نوحه زمینه امام صادق علیه السلام

امشب مدینه،غرق عزا شد

بزم عزای،صادق به پا شد

امام بی قرین امام صادق

شهید راه دین امام صادق

یا بقیه الله آجرک الله۲

عدو شرر زد،بر خانه ی او

آتش گرفته،کاشانه ی او

در آتش فتاده به یاد مادر

ضربه ی کافر و غربت حیدر

یا بقیه الله آجرک الله۲

گردیده امشب،ماه مدینه

با دست دشمن،شهید کینه

زهر کینه زده شرر به جانش

آمده کنارش روح و روانش

یا بقیه الله آجرک الله۲

مدینه غرق،عزا سراسر

صاحب عزا شد،موسی بن جعفر

ششم نور ولا گردیده خاموش

پیکر پاک او گشته کفن پوش

یا بقیه الله آجرک الله۲

موسی بن جعفر،گشته عزادار

سرش گذارد،بر روی دیوار

رئیس مذهب و امام صادق

شده او فدایی راه خالق

یا بقیه الله آجرک الله۲

عزیز زهرا،قبرش رفیع است

قبر عزیز،زهرا بقیع است

بقیع است نشانی از غربت او

بوی جنت رسد از تربت او

یا بقیه الله آجرک الله۲

#رضا_یعقوبیان

نوحه امام صادق علیه السلام

امام صادق گل باغ ولا

نجل علی و خاتم الانبیا

جانش به راه دین حق شد فدا

مدینه در عزاست

بزم ماتم به پاست

از داغ او موسی ابن جعفر

با گریه زد بر سینه و سر

واویلتا آه و واویلا۲

صادق آل فاطمه شد خموش

مدینه از سوز غمش در خروش

با دست موسی شده او کفن پوش

مدینه در غم است

ماتم اعظم است

ای عاشقان شمس حقایق

شهید شد امام صادق

واویلتا آه و واویلا۲

منصور بی حیا شده قاتلش

سوزانده دشمن خدا حاصلش

زهر ستم شرر زده بر دلش

ز ظلم اشقیا

زهر کین و جفا

آتش زده بر جسم و جانش

سوزانده مغز استخوانش

واویلتا آه و واویلا۲

به پیش چشم گل گلخانه اش

ریخت عدو شبانه در خانه اش

آتش زده ز کینه کاشانه اش

به یاد مادر است

یاد پشت در است

غنچه ز شاخه اش جدا شد

محسن گل زهرا فدا شد

واویلتا آه و واویلا۲

#رضا_یعقوبیان

#سبک_حاج_ناظم

مدح میلاد پیامبر اسلام و امام صادق علیه السلام


به نام قبله ی شاه نجف، به نام نبی
منم غلام علی و منم غلام نبی

علی و فاطمه، داماد و دخترش هستند
چه بیش ازین بنویسیم از مقام نبی

نوشته اند سخن گفته در شب معراج
خدا به لهجه ی حیدر، به احترام نبی

به آنکه تهمت هَذیان به او زده لعنت
همیشه وحی گره خورده با کلام نبی

بگو به دشمن حیدر، خدا خدا نکند
علی علی است مناجات صبح و شام نبی

بگو که اَشهد انَّ علی وَلی الله
بگیر هر چه که میخواهی از رسول الله

سلام حضرت ِاز دَرک ما ، فراترها
سلام سایه بالا سَرِ ابوذرها

به جز تو نیست کسی در جهان علی پرور
به جز تو نیست کسی سید پیمبرها

تو با علی و خدیجه قیامتی کردید
که نیست تا اَبَدُالدَّهر ، کار لشکرها

جماعتی که همه دشمنان هم بودند
شدند با هُنرت خواهر و برادر ها

هنوز هم که هنوز است نام فاطمه ات
نشانده لرزه به جانِ تمام اَبترها

بزرگ و کوچک نسلت همیشه سلطانند
غلام خانه ی این قوم ، تاجدارانند

تو نور عالم امکان، تو ماه تابانی
تو قبله ای، تو مرادی، تو جان جانانی

تو با وفا، تو خدای مکارم اخلاق
تو قبله گاهِ تمامیِ مهربانانی

به آشنا ، به غریبه ، به کافر و مومن
رسیده بخشش و لطفت، تو مثل بارانی

تو آن شهنشهِ خاکیِ روزگاری که
نه حاجبی به سرایت بُوَد نه دربانی

بزرگواری و کارَت عطای بی منت
غم دل همگان را نگفته می دانی

به یُمنِ مَقدم تو بتکده ، مصلا شد
زمین ز خواب زمستانی ِخودش پا شد

جهان برای همیشه است، آرزومندت
شده هوایی ِ شصت و سه سال لبخندت

چه ساده عاشق خود کرده ای دو عالم را
یگانه ای و زمانه، ندیده مانندت

قسم به جان ِ که، از اهل آسمان و زمین
به جز تو خورده به قرآن خود، خداوندت ؟

خدا ز دامن تو دست من جدا نکند
خدا رهام نگرداند هرگز از بَندت

هزار شکر که مدیون صادقت هستم
ره نجات به من یاد داده فرزندت

همان که خواسته ای شد، مسیر عاشقی ام
هزار شکر خدا را امامِ صادقی ام

همیشه بر سر این سفره میهمان هستم
همیشه شامل این لطف بی کران هستم

نه دلبریست مرا جز نوادگان شما
نه جیره خوار و فدائی این و آن هستم

بگو چه بهتر ازین خواهم از تو من دیگر
به زیر سایه ی زهرای مهربان هستم

شنیده ام که تویی عاشق حسینی ها
منم همان که رفیق حُسینتان هستم

به جانِ فاطمه آقا بیا و کاری کن
شوم شهید ِحسین ِتو تا جوان هستم

درین زمانه که دلسوز و تکیه گاهی نیست
به جز حسین مرا ملجا و پناهی نیست

#شاعر محمد حسین رحیمیان

ــــــــــــ

سرود میلاد امام صادق علیه‌السلام

توأمان گشته        همزمان گشته 
         عیدمحمد و صادق 
دو امیدجان          از سوی جانان 
       رهبر و شمس حقایق 
یا رسول الله           یا رسول الله 
        مولا مولا یا محمد (۲)

ربیع شادی            آمده هادی
         انوار حق جلوه گر شد 
زین خبر شادم          از غم آزادم 
         شجر دین پرثمر شد
 یا رسول الله           یا رسول الله 
         مولا مولا یا محمد (۲)

آمده احمد           مظهر سرمد 
      تابان گشته مکه امشب
 آمده رحمت       بر همه عزت
      نامش گشته ذکر هر لب 
یا رسول الله        یا رسول الله
      مولا مولا یا محمد 

