زمزمه شب‌های جمعه

شب‌های جمعه ما همه

با عشق بی بی فاطمه

راهی به دشت کربلا

با شور و شوق زمزمه

گوئیم همه جانم حسین

ای جان جانانم حسین (۲)

جانم حسین جانم حسین

ای جان جانانم حسین (۲)

مرثیه امام حسین علیه السلام

حسینم من که در خوی و شمایل

شبیه خاتم پیغمبرانم

به صولت تالی زهرا

به عصمت علی را وارث نام و نشانم

منم سرو خرامان بهشتی

که سید بر جوانان جنانم

مرا گهواره جنبان است جبریل

ملایک پاسدار آستانم

چه فطرس هر که رخ ساید بر این در

به دستش می رسد خط امانم

منم آن مشعل شبهای تاریک

چراغ رهنمای کاروانم

مرثیه امام حسین علیه السلام

غیر از این خاک بلاکش وطنی نیست تو را

جز سَنان و نی و خنجر چمنی نیست تو را

گفتم از خاتمِ انگشت تو را بشناسم

تو که انگشت نداری، یَمَنی نیست تو را

تو پس از قتل حسن، گفتی غارت زده‌ام

حال غارت شده‌ای، پیرهنی نیست تو را

استخوان‌های تنت مثل دلت نرم شده

جز من و مادرمان، سینه‌زنی نیست تو را

بس‌که اسب از بدنت رد شده چون خاک شدی

تا رسیدم به تو دیدم، بدنی نیست تو را

بوریا بود بهانه، که بدن جمع شود

ورنه جز خاک بیابان، کفنی نیست تو را

****

زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست

خار و خاشاک زمین، منزل و مأوای تو نیست

(حسین جانم حسین جانم)

ای بی کفن حسین

پیراهن سیاه تو دارم به تن، حسین

روحی دمیده در تنم این پیرهن، حسین

با اشک و روضه شیر به من داده مادرم

تربت گذاشته پدرم در دهن، حسین

قلبی شکسته، دیده تر، سینه ای کبود

دارم نشان عشق تو را در بدن، حسین

از ماتم تو عاقبتم جان سپردن است

پس حک کنید بر لحدم عشق من، حسین

وقتی کنار جسم کفن پوشم آمدید

گریه کنید و ندبه که ای بی کفن، حسین

خورده گره به نام شما انتظار ما

عجل علی ظهورک یابن الحسن، حسین

شاعر : سید حسین خدایار

مناجات با امام حسین علیه السلام

گفتیم وقت شادی و وقت عزا، حسین

تنها دلیل گریه و لبخند ما حسین...

در وقت مرگ، چهرۀ ما دیدنی‌تر است

از اشک‌هایِ شوق ملاقات با حسین

هنگام غسل دادن ما، روضه‌خوان بگو:

عالم فدای بی‌کفن کربلا حسین

وقتی به سمت قبر سرازیر می‌شویم

مشکل‌گشای ماست در آن تنگنا حسین

با گریه بر غریبی او خاکمان کنید

بر ریگ‌های داغ، تنش شد رها حسین

نوکر به اسم و رسم خودش بی‌علاقه است

بر سنگ قبر ما بنویسید: «یا حسین»

در گیر و دار محشر و هول و هراس آن

فریاد استغاثۀ ما یک‌صدا: حسین..

