه دوم) استاد حاج منصور ارضي

از دیگر بزرگانی که می توان به عنوان بزرگ این راه به وی اشاره کرد، حاج حسن ارضی است. اوصاحب نفسی است که شاگردی مرحوم شیخ محمود نجفی را برای خود فضل می داند و به آن افتخار می کندوبهره مندی خود را از آستان ارباب مدیون حاج اکبر ناظم (رحمة الله علیه) می داند. نوای حاج حسن ارضی سال های مدیدی در صحن و سرای سیدالکریم عبدالعظیم حسنی علیه السلام پیچیده است.

مرد مناجاتی که چهل سال مداوم کمیل امیر المومنین علیه السلام را برای مردم مشتاق به درگاه الهی خوانده است.ایشان اولین استاد خود را حاج آقا شمس فخر می داند. حاج حسن ارضی مداحی را هنر می داند و حرفه معرفی نمی کند.

حاج آقا آرام ایشان را “مجسمه اشک” می دانست و می فرمود:” از آن لحظه ای که حاج حسن به زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی(علیه السلام) می آمدگریه می کرد و تا آخر دعای کمیل اشک می ریخت. آن قدر بزرگانه با خواننده های دیگر برخورد می کرد تا راه پیدا کنند و پیشرفت نمایند و با مبتدی ترین خواننده گریه می کرد و مجلس او را گرم می کرد.بالاترین حاجات مردم در دعای کمیل سحر شب جمعه سید الکریم که با نفس حاج حسن ارضی عطر آگین بود برآورده می شد.

 یادم نمی رود یکی از رفقا که بعد از مدتی از خویشان حاج حسن آقا شد، بیماری سختی داشت که وقتی در فاطمیه در منزل حاج حسن آقا خدمت ایشان رسیدیم فرمودند: این درد در سحر شب جمعه درمان می شود و همان هم شد.” از حاج حسن آقا ارضی می توان به عنوان اولین استاد حاج منصور یاد کرد که در زمینه های مختلف مداحی برای او استادی کرده است.
 
در اینجا جا دارد ذکر خیری از مرحوم محبوبی داشته باشیم. مرحوم حاج آقا محبوبی، فردی بود کاسب که شغلش خرید و فروش در و پنجره های قدیمی بود. حاج آقا منصور با خیر از او یاد می کند.مردی که اهل مزاح بود ولی شوخی بیهوده از او نمی دیدند.راه گریه کردن را به قول خود حاج آقا، آقای محبوبی به ایشان یاد داد.
 
حاج آقا منصور ارضی می فرماید:
((سال ۴۱ و ۴۲ که از میدان اعدام به نازی آباد می رفتیم، در هیئتی به نام هیئت صبح های جمعه با ایشان آشنا شدم. او در اولیای خدا بارز بود.تقوی و عزاداری را با هم داشت. می فرمود تا کامل اشک نریختی، ناله نزن . ایشان مورد نظر شیخ رضا سراج بود . حالات گریه را که در روایات آمده را کاملا رعایت می کرد .

گریبان را باز می کرد و آستین را بالا می زد . ایشان برای امام مجتبی (علیه السلام) گریه عجیبی داشت . او یک فرد عادی بود اما وقتی وارد جایی می شد غوغا می کرد . او در مسجد خدا از دنیا رفت . انسان از دیدار او هیچگاه سیر نمی شد . در گریه توجهی به تماشای مردم نداشت .

روز عاشورا که بیرون می آمد روی زمین داغ می نشست و زبان می گرفت و جملاتی از مقتل می خواند و گریه می کرد کانه فرزند خودش از دنیا رفته . یا پدر خودش را کشته اند . او راه گریه کردن را به من یاد داد . براستی آن روایتی که فرموده اند : ((مردها در عزای ما مثل زن بچه مرده گریه خواهند کرد )) مصداقش حاج آقا محبوبی بود .

از دیگر اساتید ایشان می توان به حاج احمد آرونی متخلص به آرام دل ، شاعر اهل بیت (علیهم السلام) اشاره کرد . سوادش مکتبی بود ولی حکمت داشت .ارادت وی به امام زمان (عج) زبانزد است . این نکته را غالبا در آخر شعرهایش می توان یافت . آرام در ردیف صاحب نفسانی بود که بعضا شعرشان مستقیم از دهان ذوات مقدسه به آن ها تفویض شده است .

خود آرام می فرمود شبی فی البداهه در روضه حضرت زهرا (علیها السلام) از زبان علی (علیه السلام) گفتم : ((به پیش مصطفی شرمنده باشم )) بعد که به خانه رفتم بعد از گریه طولانی خوابم برد ، در خواب جمال دل آرای رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) و امیر المومنین (علیه السلام) را زیارت کردم و علی با گریه عجیبی برخاستند و به من فرمودند می دانی بقیه اش چیست ؟ و بعد فرمود: (( که زهرا کشته و من زنده باشم )) .

آرام را در شعرهایش می توان شناخت . پیرمرد خانه نشینی که حماسه آفرین بود . نقش آرام دل را در شلمچه باید از نوارهایی پرسید که صدلی سینه زدن شهدا هنوز در آن محفوظ است . اگر غوغای کنار علقمه در مسجد جامع تهران به تصویر درآمد و خیلی ها با همان شور و حال رفتند و شهید شدند ، اثر شعر آرام و سبک آرام بود . او با تمام آرامش خود شور و ولوله بپا می کرد:

کنار علقمه شد غوغا
حرم دیگر ندارد سقا
واویلا واویلا واویلا

یادگار مرحوم حاج احمد آرونی (آرام دل):

 کنار علقمه شد غوغا
حرم دیگر ندارد سقا
واویلا واویلا واویلا

درس رسالت نوکری (جلسه اول) استاد حاج منصور ارضی

((هنوز با مرحوم چمنی آشنا نشده بودم. آقا شیخ محمود رحمة الله علیه در مسجدی در خیابان استخر صحبت و موعظه می فرمودند ، هیئتی هم بود به نام عشاق الحسین(علیه السلام) واقع در نازی آباد . آنجا هم می رفتیم . آقا شیخ محمود ، اصول دین می فرمودند . مسجدی را که در خیابان استخر ایشان منبر می رفتند ، اوایل انقلاب خراب کردند . خدا لعنت کند کسانی را که حرمت آن مسجد را نگه نداشتند . آقا شیخ محمود تحریری حقیقتا استاد اخلاق بودند .

هرکسی پای درس ایشان می نشست اگر اهل دیانت بود ، کسب فیض می کرد . اکثر کسانی که اطراف ایشان بودند از افراد مومن بودند. رسم ایشان در منبر رفتن بر این منوال بود که سلام و حمد و ثنای خدا را که انجام می داد چند خط شعر یا روضه می خواند و دل حاضرین و مجلس را تطهیر می کرد . هرکه پای منبر ایشان می نشست دلبستگی اش به دنیا کم می شد . یادم هست خود ایشان زندگی شاده ایی داشت .

بعضی از فرزندان ایشان الان عالم هستند . مرحوم شیخ محمود نجفی چندین بار به بنده فرمودند که من (شیخ محمود نجفی) در چند درس شاگرد شیخ محمود تحریری بوده ام . آقا شیخ محمود تحریری گرچه سن شریفش از سن شیخ محمود نجفی بیشتر بود ، ولی با این حال بعد از شیخ محمود نجفی از دنیا رحلت فرمود . ایشان هنگام تکبیره الاحرام نماز مغرب و عشا از دنیا رحلت فرمودند . مرحوم تحریری در بحث فلسفه و عرفان و دروس حوزوی قوی بودند .

این قبیل افراد دیگر نایاب هستند. البته خدا هیچ وقت بی حجت نمی ماند و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم هیچگاه بدون حجت نخواهند ماند . آقا شیخ محمود تحریری در باب گریه و نوکری ،بدون حرف درس می دادند.

 از دیگر کسانی که می توان بعنوان واسطه فیض برای حاج منصور، به وی اشاره کرد ، شیخ محمود نجفی است . مرد صاحب کرامتی که خود نوحه خوان اباعبدالله الحسین بوده است . ایشان قبل از اینکه به دروس حوزوی روی بیاورند نوحه خوان بوده اند .

دروس حوزوی را از ابتدا نزد آقا سید احمد خوانساری (ره) شروع نمودند . حضرت امام (قدس سره) بارها به تقوای آقا سید احمد خوانساری اشاره فرموده اند . شیخ محمود نجفی مسئول هیئت جمعیت حسینی تهران بود و یک منبری قوی بود . با این وجود فقط دهه اول محرم را منبر می رفتند و در ایام سال منبر نمی رفتند .

حاج آقا ارضی می فرماید : ( تفاوت سنی ما با ایشان زیاد بود ولی عجیب بود که نشاط جوانی در ایشان موج می زد . من اگر پیرم ولی عشق جوان دارم هنوز . یکی از نکات بارز ایشان این بود که اول شوخی و مزاح می کردند و بعد مسایل دینی را مطرح می کردند .

شیخ محمود نجفی (ره) به ایام صادقیه خیلی توجه می فرمود . بزرگانی همچون آیه الله امامی کاشانی و شهید هاشمی نژاد برای ایشان منبر می رفتند . مرحوم آیه الله آقا سید احمد خوانساری هم در ایام صادقیه یک روز به روضه آقای نجفی تشریف می آوردند .حاج آقا منصور می فرمودند : (( همیشه بالای محراب آقای نجفی عکس حرم اباعبدالله الحسین (علیه السلام) نصب بود .

ایشان خیلی با سند و قوی روضه می خواندند . وقتی در بازار سینه زنی می کردیم ، ایشان مثل مردم عادی با سر و پای برهنه در دسته عزاداری شرکت می کردند و برای مردم در بازار حرف می زدند و با این که صدایش گرفته بود ، صدایش به همه می رسید .

این کار ایشان شبیه به تصرف بود . هنوز یادم نمی رود ، دهه اول محرم سال آخری که در قید حیات بودند ، خود را به زیر پای سینه زنان امام حسین (علیه السلام) انداخت و می فرمود دوست دارم به این وسیله پاک و مطهر اربابم را زیارت کنم و همان سال در اربعین ارباب بی کفنش از دنیا رفت و عزایش با عزای سیدالشهدا (علیه السلام) یکی شد . تربت پاک آن مرحوم در ((قبرستان نو )) واقع در شهر مقدس قم قرار دارد .

یکی دیگر از اساتید وی در وادی مناجات مربی عالیقدری برای حاج منصور ارضی بوده است ، آقا سید علی میرهادی است . خود حاج آقا ارضی می فرماید : (( از کودکی با پدرم به مسجد امین الدوله می رفتیم. آن وقت ها در ماه مبارک رمضان ایشان مناجات می خواندند.

شب اول را به علت اینکه معلوم نمی شد ماه رمضان است یا نه مراسم رسمی صورت نمی گرفت. بعد از انقلاب ما با مرحوم چمنی و رفقای دیگر ماه رمضان را دیگر صد در صد می رفتیم. یعنی اگر قبل از انقلاب چند شب می رفتیم،بعد از انقلاب دیگر هر شب می رفتیم.

غیر از شب های احیا که خودمان هیئت داشتیم. ایشان در تعبیر و تفسیر دعا ید طولایی داشتند؛ دعاهایی مثل ابوحمزه، افتتاح ویستشیر. سال آخری که در قید حیات بودند مجلس نگرفتند و وقتی در مشهد خدمت ایشان رسیدم، فرمودند:در رویای صادقه دیدم که بلندگو را از مقابل من برداشتند. دریافتم که امسال به میهمانی خدا می روم.))

وقتی از ایشان درخواست سفارش و وصیت کردم این فراز زیبا از دعای کمیل را برای من خواندند که والدوام فی الاتصال بخدمتک. والسلام

  

 

گرفتگی بینی

                     

 

آیا شما از  گرفتگی بینی  خسته شده اید؟ آیا فعالیت روزانه شمارا مختل کرده است؟ احتقان سینوس می تواند به هر د لیلی  اتفاق بیفتد. ما در این مقاله، راههایی  برای باز شدن  بینی گرفته را  توضیح می دهیم ،  سپس  راهنمایی سریع، آسان در مورد چگونگی اصلاح احتقان مزمن یا موقت  را بیان میکنیم. عفونت، اختلالات ساختاری، آلرژی ها، و رینیت : پزشکان چهار عامل اصلی در احتقان بینی را شرح داده اند.

مراحل

قسمت اول: درمان

اسپری بینی : یک قاشق چای خوری نمک یک فنجان آب گرم، به طور کامل مخلوط کنید. محلول آب نمک را در یک سوراخ بینی  با استفاده از یک قطره چکان در حالی که سر خود را کمی به عقب کج. کرده اید. اجازه دهید  آب نمک به مدت 10 ثانیه بماند ، و سپس به آرامی تخلیه   کنید تخلیه به این صورت است که آب از سوراخ بینی عبور دهید

 

2-سعی کنید  مطابق شکل بینی را آبیاری کنید  این کار بطور سریع گرفتگی بینی را باز میکند و نیازی به اسستفاده از دارو نیست با اینکه دلهره اور بنظر میرسید ولی اینطور نیست

 

در آبیاری  آب ولرم و استریل را در حدود 16 اونس همراه با یک قاشق چایخوری نمک در وسیله ای بریزید سررا درزاویه 45 درجه نگه دارید بطوریکه سوراخ بینی رو به بالا باشد و محلول را در حفره های بینی ریخته طوری که از سوراخ دیگر بیرون بیاید شما از طریق دهان فقط آن را تف کنید و چند ضربه ملایم به بینی بزنید .اگر اینکاررا چند وقت یکبار انجام دهید  مشکلات سینوسی و آلرژی شدید  درمان میشود  وقتی کمی بهتر شدید توصیه میکنیم سه بار در هفته این کاررا انجام دهید

 

3-نفس خودرا نگه دارید و با فشار بینی در اتاق  راه بروید و با اشاره سر به آرامی به بالا و پایین  نفس خودرا نگه دارید تا وقتی انجام بدهید که  حس کنید نیاز به نفس کشیدن دارید و این کاررا یک یا دو بار در هر ساعت  هر بار بمدت 2تا 3 بارتکرار کنید.

در هوای گرم و مرطوب با در هوای سرد؟ اگر فرزندتان دچار گرفتگی بینی شده است  باید درمحل سرد باشد . این روش بهترین گزینه باری گرفتگ ی بینی کودک است

4- استفاده از رطوبت
مرطوب کردن هوا برای باز شدن بینی بسیار خوب است در جاهای بیش از حد خشک قرار نگیرید.اگر نیمخواهید دستگاههای مرطوب کننده بخرید  شما میتوانید کمی آب جوش بیاورید  و درکنار بخار آب گرم استراحت کنید  چون بخار آب گرم رطوبت را افزایش میدهد رطوبت میتواند موثر باشد ولی بیش از حد از دستگاههای مرطوب کننده  مناسب نیست چون  هوارا در حالت معلق نگه میدارید و برای سلامتی آسیب میزند و باعث مشکلات تنفسی میشود

 

5-استفاده از روش دیگر برای بخار به این ترتیب است که 10 تا 15 دقیقه هاپ دوش کنید یعنی بایستید در گرمای رطوبت اب و نفس را  نگه دارید وتا ریه ها پر شود و معابر بینی با بخار آب بازشود

 

استفاده ازد رمان بخار آب برروی دیگ بخار آب . مطمئن باشید که آب گرم طوری نیست که صورتتان را بسوزاند. کمی چای بابونه به آب اضافه کنید و با حوله سر خود بپیچید تا بخار بیشتری جذب بینی شود

 

6- افرادی که مبتلا به سرما خوردگی هستند در اثر دمیدن به بینی   این احتقان بدتر میشود نظر علم در مورد این ادعا چیست؟

دانشمندا ن دریافتند که دمیدن بینی باعث فشار به سینوس میشود و این روشها ی سنتی است که باعث بدتر شدن میشود
دانشمندان توصیه میکننید با دمیدن یک سوراخ بینی  می تواند ضد احتقان  خوبی باشد

 

7-استفاده از دکونژستان های بینی برای سرماخوردگی و آلرژی که  که مواد تشکیل د هنده آنها معمولا ازپسودوافدرین یا فنیل افرین  است

اسپری های ضد احتقان مانند  اکسی متازولین , نافازولین یا فنیل افرین از طریق بینی است  که این اسپری های ضد احتقان مباید  بیش از سه باردرروز استفاده کرد چون باعث بدتر شدن می شود.
ضد احتقانها میتواند در شکل قرص نیز باشد

 

8-اگر گرفتگی بینی شما از آلرژی است   میتواند  آنتی هیستامین موثر باشد  چون آنتی هیستامنین یک ضد احتقان است

 

 

9– ماساژ سینوس ها هرچند که این روش قدیمی است و ازمد افتاده است ولی برخی از مردم این کاررا میکنند  چند دقیقه برری صورت خود فشار دهید:
هر دو انگشت سبابه  در دو طرف حفره چشم در بالای بینی در زیر ابرو و سینوسهارا ماساژ دهید  این کاررا 20 تا 30 ثانیه انجام دهید

در نهایت شست خودرا برروی هردو استخوان گونه قرار دهید  و 20 تا 30 ثانیه ماساژ دهید تا سینوسها باز شوند

 

10-راست بمانید و سرخودرا پایین نگه دارید و سعی کنید برروی پشت بخوابید و سرخودرا بالاتر نگه دارید مثل تصویر

 

11-اگر می خواهید از گرفتگی بینی پیش گیری کنید محصولات لبنی نخورید  چون محصولات لبنی بخصوص شیر احتقان آور است و تولید خلط میکند و برای بیماریهای ریوی خوب نیست

 

12- غذاهای تند بخورید مانند فلفل, ترب و زنجبیل که گرفتگی بینی را بطورکامل  تسکین میدهند ویک ضد احتقان است

 

یکصد و بیست و هشت نکته در رابطه با روش مرثیه‌خوانی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

یکصد و بیست و هشت نکته در رابطه با روش مرثیه‌خوانی «با استفاده از کتاب سرشک خون»

1- در مرثیه‌خوانی به خدا توکل کنیم.

2- در مرثیه‌خوانی توسل به معصومان و کمک از آنها به ویژه حضرت فاطمه زهرا «علیهاالسلام»  و امام حسین «علیه‌السلام» و حضرت‌ مهدی «علیه‌السلام» را فراموش نکنیم.

3- در مرثیه‌خوانی از خاندان عصمت با احترام یاد کنیم مثلاً در مرد «علیه‌السلام» و در زن «علیهاالسلام» را به کار بریم.

4- از خدا بخواهیم تا خاندان عصمت و طهارت به ویژه حضرت مهدی«علیه‌السلام»  به جلسات مرثیه‌خوانی ما عنایت کنند و در این‌گونه مجالس تشریف بیاورند و چشمان گنهکار ما را به جمال خویش منور بفرمایند.

5- اگر به مرثیه‌خوانی علاقه داریم از خاندان عصمت به ویژه حضرت زهرا«علیهاالسلام»  ، امام حسین و«علیه‌السلام»  امام زمان «علیه‌السلام» بخواهیم که ما را در زمره‌ی مرثیه‌خوان‌های واقعی خود قرار بدهند.

6- مرثیه‌خوانی از نعمت‌هایی است که خداوند و اهل‌بیت به «علیهما‌السلام» دوستان خود عطا می‌کنند پس آن را دست کم نگیریم.

7- می‌توانیم ثواب مرثیه‌خوانی خود را به اهل بیت«علیهم السلام»   یا مراجع تقلید رضوان‌ا... علیهم و یا پدر و مادر و فامیل و مانند آن اعطا کنیم.

8- خواندن مرثیه را به عنوان عبادت و وظیفه شرعی بدانیم.

9- در هنگام مرثیه‌خوانی با طهارت و با وضو و با عبا  باشیم چراکه شاعرمیفرماید:

ای که داری به لب پیام حسین                                    ذاکـر و پـیـرو مرام حسـیـن

در مجـالس عبـا بدوش افکن                                     وقت خواندن به احترام حسین

10- می‌توانیم پیش از مرثیه‌خوانی 2 رکعت نماز بخوانیم و از خدا بخواهیم ما در این امر موفق بگرداند.

11- شایسته است پیش از خواندن با جمله‌ی «یا ابا عبدا... ادرکنا» یا جمله‌ی «یا صاحب الزمان ادرکنا» و یا جمله‌ی «یا فاطمه الزهرا ادرکینا» را از قلب خود بگذرانیم و یا بر زبان خود جاری کنیم.

12- پیش از مرثیه‌خوانی درباره آن فکر کنیم که چگونه آغاز کنیم، چگونه آن را ادامه دهیم و چگونه آن را به پایان برسانیم و به طور کلی چگونه آن را بیان نماییم.

13- مرثیه را با نام و حمد خدا و درود و صلوات بر پیامبر و ائمه معصومین علیهم‌السلام و بیزاری از دشمنان آنان آغاز کنیم مثلاً بگوییم «بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین ثم الصلوه والسلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و لعنته الله اعداعهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.»

14- می‌توانیم مرثیه را با نام و یاد خدا آغاز کنیم مثلاً «بسم الله الرحمن الرحیم یا رحمان ویا رحیم».

15- بعد از ذکر نام و صفات و حمد خدا و درود بر معصومان می‌توانیم چند بیت شعر بخوانیم یا داستان و یا خاطره‌ای را ذکر کرده و سپس اصل مرثیه را بازگو کنیم.

16- اگر شعر، داستان یا خاطره‌ای پیش از خواندن اصل مرثیه مورد استفاده قرار می‌گیرد سعی شود آنقدر طولانی نگردد که از اصل مرثیه بیشتر شود و اصل مرثیه و هدف و محتوای آن را تحت‌الشعاع خود قرار دهد.

17- چنانچه شعر و یا داستان فوق در مرثیه‌خوانی مورد استفاده قرار گرفت باید از نظر محتوا درست و از نظر مدرک صحیح باشند.

18- شایسته است از اشعار عرفانی مربوط به مرثیه در همه‌جا استفاده نشود زیرا عرفان زمینه و یا زمینه‌سازی می‌خواهد.

19- قبل از خواندن مرثیه آن را در خانه یا مانند آن تمرین، حفظ کنیم تا در هنگام خواندن مرثیه دچار اشتباه و فراموشی نشویم.

20- اگر شنوندگان برای شنیدن مرثیه به طور پراکنده نشسته‌اند از آنها بخواهیم به صورت جمع‌تر بنشینند.

21- سعی کنیم مرثیه‌خوانی را بدون مقدمه‌چینی و زمینه‌سازی شروع ننماییم و به قول معروف فوری به «گودال قتلگاه» نرویم.

22- برای مقدمه‌چینی برای مرثیه‌خوانی می‌توان مرثیه را با عرض سلام بر معصوم یا شهید موردنظر و همان‌طور که گفته شد با خواندن شعر و ذکر داستان و خاطره‌ای مربوط به مرثیه‌ی موردنظر آغاز کنیم.

23- گاهی برای آغاز و یا پایان مرثیه سرور شهیدان می‌توانیم این سلام‌ها را بخوانیم «السلام علیک یا اباعبدا... و علی‌الارواح التی حلت بفنائک علیکم منی جمیعا سلام الله ابدا مابقیت وبقی اللیل والنهارولا جعله الله آخرالعهدمنی لزیارتکم السلام علی الحسین وعلی علی بن الحسین وعلی اولادالحسین وعلی اصحاب الحسین ورحمه الله وبرکاته»

24- گاهی برای آغاز و یا پایان مرثیه‌ی هر معصومین می‌توان قسمتی از دعای توسل را که مربوط به آن معصوم است بخوانیم.

25- معمولاً مرثیه دارای 3 مرحله است: 1- مقدمه 2- اوج 3- فرود بعد از رسیدن مرثیه به مرحله‌ی اوج و سوزناک خود آن را زیاد طول ندهیم یعنی مرحله‌ی فرود را کوتاه کنیم که گاهی مرثیه حتی بدون فرود نیز خوانده می‌شود.

26- مرحله‌ی اوج مرحله‌ای است که گره مرثیه گشوده می‌شود و سوزناک‌ترین قسمت مرثیه است بدین جهت مرحله‌ی اوج مرثیه را زود بیان نمی‌کنیم.