آمنه بنت        وهب از شادی 
      در بردارد قرص ماهش 
یاد عبدالله           مادر آگاه 
       معنا دارد هر نگاهش
 یا رسول الله        یا رسول الله 
         مولا مولا یا محمد 

مدینه یاران          شده گلباران
       آمده حضرت صادق 
خنده زن سنبل     همه جا زین گل
      پیچیده عطر شقایق
 یا رسول الله         یا رسول الله 
        مولا مولا یا محمد 

نور پیغمبر           هستی حیدر
       باشد صادق گل باقر
 چون حسین خویش       حسنی بویش
           چون زهرا طیب و طاهر 
یا رسول الله             یا رسول الله
          مولا مولا یا محمد

 #سرود_ولادت_آقا_رسول الله_ص_
 #امام_صادق_علیه_السلام_
 #رضا_یعقوبیان_

زمزمه شهادت امام صادق علیه السلام

امشب دلم ز سینه     پرزد سوی مدینه
 اون شهری که درعالم   بهشت رو زمینه 
مولا امام صادق(۲) 

امشب زلطف خالق      گویم بسی حقایق
 افتاده این دل من      یاد امام صادق 
مولا امام صادق

قدرش چقدر رفیعه      قبرش توی بقیعه 
در روز محشر آقا         برشیعیان شفیعه 
مولا امام صادق 

عالم شده پر از غم       یثرب گرفته ماتم
گشته شهید کینه        ششم عزیز خاتم
 مولا امام صادق

 دشمن چه ظالمانه      باظلم وکین شبانه 
چون غاصب فدک زد    آتش تمام خانه 
مولا امام صادق

با زهر کینه کشتند        ششم امام ما را 
کردند خموش از کین    آن نور با صفارا
 مولا امام صادق

 آن نور حی سرمد      جانش رسیده بر لب
گریدزداغ بابا      موسی بن جعفر امشب
 مولا امام صادق

 از سوز داغ صادق        سوزد تمام دنیا
 شیخ الائمه امشب      رود به سوی زهرا
 مولا امام صادق

در بین آتش کین       به یاد مادر افتاد
 دشمن لگد به درزد    مادر پشت در افتاد
 مولا امام صادق 

قلب علی روخستند     دست علی رو بستند
پهلوی همسرش را     به پشت درشکستند 
مولا امام صادق 

حسن ازاین مصیبت    جانش رسیده بر لب همچون حسین میزد.    بر سر و سینه زینب
 مولا امام صادق

#نوحه_امام_صادق_
#علیه_السلام_
 #رضا_یعقوبیان_

مدح و مرثیه امام صادق علیه السلام

السلام ای صادق آل علی 
قلب شیعه با ولایت منجلی

 السلام ای صادق آل عبا 
ششمین منجی دین مصطفی

السلام ای مظهرحی مبین 
شیعیان را تا صف محشر معین

 اسلام ای گلعذار فاطمه
 دیده گریان بی قرار فاطمه

نجل زهرا جان پیغمبر تویی 
غنچه ای از گلشن حیدر تویی
 
در کمال و در بلاغت حیدری 
از تمام شیعیان دل میبری

در ره قرآن و عترت لایقی
 رهبر شیعه امام صادقی

 چون علی آموزگار مکتبی 
مقتدایی ورئیس مذهبی

در صبوری چون امام مجتبی 
نور چشمان همه اهل ولا 

بر علی و فاطمه نور دو عین 
رهرو مولای مظلومان حسین

در عبادت همچوزین العابدین 
روشنی‌بخش قلوب مومنین 

روشنی دیده ی باقر تویی 
همچو بابت طیب و طاهر تویی

ای گل بستان سرای اهل بیت
 منشالطف و عطای اهل بیت
 
در میان خلق عالم بی قرین 
شیعه را حبل المتین حصن حصین 

زینت شهر مدینه قبر تو 
صبر هم گشته خجل از صبر تو 

گرچه باشد قدر و جاه تو رفیع 
مرقدت با خاک یکسان در بقیع

مهر تو بر شیعه عزت می دهد
 مرقد تو بوی جنت می دهد

 گرچه بودی بر همه یار و حبیب 
لیک بودی بین شهر خود غریب

بارها قلب تو را آزرده اند
 سوی مقتل پابرهنه برده‌اند
 
آمده دشمن ز بام خانه ات
 ازستم آتش زده کاشانه ات

گرچه از جور و جفا پژمرده ای 
رهرو زهرای سیلی خورده ای

 یاد زهرای حزینه کرده ای
 یاد بازو ،زخم‌سینه کرده ای

یاد مسمار و در و ضرب لگد
 خواست مادر از کنیز خود مدد

 پشت در غنچه ز شاخه شد جدا 
محسن شش ماهه ی او شد فدا

یاد اشک چشم حیدر بوده ای 
یاد زینب ،داغ مادر بوده ای

 زخم حیدر راعدومی زد نمک 
فاطمه را پیش اومیزدکتک

مادرت را وحشیانه میزدند 
با غلاف و تازیانه می زدند 

با کتک بار ولایت می‌کشید 
حیدر از زهرا خجالت می کشید

سوختی تو زان همه رنج و محن 
اشک جانسوز حسین آه حسن 

یا (رضا) در کام کن دیگر زبان 
سوخت قلب مهدی صاحب زمان

گرچه گویی تو سخن بی واهمه 
در مدینه گریه کن بر فاطمه 

ما تو را با هر بدی هم میخریم
 از کرامت در مدینه می بریم

 #شهادت_امام_صادق_
 #علیه_السلام_
#رضا_یعقوبیان_

متن روضه امام صادق علیه السلام حاج مهدی سماواتی

جهت بهره مندی از اشعار مداحی و متن و صوت روضه های استاد حاج مهدی سماواتی به این آدرس مراجعه فرمایید.

https://eitaa.com/hmdprp

ای چشم علم خاک قدوم زُراره ات
جان وجود در گرو یک اشاره ات

سبّوحیان فریفتۀ ذکر دائمت
قدّوسیان مدیحه سرای هماره ات

دانش هر آنچه پیش رود در قفای تو است
دانشسرای دهر بود یادواره ات

(( اشعار طولانیه از چند بیتی گذشتم - دلا رو ببریم کنار بقیع بی شمع و چراغ))

منصور داد زهر، تو را ای امید دل
رحمی نکرد بر جگر پاره پاره ات

((پدر و مادرم و جانم به قربان تو مولای من))

یک بار کشت ابن ربیعت میان راه
منصور گشت باعث قتل دوباره ات

(( فرستاد ابن ربیع رو دل شب اومدن از بالای بام وارد شدن حجت خدا رو با سرو پای برهنه بردن خودشون سوار برمرکب عزیز زهرا پای پیاده می دوید))

