مرثیه علی اکبر علیه السلام

بس که پاشیده زهم مثل گلِ چیده تنت

می کند گریه به زخم بدنت پیرهنت

کثرت زخم تو مانع زشمارش گشته

بس که زخم آمده پیوسته به زخم بدنت

آیه با تیغ نوشتند به سر تا پایت

نقطه با تیر نهادند به آیات تنت

حلقه های زرهت چشمه ی خونند همه

آب غسلت شده خون، خاک بیابان کفنت

آمدم از دو لب خشک تو خون پاک کنم

دیدم از خون گلو پر شده بابا دهنت

خجلم از تو علی جان که دم رفتن بود

العطش با من دل سوخته آخر سخنت

لاله ی نسترنم! یاس امیدم! سخت است

که ببینم چو گلِ ریخته نقش چمنت

همه امیّد من این است که یک بار دگر

چشم خود باز کنی یک نگه افتد به مَنَت

رو به روی تو نهادم همه دیدند علی

که رخم لاله صفت سرخ شد از یاسمنت

شعله های دل میثم زده آتش همه را

آه او شعله ی شمعی است به هر انجمنت

غلامرضاسازگار

نوحه حضرت علی اکبر علیه السلام

ای نور دل اهل ولا یا علی اکبر

دردانه ی شاه شهدا یا علی اکبر

هستی گل لیلا،از تبار حیدر

در خلقت و خویی،تو چنان پیمبر

مولی علی اکبر۲

 

تو از نسب فاطمه ای یا علی اکبر

تو رحمت حق بر همه ای یا علی اکبر

مولی علی اکبر،نور هر دو عینی

در کرب و بلا تو،همراه حسینی

مولی علی اکبر۲

 

چون جده ی مظلومه ی خود خیر کثیری

در بیشه ی شیران ولایت تو چو شیری

از تو برسد در،جان عطر و بوی یاس

استاد تو در جنگ،شد عمویت عباس

مولی علی اکبر۲

 

تو اذن گرفتی ز پدر ای گل لیلا

شد اشک پدر پشت سرت پهنه ی دریا

هنگام وداع با،اهل حرم آمد

گشته ای روانه،با گریه ی بی حد

مولی علی اکبر۲

 

از خیمه برون آمدی با دیده ی گریان

کردی تو خداحافظی اما دل سوزان

وقت رفتن تو،خونجگر پدر شد

قد خمیده بابا،از داغ پسر شد

مولی علی اکبر۲

 

آخر ز ستم دشمن تو فرق تو بشکست

با تیر جفا دشمن دین دیده ی تو بست

شد پاره تن تو،با نیزه و شمشیر

از کین تن پاکت،گشته هدف تیر

مولی علی اکبر۲

 

فریاد زدی ای پدر من پسرت رفت

اکبر گل باغ تو و نور بصرت رفت

با قد خمیده،بنموده به تو رو

آمد به کنارت،با کنده ی زانو

مولی علی اکبر۲

 

دیده است فتاده به زمین پیکر پاکت

بابا چه کند با تن صد پاره ی چاکت

با دیده ی تر دید،تو نقش زمینی

با تیغ عدویت،بشکسته جبینی

مولی علی اکبر۲

 

زینب ز حرم دید برادر شده دلخون

رخساره اش از خون تن تو شده گلگون

با پیکر خونین،گردید برابر

با گریه تسلی،می دهد برادر

مولی علی اکبر۲

 

#رضا_یعقوبیان 

 

#حضرت_علی_اکبر_ع 

 

@yaghubianreza

مدح میلاد علی اکبر (ع)

