مدح امام باقر علیه السلام

امشب دوباره در زمین شور و نشاط دیگر است

در آسمان دین حق ماهی دگر جلوه گر است

در شادی و شور و شعف اندر جنان پیغمبر است

این جلوه ی ایزد نما از نسل پاک حیدر است

این گلبن عترت که پاک و طبیب است و طاهر است

فرزند زین العابدین مولا امام باقر است

امشب در عالم جلوه گر ماهی دلارا آمده

شادی و شور دیگری در شهر طاها آمده

باقر گل زین العباد امشب به دنیا آمده

با خلق و خوی مصطفی با عطر زهرا آمده

شادان دل اهل ولا در این شب میلاد شد

بر کل هستی جهان زینت گل سجاد شد

داد هدیه ای بر خاکیان امشب خدای ذوالمنن

پنجم گل عصمت رسید از فاطمه بنت حسن

حور و ملائک از شعف دورش تمامی حلقه زن

این گلبن زهرا نشان از دل برد رنج و محن

مهر و ولای این پسر از عالم بالاستی

بعد از امام ساجدین بر کل خلق مولاستی

از نسل احمد باشد و خوی و خصالش حیدریست

این ماه روی هاشمی ماه جمالش حیدریست

گنجینه ی علم نبی این مه کمالش حیدریست

باقر چو جدخود حسین جاه و جلالش حیدریست

باقر لقب نجل علی، عبد موید آمده

بر یاری دین خدا، دوم محمد آمده

دل در شب میلادتان گردیده مهمان شما

تنها نه من اهل ولا بنشسته بر خوان شما

شرمنده ام مولای من از لطف و احسان شما

ای منشاء جود و کرم دستم به دامان شما

با یک نگه از سوی تو پاک و مطهر می‌ شوم

محبوب ذات کبریا با مهر حیدر می شوم

من از نخستین روز عمر مولا گدای این درم

شکر خدای مهربان من با ولای حیدرم

امشب امام عاشقان پر کن ز رحمت ساغرم

بر سایل کویت ز لطف بنما نگاهی از کرم

مهر و ولایت را خدا بنهاده اندر سینه ام

عیدی من را کن عطا امضاء نما مدینه ام

بر قلب ما روز نخست تابیده نور رحمتت

دارالولای انبیا بقیع کنار تربتت

ای نور چشم ساجدین جانم فدای غربتت

قبر تو بی شمع و چراغ دشمن شکسته حرمتت

قبرت ز ظلم دشمنان مانده میان آفتاب

ای آفتاب فاطمه بر قلب زار من بتاب

دل پر زده سوی بقیع اندر شب میلاد تو

گشته قلوب شیعیان از لطف یزدان شاد تو

ای غنچه ی باغ ولا دل کرده امشب یاد تو

قلب (رضا) روشن شده مولای من زِامداد تو

از بس کریمی و رئوف من در پناهت آمدم

سوی تو در آرزوی نیم نگاهت آمدم

#رضا_یعقوبیان

سرود زمزمه میلاد امام باقر علیه السلام

دسته گل زین‌العابدین، باقر علم و امام دین

نور دل و دیده حسن، نجل امام المجاهدین‌

ای مه انجم خوش آمدی

امام پنجم خوش آمدی

محمد اول علی، ماه رجب از تو منجلی

به مصطفی پنجمین وصی، به کبریا پنجمین، ولی‌

ای مه انجم خوش آمدی

امام پنجم خوش آمدی

ای سر و جانم فدای تو، ورد زبانم ثنای تو

بوده ام از روز کودکی، تشنه جام ولای تو‌ای مه انجم خوش آمدی

امام پنجم خوش آمدی

در شب عید ولادتت، پر شده ام از ارادتت

سائل کوی توام که تو، لطف و کرم بوده عادتت‌ای مه انجم خوش آمدی

امام پنجم خوش آمدی

خیال تو شمع محفلم، بقیع تو کعبه دلم

ثنای تو ذکر دائمم، ولای تو کلِ حاصلم‌ای مه انجم خوش آمدی

امام پنجم خوش آمدی

ماه نهد سر به خشت تو، علم خدا در سرشت تو

قلب محبان فاطمه، برگ گلی از بهشت تو‌ای مه انجم خوش آمدی

امام پنجم خوش آمدی

مرثیه شهادت امام باقر علیه السلام

ای آن که قبرت بی چراغ و سایبان است !!!