27- وقتی مرثیه به اوج خود رسید سوز و گدازی را در شنوندگان برانگیزانیم و «تحولی درونی» در آنها به وجود آوریم به گونه‌ای که حالت توجه به معارف بلند عاشورایی با آن سوز و گداز همراه گردد.

28- در اوج مرثیه با کلماتی مانند «یاحسین» و «یازهرا» توسل را بیشتر و داغ‌تر کنیم.

29- اگر مرثیه را با سخنرانی انجام می‌دهیم شایسته است که ارتباط موضوع سخنرانی با موضوع مرثیه را فراموش نکنیم و ارتباط بین آن دو را در نظر داشته باشیم و به اصطلاح سخنوران مرثیه‌خوان «گریز» بزنیم.

30- شایسته است مرثیه را با خواندن دعا و فاتحه و صلوات و قیام برای حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) به پایان ببریم.

31- پس از پایان مرثیه می‌توان آیه «وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون» و یا «الالعنه الله علی القوم الظالمین» را خواند.

32- بعد از خواندن آیات فوق می‌توانیم برای استجابت دعا آیه‌ی «امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السوء» را بخوانیم.

33- بعد از خواندن دعای فوق این دعا را بخوانیم «اللهم انا نسئلک و ندعوک باسمک العظیم... و سپس 10 مرتبه یا الله» و بعد از آن دعاهای دیگر را بخوانیم.

34- اگر در هنگام مرثیه‌خوانی شعر و یا مطلب بعدی را فراموش کردیم شعر و مطلب قبلی را تکرار کرده و شرح می‌دهیم و در ضمن این کار به جستجوی مطلب و شعر بعدی می‌پردازیم تا آن را به یاد آوریم.

35- برای مرثیه‌خوانی اگر می‌توانیم در جایی قرار بگیریم که شرف بر شنوندگان باشیم.

36- شایسته است موانع تمرکز حواس را از محل مرثیه‌خوانی حذف کنیم، گاهی این کار با تذکری از سوی مرثیه‌خوان می‌تواند انجام گیرد.

37- در آغاز مرثیه می‌توانیم از شنوندگان بخواهیم تا سرها را زیر انداخته و دلها را روانه کربلا کنند و زانوی غم بغل بگیرند.

38- تا می‌توانیم مدت و مقدار مرثیه را در مدت زمانی که از ما خواسته‌اند انجام دهیم یعنی به موقع شروع و به پایان برسانیم.

39- در ابتدای کار صدای خود را خیلی بالا نبریم و بلند نکنیم تا برای ادامه‌ی کار نفس داشته باشیم.

40- گاهی گلو و دهان مداحان مبتدی خشک می‌شود و نفس آن‌ها کم می‌آید که امری طبیعی است و به مرور زمان از بین می‌رود ولی نکات مرثیه‌خوانی مانند نکته‌ی قبلی را نیز باید رعایت کرد تا با چنین مشکلی روبرو نشد.

41- اگر صدای شما گرفته یا سرما خورده و یا ناصاف است چنانچه می‌توانیم در رفع آن بکوشیم و یا پیش از خواندن آن را به شنوندگان بگوییم.

42- سعی کنیم برای خواندن شروع خوب، گیرا و جذابی داشته باشیم.

43- بکوشیم خودمان نیز همراه خواندن مرثیه بسوزیم و اشک بریزیم و گریه کنیم که گفته‌اند «هر سخن کز دل براید لاجرم بر دل نشیند».

44- اگر هنگام روضه‌خوانی خودمان گریه نمی‌کنیم (بکاء) دست کم حالت گریه به خود بگیریم (تباکی).

45- سوز و حال و گریه در مرثیه‌خوانی را از خود خدا و معصومان «علیهما‌السلام» طلب کنیم.

46- خود را برتر از مرثیه‌خوانهای دیگر ندانیم و متواضع باشیم مثلاً نگوییم «من یک ساعت مرثیه‌خوانی کردم ولی فلانی کم آورد».

47- علاقه و تمرین و صدق و اخلاص و تقوا از عوامل مؤثر در مرثیه‌خوانی است پس به آنها توجه بیشتری کنیم.

48- تعداد کم و زیاد جمعیت در اخلاص مرثیه‌خوانی ما تأثیر نگذارد مثلاً نگوییم: دیشب در مجلسی خواندم که غلغله بود وجای سوزن انداختن نبود.

49- اگر در مرثیه‌خوانی ما انتقاد سودمندی کردند ناراحت نشویم و آن را بپذیریم.

50- از تحقیر مرثیه‌خوان‌های دیگر به گونه‌های مختلف خودداری کنیم مثلاً نگوییم «روی فلانی را کم کردم.»

51- اگر برای مرثیه‌خوانی به ما هدیه‌ای ندادند ناراحت نشویم زیرا پاداش اصلی و حقیقی این کار نزد خداست.

52- به خاطر حضرت فاطمه زهرا«علیهاالسلام»   و امام حسین«علیه‌السلام»  برای مرثیه‌خوان‌ها احترام ویژه‌ای قائل باشیم. پس حداقل می‌توانیم به احترامشان از جای خود برخیزیم و یا دست آنان را ببوسیم.

53- هنگام مرثیه‌خوانی با مدیریت خود کنترل مجلس را به عهده بگیریم زیرا ممکن است کنترل مجلس را یا خود از دست بدهیم یا دیگران بخواهند نظم مجلس را به هم بزنند.

54- تجربیات مرثیه‌خوانی خود را در اختیار دیگران قرار دهیم و در این مورد سخاوتمند باشیم که خیر و برکت نزد خداست.

55- حتماً بر موضوع و محتوای مرثیه تسلط کافی داشته باشیم مثلاً بدانیم در آغاز، مقدمه، اوج و فرود مرثیه چه چیزهایی را باید بخوانیم.

56- در آغاز راه و پیش از خواندن مرثیه یک بار دیگر مرثیه را مطالعه و مرور کنیم تا مرتکب اشتباهی نشویم.

57- می‌توانیم در ابتدای مرثیه‌خوانی موضوع مرثیه را برای شنوندگان بگوییم مثلاً «امشب روضه‌ی علی‌اکبر «علیه‌السلام» را برای شما می‌خوانم».

58- اگر چراغ‌های مجلس خاموش شوند شاید حزن و اندوه بیشتری بر آن مجلس حاکم گردد پس در مواردی به این نکته توجه کنیم.

59- در مرثیه‌خوانی از طرح سؤالات و شبهات بدون پاسخ پرهیز نماییم مثلاً در مرثیه‌ی حضرت زهرا«علیهاالسلام»   این سؤال را مطرح نکنیم که چگونه ممکن است حضرت فاطمه«علیهاالسلام»   بعد از مرگش دست‌های خود را بیرون از کفن آورده و حسینین «علیهم‌السلام»را در آغوش بگیرد و پاسخ آن را ندهیم.

60- مطالب احتمالی و مشکوک در روضه مانند حضور حضرت لیلا «علیهاالسلام»  در کربلا را به صورت قطعی و یقینی ذکر نکنیم و یا حتی از ذکر آن‌ها خودداری کنیم.

61- از دوباره‌خوانی مرثیه بپرهیزیم و بدون ضرورت مرثیه را تکرار نکنیم.

62- می‌توانیم از آیات، روایات، شعر، داستان، خاطره، مثال، تشبیه، ضرب‌المثل آمار و اخبار صحیح و دقیق، سخنان عالمان و بزرگان و دانشمندان نظیر امام خمینی(ره) و جملات و قطعه‌های ادبی و زیبایی که متناسب با موضوع مرثیه باشند استفاده نماییم.

63- اگر دارای سبک خاصی هستیم آنقدر تمرین داشته باشیم تا آن سبک را از دست ندهیم.

64- در آغاز راه می‌توانیم پیش از خواندن چند نفس عمیق بکشیم تا ترس و دلهره ما از بین رفته و آرامش جای آن را بگیرد.

65- به طور طبیعی بخوانیم و خود را به تکلف و زحمات نیندازیم.

66- در نزد عموم از به کارگیری لحجه‌های خاص و محلی در مرثیه‌خوانی خودداری کرده و از داشتن تکیه کلام خودداری نماییم.

67- تا می‌توانیم از ابتکار و خلاقیت و ذوق و سلیقه‌ی دیگران در انتخاب مراثی و کیفیت بیان و شیوه‌ی آغاز و پایان آنها استفاده نماییم.

68- اگر در خواندن مرثیه اشتباهی کردیم در همان جلسه و یا در جلسه بعد آن را تصحیح نماییم.

69- می‌توانیم هنگام مرثیه تحمل در برابر مشکلات و صبر در مقابل مصائب را برای شنوندگان زمینه‌سازی کنیم زیرا معصوم«علیه‌السلام»  فرمودند: «صبر نیمی از ایمان است».

70- به مرثیه‌ای که می‌خوانیم خودمان اعتقاد داشته باشیم تا این اعتقاد در شنوندگان تأثیر معنوی و عاطفی بگذارد.

71- کیفیت بعضی از گریه کردن‌ها زننده است از انجام چنین گریه‌هایی خودداری کنیم.

72- از دروغ‌ها و تحریفاتی که در مرثیه‌ها صورت گرفته است با اطلاع باشیم تا آن‌ها را نخوانیم.

73- مواظب باشیم برای گریاندن مردم روضه‌ها را کم و زیاد نکنیم تا مثلاً سوزناک شوند و مردم را به گریه بیاندازند.

74- اگر نگاه جمعیت یا افراد خاصی مانع مرثیه‌خوانی ما می‌شود می‌توانیم گاهی چشمان خود را روی هم بگذاریم.

75- توجه داشته باشیم مرثیه‌خوانی با زبان محاوره‌ای دلنشین‌تر از مرثیه‌خوانی با زبان مکاتبه‌ای است.

76- مرثیه‌خوان با تجربه‌ای می‌گفت: مراثی و اشعار مربوط را قبل از خواب حفظ کنید تا در ذهن شما کاملاً نقش ببندد.

77- برای مرثیه‌خوانی و جاری ساختن اشک‌ها سعی شود احساسات و عواطف شنوندگان را برانگیزیم.

78- از هر حالت یا حرکتی که متناسب با مرثیه‌خوانی و شخصیت مرثیه‌خوان نباشد خودداری نماییم.

79- برای برانگیختن شور و احساس شنوندگان باید خودمان در هنگام مرثیه‌خوانی شور و سوز و احساس نیز داشته باشیم.

80- بین محتوای مرثیه و شرایط و احساسات شنوندگان ارتباط برقرار کنیم تا غم و اندوه بیشتری را احساس نمایند و اشک بیشتری را جاری سازند.

81- هنگام مرثیه‌خوانی به همه نگاه کنیم تا توجه همگان را نیز جلب کنیم و برای جلب توجه و تأثیر بیشتر می‌توانیم در حد ضرورت و متناسب و هماهنگ با محتوای مرثیه از حرکات سر و صورت و دست استفاده نماییم.

82- برای مرثیه‌‌خوانی ترس به خود راه ندهیم و از جمعیت زیاد هراسان نشویم.

83- در آغاز مرثیه‌خوانی ترس، اضطراب، دلهره و ضربان شدید قلب امری طبیعی است از این رو یأس به خود راه ندهیم و مرثیه‌خوانی را در «جاهای مختلف» و در حضور «جمعیت‌های گوناگون» تمرین و دنبال کنیم تا ترس و دلهره‌ی ما از بین برود.

84- آثار و فواید مرثیه‌خوانی را به خاطر بیاوریم تا علاقه ما به مرثیه‌خوانی بیشتر شود که نعمتی بزرگ است و متأسفانه برخی از آن غافلند.

85- اگر مرثیه‌خوانی را همراه با سخنرانی می‌خواهیم انجام دهیم مواظب باشیم که مرثیه‌ی ما ناقص سخنرانی ما نباشد و بالعکس مثلاً «اگر در سخنرانی می‌گوییم توبه در آخر عمر پذیرفته نمی‌شود در این صورت نمی‌توانیم روضه‌ی حر را بخوانیم زیرا امام حسین«علیه‌السلام»  در آخر عمر توبه‌ی حر را پذیرفت».

86- هدف نهایی از مرثیه خواندن «گریاندن» نیست اگرچه مرثیه‌ی همراه با گریه بهتر می‌باشد.

87- مرثیه‌خوان باید آنچنان ورزیده و دقیق باشد که اگر به او گفتند در 3 دقیقه بخواند بتواند و اگر گفتند در 30 دقیقه هم بخواند بتواند بخواند.

88- اگر در آغاز راه هستیم به خود تلقین کنیم که می‌توانیم مرثیه‌خوانی کنیم زیرا تلقین یکی از راه‌های تعلیم و تعلم است.

89- در همه جا نباید مرثیه خواند بلکه باید شرایط مرثیه‌خوانی موجود باشد یا شرایط آن به وجود آید و سپس مرثیه خواند.

90- مرثیه‌ها را مطابق فهم و موقعیت فردی، سنی، زمانی و مکانی شنوندگان انتخاب کنیم و بخوانیم مثلاً برای نوجوانان روضه‌ی حضرت قاسم«علیه‌السلام»   و برای کودکان روضه‌ی حضرت رقیه«علیهاالسلام»   و برای زنان روضه‌ی حضرت زینب«علیهاالسلام»   را بخوانیم.

91- می‌توانیم از مرثیه‌ها نکات اخلاقی، تربیتی، سیاسی، تاریخی، نظامی را استفاده کنیم و برای شنوندگان بازگو نماییم یک فرمانده نظامی می‌گفت «گاهی از مراثی

 امام حسین«علیه‌السلام»   و پیکار با دشمنانش نکات نظامی برداشت می‌کنیم».

92- معمولاً از تعابیری که مخصوص همان زمان‌ها بوده است استفاده کنیم مثلاً به جای خیمه نگوییم چادر یا سنگر و یا به جای عمود کلمه‌ی گرز را به کار نبریم.

93- مجالس دعا و ختم و مانند آن زمینه خوبی برای یادگیری و شروع مرثیه‌خوانی است.

94- فقط برای دیگران مرثیه نخوانیم بلکه بعضی اوقات و در تنهایی برای خود و خانواده خود هم مرثیه بخوانیم.

95- جلسه مرثیه می‌تواند برای مخاطبان جلسه‌ی توبه و بازگشت به خدا نیز باشد به آن توجه کرده و از آن استفاده کنیم.

96- مرثیه‌خوان نباید بر شنیده‌ها که به نظر دروغ و غیرصحیح یا غیرقابل قبول است تکیه کند.

97- در مجالس مرثیه‌خوان‌های خبره شرکت نماییم تا از روش و کیفیت مرثیه‌خوانی آنان نیز بهره‌مند شویم. یکی از مرثیه‌خوان‌ها می‌گفت «برای یادگیری مرثیه‌خوانی باید در جلسات مرثیه‌خوان‌ها شرکت کنید تا با چشم خود ببینید که چگونه مرثیه می‌خوانند».

98- مرسوم است که هریک از شب‌های دهه محرم مرثیه‌ی یکی از وقایع یا شهدای کربلا را می‌خوانند از مرثیه‌خوان‌های باتجربه این سوال را بکنیم که مثلاً در فلان شب چه مرثیه‌ای باید خوانده شود.

99- اگر مثلاً در دو جا مرثیه‌خوانی می‌کنیم بهتر است برای هرکدام جداگانه و یا دو قسمت مختلف از یک مرثیه را بخوانیم زیرا ممکن است بعضی از شنوندگان هر دوجا یکی باشند.

100- مرثیه‌ها را طوری بازگو نکنیم که خواری و ذلت خاندان عصمت و طهارت«علیهما‌السلام»   از آن برداشت شود.

101- در مرثیه می‌توان به جای آمار و اعدادی که از نظر صحت مورد تردید و یا انکار است به کلماتی نظیر «جمعیتی بسیار»، «عده‌ای زیاد» یا تعدادی فراوان اکتفا نمود. مثلاً به جای اینکه بگوییم امام حسین«علیه‌السلام»   چندین هزار نفر را کشت بهتر است بگوییم امام حسین «علیه‌السلام»  تعداد فراوانی از دشمنان را کشت.

102- شایسته است از ذکر مراثی یا آماری که موجب انکار یا عکس‌العمل منفی شنوندگان می‌شود خودداری کنیم به ویژه در مقابل شنوندگانی که کمتر از اعتقاد و ایمان بالا برخوردار هستند مثلاً «شاید لازم نباشد که بگوییم: نوجوان کربلا حضرت قاسم«علیه‌السلام»   35 از نفر دشمنان را کشت».

103- می‌توانیم برخی از قسمت‌های مرثیه یا اشعار و رجزهای آنان را با همان زبان عربی بخوانیم و سپس آنان را ترجمه کنیم مگر در مواردی که ترجمه‌ی آنها لازم نباشد.

104- اگر از کلمات و جملات عربی استفاده می‌کنیم آنها را به طور صحیح تلفظ کنیم به ویژه در مجالسی که علما و طلاب حضور دارند.

105- اگر به زبان عربی آشنایی داریم مراثی حضرت زهرا «علیهاالسلام»  در جلد 43 بحارالانوار و مراثی امام حسین«علیه‌السلام»   و اصحابش را در جلدهای 44 و 45 بحارالانوار گردآوری شده استفاده کنیم.

106- اگر بعد از غذا و یا با حالت کسالت و بیماری، عصبانیت، خواب‌آلودگی مرثیه‌خوانی نکنیم بهتر است از این رو آرامش و سلامت و استراحت کافی پیش از مرثیه‌خوانی را فراموش نکنیم.

107- می‌توانیم برای یادگیری مرثیه‌ها و اشعار زیبا دفتری مانند کلاسور را تهیه کرد و آنها را در دفتر نوشت تا در مرثیه‌خوانی به تناسب موضوع از مرثیه‌ها و اشعار آن استفاده نمود.

108- کسب تجربه از خود و دیگران از رموز موفقیت در امر مرثیه‌خوانی است.

109- دقت کنیم محتوای مرثیه را اشتباه نگوییم مثلاً توجه داشته باشیم که حضرت عباس «علیه‌السلام»  مشک را اول به دست راستش گرفت و یا دست چپش و...

110- در مرثیه‌خوانی از این شاخه به آن شاخه نرویم بلکه همان موضوع و محتوای مرثیه را برای شنوندگان بازگو کنیم.

111- سعی کنیم مرثیه را برای شنوندگان «مجسم» نماییم.

112- در مرثیه‌خوانی مواظب باشیم به جای تقویت روحیه، تضعیف روحیه نکنیم.

113- اگر مرثیه‌خوان‌های دیگری برای خواندن در مجلس حضور دارند وقت آنان را نیز درنظر داشته باشیم.

114- خواندن مرثیه را بیش از حد طولانی نکنیم تا موجب ملال و خستگی شنوندگان نشود و بر آنان اثر منفی نگذارد به ویژه در مجالسی که علاقه و زمینه کمتری نسبت به مرثیه در آنها وجود دارد، از طولانی کردن مرثیه خودداری نماییم.

115- در غیر موارد ضروری مرثیه را متناسب با زمان خودش بخوانیم مثلاً مرثیه ورود امام حسین«علیه‌السلام»   و یارانش به کربلا را در اوایل محرم و مرثیه ورود جابربن عبدالله انصاری را در روز اربعین بخوانیم.

116- سعی شود حتماً در ایام محرم، صفر، فاطمیه، شب‌های قدر و وفات و شهادت و ایام خاص مرثیه بخوانیم و از خنده و مزاح پرهیز نماییم.

117- از کتاب‌های مقتل (مقاتل) مرثیه‌هایی که دارای مدرک و سند صحیح و معتبر هستند استفاده نماییم و از هر مرثیه‌خوانی مرثیه‌ها را نقل ننماییم و برای دیگران نخوانیم. کتاب‌های: منتهی‌الامال، نفس المهموم، بیت‌الاحزان محدث قمی، لهوف سیدابن طاووس، جلاءالعیون علامه مجلسی، ارشاد شیخ مفید در زمینه مرثیه‌خوانی کتاب‌های خوب و معتبری هستند.

118- اگر مأخذ و مدرک مرثیه را به شنوندگان بگوییم بهتر است به خصوص در مجالسی که علما و طلاب حضور دارند.

119- آرام و شمرده شمرده مرثیه را بخوانیم و با فریاد و شتاب و سرعت بیش از حد مرثیه‌خوانی نکنیم.

120- هنگام خواندن مرثیه فاصله‌ی دهان خود با میکروفن را رعایت کنیم تا صدا خوب منتقل شود و بلندگو سوت نکشد و صدا کم و زیاد نباشد.

121- اگر مرثیه را با صوت زیبا بخوانیم بهتر است و اگر صوت زیبا نداریم مرثیه را به صورت عادی و معمولی و بدون صوت بخوانیم ولی مرثیه‌خوانی را به خاطر نداشتن صورت زیبا ترک و رها نکنیم.

122- در جاهایی که مرثیه سوزناک و حزین می‌باشد بهتر است هماهنگ با آن صدایمان را سوزناک و حزین و چهره‌مان را اندوهناک نماییم.

123- شایسته است صوت ما هنگام خواندن یکنواخت نباشد بلکه صوت خود را به تناسب محتوای مرثیه و به گونه‌ای که زننده نباشد بالا و پایین ببریم و بلند و آهسته کنیم.

124- اگر در شیوه و سبک مرثیه‌خوانی از کسی تقلید می‌کنیم آن را به مرور زمان ترک نماییم تا خودمان صاحب سبک شویم البته در آغاز راه تقلید از مرثیه‌خوان‌های دیگر اشکالی ندارد.

125- اگر مرثیه‌خوان‌های دیگری در مجلس حضور دارند از روی احترام از آن‌ها کسب اجازه کنیم و به آن‌ها تعارف نماییم.

126- کتاب‌ها و اشعار مرثیه و نوحه‌خوانی را مطالعه کنیم و به نوارهای مرثیه و نوحه‌خوانی گوش فرا دهیم.

127- در موقع حفظ اشعار یک بار شعر را نوشته و 3 بار از رو با صوت و لحن بخوانیم که هم سبک خواندن برایمان تداعی و مرور شود و هم بهتر بتوانیم به ذهن بسپاریم و یاد بگیریم.

128- از بانی و مؤسس و دست‌اندرکاران مجلس روضه‌خوانی تشکر و قدردانی نماییم اما به صورت مبالغه‌آمیز و خارج از حد و فراتر از واقعیت نباشد.

                                                                                و من ا... التوفیق

ذاکرالائمه محسن مرادی مهیاری

 

راه های مواظب از حنجره:

حاج محمودكریمی-آموزش نوكری

در ادامه بحث جلسه دوم باید مطالبی را جهت تكمیل آن باید عارض بشویم،كه به صورت زیر برای شما عزیران تشریح میگردد:

1-برای خنك شدن طبع خود از دستورات زیر استفاده نمایید:

الف-از سبزیجات زیاد استفاده نمایید.

ب-از معجون شیرخنك كه تجویز حضرت زهرا(س) میباشد كه شامل(تخم خیار-تخم كاسنی-تخم خرفه-تخم گشنیز) است به مدت 15 روز به صورت( ناشدا) استفاده و بعد از 15 روز به مدت 50 روز هر روز بخورید.

2-راه های مواظب از حنجره:

الف-استفاده از مخدرات برای حنجره مضر میباشد و بعد از مدت چندسال به آن آسیب میرساند و سیستم عصبی را مختل میكند.اگرشخصی از مخدرات استفاده بكند به آن محتاط خواهدشد و موقعی كه حنجره اش در حین خواندن در حین آسیب دیدن میباشد،این شخص قادر به تشخیص  نیست كه حنجره اش در  حال آسیب پذیری هست و این فرد میخواند و بعد از مدتی حنجره اش آسیب می بیند.

ب-استفاده كردن از آب یخ برای حنجره خواننده همانند سم خطرناك هست.