این حسین کیست

آدرس کانال اشعار مداحی در ایتا

https://eitaa.com/hmdprp

این حسین کیست که در قلب همه جا دارد

این همه عاشق و دیوانه و شیدا دارد

این حسین کیست که نام کرمش در دوسرا

اینچنین پیش خدا رتبه ی اعلا دارد

این حسین کیست که با مشعل فرزانه ی خویش

عالمی سر به سر از نور و تولا دارد

این حسین کیست حریمش شده خلوتگه دل

حرم دیگری در عرش معلی دارد

این حسین کیست که شد زینت دامان نبی

از لب پاک نبی بوسه ی زیبا دارد

این حسین کیست که از کشتنِ او چشم خدا

اشکِ خون از حرم عالم بالا دارد

این حسین کیست که در قتلگه کرب و بلا

رقص او در بر شمشیر تماشا دارد

این حسین کیست که خونش ثمر کرب و بلاست

در دل تیر و سنان باغ مصلی دارد

این حسین کیست که در سلسله ی عرش خدا

این همه از غم این داغ مُعزّا دارد

این حسین کیست دو عالم همه در حلقه ی اوست

این چه شوریست در این دایره برپا دارد

این حسین کیست که نامش شده آرامش دل

نفسی پاک تر از جان مسیحا دارد

این حسین است دل فاطمه و جانِ علی

ریشه در باغ خداوند تعالی دارد

این حسین است و همان صاحب کشتی نجات

نام او چون پدرش حُرمت بالا دارد

مادری فاطمه چون حضرت زهرا دارد

این حسین است که در عشق خدا غوطه ور است

کربلایش ثمر از آن شب احیا دارد

این حسین است و فروغ ازلی و ابدی

قطره از برکت او وسعت دریا دارد

این حسین است و به حق شافی فردای جزا

بر محبان خودش صورت امضا دارد

#شاعر: هستی محراب

یا حسین علیه السلام

نور حی کبریایی یاحسین

پنجم آل عبایی یاحسین

غنچه ی بستان آل احمدی

معنی شمس الضحایی یا حسین

تو صفابخش قلوب عالمی

نور چشم اولیایی یاحسین

همچو زهرا مادر مظلومه ات

منشأ جودو سخایی یاحسین

خصلت و خویت بسان فاطمه است

چون علی مشکل گشایی یاحسین

این چنین فرموده ختم المرسلین

عالمی را مقتدایی یاحسین

رهنورد خاتم پیغمبران

در زمین و در سمایی یا حسین

تو شدی باب النجات عالمین

لنگر عرش خدایی یا حسین

ای گل گلزار آل مصطفی

پنجم اهل کسایی یا حسین

هرچه گویم در مدیح تو کم است

فوق هر مدح و ثنایی یاحسین

بسکه آقا و رحیمی و کریم

هر گره را می‌گشایی یا حسین

با نگاهی از ره لطف و کرم

کن دلم را کربلایی یا حسین

همچو زهرا و علی و مصطفی

شافع روز جزایی یا حسین

در راه اسلام و قرآن نبی

جان تو گشته فدایی یا حسین

روز عاشورا ز جور دشمنان

تو شهید اشقیایی یاحسین

پیش چشم خواهر مظلومه ات

تو ذبیح با القفایی یا حسین

کربلا و کوفه و شام بلا

زیب نوک نیزه هایی یا حسین

کن نگاهی بر غلام خود (رضا)

تا که گردد کربلایی یا حسین

#رضا_یعقوبیان

بگو حسین علیه السلام

وقت وداع فصل بهاران بگو، حسین!

در لحظه های بارش باران بگو، حسین!

هرجا دلت گرفت کمی محتشم بخوان

هی در میان گریه بگو جان ! بگو حسین!

کشتی شکست خورده که دیدی به کارزار

در خاک و خون تپیده به میدان بگو، حسین!

تغییر کرده است لغتنامه هایمان

زین پس به جای واژه ی عطشان بگو، حسین!

*آقای ما رو بین دو نهرِ آب با لبِ تشنه سر بریدن.. براشون حرف می زد خطبه می خوند.بهش گفتند: "یَابن فاطِمَه! نَحْنُ غَیرُ تارِکیکْ حَتَّی تَذوقَ المَوتَ عَطَشا" دست ازت برنمی داریم تا با لب تشنه جون بدی...*

روضه بخوان که لحظه ی طغیان چَشم ما

همپای چشمه های خروشان بگو، حسین!

دیدی اگر که جسم قمر زیر آفتاب

مانده سه روز بینِ بیابان بگو، حسین!

دیدی اگر که جامه ی یوسف ربوده اند

افتاده بین معرکه عریان بگو، حسین!

دیدی اگر که قاری قرآن سرش شکست

از سنگ قوم دشمن قرآن بگو، حسین!

#شاعر:میلاد حسنی

 امیری حسین و نعم الامیر

بود بنده ی ذات حی قدیر
چو احمد چو حیدر بود او بصیر
همه ذره و اوست ماه‌ منیر
ولایش بود نور و خیر کثیر
بود شیعیان را بشیر و نذیر

ز طفلی به عشقش شدم من اسیر
امیری حسین و نعم الامیر

حسین بنده ی حی داور بود
حسین نور چشم پیمبر بود
حسین هستی و جان حیدر بود
حسین شافع روز محشر بود
حسین لطف وجودش مکرر بود

الا اهل عالم بود او مجیر
امیری حسین و نعم الامیر

گل گلشن مصطفایی حسین
شه دشت کرب و بلایی حسین
امید همه ماسوایی حسین
کریمی تو وبا صفایی حسین
به درد دل ما دوایی حسین

تو مولای عالم من عبد فقیر
امیری حسین و نعم الامیر

تو نور مبینی حسین جان حسین
گل باغ دینی حسین جان حسین
تو حصن حصینی حسین جان حسین
تو حبل المتینی حسین جان حسین
به شیعه معینی حسین جان حسین

نگه کن به حالم تو دستم بگیر
امیری حسین و نعم الامیر

شده شامل من عطایت حسین
شدم من ز طفلی گدایت حسین
کنم زندگی با ولایت حسین
بود در دل شیعه جایت حسین
بهشتم بود کربلایت حسین

حریمت دهد بوی مشک و عبیر
امیری حسین و نعم الامیر

منم عبد شرمنده ی روسیاه
به دوشم همه جرم و کوه گناه
همیشه بود او مرا تکیه گاه
من آورده‌ام بر در او پناه
که شاید کند از کرم یک نگاه

به درگاه او گشته ام مستجیر
امیری حسین و نعم الامیر

تویی در دو عالم حبیبم حسین
به اذن خدایی مجیبم حسین
به صبح و مسا بی شکیبم حسین
به یادت شده غم نصیبم حسین
تو درمان دردم طبیبم حسین

ز حالم تویی تا به محشر خبیر
امیری حسین و نعم الامیر

بود کعبه ی عاشقان کوی تو
رسد بر مشام همه بوی تو
وزد بر دلم عطر دلجوی تو
کرامت همیشه بود خوی تو
دو دستم بود یا حسین سوی تو

کرامات تو در جهان بی نظیر
امیری حسین و نعم الامیر

اگر که منم یا حسین عارتو
تو باغ گلی و منم خار تو
زلطفت شدم عبد دربار تو
زلطف خدا گشته سرشار تو
کرم تا قیامت بود کار تو
ز خجلت منم یا حسین سر به زیر
امیری حسین ونعم الامیر