تنها نسوخت بیت تو کافتاد بر جگر
از شعله های خانه ی زهرا شراره ات

(( یه بار هم فرستاد منصور ملعون خانه حجت خدا را آتش زدند نوشتن میان آتش و دود قدم برمی داشت صدا میزد انا ابن ابراهیم خلیل الله من فرزند ابراهیم خلیلم که خدا آتش رو براش بردا و سلاما قرار داد - یاد جد مظلوم حسین افتاده یه روز بعد آتش زدن خانه اش یکی از شیعیانش میگه محضر آقا شرفیاب شدم دیدم محزونه و گریه میکنه گفتم آقا چرا منقلبی فرمود روز گذشته خانمو که به آتش کشیدن این زن و بچه هراسان از این طرف به آن طرف می دویدن یاد عصر عاشورا افتادم آخه این زن و بچه هی صدا می زدن وامحمدا وا علیا وا حسینا))

حاجت نبود آتش سوزان به خیمه ها
دشتی ز سوز سینه ی زینب شراره بود

یک خیمه نیم سوخته شد جای صد یتیم
چیزی که جا نداشت در آن خیمه چاره بود

از دست‌ها مپرس که با گوش ها چه کرد
از گوش ها بپرس که با گوشواره بود

نوحه امام صادق علیه السلام

شدحرم ماتم سرا صادق دین شدفدا
وا مصیبت زین عزا
از نوا افتاده است روضه خوان کربلا
وا مصیبت زین عزا
شهریار عالمین///// جان دهدباشوروشین
اشهد او یاحسین
وای وای وای(۳) صادق آلِ عبا
بی عمامه بی عبا روی خاک کوچه ها
می کشد دشمن مرا
مانده مثله مادرم بر لباسم جای پا
می کشد دشمن مرا
روضه ام نا گفته شد////باغریبی سفته شد
گیسویم آشفته شد
وای وای وای(۳) صادق آلِ عبا
پیش خانواده ام ناله ها سر داده ام
از نفس افتاده ام
دشمنم بین نماز می کشد سجاده ام
از نفس افتاده ام
من رئیس مذهبم/////آمده جان برلبم
یاده عمه زینبم
عمه ام قدّش خمیده/نیمه شب گیسوسپیده
دربیابان می دویده
وای وای وای(۳) صادق آلِ عبا


#قاسم_نعمتی 
@karimegharib

مدح میلاد پیامبر صلی اله علیه و آله و امام علیه السلام

زیک مشرق نمایان شد دو خورشید جهان آرا 
که رخت نور پوشاندند بر تن آسمان ها را 
دو مرآت جمال حق دو دریای کمال حق 
دو نور لایزال حق دو شمع جمع محفل ها 
دو وجه الله ربانی دو سر الله سبحانی 
دو رخسار سماواتی دو انسان خدا سیما 
دو عیسی دم دو موسی ید دو حسن خالق سرمد 
یکی صادق یکی احمد یکی عالی یکی اعلا 
یکی بنیانگر مکتب یکی آرنده ی مذهبی 
یکی انوار را مشعل یکی اسرار را گویا 
یکی از مکه انوار رخش تابید در عالم 
یکی شد در مدینه آفتاب طلعتش پیدا 
یکی نور نبوت را به دل ها تافت تا محشر 
یکی نور ولایت را ز نو کرد از دمش احیا 
رسد آوای قال الصادق و قال رسول الله 
به گوش اهل عالم تا که این عالم بود بر پا 
یکی جان گرامی در دو جسم پاک و پاکیزه 
دو تن اما چو ذات یک تا هر دو بی همتا 
محمد کیست جان جان جان عالم خلقت 
که گر نازی کند در هم فرو ریزد همه دنیا 
محمد کیست روح پاک کل انبیا در تن 
که حتی در عدم بودند بی او انبیا یک جا 
محمد کیست مولایی که مولانا علی گوید 
منم عبد و رسول الله بر من رهبر و مولا 
محمد از زمان ها پیشتر می زیست با خالق 
محمد از مکان پیموده ره تا اوج او دانی 
محمد محور عالم محمد رهبر آدم 
محمد منجی هستی محمد سید بطحا 
محمدکیست آنکو بوده قرآن دفتر مدحش 
که وصفش را نداند کس به غیر از قادر دانا 
محمد را کسی نشناخت جز حق و علی هرگز 
چنان که جز خدا و او کسی نشناخت حیدر را 
وضو گیرم ز آب کوثر و شویم لب از زمزم 
کنم آنگه به مدح حضرت صادق سخن انشا 
ششم مولا ششم هادی ششم رهبر ششم سرور 
که هم دریای شش گوهر بود هم در شش دریا 
صداقت از لبش خیزد فصاحت از دمش خیزد 
فلک قدر و ملک عبد و قضا مهر و قدر امضا 
بسی زهاد و عبادند بی مهرش همه کافر 
بسی عالم بسی عارف همه بی نور او اعمی 
دو خورشید منیر او هشام و بو بصیر او 
دو کوه حکمت و ایمان دو بحر دانش و تقوی 
مرا دین نبی مهر علی و مذهب جعفر 
سه مشعل بوده و باشد چه در دنیا چه در عقبی 
در دیگر زنم غیر از در آل علی هرگز 
ره دیگر روم غیر از ره این خاندان حاشا 
بهشت من بود مهر علی و مهر اولادش 
نه از محشر بود بیمم نه از نارم بود پروا 
سراپا عضو عضوم را جدا سازند از پیکر 
اگر گردم جدا یک لحظه از ذریه ی زهرا 
از آن بر خویش کردم انتخاب نام میثم را 
که باشم همچو او در عشق ثارالله پا بر جا 

نوحه هیئت خیابان امام صادق علیه السلام

امام صادق جانم فدایت

شهر مـــدینه کرب و بلا شد (2)             زهـرا در آنجا صاحب عزا شد

قـــــــرآن ناطق جان داده مظلوم             امام صـادق گردیده مسموم (2)

خون گشته دلها یکــسر ز داغش             از تـــربت بی شمع و چراغش

مظلــومی او، گــــــردیده معلوم              امام صادق گردیده مسموم (2)

بـــــــا آنکه یار قرآن و دین بود              مـــــــانند جدّش خانه نشین بود

از حق خود بود پیوسته محروم               امام صادق گردیده مسموم (2)

خون گشته جاری از چشم اُمّت               بـــقیّة الله  سرت  سلامت  (2)

جــــــدَّ غریبت شد کُشته مظلوم              امام صادق گردیده مسموم (2)