به قول حاج محمودآقا كه:«تیغ موكت بر بخورید ولی آب یخ نخورید»

ج-در حین مداحی وقتی صدای شما گرفت،هیچگاه آب نخورید. سعی كنید با بالا و پایین كردن صدا و اوج و فرود آن از گرفتگی صدای خود پیشگیری نمایید و اگر شما با دستگاه موسیقی آشنا باشید هیچگاه این مشكل برای شما اتفاق نمی افتد.چون اگر دستگاه را بلد نباشید یا بالا میخوانید و یا پایین میخوانید و حنجره شما با گرفتگی مواجه میشود.

اگر درموقع گرفتگی آب بخورید=یك خلطی در هنگامیكه حنجره شما میگیرد ایجاد میشود كه اگر آب بخورید باعث میشود آن خلط تحت تاثیر دما تحریك شود.

د-در ابتدای خواندن نباید آب بخورید.

ص-وقتی قبل از مراسم حنجره شما گرفتگی مواجه شد از فلفل تند در غذاهای خود استفاده بكنید.

*نكته دوم: در هنگام گرفتگی صدا تا حد امكان از دارو استفاده نكنید.

*نكته سوم(مهم): از «دگزامتازون» و «بتامتازون» استفاده نكنید و در صورت امكان از «سرم رینگر»استفاده شود.

ض-از نوشابه و افزودنیها و اسانس ها اصلا استفاده نكنید.

بهداشت حنجره

بهداشت حنجره

افرادی که حرفه آنها مداحی است، باید بیش از افراد معمولی به حفظ و سلامتی صدای خود توجه کنند. چنانچه فردی در مواقع سرماخوردگی، استراحت صوتی را رعایت نکند و با شدت و بلند صحبت کند، باعث خونریزی های کوچک در تارهای صوتی می شود که این تغییرات به تدریج به علت رعایت نکردن بهداشت حنجره، به گره صوتی تبدیل می شود که نیاز به عمل جراحی دارد.


تعداد کمی از مداحان در ساعات استراحت و پس از مراسماتشان از سیگار استفاده می کنند که بسیار مضر است زیرا بیشترین آسیب تارهای صوتی در مواقع خستگی و خشکی مخاط پوششی تارهای صوتی رخ می دهد که توصیه می شود با مصرف آب، باعث افزایش رطوبت و لطافت تارهای صوتی شوند و از آسیب های متعدد در امان باشند. اما چندکلامی با آنهایی که می خواهند صدای حرفه ای داشته باشند: صدای حرفه ای دارای شرایط خاصی از نظر فیزیولوژی و آناتومی تارهای صوتی و همچنین توانایی های ویژه است که پس از بررسی های دقیق با تمرینات صحیح می توان این توانایی را افزایش داد. در غیر این صورت، صرفا به دلیل یک میل و تفکر احساسی و تمرینات ناصحیح و غیراستاندارد توانایی ذاتی و اصلی حنجره مختل شده و تغییرات غیرقابل جبرانی در تارهای صوتی ایجاد می کند. نکته دیگر این که بعضی افراد با تقلید صدای مداحان حرفه ای در زمان کوتاهی کیفیت صدای واقعی خود را از دست می دهند که این اتفاق در بعضی مداحان آماتور دیده شده است.
چند نکته


۱.دخانیات تارهای صوتی را تحریك می كند و فریاد كشیدن و صحبت كردن با صدای بلند در مناطق پر سر و صدا بسیار برای انسان مخصوصا مداحان زیان دارد.


۲.به میزان کافی آب بنوشید .


۳.در روز چند بار به تارهای صوتی‌تان استراحت بدهید و به قول معروف "چُرت صوتی" ‌بزنید به ویژه در اوقاتی که بیش از حد از صدایتان کار کشیده‌اید. به عنوان مثال مداحان باید درطول ساعات استراحت پس از مداحی یا تمرین سنگین باید از حرف زدن اجتناب کرده و سعی کنند به جای صحبت بی‌وقفه با همکاران و دوستان، اندکی به تارهای صوتی‌شان مجال استراحت بدهند.


۴.سیگار نکشید، سیگار به میزان فوق‌العاده‌ای خطر بروزسرطان حنجره را افزایش می‌دهد، حتی استنشاق دود سیگار اطرافیان می‌تواند منجر به آزردگی تارهای صوتی شود.


۵.
ازصدای خود به طور افراطی کار نکشید. از فریاد کشیدن و بلند بلند صحبت کردن مداوم بپرهیزید. اگر به طور مداوم در گلویتان احساس خشکی و خستگی می‌کنید و یا صدایتان دورگه، گرفته و یا زمخت شده، نشانه‌ای هشدارآمیز محسوب می‌شود مبنی بر آنکه باید در بکارگیری صدایتان بیش از پیش اصول ایمنی را رعایت کنید. در واقع گرفتگی دائم صدا نوعی علامت هشداردهنده است.

عوامل مؤثر در صداسازی

عوامل مؤثر در صداسازی

 

حنجره و وساختارآن

ساختمان حنجره

تارهاي صوتي حقيقي و يا تارهاي صوتي مولد صدا، شامل دو نوار ظريف عضلاني است كه از يك سر به هم چسبيده و  از سر ديگر از هم جدا و متحرك مي باشند و در نهايت شكلي شبيه V انگليسي را در داخل لوله حنجره درست مي كنند. طول تارهاي صوتي حقيقي در افراد مذكر 27- 23 ميليمتر و طول تارهاي صوتي افراد مؤنث 16-14میلیمتر است.[1]

 

تنفس صحيح

در مداحي درست نفس كشيدن بسيار مهم است و در حقيقت پايه و اساس صداست.

سؤال: تنفس صحيح چيست؟ و چگونه مي­توان به آن دست يافت؟

  • تنفس از طريق حجاب حاجز يا پرده ديافراگم؛ يعني همان روشي كه در موقع خوابيدن نفس مي كشيم.
  • حجاب حاجز يا ديافراگم بدن را به دو قسمت مشخص تقسيم مي­كند؛ در قسمت فوقاني، قلب و ريه است و در قسمت پايين، معده ، كبد و روده و ساير اعضاي حياتي است.
  • هنگامي كه نفس عميق مي كشيم، ريه كه مانند اسفنج سوراخ سوراخ است، پر از هوا شده و منبسط مي شود در نتيجه براي اينكه هواي بيشتري در خود جاي دهد بايد بزرگتر شود و نياز به فضاي بيشتري دارد، در حالي كه قسمت فوقاني آن پوشيده شده است و در اطراف ، دنده ها كمي به ريه اجازه مي­دهند كه بزرگتر شود، اما آسان ترين راه براي ريه آن است كه به طرف پايين يعني به طرف حجاب حاجز يا ديافراگم توسعه يابد.
  • از اينجا به علت اين توصيه پي مي بريم؛ كه چرا هنگام خواندن معده نبايد پر باشد.
  • مهمترین موضوع در تنفس صحیح عادت به آن است: اين تمرين را هر شب براي مدت 5 دقيقه قبل از خوابيدن و صبح روز بعد هم براي مدت 5 دقيقه تكرارش كنيد تا به تنفس عميق و صحيح عادت كنيد. چراکه مهمترین موضوع در تنفس صحیح عادت به آن است تا در موقع خواندن در کمترین زمان ممکن تنفس عمیق صورت بگیرد. كسي كه تنفس عميق و صحيح برايش ملكه شده است هنگام خواندنِ قسمتهاي داراي كشش تحريري ، كشش ارتفاعي يا داراي حجم بالاي صدا ، نفس كم نمي آورد.

 

كنترل نفس

اهميت كنترل نفس به حدي است كه : «محال است بتوانيم بدون كنترل نفس، هنرمندانه مداحي كنيم» تمايل طبيعي آن است كه نفس عميق شما ناگهان از ريه خارج شود زيرا در اين وضع منبسط است و مي­خواهد منقبض گردد. در اين قسمت بايد حلق حكم نگهدارنده هوا در ريه را داشته باشد تا بتوانيد با اختيار و آرام آرام ، نفس حبس شده در ريه را استفاده نماييد.

  • گرفتگی صدا عامل به هدر رفتن نفس
  • در تلفظ حروف حلقی مثل ح، ه دقت شود
  • کنترل حجم صدا مؤثر در کنترل نفس
  • اضطراب عامل مخل کنترل نفس

 

به كارگيري نوك زبان در خواندن

بايد تمرين كنيد تا نوك زبان نيرومند و چابك شود هنگام خواندن پشت سر هم عبارات ادعيه ، يا خواندن سلسله وار و تند اشعار حماسي ، يا خواندن نوحه ها و سرودهايي كه ريتم تند دارند ، مخصوصا در شور كه سرعت ضرب تند مي شود ، زبان شما دچار لكنت مي شود و اصطلاحاً گير مي كند؛ اين با تمرين در به كارگيري نوك زبان در خواندن حل خواهد شد.

تمرين: اشعاري را كه حفظ هستيد ، با جوهره صدا ، تند تند بخوانيد و خود را وادار كنيد كه هر مصرع را بدون لكنت و توقف به پايان برسانيد.

 

حالت لب

  • بعضي از ذاكرين حالت طبيعي لبشان طوري است كه وقتي ــِـ تلفظ مي كنند ــُـ شنيده و يا بعضي ديگر با توجه به حالت لبشان، ــُـ تلفظ مي كنند، ــِـ شنيده مي شود ؛ اين عزيزان بايد با تمرين، حالت لبشان را به حالت طبیعی نزدیک كنند.
  • بعضي از ذاكرين لب و دهانشان هنگام خواندن به حالتي ناخوشايند است و براي مستمع جلب توجه منفي مي كند ولذا توصيه مي كنيم گاهي مقابل آيينه بخوانيد و حالت چهره و لب و دهانتان را هنگام خواندن بررسي كنيد كه اگر حالتي نامناسب دارد در اصلاح آن اقدام كنيد.

 

 

بهداشت صوتي[2]

بهداشت صوتي چيست و براي چه كساني كاربرد دارد؟

  • بهداشت صوتي یعنی مراقبت از صدا
  • بهداشت صوتي بعنوان يك روش پيشگيري و درمان در آسيبهاي حنجره مطرح مي باشد.
  • رعایت بهداشت صوتی برای عموم مردم لازم است، اما برای مداحان و کاربران حرفه ای صدا لازمتر است.
  • وقتی حنجره آسیب می بیند بهداشت صوتي باعث كاهش و يا حذف ضايعه مي شود.

 

 

اصول بهداشت صوتي براي عموم مردم

اصول بهداشت صوتي برای عموم مردم عبارت است از:

 

الف) حذف موارد استفاده نادرست از صدا

فرياد زدن، بلند صحبت كردن، زياد صحبت كردن، با سرعت حرف زدن، صحبت كردن به هنگام بلند كردن اجسام سنگين، گلو پاك كردن و سرفه هاي زیاد، تقليد صدا، صحبت كردن و يا خواندن به هنگام آسيبها و صدمات حنجره و تارهاي صوتي از موارد بد استفاده كردن از صدا مي باشند.

 

ب) بهداشت مواد غذايي

برخي از موارد مهم بهداشت غذايي بشرح ذيل مي باشد:

1- در مصرف مواد محركي مانند ادويه جات و بخصوص فلفل احتياط كنيد.

2 - از مصرف مواد اسيدي مانند سركه و آبغوره خودداري نمائيد.

3- مصرف غذاهاي سرخ كرده بايد محدود باشد .

4- افراد آلرژيك بايد از خوردن مواد غذايي آلرژي زا مانند گوجه فرنگي، بادمجان و... پرهیز نمایند.

5- در مصرف مواد غذايي با چربي بالا مانند كره، خامه وغذاهاي پر چرب محتاط باشيد.

6- از خوردن مواد بسيار شيرين بپرهيزيد.

7- در مصرف تنقلات بخصوص موادي مانند چيپس و پفك پرهيز نمائيد.

8- در مصرف موادي از قبيل قهوه، چاي غليظ، شكلات، آدامس، نوشابه هاي گازدار و ... كه رطوبت راههاي هوايي را كم كرده و خشكي مخاط حلق و دهان را بيشتر مي كند بايد احتياط كرد.

9- مايعات خيلي سرد يا خيلي گرم را مصرف ننمائيد.

 

ج) حفظ رطوبت كافي در حنجره

حفظ رطوبت بالا در ناحيه حنجره بسيار مهم است.

اين رطوبت باعث مي شود كه دستگاه صوتي انسان نرمتر كار كند و كمتر آسيب ببيند.

همچنين وجود رطوبت بالا در ناحيه حنجره يكي از راهكارهاي بسيار مهم در رفع آسيب ديدگي هاي صوت است

بنابراين هر فرد بخصوص كساني كه بطور حرفه اي از صداي خود استفاده مي كنند باید سعی کنند كه آب مورد نياز بدن خود را كه بطور متوسط حدود 2ليتر (يا 8 ليوان معمولي) در روز است تامين نمايند.

 

د) سلامت جسمي و روحي

وضعيت روحي و جسمي انسان تاًثير بسياري بر صداي وي دارد.

بطور كلي هر فرد بخصوص استفاده كنندگان حرفه اي صدا بايد زندگي آرامي داشته باشند.

برخي از مواردي كه فرد براي حفظ سلامت روحي و جسماني خود بايد رعايت كند عبارتند از :

1- مراقبت سلامتي خود باشيد و بطور منظم ورزش نمائيد.

2- از محلهاي پر گرد و خاك و دود آلود دوري كنيد و در صورت قرارگرفتن در چنين محيطهايي از ماسك استفاده نمائيد.

3- در محيطهاي سرد حتماً پوشش كافي داشته باشید.

4- به هنگام ابتلاء به بيماري هاي عفوني دستگاه تنفسي مانند لارنژيت حتما به پزشك مراجعه نمائيد.

در عفونتهاي حنجره موارد زير را رعايت كنيد:

- استراحت صوتي (يعني هيچگونه استفاده از صداي خود حتي به حالت زمرمه و پچ پچ نداشته باشيد)

- با سرم نمكي كمي غرغره و از بخور استفاده نمائيد.

- رژيم مايعات ولرم به صورت فروان استفاده كنيد.

5- مراقب سلامت روحي رواني خود باشيد و در صورت نياز حتماً با يك روانپزشك مشاوره نمائيد.

6- هر گونه گرفتگي صدا بيش از 2 هفته را جدي گرفته و به سرعت توسط پزشك معاينه شويد.

7- بطور متوسط 8-7 ساعت در روز استراحت داشته باشيد.

8- براي كنترل علائم گرفتگي و التهاب بيني استفاده از سرم شستشو مفيد است اين محلول را مي توان در منزل با استفاده از مخلوط يك قاشق چايخوري نمك با يك ليوان آب جوش سرد شده تهيه كرد.

9- به علت آنكه برگشت اسيد از معده به دهان (در حالت نفخ شكم) ممكن است باعث ايجاد التهاب حنجره و يا زخم تماس در تارهاي صوتي گردد، لذا براي كاهش نفخ شكم اجراي موارد ذيل لازم است.

راهکار مقابله با نفخ شکم

- در صورت امكان غذا را در حجم كم و وعده هاي بيشتر ميل كنيد.

- سه ساعت قبل از خواب چيزي نخوريد.

- سر را به هم هنگام خواب  15تا25 سانتيمتر بالاتر از بدن قرار دهيد.

- بلافاصله بعد از غذا خوردن از خوابيدن بپرهيزيد.

- از استعمال دخانيات پرهيز كنيد.

- چربي كمتري بخوريد و بيشتر از غذاهاي پروتئين دار استفاده كنيد.

- از مصرف موادي همچون قهوه، شكلات، آب ميوه هاي اسيدي كه موجب سوزش معده مي شوند پرهيز كنيد.

- فشارهاي رواني را كاهش دهيد.

- لباسهاي راحتي بپوشيد.

10- بهداشت دهان و دندان را رعايت كنيد.

11- سعي كنيد نفس كشيدن از راه بيني باشد (بخصوص در محيطهايي كه آلودگي هوا وجود داشته باشد)

12- رطوبت هواي داخل منزل و محل كار را حفظ كنيد.

 

بهداشت صوتي براي كاربران حرفه اي صدا

(سخنرانان، قاريان، مداحان، اساتيد و معلمان، خوانندگان و... )

قبل از پرداخت به موارد بهداشت صوتي براي مداحان عزیز ذكر برخي از مسايل در رابطه با شيوه و مشكلات زندگي آنها لازم است كه در ذيل به آن اشاره مي شود:

استفاده كنندگان حرفه اي از صدا با مشكلات منحصر به فردي مواجه هستند.

اين بدين دليل است كه موفقيت حرفه اي و پيشرفت و ترقي در كارشان به كيفيت صدايشان ارتباط مستقیم دارد. همچنين شرایط اين افراد به آنها مجال استفاده از رفتارهاي صوتي مناسب را نمي دهد، زيرا آنها اغلب داراي مراسمات پي در پي، مسافرتهاي پر تنش و متعدد هستند.

مهمترين بيماري بین مداحان ندول تارهاي صوتي است كه با آموزشهاي صوتي مناسب و رفع شيوه هاي غلط صوتي برطرف خواهد شد.

خوشبختانه جراحي برای مداحان به ندرت كاربرد دارد و اگر هم در مواردي به جراحي نياز باشد اين كار بايد توسط يك متخصص با تجربه صورت بگيرد.

 

اصول بهداشت صوتي برای مداحان اهل بیت علیهم السلام عبارت است از:

 

الف) سلامت جسمي و روحي:

1- بايك روانپزشك مشاوره داشته باشيد تا راههاي مقابله با هرگونه اضطراب و افسردگي را در خود تقويت كنيد.

2- به علت تاًثير منفي بالا بودن وزن بر صدا، توصيه مي شود كه نسبت به كاهش وزن خود به صورت تدريجي در دوره هاي طولاني و طبق برنامه هاي منظم علمي اقدام نمائيد. تمرينهای پرورش اندام و ورزشهايي مانند بسكتبال، تنيس و شنا مي توانند در كاهش وزن بسيار موثر باشند.

3- اغلب مردم به 8-7 ساعت خواب در شبانه روز نياز دارند؛ اما براي استفاده كنندگان حرفه اي از صدا كه بسيار پر مشغله مي باشند به زمان بيشتري براي استراحت و خواب نياز هست و چون به خواب عميق بیشترین تأثیر مثبت را دارد؛ بايد اتاق خواب، منحصراً مربوط به خوابيدن باشد و براي مطالعه يا تماشاي تلويزيون استفاده نشود. در ضمن بايد از مصرف كافئين(چای، قهوه، نسکافه، کاکائو)، خواب آورها و داروهاي ديگري كه در خواب اختلال ايجاد مي كنند، پرهيز كرد.

4- به صورت منظم ورزش كنيد؛ ولي در استفاده از ورزشهاي سخت و پرفشار خودداري كنید.

5- هميشه با يك متخصص گوش و حلق و بيني و يك گفتار درمانگر در تماس باشيد و تحت معاينه هاي دوره اي قرار گيريد.

6- هنگام نوشيدن آب، به آرامي آن را مصرف كنید.

7- پس از اجراي برنامه حتي المقدور بايد از رفتن به ميهماني هاي شلوغ و پر سر و صدا و مكانهاي دودآلود خودداري كرد.

8- در فواصل منظم بخصوص قبل و بعد از اجراي برنامه بايد به دستگاه صوتي خود استراحت كامل داد.

9- از صداي خود بطور منظم استفاده كنید و برنامه هاي اجرا و تمرينهاي قبل از آن بايد مرتب و بدون فشار زياد به حنجره و دستگاه صوتي باشد.

10- توصيه مي شود در هنگام خواندن، بدن بخصوص شانه ها، سر و گردن و تنه مستقيم و بدون خميدگي باشد.

11- بعنوان يك قانون كلي نبايد در هر هفته بيش از سه برنامه اجرايی داشت.

12- تمرينها به صورت ساده و معمولي به مدت كوتاه و سه بار در روز انجام شود.

13- پس از هر دوره خواندن و تمرينهای شديد بايد آرامش روحي و جسمي كاملي داشت كه راهكارهاي آن بشرح ذيل مي باشد:

 

راهكارهاي به دست آوردن آرامش جسمي

  1. 1.     رهايي و بي حركتي تمام اعضاء
  2. 2.      تكنيك انقباض و انبساط عضلات
  3. 3.      استحمام

 

  1. 1.     رهايي و بي حركتي تمام اعضاء:

اگر بتوان تمام عضلات را در وضعيت ساكن و بي حركت نگهداشت و به هيچ وجه حتي يك حركت جزئي مانند حركت پلك چشم را نداشت و سپس تمام عضلات را به شكل رها شده در آورد، پس از دقايقي عضلات و در نتيجه جسم و روح انسان به يك استراحت و آرامش عميقي دست خواهد يافت.

براي انجام اين عمل ابتدا به پشت خوابيده و دست را طوري روي زمين قرار مي دهيم كه كف دست به سمت بالا باشد و مقداري پاها را از هم باز مي كنيم و چشمها را مي بنديم و دهان را به شكل نيمه باز در وضعيت رها شده قرار مي دهيم.

براي قرار گرفتن در وضعيت رها شده بايد تصور كرد در خواب آرام هستيم و مواظب باشيم حركات جزئي حتي در نوك انگشتان نداشته باشيم در چنين حالتي هر لحظه و در هر كجاي بدن گرفتگي و انقباض مشاهده شد به آرامي از حالت انقباض و فشار خارج مي كنيم. پس از چند جلسه تمرين اين كار را مي توان در هر وضعيتي مانند حالت نشسته و ايستاده نيز انجام داد.

 

  1. 2.      تكنيك انقباض و انبساط عضلات:

در اين تكنيك شخص بايد ابتدا عضلاتش را سفت و منقبض كرده و سپس بعد از مدت كوتاهي آنها را شل و منبسط نمايد. اين انقباض و انبساط عضلات، در نهايت فرد را به آرامش جسمي و روحي مي رساند.

مراحل اجراي اين تكنيك عبارتند از:

1- در شروع كار انقباض و انبساط عضلات بايد بطور مجزا و يك به يك باشد. مثلاً در پاها ابتدا عضلات انگشتان پا، بعد پاشنه پا و... منقبض و سپس شل مي شوند.

2- تمرينها از پاها شروع شده و به سر ختم مي گردد.

3- پس از انقباض و انبساط عضلات هر قسمت مثل پاها، يك بار تمامي عضلات آن عضو را با هم منقبض و سپس شل مي كنيم.

4- تمرينها را بايد در يك محل راحت و ساكت و با لباس راحت و مناسب انجام داد.

5- زمان تمرين بايد حداقل 5/2 ساعت پس از صرف غذا باشد و بهترين زمان قبل از خواب شبانه است.

6- مدت تمرين در شروع كم بوده (حدود 10 دقيقه) ولي بتدريج افزايش مي يابد.

7- پس از هر انقباض عضلاني مدتي استراحت كرده تا آرامش را در عضله حس نمایید.

8 ـ برای هر عضله 10 بار تمرین را اجرا کنید و سپس به سراغ عضله دیگر بروید.

9 ـ انجام این تمرینها را در حالتهای خوابیده، نشسته و ایستاده انجام دهید.

 

  1. 3.      استحمام:

 استحمام از مدتها پیش به عنوان یک روش درمانی مورد استفاده قرار می گیرد. قرار گرفتن در آب گرم عضلات را از حالت گرفتگی خارج می سازد و نشاط و شادابی را به فرد بر می گرداند. اگر در ضمن قرار گرفتن در آب گرم از ماساژ استفاده شود، تنشها سریعتر کاهش می یابد. البته، باید توجه داشت که فرد بیش از حد در آب گرم قرار نگیرد زیرا باعث خستگی و کوفتگی در وی می شود.

 

ب) استراحت صوتی

همانطور که جسم پس از تلاش و کوشش زیاد احتیاج به استراحت دارد، حنجره نیز پس از استفاده طولانی مدت، به استراحت نیاز دارد. همچنین به هنگام ابتلا به یک بیماری عفونی دستگاه تنفسی مانند سرماخوردگی و لارنژیت استفاده طولانی مدت از استراحت صوتی می تواند بسیار مفید باشد.

 

ج) بهداشت دارویی

تقریبا اکثر داروها بر حنجره تأثیر می گذارند، البته در اغلب موارد این تأثیرات به قدری اندک است که از نظر بالینی بی اهمیت می باشد. در این بحث برخی از داروها که شناخت آنها برای استفاده کنندگان حرفه ای صدا اهمیت دارد مورد بررسی قرار می گیرد.