بودمهر تو اعتبارم حسین
غلامی تو افتخارم حسین
تویی شمع شبهای تارم حسین
کسی را به جز تو ندارم حسین
بیا موقع احتضارم حسین
تویی روز آخر مرا دستگیر
امیری حسین و نعم الامیر

به درگاه تو من گدایم حسین
ز لطف تو اهل ولایم حسین
مکن از کرامت رهایم حسین
کن امشب ز رحمت دعایم حسین
همیشه بود این نوایم حسین
بود لطف وجودت حسین دلپذیر
امیری حسین و نعم الامیر

بسوزم برای تو و خواهرت
تن چاک چاک علی اکبرت
به خون گلوی علی اصغرت
کنم گریه بر غرق خون پیکرت
تنت بر زمین و به نیزه سرت
کند گریه بر توصغیر وکبیر
امیری حسین ونعم الامیر

#رضا_یعقوبیان

@yaghubianreza

توسل به امام حسین علیه السلام

یاد کربلای حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام

باز افتادم بیاد کربلایت یا حسین

جنت شیعه بودصحن وسرایت یا حسین

با دعای مادرم ای نور چشمان علی

گشته ام گریه کن بزم عزایت یا حسین

دست من دست پدر در محفل تو آمدم

گشته ام از کودکی من آشنایت یا حسین

هرچه دارم از دعای مادرت زهرا بود

گشته ام شرمنده ی لطف وعطایت یا حسین

من که از طفلی شدم ریزه خورخوان شما

باز کرده این دلم امشب هوایت یا حسین

دست خالی آمدم سوی توای منشور عشق

کن نگاهی از کرامت برگدایت یا حسین

بس که آقا و کریمی همچنان ختم رسل

برهمه داری تو لطف بی نهایت یاحسین

سومین شمس هدایت ای امید عالمین

با نگاهی عبدخودرا کن هدایت یا حسین

ای گل بستانسرای اهل بیت مصطفی

خون پاک تو بود رمز بقایت یا حسین

پیکر پاک تو شد از کینه‌ها نقش زمین

جان فدای آن سر از تن جدایت یا حسین

بر (رضا) عبدوغلام درگهت بنما دعا

تا که بار دیگر آیم کربلایت یا حسین

#توسل_با_امام_حسین_علیه_السلام

#رضا_یعقوبیان

.

مدح امام حسین علیه السلام

یا حسین علیه السلام

نور خدای مهربان یا حسین

مهر و محبتت عیان یا حسین

از نسب احمدی و حیدری

ای گل فاطمه نشان یا حسین

بین همه خلق جهان تا به حشر

نام تو گشته جاودان یا حسین

نام توزینت لب عاشقان

نوا و ذکر عارفان یا حسین

بود ز روز اول زندگی

مهر تو در سینه نهان یا حسین

تا صف محشر از کرامات حق

حریم تو دارالامان یا حسین

بر همه خاکیان و افلاکیان

لطفت همیشه بیکران یا حسین

بر سر ما ای گل ختم رسل

ولایت تو سایبان یاحسین

مهر و ولایت تو را به سینه

خدا نهاده رایگان یاحسین

اگرچه من بدم عزیز زهرا

مرا ز درگهت مران یا حسین

دست مرا بگیر از کرامت

ای یاور افتادگان یا حسین

به حق زینبت، امید عالم

مرا به کربلا رسان یا حسین

نزدیک اربعین تو گشته است

اشک دو دیده ام روان یا حسین

بین همه خلق جهان تا به حشر

غربت تو بود عیان یا حسین

ز دیدگان عاشقان شما

اشک غمت بود روان یا حسین

گذشتی از هستی و جان و تنت

چه خوب دادی امتحان یاحسین

بهرغم تو گرید هر صبح و شام

مهدی صاحب الزمان یا حسین

با دیدن رخساره ی شهیدان

بهار تو شده خزان یا حسین

به راه قرآن و ولایت و دین

داده ای اکبر جوان یا حسین

با دیدن قنداقه ی پر از خون

قامت تو شده کمان یا حسین

وقت شهادت ای گل فاطمی

شنیده ای زخم زبان یا حسین

به وقت دیدن تن بی سرت

قامت زینبت کمان یا حسین

یاد سر بریده ات روی نی

هر دیده ای گهرفشان یا حسین

بود سفیر تو به کوفه و شام

زینب پاک و قهرمان یاحسین

یزید بی حیا ز جور و ستم

زد به لب تو خیزران یا حسین

(رضایم) و به زیر سایه ی تو

گرفته ام من آشیان یا حسین

@yaghubianreza

نوحه امام حسین علیه السلام

ای دلربای ما همه

نور دو چشمه فاطمه(س)

 

ای جان و جانانم

مولا حسین جانم.....

 

ای کشته ی راه خدا

شیب الخَضیب کربلا

 

ای رکن ایمانم

مولا حسین جانم...

 

دارم به لب فریاد تو

سینه زنم با یاد تو

 

از غم پریشانم

مولا حسین جانم...

 

ای بین مقتل بی کفن

باشد گواه درد من

 

این چشم گریانم

مولا حسین جانم...

 

داغت بُوَد از حد فزون

لب تشنه و غرقه به خون

 

آقای عطشانم

مولا حسین جانم....