                   آه و واویلا، آه و واویلا، آه و واویلا، آه و واویلا

مرثیه و روضه شهادت امام صادق علیه السلام

حضرت صادق مگر فرزند پیغمبر نبود

یا مگر ریحانه ی صدّیقه ی اطهر نبود

با چه تقصیر و گنه بر خانه اش آتش زدند

اجر نشر دانش او شعله ی آذر نبود

اجر و پاداش رسول و عترت مظلوم او

در دل شب حمله بر باب الله اکبر نبود

نیمه شب کز خانه می بردند صاحب خانه را

بر روی دوشش عبا عمامه اش بر سر نبود

از برای بردن مولا کس از ابن ربیع

سنگدل تر، بی حیاتر، بلکه ظالم تر نبود

او پیاده می دوید و این به اسب خود سوار

گوئیا در سینه ی تنگش نفس دیگر نبود

روضه

دیدن بابا در آن حالت پسر را می کشد

خوب شد همراه بابا موسی جعفر نبود

از شرار زهر مثل شمع سوزان آب شد

غیر تصویری به جا زآن نازنین پیکر نبود

پاره پاره قلبش از انگور زهر آلوده شد

از بنی العبّاس جز این شیعه را باور نبود

بعد عمری سوختن بر قلب او آتش زدن

این ستم بالله روا بر آل پیغمبر نبود

«میثم» آن روزی که شد پیکر پاکیزه دفن

محشر شهر مدینه کمتر از محشر نبود

 

دلارو ببریم مدینه بریم کنار اون قبرهایی که نه شمعی دارن و نه چراغی "السلام علی ائمة البقیع" كجا میتونی پیدا كنی،یه بار دست به سینه بذاری زیارت چهار امام رو برات بنویسن ، آماده ای بگم یانه ، تو محرم میگم ان شاءالله كربلا ناله بزنی ، اما امشب میگم تو مدینه که نمیزارن گریه کنیم روزی کن همچی ایامی کربلا کنار ضریح شش گوشه ی جد غریب حسین ناله بزنیم ، یه جمله ذکر مصیبت از همه التماس دعا ، شما الان یه پیرمرد وارد مجلستون بشه ، همه بلند میشید احترام می كنید ، اومدن شیخ الأمه روببرن

رسیده اند كه از باغ، لاله را ببرند

              اما صادق ِ هفتاد ساله را ببرند

، نانجیبِ سوار بر مركب ، می دید امام صادق با دست بسته پشت سرش داره میدوه ، هی زمین میخورد بلند میشد ، آی دلای کربلایی نمی دونم پیر مرد هفتاد ساله سخت ترِ زمین بخوره ، یا دختر سه ساله ! اینجا دیگه تازیانه نمی زدن ، اما دلا بسوزه برا اون دختر ی که وقتی رو زمین می افتاد با تازیانه می زدنش ، حسین

نوحه سنتی شهادت امام صادق علیه السلام

پر شرر شد از عزا هر دل عاشق

خون بگرید آسمان در غم صادق

کشته ی زهر جفا/ای عزیز مصطفی

صادق آل عبا

 

خانه اش آتش گرفت دیده ها شد تر

زنده شد یاد غمِ غربت مادر

دل ز غم آکنده شد/یاد سیلی زنده شد

بر رُخ خیر النسا

آه و صد واویلتا...

پا برهنه میدوید در پی ِ مرکب

بر لبش همواره بود ذکر یا زینب

یاد شام پر بلا/رأس روی نیزه ها

طعنه ها و خنده ها

آه و صد واویلتا...

نوحه شهادت امام صادق و تشییع شهدای گمنام و غواص

 غمزده شد دل هر عاشق،در عزای امام ِ صادق

واویلا واویلا واویلا...

جان عالم ز غم بر لب شد،عزای رئیس مذهب شد

دهم با سوز دل سلامش،دین شده زنده از کلامش

خانه اش بسوزد واویلا،ذکر اودر آتش یا زهرا

در آتش دیده گریان کرده،یاد شام ِ غریبان کرده

یاد بچه های بی بابا،یاد کعب نی های اعدا

یاد آن سر ِ از تن جدا ،آن سر ِ به روی نیزه ها

یادِ آن قلوب شکسته ،یاد آن نماز نشسته

****************

در عزای ولیّ سرمد،عطر ناب شهیدان آمد

یا زهرا یا زهرا یا زهرا...

عزیزان دل خاص و عام،شهیدان غوّاص و گمنام

لاله های پرپر السّلام، عزیزان رهبر السّلام

حالتان نینوایی باشد،عطرتان کربلایی باشد

بین تشییعتان گریانیم،غصه دار ِ شه عطشانیم

تن ِ پاک عزیز زینب،گشته تشییع به زیر مرکب

آتش در اطاعت امام صادق علیه السلام

یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام بنام مامون رقی نقل کرده است که: در محضر سرور و مولایم امام صادق علیه السلام بودم،  سهل بن حسن از شیعیان خراسان وارد شد و سلام کرد و نشست، عرض کرد: ای فرزند رسول خدا کرامت و بزرگی از آن شماست،  شما خاندان امامت، چرا بر این حق خود سکوت کرده و قیام نمی کنید و حال آن که هزاران نفر از شیعیان شما آماده شمشیر زدن  در رکاب شما هستند.

امام علیه السلام فرمود: ای خراسانی! لحظه ای درنگ کن. پس امر فرمود که تنور را روشن کنند، هنگامی که آتش شعله ور شد، به  سهل فرمود: داخل تنور شو، سهل گفت: ای پسر رسول خدا مرا از این کار معاف بدار، در این هنگام هارون مکی یکی از اصحاب با  وفای امام علیه السلام وارد شد در حالی که کفش های خود را در دست گرفته بود، سلام کرد و جواب شنید، امام به او فرمود:  کفش های خود را بر زمین بگذار و داخل تنور شو، او بدون هیچ درنگی وارد تنور شد و در میان شعله های آتش نشست. امام صادق  علیه السلام رو به خراسانی کرد و از حوادث خراسان برای او گفت، انگار امام علیه السلام در آن جا حاضر بوده است، سپس فرمود:  داخل تنور را نگاه کن. مامون رقی می گوید: من هم جلو رفتم و داخل تنور را مشاهده کردم، هارون مکی در میان آتش نشسته بود  و برخاست و از تنور خارج شد. امام به سهل فرمود: در خراسان چند نفر مانند او می شناسی؟ عرض کرد: به خدا قسم احدی را  نمی شناسم، امام علیه السلام حرف او را تایید نمود و فرمود: در زمانی که ما حتی پنج نفر از این گونه یاران نداریم چگونه قیام  کنیم؟

 

مناقب ابن شهرآشوب، همان، ص 237; بحارالانوار، همان، ص 123; مدینة المعاجز، همان، ج 6، ص 114.

آگاهی از غیب امام صادق علیه السلام

ابراهیم بن مهزم می گوید: از محضر امام صادق علیه السلام جدا شدم و به منزل رفتم، شب هنگام بین من و مادرم مشاجره ای  رخ داد، بر سر او فریاد زدم و با تندی با او سخن گفتم، صبح شد، نماز را خواندم و بلافاصله نزد امام آمدم، همین که داخل شدم  فرمود: ای پس مهزم! چرا بر سر مادر خود فریاد زدی؟ آیا نمی دانی که او تو را در شکم خود نگهداری کرد و در دامان خود پروراند و  با شیر خود تو را تغذیه نمود؟ عرض کردم: آری. ایشان فرمودند: پس هیچ وقت با تندی با او سخن مگو.