 

داروهایی که شناخت آنها برای کاربران حرفه ای صدا حائذ اهمیت است

  1. داروهای ضد حساسیت
  2. داروهای مُسَکِّن
  3. داروهاي اعصاب و روان
  4. هورمونها
  5. داروهاي ديگر

 

  1. 1.     داروهای ضد حساسیت

داروهای آنتی هیستامین یا ضد حساسیت در درمان آلرژی های مختلف مورد استفاده قرار می گیرند. این داروها با گرفتن رطوبت سیستم تنفسی و صوتی و کاهش ترشحات این سیستم باعث خشکی مخاط حنجره و راههای تنفسی شده و می توانند از این راه بر صدای انسان اثر منفی بگذارند.

برای جلوگیری از این موارد، باید از مصرف این دسته از داروها قبل و در حین اجرای برنامه های صوتی خود داری نمایید.

در صورتی که مصرف این داروها برای فرد ضرورت داشته باشد باید با مصرف همزمان میزان کافی آب و مایعات در طول روز و بخصوص قبل از اجرا رطوبت از دست رفته دستگاه صوتی را جبران نمایند.

 

  1. 2.     داروهای مُسَکِّن

آسپیرین و دیگر مسکنهای از این دسته مانند بروفن، باید در استفاده کنندگان حرفه ای از صدا منع شود.

در صورت نياز در اين افراد داروهاي ديگري كه اين عارضه را ندارند مانند استامينوفن مصرف شود.

 

  1. 4.     داروهاي اعصاب و روان

استفاده از اين قبيل داروها مانند هالوپريدول و غيره، علاوه بر خشكي مخاط تنفس و صوتي مي تواند باعث لرزش در صدا شود. لذا مصرف اين داروها در استفاده كنندگان حرفه اي صدا بايد با احتياط و با در نظر گرفتن عوارض فوق انجام گردد.

 

  1. 5.     هورمونها

هورمونها نبايد هنگام استفاده حرفه اي از صدا مورد مصرف قرار گيرند.

 

  1. 6.     داروهاي ديگر

داروهاي زياد ديگري هستند كه تأثير منفي بر صدای استفاده كنندگان حرفه اي از صدا مي گذارند و به همين دليل در مصرف آنها بايد احتياط كرد، برخي از اين داروها عبارتند از : ضد سرفه ها، داروهاي ضد فشار خون، كورتون و غيره ولذا براي جلوگيري از عوارض دارويي بر صدا ذاکرین اهل بیت بايد قبل از مصرف هر گونه دارو با پزشك خود مشورت نمايند.

ويتامين ث: برخي از استفاده كنندگان حرفه اي از صدا مقادير زيادي قرصهاي ويتامين ث براي حفظ سلامتي و يا پيشگيري از سرما خوردگي مصرف مي نمايند كه اين مسئله مي تواند باعث خشك شدن مخاط دستگاه صوتي شده و آثاري شبيه داروهاي ضد حساسيت بر صداي آنها گذارد.

 

 

 

 

 

ـ 2 ـ

صدا سازي

 

ج‌)  قابليتهاي صدا

صدا داراي قابليتهاي مختلفي است كه عبارت است از:

  1. پرده­هاي صدا
  2. ارتفاع صدا (اوج و صعود)
  3. استقامت صدا
  4. ‌حجم صدا
  5. زير و بم صدا
  6. انعطاف صدا (تحرير)
  7. طنين صدا
  8. کیفیت صدا

صدا قابليت تقويت و تكامل دارد و با تمرين و ممارست مي­توان صدا را پرورش داد.

 

نكات حائذ اهميت در تمرين صدا

  1.  حتما روي الگو تمرين كنيد. اين الگو مي تواند مواد درسي آموزشي شما باشد.
  2. 2.     مراحل تمرین باید رعایت شود.

مراحل تمرین

الف)گوش دادن الگو: تا حدي که سبک الگو کاملاً در ذهن شما جا افتاده است اما هنوز نمي توانيد آن را به زبان بياوريد.

ب) همخواني با الگو: تا حدي که بالاتر ، پايين تر ، جلوتر و يا عقب تر از الگو نخوانيد.

ج) تکخواني : تا حدي که سبک الگو به صورت تجزيه شده براي شما قابل استفاده باشد، يعني اولاً ؛ هرجاي الگو را اراده کرديد بتوانيد طبق الگو بخوانيد. ثانياً به صورت مجزا ، اجزاي سبک الگو براي شما قابل استفاده باشد، مثلاً بتوانيد شعر ، مقدمه روضه ، روضه و يا گريز سبک را جداگانه مورد استفاده قرار دهيد.

  1.   مداومت در تمرين مهمترين عامل رشد صداست ؛ فلذا حداقل در هفته سه جلسه تمرين صدا ، به مدت يك ساعت ، حتي المقدور در ساعتي مشخص ، لازم است. البته اگر هر روز برنامه تمرين صدا داشته باشيد بهتر مي باشد.
  2.    ساعاتي قبل و بعد از تمرين از خوردن چربيها ، سرخ كردنيها ، شيريني ها ، ترشي ها ، مواد غذايي تند ، آب يخ و كلاً خوراكيهايي كه صدايتان به آن حساس است پرهيز كنيد.
  3.    فشاركيفي وكمي تمرين رابه مرورافزايش دهيد، يعني هم زمان تمرين و هم شدت و سنگيني آن را به مرور زياد كنيد.
  4.    در ابتداي تمرين با نرمش صوتي و خواندن در پرده هاي پايين ، صدايتان را گرم كنيد و در ادامه آرام آرام پرده صدايتان را بالا ببريد.
  5.    هنگام تمرين تمام حجم صدايتان را از حنجره خارج نكنيد بلكه حداقل يك سوم آن را كنترل نماييد ؛ روش كنترل حجم صدا در ادامه بيان خواهد شد.
  6.    اگر در سنين نوجواني يا بلوغ هستيد از جهت كيفي (شدت و سنگيني) زياد به صدايتان فشار وارد نكنيد؛ بلكه در پرده هاي متوسط به تمرين بپردازيد تا صدايتان آسيب نبيند.
  7.    فرياد زدن بدون آهنگ ـ مانند روش فرياد فروشندگان ميوه و تره بار ، فرياد مربيان ورزشي براي هدايت تيم ، فرياد مسئول گروهان هاي نظامي براي نظم دادن به گروهان ـ به صدا آسيب جدي وارد مي كند فلذا از آن پرهيز كنيد.
  8.    براي گوش دادن الگوهاي تمريني حتماً از گوشي استفاده كنيد تا براي خانواده ، همكاران مزاحمت ايجاد نشود ؛ در صورت عدم رعايت اين نكته بعيد نيست همين عزيزان عامل دلسردي شما در ادامه مسير مداحيتان شوند.
  9. براي تمرين صدا از فضاي پاركهاي جنگلي ، دشتها ، كوهها و فضاهاي طبيعي خلوت استفاده كنيد ، در صورت تمرين در منزل حتما حوله اي را چهار تا كرده ، مقابل دهان خود بگيريد تا حجم صدايتان را كنترل كند و مزاحمتي براي خانواده و همسايگان ايجاد نشود. در صورت عدم رعايت اين نكته هم بعيد نيست همين عزيزان عامل دلسردي شما در ادامه مسير مداحيتان شوند.

 

1. پرده­هاي صدا:

صدا داراي پرده­هايي است كه در آواز با عناوين (دو ـ رِ ـ مي ـ فا ـ سُل ـ لا ـ سي) به آن اشاره مي شود.

 

  • ·        چهارچوب کلی استفاده از پرده های صدا در مجالس

يك برنامه مداحي در پرده هاي مختلف صدا معمولا به ترتیب زیر صورت مي گيرد .

و معمولا از پرده هاي پايين شروع شده و ـ با توجه به محتوا و مجلس ـ به پرده هاي بالاتر صعود صورت مي گيرد و پس از فراز و نشيبهاي مقتضي ، در نهايت با پرده هاي پايين به پايان مي رسد.

 

  1. پرده پایین (زیرصدا)
  2. پرده های متوسط (می تواند چند پرده باشد)
  3. پرده اوج
  4. سقف صدا با توجه به ضرورت
  5. نشست(به ترتیب از اوج شروع و پس از پرده های متوسط، مجلس با پرده پایین ختم می شود)

 

چند نکته:

الف) صعود به اوج و سقف صدا الزامی نیست و گاهی حتی جایز نیست.

ب) ممکن است این چهارچوب در یک مجلس چند بار تکرار شود.

ج) در بعضی محافل با توجه به شرایط (که مداحی قبل از ما خوانده ویا شرایطی از این دست ) باید مجلس در پرده های بالاترشروع شود.

 

ح‌)    اصطلاحات مربوط به پرده های صدا

الف) پردة محوري خواندن

معمولا غالب حجم خواندن روي يک يا دو یا سه پرده صورت مي گيرد؛ اين يک يا چند پرده را پرده محوري خواندن مي ناميم.

 

ب‌)  تنوع پرده هاي صدا

استفاده از پرده هاي مختلف صدا در خواندنرا تنوع پرده هاي صدا مي ناميم.تنوع پرده هاي صدا،از یکنواخت شدن خواندن جلوگیری می کند.

 

ج‌)    پردة صداي کف و سقف

هر سبکی اعم از ضرب دار و بدون ضرب (نوحه ، سرود و...) دارای پرده های مختلف صداست. بالاترین پرده صدای سبک را پرده سقف، و  پايين ترين پرده صداي آن را پردة کف می نامیم.

نکته: سقف صدا با پرده سقف تفاوت دارد و ممکن است سقف صدای شما بالاتر از پرده سقف سبک باشد.

 

د‌)      تناسب پرده هاي صدا

بين پرده هاي مختلف هر سبک ، فاصله استانداردي وجود دارد که با شنیدن قابل درک است، اين فاصله استاندارد اگر رعايت شود مي گوييم تناسب پرده هاي صداي سبک رعايت شده است. حال اگر ذاکري به دلايلي ـ که بيان خواهد شد ـ اين فاصله استاندارد را رعايت نکند و پرده ها را بالا و يا پايين تر از الگو بخواند ، نظم منطقي بين پرده ها به هم مي خورد و ما اصطلاحا مي گوييم دچار عدم تناسب در پرده هاي صدا شده است.

 

خ‌)    دلايل ايجاد عدم تناسب در پرده هاي صدا

  1. عدم تسلط کامل بر سبک الگو(در صورتيکه از روي الگو مي خوانيد)
  2. عدم آمادگي صدا براي پياده کردن پرده هاي بالاي سبک. (اين در حالتي است که فکر مي کنيد صدايتان آمادگي پياده کردن پرده هاي بالا را دارد، اما وقتي اوج مي رويد ، ضعف صدا مشخص مي شود و به صورتي ناهمگون ، پرده اي پايين مي آييد که با پرده هاي ديگر سبک ، فاصله استاندارد را ندارد)
  3. شروع خواندن در پرده بالا. (پرده شروع باید بر مبنای دانگ صدا انتخاب شود)(اين در حالتي است که صدايتان نسبتا آماده است اما خواندنتان را بالا شروع مي کنيد در حدي که اوج سبک ـ با اين پرده شروع ـ به قدري بالاست که توان نهايي صداي شما به آن ارتفاع نمي رسد ولذا وقتي اوج مي رويد ، به صورتي ناهمگون ، پرده اي پايين مي آييد که با پرده هاي ديگر سبک ، فاصله استاندارد را ندارد)

 

د‌)      راهکار اصلاح عدم تناسب در پرده هاي صدا

ــ اولا سبکهاي الگو را ـ با گذاراندن صحيح مراحل تمرين ، مخصوصاً همخواني با الگو ـ ملکه کنيد.

ــ ثانياً با صداسازي کامل ، توان لازم جهت خواندن پرده هاي بالاي سبکها را به دست آوريد.

ــ ثالثاً پرده شروع را طوري انتخاب کنيد که توان خواندن پرده اوج آن را داشته باشيد.

 

راهکار انتخاب صحیح پردة شروع:

براي انتخاب پرده مناسب براي شروع ، مي توانيد در تمرين ها ، ابتدا اوج سبک الگو را بخوانيد ، سپس نشست کنيد، اين پرده نشست مناسبترين پرده شروع شماست و شما در اوج آن دچار عدم تناسب پرده هاي صدا نخواهيد شد.

 

نكات كلي پيرامون پرده هاي صدا

  1. پرده محوري خواندتان را متوسط قرار دهيد چراکه اگر پايين باشد مستمع خموده و بي حال مي شود و تأثير گذاري شما پايين مي آيد و اگر بالا باشد ، در تناسب پرده هاي صدا دچار مشکل مي شويد ، صدايتان زودتر خسته مي شود و مستمع نيز توان زمزمه و نجواي همراه شما را نخواهد داشت.
  2. در خواندن نوحه و سرود ، هنگام گرفتن ذکر شور ، اگر پرده محوري سبک بالاست ، ذکر شور را در پرده کف سبک بگيريد و اگر پرده محوري سبک پايين است ، ذکر شور را در پرده سقف سبک بگيريد.
  3. در محافل مولودي تنوع پرده هاي صداي بيشتري لازم است، چراکه خود تنوع پرده هاي صدايي در شادتر شدن مجلس مؤثر است.
  4. اجزاي کلي يک مجلس بايد با هم داراي تناسب پرده هاي صدا باشند.

 

اجزای کلی یک مجلس

الف) بسم الله و مقدمات عربي ابتداي مجلس.

ب‌)    توسل به امام زمان(عج)و تعیین مناسبت.

ج‌)      شعر مناسبت.

د)    روضه(شامل مقدمه ، اصل روضه ، گره مرثیه و گریز )

ه‌)       سينه زني(زمينه(ضرب تک) ، نوحه ، مظلوم کشيدن ، واحد(سبک و سنگين)، ذکر دودمه ، شور)

و‌)       مناجات انتهاي مجلس و دعا.

 

 

2. ارتفاع صدا (اوج و صعود)

يكي از قابليتهايي كه در صدا وجود دارد صعود به پرده­هاي بالا تا رسیدن به سقف صدا می باشد كه در مداحي آن را باعنوان اوج ياد مي­كنيم. توان صدایی انسانها از جهت ارتفاع و اوج متفاوت است. مهم این است که از استعداد کنونی به  بهترین وجه استفاده شود.

سقف صدا: بالاترين پرده اي كه شما مي توانيد به آن صعود كنيد سقف صدا نام دارد.

در موضوع صدا و صداسازی گاهی اصطلاحی با عنوان دانگ مطرح می شود که گویا منظور از آن استعداد و توان ذاتی صدای افراد است؛ در بحث دانگ صدا نکاتی باید مورد توجه قرار بگیرد که عبارتند از:

ذ‌)       دانگ صدا بیشتر در ارتفاع صدا مطرح می شود.

ر‌)        دانگ صدا قابل اندازه گیری محسوس نمی باشد.

ز‌)        آیا دانگ صدا قابل افزایش است؟ خیر. البته معمولا افراد از توان صدایشان استفاده کامل نمی برند فلذا تا رسیدن به دانگ صدایشان دو سه پرده فاصله دارند.

 

مراحل رسیدن به سقف صدا

مرحله اول ـ بالاترين پرده صدايي را كه در حال حاضر به راحتي مي توانيد در آن بخوانيد شناسايي كنيد.

مرحله دوم ـ الگويي را از مداحي اساتيد ، كه در پردة بالا خوانده شده است ، انتخاب كنيد.

مرحله سوم ـ در يك پرده بالاتر از توان كنوني صدايتان با الگوي انتخاب شده تمرين كنيد تا اينكه خواندن در اين پرده برايتان مانند پرده قبلي عادي شود.

مرحله چهارم ـ همين مراحل را ادامه دهيد تا به پرده اي برسيد كه پرده اي بالاتر از آن براي صداي شما وجود ندارد كه در آن بخوانيد و صدايتان گير كند يا خروسك بزند ؛ اين پرده همان سقف صداست.

 

نكات كلي پيرامون ارتفاع صدا

  1. معمولا از توان کنونی ارتفاع صدای شما تا سقف صدا دو سه پرده بیشتر وجود ندارد.
  2. رسیدن به سقف صدا چقدر زمان می برد؟ معلوم نیست. اما تمرین کم مداوم، بسیار مؤثرتر از  تمرین زیاد پراکنده است.
  3. در استفاده از پرده هاي صدا اصل بر توسط است ؛ يعني جايي كه ضرورت دارد بايد پرده صدا را بالا ببرید و اوج رفتن در تمامي مجالس لزومي ندارد.مواضعی که بالا بردن پرده صدا لازم است عبارت است از:

الف) در مولودی خوانی

ب‌)    حماسی خوانی

ج‌)      براي باز كردن گره مرثيه(بيان سوزناكترين بخش روضه) در صورتي كه مستمع شور و حال داشته و در حال زمزمه باشد؛ معمولا بايد ارتفاع صدايتان بالاتر از بخشهاي قبلي روضه باشد.

 

3.  استقامت صدا:

قابليت ديگر صدا استقامت است كه داراي دو بعد مي باشد:

الف)استقامت صدادر کل خواندن: مدت زماني که صداي شما ـ در هر مجلس ، استقامت به كارگيري دارد. اين مدت زمان به كارگيري ، ميزان استقامت صداي شماست در کل خواندن.

ب)استقامت صدادر ارتفاع:صداي شما چه مدت زماني در پرده هاي بالا استقامت به كارگيري دارد. اين مدت زمان به كارگيري ، ميزان استقامت صداي شماست در ارتفاع صدا. ناگفته نماند که استقامت صدا بیشتر در پرده های بالای صدا مطرح است.

 

نتیجه ضعف در استقامت صدا:

طبيعتاً اگر شما داراي استقامت صداي مناسب نباشيد؛ با مدت زمان كمي خواندن و يا با يك صعود به پرده هاي بالا ، صدايتان مي گيرد و دچار ضعف در خواندن مي شويد، و هنگام فرود به پرده های پایین صدایتان بریده بریده می شود.

 

راهکار افزایش استقامت صدا:

مهمترین راهکار برای افزایش استقامت صدا، تمرین و خواندن مداوم و روی اصول می باشد.

 

  1. 4.   حجم یا قدرت صدا(بلندی)

ميزان صدايي كه در يك پرده از حنجره خارج مي شود حجم صدا نام دارد؛ معادل حجم صدا در سيستم هاي صوتي با عنوان "VOLUME" به كار مي رود. حجم صدا گاهی  قدرت یا بلندی صدا نیز نامیده می شود.

منظور از بلندي ، شدت صداي شنيده شده مي باشد. به عبارت ديگر منظور از بلندي آن است كه آيا صداي فرد بلند  شنيده مي شود و يا اينكه آرام به نظر مي رسد؛ ميزان بلندي صدا به ميزان فشار هوايي كه از ريه ها وارد حنجره شده و به شدت بر خورد تارهاي صوتي بستگي دارد. هر چه فشار هوا و شدت برخورد تارهاي صوتي بيشتر باشد، صدا بلندتر و هر چه فشار هوا و شدت برخورد تارهاي صوتي كمتر باشد صدا آهسته تر به گوش مي رسد. بنابر اين به هنگام فرياد زدن،بلند صحبت كردن، گلو پاك كردن و ... (كه به آنها استفاده نادرست از صدا گفته مي شود) شدت برخورد تارهاي صوتي بسيار زياد است و اگر اين  اعمال در فرد بصورت عادت درآيد در نهايت ممكن است آسيبهاي شديدي را به حنجره و تار هاي صوتي وارد آورد.[3]

اگر چه ژنتيك و استعداد ذاتي ، عامل اصلي در ميزان حجم صداي شماست ؛ اما حجم صدا قابليت تقويت دارد و عواملي در آن مؤثرند كه عبارت است از:

  1. توان جسماني كه به واسطه ورزش مي توانيد آن را افزايش دهيد.
  2. قدرت عضلات گردن و عضلات مرتبط با خواندن مثل : عضلات شکم، قفسه سینه، ششها كه به واسطه حركات ورزشي مربوطه مي توانيد آن راتقويت كنيد.
  3. قدرت تارهاي صوتي كه به واسطه تمرين صداي مداوم مي توانيد آن راتقويت كنيد.
  4. تنفس صحيح .

 

حالت طبیعی صدا از نظر بلندي

صدا نبايد بيش از حد بلند يا بيش از حد آرام باشد، بلكه بايد با صداي محيط متناسب باشد بطوريكه راحت به گوش برسد. همچنين فرد بايد توانايي تغيير بلندي صداي خود را داشته باشد. [4]

 

كنترل و مدیرت حجم صدا

يكي از اصول فني مداحي، كنترل و مديريت حجم صداست ، كم و زياد كردن حجم صدا ـ به تناسب محتوا و حال مجلس ـ كنترل حجم صدا نام دارد.

 

مراحل کنترل حجم صدا:

1ـ حبس کل حجم صدا : براي كنترل حجم صدا ابتدا بايد بتوانيد كل حجم صدايتان را حبس كنيد. براي حبس كل حجم صدا ـ در حاليكه مصوتهاي ( آ ـ اي ـ‌ او )‌ را با صوت در يك پرده صدا ادا مي كنيد ـ ابتدا دندانها را به هم نزديك نموده سپس انتهاي زبان را به سقف دهان  بچسبانيد ، الان شما تمام حجم صدايتان را حبس كرده ايد و نجوايي كه به گوش شما مي رسد ، همان نوسانهاي فرعي صوت يا اصطلاحاً طنين است.

2ـ در مرحله بعد با اختيار، مقدار كمي بين دندانها و انتهاي زبان از سقف دهان فاصله بدهيد تا مقدار كمي حجم صدا از حنجره تان خارج شود سپس آرام آرام اين فاصله را به همراه هوای بازدم زياد كنيد تا جايي كه كل حجم صدا با اختيار از حنجره خارج شود.

3ـ در مرحله آخر برعكس اين كار را انجام دهيد يعني ابتدا كل حجم صدا را از حنجره خارج ، و آرام آرام آن را كنترل كنيد تا جايي كه كل حجم صدايتان حبس شود. اين تمرين را بقدري تكرار كنيد تا حجم صدايتان كاملا در اختيارتان قرار بگیرد.

 

نكات كلي پيرامون كنترل حجم صدا

  1. به طور كلي هنگام خواندن(خواندن تمرینی ـ خواندن رسمی) ، حدود يك سوم حجم صدايتان را از حنجره خارج نكنيد.
  2. رابطه حجم صدا و ارتفاع صدا معكوس است يعني هرچه ارتفاع صدايتان را بالاتر مي بريد حجم صدا را كمتر كنيد.
  3. در موارد زیر باید حجم صدا بیشتر شود:

الف) هنگام خواندن مطالب حماسي ـ براي ايجاد هيجان ـ .

ب) هنگام باز كردن گره مرثيه(بيان سوزناكترين بخش روضه) ـ براي تأثير گذاري بيشتر ـ .

ج‌)      هنگام خواندن ذكر شور آخر سينه زني ـ براي ايجاد شور بيشتر ـ .

  1. براي خواندن مطالب عاطفي ـ براي ايجاد لطافت بيشتر ـ حجم صدايتان را كم كنيد.

 

فوايد كنترل حجم صدا

  1. کنترل نفس: به دليل اينكه براي ازدياد حجم صدا بايد هواي بازدم بيشتري از حنجره خارج شود ، با كنترل حجم صدا نفستان ديرتر تمام مي شود.
  2. نگرفتن صدا: به دليل اينكه خواندن با حجم صداي بالا ، به حنجره فشار زيادي وارد مي كند ، با كنترل حجم صدا ، صدايتان ديرتر مي گيرد.
  3. افزایش انعطاف صدا: به دليل اينكه انعطاف صدا ، هنگام خواندن با حجم صداي بالا ، كمتر است ، با كنترل حجم صدا ، راحت تر مي توانيد به صدايتان تحرير بدهيد.
  4. ایجاد تنوع و عدم خستگی مستمع : كم و زياد كردن حجم صدا در خواندن شما نوعي تنوع ايجاد و آن را از يكنواختي دور مي كند، كه آن را تنوع حجم صدا مي ناميم. به دليل اينكه خواندن با حجم صداي بالا ، به طور مداوم ، باعث خستگي شنيداري مستمع مي شود ، با كنترل حجم صدا ، مستمع كمتر خسته مي شود.