مدح امام حسین علیه السلام

باز دل کرده هوای تو حسین 

رفته تا کرب و بلای تو حسین

 

باشد ای نور خدایی جلوات 

جنتم صحن و سرای تو حسین 

 

از کرامات خدا گردیده 

شاملم لطف و عطای تو حسین

 

حق نهاده است ز الطاف و کرم

در دلم مهر و ولای تو حسین 

 

شکر لله که من از کودکی ام 

بوده ام تحت لوای تو حسین 

 

باشد از کودکی ای خون خدا

بر لبم شور و نوای تو حسین

 

از کرامات خدا رزق من است

گریه در بزم عزای تو حسین

 

یاد مظلومی و یاد غم تو

می کنم گریه برای تو حسین

 

یاد غم های تو و بی کسی ات

گریه های بی صدای تو حسین 

 

سوزم از اشک و غم زینب تو

کار او بوده دعای تو حسین 

 

باز افتاده دلم یاد وداع 

یاد اشک و ناله های تو حسین 

 

در وداع آخرت گریان بود

زینبت از غصه های تو حسین

 

وای از لحظه ی جان دادن تو 

قطع شد صوت صدای تو حسین 

 

می کند خواهر مظلومه ی تو 

گریه بر رأس جدای تو حسین

 

به کنار پیکرت آمده و 

بنشسته به عزای تو حسین 

 

#رضا_یعقوبیان 

 

#امام_حسین_ع 

 

@yaghubianreza

تفسیر آیه وسیق الذین

با سلام

آیت_الله_شبیری فرمودند: 👈 چند سالی بود که معنی و تفسیر آیه 73 سوره زمر مرا بخود مشغول نموده بود.
🌹(وَ سِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَی الْجَنَّةِ زُمَرا|(زمر73ً )🌹 👈یعنی مومنین را به سمت بهشت می کشند .
👈از خود پرسیدم چرا گفته شده به سمت بهشت میکشند!!
👈تمام کتب و تفاسیر مختلف را دیدم نتیجه ای حاصل نشد تا اینکه به روایتی از امام صادق علیه السلام در بحارالانوار برخورد نمودم .که می فرماید: 🌸مومنین و دوستان سید الشهدا (ع) در روز حساب از خدا می خواهند قبل از ورود به بهشت مولایشان حسین را ملاقات نمایند.
🌸 🍀امام به دیدار محبان می آید .
این ملاقات بسیار طولانی می شود🍀 .
امام_صادق(ع) می فرماید :
🌹هردو طرف غرق تماشا هستند و هیچکدام چشم بر نمی دارند نه امام محبان خود را رها می کند نه دوستان سید الشهدا از مولای خود دل بر می دارند .🌹 🌸ملاقات آنقدر طولانی می شود که خداوند به مأموران بهشت می فرماید این مومنین و دوستان حسینم را به طرف بهشت بکشید تا ملاقات پایان یابد.🌸
🌷یا ابا عبدالله🌷
تصویر قشنگی ست که در صحنه ی محشر ... ما دور حسینیم و بهشت است که مات است ... 🌺اللهمَ_ارزُقنا󾍛🌺󾠨

مناجات با امام حسین علیه السلام

.عضو عضو پیکرم پیوسته گوید یا حسین

تا برات کربلایم را کند امضاء حسین

 

هم دلم را برده با خود در کنار قتلگاه

هم دو چشمم را کند از اشک و خون دریا حسین

 

از سنین کودکی پوشیده ام رخت سیاه

ریختم اشک و زدم بر سینه گفتم یا حسین

 

با همین پرونده ی سنگین و این بار گناه

میخرد ما را در این دنیا و آن دنیا حسین

 

غم مخور گر روز محشر گم شدی در بین خلق

هر کجا باشیم ما را میکند پیدا حسین

 

من که از روز ولادت کربلایی بوده ام

دوست دارم وقت مردن هم بمیرم با حسین

 

کعبه و رکن و مقام و زمزم من کربلاست

از درون خویشتم پرواز کردم تا حسین

 

«بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا»

«در دلم ترسم بماند آرزوی کربلا»

