فنون مداحی
فن استنتاج :
يكى از قوى ترين و بهترين فنون روضه خوانى كه واقعاً نشانه استادى مداح است ، كنار هم گذاشتن دو مطلب و استنتاج مطلب سومى است كه در جايى ذكر نشده و هيچ گونه تضادى هم با دو مطلب اول ندارد بلكه چيزى خارج از ذاتيات دو مطلب اول است كه نتيجه فكر كردن به جوانب و حواشى مطلب اول مى باشد. چون اين مطلب معناى بسيار دقيقى است از چند مثال مدد مى گيريم ؛
در روضه حركت كاروان اسراء از كربلا، آمده كه يكى از دختران حضرت در بيابان گم شد و يكى از سربازان دشمن مامور يافتن او گرديد بعد از مدتى همه ديدند كه آن سرباز با يك دست افسار اسب را گرفته و با دست ديگر به دخترك تازيانه مى زند و او را دنبال مى كند. اين نقل مطلب تاريخى ، حالا نحوه استنتاج ؛ چون آن ملعون سواره بوده و دخترك پياده ، مطمئناً از او تندتر حركت مى كرده و ثانياً اينكه دخترك در حال دويدن تازيانه مى خورده و احتمالاً روى زمين نيز مى افتاده است . حال از اين دو مطلب استنتاج مى شود كه شايد وقتى او را تازيانه مى زده ، تازيانه به دور پاى دختر پيچيده شده و او را به زمين زده و دنبال سوار مى كشانده است . مثالى ديگر:
در تاريخ آمده كه وقتى حضرت على اصغرعليه السّلام شهيد شد، امام حسين عليه السّلام او را پشت خيام بردند و خواستند دفن نمايند كه صداى شيون حضرت رباب عليهاالسّلام بلند شد. اين مطلب تاريخى ، حال به نحوه استنتاج دقت كنيد؛ وقتى كه على اصغرعليه السّلام شهيد شد، حضرت از خجالت مادر او ديگر روى برگشتن به خيمه را نداشتند. مطلب دوم اينكه مادر هنگام دفن بچه سر مى رسد. استنتاج اينكه ؛ حضرت در آنجا مضطرب شدند كه بچه را چه كنند.
به استنتاجى ديگر از زبان استاد اين حقير توجه فرماييد:
مسلّم است كه وقتى امام حسين عليه السّلام به خيمه باز گشتند به خواهرشان فرمودند: عَلَيكُنَّ بِالنِّساء)) و قبل از اينكه حضرت به خيام بازگردند، دندان حضرت شكسته بود. چون حضرت به خيمه بازگشتند خسته بودند در ثانى ، دندان حضرت هم شكسته بود، استنتاج اينكه حضرت با دندان شكسته از فرط خستگى نتوانستند اين جمله را خوب ادا كنند چون گفتن نساء با آن حالت مشكل است .
نكته در اين جاست كه اين گونه استنتاج از وقايع ، با زبانحال )) تفاوت دارد زيرا در زبانحال ، امكان عدم صحت وجود دارد و ما از خودمان چيزى به اصل روضه مى افزاييم ، اما استنتاج مطلبى عقلى است و هر كسى مى تواند با تفكر در حواشى و جوانب داستان ، به آن پى ببرد كه هيچ ضررى هم به اصل مطلب ندارد و كاملاً با عقل جور در مى آيد ولى فرقش با اصل مطلب اين است كه در تاريخ نقل نشده و با تامل در ماجرا، بدست آمده است . با همه اين اوصاف بهتر است آن را صريح و با اطمينان نگوئيم ، طورى كه گمان شود اين مسئله عيناً در تاريخ آمده تا بعد از مجلس ما را مورد مؤ اخذه قرار ندهند. پير ميكده مان حضرت خامنه اى كبير در اين رابطه فرموده اند:
بناى ما بر اين نيست كه هر چه را در آن شك داريم يا قبول نداريم بگوييم نخوانند. اگر ما بخواهيم بگوييم آقا اين دقيق نيست ، نخوانيد مى ترسم برادران ، در خواندن خيلى محدود بشوند. توجه داشته باشيد آن چيزى را بخوانيد كه معقول باشد. البته نه اينكه انسان هر چه معقول است از خودش بسازد و بخواند، بلكه چيزهاى معقول را متكى به اصول و واقعيت ها كنيد. البته گزاره هر حديثى وقتى هنرى باشد با پيرايه هايى همراه خواهد بود و آن پيرايه ها ايرادى ندارد. منتها مشروط بر اين كه پيرايه ها اصل نشود. اصل را بايستى از واقعيت ها گرفت و به آن بيان هنرى و پيرايه هايى كه لازم است بخشيد)).