شوری امشب بر دلم افتاده است
 آتشی بر حاصلم افتاده است

 این شراره کرده قلبم منجلی
 آتش عشق حسین بن علی

 با دلم سوی مدینه پر زدم
 با ولا بیت الشرف را در زدم

 دیدم آنجا شور و غوغایی بپاست 
غرق در شور و شعف مولای ماست

 خانه ی مولا شده گلریز حور
 خانه نه،دارالولا وادی طور 

باز نخل دین حق داده ثمر
 ام‌لیلا کودکی دارد به بر

 در فضا پیچیده عطروبوی او
بوسه بردارد حسین از روی او 

ام لیلارا بود نور دو عین 
مست رخسارچوماهش شدحسین

 عاشقان هنگام شیدایی شده
 گلبن عصمت تماشایی شده

 امشب از هر سو عنایت آمده
 گوهر بحر ولایت آمده

 این پسر از جمله ی خوبان سر است
 نوگل لیلا علی اکبر است

 این پسر از نسل حیدر آمده
 اشبه الناس پیمبر آمده 

عطر و بویش در جهان احساس شد
 محو رویش زینب و عباس شد

 هاشمیون را یکی ماه آمده 
شیعیان را هادی راه آمده

 خاکبوس درگهش شاه و گدا 
بر جوانان حسینی مقتدا 

روح ایثار و رشادت آمده
 بر بشر نور سعادت آمده
 
اوگلی با رنگ و بوی خاتم است
 این پسر مشکل گشای عالم است

 این گل بستان سرای مصطفاست 
گلبن زهرا و نجل مرتضاست
 
هاشمی ماه جمال او بود 
عالمی محو کمال او بود

 حامی دین خداوند ودود 
بر گل روی علی اکبر درود

 این دل تنگ من امشب در نواست 
گه مدینه گاه در کرب و بلاست

 جنت ورضوان شیعه کوی توست 
دستهای خالی من سوی توست
 
تو گلی من یاعلی خارتوام 
از طفولیت گرفتار توام

 از کرم ریزه خور خوانت شدم 
غوطه ور در بحر احسانت شدم

 ایکه هستی نوربخش عالمین
 کن نگاهی بر دلم جان حسین

 ایکه هستی در جهان چون آفتاب
 بر دلم نور ولایت را بتاب
 
نوکر درگاه تو هستم (رضا)
 با نگاه تو شدم اهل ولا 

#ولادت_حضرت_علی_اکبر_
 #علیه_السلام_
 #مشهد_مقدس_
 #رضا_یعقوبیان_
ط

مدح میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام

ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام

 دلم سوی مدینه می زند پر
 در بیت الشرف را میزنم در 

مهی در آسمان دین و قرآن 
دوباره سر زد از الطاف داور

 شده زینت در این عالم دوباره 
گلی از گلشن زهرای اطهر 

درون خانه ی مولای عالم
 شده از مقدمش غوغای محشر

 گل افشانی شده شهر مدینه
 جهان از عطر و بوی او معطر 

رسیده در جهان جانان زینب
 گل زهرا عزیز و جان حیدر 

زبس که نور می بارد ز رویش 
از این کودک شده عالم منور 

بود بر ام لیلا نور دیده 
به صولت همچو حیدر، نام اکبر

 در آغوشش بود قنداقه ی او
 بریزد اشک شوق از دیده مادر

 حسین با یاد جد اطهر خود
 نگاهش بر علی باشد مکرر 

در این عالم بود او اشبه الناس 
به خلق و خلق و منطق چون پیمبر

 خداجویان عالم را بگویید
 که آمد در جهان جود مصور

 به قد و قامت و مهر و وفایش 
بود بهر حسین عباس دیگر 

ز یمن مقدم این گلبن عشق
 به ما از حق رسیده لطف بی مر 

به شادی دل فرزند زهرا
 بگیر عیدی تو از ساقی کوثر 

چه گویم در مدیحت پور زهرا 
زحد وصف من باشد فراتر 

تو نور پرفروغ کبریایی 
به دریای ولایت همچو گوهر 

شما در بین خوبان بهترینی
 حسین خورشید دین حق، تو اختر 

چو جد و باب مظلومت تو هستی
 به شیعه تا ابد مولا و سرور

 تو از هستی گذشتی تابه شیعه 
دهی تا روز محشر عزت و فر

 به بذل هستی و ایثار جانت
 شهادت را تو دادی زیب و زیور

 به یاد اربا اربا پیکر تو
 بسوزم دم به دم با دیده ی تر

 زجور دشمنان دین و قرآن 
شدی در کربلا صدپاره پیکر 

به پیش چشم بابای غریبت
 شدی صد پاره و در خون شناور 

به یاد کربلا گریم شب و روز 
خدا بنموده این رزقم مقدر

 (رضا) گر غافل از مولا نباشی
 بگیرد از کرامت دست نوکر 

حسین جان ای امید هر دو عالم
 بگیر دست مرا هم روز محشر

#ولادت_حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام #مشهد_مقدس 
#رضا_یعقوبیان

