زمینه ورودی به کربلا

رسیده بار دیگر،ز ره ماه محرم

بزن بر سینه و سر،شده هنگام ماتم

حسینم وا حسینا۲

 

گل پیغمبر آمد،عزیز حیدر آمد

با هفتاد و دو حاجی،به چشمان تر آمد

حسینم وا حسینا۲

 

صفای عالمین است،امید زینبین است

حرم را نور عین است،گل زهرا حسین است

حسینم وا حسینا۲

 

رسیده کاروانی،همه غرق ولایند

به راه دین و قرآن،تمامی جانفدایند

حسینم وا حسینا۲

 

غریب و دلشکسته،ببین زینب نشسته

در این دشت بلاجو،شده غمگین و خسته

حسینم وا حسینا۲

 

علی اکبر رسیده،علی اصغر رسیده

اباالفضل علمدار،گل حیدر رسیده

حسینم وا حسینا۲

 

شود این دشت غمگین،حریم کبریایی

حریم آل طاها،تمامی کربلایی

حسینم وا حسینا۲

 

گلان آل اطهار،شوند پرپر ز کینه

ببیند بر روی نی،سر بابا سکینه

حسینم وا حسینا۲

 

#رضا_یعقوبیان 

 

#هلال_محرم 

 

@yaghubianreza

نوحه ورودی به کربلا

ای شیعیان ماه محرم رسید

هنگامه ی غصه و ماتم رسید

ماه غم رسیده

محرم رسیده

بقیه اله آجرک الله۲

 

ماه عزا و ماتم حسین است

لبریز عالم از غم حسین است

شد مه محرم

ماه رنج و ماتم

بقیه اله آجرک الله۲

 

ماهی که خون گردد دل فاطمه

بر لب اهل دل بود زمزمه

خون دل عالم است

اشک ما مرهم است

بقیه اله آجرک الله۲

 

خون جگر حبل المتین در این ماه

پرپر شود گل های دین در این ماه

پرپر از کین شوند

فدای دین شوند

بقیه اله آجرک الله۲

 

محرم و جان همه بر لب است

خون جگر دخت علی زینب است

صبر او کم شود

قامتش خم شود

بقیه اله آجرک الله۲

 

ماهی که غربت حسین شد احساس

افتد ز پیکر هر دو دست عباس

خونجگر حسین است

دیده تر حسین است

آجرک الله۲

 

#رضا_یعقوبیان 

 

#هلال_محرم 

 

@yaghubianreza

مرثیه مناسب نوحه خیابان ورودی

** حسین جانم حسین **

منایی از منای حاجیان زیباتر است این جا 
مران ای ساربان محمل که حج اکبر است این جا 

مران ای ساربان محمل، تماشا کن، تماشا کن 
که یک گلخانه گل با من ز زخم اکبر است این جا 

مران ای ساربان محمل که می بینم به چشم دل 
روان بر شانه ام خون از گلوی اصغر است این جا 

مران ای ساربان محمل دعا کن خون شود دریا 
که سقای حرم از تشنگان تشنه تر است این جا 

مران ای ساربان محمل که در شام عزای من 
غبار آلوده ماه عارض پیغمبر است این جا 

مران ای ساربان محمل که فردا بر لب دریا 
مرا آب از دم شمشیر و تیر و خنجر است این جا 

مران ای ساربان محمل که هفتاد و دو یار من 
بدن هاشان در این صحرای خونین بی سر است این جا 

مران ای ساربان محمل، بسوز ای دل! بسوز ای دل! 
که با خواهر مرا صحبت ز خونین حنجر است این جا 

مران ای ساربان محمل که با دست خزان فردا 
گل سرخ و سفیدم لاله ی نیلوفر است این جا 

مران ای ساربان محمل که هفتاد و دو قربانی 
مرا تقدیم ذات پاک و حی داور است این جا 

غبار کربلا را توتیای دیده کن "میثم" 
که خاکش تربت هفتاد خونین اختر است این جا 
 

نوحه سنتی و زنجیرزنی ورودیه محرم -(دوباره آمده شور محرم)