 

بصائر الدرجات، صفار قمی، منشورات مکتبة آیت الله النجفی، ص 243; مدینة المعاجز، همان، ج 5، ص 314; اثبات الهداة،  همان، ج 3، ص 102; الخرائج و الجرائح، همان، ج 2، ص 729.

مدح میلاد پیامبر (ص) و امام صادق (ع)

درولادت پیغمبر اکرم وامام صادق(ع)

 

زیک مشرق نمایان شد دو خورشید جهان آرا

  که رخت نور پوشاندند بر تن آسمان ها را 


دو مرآت جمال حق دو دریای کمال حق 
دو نور لایزال حق دو شمع جمع محفل ها 


دو وجه الله ربانی دو سر الله سبحانی 
دو رخسار سماواتی دو انسان خدا سیما

  دو عیسی دم دو موسی ید دو حسن خالق سرمد 
یکی صادق یکی احمد یکی عالی یکی اعلا 


یکی بنیانگر مکتب یکی آرنده ی مذهبی 
یکی انوار را مشعل یکی اسرار را گویا 


یکی از مکه انوار رخش تابید در عالم 
یکی شد در مدینه آفتاب طلعتش پیدا 


یکی نور نبوت را به دل ها تافت تا محشر 
یکی نور ولایت را ز نو کرد از دمش احیا 


رسد آوای قال الصادق و قال رسول الله 
به گوش اهل عالم تا که این عالم بود بر پا 


یکی جان گرامی در دو جسم پاک و پاکیزه 
دو تن اما چو ذات یک تا هر دو بی همتا 


محمد کیست جان جان جان عالم خلقت 
که گر نازی کند در هم فرو ریزد همه دنیا 


محمد کیست روح پاک کل انبیا در تن 
که حتی در عدم بودند بی او انبیا یک جا 


محمد کیست مولایی که مولانا علی گوید 
منم عبد و رسول الله بر من رهبر و مولا 


محمد از زمان ها پیشتر می زیست با خالق 
محمد از مکان پیموده ره تا اوج او دانی 


محمد محور عالم محمد رهبر آدم 
محمد منجی هستی محمد سید بطحا 


محمدکیست آنکو بوده قرآن دفتر مدحش 
که وصفش را نداند کس به غیر از قادر دانا 


محمد را کسی نشناخت جز حق و علی هرگز 
چنان که جز خدا و او کسی نشناخت حیدر را 


وضو گیرم ز آب کوثر و شویم لب از زمزم 
کنم آنگه به مدح حضرت صادق سخن انشا 


ششم مولا ششم هادی ششم رهبر ششم سرور 
که هم دریای شش گوهر بود هم در شش دریا 


صداقت از لبش خیزد فصاحت از دمش خیزد 
فلک قدر و ملک عبد و قضا مهر و قدر امضا 


بسی زهاد و عبادند بی مهرش همه کافر 
بسی عالم بسی عارف همه بی نور او اعمی 


دو خورشید منیر او هشام و بو بصیر او 
دو کوه حکمت و ایمان دو بحر دانش و تقوی 


مرا دین نبی مهر علی و مذهب جعفر 

سه مشعل بوده و باشد چه در دنیا چه در عقبی 


در دیگر زنم غیر از در آل علی هرگز 
ره دیگر روم غیر از ره این خاندان حاشا 


بهشت من بود مهر علی و مهر اولادش 
نه از محشر بود بیمم نه از نارم بود پروا 


سراپا عضو عضوم را جدا سازند از پیکر 
اگر گردم جدا یک لحظه از ذریه ی زهرا 


از آن بر خویش کردم انتخاب نام میثم را 
که باشم همچو او در عشق ثارالله پا بر جا 

 

 

صلواتی میلاد امام صادق (علیه السلام)

برگو هر پاک آل احمد صلوات

بر آینه جمال سرمد صلوات

بر شیخ ائمه ، وارث علم نبی

بر صادق آئین محمد صلوات

مرثیه امام صادق (علیه السلام)

افتاده خزان در چمن حضرت صادق

یثرب شده بیت الحزن حضرت صادق

افسوس که از آتش زهر ستم خصم

شد آب تمام بدن حضرت صادق

بالله قسم اهل مدینه نشنیدند

جز حرف خدا از دهن حضرت صادق

افسوس که دیگر عرق مرگ نشسته

بر برگ گل یاسمن حضرت صادق

سر تا به قدم گوش شده شهر مدینه

در آرزوی یک سخن حضرت صادق

جا دارد اگر در غم آن پیکر رنجور

خون گریه کند پیرهن حضرت صادق

مسموم شد از زهر، ولی زیر سم اسب

پامال نگردید تن حضرت صادق

گردید در غصه به روی همگان باز

شد بسته چوبند کفن حضرت صادق

قبر و حرم و زائر او هر سه غریبند

در شهر و دیار و وطن حضرت صادق

(میثم) همه گریان حسینند اگر چه

گریند به یاد محن حضرت صادق

سازگار

مرثیه امام صادق (علیه السلام)

ای ثنای تو بر زبان همه

وی کلام تو حرز جان همه

نور فضل تو در تمام وجود

دُرّ نعت تو بر زبان همه

طلعتت آفتاب ملک جهان

قامتت سرو بوستان همه

هم توئی پیشوای مذهب ما

هم توئی کشتی امان همه

نور علم تو می دهد شب و روز

بر روان من و روان همه

صادقی کز زبان توست مدام

سخن صدق، بر بیان همه

با تماشای طلعت تو خدا

میدهد خویش را نشان همه

مدح تو همچو آیۀ قرآن

دُرِ گوش و در دهان همه

کوی تو سجده گاه جن و ملک

روی تو ماه آسمان همه

ناتوانم مرا توانی بخش

ای توان من و توان همه

نجل زهرا و نوح آل رسول

پدر پیر و مهربان همه

آفتاب جمال لم یزلی

جعفر بن محمّد  بن علی

روضه امام صادق (ع) با گریز کربلا

علامه مجلسی رحمت اله علیه دربحار الانوار مینویسه : ابوبصیر میگه بعد شهادت امام صادق (ع) رفتم به ام حمیده همسر امام صادق تسلیت بگم - دیدم بی بی داره گریه میکنه عرضه داشتم بی بی جان چرا منقلبی - فرمود لحظات آخر عمر امام صادق بود - فرمود برید خویشاوندم رو خبر کنید - به بستگانم بگید بیان - حتما یه وصیت مهمی داره - فرمود ان شفعتنا لا تنال مستخفا بالصلاه یعنی شیعیان ما - شفاعت ما به شما نمیرسه اگه نماز رو سبک بشمارید - یا صاحب الزمان یاد نماز آخر ابی عبداله افتادم .سعید ابن عبداله حنفی سینه سپر کرد تا امام نمازش رو اقامه کنه - همین که نماز آقا تمام شد سعید روزمین افتاد -

آخرین گفتگوی سعید با امام حسین علیه السلام :

سعید که آخرین لحظات عمرش بود احساس کرد امام  بالا سرش ایستاده عرضه داشت : «اوفیت یابن رسول الله » ای فرزند رسول خدا، آیا وفا کردم؟ امام پاسخ دادند: «نعم انت امامی فی الجنه » بله تو پیشاپیش من در بهشت برین هستی.