مدح میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام

ماه رخشان درمه شعبان رسید
 نوربخش عالم امکان رسید

 در مدینه شور و غوغایی شده
 خانه مولا تماشایی شده

شهر یثرب گشته چون وادی طور 
ام لیلا و حسین غرق سرور 

جشن شادی و شعف برپاشده 
 نور چشم فاطمه بابا شده

گل زگلزار ولایت واشده 
در جنان شادان دل زهرا شده
 
در سپهر دین حق ماه آمده 
نور دلها هادی راه آمده 

 آمده بر ام لیلا نورعین
 حضرت مولا علی بن الحسین

 قلب مولانا حسین بن علی
 گشته ازنور وجودش منجلی
 
اوزنسل حیدر و پیغمبراست 
هستی لیلا علی اکبر است

 بر مشام عطروبوی یاس آمده 
روح تقوا جان عباس آمده 

حامی دین مبین است این پسر 
چون حسین حبل المتین است این پسر
 
در شجاعت همچو جدش حیدر است 
خصلت و خویش چنان پیغمبر است

این پسرآیینه ایزد نماست
 چون حسین بن علی مشکل گشاست 

 آسمان دین حق راکوکب است 
در کنار دخت زهرا زینب است

استقامت را از او آموخته 
پای درس عمه جانش سوخته 

یا علی اکبر گدای تو منم 
شکرحق غرق ولای تو منم

باتولای تو با ایمان شدم
 تو کرم کردی به تو مهمان شدم 

آمدم مولای من بر تو پناه 
کن ز رحمت بر من مسکین نگاه

بر(رضا) عبدو غلامت ده جواب 
با نگاهی کن دعایش مستجاب


 آرزو دارم گل خون خدا
 میهمان تو شوم در کربلا

مرثیه و نوحه مناسب دسته عزاداری حضرت علی اکبر علیه السلام

  ** توکه نازنین پسر منی
توکه پاره ی جگر منی
ولدی علی ولدی علی **

ای مرا آشفته کرده حال تو 
دیده و جان و دلم دنبال تو 

عزم وصل حق تعالی کرده ای 
ترک جان یا ترک بابا کرده ای 

روح من با این شتاب از تن مرو 
ای تمام عمر من بی من مرو 

کم زهجر خویش قلبم چاک کن 
باز گرد از دیده اشکم پاک کن 

راه غم بر قلب تنگم باز شد 
غربتم با رفتنت آغاز شد 

ای دل صد پاره ام پیراهنت 
اشک ثار الله وقف دامنت 

می روی این قوم سنگت می زنند 
گرگ های کوفه چنگت می زنند 

صبر کن بابا تماشایت کنم 
سِیر حسن و قدّ و بالایت کنم 

بعدِ عمری حاصل من داغ توست 
جان بابا قاتل من داغ توست 

عهد من با دوست عهدی محکم است 
هر چه بینم داغ در این ره کم است 

عهد بستم تا که قربانت کنم 
غرق خون تقدیم جانانت کنم 

عهد بستم تا که درراه خدا 
عضوعضوت را کنند از هم جدا 

زخم تو مشکل گشایی می کند 
مرگ از تو دلربایی می کند 

من خلیل الله، تو اسماعیل من 
داغ تو تسبیح من تهلیل من 

جسم مجروحت گلستان من است 
فرق خونین تو قرآن من است 

خون گلاب وخاک صحرا مُشک توست 
آبروی من دهان خشک توست 

زخم ما را خنده بر شمشیر هاست 
چشم ما چشم انتظار تیرهاست 

گرچه خشک ازتشنگی لب های توست 
رو که جدم مصطفی سقای توست 

ما به راه دوست هستی باختیم 
بعد از آن در قلب دشمن تاختیم 

مرثیه حضرت علی اکبر علیه السلام - مناسب نوحه خیابان

ماهم فتاده بر خاک با جسم پاره پاره

ای اشک ها بریزید از دیده چون ستاره

جز من که همچو خورشید افروختم در این دشت

کی پاره پاره دیده اندام ماهپاره

ماهم فتاده بر خاک دیدم که خصم ناپاک

با تیغ زخم می زد بر زخم او دوباره

در پیش چشم دشمن بر زخمت ای گل من

جز اشک نیست مرحم جز آه نیست چاره

خندید قاتل تو بر اشک دیدۀ من

با آنکه خون بر آمد از قلب سنگ خاره

وقتی لبت مکیدم آه از جگر کشیدم

جای نفس برون ریخت از سینه ام شراره

ای جای رفته از دست بگشا دو دیده از هم

جانی بده به بابا حتّی به یک اشاره

دشمن چنین پسندد استاده و بخندد

فرزند دیده بندد بابا کند نظاره

چون ماه نو خمیدم با چشم خویش دیدم

خورشید غرقه خون را در یک فلک ستاره

دردا که پیش رویم در باغ آرزویم

افتاد برگ یاسم با زخم بی شماره

جسم عزیز جانم چون دامن زره شد

از زخم هر پیاده ار تیغ هر سواره

افتاده جسم صد چاک جان حسین بر خاک

«میثم» بر آن تن پاک خون گریه کن هماره

مرثیه حضرت علی اکبر علیه السلام - مناسب نوحه خیابان

بس که پاشیده زهم مثل گلِ چیده تنت 
می کند گریه به زخم بدنت پیرهنت 
کثرت زخم تو مانع زشمارش گشته 
بس که زخم آمده پیوسته به زخم بدنت 
آیه با تیغ نوشتند به سر تا پایت 
نقطه با تیر نهادند به آیات تنت 
حلقه های زرهت چشمه ی خونند همه 
آب غسلت شده خون، خاک بیابان کفنت 
آمدم از دو لب خشک تو خون پاک کنم 
دیدم از خون گلو پر شده بابا دهنت 
خجلم از تو علی جان که دم رفتن بود 
العطش با من دل سوخته آخر سخنت 
لاله ی نسترنم! یاس امیدم! سخت است 
که ببینم چو گلِ ریخته نقش چمنت 
همه امیّد من این است که یک بار دگر 
چشم خود باز کنی یک نگه افتد به مَنَت 
رو به روی تو نهادم همه دیدند علی 
که رخم لاله صفت سرخ شد از یاسمنت 
شعله های دل میثم زده آتش همه را 
آه او شعله ی شمعی است به هر انجمنت

مدح و مرثیه حضرت علی اکبر (علیه السلام) - مناسب نوحه خیابان

ای مرا آشفته کرده حال تو 
دیده و جان و دلم دنبال تو 
عزم وصل حق تعالی کرده ای 
ترک جان یا ترک بابا کرده ای 
روح من با این شتاب از تن مرو 
ای تمام عمر من بی من مرو 
کم زهجر خویش قلبم چاک کن 
باز گرد از دیده اشکم پاک کن 
راه غم بر قلب تنگم باز شد 
غربتم با رفتنت آغاز شد 
ای دل صد پاره ام پیراهنت 
اشک ثار الله وقف دامنت 
می روی این قوم سنگت می زنند 
گرگ های کوفه چنگت می زنند 
صبر کن بابا تماشایت کنم 
سِیر حسن و قدّ و بالایت کنم 
بعدِ عمری حاصل من داغ توست 
جان بابا قاتل من داغ توست 
عهد من با دوست عهدی محکم است 
هر چه بینم داغ در این ره کم است 
عهد بستم تا که قربانت کنم 
غرق خون تقدیم جانانت کنم 
عهد بستم تا که درراه خدا 
عضوعضوت را کنند از هم جدا 
زخم تو مشکل گشایی می کند 
مرگ از تو دلربایی می کند 
من خلیل الله، تو اسماعیل من 
داغ تو تسبیح من تهلیل من 
جسم مجروحت گلستان من است 
فرق خونین تو قرآن من است 
خون گلاب وخاک صحرا مُشک توست 
آبروی من دهان خشک توست 
زخم ما را خنده بر شمشیر هاست 
چشم ما چشم انتظار تیرهاست 
گرچه خشک ازتشنگی لب های توست 
رو که جدم مصطفی سقای توست 
ما به راه دوست هستی باختیم 
بعد از آن در قلب دشمن تاختیم 

نوحه حضرت علی اکبر علیه السلام

نوحه حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام

 

 پیکرت آسمانی پر از اختر شده

 یک علی اکبرم صد علی اکبر شده

 با عبا میبرم جسم تو تا حرم

 

 علی علی جان

 

 چقدر تیرو نیزه بر تنت بوسه زد

 لختهء خون چرا بر دهنت بوسه زد

 

 صید خونین گلو یک ابتا بگو

 

 علی علی جان

 

 روی خود را نهم به صورتت اکبرم

 دیده بگشا که عمه آمده از حرم

 

 چشم من خونفشان عمه ات نوحه خوان

 

 علی علی جان

 

 ای گلم لالهء روی تو بوسیدنی ست

 پیش چشم عدو گریهء من دیدنی ست

 

 ای جوانمرگ من گل صد برگ من

علی علی جان

میثم_مومنی_نژاد

متن روضه علی اکبر علیه السلام حاج مهدی سماواتی

جهت بهره مندی از اشعار مداحی و متن و صوت روضه های استاد حاج مهدی سماواتی به این آدرس مراجعه فرمایید.