دوباره آمده شور محرم (2)
سراسر عالم هستی پر از غم
عزا هر جا به چا شد
جهان ماتم سرا شد
مصیبت وا مصیبت (2)
********
بود درد و غمی سنگین به سینه (2)
ز ره آمد گل باغ مدینه
پر از غم گشته دنیا
شده خون قلب زهرا
مصیبت وا مصیبت (2)
********
به قلب شیعیان ماتم رسیده (2)
ز ره یک کاروان غم رسیده
بود این ذکر هر لب
امان از دل زینب
مصیبت وا مصیبت (2)
********
دل زینب شده پر غم دوباره (2)
بریزد از دو چشمانش ستاره
کنار نور عینش
بود ذکر حسینش
مصیبت وا مصیبت (2)
********
بود این سرزمین منزلگه عشق (2)
شود کرب و بلا قتلگه عشق
سر خون خدا را
زند بر نیزه اعدا
مصیبت وا مصیبت (2)
********
شاعر: رضا یعقوبیان
منبع: سایت امام هشت
www.emam8.com

نوحه سینه زنی و زنجیر زنی ورودیه کربلا -(آمده ماه محرم ماه درد و رنج و ماتم)

آمده ماه محرم (2)
ماه درد و رنج و ماتم
آمده کربلا پور حیدر
خوش شده قلب زهرای اطهر
یا حسین یا حسین یاحسین جان (2)
********
آمده با نوجوانش (2)
گشته هر دم بی قرارش
در کنارش بود روح احساس
شیر یل چون ابوالفضل العباس
یا حسین یا حسین یاحسین جان (2)
********
زینب او در کنارش (2)
گشته هر دم بی قرارش
گرید و سوزد و ناله دارد
بهر پرپر شدن لاله دارد
یا حسین یا حسین یاحسین جان (2)
********
یا حسین روح و روانم (2)
تو ببین اشک روانم
من برایت بمیرم حسین جان
غربتت را نبینم حسین جان
یا حسین یا حسین یاحسین جان (2)
********
کربلا باشد منایم (2)
من در اینجا جان فدایم
این زمین جایگاه حسین است
روی آن قتلگاه حسین است
یا حسین یا حسین یاحسین جان (2)
********

می شوم ای نور دیده(2)
من در اینجا سربریده
می رسد جان من بر لب من
کن صبوری تو ای زینب من
یا حسین یا حسین یاحسین جان (2)
********
اندر اینجا ظالمانه (2)
دشمنت با تازیانه
می زند بر تو و بچه هایم
روی نیزه به فکر شمایم
یا حسین یا حسین یاحسین جان (2)
********
شاعر: رضا یعقوبیان
منبع: سایت امام هشت
www.emam8.com

نوحه ورود به کربلا

لب تشنۀ جام بلا ابی‌عبدالله

خوش آمدی به کربلا ابی‌عبدالله

یا ثارالله و ابن ثاره

 

دامان قرآن را به خون شست‌وشو دادی

به خاک سرخ کربلا آبرو دادی

یا ثارالله و ابن ثاره

 

شمشیرها منتظر پیکر پاکت

گودال خون دلدادۀ جسم صد چاکت

یا ثارالله و ابن ثاره

 

ای آب‌ها شرمندۀ لب عطشانت

پامال سمّ اسب‌ها جسم عریانت

یا ثارالله و ابن ثاره

 

بر نیزه‌ها و شمشیرها اکبر آوردی

برای تیر حرمله، اصغر آوردی

یا ثارالله و ابن ثاره

 

خوش آمدی با آن همه لاله و یاست

باید شود از تن جدا دستِ عباست

یا ثارالله و ابن ثاره

 