مرثیه امام حسین علیه السلام

گـرچـه عــالـم پــر بــود هــر روز از غـوغای تو

هیــچ روزی نیـست مثــل روز عــــاشـورای تو

خواست گردد ملک نامحدود حق دریای خون

ریخـت تــا خــون جبیـن بــر طلـعـت زیـبـای تو

تــا مقــام قــاب قـوسین خـدا را خـون گرفت

غــرق در دریــای خـون شـد تا قد و بـالای تو

بـس‌کـه داری زخـم تیـر و نیـــزه و شمشیـر و سنگ

نیست جـای بـوسه‌ای پیـدا بـه سر تا پای تو

سـر بــرآرو بـــاز بـــر بالای نــی قـــرآن بخوان

ای تمــــام وحـــی در آوای روح‌افـــــزای تــــو

کاش می‌شد آسمان تاحشر خاکسترنشین

وای بـــر مــن پـــردۀ خـاکستر و سیمای تو؟

سنـگ‌ها روی تــو را کـــردند از بـــام استلام

چـوب در طشت طلا زد بــوسه بر لب‌های تو

داغ روی داغ آمـــــد مــــرهـم زخــــم جـگــــر

زخــم روی زخـــم گـل انــداخت بـر اعضای تو

خنجـر عطشـان قـــاتـل از گلـــویت آب خـورد

جـای سقـا بـود خـالی، ای عطش سقای تو

تـا خــدا دارد خــدایی تــا جهــان دارد حیـات

می‌درخشــد روی نـــی روی جهـــان‌آرای تــو

چـون شــود از درگــه لطـف تو «میثم» ناامید

ای امیــد خصـــم بــــر جــود تــو و اعطـای تو

مدح امام حسین علیه السلام

شفای جان و جانانم حسین است 
طبیب و درد و درمانم حسین است 
از آن رو انس با قرآن گرفتم 
که دیدم روح قرآنم حسین است 
نماز و روزه و حج و زکاتم 
نه، بلکه کل ایمانم حسین است 
به خلد و حور و غلمانم چه حاجت؟ 
که خلد و حور و غلمانم حسین است 
از آن خندم که در تاریکی قبر 
چراغ چشم گریانم حسین است 
قیامت سایه ای از قامت او 
صراط و حشر و میزانم حسین است 
اگر هیچم تمام هستی ام اوست 
اگر مورم، سلیمانم حسین است 
بهشتم کربلا، کوثر فراتم 
گلم، باغم، گلستانم حسین است 
ز هر زخمش مرا داغی است بر دل 
شرار قلب سوزانم حسین است 
ز اشک دیده بر صورت نوشتم 
که نقش اشک من "جانم حسین" است 
اَلم اَعهد الیکم» را شنیدم 
تمام عهد و پیمانم حسین است 
اگر پرسند از راه تو "میثم" 
بگو آغاز و پایانم حسین است 

مرثیه

الهی بهر قربانی به درگاهت سر آوردم
نه تنها سر برایت بلکه از سر بهتر آوردم

پی ابقاء قَد قامَت به ظهر روز عاشورا
برای گفتن اللّه اکبر، اکبر آوردم

برای کشتن دونان به دشت کربلا یا رب
چو عباس همایون فر، امیر لشگر آوردم

پی آزادی نسل جوان از بند استعمار
برادر زاده ای چون قاسم فرخ فر آوردم

علی را در غدیر خم، نبی بگرفت روی دست
ولی من روی دست خود، علی اصغر آوردم

اگر با کشتن من دین تو جاوید می گردد
برای خنجر شمر ستمگر حنجر آوردم

برای آن که قرآنت نگردد پایمال خصم
برای سُمّ مرکب ها، خدایا پیکر آوردم

علی انگشتر خود را به سائل داد اما من
برای ساربان انگشت با انگشتر آوردم

به پاس حرمت بوسیدن لب های پیغمبر
لبانی تشنه یا رب بهر چوب خیزر آوردم

حسن را گر که از لخت جگر آکنده شد طشتی
من اینک سر برای زینت طشت زر آوردم

برای آن که همدردی کنم با مادرم زهرا
برای خوردن سیلی، سه ساله دختر آوردم

من ژولیده می گویم، حسین بن علی گفتا:
الهی بهر قربانی به درگاهت سر آوردم


ژولیده نیشابوری

روضه دیر راهب

اي میهمان بی بدن ای سر خوش آمدي
از بزم این جماعت مهمان کش آمدي

** با چه سختی پول داد گفت این سرُ یه شب مهمانِ من کنید **

دِیریست وا نگشته به این دیر پایِ غیر
تو آمدی که با تو شوم عاقبت بخیر

در کسوت مسیح به مهمانی آمدی
وقتی به دیر راهب نصرانی آمدی

تو قصد کرده ای همه دنیایِ من شوی
ترسا شدم كه حضرتِ عیسایِ من شوی

بي پيكر آمدي سر و جانم فدایِ تو
اي سر! بگو چگونه نهم سر به پایِ تو

اي سيبِ سرخ؛ آمده اي تا ببويمت
بگذار با گلابِ نگاهم بشويمت

** شروع کرد شستنِ سر مطهر - گفت خودت ، خودت رو معرفی کن به من بگو تو کی هستی ؟.. دید لباش مثه چوبِ خشک تکان خورد  أنَا ابنُ مُحَمَّدٍ المُصطَفى، وأنَا ابنُ عَلِیٍّ المُرتَضى، وأنَا ابنُ فاطِمَةَ الزَّهراءِ، وأنَا المَقتولُ بِکَربَلاءَ، أنَا المَظلومُ، أنَا العَطشان **