فن بيان اقوال :
با استفاده از اين فن ، مداح مى تواند اقوال مختلفى را كه در روضه وجود دارد، بيان داشته و با هر كدام به اندازه كافى به مجلس شور و حال بدهد. مثلاً كسى كه در مسئله اى دو قول پيدا كرده كه حتى مخالف هم هستند، مى تواند ابتدا آن قولى كه معروف تر است و مستمع با آن آشنايى كامل دارد، را بيان كرده و سپس قول بعدى را با گفتن جملاتى از قبيل اين طور نيز نقل شده )) و يا خدا كند كه صحيح نباشد))، بيان كند و از آن نيز به عنوان روضه خود استفاده نمايد، اما شرطش اين است كه ابتدا قول مشهور را گفته و سپس اقوال بعدى را بيان نمايد تا اعتماد مستمع سلب نگرديده و گمان نكند كه شما اين مطلب را از خودتان مى گوييد و داريد قول دوم را براى توجيه كار خود اظهار مى كنيد.
مسكوت گذاشتن :
شگرد بعدى در روضه خوانى آن است كه مداح هر چيزى را نمى داند، مسكوت گذاشته و از كنار آن رد شود. اما مطالبى را كه گزيرى از گفتن آنها نيست را به گونه اى اظهار دارد كه براى مستمع سؤ ال برانگيز نشود مثلاً اگر نمى داند چه كسى در كوفه هنگام ورود اسراى كربلا، براى پيشنهاد كمك به خدمت امام سجادعليه السّلام رسيد، بهتر است اصلاً اسم نبرد و جمله را بدون فاعل بيان نمايد مثلاً بگويد: آمد خدمت حضرت )). اين كار بهتر از بيان چند اسم همراه با ترديد مى باشد تا بدين وسيله به مداح گمان سوء در عدم تحقيق و تفحص ، برده نشود.
عجين كردن شعر و روضه :
راهكار مفيد ديگر در بيان مطالب و اشعار، عجين كردن شعر و روضه مى باشد. يعنى مداح با زبان شعر روضه بخواند، بدين ترتيب كه محور اصلى كارش ، شعر باشد خصوصاً فرازهاى روضه را با شعر بيان كند، حتى اگر يك بيت باشد. و ازسخن گفتن فقط براى ربط بين ابيات استفاده نمايد زيرا سر بسته گفتن مطلب در لفّافه شعر، بسيار زيبنده تر و جذاب تر از توضيح دادن در مورد مطالبى مى باشد كه مستمع بارها آن را شنيده و به خوبى بر آن اشراف دارد. مى توان از اين فن براى هر مستمعى بهره جست چرا كه براى همه دلنشين است (حتى اگر اشعار بسيار ساده باشند). اما بايد در مجالس مختلف با تفاوت درك مستمعين ، اشعارمان را تغيير دهيم تا احتياج به توضيح اضافى و معنا كردن شعر نباشد.
اين نيز چكيده اى از فنون و ريزه كارى هايى بود كه در امر مداحى وجود دارد.