قدم قدم نام خدا بر لب آوردی

رقیه و سکینه و زینب آوردی

یا ثارالله و ابن ثاره

نوحه ورودیه دهه محرم

نـــدا آمـد ســرخـوشان بـلا عـــاشقان خـدا ترک سرباید

ندا آمد فصل معرفت است دل به طور یقین شعله ‌ور باید

منای ما کربلای ماست      نینوا اینجاست

کربلا اینجاست

 

ندا آمد کعبه گر هدف است حجّ خون شرف است فصل میقات است

خــدا مــا را خـوانـده بهـــر وصال شـوق وادی عشق جلوۀ ذات است

منای ما کربلای ماست      نینوا اینجاست

کربلا اینجاست

 

نــدا آمد کای خدا نظران گشته کار جهان ظلم و بدخواهی

کتاب و وحی و رسالت و دین گشته ملعبۀ دست گمراهی

منای ما کربلای ماست      نینوا اینجاست

کربلا اینجاست

 

چنین فرمود من حسینم و نیست پیروی ز ستم رسم و آئینم

مـن از نســل غیــرت و شــرفم روح حــق طلبی عزّت و دینم

منای ما کربلای ماست      نینوا اینجاست

کربلا اینجاست

 

نگردد تا هتک حرمت حق از طواف حرم دیده می‌بندم

شـدم مشتــاق لقـای خـدا بـر شهادت خود آرزومندم

منای ما کربلای ماست      نینوا اینجاست

کربلا اینجاست

 

من و بیعت با یزید و ستم حاش لله اگر این روا باشد

بـه ذلّت هرگــز رضـا نشـوم گـر تنم به بلا مبتلا باشد

منای ما کربلای ماست      نینوا اینجاست

کربلا اینجاست

 

بــرای احیــاء دیــن خــــدا جــــان فشـانـم و بـاکـم ز دشمـن نیـست

در این وادی مقصدم همه اوست عزم و همت من جز رسیدن نیست

منای ما کربلای ماست      نینوا اینجاست

کربلا اینجاست

 

شهادت ایمان و راه منست تکیه‌گاه منست لطف یزدانم

رضـایم مــن بـر رضای خدا گر که کشته شوم با جوانانم

منای ما کربلای ماست      نینوا اینجاست

کربلا اینجاست

 

روضه کوتاه امام حسین (ع) - رسیدن کاروان کربلا

«اَلسَّلَامُ عَلَیکَ یَا رَحْمَةِ اللهِ الْوَاسِعَة وَ یا بابَ نجاةِ الاُمَة»

قافله رسید کربلا ... همه رو نگه داشت ، دونه دونه داره میپرسه : مَاْ اسمُ هَذِهِ الأَرْض؟ ... اسمِ این سرزمین چیه ؟... نه این که ابی عبدالله نمیدونه اینجا کجاست ... بیستُ پنج سالِ قبل با پدرش علی اومد اینجا ، دید باباش علی دو رکعت نماز خواند ... تو سجدۀ آخر به خیلی گریه کرد ... بعد از اینکه نمازش تمام شد ، مشتی از این خاکُ برداشت ، اول بو کرد و فرمود : هذا مَصارِعُ عُشّاق ... بعد اونایی که علی رو نمیشناختن ، گفتن آقا جان ، چرا اینجوری گریه میکنی ؟ فرمود دارم میبینم ... حسینم اینجا تو خون داره دستُ پا میزنه ...

دونه دونه اسامی رو شنید ، تا گفتن نامِ این سرزمین کربلاست"فَابْک الْحُسَیْنِ ..." گریه کرد ... فرمود همین جا خیمه ها رو برپا کنید
هر منزلی که میرسیدن ، اول اصحاب سوار می شدن و میرفتن ، تاریخ مینویسد تا دونه دونه زنُ و بچه رو خودش سوار نمی کرد ابی عبدالله سوار نمی شد ... اینجا که رسیدن نمیدونم چرا صدا زد عباس ... تو این زنُ و بچه رو پیاده کن ...