اين دير كربلا شده قرباني ات شوم
قربان زخم گوشۀ پيشاني ات شوم

دامن مكش ز دستم ، دستم به دامنت
رأست چنين شده است چه كردند با تنت

تير و سنان و نيزه و شمشير و ريگ و خار
از هر چه هست زخمي داري به يادگار

با اينكه از لبان تو پيداست تشنه اي
گويا نرفته تشنه ز خون تو دشنه اي

از وضع نامرتب رگهاي گردنت
پيداست بد جدا شده رأس تو از تنت

"زخم لبت" گمان كنم اين زخم، كهنه نيست
اين خرده چوب ها كه نشسته به لب ز چیست

زمینه زیبا از امیر کرمانشاهی در شب دوم محرم

زمینه زیبا از امیر کرمانشاهی در شب دوم محرم 95
ای جان حسین جانان حسین عالم سنه قربان حسین
دست من و دامان تو       چشم منو احسان تو ای جان من قربان تو
هر کس که سینه میزند گویی عبادت میکند
از گریه کنهای حسین زهرا شفاعت میکند
دست من و دامان تو       چشم منو احسان تو ای جان من قربان تو
ای جان حسین جانان حسین عالم سنه قربان حسین
شاهن شه هفت آسمان ای صاحب کون مکان
ارواحنا لک الفدا نامت دوا ذکرت شفا یا ساکن کربلا
دست من و دامان تو       چشم منو احسان تو ای جان من قربان تو
ای جان حسین جانان حسین عالم سنه قربان حسین
تا نوکر دربارتم چیزی نمیخام از خدا
چیزی نمیخام از خدا الی حسین و کربلا
دست من و دامان تو       چشم منو احسان تو ای جان من قربان تو
ای جان حسین جانان حسین عالم سنه قربان حسین
ای سایه روی سرم میر و علمدار حرم
یابن امیرالمومنین ای روشنیبخش زمین
شه زاده ی ام البنین
دست من و دامان تو       چشم منو احسان تو ای جان من قربان تو
ای جان حسین جانان حسین عالم سنه قربان حسین
با نام طوفانی تو روحم شفا خواهد گرفت
روز قیامت دست تو دست مرا خواهد گرفت
دست من و دامان تو       چشم منو احسان تو ای جان من قربان تو
ای جان حسین جانان حسین عالم سنه قربان حسین

زمزمه ای محرم

من از کودکی عاشقت بوده ام
قبولم نما گرچه آلوده ام
مبادا برانی مرا از درت
به بازوی بشکسته مادرت
به عشق تو هرکس که منسوب شد
اگر بد بود عاقبت خوب شد
غمت حاصل زندگانی من
به راه تو طی شد جوانی من
من از ریزه خواران خوان تو ام
اگر چه بدم میهمان توام
به عشقت از آن دم که خو دادی ام
به چشم همه آبرو دادی ام
ز در راندگانت حسابم مکن
گدایم، کرم کن – جوابم مکن
ازین رو سپیدم بر داورم
که من هم سیاهی این لشگرم

طلیعه محرم مناجات امام زمان (عج)

ای وارث حقیقی مشک و علم سلام

مولای هر چه آینه هر چه الم سلام

 

امسال هم نیامدی و در فراقتان

آمد دوباره ماه عزا ، ماه غم سلام

 

عرض ادب به محضر نورانی شما

عرض درود و تسلیت و باز هم سلام

 

از راه دور از حرم زخم دارِ دل

دستی به روی سینه تو را می دهم سلام

 

ای سایهی مبارک تو بر سرم زیاد

هر چند بی بضاعت و هر چند کم سلام

 

ماه محرم است پرم از غزل ، عطش

ای بیت های گمشده ی محتشم سلام

 

یا صاحب الزمان تکایای محترم

از تو به هرچه هیئتی محترم سلام

 

از ما نثار مقدم تو هر قدم درود

از تو نثار سینه زنان هر قدم سلام

 

کی می شود کنار تو ، صحن عمویتان

هر شب حرم دوباره حرم در حرم سلام

یا حسین

محبت اهل عرفان کرد ما را

بنازم عشق انسان کرد ما را

میان حق و باطل مانده بودیم

حسین آمد مسلمان کرد ما را

شعار آموخت ذکر آموخت دم داد

گدا بودیم سلطان کرد ما را

کمیل و ندبه و بوحمزه خواندیم

دعا سرباز قرآن کرد ما را

مسیرکربلارا تا نشان داد

مقیم شهرجانان کرد ما را

شنیدم کافری تواب میگفت

ابوالفضل اهل ایمان کرد ما را

بنازم شیر پاک مادران را

هوادار شهیدان کرد ما را

تشکر میکنیم از حضرت حق

که همشهری سلمان کرد ما را

بسوزد قلب وهابی گرایان

که جانان اهل ایران کرد ما را

علی داریم دیگرغم نداریم

ولایت پاکدامان کرد ما را

نخواهد رفت ایران زیر ذلت

شرف شمشیر بران کرد ما را

امان نامه زنامحرم نگیریم

خمینی شیر غران کرد ما را

همه در انتظار آفتابیم

فراق یار گریان کرد ما را

استاد کلامی زنجانی

مرثیه باز امام حسین علیه السلام

شب‌های جمعه نیمه شب‌ها تا سپیده

بر روی اسرارش خدا پرده کشیده

از راه می‌آید زنی قامت خمیده

لب می‌گذارد روی حلقوم بریده

 

فریادهای یا بنی پا بگیرد

حیدر بیاید بازوی زهرا بگیرد

 

روضه نمی‌خواهد تنی که سر ندارد

قربان آن آقا که انگشتر ندارد

یک تکه‌ای سالم همه پیکر ندارد

جایی برای بوسۀ مادر ندارد

 

گیسوی خود را ریخته روی گلویش

مادر بود اینگونه شکل گفتگویش

 

گوید بنی، یا بنی، یا بنی

برخیز آمد مادرت زهرا، بنی

دیدم خودم در عصر عاشورا، بنی

افتاده بودی زیر دست و پا، بنی

 