روضه نمی خواهی !! مزارت روضه خوان است

.

گلدسته ات سنگی ست ، روی تربت تو

گنبد نداری … گنبد تو آسمان است

.

اصلاً نیازی به بیانش نیست دیگر

اوج غریبی تو از قبرت عیان است

.

تو یادگار داغ های کربلایی

از هرم ماتم در دلت آتش فشان است

.

هر روضه ات کرب و بلایی می شود … چون

دور مزار تو پر از نامه رسان است

.

تو یادگار باغ های لاله هستی

اما به ذهنت خاطرات صد خزان است

.

جسم تو در خاک بقیع و روحت اما …

در قلب یک گودال ، هر شب میهمان است

.

دیدی که در گودال ، جدت را چه کردند

دیدی که عمه روی تَل بر سرزنان است

.

تو شاهد گل های از ساقه جدایی

دیدی که بر نیزه سرِ پیر و جوان است

.

تو غیرت اللهی … غم ناموس دیدی

از داغ غارت در گلویت استخوان است

.

تو مقتلی هستی که دیده روضه ها را

آنچه زبان از گفتنش هم ناتوان است

رضا قاسمی

مدح میلاد امام باقر علیه السلام

من ثنا گویِ امامِ باقرم
باده نوشِ مِی زجامِ باقرم

نه مُحب و شیعه ام خوانید
من کیستم مَردُم؟غلامِ باقرم

سینه ام از مِهر او آکنده است
عاشقم، در بَندِ نامِ باقرم

بندگیِ او مرا شد افتخار
آری من عبدِ مُدامِ باقرم

سفره ی عشقش شده رزقِ رجب
ریزه خوارِ بارِ عامِ باقرم

دل شده اینجا حاضر ای مولا مدد
یا امام باقر ای مولا مدد

او رجب را لطفِ دیگر داده است
او صفا بر ماهِ حیدر داده است

از وجودِ نازنینش بر همه
شور و شوقِ خیرِ کوثر داده است

او به دلهایِ عطش ناکِ همه
از سَبویِ عشقِ مادر داده است

باده ی شور آفرینِ بندگی
بر دلِ مستان،مُکرر داده است

او پرستویِ دلِ عشاق را
بال و پر بگشوده و پَر داده است

شد زبانم قاصر ای مولا مدد
یا امام باقر ای مولا مدد
 

متن روضه امام باقر علیه السلام حاج مهدی سماواتی

جهت بهره مندی از اشعار مداحی و متن و صوت روضه های استاد حاج مهدی سماواتی به این آدرس مراجعه فرمایید.

https://eitaa.com/hmdprp

اي فروزان گهرِ پاكِ بقيع
گل پرپرشده در خاك بقيع

با سلامت كنم آغاز كلام
اي ترا! ختم رُسُل گفته سلام

پنجمين حجّت و هفتم معصوم
بابي اَنْتَ كه گشتي مسموم

تنت از درد و الم كاسته شد
تا كه دين قامتش آراسته شد

از عدو ظلم و شرارت ديده
چون پدر رنج اسارت ديده

خار در پا و رَسَن در بازو
رفته اي با اُسرا در هر سو

آتش غم پر و بالت را سوخت
زهر كين، شعله به جانت افروخت

خود تو مظلومي و قبر تو خراب
ديده ی دهر ازين غصه پر آب

(( ایام متعلق است به امام باقر علیه السلام از همین جا دلا رو ببریم کنار قبور اییمه بقیع نه زائری نه شمعی و نه چراغی نه حایری انشالله امام زمانمون میاد به همین زودی کنار ضریح مطهرشون عرض ادب میکنیم))

شیعه را دل ز عزایت شده داغ
که بود قبر تو بی شمع و چراغ

ظلم این دشمن دور از ادراک
کرده یکسان حرمت را باخاک

(( اما اصل مصیبتش مصیبت جد غریبش حسینه ما هر چه مصیبت از کربلا شنیدیم امام باقر علیه السلام همه رو دیده چی دیدی آقاجان))