https://eitaa.com/hmdprp

به همره تو رود روح من ز پیکر من
سپردمت به خدا ای یگانه گوهر من

اگر که می‌روی آهسته‌تر برو پسرم
که هست پشت سر تو نگاه آخر من

دو غصه بر جگر عمه‌ات زده آتش
دهان خشک تو و اشک دیدة تر من

وضو بگیر ز اشک و برو به جانب مرگ
کـه پیشبـاز تـو آیـد ز خلد، مادر من

چگونـه تـاب بیـارم، چگونه صبر کنم؟
کـه بـر سـر تـو بریزند در برابر مـن

اگــر فتـاد عبـورت کنـار شط فرات
بیـار جـرعة آبـی بــرای اصغر مـن

بپوش زخم سرت را به دستِ غرقه به خون
اگر به دیدنت آیـد ز خیمـه خـواهر من

اگــر فتـاد عبـورت کنـار شط فرات
بیـار جـرعة آبـی بــرای اصغر مـن

(( هرکی اومد اجازه بگیره معطلش کرد اما تا علی اومد فرمود برو بابا ، هر شهیدی به زمین می افتاد به عجله می‌رفت سرش را به دامن می‌گرفت اما تنها جایی که نتونست باعجله بره وقتی بود صدای ناله علی اکبر بلند شد بعضی نوشتن فسقط الحسین من فرسه نمی دونم ناله علی چه کرد با ابی عبدالله از اسب به زمین افتاد فجلسه علی التراب خاک نشین شد فصاحه سبع مرات ولدی علی ولدی علی فبکا بکا عالیا بلند بلند گریه می کرد سر علی رو به دامن گرفت خون و خاک از دهان علی پاک کرد شاید حرفی بزنه یابن الحسن فشهقت شهقتا فمات تمام ناله ای زد و از دنیا رفت ابی عبدالله سر علی رو بدامن گرفت آرام نشد سر رو به سینه چسباند قرار نگرفت صورت به صورت علی گذاشت فوقع خده علی خده فقال یا بنی علی الدنیا بعدک العفا بعد تو دیگه خاک بر سر دنیا صدا زد یافتیان بنی هاشم جوانان بنی هاشم بیایید علی را تا در خیمه رسانید ))

بپوش زخم سرت را به دستِ غرقه به خون
اگر به دیدنت آیـد ز خیمـه خـواهر مـن

ز حلقــه‌های زره بیشتر رسـد زخمت
هزار پاره شود پیکرت چو حنجـر من

متن روضه کوتاه حضرت علی اکبر علیه السلام

صبح روز عاشورا تا حجاج ابن مسروق رفت اذان بگه ابی عبداله فرمود امروز میخوام علی اذان بگه آخه هروقت دلتنگ پیامبر میشد ، دلتنک امیرالمومنین و مادرش فاطمه میشد به قد و بالای علی نگاه میکرد، خیلی طول نکشید نیمه ی روز عاشورا مرحوم سیدابن طاوس مینویسه وقتی رسید کنار پیکر نیمه جان علی از اسب پیاده نشد نوشتن فسقط الحسین عن فرسه یعنی خودشو از روی اسب به زمین انداخت زانو به زانو به علی رسید سر علی رو بدامن گرفت آرام نشد ، سر رو به سینه چسباند قرار نگرفت ، صورت به صورت علی گذاشت ،صدا زد علی الدنیا بعدک العفا بعد تو خاک بر سر دنیا .

مرثیه علی اکبر علیه السلام

دويده ام ز حرم تا که زنده ات نگرم
مبند ديده کمي دست و پا بزن پسرم

ز مصحف تنت اين آيه هاي ريخته را
چگونه جمع کنم سوي خيمه ها ببرم

به فصل کودکي و در سنين پيري خود
دو بار داغ پيمبر نشست بر جگرم

ميان دشمن از آن گريه مي کنم که مگر
به کام خشک تو آبي رسد ز چشم ترم

من آن شکسته درختم که با هزار تبر
جدا ز شاخه شد افتاد بر زمين ثمرم

اگر چه خود ز عطش پاي تا سرم ميسوخت
زبان خشک تو زد بيشتر به دل شررم

مگر نه آب بُوَد مهر مادرم زهرا
روا نبود تو لب تشنه جان دهي به برم

جوان ز دل نرود گر چه از نظر برود
تو نِي برون ز دلم ميروي نه از نظرم

به پيش ديده ي من پاره پاره ات کردند
دلي به رحم نيامد نگفت من پدرم

مصيبتي که به من مي رسد محبت اوست
هزارها چو تو تقديم حيّ دادگرم

به روز حشر نگريد دو ديده اش "ميثم"
کسي که گريه کند بر ستاره ي سحرم

 


(غلامرضا سازگار"ميثم")
.
.

 

نوحه زمینه علی اکبر علیه السلام

پیش چشمان من میرود از حرم
همه ی حاصلم علی اکبرم

علی اکبرم

بانگ واغربتا میرسد از حرم
قدری آهسته تر شبه پیغمبرم

تا صدای تو از سوی میدان رسید
ناگهان قدّ من از غم تو خمید

لاله ی پر پرم علی اکبرم

میزنی دست و پا بر زمین اکبرم
غرق خون گشته ای پیش چشم ترم

پیش چشمان من میرود از حرم
همه ی حاصلم علی اکبرم

لاله ی پرپرم علی اکبرم

خرامان خرامان می روی سوی میدان
علی جان علی جان می بری از حرم جان

جان جان جانِ بابا علی جان

سوارِ رشیدم از پی تو دویدم
امیدم امیدم از تو من دل بریدم

جان جان جانِ بابا علی جان

پیش چشمان من میرود از حرم
همه ی حاصلم علی اکبرم

علی اکبرم

مدح و مرثیه و مناسب واحد حضرت علی اکبر علیه السلام

ای که دلدار و دل آرا ودل آرایی علی

ماقتیل عشق و تو مارا مسیحایی علی

زاده ی لیلایی و عالم بود مجنون تو

ره زن داغ حسین و جان لیلایی علی

دیده ی یعقوب گر می دید رخسار تو را

دل زیوسف می برید از بس که زیبایی علی

آیینه در آیینه تکثیر نقش پنج تن

چون حسینی و حسن،زهرا و طاهایی علی

درحضورت قامت،سرو از خجالت آب شد

ثانی عباس و پیغمبر سرا پایی علی

گرچه از جام لبت،سیراب گشته خضرها

کشته ی لب تشنه مابین دو دریایی علی

گرچه هر جا پا به پای عشق می آیی چرا

با حسین و زینب از میدان نمی آیی علی

...