با چه عزتُ و احترامی این زن و بچه رو پیاده کرد ... عباس جان خیمۀ زن و بچه ها رو تو پَستی بزن ... مبادا اینا معرکۀ جنگُ و ببینن ... همینم شد ... هیچ کدومِشون معرکۀ جنگُ و ندیدن ...

... اما دوجا زینب پا برهنه از خیمه بیرون اومد ... یکی برا مَقتَلِ علی اکبرِ ... دوم برا مَقتلِ خودِ حسینِ ... این مسیرِ طولانی رو دخترِ علی پا برهنه می دوید ... آخ بمیرم دید آن چه را که نباید ببیند ... سی هزار نفر محاصرش کردن ...

او می دوید و ....

دست رویِ سر گذاشت ... راوی میگه دیدم ، دخترِ علی زمین میخوره ، هی بلند میشد ، هی میگه یا غیاثَ المُستَغیثین ... اما دیدن لحنِ مناجاتِ زینب عوض شد ...

هی میگه واحُسِینا ... اخه دید : وَ الشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِکَ .....

حسین ....
✼✾══┄══✧══┄══✾✼
@babolharam_mihanblog_com

نوحه ورودی محرم

باز از ره می رسد ،ماه غم ماه عزا

                                   بر مشامم می رسد،بوی خاک کربلا

   آید از هر جا نوای یا حسین             یـــابن زهرا یا حســـــین

                                    *********

  کاروان خسته دل،آید از کوی خدا

                               با دلی لبریز عشق،می رود سوی خدا

  قافله سالارشان مولا حسین              یــــابن زهرا یا حســین

                             ***********

   چشمه ی چشم همه ،همچو دریا می شود

                             غرق در امواج غم ،قلب زهرا می شود

  ذره تا خورشید گوید یا حسین           یـــابن الزهرا یا حسین

                             ************

  باغبانی همرهش،لاله های ارغوان

                              شیره خواره کودکی،بلبل این کاروان

قبله عشق همه گل ها حسین            یابن الزهرا یا حسین

                              ************

 آن طرف با بانوان،کودکان دل نواز

                       در کنار عمه اش،یک سه ساله غرق ناز

  دائما دارد به لب بابا حسین              یابن الزهرا یاحسین

نوحه - ورودی

باز از ره می رسد ، ماه غم ماه عزا

  بر مشامم می رسد ، هرلحظه بوی کربلا

   آید از هر جا نوای یا حسین  

           یـــابن زهرا یا حســین

                                    *********

  کاروان خسته دل،آید از کوی خدا

     با دلی لبریز عشق،می رود سوی خدا

  قافله سالارشان مولا حسین             

یــــابن زهرا یا حســین

                             ***********

   چشمه ی چشم همه ،همچو دریا می شود

       غرق در امواج غم ،قلب زهرا می شود

  ذره تا خورشید گوید یا حسین          

یـــابن الزهرا یا حسین

 ************

  باغبانی همرهش ،لاله های ارغوان

          شیره خواره کودکی،بلبل این کاروان

قبله عشق همه گل ها حسین 

یابن الزهرا یا حسین

 

 

نوحه ورود به کربلا(3)

[ فریـــــاد یا محمــــــدا    

                           حسین رسیده کربلا]

 ای ناقه ها آهسته تر               

              فاطمــــــه گردد بی پسر

سقا شودبی دست وسر     

                    وا ویـــــــلتا از این سفر

[ فریاد یا محمـــــدا  

                                  حسین رسیده کربلا]

در این سفر سرها شود     

                     لب تشنه از پیکر جدا

در این سفر اصغر شود             

             در یاری بابا فدا

 در این سفر پرپر شود   

                       گل های بستان خدا

[فریاد یا محمدا            

                    حسین رسیده کربلا]