من بی وضو موی تو را شانه نکردم

حالا به دنبال سرت باید بگردم

مرثیه امام حسین علیه السلام - مناسب سینه زنی خیابان

کی دیده در یم خون، آیات بی شماره؟
قرآنِ سوره سوره، اوراقِ پاره پاره؟ 


افتاده بر روی خاک یک ماه خون گرفته 
خوابیده در کنارش هفتاد و دو ستاره 


پاشیده اشک زهرا بر حنجر بریده 
گه می کند زیارت، گه می کند نظاره 


سر آفتاب مطبخ، تن لاله زاری از خون 
کز زخم سینه دارد گل های بی شماره 


از گوشِ گوشواری دو گوشواره بردند
دارد به گوش خونین خون جای گوشواره
یک کودک سه ساله خفته کنار گودال
ترسم که شمر آید، در قتلگه دوباره 
درخیمه آب بردند، بهر رباب بردند 
سینه شده پر از شیر، کو طفل شیر خواره 
مادرعجب دلی داشت، ذکر علی علی داشت 
آب فرات می زد بر حنجرش شراره 
چون سینه ها نسوزند؟! چون اشک ها نریزند؟! 
جایی که ناله خیزد از قلبِ سنگ خاره
یاس سفید و نیلی، طفل یتیم و سیلی
میثم در این مصیبت، خون گریه کن هماره

مرثیه دروازه کوفه - مناسب نوحه خیابان

صُوت قرآن تو صبرم را رُبود از دل، حسین
ز آن سبب سر را زدم بر چوبة محمل، حسین


من ز طفلی بر سر دوش نبّی دیدم تو را
از چه بگرفتی کنون بر نوک نی منزل، حسین؟


این تویی بالای نی ای آفتاب فاطمة؟
یا شده خورشید گردون بر زمین نازل، حسین


می‌خورد بر هم لبت، گوئی تکلّم می‌کنی
گاه با من، که بطفلان، گاه با قاتل، حسین


ای هلال من ز بس در خاک و خون پوشیده‌ای
دیدنت آسان، شناسائی بود مشکل، حسین


اختیار دیده را پای سرت دادم ز دست
ترسم از اشکم بماند کاروان در گِل، حسین


با تنت در قتلگه بنشسته جانم در عزا
با سرت بر نوک نی اُلفت گرفته دل، حسین


با تمام دردها و غصّه‌ها و رنج‌ها
نیستم آنی ز طفل کوچکت غافل، حسین


هر چه پیش آید خوش آید، سینه را کردم سپر
با اسارت نهضتت را می‌کنم کامل، حسین


سوز و شور «میثم» بی‌دست و پا را کن قبول
گوچه شعرش هست در نزد تو ناقابل حسین

نوحه شب عاشورا مناسب خیابان

ما اندکیم و خیل دشمن، بی‌شمارند
ما چند فرد، اینان همه، چندین هزارند
این ظلمت شب، این شما، این راه صحرا
یاران من، این قوم، با من کار دارند
امشب مرا در کربلا تنها گذارید
آخر عزیزان شما، چشم انتظارند
من در پی ارشاد اینانم، دریغا!
اینان، مصمّم از برای کارزارند
هر کس بماند با من اینجا، کشته گردد
یاران من، یکسر قتیل این دیارند
اینان نه تنها، تشنۀ خون من استند
حتی به فکر خون طفل شیرخوارند
اینجا جواب العطش، تیر سه شعبه است
اینجا به حلق تشنه خنجر می‌گذارند
فردا در اینجا، دسته‌گل‌های مدینه
لب تشنه، زیر خارها، جان می‌سپارند
فردا شوم، از چار جانب تیرباران
این تیرها باید ز پشتم سر در آرند
فردا، تمام کوه‌ها، بر من بگریند
فردا تمام سنگ‌ها، بر من ببارند
فردا تمام قصۀ ما را، در این دشت
شمشیرها، بر خاک، با خون می‌نگارند
زوّار من، تا بیشتر بر من بسوزند
با خود کتاب نخل «میثم» را بیارند