آنچه من دیدم به عالم چشم گردون هم ندیده
دیده ام من بوسه زینب به رگهای بریده

شد از اول قسمت من سوز و اشک و آه و ناله
دیده ی من دیده سیلی خوردن طفل سه ساله

(( همبازی امام باقر رقیه سه ساله است عبدالله بن الحسن بچه ها با هم مانوسن دیگه چی دیدی))

یک رخ نمانده بود که سیلی نخورده بود
در پشت ابر ، چهره ب هر ماه پاره بود

در زیر پای اسب دو کودک ز دست رفت
چون کودکان پیاده و دشمن سوار بود

شعر میلاد امام باقر علیه السلان

از آسمان، ترنّم باران چه دیدنیست
این بار، طعم رویش گلها چشیدنیست

آمد خبر که از طرف عرش یک پسر
بر جمع خانواده ی مولا رسیدنیست

ناز قدوم این نوه ی حضرت حسین
صدها نفر شبیه خودم سر بُریدنیست

او آمد و به نام خداوند لب گشود
تکبیر جمعِ عرش نشینان شنیدنیست

آرام جا میان دو دست پدر گرفت
با ناز، نازِ طفلک زهرا کشیدنیست

مستم اگر ز باده ی یک جرعه از خم است
جشنِ ولادتِ ولی الله پنجم است

نام تو نام حضرت پیغمبر خدا
محو توام تو!، بنده ی زیباتر خدا

هستی برای خلق جهان با علوم خود
بعد از پیامبر ، "تو" پیام آور خدا

یک عالمه طراوت و سرسبزی و بهار
آورده ای برای من از محضر خدا

با آنهمه روایت سبزی که از تو هست
آسان تر است آمدنِ بر درِ خدا

من از کنار خانه ی تو، نه ! نمی روم
تا که رسانی ام تو به دور و بر خدا

مستم اگر ز باده‌ی یک جرعه ازخم است
جشنِ ولادتِ ولی الله پنجم است

ای یادگار‌ِ واقعه‌ی کربلا سلام
با غصه و مصیبت و غم آشنا سلام

بر آن دل شکسته ی دوران کودکیت
از ما همیشه و همه دم هرکجا سلام

یادت نمی رود دم دروازه های شهر
با سنگ داده اند به روی شما سلام

جابر رسید و گفت که ای باقرالعلوم
بر تو رسانده است رسول خدا سلام

قبر بدون شمع و چراغت بهشت ماست
ما زائر مزار تو هستیم با "سلام"

مستم اگر ز باده ی یک جرعه ازخم است
جشنِ ولادتِ ولی الله پنجم است

شاعر: #محمد_حسن_بیات_لو

مدح و مرثیه حضرت باقر علیه السلام

ای ذکر جان ثنای تو یا باقرالعلوم

وی حرف دل دعای تو یا باقرالعلوم


ای مصطفی سلام فرستاده سوی تو

از جانب خدای تو یا باقرالعلوم


دشنام داد دشمن و گردید عاقبت

شرمنده از عطای تو یا باقرالعلوم


هر دم هزار قافلة دل کند صفا

در صحن با صفای تو یا باقرالعلوم


جرم من و شفاعت تو ای شفیع خلق

درد من و دوای تو یا باقرالعلوم


علم و کمال و حکمتو توحید جان گرفت

از نطق جانفزای تو یا باقرالعلوم


فردا به خلد ناز فروشم، اگر شوم

محشور با ولای تو یا باقرالعلوم


یک لحظه وا کند گره از کار عالمی

دست گره گشای تو یا باقرالعلوم


دردا که صبح و شام هشام از ره ستم

کوشید بر جفای تو یا باقرالعلوم


با اینهمه عنایت و لطف و عطا نبود

ز هر ستم سزای تو یا باقرالعلوم


در گوشه بقیع مزار غریب تو است

تاریخ رنجهای تو یا باقرالعلوم


طفلی دو ساله بودی در شهر شام شد

کُنج خرابه جای تو یا باقرالعلوم


بالله قسم رواست که چشم تمام خلق

خون گرید از برای تو یا باقرالعلوم


گفتی که شیعیان تو در سال در منا

گریند در عزای تو یا باقرالعلوم


مظلوم زیست کردی و مسموم کین شدی

این بود ماجرای تو یا باقرالعلوم


دردا که شد نهان به دل خاک در بقیع

روی خدا نمای تو یا باقرالعلوم


شهر مدینه شهر نبی لاله‌زار وحی

گردید کربلای تو یا باقرالعلوم


هرجا سفر کنم دل من در بقیع تو است

دارم بسر هوای تو یا باقرالعلوم


این فخر «میثم» است که هم مادح شماست
هم مرثیت سرای تو یا باقرالعلوم

سرود امام باقر (علیه السلام)