آداب و ادب مداحى
شالوده و اساس كار مداحى را ادب تشكيل مى دهد. شخص مداح كه نوكرى اين خاندان را به عهده گرفته ، بايد مؤدب ترين اشخاص باشد چرا كه ادب و تواضع شرط قبولى نوكرى و خدمت است . داشتن بعضى از صفات حميده جزء ادب مداح و رعايت بعضى قوانين و دستورالعمل ها، جزو آداب و آئين مداحى مى باشد كه در واقع اين دو مقوله تقريباً جداى از هم هستند. صفاتى كه ربط به مؤ دب بودن و اخلاقيات درونى فرد دارد را ادب گويند اما آداب يعنى رعايت شرايط و قواعدى كه در بهتر شدن كار و قانون مدارى آن به شخص كمك مى كند. ممكن است كه فرد، انسان مؤ دبى باشد اما رعايت نكردن اين قوانين ، حمل بر بى ادبى مى شود. بنابراين شخص هم بايد در حيطه ادب به كمال رسيده باشد و هم در حيطه آداب .چون تا كسى آداب را نشناسد نمى تواند به آن عمل نمايد، بايد ابتدا به فراگيرى و سپس به انجام آن مبادرت ورزيد. در درجه اول بايد سعى ما بر كسب ادب و رعايت احترام نسبت به ديگران بالاخص در لباس نوكرى اهل بيت عليهم السّلام باشد و چقدر در احاديث و روايات به اين مسئله توصيه شده كه مؤ من بايد احترام برادر مؤ من خود را نگه دارد، خصوصاً اگر از اهل علم ، ريش سفيد و يا از سادات باشد. امام صادق عليه السّلام به اسحاق بن عمارفرمود:اى اسحاق ! به دوستان من هر قدر مى توانى احترام كن كه هيچ مؤمنى احسان به مؤمنى نمى كند مگر آنكه صورت ابليس را خراشيده و دل او را مجروح مى سازد.
چرا كه بزرگان گفته اند:
|
همينت پسند است اگر بشنوى |
|
كه گر خار كارى سمن ندروي |
و نيز پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در مورد رعايت احترام پيران فرمودند: از ما نيست هركس پيران ما را احترام نكند و در مورد احترام به سادات فرموده اند: شفاعت من براى كسى كه ذريّه مرا با دست و زبان و يا مال احترام و اعانت كرده ، ثابت است و نيز: خوبان ذريّه مرا به خاطر خدا و بدان ايشان را به خاطر من احترام كنيد.
در بحث آدابى كه يك مداح بايد بداند، و آن را به انجام رساند، بايد به اشاره نكاتى پرداخت تا در نظر مردم و همكاران به عنوان انسانى مؤدب و وجهه دار معرفى گردد.
الف ) ادب مجلس
وفاى به عهد:
همچنان كه قبلاً نيز مورد بحث و بررسى قرار گرفت يكى از وظايف مهم مداح وفاى به عهد و پيمان مى باشد و نيز از آداب خاصه و قابل توجه مداحى به شمار مى رود كه سر وقت حاضر شدن و سر موعد تمام كردن مجلس ، از مصاديق آن مى باشد كه به دليل توضيح كافى در اين مقوله ، سخن را كوتاه مى كنيم .
انصراف از خواندن :
اگر چه مداح بايد هميشه آمادگى خود را براى خواندن حفظ كند، اما بعضاً پيش مى آيد كه به دليل كسالت ، عدم تحقيق ، زياده روى در خواندن و گرفتن حنجره و... آمادگى لازم را براى فيض دادن نداشته باشد.اگر مداح آمادگى براى خواندن نداشت ، ادب اقتضا مى كند كه نخواند. حال اين عدم آمادگى به هر دليلى كه مى خواهد باشد و اينجا بهترين راه ، انصراف از خواندن و اجتناب از آن مى باشد، حتى اگر زياد به او اصرار كنند. چرا كه خواندن در اين وضعيت باعث افت مجلس مى شود و ادب مجلس نيز در همين است .
ب ) ادب روحانى
يكى از وظايف مداح در قبال روحانى مجلس ، تأسى به سخنان او مى باشد. بايد به واعظى كه ساعتى براى مستمعين ايراد سخن نموده ، با اشاره به فرازهايى از سخنانش از او قدردانى كرد. اين كار سبب تاءثير بيشتر راهنمايى هاى خطيب ، در مستمعين و همچنين اداى احترام و ارج نهادن به صحبت هاى اوست و بى ادبى محسوب مى شود كه بعد از يك ساعت سخنرانى روحانى ، هيچ توجهى به منبر او نكنيم و كار خودمان را انجام دهيم . چه بسا تاءسى به روحانى ، ما را در انجام رسالت مان نيز كمك مى كند. بين مداح و روحانى نبايد شكاف ايجاد شود زيرا هدف هر دوى آنها يكى است و بايد يكديگر را در رسيدن به اين هدف واحد يارى نمايند.