 

اختلالات بلندي صدا

الف: بلندي یکنواخت

ب: تغييرات بلندي

 

الف: بلندي یکنواخت:

در اين اختلال، صدا از لحاظ بلندي داراي محدوديت است و شخص گاهي توانايي افزايش بلندي صداي خود را به صورت ارادي ندارد. يكنواختي بلندي صدا مي تواند نشانه اي از صدمات عصبي باشد كه توانايي كنترل ارادي تغيير بلندي صوت را دستخوش اختلال مي كند و يا از يك ناتواني رواني، عاطفي باشد.

ب: تغييرات بلندي:

هنگامی اين مسئله را به عنوان علامت وجود اختلال مطرح مي نمائيم كه فرد پيوسته به بلندي صدايي صحبت مي كند كه در يك مكالمه معمولي يا شنيدن آن با سختي تواًم باشد و يا به نحو مفرطي بلندتر از حد معمول باشد. استفاده از يك صداي بيش از حد آهسته يا بيش از حد بلند مي تواند ناشي از شخصيت فرد يا عادت فرد باشد. گوينده اي كه به بلند صحبت كردن عادت كرده است ، احتمالاً در يك خانواده پرجمعيت زندگي مي كند و يا ممكن است در نتيجه ارتباط نزديك با فردي كم شنوا ايجاد شده باشد. همچنين وجود آسيبهاي عصبي مربوط به صدا سازي و يا اشكالاتي در سيستم تنفسي مي تواند موجب بوجود آمدن چنين وضعيتي در صوت باشد. [5]

 

5. زير و بم صدا

در يك تقسيم بندي كلي صداها به زير و بم تقسيم مي­شوند. منظور از زير بودن صدا، نازكي صدا (مثل صداي زنانه)و منظور از بم بودن صدا كلفتي صدا(مثل صداي مردانه)مي باشد.

 

علت زیر و بمی صدا

به نظر مي رسد كه تفاوت طول و ضخامت تارهاي صوتي در خانمها و آقايان دليل اصلي تفاوت زير يا بم بودن صداي آنهاست. بطور كلي هر چه طول تارهاي صوتي افزايش یابد و ضخامت آن كمتر شود صدا زير تر و هر چه طول تارهاي صوتي كمتر و ضخامت آنها بيشتر شود صدا بم تر مي شود؛ بنابراين اگر فردي بخواهد با صداي بسيار زير صدا سازي كند بايد طول تارهاي صوتي خود را افزايش دهد تا ضخامت آن نيز متعاقباً كم شود و صدا زير به نظر برسد و يا برعكس. البته، تارهاي صوتي فقط تا حد معيني مي توانند كشيده يا كوتاه شوند و اگر فردي بيشتر از حد طبيعي بخواهد صدايش را زير يا بم كند (بخصوص در صداي حرفه اي) در صدايش دچار مشكل خواهد شد. [6]

 

تغييرات صدا در حين رشد:

1ـ زيرترين صداي فرد در زماني است كه تازه به دنيا مي آيد و گريه مي كند.

2ـ زير يا بم بودن صداي كودكان بين پسر و دختر تفاوتي ندارد و تغييرات ايجاد شده تقريباً بين سنين 12-10 سالگي صورت مي گيرد. به اين نحوه كه هم در دختران و هم در پسران صدا بم تر مي شود با اين تفاوت كه ميزان بم شدگي در پسران بسيار بيشتر از دختران است.

درست در همين سنين است كه يك دوره گرفتگي صدا، به علت تغييرات هورموني در سنين بلوغ هم در پسران و هم در دختران ايجاد مي شود و اگر در اين دوران از صدا درست استفاده نشود صدا همچنان گرفته باقي مي ماند ولذا توصيه مي كنيم ذاكرين نوجوان در اين سنين به صدايشان فشار زيادي وارد ننمايند.

3ـ از سن 20 تا 70 سالگي صدا تقريباً ثابت بوده و ممكن است مقداري به سمت بم شدن پيش رود.

4ـ از سن 70 سالگي به بالا صدا به خصوص در آقايان شروع به زير شدن مي كند ، همچنين امكان گرفتگي صدا در اين سنين به علت تغييراتي در ساختمان حنجره (به علت پيري) مي باشد.[7]

 

 

خصوصیات صدای زیر و بم

كساني كه صدايشان زير است معمولا از قابليت اوج و ارتفاع زياد، انعطاف و تحرير بيشتري برخوردارند در حاليكه صداي بم معمولا داراي حجم و طنين بيشتري است. البته ناگفته نماند كه ممكن است صدايي در حين بم بودن داراي انعطاف و ارتفاع زيادي باشد و يا صداي زيري داراي حجم و طنين بالايي باشد، چراكه تمرين عاملي است كه روي تمام معادلات فني مداحي تأثير گذار است.

 

حالت طبیعی صدا از نظر زير و بم بودن

صدا بايد با سن ، جنس و ابعاد بدن فرد سازگار باشد. مثلاً يك مرد نبايد صداي زير توليد كند بلكه صدايش بايد بم باشد و ميزان بم بودن صداي او نيز متناسب با وزن ، قد و ... او باشد كه مثلاً زياده از حد هم بم صحبت نكند همچنين فرد بايد بتواند با اراده خود تغييراتي در زير يا بم بودن صدايش ايجاد نمايد. [8]

 

زيرصدا

بحث زیرصدا در دو اصطلاح قابل طرح است که عبارتند از:

الف) نوای زیر صدا

ب) سبک زیرصدا

 

الف) نوای زیر صدا

در مداحي بعضي از اساتيد نوايي وجود دارد كه در پرده و حجم صداي پايين ، با هاله اي از هوا همراه است ، اين نوا را "زيرصدا" ناميده ايم. نواي زيرصدا معمولا در ابتداي خواندن و فرودها و نشستها كاربرد دارد.

 

مراحل پیداکردن نوای زیرصدا

برای دستیابی و فراگیری نوای زیرصدا راهکاری به ذاکرین اهلبیت(علیهم السلام) پیشنهاد می شود که مراحل آن عبارت است از:

1. حالت دکلمه خوانی بدون جوهره صدا: در این حالت نفس و کلام را همراه می کنیم و عبارات شعری را ادا می کنیم.

2. حالت دکلمه خوانی با جوهره صدا: در این حالت نفس و کلام را با جوهره صدا همراه می کنیم و عبارات شعری را ادا می کنیم.

3. نوای زیرصدا : در این حالت نفس و کلام را با جوهره صدا و آهنگ و سبک همراه می کنیم و عبارات شعری را ادا می کنیم. اینجاست که ما به نوای زیرصدا دست یافته ایم.

 

ب) سبک زیرصدا:

با توجه به اين كه نواي زيرصدا در بعضي سبكها ـ مثل سبك استاد حاج سيد محمد موسوي ـ بسيار مشهود است ، ما سبك ايشان را با عنوان سبك زيرصدا نام نهاده ايم و براي يادگيري دقيق نواي زيرصدا ، استفاده از سبك استاد موسوي را توصيه مي كنيم.

 

اختلالات زير و بمي صدا

گاهی در بحث زیر و بمی صدا اختلالاتی رخ می دهد، این اختلالات عبارتند از:

الف: زير و بمي يكنواخت

ب: زير و بمي نامناسب

ج: قطعي زير و بمي

 

الف: زير و بمي يكنواخت:

در اين حالت فرد در طول گفتار با فقدان تغييرات در زير يا بمي صدا مواجه است بطوريكه از ديد شنونده گفتار وي يكنواخت و كسل كننده است. در برخي موارد شخص مورد نظر اصولاً توانايي ايجاد تغيير در زير يا بمي صداي خود را ندارد. زير و بمي يكنواخت يكي از علائم صدمات عصبي محسوب مي شود. همچنين ممكن است در اثر ويژگيهاي شخصيتي و مشكلات رواني بوجود آيد.

ب: زير و بمي نامناسب:

در اين حالت زير يا بم بودن صدا، با توجه به سن و جنس فرد غير طبيعي است بعنوان مثال زني كه صداي او بم و مردانه شده و مردي كه صدايش كاملاً زنانه به نظر مي رسد به زير و بمي نامناسب مبتلا شده اند. زير و بمي صدا به اندازه حنجره و تارهاي صوتي بستگي دارد.

يك صداي بيش از حد زير ممكن  است به علت مشكلاتي چون عدم رشد طبيعي حنجره بر اثر اختلالات هورموني باشد. صداي بيش از حد بم نيز مي تواند به علت پر كاري تيروئيد و يا استفاده از هورمون در زنان باشد. همچنين زير يا بمي بيش از حد مي تواند به دليل مشكلات عاطفي و يا در اثر عادت بوجود آمده باشد.

ج: قطعي زير و بمي:

در اين اختلال زير يا بمي صداي فرد ناگهان و بطور غير منتظره تغيير مي كند. اين مشكل در مردان جواني كه در دوران بلوغ به سر مي برند و صدايشان در حالت  تغيير به صداي بم و مردانه مي باشد، بيشتر ديده مي شود. مشكلات عاطفي دوران بلوغ، ضايعات حنجره و ناتواني اعصاب حنجره اي از جمله علل ايجاد قطع زير و بمي مي باشد. [9]

 

نكات كلي پيرامون زير و بم صدا

  1. 1.     آیا زیر و بمی صدا قابل تغییر است؟

از نظر علمی ممکن است، مثلا برخی از داروها در طول و ضخامت تارهای صوتی تأثیر می گذارند و در نتیجة استفاده از این داروها ممکن است صدا زیرتر یا بم تر می شود،اما این کار به علت مضراتی که دارد توصیه نمی شود.

  1. 2.     چه كنيم صدايمان پخته شود؟

برخی از هنرجویان سؤالی برایشان مطرح می شود که چه کنیم صدایمان کلفت شود؟ وقتی در جواب به این افراد می پرسیم مثلا دوست دارید صدایتان مثل چه کسی شود؟ نام کسی را می برند که می بینیم اتفاقا این فرد صدایش زیر است اما به علت ممارست صدایی پخته دارد. از این رو پی می بریم که منظور این افراد در سؤال این است که چه كنيم صدايمان پخته شود؟در جواب بايد گفت؛ با تمرين و ممارست و كسب تجربه ، به مرور صدا پخته و جا افتاده خواهدشد.

  1. 3.     از صدای چه کسی تقلید کنیم ؟

چارچوب کلی فراگیری مداحی شامل دو مرحله کلی می شود که عبارت است از: مرحله تقلید و مرحله استقلال. عزیزانی که در مرحله تقلید هستند گاهی سؤال می کنند از صدای چه کسی تقلید کنیم؟ گویا ریشه این سؤال این است که شاید شباهت با صدای استاد هنرجورا در یادگیری کمک کند. در جواب این افراد می گوییم: آن چه باید مورد تقلید واقع شود سبک و روش مداحی است که غالبا ممکن است با صداهای مختلف پیاده شود؛ در نتیجه سبک و روش صحیح و مورد تأیید اساتید با صداهای مختلف برای افراد مختلف با تن صدای مختلف قابل تقلید است و اساسا نباید از صداي استادي تقليد کرد و نباید در خواندن، تُن صدا را تغيير داد. البته ناگفته نماند که اگر استادی یافت شد که هم سبکش مورد تأیید اساتید است و هم صدای ما به تن صدای او نزدک است، برای الگوی تقلید مناسبتر به نظر می رسد.

  1. 4.     از سبک چه کسی تقلید کنیم؟

همانطور که در بحث قبل بیان شد، چارچوب کلی فراگیری مداحی شامل دو مرحله کلی می شود که عبارت است از: مرحله تقلید و مرحله استقلال. در مرحله تقلید باید به پیشنهاد و تحت نظر اساتید الگوهای مورد نظر را بیاموزیم و در مرحله استقلال گلهای خواندن اساتید مختلف را بچینید و از کسی تقلید کنید که خواندنش را دوست دارید.

  1. 5.     برای مداحی کدام نوعِ صدا بهتر است؟

گاهی هنرجویان می پرسند: برای مداحی کدام نوعِ صدا بهتر است؟ در جواب باید دانست که می توان خواندن را به دو روش کلی برگزار کرد؛ الف) به روش فن محور: که محوریت آن با رعایت فنون و هنر مداحی است  ب) به روش محتوا و معنویت محور: که اساس آن محتوا و معنویات است. در مداحی فن محور صدای زیر و بم هر یک خصوصیت خاص خود را دارند و در بخشهایی بهتر به نظر می رسند اما برای مداحی محتوا محور و معنویت محور، تفاوتی بین صداها نیست و صدا مرکبی است که محتوا را به مستمع منتقل می کند که حاصل این انتقال محتوا بایستی رشد و ارتقای معنوی باشد.

 

6. انعطاف صدا (تحرير):

یکی از قابلتهای صدای آدمی، انعطاف صدا و تحریر است، که تعاریفی از آن بیان شده که ما در این بخش به تعریف لغوی و اصطلاحی آن می پردازیم.

تعریف لغوی : تحریر ، كشش دادن صوت به هنگام آوازه خواني است.[10]

تعریف اصطلاحی : به پيچ و خمها و لرز و موجهايي كه در خواندن به صدا داده مي­شود تحرير مي­گويند. که در آوازاز آن تعبیر به چه چه می کنند.

 

انواع تحریر :

با دقت نظر و توجه در اجرای تحریرها در مداحی، به تفاوتهایی بین آنها پی می بریم که لااقل می توان، با توجه به تفاوت موجود بین تحریرها، چهار نوع برای آن در نظر گرفت که عبارت است از:

  1. تحریر موج
  2. تحریر پله ای
  3. تحریر ریز
  4. تحریر لرز

 

  1. تحرير موج: تحريري است كه فاصله بین اجزاي آن زیاد است و محل اتصال اجزاي آن ـ با شنیدن ـ محسوس نيست و فراز و نشيب­ها و پيچ و خمها به حالت موجي از صدا به گوش مي­رسد.                                        

  نمودار تحرير موج:

نکته : تحریر موج معمولا تک جزئی و با ترکیب تحریرهای دیگر مورد استفاده قرار می گیرد.

  1. تحرير پله­اي: تحريري است كه فاصله بین اجزاي آن زياد و تا حدی کمتر از تحریر موج است و محل اتصال اجزاي آن ـ از جهت شنيداري ـ کاملا احساس مي شود و گويا يك تكيه صوتي در محل اتصال اجزاي آن وجود دارد.                       

 نمودار تحرير پله اي:

نکته: پرکاربردترین نوع تحریر تحریر پله ای است.

  1. تحرير ريز:  اگر فاصله بين اجزاي تحرير پله­اي را به حدي کم کنید كه به حالت لرز نزديك شود، ويا همان لرز صدا را با فاصله بيشتر بين اجزا ، به حالت صعودي يا فرودي ، در پرده هاي مختلف صدا پياده كنيد ، يك نوع تحرير زيبايي ايجاد مي­شود كه به آن تحرير ريز مي­گوييم.       نمودار تحرير ریز :
  2. تحرير لرز: اگر در يك پرده ، صداي بدون تحرير را بلرزانيم ، تحرير لرز ايجاد مي شود. لرز صدا در صورتی تحریر و جزء محاسن خواندن است که اختیاری باشد؛ در نتیجه لرزش صدایی که بی اختیار و به دلایل مختلف ممکن است در صدا ایجاد شود، حکم تحریر را ندارد و گاهی نیز ضعف حسوب می شود.

نمودار تحرير لرز:   .....................

نکته : تحریر لرز معمولا در ترکیب با انواع دیگر تحریر به کار می رود.

 

نكات كلي پيرامون تحرير

  1. شناخت تحريرها شنيداري است و البته توضيحات داده شده تا حدي مي­تواند در شناخت انواع تحرير مؤثر باشد.
  2. براي تمرين ابتدا از تحريرهاي ساده تر شروع كرده و به مرور زمان به سراغ تحريرهاي سخت تر برويد.
  3. با تركيب تحريرها ، نمونه های ذوقي و طبعي زيبايي ايجاد مي­شود.
  4. دقت كنيد تحريرهاي طبعي و ذوقي ناصحيح و نازيبا در خواندنتان جا نيفتد، البته پس از يادگيري صحيح انواع تحرير ، مي توانيد از تحريرهاي ذوقي زيبا استفاده كنيد. تشخيص صحت و سقم تحريرهاي ذوقي به عهده اساتيد می باشد.
  5. مواضعي كه بايد از تحريرهاي طولاني بپرهيزيد عبارت است از:

الف) در بسم الله و جملات عربي ابتدايي مجلس.

ب‌)    هنگام باز كردن گره مرثيه(بيان سوزناكترين بخش روضه) ؛ چون تحرير طولاني، جلب توجه نموده و تمركز مستمع را نسبت به روضه كم مي كند.

ج‌)      هنگام خواندن شعر در محافل مولودي؛ چرا كه عدم تحرير طولاني و كشش در عبارات ، خواندن شما را شادتر مي كند.

د‌)       هنگام خواندن ادعيه و زيارات طولانی.

 

7. طنين

یکی از قابلیتهایی که در صدای انسانهاست، و باعث تمیز صداهای مختلف از یکدیگر می شود طنین نام دارد، و شاید بتوان گفت بیشترین جذابیت موجود در تن صدای افراد مربوط به این قابلیت است. در اصطلاح فيزيك به نوسانهاي فرعي صوت طنين گفته مي­شود و در حقیقت طنین عاملي است كه بواسطه آن می توان صداهاي مختلف را از هم تشخيص داد.

 

تأثیر اجزای بدن در طنین صدا:

همان طور كه بدنه آلات موسيقي موجب طنين افكن شدن صداهايي مي­گردد كه نوازنده به وجود مي­آورد، بدن شما نيز در تقويت طنین صدا نقش بدنه سازهاي موسيقي را دارد.

 صداي اوليه از تارهاي صوتي سرچشمه مي­گيرد و با استخوانهاي سينه، دندان، سقف دهان، حفره­هاي بيني و ساير قسمتهاي صورت شما برخورد نموده و صدا را مرتعش و طنین افکن مي­كند.

 

راز شنیده شدن صدا از راه دور :

طنین باعث می شود صدا از راه دور شنیده شود والا اگر ما فقط صداي ضعيف اوليه كه در تارهای صوتي ايجاد مي­شود را مي­شنيديم، صدايي به گوشمان می رسید كه فقط تا چند قدمي قابل استماع است.

 

انواع طنين

با یک دقت نظر در برخورد نوسانهای فرعی صوت با بدن، می توان این حقیقت را دریافت که از جهاتی طنینها دارای انواعی هستند که عبارتند از:

الف) طنين سينه

ب) طنين سر

 

الف) طنين سينه

این نوع طنین به واسطه برخورد امواج صدا با قفسه سينه ايجاد مي شود و غیر اختياری است و دائما در صداي شما وجود دارد.

ب) طنين سر

این نوع طنین به واسطه برخورد امواج صدا با جمجمه ، منافذ سر و صورت و بینی ايجاد مي شود، این طنین با تمرين قابل تقويت و اختیاری است.

 

راه پياده كردن طنين سر

برای شناخت و اجرای طنین سر، بایستی صدا را به سقف دهان بیاوریم و سعی کنیم صوت از منافذ سر و صورت بخوبی بگذرد؛ خواندن روي مصوت «آ» يا «اُ» به این امر کمک می کند.

 

 

نكات قابل توجه در بحث طنین

  1. انحراف بيني ، پوليپ ، سينوزيت و مشكلات فيزيكي حلق ، در طنين صدا تأثير گذار است ، لذا خوب است ذاكرين محترم تحت نظر متخصص گوش و حلق و بيني باشند و در صورت بروز مشكل به درمان آن بپردازند.
  2. هنگام خواندن، ناخودآگاه راه خروج امواج را از بيني نبنديد؛ چرا كه صدا پس از گذشتن از منفذ غار شكل بيني طنين اندازتر مي­شود.
  3. هنگامي كه با تمام وجود و احساس و هيجان مي خوانيد گويا تمام سلولهاي بدن، با شما در خواندن همراه است ولذا صدايتان طنين افكن تر مي شود.

 

تمرين:

جهت تشخيص طنين شعري را انتخاب كنيد و آن را چند بار زمزمه كنيد و در هر بار با دست گذاشتن بر سر و استخوان بيني و لبها و سينه، ارتعاش صوت را در اين قسمتها احساس نماييد. كساني هستند كه موقع خواندن، حتي ارتعاش رادر انگشتان دست و پاي خود احساس مي كنند.

 

9.كيفيت صدا

منظور از كيفيت صدا آن است كه آيا صدا شفاف مي باشد و يا اينكه با صداي ديگري آميخته شده است. اينكه تارهاي صوتي چگونه با هم بر خورد كرده باشند، به آرامي يا محكم، ميزان كيفيت صدا را مشخص مي كند. به عنوان مثال، وقتي تارهاي صوتي به صورت شل با يكديگر بر خورد نمايند. در حين صدا سازي هواي اضافه اي از بين آنها خارج مي شود و صداي فرد همراه با صداي نفس به گوش مي رسد كه به اين صدا، صداي نفس آلود گويند (نمونه اي از صداي نفس آلود را مي توان در گفتار آهسته و محرمانه  مشاهده كرد)[11]

 

حالت طبیعی صدا از نظر كيفيت

از نظر كيفيت نيز صدا نبايد مخلوطي از چند صداي ديگر باشد و مثلاً در صدا نبايد گرفتگي، نفس دار بودن، فشار و تقلا، لرزش و... مشاهده شود. [12]

 

اختلالات كيفيت صدا

از نظر کیفیت، ممکن است صدا دچار اختلالاتی شود که عبارتند از:

الف: گرفتگي صدا

ب: نفس آلودگي

ج: صحبت همراه با تقلا

د: لرزش صدا

 

الف: گرفتگي صدا:

گرفتگي صدا جزء اولين و شايعترين ويژگي هاي صوتي است. گرفتگي صدا ممكن است با مواردي چون نفس آلودگی و كوشش و تلاش در صدا سازي همراه باشد. بيماري هايي از قبيل فلج تار هاي صوتي، التهاب حنجره، ندول تارهاي صوتي و... درجاتي از گرفتگي صدا را باعث مي شود.

ب: نفس آلودگي :

در اين حالت مقدار زيادي هوا از بين تارهاي صوتي به هدر مي رود. خروج اين هوا از نظر شنيداري قابل ادراك است و صداي نفس آلوده معمولاً با كاهش بلندي همراه مي باشد. خروج هوا از ميان تارهاي صوتي معمولاً نشانگر تماس نامناسب و ناكافي آنهامي باشد. اين مشكل ممكن است ناشي از بيماريهاي چون ندول، زخم تماس و يا فلج تارهاي صوتي باشد.

ج: صحبت همراه با تقلا:

در اين اختلال حين گفتار، تارهاي صوتي با شدت و فشار به هم برخورد مي نمايند اين مسئله مي تواند ناشي از بيماريهاي حنجره اي و يا به علت مشكلات رواني حادث شود.

د: لرزش صدا:

چنين صوتي را غير استوار و لرزان درك مي نمائيم. صوت لرزان بيشتر در اثر آسيب سيستم عصبي به چشم مي خورد. [13]

 

 

 

 

بيماري هايي كه باعث اختلال صدا مي شوند[14]

برخی از بیماریها هستند که ابتلای به آن باعث اختلال در صدا می شوند و کارایی صدا را چار مشکل می نمایند. این بیماریها عبارتند از:

  1. ندول تارهاي صوتي
  2. زخم تماس حنجره
  3. پوليپ حنجره
  4. لارنژيت
  5. بيماري هاي رواني
  6. فلج تارهاي صوتي
  7. سرطان حنجره
  8. ضربه به حنجره
  9. اختلالات هورموني
  10. مشكلات طنابهاي صوتي كاذب

 

1- ندول تارهاي صوتي

اين بيماري در كساني كه از صداي خود بصورت حرفه اي استفاده مي كنند مانند خوانندگان، قاريان و نيز در كودكان بيشتر اتفاق مي افتد.