دسته‌گل زین‌العابدین، باقـر علم و امام دین نور دل و دیدۀ حسن، نجل امام المجاهدین

ای مه انجم خوش آمدی امام پنجم خوش آمدی

محمّــد اول علـی، مــاه رجــب از تــو منجلی به مصطفی پنجمین وصی، به کبریا پنجمین ولی

ای مه انجم خوش آمدی امام پنجم خوش آمدی

سلام گرم پیمبرت، رسیده از قول جابرت دخت نبی جدۀ تو ، بنت حسن گشته مادرت

ای مه انجم خوش آمدی امام پنجم خوش آمدی

ای سرو جانم فدای تو ورد زبانم ثنای تو بوده‌ام از روز کودکی تشنۀ جام ولای تو

ای مه انجم خوش آمدی امام پنجم خوش آمدی

در شـب عیــد ولادتـت، پــر شده‌ام از ارادتت سائل کوی توام که تو، لطف و کرم بوده عادتت

ای مه انجم خوش آمدی امام پنجم خوش آمدی

خیال تو شمع محفلم، بقیع تو کعبۀ دلم ثنای تو ذکر دائمم، ولای تو کلِّ حاصلم

ای مه انجم خوش آمدی امام پنجم خوش آمدی

ماه نهد سر به خشت تو، علم خدا در سرشت تو قلـب محبـان فاطمـه بــرگ گلی از بهشت تو

ای مه انجم خوش آمدی امام پنجم خوش آمدی

مدح امام باقر علیه السلام

از روشنی طلعت رخشنده باقر 

    شد نور علوم نبوی برهمه ظاهر

در اول ماه رجب از مشرق اعجاز

     گردید عیان ماه تمام از رخ باقر

مشرق شده از نور علی بن حسین است  

     این نور که نورانی از و گشته ضمائر

بر فاطمه بنت حسن بس بود این فخر   

         کاورده پدید این مه تابنده باقر

باقر لقب و کنیه ابا جعفر و اورا        

   بوده است لقبهای دگر : هادی و شاکر

از هر بدی و عیب و زلل اوست مبّرا  

    جان وتنش از یذهب عنکم شده طاهر

دریای علوم است و زداینده اوهام    

         گفتار حکیمانه ی او زیب منابر

از یک نفسش زنده کند صدچو مسیحا

       از یک نظرش دیده اعمی شده باصر

یاد آمدش از چهره تابان محمد     

        با چشم بصیرت نگهش کرد چو جابر

ابلاغ اسلام از طرف ختم رسل کرد  

         چون گفته پیغمبرش افتاده به خاطر

 عالم همه شد روشن ازآن نور خدایی   

         شد بارور از او شجر دین و شعائر

خوش باد ، زمینی که هم آغوش شد اورا   

    خوش آنکه به سوی حرمش گشته مسافر

                                  

 وصفش نتوان گفت حسان با سخنی چند

                       چون قصه بلند است وزبان الکن وقاصر

                                                                                                (حسان)

نوحه - واحد - شور امام باقر (علیه السلام)

نوحه

شد دل عالم پریشان و حزین 

                              در عزایت ای امام پنجمین

ای شهید زهر کینه السلام 

                              چشمه ی نور مدینه السلام

سیدی یا حضرت باقر مدد

باقرالعلمی و نور سرمدی 

                              لاله ای از بوستان احمدی

تو قمر در آسمان رحمتی  

                       مصحف اله را بیان رحمتی

سیدی یا حضرت باقر مدد

ای امام پنجم،ای نور خدا 

               روضه خوان روضه های کربلا

بهر ما از صورت نیلی بخوان  

   روضه ای از ضربه ی سیلی بخوان

 واحد 

الا ای که نور خدایی      ز رخسار تو گشته ظاهر

عقاید و اندیشه زنده     شد از مکتب قالَ باقر

الا ای دو عالم     حزینِ عزایت

غریبِ مدینه      بمیرم برایت

باقرِ آل عبا یابن الزهرا...