ج ) ادب همكار و پيش كسوت
تاءسى به خواننده قبلى :
مداح خوب كسى است كه در خواندن روضه نيز به مداح قبلى تاءسى نمايد يعنى سعى كند كه روضه او را تكميل نمايد. اگر روحانى مجلس نيز روضه خوانده ، بايد همين معنا رعايت شود و روضه خود را در طول روضه او قرار داده و فاز روضه را تغيير ندهد يعنى اگر روضه را تا نيمه خوانده ، بايستى دنباله آن را بخواند و يا اگر روضه تا آخر ارائه شده ، به پردازش زوايايى از آن كه در روضه قبل گفته نشده ، پرداخته و روضه را با همان محوريت قبل ادامه دهد. از نظر اساتيد، اين كار امرى لازم الاجراء و پسنديده در مداحى مى باشد به طورى كه بزرگان اين پيشه ، خود را مقيد به آن ساخته و مى سازند. حال اگر مجلس را بعد از روضه خوانى ، هنگام زمزمه يا زمينه خواندن تحويل گرفتيد، بايد حتماً مقدارى ، آن را با همان سبك قبلى خوانده و سپس نوحه يا سبك خود را اجرا نماييد. اين نيز از آداب مهم مداحى محسوب مى شود و عدم انجام آن دهن كجى به مداح قبلى تلقى مى گردد.
دعوت خواننده ديگر:
اگر اختيار مجلس دست شما بود و شما مداح همان مجلس بوديد و در اثناى برنامه شما خواننده اى وارد شد كه مى دانيد كه مجلس را خوب اداره مى نمايد، ادب مداحى اقتضا مى كند كه حتماً براى فيض دادن از او دعوت به عمل آوريد و با استفاده از يك شگرد مناسب ، او را تحريك به اجابت دعوت خود نماييد و اگر هم وقت نداريد مثلاً بگوييد: وقت گذشته اما سرور عزيز اگر به يك بند هم مانده ، بايد ما را به فيض برسانندو با ظرافتى خاص ، او را به پشت تريبون جلب نماييد تا ادب شما نسبت به همكارتان رعايت شده باشد. چرا كه او نيز گرداننده قابلى است و امكان دارد حتى بهتر از شما مجلس را به فيض برساند. چون حضور او در مجلس و دعوت نكردن شما بى ادبى تلقى مى شود، بهتر است هميشه در مجالس جشن و عزا، يك نفر را دم درب مجلس بگماريد تا اگر خواننده اى وارد شد، به شما اطلاع دهد.
اختصار:
در باب اين مسئله نيز مفصلاً توضيح داده شد كه اختصار در خواندن باعث جلب رضايت مستمع و ساير همكاران مى شود. زيرا خواندن بيش از حد در درجه اول بى ادبى به خواننده قبلى و در ثانى تضييع وقت خواننده بعدى است كه دلخورى و ناراحتى را به بار مى آورد و در مستمع نيز اثر نامطلوبى از اين بى مبالاتى به ثمر مى نشاند و به قول يكى از اساتيد بزرگ تهران ؛
اگر به مستمع بگوئى بند آخر را مى خوانم اما دو بند خواندى ، به اندازه يك بند به او دروغ گفته اى .