در این سفر گل می رود  

                   در موج خون دامن کشان

 در این سفر رخساره ها      

                می گیرد از سیلی نشان

در این سفر هر کودکی    

                    با دامن آتش فشان

 گردد به صحرا خون جگر   

                  وا  ویلتا از این سفر

[فریاد یا محمدا                

                 حسین رسیده کربلا]

در این سفر آتش فشان    

                  خورشید عاشورا شود

در این سفر بانگ عطش            

       در خیمه ها بر پا شود

چشم غزالان حرم            

               از تشنگی دریا شود

[فریاد یا محمدا            

                     حسین رسیده کربلا]

در این سفر نیلی شود       

                     رخساره ی خورشیدو ماه

پیغمبر اکرم کند           

                       در خون حسینش را نگه

زهرا در آن دریای خون     

                     زینب در کنار قتلگه

گیرد حسینش را به بر          

                   وا ویلتا از این سفر

[فریاد یا محمدا          

                       حسین رسیده کربلا]

هفتاد و دو حاجی فدا      

                       در مسلخ داور شود

صد پاره تیغ جفا                           

         جسم علی اکبر شود

[فریاد یا محمدا                        

         حسین رسیده کریلا]

در این سفر افتد به خون            

               عرش خدا را قائمه

بر دیدن صحرای خون            

              آید زجنت فاطمه

گاهی کنار قتلگه                    

                گاهی کنار علقمه

خون می فشاند از بصر          

                 گیرد حسینش را به بر

[فریاد یا محمدا                   

                 حسین رسیده کربلا]

 

 

ای نور چشم عالمین ، جانم فدایت یا حسین

ای رُكن ایمانم ،‌ مظلوم حسین جانم

 ******

فدای راه دین شدی ،‌ تشنه نقش زمین شدی

زین غصه گریانم ، مظلوم حسین جانم

****** 

كنار جسم بی سرت ، با گریه گفته خواهرت

ای یار عطشانم ، مظلوم حسین جانم

****** 

با اشك و شور و زمزمه ، ببین عزیز فاطمه

با نا مَحرمانم ، مظلوم حسین جانم

****** 

دلها بود آواره ات ، داغِ تن صد پاره ات

شد قاتل جانم ، مظلوم حسین جانم

 

 

 

 

 

 

 

 

رفتم سوی بازار کوفه امشب

گرید به حالم دار کوفه امشب

من سربه دیوارم حسین ، تنها تو را دارم حسین

مظلوم حسین جان

******

اینجا به اشک میهمان بخندند

اینجا دو دست میهمان ببندند

جانم رسیده بر لبم ، اما به یاد زینبم

مظلوم حسین جان

******

من حاجی ام محرم به آه و دردم

با دست بسته دور تو بگردم

دل بسته ام به موی تو ، مستم ز عطرو بوی تو

مظلوم حسین جان

******

اینجا سخن از طفل شیر خواره است

اینجا سخن از حلق پاره پاره است

من از همه رنجیده ام ، تیر سه شعبه دیده ام

مظلوم حسین جان

******

ای باغبان با لاله ات میایی

با دختر سه ساله ات میایی

صحبت ز گوشواره بود ، صحبت ز گوش پاره بود

مظلوم حسین جان

نوشته روی پرچما حسین غریب فاطمه
چشمای خیس عاشقا داد می‌زنه محرمه

چه خوبه تو حسینیه/ نماز گریه هامون
دعا کنین امضا بشه/ برات کربلامون

نوشته روی پرچما حسین غریب فاطمه

از بچگی تو هیئتا عشقتو یادمون دادن
با روضه‌های کربلا راهو به ما نشون دادن

نوشته روی پرچما حسین غریب فاطمه


هنوز محرم که میاد/ پر می‌کشه دلامون
دعا کنین امضا بشه/ برات کربلامون

نوشته روی پرچما حسین غریب فاطمه


نمک نداره سال ما اگه محرم نباشه
اگه محرم نباشه می‌خوام که عالم نباشه

نوشته روی پرچما حسین غریب فاطمه


دعا کنین که فاطمه دعا کنه برامون
دعا کنین امضا بشه برات کربلامون
نوشته روی پرچما حسین غریب فاطمه