شرح: ندول، يك بر آمدگي كوچك بر روي تارهاي صوتي مي باشد.

علت: در نتيجه برخورد و اصطكاك نامناسب تارهاي صوتي (مانند: فرياد زدن، آواز خواندن بالاي طيف طبيعي و به ويژه سوء استفاده از صدا در طي دوران لارنژيت) و نيز مشكلات روحي رواني ايجاد مي شود. ندول ابتدا كوچك و يک طرفه (يعني روي يكي از تارهاي صوتي) و در صورت ادامه دادن استفاده نادرست از صدا، دو طرفه و بزرگ مي شود .

علامت: افرادي كه ندول تارهاي صوتي دارند در اوايل روز راحت تر از  اواخر آن صحبت مي نمايند. در ضمن اين افراد چون فكر مي كنند كه چيزي در گلويشان گير كرده است بيشتر از حد معمولي صداي خود را صاف مي كنند كه همين امر عامل تشديد كننده اختلال است. در چنين افرادي كيفيت صدا علاوه بر گرفتگي، نفس آلوده نيز مي شود. همچنين صداي فرد بم تر از حد طبيعي شده و از ميزان بلندي آن كاسته مي شود.

درمان: در زمينه درمان، در صورتيكه ندول آنقدر بزرگ شده باشد كه گرفتگي شديد ايجاد صوتي كند، ممكن است به عمل جراحي نياز داشته باشد ولي؛ در ندولهاي كوچك گفتار درماني و آموزشي بهداشت صوتي به بيمار، باعث برطرف شدن ندول و بهبود گرفتگي صدا مي شود.

 

2- زخم تماس حنجره

شرح: در زخم تماس حنجره بر روي تارهاي صوتي زخم دو طرفه ايجاد مي شود.

علت: اين زخمها بيشتر مواقع به همراه استفاده نادرست از صدا بخصوص در زمان سرما خوردگي و لارنژيت بوجود مي آيد، از علل ديگر اين بيماري، مشكلات گوارشي است كه به صورت نفخ شديد معده و متعاقب برگشت اسيد از معده به دهان ايجاد مي شود.

علامت: در بيماراني كه زخم تماس دارند ميزاني از درد در ناحيه حنجره همواره با گرفتگي صدا و بلندي، كم مشاهده مي شود.

درمان: درمان اين بيماري با گفتار درماني و رعايت بهداشت حنجره بخصوص در زمان سرما خوردگي و لارنژيت و يا درمان جراحي توصيه مي شود.

 

3- پوليپ حنجره

شرح: پوليپها بر آمدگي هايي هستند كه بدون وجود پايه و يا توسط يك ساقه كوچك به يكي از تارهاي صوتي مي چسبند .

علت: به علت استفاده نادرست ما از صدا بوجود مي آيند.

علامت: در تمام پوليپها بجز پوليپهاي بزرگ تنها علامت موجود گرفتگي صدا است و به ندرت در موقعي كه يك پوليپ بسيار بزرگ باشد تنگي نفس و تنفس صدادار مشاهده مي شود.

درمان: براي درمان نيز برداشتن پوليپ توسط جراحي از راه آندوسكپي توصيه مي شود؛ ولي بهتر است قبل از جراحي موارد لازم بهداشت صوتي توسط گفتار درمانگر آموزش داده شود.

 

4- لارنژيت

شرح: التهاب پوشش داخلي حنجره را لارنژيت گويند.

علامت: لارنژيت اغلب موارد باعث گرفتگي صدا يا بي آوايي مي شود و به دو صورت حاد يا مزمن وجود دارد.

علت: التهاب تارهاي صوتي و ديگر بخشهاي حنجره ممكن است توسط عفونت ويروس يا باكتريايي در سيستم تنفسي و حنجره صورت پذيرد، همچنين التهاب گاهي بدون وجود عامل عفوني و تنها به دليل سوء استفاده از صدا، تنفس گازهاي داغ و مواد شيميايي يا بلع مواد سوزاننده نيز ممكن است ايجاد شود.

درمان: درمان در اين بيماري استراحت صوتي و بر حسب مورد مصرف داروهايي از قبيل آنتي بيوتيك و كورتيكو استروئيد و غيره مي باشد.

 

5- بيماري هاي رواني

شرح: گاهي اتفاق مي افتد كه با وجود عملكرد نادرست حنجره و وجود علائمي از قبيل گرفتگي صدا بي صدايي، صداي همراه با فشار و تقلا، صداي نفس آلود و صداي زير غير طبيعي و ...  در معاينات حنجره هيچگونه آسيبي مشاهده نمي شود. در حقيقت با وجود آنكه حنجره سالم است ولي صداي فرد با مشكل مواجه شده است عامل اينگونه اختلالات مشكلات عاطفي و رواني است و به آنها روانزاد گويند.

درمان: در درمان بيماريهاي روانزاد حنجره، گفتار درماني به همراه روان درماني توصيه مي شود.

 

6- فلج تارهاي صوتي

شرح: دور شدن و نزديك شدن تارهاي صوتي توسط عضلاتي در حنجره صورت مي گيرد. هنگامي كه اعصاب حنجره فلج مي شود، كار اين عضلات مختل شده كه به دنبال آن اختلال در حركت تارهاي صوتي بوجود مي آيد.

علامت: فلج تارهاي صوتي مي تواند يك طرفه يا دو طرفه باشد در مراحل اوليه اين عارضه، صدا ضعيف و نازك مي شود و در مراحل بعدي كه تار صوتي سالم با فعاليت بيشتر به جبران عمل طناب صوتي فلج را جبران مي كند ممكن است صدا به حالت عادي برگردد. در فلج دو طرفه تارهاي صوتي نيز معمولاً ابتدا تارهاي صوتي تقريباً به هم نزديك و تماس پيدا مي كنند، در اين حالت صداي بيمار ممكن است هيچ تغيري نكند ولي به دليل بسته بودن حنجره و تبادل مختصر هوا از فاصله بين دو طناب صوتي، تنفس بيمار مشكل شده و با كوچكترين فعاليت فيزيكي فرد به تنگي نفس شديد دچار مي شود. در مرحله بعدي دو طناب صوتي بتدريج از هم دور مي شوند و تنفس كمي بهبود مي يابد؛ ولي درجاتي از ضعف در صدا و گرفتگي آن ديده مي شود.

درمان: براي درمان فلج يك طرفه و دو طرفه جراحيهاي خاصي كمك كننده مي باشد.

 

7- سرطان حنجره

شرح: سرطان حنجره كه بيشتر روي تارهاي صوتي ايجاد مي شود.

علامت: در ابتدا باعث گرفتگي صدا مي شود.

درمان:در صورتيكه تشخيص صحيح و به موقع داده شود بهبودي از راه عمل جراحي و يا اشعه درماني (راديوتراپي) عالي است و مي تواند از تجاوز سرطان به بافتهاي اطراف جلوگيري شود.

متاسفانه در اغلب موارد در اين بيماران مسئله گرفتگي صدا به سرما خوردگي يا لارنژيت نسبت داده مي شود و حنجره مورد معاينه قرار نمي گيرد و در نهايت سرطان در مراحل پيشرفته بيماري تشخيص داده مي شود؛ بنا براين اگر گرفتگي صدا در افراد- بخصوص اگر اعتياد به سيگار يا ... داشته اند- بيش از دو هفته طول كشيد و بهبودي نيابد لازم است حنجره توسط متخصص گوش و حلق و بيني بدقت بررسي و معاينه شود.

سن ابتلا: سرطان حنجره اغلب بين سنين 50 تا 70 سالگي رخ مي دهد. اين بيماري در مردان شايعتر از زنان است.

علت:  نقش سيگار و ... در ايجاد اين سرطان ثابت شده است.

 

8- ضربه به حنجره

شرح: صدمات و ضربات متعددي امكان آسيب به حنجره و تارهاي صوتي را دارند كه مي تواند يكي از موارد ذيل باشد:

1- صدماتي ناشي از تصادف اتومبيل كه در آن قرباني به سمت جلو پرتاب شده و موجب تصادم حنجره با داشبورد يا فرمان ماشين مي شود كه اين باعث شكستگي غضروفهاي حنجره مي شود.

2- زخمهاي حنجره به علت اصابت گلوله يا اشياء برنده

3- اصابت گردن با سيمها و كابلها در طي حوادث هنگام اسكي، موتور سواري و غيره

4- لوله گذاري طولاني مدت يا خشن حنجره اي (براي حمايت تنفسي)

5- بلع مواد سوزاننده كه اغلب توسط كودكان و گاهي در بالغين ديده مي شود يا استنشاق گازهاي داغ

 

9- اختلالات هورموني

الف: پركاري تيروئيد:

در پركاري تيروئيد به علت ترشح بيشتر از حد هورمون هاي غده تيروئيد كيفيت صدا نفس آلود و از ميزان بلندي آن كاسته مي شود و با اضطراب، تحريك پذيري و خستگي همراه است.

ب: كم كاري تيروئيد:

اين بيماري بدليل ترشح نا كافي هورمونهاي غده تيروئيد ايجاد مي شود شروع آن در بالغين تدریجی و به همين دليل عدم تشخيص اين بيماري شايع است. خواب آلودگی، عدم تحمل سرما، تورم اطراف چشم ها، خشكي پوست و ... از علائم آن به شمار مي آيند صداي اين بيماران ،خشن و بم مي باشد.

ج: پركاري هيپوفيز در زمینه هورمون رشد:

قد و اندامهاي بيمار بصورت نابهنجاري رشد مي كند و صداي فرد بسيار بم و گرفته كه نتيجه رشد و توسعه بيش از حد تارهاي صوتي و غضروفهاي حنجره اي است.

د: اختلال در ترشح هورمونهاي جنسي:

در طي بلوغ جنسي در زنان به علت ترشح بيش از حد هورمونهاي آندروژن، حنجره رشد غير متعارف و در نتيجه صوت اين زنان به صورت غير طبيعي بم است و اين اختلال مي تواند همراه با ساير علائم از قبيل رشد موهاي زائد در صورت باشد.

 

10- مشكلات طنابهاي صوتي كاذب

شرح: گاهي اتفاق مي افتد كه تارهاي صوتي كاذب بطور غير طبيعي در هنگام توليد صوت به كار مي افتند.

علامت: اين مسئله گرفتگي صدا ايجاد مي كند اين گرفتگي ممكن  است در طول ساعات روز يكسان نباشد، مثلاً صبحها كم و بعد از ظهر زيادتر شود. همچنين در اين عارضه صدا شباهتي به صداي پسران تازه بالغ پيدا مي كند كه آن را به اصطلاح دورگه مي نامند.

درمان: در اين بيماران بر حسب علتهاي مختلف گفتاردرماني و روان درماني توصيه مي شود .



[1]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص12-13.

[2]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص31ـ46.

[3]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص15.

[4]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص16.

[5]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص20.

[6]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص16.

[7]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص18.

[8]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص17.

[9]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص20.

[10]فرهنگ عميد.

[11]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص16.

[12]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص17.

[13]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص21.

[14]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص23-30.

صداسازی

صدا سازى:

همان طورى که مى دانید یکى از مهمترین ابزار مداحى ، سخنرانى ، خطابه و . . . داشتن صداى خوب است که در رسیدن به هدف ، شخص را یارى مى نماید. صداى خوب در مداحى دلها را بیشتر آماده مى کند و باعث اشک گرفتن و انس پیدا کردن مى شود. البته ناگفته نماند که صوت زیبا یک استعداد خدادادى است که خیلى ها از آن برخوردار و بعضى بى بهره هستند اما بحث پرورش صدا، ربطى به استعداد ندارد. گرچه کسى که مستعد است ، طبیعتاً پیشرفت بیشترى در این زمینه خواهد داشت اما حتى افراد مستعد هم باید براى بهتر شدن صدا، روى آن کار کنند.

 

در این بخش به انجام بعضى از تمرینات که در بالا رفتن کیفیت صداى شخص بى تاءثیر نیست مى پردازیم .

الف ) تمرین قوى کردن حنجره :

منظور از حنجره قوى و صداى قوى ، صداى بلند و یا فریاد نیست بلکه منظور حنجره و صدایى مى باشد که داراى بنیه اى بالا و قدرتى است که بعد از اجراى یک برنامه ، توانایى خود را به طور کامل از دست نداده باشد و به اصطلاح ((زود نگیرد)). بعضى از اشخاص ‍هستند که صداى آنها بسیار پرطنین و پرحجم و بلند است اما بعد از مدتى کار کشیدن از حنجره ، تارهاى صوتى آنها از کار مى افتد و زود خسته شده و توان انجام فعالیت بیشتر از آن سلب مى شود؛ برعکس افرادى نیز هستند که صداى کم حجم و نازکى دارند اما حنجره آنها از قدرت خوبى برخوردار است و تارهاى صوتى او به زودى از کار نمى افتند. آنچه مهم است این است که یک خواننده بتواند از ابتداى یک مجلس تا انتهاى آن را به تنهایى عهده دار شود و قدرت انجام یک برنامه کامل را داشته باشد، اگر چه این خصوصیت بعد از سال ها مجلس دارى و اجراى برنامه براى شخص حاصل مى شود و به خصوصیات فردى از قبیل بنیه جسمانى ، حالت جمجمه ، بزرگى قفسه سینه ، بزرگى حفره هاى بینى و دهان و... نیز بستگى دارد.

 

خاطر نشان شدن این مطلب لازم است که بالا رفتن کیفیت صدا، رابطه مستقیم با کیفیت تنفس دارد. تنفس صحیح صدا را دلنشین تر مى نماید. نکته دیگر اینکه تارهاى صوتى که صدا را تولید مى کنند، در واقع چند عضله ضعیف و کوچک بیشتر نیستند. چون عضلات را مى توان با ورزش قوى تر کرد، باید با ورزش دادن عضلات گلو و حنجره ، صدا را قوى تر نمود تا دیرتر توان خود را از دست بدهند. دقیقاً مثل یک بدنساز که با استفاده از دمبل هاى سبک و سنگین عضلات شانه و بازوى خود را قوى مى کند تا بعد از مدتى بتواند یک وزنه سنگین را بلند نماید. پس تنفس صحیح باعث پرطنین شدن صدا مى گردد و ورزش دادن عضلات باعث قوى شدن آن خواهد شد. در واقع ورزش عضلات بازو، دمبل زدن و ورزش عضلات حنجره ، خواندن مى باشد. تمرین قوى شدن صدا به این ترتیب است که ؛ ابتدا با آرامش در محلى ساکت و آرام بنشینید و عضلات را شُل کنید سپس نفس عمیقى کشیده و در پایین ترین پرده ، حرف ((آ)) را به صورت ممتد و کشیده ادا نمایید و آن قدر ادامه دهید تا بازدم شما تمام گردد. دوباره ریه ها را تا جایى که امکان دارد، از هوا پر کنید و در حالت بازدم به صورت کشیده بگویید ((آ)). این کار را تا پنج دقیقه به طور مداوم تکرار نمایید. در این کار عجله نکنید و از پایین ترین حالت ممکن آغاز نمایید. وقتى که حس کردید که حنجره شما خوب گرم شده است ، حرف ((آ)) را در یک پرده بالاتر، با همان کیفیت اجرا کنید. این کار را همین طور پرده به پرده ادامه داده و بالا روید و این نکته را کسانى که مبتدى هستند باید توجه داشته باشند که به هیچ وجه نباید عجله نمایند. باید با حوصله این کار را به انجام رساند چون تمام پختگى صدا و قوت آن بستگى به تمرین در پرده هاى پایین دارد. این کار را که انجام دادید و به پرده آخر صداى خود در حرف ((آ)) رسیدید، حنجره شما به خوبى گرم شده است و بعد از این یک ربع تمرین ، حالا مى توانید با تمام قدرت ، یک بیت شعر را با آواز بلند (در اصطلاح شش دانگ صدا) بخوانید، بدون اینکه آسیبى به حنجره شما برسد.

 

اگر در بین تمرین ، هنگام بالا بردن پرده بعدى احساس خارش یا سوزش و یا سرفه نمودید، بدانید که عجله کرده اید و به توصیه این حقیر گوش نداده اید. در این حالت به پرده قبلى بازگشته و دقایقى آن را ادامه دهید و یا اینکه تمرین را براى مدتى قطع نمایید همچنین در پرکردن ریه ها هم نباید عجله کرد. ابتدا آهسته آهسته شکم را پر نموده و سپس سینه را پر نمایید تا جایى که شکم و سینه شما کاملاً متورم و مملوّ از هوا باشد. اگر پرده هاى پایین را در یک فضاى بسته و پرده هاى بالا و شش دانگ را در یک محیط باز مانند کوه یا بیابان تمرین نمایید، بهتر خواهد بود و پیشرفت خود را مشاهده خواهید کرد و اگر بتوانید تمرین شش دانگ صدا را بعد از یک برنامه کوه نوردى قرار بدهید، بسیار بهتر و ثمر بخش تر خواهد بود چرا که کوه نوردى باعث افزایش ظرفیت هوایى شش ها مى شود.

 

تمرینات فوق باید حداقل یک تا دو ماه به طور مستمر و همه روزه صورت گیرد تا صدا براى آغاز کار، صیقل پیدا نماید و از حالت ((نخراشیدگى )) بیرون آید.

 

ب ) تمرین پرحجم کردن صدا :

 

بعد از تمرینات قوى سازى صدا، نوبت به پرحجم کردن و پرطنین کردن آن مى رسد. یعنى وقتى یک خواننده در یک اتاق معمولى مى خواند، صداى او بر فضاى اتاق احاطه کامل داشته باشد و از هر سمت و سویى به طور مستقیم و یک نواخت شنیده شود. این خصوصیات یک صداى پرطنین مى باشد که در اصطلاح ، این صدا را ((زنگ دار)) گویند که گرفتگى ندارد. البته هر نوع گرفتگى در صدا، مذموم نیست بلکه بعضى وقت ها به محزون بودن آن مى افزاید اما صدایى با این کیفیت ، قابلیت کمترى براى مانور دادن و تحریر زدن دارد. براى زنگ دار شدن صدا به تمرینات زیر توجه نمایید.

 

در حالتى راحت بنشینید و عضلات را رها نموده و کلماتى از قبیل ((مَنگ ، هَنگ ، زَنگ ،...)) که به ((نْگ )) ختم مى شوند را با آهنگى تودماغى ، با مسدود کردن دهان با زبان و کشیدگى ، اجرا نمایید.

 

یک شعر بیست بیتى را با نازک ترین آهنگى که مى توانید بخوانید و وقتى که گلوى تان خسته شد، پس از چند دقیقه استراحت دوباره از نو آغاز کنید.

 

حرف ((ر)) را به صورت مشدد و مستمر و کشیده ((ر، ر، ر،...)) ادا کنید.

 

گفتیم که پرطنین شدن صدا، با تنفس رابطه مستقیم دارد. براى اینکه طنین صداى خود را تقویت نمایید به این تمارین توجه کنید.

 

ابتدا یک نفس عمیق با کیفیتى که قبلاً گفته شد بکشید و ریه ها و شکم را از هوا پر کنید به طورى که شکم کاملاً بیرون آید. بعد صدا را در حالى که خارج مى کنید، آهسته و پیاپى بگویید: ((آه ، آه ، اوه ، اوه ، ایه ....)). توجه داشته باشید که هر چه این هوا آهسته تر و کندتر از شش ها خارج شود بهتر است و تکرار این تمرین صدا را بهتر و رساتر مى کند.

 

فک پایینى را شُل کنید سپس نفس هاى کوتاه و سریع ، از راه دهان بکشید و کم کم بر سرعت آن بیافزایید تا جایى که صداى برخورد نفس ها را به سقف دهان تان بشنوید. البته نفس ها نباید از راه تنگى گلو بوده بلکه باید از پرده دیافراگم شکم باشد و از آن به عنوان تلمبه اى استفاده کنید و هوا را از راه شکم بیرون و داخل بکشید. این تمرین باعث قوى شدن عضلات زیر فک و اطراف گلو و شکم مى شود زیرا هنگام خواندن ، فشار زیادى به این عضلات وارد مى گردد.

 

بدن را شل کنید و هوا را به درون سینه بکشید، بدون اینکه هیچ گونه فشارى به سینه وارد شود؛ آن قدر که سینه از هوا پر گردد. سپس شمعى (یا یک باریکه کاغذ) را جلوى دهان تان بگیرید و هوا را خارج کنید، آن چنان که شعله شمع حرکت ننماید ولى هواى سینه به طور یک نواخت خارج شود. این تمرین باعث افزایش ‍ظرفیت هوایى ریه ها و یک نواختى صدا مى شود که باید روزى سه تا چهار مرتبه تکرار شود و با یک فوت کردن قوى ، خاتمه یابد.

 

چانه را به سینه بچسبانید به طورى که وزن سر، روى چانه افتاده باشد. حالا چند مرتبه دهان را باز و بسته کنید به طورى که با این حرکت ، سرتان بالا و پایین رود. سپس مدتى دهان را به حالت نیمه باز و راحت ، استراحت بدهید.

 

دستان تان را زیر چانه بزنید (حالتى که انسان چیزى را تماشا مى کند) و فرض کنید که چیزى مى جوید و مکرر دهان تان را باز و بسته نمائید. بعد از مدتى استراحت ، دوباره این کار را انجام دهید. این تمرین و تمرین قبل ، باعث قوى شدن عضلات چانه ، شقیقه ، و گلو مى شود و کم کم فک و گلو در اختیار شما در مى آید تا حروف را موقع خواندن بهتر ادا کنید زیرا عدم توانائى در تلفظ واضح حروف و خستگى زودرس فک و دهان ، ناشى از ضعیف بودن این عضلات است .

 

یک شعر را ابتدا با صداى زیر و از نوک زبان و سپس با صداى بم و از ته زبان بخوانید در حالى که دهان مانند یک حفره شده و صدا با حجم بیرون مى آید. این تمرین نیز با قوى تر شدن زبان ، باعث پرحجم شدن صدا مى شود. زیرا قسمتى از خواندن ، به زبان بستگى دارد که با تغییر دادن فضاى دهان ، موجب ایجاد صداى مناسب و حجم دلخواه مى شود.

 

ج ) چند دستورالعمل کلى براى محافظت از حنجره:

 

تمریناتى که تا اینجا گفته شد، باعث تغییرات محسوسى در تقویت و بهبود صدا مى شود، با این شرط که با حوصله انجام داده شود و از عجله کردن در آن خوددارى گردد و تصور نشود که خواندن بستگى به این تمرینات خسته کننده ندارد. مطمئن باشید که اگر این دستورالعمل ها بدون شتاب زدگى انجام شود، اثرات ژرفى در صدا خواهد داشت اما اگر بدون دقت انجام شوند، باعث ضایعات جبران ناپذیرى خواهد شد. به عنوان مثال در تمریناتى که در قسمت قوى شدن حنجره ذکر شد، اگر شخصى بدون گرم کردن حنجره ، زیر آواز بزند و شش دانگ صدا را بیرون دهد، امکان پاره شدن تارهاى صوتى و یا ایجاد رگه هاى غیر قابل بهبود در صدا، وجود دارد. پس توصیه اول ، عجله نکردن و دقت به خرج دادن در تمارین مى باشد. توصیه دیگر این است که بین تمرین ها نباید وقفه اى ایجاد شود و باید به طور مداوم صورت گیرد تا حنجره پختگى خود را آسان تر تحصیل کند و به طور کلى اگر کسى خواننده هم بشود، نباید تمرین را قطع کند و هر روز باید زمزمه اى داشته باشد تا حنجره ، انعطاف خود را از دست ندهد. درست مانند لولاى درب ، اگر مدتى درب باز و بسته نشود باعث سفت شدن لولاها مى شود. به خاطر داشته باشید که بهترین چیز براى حنجره ، خواندن و جلوگیرى از تنبلى و سستى آن است . البته از استراحت دادن آن هم نباید غافل ماند و باید از ((تاختن به حنجره )) پرهیز کرد. حتى در مجلس نیز هرگاه حس کردید که حنجره شما خسته شده است مى توانید بدون آنکه سایرین متوجه شوند به آن استراحت بدهید. به این ترتیب که فک پائین را شُل کرده و با زبان کوچک راه حلق را مسدود نمائید، گوئى مى خواهید خمیازه بکشید به طورى که صداى آن در گوشها حس مى شود. این کار باعث استراحت لحظه اى حنجره تا مدت کوتاهى مى گردد. بهترین استراحت براى حنجره قبل یا بعد از مجلس ، ((خواب )) است . چنان چه وقتى یکى از قاریان مصرى که براى اجراى برنامه به ایران آمده بود، قبل از اجراى قرائت خود، مدتى مى خوابد و این کار را به بقیه قرّاء هم توصیه مى نماید. چون گفتیم که تارهاى صوتى ، بافت عضله اى هستند و احتیاج به استراحت دارند.