چرا غرق در خون شدی نقش صحرا

         چرا پاره پاره ،چرا اِرباً اربا

بنی بنی ، بنی بنی

مزن دست و پا پیش چشمان بابا

مکن عزم رفتن ،رشید تهمتن

نگاهی به اشک ِ منو بغض سقا

بنی بنی،بنی بنی

مزن دست و پا پیش ِ چشمان بابا

تو با خستگی و جهاد و شهادت

تو و تشنگی نه حاشا بک الله

برایم به جز پاره پاره ،تن تو نمانده، نمانده

          برایم از آن قد و بالا نمانده

وجود تو جمع علی بود وزهرا

تنت مثل مادر سرت مثل مولا

بنی بنی ،بنی بنی

مزن دست و پا پیش چشمان بابا

نوحه زنجیر زنی حضرت علی اکبر علیه السلام - ( علی اکبر گل باغ ولایی)

علی اکبر گل باغ ولایی (2)
شهید سرزمین کربلایی
تویی شبه پیمبر
به صولت همچو حیدر
گل لیلا علی جان (2)
********
تر بر آل علی نور دو عینی (2)
امید عالمین پور حسینی
تو بر ما مقتدایی
امیر کربلایی
گل لیلا علی جان (2)
********
بود سجده گه ما خاک کویت (2)
علی جان دست ما باشد به سویت
الا ای آبرویم
نگاهی کن به سویم
گل لیلا علی جان (2)
********
تو امید تمام شیعیانی (2)
حسین را یا علی آرام جانی
تویی روح و روانش
تویی آرام جانش
گل لیلا علی جان (2)
********
تویی اول شهید راه بابا (2)
گرفتی اذن میدان را ز مولا
شده او بی قرارت
نموده رهسپارت
گل لیلا علی جان (2)
********

زدی اکبر تو در میدان صدایش (2)
دو صد چندان شده او غصه هایش
رسیده در بر تو
کنار پیکر تو
گل لیلا علی جان (2)
********
زده داغ تو آتش بر دل او (2)
بسوزانده تمام حاصل او
بگفتا اکبر من
شهید پرپر من
گل لیلا علی جان (2)
********
به جنت رهسپاری سوی زهرا (2)
ز بعد تو دگر سیرم ز دنیا
گل در خون تپیده
ببین قدم خمیده
گل لیلا علی جان (2)
********
شاعر: رضا یعقوبیان
منبع: سایت امام هشت
www.emam8.com

نوحه زنجیر زنی حضرت علی اکبر (ع) -(پور زهرای بتولی اشبه الناس برسولی)

پور زهرای بتولی (۲)
اشبه الناس برسولی
قبله گاه همه گشته کویت
دست شیعه بود رو به سویت
یا علی یا علی یاعلی جان(۲)
********
ای گل باغ ولایت (۲)
کن نگاهی بر گدایت
ای که هستی تو پشت و پناهم
جان زهرا کن امشب نگاهم
یا علی یا علی یاعلی جان(۲)
********
قبله گاه عالمینی (۲)
تو گل باغ حسینی
نور چشمان اهل ولایی
اولین کشته کربلایی
یا علی یا علی یاعلی جان(۲)
********
گفت از دل ای پدر جان (۲)
بر علی ده اذن میدان
بس تو تنهایی و غم نصیبی
همچو حیدر پدر جان غریبی
یا علی یا علی یاعلی جان(۲)
********
یا علی ای نور عینم (۲)
از غمت در شور و شینم
ای که هستی گل باغ طاها
خون مکن یا علی قلب ما را
یا علی یا علی یاعلی جان(۲)
********
آمدم اکبر کنارت (۲)
عمه گشته بی قرارت
ای امید حرم ای گل من
سوزد از داغ تو حاصل من
یا علی یا علی یاعلی جان(۲)
********
ای گل در خون تپیده (۲)
بین پدر را قد خمیده
ای علی اکبر نوجوانم
از غم داغ تو نیمه جانم
یا علی یا علی یاعلی جان(۲)
********
شاعر: رضا یعقوبیان
منبع: سایت امام هشت
www.emam8.com

نوحه حضرت علی اکبر علیه السلام

دشت بلا را باران عشق است
وقت نزول قرآن عشق است
آید پیمبر یا بُوَد شبه پیمبر
اکبر به میدان می رود الله اکبر

تازه جوانم، روح و روانم
زن ها گشوده سجاده اشک
دامن به دامن بر جاده اشک
هر جا زده از دسته گل های محبت
از خیمه گه تا قتلگاهش طاق نصرت
تازه جوانم، روح و روانم
زینب علی را دامان گرفته
روی سر او قرآن گرفته
تا یوسف لیلی ز میدان باز آید
و آن یاس زهرایی به بستان باز آید
تازه جوانم، روح و روانم
تا فرق خورشید شَقُّ القمر شد
قلب امامت بشکسته تر شد
تیغ جفا زد پنجه حُسن داوری را
درهم شکست آیینه پیغمبری را
تازه جوانم، روح و روانم
آمد حسین و عرش نگون دید
غلتان پسر را در خاک و خون دید
دیدش چو ماهی در میان آفتابی
خواندش بسی نشنید از او اما جوابی
تازه جوانم، روح و روانم

 

مرثیه و روضه علی اکبر علیه السلام

السَّلامُ عَلیكَ یا ابنَ رَسُولِ اللهِ وَ ابنَ أَمیرِالمُؤمِنینَ وَ ابنَ الحُسینِ ابنِ عَلِی وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ.

بخوان به گوش سحرها اذان علی اکبر
بخوان دوباره برایم بخوان علی اکبر

(((صبح روز عاشورا تا موذن رفت اذان بگه ابی عبداله فرمود امروز میخوام علی اذان بگه - هروقت دلتنگ پیامبر میشد دلتنک امیرالمومنین و مادرش فاطمه میشد به قد و بالای علی نگاه میکرد)))

دوباره داغ پیمبر تحملش سخت است
نرو جوانی حیدر بمان علی اکبر

(((علی روانه میدان شد یه نگاه مایوسانه ای کرد ثم نظر آیس منه)))

به دست غصه نده چشم دخترانم را
تمام دلخوشی کاروان علی اکبر

(((درسته ستون خیمه های ابی عبداله عباس بود ، اما این زن وبچه یه جور دیگه علی اکبر رو دوست داشتن)))