ببین دل پریشان و مضطر     ز مرثیه ات مرد و زنها

عزای تو چون آتشی شد     به جان و دل سینه زنها

ملائک به پایِ     غمت غصه دارند

و با روضه هایت      همه بی قرارند

باقر آلِ عبا یابن الزهرا...

بگو از سرِ رفته بر نی 

    بگو از دل پر بهانه

بگو از رخ خورده سیلی     بگو از غمِ تازیانه

بگو ای که جانت    شد از غصه بر لب

چه آمد چه آمد     سرِ عمهّ زینب

شور

مولا امامِ باقر

 سلام کلّ افلاک    به محضر تو مولا

محبت تو باشد      تمام هستی ما

تو باقرالعلومی     منم گدای کویت

بُوَد همیشه هر جا    روی دلم به سویت

متن روضه امام باقر (علیه السلام) با گریز کربلا

صلی اله علیک یا اباجعفر یا محمد ابن علی ایها الباقر و یابن رسول اله ایام غم غربت  امام باقره ، امروز بقیع خلوته ، فدای اون آقائی که امروز عزادار نداره آی گرفتارا سفره کرم امام باقر همیشه تو مدینه باز بود ما هم ممنونشیم تومجلسش دعوتمون کرده یه جمله روضه ی منو از همه التماس دعا شیخ عباس قمی در منتهی الآمال آورده ابراهیم ابن ولید بدستور هشام ابن عبدالملک امام باقرو مسموم کرد - آقا وصیت کرد به امام صادق تا ده سال برام سالگرد بگیر شاید میدونست یه روزی محبینش با اه و حسرت به قبرش نگاه میکنن - نمیزارن براش زیارتنامه بخوانن اونایی که بقیع رفتن میدونن نگاه کردن با آه و حسرت یعنی چی

من کودکی بودم که آهم را شنیدند

دیدم سر جدّ غریبم را بریدند

- اما آی کربلایی امام باقر هم چهل منزل با آه و حسرت نگاه میکرد به اسیری عمه سادات – به سرهای بالای نیزه –   آی صدا بزن حسین

شهادت امام باقر (علیه السلام)

سرسفره عزای امام باقر (ع) حرفاتو بزن - بگو آقا جان مدینه که نمیزارن برات عزاداری کنیم امضا کن تو حرم جدغریبت اباعبداله عرض ادب کنیم و برات زیارت نامه بخوانیم.

مثنوی

سوغات ما از کربلا درد ومحن بود

پژمردگی لاله های در  چمن بود

 

من تشنگی در خیمه را احساس کردم

یاد از دو دست خونی عباس کردم

 

من کودکی بودم که آهم را شنیدند

 دیدم سر جدّ غریبم را بریدند

 

من دیده ام در وقت تشییع جنازه

 اسبان دشمن را که خورده نعل تازه

 

من با خبر هستم زباغی بی شکوفه

خورشید را بر نیزه دیدم بین کوفه

 

گرچه که من مسموم آن زهر هشامم

من کشته ی ویرانه ای درشهر شامم

  

امام باقر شاهد واقعه عاشورا بود – شاهد شهادت سیدالشهدا بود - شاهد اسارت امام زین العابدین بود - شاهد غربت و بی کسی عمه سادات بود - شاهد پرپر زدن رقیه گوشه خرابه بود آخه سه ساله ابی عبداله هم بازی امام باقر بود –

دیدم که پرپر می زند هم سنگر من

در خاطرم شد زنده یاد مادرمن

 بمیرم برات امام باقر شب شهادتتم همه از مدینه برا انجام اعمال حج به مکه میرن فقط می مانه قبرای بی شمع چراغ

 

چون حرم نیست زائری هم نیست

خادمی نیست نوکری هم نیست

هر که رفته بقیع میداند

خبر از قبر مادری هم نیست

سرود مسجدی میلاد امام باقر (علیه السلام)

سیدی یا حضرت باقر مدد...

مُهر عشقت به جبین عاشقان / ای امام پنجمین عاشقان

به لبم کوثر زمزمه تویی / یوسف علی و فاطمه تویی

سیدی یا حضرت باقر مدد...