مرثیه حضرت اباعبداله الحسن علیه السلام - مناسب نوحه خیابان روز عاشورا

آفرینش را نمی دانم چه شوری در سراست

روز عاشوراست یا غوغای روز محشر است

آفتاب از بس سیه گشته نمی داند کسی

قرص خورشید است این یا تلّی از خاکستر است

آسمان گردیده همچون خیمۀ آتش زده

یا زمین دریای خون مانند چشم حیدر است

وحشی و گرگ بیابان آب نوشند از فرات

آل عصمت را عطش در دل شرار آذر است

حاجران را دیده زمزم سینه کانون عطش

با چنین احوال سقّا از همه تشنه تر است

در دل فرزند زهرا داغ بر بالای داغ

داغهای قاسم و عبّاس و عون و جعفر است

سورۀ نور است کافتاده است زیر دست و پا

یا گل لیلا به دامان بیابان پرپر است

ماه را از آسمان در علقمه انداختند

یا به موج خون تن عبّاس میر لشگر است

اینکه سهم آب خود را می دهد بر تشنه گان

دختر شیر خدا ساقیّ حوض کوثر است

آب مهر حضرت زهرا حسینش تشنه لب

زیر تیغ شمر دون در ذکر مادر مادر است

سر به نوک نیزه ها قرآن تلاوت می کند

تن ز حلقوم بریده هم سخن با خواهر است

ذوالجناح از قتلگاه آید به سوی خیمه گاه

حنجرش خشکیده یال و کاکلش از خون تر است

ماه زهرا نوک نی قرآن تلاوت می کند

یا قیامت آمده خورشید بالای سر است

خیمه ها آتش گرفت و شد خموش امّا هنوز

شعلۀ آتش بلند از دامن یک دختر است

بلبلی بی آشیان خوابیده زیر خارها

یا گل گمگشته ای را خار صحرا بستر است

ای جنایتکار دون ای شمر، زینب را نزن

آخر این دختر ناموس حیّ داور است

دختران وحی از بس تازیانه خورده اند

صورت و اندامشان نیلی بسان معجر است

من نمی دانم چه کرده ساربان در قتلگاه

در کفی خنجر به دست دیگرش انگشتر است

انبیا از این مصیبت خاک بر سر ریختند

شاهدم روی غبار آلودۀ پیغمبر است

کس نمی داند که عالم را بود پایان عمر

یا که سالار شهیدان را وداع آخر است

گریه کن «میثم» به آل الله آری گریه کن

دیدۀ بی اشک هم چون نخل خشک بی بر است

روضه امام حسین علیه السلام حاج مهدی سماواتی

جهت بهره مندی از اشعار مداحی و متن و صوت روضه های استاد حاج مهدی سماواتی به این آدرس مراجعه فرمایید.

https://eitaa.com/hmdprp

تو کیستی که دل عالمی بود وطنت
سلام روح به آیات مصحف بدنت

طواف قافلۀ دل به دور قتلگهت
شرار آتش جان ها چراغ انجمنت

سلام بر تو که با خون خویش کردی غسل
سلام بر تو که گردید بوریا کفنت

تو را به پیرهن پاره پاره حاجت نیست
که یوسف دلی و قلب ماست پیرهنت

تو باغبان بقائی و می دمد تا حشر
به جای گل جگر پاره پاره از چمنت

روا نبود که هنگام خواندن قرآن
سرت به نی بود و خون بریزد از دهنت

تو بر نصیحت مردم گشوده بودی لب
چرا شکسته شد از سنگ، گوهر سخنت

((دیدن تکیه به نیزه غریبی داده فنظر یمینا و شمالا فلم یری احدا من اصحابه فقال یا مسلم بن عقیل یا هانی عروه یا بریر یا زهیر کسی جوابشو نمیده صدا زد یا اخی یا ابوالفضل العباس او هم جواب نداد چی شده چرا صداتون میزنم جواب نمیدید ، یابن الحسن اگه یارانش جوابشون ندادن دشمن جوابشو داد نانجیبی سنگ به پیشانی وجه اللهی زد خون جاری شد دامن عربی را بالا زد خون از صورت پاک کنه سفیدی نازنین بدن نمایان شد یه نانجیبه دیگه تیری رها کرد به سینه مبارکش خورد با همین تیر از روی اسب به زمین افتاد))

تو بر نصیحت مردم گشوده بودی لب
چرا شکسته شد از سنگ، گوهر سخنت

نماز، محو وضوی نماز عشق تو بود
که شد زخون جبین، سرخ باغ یاسمنت

فدای خون گلوی تو ای خدا را خون
که خونبهاست خداوندگار ذوالمننت

شرار نالۀ (میثم) زآسمان گذرد
چو یاد آورد از لاله های نسترنت

روضه امام حسین علیه السلام حاج مهدی سماواتی (مناسب دفن میت)

جهت بهره مندی از اشعار مداحی و متن و صوت روضه های استاد حاج مهدی سماواتی به این آدرس مراجعه فرمایید.

https://eitaa.com/hmdprp

سرم خاک کف پای حسین است
دلم مجنون صحرای حسین است

بود پرونده ام چون برگ گل پاک
در این پرونده امضای حسین است

بهشت ارزانی خوبان عالم
بهشت من تماشای حسین است

به وقت مرگ چشمم را نبندید
که چشم من به سیمای حسین است

چراغ از بهر قبر من نیارید
چراغم روی زیبای حسین است

خوش آن صورت که در فردای محشر
بر آن نقش کف پای حسین است

دلی جای خدا باشد که آن دل
پر از نور تجلاّی حسین است

نترسانیدم از روز قیامت
قیامت قدّ و بالای حسین است

((یه اشاره که عرض روزهای هم باشه امام زین العابدین بدن بابا رو داخل حصیر بوریا قرار داد وارد قبر کرد علی القاعده باید سمت راست صورت رو بخاک بگذاره سر بالای نیزه است هر چه منتظر شدن دیدن از قبر بیرون نمیاد لب رگهای بریده گذاشته بدن پاره پاره و بی سر بابا رو دفن کرد رو قبر را پوشاند با انگشت سبابه نوشت هذا قبر حسین بن علی بن ابی طالب الذی قتلوه عطشانا))

به دنیا ماندن و رفتن عجب نیست
در آنجا حرفی از اصل و نسب نیست

خداوندا تو می دانی که ما را
پناهی جز حسین تشنه لب نیست

(( اینجا این خیل جمعیت اومدن به شما تسلیت بگن آری داغ مادر جانسوز آجرکم الله خدا به همه شما صبر بده اما دلا بسوزه برا اون آقایی که نازنین بدنش رو زمین ماند بی غسل و کفن نه

کفنی داشت زخاک و کفنی داشت ز خون
تا نگویند حسین بن علی بی کفن است