ببین که تیر فراقت نشسته بر جگرم
ببین قدم ز غمت شد کمان علی اکبر

عصای پیری بابا مقابلم نشکن
توان بده به من بی توان علی اکبر

کنار جسم تو رسم جهان عوض شده است
نشسته پیر کنار جوان علی اکبر

(((مرحوم سیدابن طاوس مینویسه وقتی رسید کنار پیکر نیمه جان علی از اسب پیاده نشد نوشتن فسقط الحسین عن فرسه یعنی خودشو از روی اسب به زمین انداخت)))

مسیح زندگی ام روی خاک افتاده ست
عجیب نیست شدم نیمه جان علی اکبر

((( زانو به زانو به علی رسید سر علی رو بدامن گرفت آرام نشد ، سر رو به سینه چسباند قرار نگرفت ، صورت به صورت علی گذاشت ،صدا زد علی الدنیا بعدک العفا بعد تو خاک بر سر دنیا)))

بریده گریه امان مرا کنار تنت
میان هلهله ها الامان علی اکبر

 

مدح و مرثیه علی اکبر علیه السلام

مدح و روضه حضرت #علی_اکبر

از باده تو مستى دلها فراهم است
كارِ دلم چو زلفِ تو پيچيده دَرهَم است
لشگر كشيده ام به هوا خواهى ات على
اين قطره اشكها چو سپاهي منظم است
تو وارث تمام اولوالعزم ها شدى
وصف تو امتداد رسولِ معظم است
تركيبى از حسن و حسين است رُوى تو
ريحانه بهشت بگويم به تو كم است
من نذر كرده ام كه بميرم براى تو
خونين شدن به پاى تو سِرِّ مُحرّم است
هر جا كه حرفِ پيرِ جوان مُرده مى شود
تصوير دست و پا زدنِ تو مجسم است
بالاي نعشِ تو پدرت پير شد على
دنبال تكه هاى تنت با قدى خم است
ديدند همچنان بدن پاره پاره ات
فريادهاى يا ولدي ، نا منظم است

امروز قدرتى به صدا جمع مى كند
فردا تو را ميانِ عبا جمع مى كند
#قاسم_نعمتی
@karimegharib

مدح و مرثیه علی اکبر علیه السلام

اشعار حضرت علی اکبرعلیه السلام 

گیسو به باد می دهی و دلبری علی
پا در رکاب می زنی و محشری علی

ابرو نهان کن از نظر خیرهٔ حسود
آیینه دار صورت پیغمبری علی

قامت مگو قیامت زهراست قامتت
از بس که قد کشیده ای و محشری علی

گرم طواف روی تو آل ابوتراب
غرق عبادتی و خدا منظری علی

وصفت همین بس است که در کوی رب عشق
شه زاده ی حرم، علی اکبری علی

وجه غیور هر غضبت وقت حمله ها
گاه رجز تو منتسب از حیدری علی

بین خطوط روی جبینت پر از خداست
ابن الحسین لیلی لیلای کربلاست

نور خدا ز صورت تو دیده می شود
پیغمبرانه بر همه تابیده می شود

شمشاد قامتی و به شمشیر کوفیان

گلبرگ ها ز ساقه تو چیده می شود

مثل بلور شیشه ای سنگ خورده ای

با بوسه ای وجود تو پاشیده می شود

مقراض اهل کوفه چه آورده بر سرت

هر گوشه ای ز دشت تنت دیده می شود

در زیر سم اسب تنت مثل زعفران

بر روی سنگ ها همه سابیده می شود

جسمی که زیر ضربه به هم ریخته چه سان

هر تکه ای به روی عبا چیده می شود

بر ناله های ممتد بابا کنار تو

از سوی لشگری همه خندیده می شود

قلبی که از تمام تنت پاره تر شده

با هر صدای قهقه رنجیده می شود

دنبال زینب آمده سقای عالمین

فریاد می زنند که وای از دل حسین


#قاسم_نعمتی
@karimegharib

مرثیه حضرت علی اکبر علیه السلام

غزل مصیبت حضرت علی اکبر (علیه السلام)

آمدم من ز حرم لحظه ی پر پر زدنت
شاخه ای نیست که نشکسته میان چمنت

گردنت را بکشم تا نفسی تازه کنی
صبر کن پاک کنم لخته ی خون از دهنت

کمرم خم شده بالای سرت با این حال
فزعت قاتل جانم چه کنم با بدنت

اربا اربا شده ای پیش نگاهم چه کنم
گل لیلا شده در هم زره تو به تنت

جگرم پاره شده یک کلمه حرف بزن
دلم آرام بگیرد شنوم گر سخنت

بین علمدارو علم را که علم بر دوش است
کمکم کرد کنم بین عبایم کفنت

حرمت معجر زینب کمرم راست نمود
مرده بودم به خدا ورنه کنار بدنت


#قاسم_نعمتی

@karimegharib

نوحه حضرت علی اکبر علیه السلام

نوحه شب هشتم حضرت على اکبر (ع)

اى ميوه قلبم مرو اين سان به ميدان
تو مى روى و مى رود از پيکرم جان
اذان گوى بابا _ دل اراى ليلا
على اکبر من

از تيغ گرگان تا که شد جسمت دريده
اى يوسفم يعقوب تو شد قد خميده
جانم ز غم در پيش تو بر لب رسيده
جوابى بگويم _ بخر ابرويم
على اکبر من

بابا فداى تشنه لب جنگيدن تو
جولانگه شمشير و نيزه شد تن تو
گشته به پا اسباب جشن دشمن تو
تنت واشد از هم _ من و قامتى خم
على اکبر من

نشسته در کمين حنجر تو
روى زمين پاشيده شد بال و پر تو
بين عبا جمع سازم پيکر تو
شدى اربا اربا _ منم پير صحرا
على اکبر من