مرثیه شهادت امام صادق علیه السلام

دلهامونو روانه کنیم بریم ببینیم مدینه چه خبره ..." ساعت های آخر عمر امام صادق هست" دوباره یکی از گلهای زهرا رو پرپر می کنن،اما الان اگه مدینه باشی،کنار بقیع خبری نیست...." هیچ کسی تو مدینه لباس عزا به تن نکرده ..." آخه این بچه های فاطمه غربت و از مادر به ارث بردن*

غروب سرخ نگاهش، به رنگ ماتم بود

غریب شهر خودش نه،غریب عالم بود

چقدر روضه ی کرببلا به پا میداشت

*شعرا و روضه خوان ها رو که دعوت می کرد،انقده برا ابی عبدالله گریه میکرد،این بکاء بر سیدالشهدا رو ما از مدرسه ی امام صادق به عنوان جلسات و هیئات به ارث داریم*

چقدر روضه ی کرببلا به پا میداشت

به روی سر در خانه همیشه پرچم بود

اگر چه زخم جگر تازه میشد اما باز

برای داغ دلش روضه مثل مرهم بود

*فرمود گریه ی بر جد غریب ما ابی عبدالله،یه فرح و نشاطی تو دل گریه کن به ارث میزاره،که تا قیامت این شادمانی از دلش بیرون نمیره*

همیشه در وسط کوچه ی بنی هاشم

پر از تلاطم اشک و مصیبت و غم بود

شبی که در تب آتش بهشت او می سوخت

*خونشو مثل مادرش فاطمه آتش زدن،آتش به درون خانه سرایت کرد،از این حجره به آن حجره،چقدر اهل و عیال حضرت ترسیدن،اومد مثل مادر وسط آتش ایستاد*

چقدر شبی که در تب آتش بهشت او می سوخت

شکسته قامت و آشفته حال و در هم بود

وسط آتش ایستاد فرمود:*ان ابن ابراهیم خلیل الله* (این یه مصیبت ...)

شتاب مرکب و پای برهنه ی آقا

میان کوچه زمین خوردنش مسلم بود

*اگه یه وقت جوان رشیدالقامتی باشه،دنبال مرکب بدواننش،پابه پای مرکب حرکت میکنه،اما خدا نکنه اینی که پشت مرکب دارن میدوننش یه پیرمرد باشه،مثل امام صادق یا یه بچه ی سه چهار ساله باشه،مثل بچه های ابی عبدالله ..."

شتاب مرکب و پای برهنه ی آقا

میان کوچه زمین خوردنش مسلم بود

کبود زخم طناب و اسارت و غربت

چقدر در نظرش کربلا مجسم بود

*عجب مصیبت هایی،دونه دونشو یا یاد مدینه می کرد یا یاد کربلا می افتاد*

خلاصه لحظه ی آخر زمان تدفینش

بساط غسل و بساط کفن فراهم بود

در آن زمان به خدا هر دلی پریشان

شهید بی کفن وادی محرم بود

به زخم پیکر گل بوریا نمی پیچید

اگر که پیرهن پاره پاره ای هم بود ....

*چندین هزار نفر امروز برا دفنش تو مدینه اومدن" با چه عزت و احترامی دفنش کردن، (درستشم همینه) فرزند پیغمبر احترام داره؛بچه ی فاطمه محترمه؛اینجا چهارهزار نفر برا تشییع جنازه ی عزیز زهرا اومدن،کربلا هم سی هزار نفر اومده بودن،آخ بمیرم ...." عوض گل باران این بدن،چه کردن؟!! فقط یه جمله و زیارتو شروع کنم،کاری کردن که حتی خواهرش بدن برادر رو نشناخت،گفت داداش:*

ته گودال فقط پیکر تو مانده و من

همه رفتن،فقط مادر تو مانده و من

حسین

شهادت امام صادق(علیه السلام)

امام صادق(ع)-شهادت گوشواره برای سینه زنی (کشته ی زهر جفا یا امام صادق )

 

سال‌ها آب شدم سوخت ز پا تا به سرم

آخر ای زهر جفا شعله زدی بر جگرم

 

کشت منصور ستم پیشه ز بیداد مرا

کاش می‌کرد دمی شرم ز جد و پدرم

 

دلِ شب بود که دشمن به سرایم آمد

برد از خانه برون وقت نماز سحرم

 

سال‌ها داغ بنی‌فاطمه را می‌دیدم

کس ندانست که یک عمر چه آمد به سرم

 

بارها تیغ کشیدند پی کشتن من

بارها سیل بلا برد به موج خطرم

 

دشمن آن لحظه که بر خانۀ من آتش زد

یاد آمد ز غم مادر نیکو سیرَم

 

دل شب خصم مرا برد به قصر منصور

یاد از بزم یزید آمد و از طشت زرم

 

«میثم» از تربت بی‌شمع و چراغم پیداست

که چو جد و پدرم از همه مظلوم‌ترم

 

غلامرضا سازگار

نوحه زمینه - دسته عزاداری امام ِ صادق (علیه السلام)

 شعر از استاد حاج غلامرضا سازگار

مولا امام ِ صادق...