 

خاک درگه تو حلم و منزلت / طفل مکتب تو علم و معرفت

آسمان ذرّه ای از عنایتت / کهکشان پرتوی از کرامتت

سیدی یا حضرت باقر مدد...

 

مثل اجداد خودت،مکرّمی / جلوه ی قدسی اسم اعظمی

قمر سپهر شرع و دین تویی / پسر سیّد ِ ساجدین تویی

سیدی یا حضرت باقر مدد...

 

نور مهر آسمان پیش تو هیچ / دانش کلّ جهان پیش تو هیچ

بده بر ما ز عطای ذولجلال / علم و تقوی و شرافت و کمال

سیدی یا حضرت باقر مدد...

 

کن دعا که با صفا شویم همه / عامل دین خدا شویم همه

بنده ی خدا شدن حاجت ماست / زینت شما شدن حاجت ماست

حرف من ذکر دل و جان همه است / هدفم جلب رضای فاطمه است

کرامات امام باقر (علیه السلام)

ابوبصیر از شاگردان برجسته امام باقر علیه السلام بود. او از بینایی محروم بود و از این جهت شدیدا رنج می برد. روزی به حضور  امام باقر علیه السلام شتافته و از آن حضرت پرسید: آیا شما وارث پیامبر هستید؟

امام: بلی.

- آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله وارث تمام پیامبران و وارث علوم و دانش های آنان بود؟

امام: بلی.

- شما می توانید مرده را زنده کنید و کور مادرزاد را معالجه نمایید و از آنچه که مردم در خانه هایشان می خورند، خبر دهید؟

امام: بلی. ما همه این ها را به اذن خداوند انجام می دهیم.

او می گوید: در این هنگام امام باقر علیه السلام فرمود: ای ابابصیر! نزدیک بیا. من نزدیک حضرت رفتم. آن حضرت با دست مبارک  خود روی چشمان مرا مسح نمود. در این حال من خورشید و آسمان و زمین و خانه ها و هرچه در شهر بود همه را دیدم.

آن گاه به من فرمود: آیا می خواهی که این چنین باشی و در روز قیامت حساب تو مانند بقیه مردم باشد و خداوند هرچه را اراده  فرمود، همان شود یا می خواهی به حال اول برگردی و بدون حساب به بهشت بروی؟! ابوبصیر گفت: می خواهم به حال اول برگردم. 

پیشوای پنجم بار دیگر دست بر چشمان ابوبصیر کشید و چشمان او به حال اول برگشت. 

بحارالانوار، ج 46، ص 237، حدیث 13

مدد یا حضرت باقر ( میلاد حضرت باقر علیه السلام )

دلم پر مى ‏زند امشب براى حضرت باقر

كه گويم شرحى از وصف و ثناى حضرت باقر

 

نديده ديده ى گيتى به علم و دانش و تقوا

كسى را برتر و اعلم به جاى حضرت باقر

 

ز بهر رفع حاجات و نياز خويش گرديده

سلاطين جهان يكسر گداى حضرت باقر

 

زبان از وصف او الكن، قلم از مدح او عاجز

كه جز حق كس نمى ‏داند بهاى حضرت باقر

 

نزايد مادر گيتى ز بهر خدمت مردم

به جود و بخشش و لطف و سخاى حضرت باقر

 

به ذرات جهان يكسر بود او هادى و رهبر

كه جان عالمى گردد فداى حضرت باقر

 

برو كسب فضيلت كن چو مردان خدا اى دل

ز بحر دانش بى منتهاى حضرت باقر

 

اگر گردد شفيع ما بنزد خالق يكتا

بهر دردى شفا بخشد دعاى حضرت باقر

 

ز اندوه و غم و محنت بود آسوده و راحت

بزير سايه و تحت لواى حضرت باقر

 