#قاسم_نعمتی
@karimegharib

نوحه حضرت علی اکبر علیه السلام

ای علی اکبر شبه پیغمبر

ای نماز سحر، نورِ شمس و قمر       پشت این ابر خون، رفته‌ای از نظر

شاهد زندۀ بابا علی‌اکبر

گریه و خندۀ بابا علی‌اکبر

کوثر من ساغر من          پاره پاره اکبر من

ای‌شهادت نصیب‌، گل امّن یجیب      شدی‌ آسوده آه، مانده ‌بابا غریب

دل حســرت زده دارم علـــی‌اکبر

چون تویی گمشده دارم علی‌اکبر

کوثر من ساغر من          پاره پاره اکبر من

گـــل نـــاز پـــدر، دلنــواز پـــدر               بعد تـو داغ تو، سوز و ساز پدر

تو شکفتی به گل خون علی‌اکبر

لیلـی دل شده مجنـون علی‌اکبر

کوثر من ساغر من          پاره پاره اکبر من

از دل این سپاه، آمدی خیمه‌گاه        تشنه بودی و من، بر لبم نقش آه

لب خشـک تو مکیدم علی‌اکبر

آب شــد شمع امیدم علی‌اکبر

کوثر من ساغر من         پاره پاره اکبر من

پدرت پیر شد، از جهان سیر شد        نفسم سوختـه، غـم گلوگیر شد

هیجده ساله چو زهرا علی‌اکبر

بی تـو اف بر همه دنیا علی‌اکبر

کوثر من ساغر من           پاره پاره اکبر من

نوحه حضرت علی اکبر علیه السلام

لیلا گلت پرپر شده از نیزه و خنجر

قرآن بخوان قرآن بخوان بهر علی‌اکبر

جانم علی اکبر

 قرآن آیه آیه‌ام در خیمــه برگشته

لیلا بیا نخل امیدت بی ثمر گشته

جسم جوانت غرق خون پا تا به سر گشته

زینب زنـد از داغ او دسـت دلــم بــر سـر

جانم علی اکبر

لیلا گــل نـاخورده آبت اربا اربا شد

قــرآن زهــرا آیــه آیـه پیش بابا شد

زخم تنش با نیزه و خنجر مداوا شد

آغشته در خون قامت آن نازنین پیکر

جانم علی اکبر

 جانم علی اکبر خدا صبرت دهد لیلا

شد لاله‌ات پرپر خدا صبرت دهد لیلا

در مـاتم اکبـر خـدا صبرت دهد لیلا

خــونین شــده آیینۀ رخسار پیغمبر

جانم علی اکبر

 لیلا عدو با خون فرزندم خضابم کرد

داغ علـی‌اکبـرم از غصــه آبــم کرد

لیلا لب عطشان فرزندم کبابم کرد

آب فــراتم پیش رو بــر دل زند آذر

جانم علی اکبر

 لیلا علی را تشنه لب از خود جدا کردم

هستی خود را جمله تقدیم خدا کردم

دنبال نعشش بر گنه‌کاران دعا کردم

بعد از علی دیگر شدم تنها و بی‌یاور

جانم علی اکبر

 لیلا ببین بـا قـد خم در خیمه برگشتم

پرپر زدم چون بسملِ بی بال و پر گشتم

در بین یک دریای دشمن بی پسر گشتم

هـر جـا روم نقش علـی باشد مــرا در بر

جانم علی اکبر

 

نوحه دسته عزاداری - الگوی فداکاران-رعنا پسرم اکبر

الگوی فداکاران-رعنا پسرم اکبر (2)
جانباز ره جانان-نور بصرم اکبر -ای ساقی لب عطشان -ای شیر صف میدان –

گشتی تو چرا بابا - صد پاره به خون غلطان - والا گهرم اکبر
الگوی فداکاران-رعنا پسرم اکبر (2)
بانگت چو شنیدم من -سوی تو دویدم من -گردت سپه دشمن -مُردم چو بدیدم من -
خم شد کمرم اکبر
الگوی فداکاران-رعنا پسرم اکبر (2) بر نعش تو دلگیرم -سازد غم تو پیرم -ای پاره بدن آخر -از داغ تو می‌میرم -
نور بصرم اکبر

الگوی فداکاران-رعنا پسرم اکبر (2)

بابای تو محزون است=چون نعش تو گلگون است-بشکافد اگر فلبم-بینی که پر از خون است-

خونین جگرم اکبر

الگوی فداکاران-رعنا پسرم اکبر (2)

ای نور دل بابا -سرو چمن زهرا -بعد از تو نمی‌خواهم -هرگز دگر این دنیا -
ای تاج سرم اکبر
الگوی فداکاران-رعنا پسرم اکبر (2)
بنگر به منِ خسته -با قامت بشکسته -از بهر خدا وا کن -این چشم به هم بسته -
بین چشم ترم اکبر
الگوی فداکاران-رعنا پسرم اکبر (2)

سرو چمنم اکبر-ذکرت سخنم اکبر-شیدای تو در عالم-ای شمع حرم اکبر

الگوی فداکاران-رعنا پسرم اکبر (2)

حیران توام بابا-گریان توام بابا-بی تاب نگاهی از-چشمان توام بابا-نور ثمرم  اکبر

الگوی فداکاران-رعنا پسرم اکبر (2)
آرامش جان اکبر -ای روح و روان اکبر -آید سوی تو عمه -بر سینه زنان اکبر -
یادت نظرم اکبر
الگوی فداکاران-رعنا پسرم اکبر (2)
تو جان حسین بودی -جانان حسین بودی -آگه تو از این قلب -سوزان حسین بودی –

دُر گرانم اکبر-ای همسفرم اکبر

الگوی فداکاران-رعنا پسرم اکبر (2)

 

سرود حضرت علی اکبر (علیه السلام)

مهی عیان در آسمان زجلوه هایِ کوثرست
دلم شده اسیرِ او که او علیِ اکبر ست ...

به رویِ ماهت قسم
اگر چه من بی کسم
علی علی گویمو
به وصلِ تو میرسم ....

علیِ اکبر مدد ...

زقامتش قیامتی به خیمه گاهِ دل شده
به رویِ او به سویِ او فقط نگاهِ دل شده

تمام عشق است علی
کلامِ عشق است علی
سلام عشق است علی
امام عشق است علی

به رویِ ماهت قسم
اگر چه من بی کسم
علی علی گویمو
به وصلِ تو میرسم ....

علیِ اکبر مدد ...

جوانی اش به عشق او نثارِ عاشقی نمود
به وادیِ حسینیان به مستی اش کسی نبود

هلالِ ابرویِ تو
دل از حسین میبره
حسین به عشقِ علی
عاشقاشو میخره ....