 

آن طائر بهشتی،تنها در آشیانه

چون شمع در دل ِ شب،می سوخت عاشقانه

سوزش شرار سینه،ذکرش ترانه ی لب

آهش به اوج افلاک،اشکش به رخ روانه

کی دیده زاهدی را،وقت عبادت شب

با دست بسته دشمن،بیرون بَرَد ز خانه

او با کهولت ِ سن،با قامت ِ خمیده

این با قساوت قلب،در دست تازیانه

کاهیده بُد تن او،کز بهر کشتن او

منصور لحظه لحظه،بگرفت ازو بهانه

آن زاده ی پیمبر،اِرثیه اش ز حیدر

این بود کز سرایش،آتش زند زبانه

هفتاد سال عُمرش،هفتاد سال غم بود

هر لحظه دید بیداد،از فتنه ی زمانه

آن عزّت رفیعش،آن غربت بقیعش

جُز تلّ خاک نَبوَد،از قبر او نشانه

میلاد امام صادق (علیه السلام)

صادق که امام و رهبر و هادی ماست  

واندر کف اوسرخط آزادی ماست

فرمود : شود به حشر با ما محشور 

هر کس که شریک در غم و شادی ماست

آفرینش را کتاب ناطقی                    اهل بینش را امام صادقی

نور دانش از چراغ علم تو

                    لاله می روید ز باغ حلم تو

روشنی بخشیده بر اهل جهان           همچو قرص آفتاب از آسمان

اهل دانش سائل کوی تواند

       تشنه کامان لب جوی تواند

خضر در این آستان هوئی شنید          بوعلی زین بوستان بوئی شنید

نیست تنها شیعه مرهون دمت

              ای گدای علم و عرفان عالمت

قلب هستی شد منیر از این  چراغ            بوبصیر آمد بصیر از این چراغ

مکتب فضلت مفضّل ساخته

       شورها در اهل فضل انداخته

 

 

از تو دل دریای نور داور است             چون بهار مجلسی پرگوهر است

شیعه باشد تا قیامت روسفید    

       کز توأش پیرست چون شیخ مفید

مشعل تقوا و دینداری زتوست

       شیخ طوسی ، شیخ انصاری ز توست

گوهر بحر العلوم ازبحر توست            

ابن شهر آشوب ها از شهر توست

مکتبت شیخ بها می پرورد

              سید طاووس ها می پرورد

این شعار ما به هر بام و دریست

اهل عالم مذهب ما جعفریست

شعله در دست غلامت رام شد         صبح باطل از هشامت شام شد

آفتاب از ظل استقلال توست     

علم همچون سایه در دنبال توست

ای وجود عالمی در دست تو

              ای چراغ عقل ها در دست تو

ای فروغت تافته  در سینه ها

              روشن از تصویر تو آئینه ها

تا تو هستی پیشوای مذهبم

              ذکر حق آنی نیفتد از لبم

ذرّه ای از نور خورشید توام

       هر چه ام در معرض دید توام

مذهبم را بر مذاهب برتری است        

ایده و مشی و مرامم جعفری است

گشته هستی غرق در گل                       غرق در نور از دو خورشید 

شد مدینه همچو مکّه                             وادی طور ازدو خورشید

جلوه گر شد نور احمد                                          آن فروغ روی ایزد (2)

                       

یا محمّد یا محمّد ، یا محمّد یا محمّد (2)

مژده مژده شادمانی                                                   بر شب غم فائق آمد

بر نبوّت احمد آمد                                                بر امامت صادق آمد

از چنین شادی مجدد                                           لعل هستی خنده می زد(2)

 

یا محمّد یا محمّد ، یا محمّد یا محمّد (2)

مکّه دارد گلستانی

نو گل از باغ جنانی

در مدینه می نوازد                                 جان و دل را عطر ایزد

آفتاب روی سرمد                                   از افق اکنون برآمد (2)

یا محمّد یا محمّد ، یا محمّد یا محمّد (2)

 

بر احمد و آل هر کسی عاشق شد    

بر هستی عشق بی گمان فائق شد

ای شیفتۀ آل محمد اکنون                       میلاد امام جعفر صادق شد

مولودی پیامبر (ص) وامام صادق (ع)

شد باز به روی خلق باب برکات   

       خواهی تو اگر ز درگه دوست برات

بفرست ز جان و دل به آوای جلی

بر   خاتم   انبیاء    محمد   صلوات

------------

مولودی

گشته هستی غرق در گل                               غرق در نور از دو خورشید 

شد مدینه همچو مکّه                                       وادی طور ازدو خورشید

جلوه گر شد نور احمد                                       آن فروغ روی ایزد (2)

                      یا محمّد یا محمّد ، یا محمّد یا محمّد (2)

مژده مژده شادمانی                             بر شب غم فائق آمد

بر نبوّت احمد آمد             بر امامت صادق آمد

از چنین شادی مجدد           لعل هستی خنده می زد(2)

 

                     یا محمّد یا محمّد ، یا محمّد یا محمّد (2)

 

مکّه دارد گل در آغوش        بتکده گردد فراموش

در مدینه می نوازد                      جان و دل را عطر ایزد

آفتاب روی سرمد      از افق اکنون برآمد (2)

                    یا محمّد یا محمّد ، یا محمّد یا محمّد (2)

مولودی - 2

کـــعبه دلـــها مــحمد (2)  

              عُـــروةُ الـوثـقـی مــحمد

مـظهر اســــــماء مــحمد  

               ذکــــر ایــن لبــها محمد

 یا محمد، یا محمد یا محمد، یا محمد

 ای چـــراغ آســمانها روشـن از بـرق نـگاهت

شـمع بـزم آفریـنش، جـلوه ای از روی مـاهت

 

طـفل خِـلقت از طُفیلت، سیر هستی در پـناهت

عــالم هــستی شد از، مـــیلاد تــو زیـــــبا محمد

 یا محمد، یا محمد یا محمد، یا محمد

 یـا رسول الله کـه فـخر کــائنات و مــمکناتی

 

  بـرترین نـور هُـدایی، بـهترین فُــلک نــــــــجاتی

 مظهر صلح و صفایی، معنی صَوم و صَلاتی

 

داده یــزدان پــیروی از دیـن تـو بـر مـا مـــحمــد

 یا محمد، یا محمد یا محمد، یا محمد

 

از فــروغ روی مـاهت، جلوه ها خورشید دارد

 از کـمالت سر فـــــــــرازی، مـلت تـــــوحید دارد

 

رحــمتت نـازم که شیطان هم از آن امید دارد

 رحمة للـعالمین، یـــــــــاسین و طــاهــائی مــحمد

 

یا محمد، یا محمد یا محمد، یا محمد

 

ای رسـول مـحترم ای خــاتم و خـــتم رسولان

ویـکه بـعد از تـو دگـر پـیغمبری نـامد بـه دوران

 

جشــــــن مــیلاد تو دارد مـلت اسلام و قــرآن

 از شــکوه جـشن تو شــادی بُـــود مـــــا را مـحمد

 

یا محمد، یا محمد یا محمد، یا محمد

واحد - شهادت امام صادق علیه السلام

 

جانم به فدای تو/ای یوسف پیغمبر

ای ذرّیه ی زهرا/آیات خوش ِ کوثر

ای نور حقایق/بر هر دل عاشق

ای جلوه ی رحمت/یا حضرت صادق

یا حضرت صادق...

ای نور کلام تو/آیینه ای از قرآن

ای قبر خراب تو/عرش دل مشتاقان

نور تو به چشم و/شور تو به سینه

ما را بطلب تا/آییم به مدینه

یا حضرت صادق...