ادب پيش كسوت
:
اگر در مجلسى چند نفر قرار است فيض دهند، شايسته تر آن است كه روضه را پيش كسوت بخواند. روضه خواندن در جايى كه مداح متبحرترى وجود دارد، نوعى بى ادبى است مگر اينكه با او هماهنگ شده باشد و خود او امر كند كه روضه بخوانيد كه باز هم در اين صورت ، قبول نكردن بهتر مى باشد. شدت اين مسئله وقتى بيشتر مى شود كه مداح اصلى ، او باشد و مردم نيز منتظر مداحى او باشند كه در اين حال اگر كلاً نخوانيد، براى خود شما بهتر است ، چرا كه گوش ها منتظر شنيدن صداى مداح ديگرى است . اما خواندن نوحه ، واحد و... اشكالى ندارد. در نظر داشته باشيد كه پايه مداحى و محوريت مجلس ، هميشه بايد با فرد پيش كسوت باشد بالاخص كه قبلاً نيز اعلام شده باشد كه او مى خواهد بخواند.
تحويل مجلس:
اگر كسى خواست مجلس را به خواننده ديگرى واگذار كند، ادب اين است كه مجلس را در اوج به او واگذار نمايد نه در افت با اين روش بايد به او كمك نموده و كار را براى او آسان نمود. از نزاكت به حساب نمى آيد كه كسى بهره و رمق مجلس را كشيده و آن را وقتى واگذار كند كه مجلس اشباع شده و ديگر ظرفيت ندارد. اين موجب مى شود كه خواننده بعدى با ديدن اين وضع ، يا از خواندن طفره رود و يا به زحمت بيفتد زيرا با يك مستمع خسته ، طرف شده و ديگر كارى از دست او بر نمى آيد و اين جا مقصر مداح قبلى است . شايد مستمع هم متوجه اين برخورد نامناسب نگردد اما خواننده بعدى به خوبى مى فهمد كه خواننده قبلى نمى خواسته مجلس او رونق گيرد و ميل دارد كه فقط در مجلس خودش صداى ناله مردم بلند باشد. او بايد هميشه سعى كند اگر هنگام تحويل دادن ، مجلس ، افت نيز كرده ، اين زحمت را خود قبول كند و با خواندن زمزمه اى به ايجاد شور و ناله در مجلس بپردازد. مجلس كه گرم شد آن گاه ميكروفون را تقديم همكارش نمايد تا اين رفتار موجب نارضايتى سايرين نشود.
د) ادب بزرگان و بانى
ادب نسبت به بزرگان
در مجالس جشن ، اگر هنگام خواندن ، عالم يا سيد و يا خواننده اى وارد مجلس شد، از او دعوت كنيم بالاى مجلس بنشيند و يا سزاوارتر است ، كسى را كه دم درب گمارده ايم ، آنها را به بالاى مجلس هدايت نمايند و اگر شخص ، كسى است كه احترام او بر همگان واجب است ، فردى كه دم در ايستاده او را تا داخل مجلس همراهى نمايد و همچنين در آخر مجلس فراموش نشود كه دعاى مجلس را هم از بزرگان حاضر تقاضا نماييم.
.
ادب نسبت به بانى
:
در ابتداى مجلس به جهت احترام ، زمان شروع و مدت اجراى برنامه را از بانى مجلس سؤال كنيم و همچنين سعى داشته باشيم كه از انگيزه و هدف برپايى مجلس اطلاع يابيم تا آن مقدار از بر آوردن هدف كه بر عهده ما هست ، را بر آورده سازيم ، اعم از دعا كردن براى اموات و شهداى بانى مجلس ، خواندن حمد شفا براى بيمار او، خواندن امن يجيب ، اشاره به انگيزه برپايى در اثناى روضه و... .در آخر مجلس نيز تشكر و قدردانى لازم را از او داشته باشيم نه اين كه فقط بياييم ، بخوانيم و برويم ؟!
در پايان اين گفتار نيز توفيق كسب ادب و معرفت را بر در اين آستان از حى سبحان خواستاريم .
با استعانت از خداوند متعال و عنایات اهل بیت (علیهم السلام) بانک اشعار و مطالب مورد نیاز مداحی با رعایت شأنیت بزرگان دین در این مجموعه گردآوری شده و در مناسبتهای ملی و مذهبی تا حدی میتواند نیاز مادحین بزرگوار را برآورده نماید. انشااله دوستانی که از این مختصر مطالب بهره مند شدند نثار روح شهید رمضان عنایتی از شهدای کربلای شلمچه صلوات هدیه کنند.