ژولیده

شعر روضه امام باقر

شعر روضه امام باقر

خداحافظ ای معنی علم و ایمان

خداحافظ ای راز آیات قرآن

خداحافظ ای داغ و درد و صبوری

خداحافظ ای گنج اسرار پنهان

خداحافظ ای نور عشق خدایی

خداحافظ ای زخم های جدایی

خداحافظ ای پنجمین مرد مظلوم

خداحافظ ای آخرین کربلایی

خداحافظ ای وارث صبر زینب

بهاری ترین بارش از ابر زینب

خداحافظ ای محرم راز عمه

پریشان ترین زائر قبر زینب

خداحافظ ای روضه خوان ابالفضل

برای غم بی کران ابالفضل

خداحافظ ای سیل آسا ترین اشک

به زخم روی بازوان ابالفضل

خداحافظ ای هم صدای رقیه

شریک همه گریه های رقیه

خداحافظ ای خسته از تازیانه

تمام سفر پا به پای رقیه

شهادت امام باقر (علیه السلام)

شهادت امام باقر (علیه السلام)

من پنجمین ولی خداوند قادرم

همنام مصطفی و ملقب به باقرم

سرسفره امام باقر (ع) حرفاتو بزن آقا باب الحوائحجه – بگو آقا جون دلمون خیلی برا مدینه تنگ شده –امضا کن تو حرم جدغریبت حسین عرض ادب کنیم.

من پنجمین ولی خداوند قادرم

همنام مصطفی و ملقب به باقرم

گنجینه ی علوم الهی است سینه ام

از نسل سفره دار کریم مدینه ام

مشهور شهرم و کرم ابراز می کنم

با یک نظر ز کار گره باز می کنم

همیان به دوش کوچه ام و ذره پرورم

ناز گدای شهر به یک غمزه می خرم


با چشم خویش واقعه ایی دیده ام عجیب

احرام بسته، قافله ایی دیده ام غریب

دیدم که آب تحفه ی نایاب می شود

اصغر چگونه تشنه و بی تاب می شود

دور امام نیزه و شمشیر دیده ام

در گودی گلو اثر تیر دیده ام

 

من شاهد مصیبت عظمای عالمم

مُصيبَةً مٰا اَعْظَمَهٰا وَاَعْظَمَ رَزِيَّتَها فِى الْاِسْلامِ

دعای زیارت عاشورا یادگاری امام باقره

 

من شاهد غریبی آقای عالمم

بانی روضه های غروب منا منم

پرچم به دوش ماتم کرببلا منم

 

 

دم نوحه ایستاده – امام باقر علیه السلام



ای مسموم کینه امام ِ باقر/غریب مدینه امام ِ باقر

گریم برایت/جانم فدایت/شهر مدینه شد کرببلایت

واویلا واویلا واویلا آه و واویلا...

نگاه رحمتت حلّ مشکلها/مزار خاکی ات بهشت دلها

رافع همه/حاجات مایی/مجاور قبر پاک زهرایی

واویلا واویلا واویلا آه و واویلا...

ای بر خیر البشر نور دو دیده/هستی روضه خوان سر ِ بریده

بودی یا مولا/یوم ُ العاشورا/شاهد گودال و هجوم ِ اعدا

واویلا واویلا واویلا آه و واویلا...

میلاد امام باقر (علیه السلام)

یوسف زهرا تویی حُسن ختام اهل بیت 

     نام  تو  زیباست  ای ختم  قیام اهل بیت

السّلام ای حُجّةَ  الله ای  امامَ  منتظَر

   لحظه لحظه می رسد بر تو سلام اهل بیت

یا صاحب الزمان    ---- دعای سلامتی

 

حــامل عــلم نـبی را صـلوات

چهـارمین پور ولی را صــلوات

پنجمین نــور امــامت  باقــــر

هـفتمین مـهر جـلی را صـلوات

 

مولودی

باقر آل عبا    ناطق وحی خدا

                روشنیِ دو سرا   ای دل و دلبر ما

نور دو عین مولا         جان حسین مولا

سبط نبی مولا          ذکر لبی مولا

یا حضرت باقر...

 دست تو بر سر ما       حبّ تو در گِلِ ما

   مدح تو بر لب ما       عشق تو در دلِ ما      

دلبر ما مولا             سَرورِ ما مولا 

نور ربی مولا              ذکر لبی مولا

یا حضرت باقر....


 مِسِ دل از لطفت      شود طلا آقا

               بده به جمع ما     کرببلا آقا

همیشه با مولا      خاطره ها مولا

 

در تَعبی مولا    ذکر لبی مولا

یا حضرت باقر...