در وادی مظلومی/غرق شرری آقا

از زهر ستمکاران/پاره جگری آقا

با قلب حزین و/شیدا زده ناله

با ذکر بُنَیَّ/زهرا زده ناله

یا حضرت صادق...

----------------------------------------------------------------------------------

سیـــــــــــــّدی یـــــــا بن الحسن (2) رخــــــــــت مـــــــــــــــــاتم کن به تن (2)

مُجریَ احکام دین، قرآن ناطق کُشته شد(2) نوح آل مصطفی، امام صادق کشته شد(2)

در مَه شوال بر پا شورِ عاشورا شده (2) شهر یثرب کربلا، خونین جگر زهرا شده

سیـــــــــــــّدی یـــــــــــــــابن الحسن (2) رخـــــــــــــت مـــــــــــــــاتم کن به تن (2)

میوۀ قلب نبی چشم و چراغ بو تراب (2) پیکـــــــــرش از آتش زهر ستم گردیده آب

گرد غم بر قبر بی زوّار او بنشسته است (2) روز و شب پیوسته درهای بقیعش بسته است

سیــــــــــــــــتّدی یــــــــــــــــا بن الحسن (2) رخـــــــــــت مـــــــــــــــــــــاتم کن به تن (2)

ای عجب بـــــــــــــار دگر، حق پیمبر شد ادا در کنـــــــــــــــــار تربتش فرزند پاکش شد فدا

مـــــــــــــوسی جعفر نه تنها بلکه اُمّت شد یتیم دانـــــــــش و تقوا و ایمان و فضیلت شد یتیم

سیــــــــّدی یـــــــــــابــــــــــن الـــــــحسن (2) رخـــــــــــــــت مـــــــــــــــاتم کن به تن (2)

[ غلامرضا سازگار] ( میثم )

شور امام صادق (علیه السلام)

به نوکریِ درِ خونَت همه ما می نازیم

با نابودی آل سعود حَرَمِت و می سازیم

ای مزارِ بی چراغت بهشت آرزوی من

این مدال نوکری ام تمام آبروی من

ای عزیز طاها یابن زهرا(س)               ای امید دلها یابن زهرا(س)

نور حیّ یکتا یابن زهرا(س)                دلبر و دل آرا یابن زهرا(س)

به وفای تو ای با وفا مائیم که دل می بازیم

با نابودی آل سعود یابن زهرا(س)

شور عشق  روی شما تا به ابد در سینه ام

سینه زنم،گریه کنم،آواره ی مدینه ام

جان من فدای یابن الزهرا(س)    درگهِ رفیعت یابن الزهرا(س)

توتیای چشمم یابن الزهرا(س)       تربت بقیعت یابن الزهرا(س)

بیچاره ایم و همه آقا   در پی چاره سازیم

با نابودیِ آل سعود...

آید روزی که ببینم گلدسته های شما را

بعد از بقیع زائر شوم قبر شاه کربلا را

ای تو قبله ی جان   یا ثارالله...ای بهار ایمان یا ثارالله

ای قتیل عریان یا ثارالله...یا ذبیحَ العطشان یا ثارالله

به شب سیاه قلب ما      هستی تو نور مهتاب

ایشالا ما هم شهید بشیم   به پای عشقت ارباب

نوحه زمینه

دم زمینه یا واحد سنتی – شهادت امام صادق علیه السلام

کشته ی زهرا جفا یا مولا یا مولا

صادق آل عبا یا مولا یا مولا

 

از بار غم خمیدی واویلا واویلا

چه ستمها کشیدی واویلا واویلا

 

رفتی به کاخ اعدا واویلا واویلا

بی عمامه بی عبا واویلا واویلا

 

دستت از کینه بستند واویلا واویلا

حُرمتت را شکستند واویلا واویلا

 

اشکت جاری از دیدهواویلا واویلا

یاد سر بریده واویلا واویلا

 

یاد ظلم تحمیلی واویلا واویلا

یاد آثار سیلی واویلا واویلا

نوحه

یه مدینه، یه بقیعه، یه امامه ولی حرم نداره

سینه زن ها، کسی نیست تا روی قبرش یه دونه شمع بذاره

غریب آقام غریب آقام غریب آقام، آقام امام صادق

دل بی تاب، دیگه شد آب که تو آفتاب نه سایه بونی داره

نه یه خادم، نه یه زائر نه کنارش یه روضه خونی داره

فدا اشکت، فدا آهت، فدا قبرت آقا، فدای صبرت آقا امام صادق

یعنی میشه بیاد اون روز که ببینم می ریزم آب رو قبرت

مرد خسته دل شکسته دست بسته شبیه جدش حیدر

می برندش نیمه ی شب به زیر لب می گه مادر

غریب آقام غریب آقام، غریب آقام، آقام امام صادق

دل مضطر ،آتیش در، اشک دختر دوباره توی مدینه

زنده کرده یاد مادر یاد بابا یادِ شکسته سینه

غریب آقام غریب آقام، غریب آقام، آقام امام صادق

بی حرمتی به آل عبا چند می کنی شب مرغ را اسیر کمند می کنی

بر من هر آنچه خواست دلت نا روا بگو اما بیا به مادر من ناسزا نگو

 

اشعار میلاد امام صادق (ع)

فروزان از دو مشرق در سحرگاهان دو ماه آمد

دوخورشید جهان افروز ، در دو صبحگاه آمد

دو موسی از دو دریا ، یا دو یوسف از دو چاه آمد

دو رهرو ، یا دو رهبر ، یا دو مشعل دار راه آمد

دو شمع جمع بزم جان ، دو رکن محکم ایمان

دو بحر رحمت  و غفران دو دست قادر منان

دو آدم خو ، دو یوسف رو ، دو موسی ید ، دو عیسی دم

دو سرو ناز یا دو نازنین ریحانه پیدا شد

دو شمع آفرینش ، یک جهان پروانه پیدا شد

دو رحمت را فزاینده ، دو دلها را رباینده

یکی بر اولیا سادس ، یکی بر انبیا خاتم

بشارت ای تمام عالم هستی بشیر آمد

گل بستان سرای آفرینش در کویر آمد

محمد (ص) ای چراغ روشنی بخش جهان آرا

بر افروز و بر افروزان بنور خویش دل ها را

 

هماره بوی عطر خلد از خاک درت خیزد

همیشه نور توحید از فراز منبرت خیزد

ندای تفلحوا از مکتب جان پرورت خیزد

فروغ دانش از کرسی درس جعفرت خیزد

ششم مولا ششم رهبر ، ششم هادی ششم سرور

ششم فرمانده داور ، ششم فرزند پیغمبر

که شش خورشید حق از سلب او تابیده در عالم

بعصمت مادرش زهرا (س) بصورت چون حسن (ع) زیبا

حسینی خو علی (ع) سیما امام باقرش بابا