 

در پایان این قسمت دو تذکر لازم به ذکر است :

 

اول اینکه در هر قسمتى از کشور اسلامى ما، عزادارى به سبک و سیاق مخصوص به خود صورت مى گیرد و مردم هر منطقه اى یک نوع صدا را مى پسندند. بعضى صداهاى بم و خش دار، بعضى صداهاى نازک و پرتحرّک ، بعضى تحریرهاى حلقى ، بعضى تحریرهاى دهانى و... و لذا تمرین ها باید به فراخور همان منطقه صورت گیرد.

 

نکته دیگر اینکه لازم نیست که یک مدت را فقط به تمرین اختصاص داد و یک مدت را به خواندن در مجلس ، خیر. بلکه این دو با هم قابل جمع نیز هست . البته تذکر بسیار مهم ما این است که در کنار این تمرینات ، وقتى که حس شد صدا به حدّ مطلوبى رسیده است ، باید خواندن در مجلس را آغاز کرد تا هم زمان ، فنون مجلس دارى نیز فرا گرفته شود.

 

نکته :

 

ذاکران عزیز توجه داشته باشند در برنامه هائى که چند شب متوالى ادامه مى یابد، نباید تمام انرژى خود را در شب هاى اول ، تمام کنند و باید با حنجره شان مدارا کنند.

 

د) تجویز برخى خوراکى ها:

 

همان طورى که بین همگان مشهور است ، بعضى از خوردنى ها هستند که باید از آنها پرهیز شود و برخى باید استفاده گردد تا صداى شخص را تقویت نماید. حنجره را به لولاى در تشبیه کردیم ؛ همان گونه که درب احتیاج به باز و بسته شدن دارد تا سفت نشود، احتیاج به روغن کارى هم دارد. به همان شکل که باید از حنجره کار کشید تا انعطافش از بین نرود، باید با خوردن بعضى خوراکى ها به تحرک بیشتر آن کمک نمود. ناگفته نماند که معرفى این خوراکى ها جنبه تجربى دارد و در افراد گوناگون ، مختلف است . امکان دارد که در بعضى جواب ندهد ولى آنچه که در عرف مداحان و قاریان و... براى تقویت حنجره معمول است ، خوردن غذاهاى کم چربى و آبکى مانند آش ، گوشت آب پز، باقلا پلو، آبگوشت بدون چربى ، نوشیدن شیر گرم قبل و بعد از خواندن و نوشیدن آب ولرم در حین برنامه است . همچنین در مواقع گرفتگى و خستگى صدا، خوردن ژله نشاسته ، زرده تخم مرغ ، تخم مرغ عسلى ، آب شلغم ، و یا غرغره کردن آب نمک به اضافه چند قطره آب لیمو و یا خوردن انجیر خشک که در شیر جوشیده ریخته شده باشد، تاءثیر بسزایى خواهد داشت . همچنین خوردن تخمه هائى که داراى لعاب مى باشند مانند بارهنگ ، به دانه ، تخم شربتى و... قبل از اجراى برنامه بسیار مفید است . به قول استاد این حقیر؛ ((اثر خوردن مقدارى از تربت سیدالشهداء قبل از مجلس و مالیدن آن به گلو از همه اینها بیشتر است ))(77) .

 

ه‍) پرهیز

 

براى اینکه حنجره آسیب نبیند باید از خوردن بعضى از خوراکى ها مانند انواع ترشى ها، سرخ کردنى ، چاى پررنگ ، آب سرد، بستنى و این قبیل مواد غذائى خوددارى نمود. چون خوردن اینها به مرور زمان باعث تحلیل رفتن قواى حنجره و ضعیف شدن صدا مى گردد و شاید به جراءت بتوان گفت که اثر این خوردنى ها در حنجره خواننده مخرّب تر از حنجره فرد معمولى است که خواننده نمى باشد. چون حنجره کار کرده در مقابل بعضى چیزها آسیب پذیرتر از حنجره کارنکرده است .

 

همچنین خوردن تخمه ، آجیل و حتى استعمال عطریات باعث گرفتن صدا مى گردد و مجدداً لازم است این نکته را خاطر نشان کنیم که پرهیز از خوراکى ها هم مانند تجویز بعضى دیگر خوردنى ها به تفاوت افراد، مختلف مى شود و در همه على السویّه نمى باشد و نیز سینه زدن و گریه شدید کردن نیز باعث گرفتگى حنجره مى شود. همچنین تنفس ‍در فضائى که گرد و خاک دارد و یا محلى که در آن غذا مى پزند و چیزى سرخ مى کنند نیز همان نتیجه را خواهد داد. البته همان طورى که قبلاً نیز اشاره شد، باید توجه داشت که این گونه پرهیزها و تجویزها، فردى است و شخص باید با گذشت زمان و تجربه در خوانندگى ، پى به اثر مثبت یا منفى آنها روى خود ببرد و یک برنامه پرهیز غذائى براى خود داشته باشد. چون ممکن است هیچ یک از خواراکى هائى فوق ، اثرى در وى نداشته باشد.

 

تذکر کلى :

 

به طور کلى مى توان گفت که هرگونه خوراکى که در شخص تولید گلودرد مى کند و هنگام ابتلا به سرماخوردگى یا گلودرد باعث تشدید آن مى شود، در موقع سلامتى باعث ضعیف شدن حنجره و صدا مى شود و بر عکس هر گونه خوراکى که در موقع گلودرد و عفونت سینه ، موجب بهبود شخص مى شود در موقع سلامتى موجب قوى شدن صدا و بالا رفتن کارآئى حنجره مى گردد.

مقاتل و کتب معتبر

مقاتل و کتب معتبر

۱- مقتل الحسین(ع): سید عبدالرزاق مقرّم بهترین ترجمه، ترجمه فهیم کرمانی

۲- مثیرالاحزان: ابن نماء حلّی

۳- قمقام زخّار صمصام بتّار ( دریای آکنده، شمشیر برنده): فرهاد میرزا معتمدالدوله

ویژگی های این کتاب:

الف: ضبط درست اسامی اشخاص و مکان ها

ب: توضیح صحیح معانی لغات

ج: ترجمه دقیق از روایات

۴- قصه کربلا: نظری منفرد

۵- ملهوف علی قتل الطفوف: سید ابن طاووس

ویژگی این کتاب:

-       آوردن حدیث مشیّت

· حدیث مشیت چیست؟

محضر حضرت اباعبدالله(ع) عرض کردند: آقا به کربلا نروید. حضرت فرمودند: از جدم رسول الله(ص) به من رسیده است که:« اِنَّ اللهَ شاءَ أنْ یَراکَ قَتیلا» خدا می خواهد تو را کشته ببیند. عرض شد: زن ها و کودکان را با خود همراه نکنید. فرمودند: خدا می خواهد آن ها را اسیر ببیند.

نکته: سید ابن طاووس لهوف را در جوانی به نیت استفاده زائرین سیدالشهدا(ع) به رشته تحریر درآورده است.

۶- نفس المهموم

۷- نفثة المصدور

۸- منتهی الآمال

نکته: هر سه کتاب فوق اثر شیخ عباس قمی است.اصل مطالب در هر سه مقتل یکسان است.

۹- رمز المصیبة: آیت الله ده سرخی

نکته: الف) آیت الله ده سرخی در کتاب رمز المصیبة تمام نقل ها را، از کلیه کتاب ها جمع آوری کرده و در سه جلد منتشر نموده اند.

ب) این کتاب درصدد بیان قوت یا ضعف اسناد کتب نبوده بلکه به دنبال جمع آوری اقوال مختلف در باب امام حسین(ع) بوده است.

· مقاتل و کتب غیر معتبر ( طبق بررسی اساتید و محققین مقتل شناس حوزه علمیه قم)

۱- منتخب طریحی: فخرالدین طریحی نجفی

۲- نور العین فی مشهدالحسین(ع): نیشابوری اسفراینی

۳- تظلم الزهرا(س) فی احراق دماء آل عبا(س): ملا رضی قزوینی

۴- اسرار الشهاده: فاضل دربندی

۵- الدمعة الساکبه: محمد باقر بهبهانی

۶- ناسخ التواریخ: سپهر کاشانی

۷- معالی السبطین: شیخ مهدی حائری مازندرانی

۸- محرق القلوب: محمد مهدی نراقی

۹- تذکرة الشهدا: کاشانی

نکته: از دوره صفویه تا عصر قاجار نوع کتاب های مقتلی که نوشته شده است، دارای ضعف هستند. برای نمونه: طریق البکاء، طوفان البکاء، عمّان البکاء، امواج البکاء و

۱۰- خطیب کعبه: یونسی ها

نکته: این کتاب شرح خطبه حضرت عباس در بالای بام کعبه است که در روز ترویه ایراد شده است. این خطبه از لحاظ مضمون بسیار زیباست ولی متاسفانه هیچ سندی در رابطه با آن وجود ندارد.

· کتب غیر مقتل که مطالعه آن ها توصیه می شود

۱- خصائص الحسینیه: شیخ جعفر شوشتری

نکته: این کتاب به شما استعداد استخراج روضه از روضه می دهد، بدون اینکه در اصل روضه تحریف یا توهینی صورت پذیرد. برای نمونه: شیخ جعفر آورده است که امام حسین(ع) هفت مرتبه در کربلا ندای « هل من ناصر» سر داده است، تحت عنوان نداهای هفتگانه.

۲- البکاء للحسین(ع): میرجهانی

۳- اسرار حسینیه: آیت الله حبیب الله شریف کاشانی این کتاب مراتب عشق را بیان می کند.

۴- ثارالله(ع): عندلیب همدانی

۵- کامل الزیارات: ابن قولویه در فضائل زیارت امام حسین(ع) است.

· کتب مربوط به حضرت زهرا(س)

۱- الجنة العاصمه فی احوالات الفاطمه(س): میرجهانی

۲- فرهنگ سخنان حضرت زهرا(س): محمد دشتی

۳- اسرار آل محمد(ص): سلیمان ابن قیس هلالی ، ترجمه اسماعیل انصاری خوئینی

· کتاب های تحریف ستیز

۱- لؤلؤ و مرجان: محدث نوری

۲- ثورة التنزیة: سید محسن امین، ترجمه جلال آل احمد پیرامون عزاداری های نامشروع

۳- حماسه حسینی: شهید مرتضی مطهری

نکته: این کتاب را شهید مطهری تألیف نکرده اند، شخصی به نام “حق جو” نوارهای شهید مطهری را به نوشتار تبدیل و آن را در یک جزوه گردآوری کرده است و به نام منقولات شهید مطهری در باب تحریف عاشورا ارائه کرده است.(سید حسین مومنی)

گریز زدن - روضه توصیه های حاج محمود کریمی

الف- گریز زدن-روضه (حاج محمود کریمی)

حضرت امام (ره) فرمودند : در مداحی باید از بحث سیاسی استفاده كرد،كه گریه برای سیدالشهدا باید سیاسی باشد و فرمودند این داد و قال ها و دسته ها سینه زدنها اسلام را نجات دادند.

گریـز زدن:

یكی از روش های مهم در روضه خوانی میباشد.باید توجه داشت كه بدون منبع هیچ روضه ای را نخواند و گریز زدن های ما روی اصول و اساس باشد.مثلا حاج آقا منصور ارضی در یكی از مراسم هایی كه برای كمك رسانی زلزله زدگان در چندسال اخیر برنامه داشتند این طوری گریز زدند كه:«من امروز این عمل رو دیدم كه مردم اكثرا به جای پتو و غذا و لباس ،شیرخشك آوردند برای بچه ها.چون مردم بیشتر از همه چی تب و تاب بچه كوچیك ها رو دارند.» و بعدش یك روضه حضرت علی اصغر خوندند.اول جلسه با گریز زدن مجلس رو آماده روضه كردند و بعد روضه خودشون رو خواندند.

این خوب است كه قبل از مراسم برای روضه خواندن خود برنامه ریزی بكنیم كه كجا شعر بخونیم و كجای غزل روضه بخوانیم و كجای آن گریز بزنیم،ولی همیشه این اتفاق نمی افتد كه با برنامه پیش بروید.چون ممكن است خود مستمع هم گریز بزند. آن وقت هست كه شما باید از برنامه خود خارج بشوید و پا به پای مستمع پیش بروید و به عبارتی تسخیرش بشوید.

اگر متوجه شدید كه موضوعی كه درحضور شماهست خیلی بهتر است،یه بخشی رو با مستمع پیش می روید و دوباره بر میگردید به داخل شعر و روضه خودتان. خلاصه باید به مستمع بها داد.

*نكته سوم* : گاهی اوقات شما گریز می زنید و مستمع را جلوتر از خودتان می فرستید و شما اصلا از كربلا هیچ حرفی را به میان نمی آورید و میخواهید یك كار روانی با مستمع انجام بدهید و خود مستمع را روضه خوان جلوه دهید كه با یك مثال مفهوم این جمله به خدمت شما عارض میشود.

مثالی زیبا از گریز زدن:

مثلا شما میگویید كه برای امام صادق سه چهار تا كفن آوردند و روی این كفن های آورده شده توضیح می دهید و به این فكر می كنید كه اصلا مستمع با
شما نیست و گوشش دارد می شنود،ولی ذهنش دارد به فراتر از شما می رود.

می گویید«برد یمنی آوردند و . . .   مستمع را احساسی میكنید.مثلا یكی از مستمعین میگوید: ای بی كفن . . .

شما هم خودتون رو می زنید به اون راه كه اصلا من نمیدونم چی شده.

می گویید: چیه؟چرا داد می زنید؟مگه چی شده؟ مگه كفن آوردن گریه داره؟ و وقتی كه احساس كردین مستمع حسابی گر گرفته است ، ادامه روضه رو به كربلا ربط می دهید.

كلیاتی راجع به روضه خوانی

كلیاتی راجع به روضه خوانی

1ـ مكمل گویی

این روش خواندن در مجالسی صورت می گیرد كه دو یا چند مداح حضور دارند ؛ در این محافل، مداح اصلی مشغول خواندن است و مداح دیگر ، اشعار و مطالب مرتبط با موضوع را ـ در حد چند بیت و یا چند جمله ـ می خواند ؛ سپس مداح اصلی به ادامه خواندن می پردازد ، كار مداح دوم "مكمل گویی" نامیده می شود.

 

نكات حائذ اهمیت در مكمل گویی

ایجاز و اختصار.

زیبایی و نو بودن محتوای مكمل گویی.

توجه به ظرافت و مهارت خاص در "مكمل گویی" چه از جهت سبك و چه از جهت بیان.

پیاده كردن مكمل گویی برای مستمعین اهل فن.

پیاده كردن مكمل گویی در محافلی كه مداح ، مقبولیت دارد و مستمعین روی او شناخت مثبت داشته باشند.

تشخیص جای مناسب مجلس برای مكمل گویی.

 

نمونه ای از مكمل گویی:

ـ مداح اصلی در حال خواندن این شعر است:

در آن روزی كه زیورهای ما را خصم غارت كرد   نمی گـویـم چه شـد آنقـدر گویم پاره شد گوشم

ـ مداح مكمل گو می­گوید:

از دستها مپـرس چـه بـا گوشواره كرد      از مشت ها بپرس چه با گوش پاره كرد

 

2ـ زبان حال و زبان قال

 

در ذكر مصیبت یك زبان حال وجود دارد و یك زبان قال.

زبان قال

آن فرمایشاتی است كه از دو لب مبارك ائمة اطهار خارج شده است، و در كتب معتبره صحت آن سخنان تأیید شده است.

زبان حال

آن سخنانی است كه احتمال میرود ائمه اطهار آنها را گفته باشند یا اینكه برداشتی است كه یك مداح یا یك شاعر از یك واقعه یا مصیبت به دست آورده است.

 

نكته1:در زبان حال خوانی مطلق صحبت نكنید و بهتر است بگویید كه ممكن است فلان حرف زده شده باشد. طوری كه مستمع متوجه شود ؛ این سخن زبان حال است و عین روایات یا تاریخ اهل بیت نیست تا خدای ناكرده مبتلا به دروغ بستن به ائمه اطهار نشویم، چرا كه این مسئله حرام است و گناه بسیار بزرگی محسوب میشود.

 

نكته2: زبان حال بایستی عقلانی و ریشه در روایات و تاریخ داشته باشد ، فلذا هر مطلب بدون ریشه و مبنا را نمی توان به عنوان زبان حال ، به اهلبیت(ع) نسبت داد.

 

نكته3:زبان حال می تواند به زبان نثر باشد یا به زبان شعر. البته زبان حال را بیشتردر شعر می توان جستجو كرد.

 

نمونه ای از زبان حال به زبان نثر

امام حسین(ع) كنار بدن حضرت عباس نشست و خونها را از صورت برادر پاك كرد. در این زمان حضرت عباس (ع) آهی كشید. امام فرمود برادرم چرا آه می­كشی؟

ـ عرضه داشت یا سیدی و مولای! دلم می­خواست در این لحظات آخر ، دست درگردن شما بیندازم، اما چه كنم كه دست در بدن ندارم.

 

 

دو نمونه از زبان حال به زبان نثر

بیت سوم شعر زیر ، زبانحال حضرت علی(ع) كنار بستر حضرت زهرا(س):

 

 

آمد كنار بستر زهرا دمی نشست  خورشید آسمان ولایت ستاره ریخت"

آن روسیه كه بست به روی تو راه را آهی كشید و آینه اش را نگاه كرد

تایك نظر به هاله اطراف ماه كرد   روی تو نه روز علی را سیاه كرد"

 

 

زبان حال حضرت رقیه(س):

 

 

سر بابا در آغوشش گرفت و گفت ای بابا        تو میدانی كه زد سیلی به رویم از جفا گویم

گذارم لب به گوشت تا كه رازی را كنم افشا   هـمـان دستی كه سیلی زد به روی مادرم زهرا

 

3ـ تناسب و تسلسل در روضه

 

یكی از مباحثی كه در مداحی حائذ اهمیت است ، رعایت تناسب و تسلسل در روضه است. دو بحث در این موضوع قابل بررسی است:

الف) رعایت ترتیب توالی مفاهیم روضه از جهت زمان.

ب) وحدت موضوع.

 

الف) رعایت ترتیب توالی مفاهیم روضه از جهت زمان

مثلا در روضه های حضرت زهرا(س) ـ با یك تقسیم بندی اجمالی ـ سلسله روضه بدین صورت است: روضه در و دیوار ـ روضه كوچه ـ روضه بستر ـ روضه شهادت ـ روضه غسل و كفن و دفن ـ روضه های بعد از شهادت.

 

رعایت "ترتیب توالی مفاهیم روضه از جهت زمان" ، در روضه حضرت زهرا(س)؛ یعنی اینكه اگر قرار است در مجلسی به دو موضوع از روضه ها بپردازیم ، تناسب زمانی آن را رعایت نماییم. مثلا ابتدا روضه بستر را نخوانیم و بعد از آن روضه در و دیوار ، چرا كه حضرت بعد از ماجرای در و دیوار بستری شدند و تناسب زمانی حكم می كند كه روضه بستر بعد از روضه در و دیوار خوانده شود.

 

نكته: ناگفته نماند كه در محافل سنتی كه زمان خواندن محدود است ، فرصتی برای خواندن چند روضه نیست وپرداختن جسته و گریخته به چند موضوع روضه ، از عوامل ضعف محتوایی مجلس است.

ب) وحدت موضوع

وحدت موضوع دو وجهه دارد:

 

سخنران ومداحان ، روضه همان شخصیتی را كه مناسبت مجلس است ، بخوانند و به روضه معصوم دیگری وارد نشوند مگر در گریز روضه.

سخنران ومداحان ، به یك موضوع روضه بپردازند و هر یك پس از دیگری ادامه روضة نفر قبل را بخواند. و اگر روضة كامل یك موضوع خوانده شد باید به موضوع بعدی وارد شوند ، نه اینكه باز گردند به موضوعات قبلی كه از جهت زمانی قبل از روضه خوانده شده اتفاق افتاده است.

 

نكات قابل ذكر در تناسب و تسلسل در روضه

 

افراط در رعایت تناسب و تسلسل جایز نیست ، چرا كه ممكن است ، وقتی روضة موضوعی تمام شد ، خدای نكرده فرد دست به جعل روضه بزند فی البداهه موضوعی را ابداع كند.

برخی روضه­ها ـ مثل روضه حضرت عبدالله بن حسن و یا روضه حبیب بن مظاهر و ... ـ حجم محتوایی مختصری دارند، لذا در این روضه­ها توصیه می كنیم ، اگر قرار است مداحی بعد از شما بخواند،  به خواندن مقدار كمی از روضه بسنده كنید و قسمتی از روضه را برای مداح بعد بگذارید.

اگر بعد از شما قرار است مداح دیگری بخواند، از خواندن روضه­های غریب اجتناب كنید ، و روضه هایی را بخوانید كه حجم محتوایی بیشتری دارند.

فنون مداحی

فن استنتاج :
يكى از قوى ترين و بهترين فنون روضه خوانى كه واقعاً نشانه استادى مداح است ، كنار هم گذاشتن دو مطلب و استنتاج مطلب سومى است كه در جايى ذكر نشده و هيچ گونه تضادى هم با دو مطلب اول ندارد بلكه چيزى خارج از ذاتيات دو مطلب اول است كه نتيجه فكر كردن به جوانب و حواشى مطلب اول مى باشد. چون اين مطلب معناى بسيار دقيقى است از چند مثال مدد مى گيريم ؛
در روضه حركت كاروان اسراء از كربلا، آمده كه يكى از دختران حضرت در بيابان گم شد و يكى از سربازان دشمن مامور يافتن او گرديد بعد از مدتى همه ديدند كه آن سرباز با يك دست افسار اسب را گرفته و با دست ديگر به دخترك تازيانه مى زند و او را دنبال مى كند. اين نقل مطلب تاريخى ، حالا نحوه استنتاج ؛ چون آن ملعون سواره بوده و دخترك پياده ، مطمئناً از او تندتر حركت مى كرده و ثانياً اينكه دخترك در حال دويدن تازيانه مى خورده و احتمالاً روى زمين نيز مى افتاده است . حال از اين دو مطلب استنتاج مى شود كه شايد وقتى او را تازيانه مى زده ، تازيانه به دور پاى دختر پيچيده شده و او را به زمين زده و دنبال سوار مى كشانده است . مثالى ديگر:
در تاريخ آمده كه وقتى حضرت على اصغرعليه السّلام شهيد شد، امام حسين عليه السّلام او را پشت خيام بردند و خواستند دفن نمايند كه صداى شيون حضرت رباب عليهاالسّلام بلند شد. اين مطلب تاريخى ، حال به نحوه استنتاج دقت كنيد؛ وقتى كه على اصغرعليه السّلام شهيد شد، حضرت از خجالت مادر او ديگر روى برگشتن به خيمه را نداشتند. مطلب دوم اينكه مادر هنگام دفن بچه سر مى رسد. استنتاج اينكه ؛ حضرت در آنجا مضطرب شدند كه بچه را چه كنند.
به استنتاجى ديگر از زبان استاد اين حقير توجه فرماييد:
 مسلّم است كه وقتى امام حسين عليه السّلام به خيمه باز گشتند به خواهرشان فرمودند:   عَلَيكُنَّ بِالنِّساء))  و قبل از اينكه حضرت به خيام بازگردند، دندان حضرت شكسته بود. چون حضرت به خيمه بازگشتند خسته بودند در ثانى ، دندان حضرت هم شكسته بود، استنتاج اينكه حضرت با دندان شكسته از فرط خستگى نتوانستند اين جمله را خوب ادا كنند چون گفتن نساء با آن حالت مشكل است .