به رویِ ماهت قسم
اگر چه من بی کسم
علی علی گویمو
به وصلِ تو میرسم ....

علیِ اکبر مدد ...

سرود میلاد علی اکبر (علیه السلام)

زائرِ عشقم ، توشبِ بارون
باگُل لیلا شد دلم مجنون

اونی که جونِ حسینِ
مست چشماش آسمونِ
علیِ اکبرمولا ، ارباب نسل جوونِ

[بایادش روزام سرمیشه
بازاین دل کبوتر میشه

آرومِ دل بی تابم
علی اکبر میشه]2

{زائر عشقم ، توشب بارون 2
با گلِ لیلا ، شد دلم مجنون 2

اونی که جون حسینِ
مست چشماش آسمونِ
علیِ اکبر لیلا ، ارباب نسل جوونِ

(با یادش روزم سَرمیشه
بازاین دل ، کبوتر میشه
آرومِ دل بی تابم ، علی اکبر میشه ) 2}2

***
ای دلِ عاشق 2
باز هوایی شد 2
با علی اکبرکربلایی شد 2

دلِ عمه جون و برده
کسی که دلبر لیلاست
مثل پرچم اباالفضل
پرچمش همیشه بالاست 2

باشوقش ، چشام ترمیشه
دنیامون ، معطر میشه
آرومه دل بی تابم علی اکبر میشه
 
علی علی علی .......

***
با تو روشن شد ، چشمۀ مهتاب 2
ای اذان گویِ حضرت ارباب 2

داداش خوب رقیه 2
شدی آیینیۀ مادر
 با تو جلوه میکنه باز ، دوباره روی پیمبر

علی علی علی .........
 
تا پای توپرپر میشه
محشرباتومحشر میشه
آرومه دل بی تابم
علی اکبر میشه 2

زائر عشقم ، توشب بارون 2
با گلِ لیلا ، شد دلم مجنون 2

اونی که جونِ حسینِ
مست چشماش آسمونِ
علیِ اکبرمولا ، ارباب نسل جوونِ

علی علی علی .....

سرود حضرت علی اکبر (علیه السلام) تموم این عالم پیش پات افتاده

تموم این عالم پیش پات افتاده

تویی که لیلایی ما به تو دلداده

دلم رو با اسمت بردی اقا زاده

 

من دل بسته روحم مسته

جونم دسته مسیح حسینه

 

اومد و غوغا شد عالم بالا

انگاری از کعبه اومده مولا

 

ام لیلا کردی عالم و گلشن

یا عزیز الزهرا چشمت روشن

 

تو این عالم اون که قدر این اقا رو میدونه حسینه

تو این دنیا اون که برده این دلها رو جوونه حسینه

 

بهترین شاگرد مکتب ارباب

سوره یاسین رو لب ارباب

 

حیدره ثار الله یا علی اکبر

یا هو السیف الله یا هو الحیدر

 

چه عشق شیرینی چه شراب نابی

تو نور خورشیدی جلوه مهتابی

ولی عهد عشق تو خوده اربابی

lمدح ولادت حضرت علی‌اکبر (علیه السلام)

یـازده روز گـذشت از مـه شعبـان معظـم

که عیان گشت دوباره رخ پیغمبر اکرم

 

ذات حق- جلّ جلاله- پسری داد به لیلا

کـه سـراپــای بــود آینــۀ جــد مکــرم

 

نه عجب اینکه به یوسف بدهد وام ز حسنش

یـا دهـد از نفسش روح بـه ریحانـۀ مریـم

 

مگـر اوصـاف ورا شـرح دهـد یوسف زهرا

ورنه آرند به وصفش ملک و جن و بشر کم

 

می‌سزد تا که شود گوش همه عالم هستی

تـا ز وصفش زنـد آقـای رسـولان خدا دم

 

یوسف فاطمه در منطق و در خصلت و خُلقت

اشبه‌النـاس ورا خوانــد بـه پیغمبـر خـاتم

 

صلواتـی کـه خداوند فرستد به محمّد

به جمال و به کمال و به جلالش همه با هم

 

ابرویش خیـل ملک را شده محراب عبادت

صــورتش قبلــۀ جــان و دل ذرّیــۀ آدم

 

اگر از جـام تـولاش یکـی جرعــه بنـوشد

پسـر هاجـر تـا حشــر کنـد نـاز بـه زمـزم

 

دشمنش گفت که او راست همان شأن امامت

تا بـه وصفش چـه بگوینـد دگـر مردم عالم

 

ما کـم از ذرّه و او بیشتـر از مهـر درخشـان

ما یکـی قطـره ولی وسعت او بیشتـر از یم

 

یوسفِ یوسف زهراست که از حضرت یوسف

به جمـال و به کمال و به جلال است مقدم

 

هدفش یـاری بابا شرفش حیدر و زهـرا

سخنش آیت عظما قـدمش ثـابت و محکم

 

گویـی از دامــن گهـواره و آغــوش ولایت

در ره دوست بـه بـذل سر و جان بود مصمم

 

بایـد او را بــه رسـول مدنـی کـرد شبیهش

او کـه ســر تـا بـه قـدم آمـده پیغمبر خاتم

 

هر طرف چشم بر آن مرقد شش‌گوشه گشودم

تــن صدپـارۀ او در نظــرم گشـت مجسم

 

من و توصیف جوانی که ولی خوانده امامش

چه به یادم؟ چه نویسم؟ چه بخوانم؟ چه بگویم؟

 

پسر خون خدا خون خـدا خون محمّد

که بـود زنـده ز خـویش مـه پرشور محرم

 

نام نامیش علـی بـود که شد در پـی قتلش

در صف کـرب‌و‌بـلا ایـن همه جلّاد، فراهم

 

سنگ‌هـا بر سـر او بـود به از لاله و ریحان

زخم بـر زخـم تنش بود به از دارو و مـرهم

 

بس‌که چشمش به ره تیـر بلا بود به هرسو

بس‌که فرقش سپـر تیر بلا گشت به هر دم

 

او که سر تا به قدم رشک جنان بود جمالش

غـرق خـون شد بدنش از ستم اهـل جهنم

 

آسمـان! دور مـزارش ز بصـر اشک بیفشان

که شود غرقه به خون جگرت دفتر «میثم»