نكته در اين جاست كه اين گونه استنتاج از وقايع ، با  زبانحال )) تفاوت دارد زيرا در زبانحال ، امكان عدم صحت وجود دارد و ما از خودمان چيزى به اصل روضه مى افزاييم ، اما استنتاج مطلبى عقلى است و هر كسى مى تواند با تفكر در حواشى و جوانب داستان ، به آن پى ببرد كه هيچ ضررى هم به اصل مطلب ندارد و كاملاً با عقل جور در مى آيد ولى فرقش با اصل مطلب اين است كه در تاريخ نقل نشده و با تامل در ماجرا، بدست آمده است . با همه اين اوصاف بهتر است آن را صريح و با اطمينان نگوئيم ، طورى كه گمان شود اين مسئله عيناً در تاريخ آمده تا بعد از مجلس ما را مورد مؤ اخذه قرار ندهند. پير ميكده مان حضرت خامنه اى كبير در اين رابطه فرموده اند:
 بناى ما بر اين نيست كه هر چه را در آن شك داريم يا قبول نداريم بگوييم نخوانند. اگر ما بخواهيم بگوييم آقا اين دقيق نيست ، نخوانيد مى ترسم برادران ، در خواندن خيلى محدود بشوند. توجه داشته باشيد آن چيزى را بخوانيد كه معقول باشد. البته نه اينكه انسان هر چه معقول است از خودش بسازد و بخواند، بلكه چيزهاى معقول را متكى به اصول و واقعيت ها كنيد. البته گزاره هر حديثى وقتى هنرى باشد با پيرايه هايى همراه خواهد بود و آن پيرايه ها ايرادى ندارد. منتها مشروط بر اين كه پيرايه ها اصل نشود. اصل را بايستى از واقعيت ها گرفت و به آن بيان هنرى و پيرايه هايى كه لازم است بخشيد)).
فن بيان اقوال :
با استفاده از اين فن ، مداح مى تواند اقوال مختلفى را كه در روضه وجود دارد، بيان داشته و با هر كدام به اندازه كافى به مجلس شور و حال بدهد. مثلاً كسى كه در مسئله اى دو قول پيدا كرده كه حتى مخالف هم هستند، مى تواند ابتدا آن قولى كه معروف تر است و مستمع با آن آشنايى كامل دارد، را بيان كرده و سپس قول بعدى را با گفتن جملاتى از قبيل  اين طور نيز نقل شده )) و يا  خدا كند كه صحيح نباشد))، بيان كند و از آن نيز به عنوان روضه خود استفاده نمايد، اما شرطش اين است كه ابتدا قول مشهور را گفته و سپس ‍ اقوال بعدى را بيان نمايد تا اعتماد مستمع سلب نگرديده و گمان نكند كه شما اين مطلب را از خودتان مى گوييد و داريد قول دوم را براى توجيه كار خود اظهار مى كنيد.
مسكوت گذاشتن :
شگرد بعدى در روضه خوانى آن است كه مداح هر چيزى را نمى داند، مسكوت گذاشته و از كنار آن رد شود. اما مطالبى را كه گزيرى از گفتن آنها نيست را به گونه اى اظهار دارد كه براى مستمع سؤ ال برانگيز نشود مثلاً اگر نمى داند چه كسى در كوفه هنگام ورود اسراى كربلا، براى پيشنهاد كمك به خدمت امام سجادعليه السّلام رسيد، بهتر است اصلاً اسم نبرد و جمله را بدون فاعل بيان نمايد مثلاً بگويد:  آمد خدمت حضرت )). اين كار بهتر از بيان چند اسم همراه با ترديد مى باشد تا بدين وسيله به مداح گمان سوء در عدم تحقيق و تفحص ، برده نشود.
عجين كردن شعر و روضه :
راهكار مفيد ديگر در بيان مطالب و اشعار، عجين كردن شعر و روضه مى باشد. يعنى مداح با زبان شعر روضه بخواند، بدين ترتيب كه محور اصلى كارش ، شعر باشد خصوصاً فرازهاى روضه را با شعر بيان كند، حتى اگر يك بيت باشد. و ازسخن گفتن فقط براى ربط بين ابيات استفاده نمايد زيرا سر بسته گفتن مطلب در لفّافه شعر، بسيار زيبنده تر و جذاب تر از توضيح دادن در مورد مطالبى مى باشد كه مستمع بارها آن را شنيده و به خوبى بر آن اشراف دارد. مى توان از اين فن براى هر مستمعى بهره جست چرا كه براى همه دلنشين است (حتى اگر اشعار بسيار ساده باشند). اما بايد در مجالس مختلف با تفاوت درك مستمعين ، اشعارمان را تغيير دهيم تا احتياج به توضيح اضافى و معنا كردن شعر نباشد.
اين نيز چكيده اى از فنون و ريزه كارى هايى بود كه در امر مداحى وجود دارد.


آداب و ادب مداحى 
شالوده و اساس كار مداحى را ادب تشكيل مى دهد. شخص مداح كه نوكرى اين خاندان را به عهده گرفته ، بايد مؤدب ترين اشخاص باشد چرا كه ادب و تواضع شرط قبولى نوكرى و خدمت است . داشتن بعضى از صفات حميده جزء ادب مداح و رعايت بعضى قوانين و دستورالعمل ها، جزو آداب و آئين مداحى مى باشد كه در واقع اين دو مقوله تقريباً جداى از هم هستند. صفاتى كه ربط به مؤ دب بودن و اخلاقيات درونى فرد دارد را ادب گويند اما آداب يعنى رعايت شرايط و قواعدى كه در بهتر شدن كار و قانون مدارى آن به شخص كمك مى كند. ممكن است كه فرد، انسان مؤ دبى باشد اما رعايت نكردن اين قوانين ، حمل بر بى ادبى مى شود. بنابراين شخص هم بايد در حيطه  ادب به كمال رسيده باشد و هم در حيطه  آداب .چون تا كسى آداب را نشناسد نمى تواند به آن عمل نمايد، بايد ابتدا به فراگيرى و سپس به انجام آن مبادرت ورزيد. در درجه اول بايد سعى ما بر كسب ادب و رعايت احترام نسبت به ديگران بالاخص در لباس نوكرى اهل بيت عليهم السّلام باشد و چقدر در احاديث و روايات به اين مسئله توصيه شده كه مؤ من بايد احترام برادر مؤ من خود را نگه دارد، خصوصاً اگر از اهل علم ، ريش سفيد و يا از سادات باشد. امام صادق عليه السّلام به  اسحاق بن عمارفرمود:اى اسحاق ! به دوستان من هر قدر مى توانى احترام كن كه هيچ مؤمنى احسان به مؤمنى نمى كند مگر آنكه صورت ابليس را خراشيده و دل او را مجروح مى سازد.
چرا كه بزرگان گفته اند:

همينت پسند است اگر بشنوى

 

كه گر خار كارى سمن ندروي

و نيز پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در مورد رعايت احترام پيران فرمودند:  از ما نيست هركس پيران ما را احترام نكند و در مورد احترام به سادات فرموده اند:  شفاعت من براى كسى كه ذريّه مرا با دست و زبان و يا مال احترام و اعانت كرده ، ثابت است  و نيز:  خوبان ذريّه مرا به خاطر خدا و بدان ايشان را به خاطر من احترام كنيد.
در بحث آدابى كه يك مداح بايد بداند، و آن را به انجام رساند، بايد به اشاره نكاتى پرداخت تا در نظر مردم و همكاران به عنوان انسانى مؤدب و وجهه دار معرفى گردد.
الف ) ادب مجلس  
وفاى به عهد:
همچنان كه قبلاً نيز مورد بحث و بررسى قرار گرفت يكى از وظايف مهم مداح وفاى به عهد و پيمان مى باشد و نيز از آداب خاصه و قابل توجه مداحى به شمار مى رود كه سر وقت حاضر شدن و سر موعد تمام كردن مجلس ، از مصاديق آن مى باشد كه به دليل توضيح كافى در اين مقوله ، سخن را كوتاه مى كنيم .
انصراف از خواندن :
اگر چه مداح بايد هميشه آمادگى خود را براى خواندن حفظ كند، اما بعضاً پيش مى آيد كه به دليل كسالت ، عدم تحقيق ، زياده روى در خواندن و گرفتن حنجره و... آمادگى لازم را براى فيض دادن نداشته باشد.اگر مداح آمادگى براى خواندن نداشت ، ادب اقتضا مى كند كه نخواند. حال اين عدم آمادگى به هر دليلى كه مى خواهد باشد و اينجا بهترين راه ، انصراف از خواندن و اجتناب از آن مى باشد، حتى اگر زياد به او اصرار كنند. چرا كه خواندن در اين وضعيت باعث افت مجلس مى شود و ادب مجلس نيز در همين است .
ب ) ادب روحانى  
يكى از وظايف مداح در قبال روحانى مجلس ، تأسى به سخنان او مى باشد. بايد به واعظى كه ساعتى براى مستمعين ايراد سخن نموده ، با اشاره به فرازهايى از سخنانش از او قدردانى كرد. اين كار سبب تاءثير بيشتر راهنمايى هاى خطيب ، در مستمعين و همچنين اداى احترام و ارج نهادن به صحبت هاى اوست و بى ادبى محسوب مى شود كه بعد از يك ساعت سخنرانى روحانى ، هيچ توجهى به منبر او نكنيم و كار خودمان را انجام دهيم . چه بسا تاءسى به روحانى ، ما را در انجام رسالت مان نيز كمك مى كند. بين مداح و روحانى نبايد شكاف ايجاد شود زيرا هدف هر دوى آنها يكى است و بايد يكديگر را در رسيدن به اين هدف واحد يارى نمايند.
ج ) ادب همكار و پيش كسوت  
تاءسى به خواننده قبلى :
مداح خوب كسى است كه در خواندن روضه نيز به مداح قبلى تاءسى نمايد يعنى سعى كند كه روضه او را تكميل نمايد. اگر روحانى مجلس نيز روضه خوانده ، بايد همين معنا رعايت شود و روضه خود را در طول روضه او قرار داده و فاز روضه را تغيير ندهد يعنى اگر روضه را تا نيمه خوانده ، بايستى دنباله آن را بخواند و يا اگر روضه تا آخر ارائه شده ، به پردازش زوايايى از آن كه در روضه قبل گفته نشده ، پرداخته و روضه را با همان محوريت قبل ادامه دهد. از نظر اساتيد، اين كار امرى لازم الاجراء و پسنديده در مداحى مى باشد به طورى كه بزرگان اين پيشه ، خود را مقيد به آن ساخته و مى سازند. حال اگر مجلس را بعد از روضه خوانى ، هنگام زمزمه يا زمينه خواندن تحويل گرفتيد، بايد حتماً مقدارى ، آن را با همان سبك قبلى خوانده و سپس نوحه يا سبك خود را اجرا نماييد. اين نيز از آداب مهم مداحى محسوب مى شود و عدم انجام آن دهن كجى به مداح قبلى تلقى مى گردد.
دعوت خواننده ديگر:
اگر اختيار مجلس دست شما بود و شما مداح همان مجلس بوديد و در اثناى برنامه شما خواننده اى وارد شد كه مى دانيد كه مجلس را خوب اداره مى نمايد، ادب مداحى اقتضا مى كند كه حتماً براى فيض دادن از او دعوت به عمل آوريد و با استفاده از يك شگرد مناسب ، او را تحريك به اجابت دعوت خود نماييد و اگر هم وقت نداريد مثلاً بگوييد: وقت گذشته اما سرور عزيز اگر به يك بند هم مانده ، بايد ما را به فيض برسانندو با ظرافتى خاص ، او را به پشت تريبون جلب نماييد تا ادب شما نسبت به همكارتان رعايت شده باشد. چرا كه او نيز گرداننده قابلى است و امكان دارد حتى بهتر از شما مجلس را به فيض برساند. چون حضور او در مجلس و دعوت نكردن شما بى ادبى تلقى مى شود، بهتر است هميشه در مجالس جشن و عزا، يك نفر را دم درب مجلس بگماريد تا اگر خواننده اى وارد شد، به شما اطلاع دهد.


اختصار:
در باب اين مسئله نيز مفصلاً توضيح داده شد كه اختصار در خواندن باعث جلب رضايت مستمع و ساير همكاران مى شود. زيرا خواندن بيش از حد در درجه اول بى ادبى به خواننده قبلى و در ثانى تضييع وقت خواننده بعدى است كه دلخورى و ناراحتى را به بار مى آورد و در مستمع نيز اثر نامطلوبى از اين بى مبالاتى به ثمر مى نشاند و به قول يكى از اساتيد بزرگ تهران ؛
 اگر به مستمع بگوئى بند آخر را مى خوانم اما دو بند خواندى ، به اندازه يك بند به او دروغ گفته اى  .
ادب پيش كسوت

:
اگر در مجلسى چند نفر قرار است فيض دهند، شايسته تر آن است كه روضه را پيش كسوت بخواند. روضه خواندن در جايى كه مداح متبحرترى وجود دارد، نوعى بى ادبى است مگر اينكه با او هماهنگ شده باشد و خود او امر كند كه روضه بخوانيد كه باز هم در اين صورت ، قبول نكردن بهتر مى باشد. شدت اين مسئله وقتى بيشتر مى شود كه مداح اصلى ، او باشد و مردم نيز منتظر مداحى او باشند كه در اين حال اگر كلاً نخوانيد، براى خود شما بهتر است ، چرا كه گوش ها منتظر شنيدن صداى مداح ديگرى است . اما خواندن نوحه ، واحد و... اشكالى ندارد. در نظر داشته باشيد كه پايه مداحى و محوريت مجلس ، هميشه بايد با فرد پيش كسوت باشد بالاخص كه قبلاً نيز اعلام شده باشد كه او مى خواهد بخواند.
تحويل مجلس:


اگر كسى خواست مجلس را به خواننده ديگرى واگذار كند، ادب اين است كه مجلس را در  اوج به او واگذار نمايد نه در  افت با اين روش بايد به او كمك نموده و كار را براى او آسان نمود. از نزاكت به حساب نمى آيد كه كسى بهره و رمق مجلس را كشيده و آن را وقتى واگذار كند كه مجلس اشباع شده و ديگر ظرفيت ندارد. اين موجب مى شود كه خواننده بعدى با ديدن اين وضع ، يا از خواندن طفره رود و يا به زحمت بيفتد زيرا با يك مستمع خسته ، طرف شده و ديگر كارى از دست او بر نمى آيد و اين جا مقصر مداح قبلى است . شايد مستمع هم متوجه اين برخورد نامناسب نگردد اما خواننده بعدى به خوبى مى فهمد كه خواننده قبلى نمى خواسته مجلس او رونق گيرد و ميل دارد كه فقط در مجلس خودش صداى ناله مردم بلند باشد. او بايد هميشه سعى كند اگر هنگام تحويل دادن ، مجلس ، افت نيز كرده ، اين زحمت را خود قبول كند و با خواندن زمزمه اى به ايجاد شور و ناله در مجلس بپردازد. مجلس كه گرم شد آن گاه ميكروفون را تقديم همكارش نمايد تا اين رفتار موجب نارضايتى سايرين نشود.
د) ادب بزرگان و بانى

  
ادب نسبت به بزرگان

در مجالس جشن ، اگر هنگام خواندن ، عالم يا سيد و يا خواننده اى وارد مجلس شد، از او دعوت كنيم بالاى مجلس بنشيند و يا سزاوارتر است ، كسى را كه دم درب گمارده ايم ، آنها را به بالاى مجلس هدايت نمايند و اگر شخص ، كسى است كه احترام او بر همگان واجب است ، فردى كه دم در ايستاده او را تا داخل مجلس همراهى نمايد و همچنين در آخر مجلس فراموش نشود كه دعاى مجلس را هم از بزرگان حاضر تقاضا نماييم.

.
ادب نسبت به بانى

:
در ابتداى مجلس به جهت احترام ، زمان شروع و مدت اجراى برنامه را از بانى مجلس سؤال كنيم و همچنين سعى داشته باشيم كه از انگيزه و هدف برپايى مجلس اطلاع يابيم تا آن مقدار از بر آوردن هدف كه بر عهده ما هست ، را بر آورده سازيم ، اعم از دعا كردن براى اموات و شهداى بانى مجلس ، خواندن حمد شفا براى بيمار او، خواندن امن يجيب ، اشاره به انگيزه برپايى در اثناى روضه و... .در آخر مجلس نيز تشكر و قدردانى لازم را از او داشته باشيم نه اين كه فقط بياييم ، بخوانيم و برويم ؟!
در پايان اين گفتار نيز توفيق كسب ادب و معرفت را بر در اين آستان از حى سبحان خواستاريم .

فنون مداحی

فن استنتاج :
يكى از قوى ترين و بهترين فنون روضه خوانى كه واقعاً نشانه استادى مداح است ، كنار هم گذاشتن دو مطلب و استنتاج مطلب سومى است كه در جايى ذكر نشده و هيچ گونه تضادى هم با دو مطلب اول ندارد بلكه چيزى خارج از ذاتيات دو مطلب اول است كه نتيجه فكر كردن به جوانب و حواشى مطلب اول مى باشد. چون اين مطلب معناى بسيار دقيقى است از چند مثال مدد مى گيريم ؛
در روضه حركت كاروان اسراء از كربلا، آمده كه يكى از دختران حضرت در بيابان گم شد و يكى از سربازان دشمن مامور يافتن او گرديد بعد از مدتى همه ديدند كه آن سرباز با يك دست افسار اسب را گرفته و با دست ديگر به دخترك تازيانه مى زند و او را دنبال مى كند. اين نقل مطلب تاريخى ، حالا نحوه استنتاج ؛ چون آن ملعون سواره بوده و دخترك پياده ، مطمئناً از او تندتر حركت مى كرده و ثانياً اينكه دخترك در حال دويدن تازيانه مى خورده و احتمالاً روى زمين نيز مى افتاده است . حال از اين دو مطلب استنتاج مى شود كه شايد وقتى او را تازيانه مى زده ، تازيانه به دور پاى دختر پيچيده شده و او را به زمين زده و دنبال سوار مى كشانده است . مثالى ديگر:
در تاريخ آمده كه وقتى حضرت على اصغرعليه السّلام شهيد شد، امام حسين عليه السّلام او را پشت خيام بردند و خواستند دفن نمايند كه صداى شيون حضرت رباب عليهاالسّلام بلند شد. اين مطلب تاريخى ، حال به نحوه استنتاج دقت كنيد؛ وقتى كه على اصغرعليه السّلام شهيد شد، حضرت از خجالت مادر او ديگر روى برگشتن به خيمه را نداشتند. مطلب دوم اينكه مادر هنگام دفن بچه سر مى رسد. استنتاج اينكه ؛ حضرت در آنجا مضطرب شدند كه بچه را چه كنند.
به استنتاجى ديگر از زبان استاد اين حقير توجه فرماييد:
((مسلّم است كه وقتى امام حسين عليه السّلام به خيمه باز گشتند به خواهرشان فرمودند: (( عَلَيكُنَّ بِالنِّساء))  و قبل از اينكه حضرت به خيام بازگردند، دندان حضرت شكسته بود. چون حضرت به خيمه بازگشتند خسته بودند در ثانى ، دندان حضرت هم شكسته بود، استنتاج اينكه حضرت با دندان شكسته از فرط خستگى نتوانستند اين جمله را خوب ادا كنند چون گفتن نساء با آن حالت مشكل است .

نكته در اين جاست كه اين گونه استنتاج از وقايع ، با ((زبانحال )) تفاوت دارد زيرا در زبانحال ، امكان عدم صحت وجود دارد و ما از خودمان چيزى به اصل روضه مى افزاييم ، اما استنتاج مطلبى عقلى است و هر كسى مى تواند با تفكر در حواشى و جوانب داستان ، به آن پى ببرد كه هيچ ضررى هم به اصل مطلب ندارد و كاملاً با عقل جور در مى آيد ولى فرقش با اصل مطلب اين است كه در تاريخ نقل نشده و با تامل در ماجرا، بدست آمده است . با همه اين اوصاف بهتر است آن را صريح و با اطمينان نگوئيم ، طورى كه گمان شود اين مسئله عيناً در تاريخ آمده تا بعد از مجلس ما را مورد مؤ اخذه قرار ندهند. پير ميكده مان حضرت خامنه اى كبير در اين رابطه فرموده اند:
((بناى ما بر اين نيست كه هر چه را در آن شك داريم يا قبول نداريم بگوييم نخوانند. اگر ما بخواهيم بگوييم آقا اين دقيق نيست ، نخوانيد مى ترسم برادران ، در خواندن خيلى محدود بشوند. توجه داشته باشيد آن چيزى را بخوانيد كه معقول باشد. البته نه اينكه انسان هر چه معقول است از خودش بسازد و بخواند، بلكه چيزهاى معقول را متكى به اصول و واقعيت ها كنيد. البته گزاره هر حديثى وقتى هنرى باشد با پيرايه هايى همراه خواهد بود و آن پيرايه ها ايرادى ندارد. منتها مشروط بر اين كه پيرايه ها اصل نشود. اصل را بايستى از واقعيت ها گرفت و به آن بيان هنرى و پيرايه هايى كه لازم است بخشيد)).
فن بيان اقوال :
با استفاده از اين فن ، مداح مى تواند اقوال مختلفى را كه در روضه وجود دارد، بيان داشته و با هر كدام به اندازه كافى به مجلس شور و حال بدهد. مثلاً كسى كه در مسئله اى دو قول پيدا كرده كه حتى مخالف هم هستند، مى تواند ابتدا آن قولى كه معروف تر است و مستمع با آن آشنايى كامل دارد، را بيان كرده و سپس قول بعدى را با گفتن جملاتى از قبيل ((اين طور نيز نقل شده )) و يا ((خدا كند كه صحيح نباشد))، بيان كند و از آن نيز به عنوان روضه خود استفاده نمايد، اما شرطش اين است كه ابتدا قول مشهور را گفته و سپس ‍ اقوال بعدى را بيان نمايد تا اعتماد مستمع سلب نگرديده و گمان نكند كه شما اين مطلب را از خودتان مى گوييد و داريد قول دوم را براى توجيه كار خود اظهار مى كنيد.
مسكوت گذاشتن :
شگرد بعدى در روضه خوانى آن است كه مداح هر چيزى را نمى داند، مسكوت گذاشته و از كنار آن رد شود. اما مطالبى را كه گزيرى از گفتن آنها نيست را به گونه اى اظهار دارد كه براى مستمع سؤ ال برانگيز نشود مثلاً اگر نمى داند چه كسى در كوفه هنگام ورود اسراى كربلا، براى پيشنهاد كمك به خدمت امام سجادعليه السّلام رسيد، بهتر است اصلاً اسم نبرد و جمله را بدون فاعل بيان نمايد مثلاً بگويد: ((آمد خدمت حضرت )). اين كار بهتر از بيان چند اسم همراه با ترديد مى باشد تا بدين وسيله به مداح گمان سوء در عدم تحقيق و تفحص ، برده نشود.
عجين كردن شعر و روضه :
راهكار مفيد ديگر در بيان مطالب و اشعار، عجين كردن شعر و روضه مى باشد. يعنى مداح با زبان شعر روضه بخواند، بدين ترتيب كه محور اصلى كارش ، شعر باشد خصوصاً فرازهاى روضه را با شعر بيان كند، حتى اگر يك بيت باشد. و ازسخن گفتن فقط براى ربط بين ابيات استفاده نمايد زيرا سر بسته گفتن مطلب در لفّافه شعر، بسيار زيبنده تر و جذاب تر از توضيح دادن در مورد مطالبى مى باشد كه مستمع بارها آن را شنيده و به خوبى بر آن اشراف دارد. مى توان از اين فن براى هر مستمعى بهره جست چرا كه براى همه دلنشين است (حتى اگر اشعار بسيار ساده باشند). اما بايد در مجالس مختلف با تفاوت درك مستمعين ، اشعارمان را تغيير دهيم تا احتياج به توضيح اضافى و معنا كردن شعر نباشد.
اين نيز چكيده اى از فنون و ريزه كارى هايى بود كه در امر مداحى وجود دارد.