نوحه ورود به کربلا (2)

نوحه ورود به کربلا (2)

شکر که ما کرب و بلایی شدیم

در حــرم عشـق خدایـی شدیم

 

محفـل   دلــدار سلام علیک

  

  

کعبـه   دیــــــدار ســلام علیـک

وعده‌گـه   یــار سـلام علیک

 

 

ما   همگان در تو خدایی شدیم

 

شکر   که ما کرب و بلایی شدیم

در   حـرم عشـق خـدایـی شدیم

 

کرب و بـلا مـــا همـه آماده‌ایم

  

  

سینه   بـه شمشیر بلا داده‌ایم

جان   به کفیم و همه بنهاده‌ایم

 

 

عبـد   خـداییم و خـدایی شدیم

 

شکر   که ما کرب و بلایی شدیم

در   حـرم عشـق خـدایـی شدیم

 

ما   همه سرباز حسینیم و بس

  

  

یـار   سـرافــراز حسینیم و بس

همدم   و همراز حسینیم و بس

   

جمله   امـام الشهدایی شدیم

 

شکر   که ما کرب و بلایی شدیم

در   حـرم عشـق خـدایـی شدیم

 

ما   به ره دوست هدایت شدیم

  

  

مورد   احسان و عنایت شدیم

کشتــه   میــدان ولایــت شدیم 

 

 

بــا   ولــی‌الله ولایــــی شدیم

 

شکر   که ما کرب و بلایی شدیم

در   حـرم عشـق خـدایـی شدیم

 

ما   همگی طالب تـرک سریم

 

  

جــان   بــه کـف زاده پیغمبریم

قاسم   و عباس و علی‌اکبریم

  

 

اهل   زمینیم و سمایی شدیم

 

شکر   که ما کرب و بلایی شدیم

 

ورودی کربلا

آقای جمعه های غریبی ظهور کن

دل را پر از طراوت عطر حضور کن

یک گوشه از جمال تو یعنی تمام عشق

یک دم فقط بیا و از اینجا عبور کن

یا صاحب الزمان

دعای سلامتی مولامان را زمزمه میکنیم

 

«اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً ‏وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً»

 

بار بگشایید اینجا کربلاست

آب و خاکش با دل وجان آشناست

السلام ، ای سرزمین کربلا

السلام ، ای منزل نور خدا

 السلام ، ای وادی دلجوی عشق

وه چه خوش می آید اینجا بوی عشق

السلام ، ای خیمه گاه خواهرم

قتلگاه جان گداز اکبرم

کربلا گهواره اصغر تویی

مقتل عباس مه پیکر تویی

آمدم ، آغوش خود را باز کن

بستر مهمان خود را ساز کن

 

شیخ عباس قمی در نفس المهموم آورده همین که کاروان امام حسین (ع) به کربلا رسید امام سوال کرد اینجا چه نام دارد گفتند عقر امام فرمود نام دیگری هم دارد گفتند نینوا البته به اینجا کربلا هم میگویند حضرت گریه کرد و فرمود ام سلمه به من خبرداد که جبرئیل خدمت پیامبر رسید و گفت امت تو نوه عزیزت را در سرزمینی بنام کربلا به شهادت میرسانند امام خاک آنجا را بویید و فرمود اعوذو بک من کرب والبلا واله این همان خاک است که ام سلمه خبرداده بود.

حضرت زینب (س) خطاب به،:ابی عبدالله (ع) فرمود ،اینجا چه خبره،ابی عبدالله (ع) سه جمله فرمود:اول: هذامقتل رجالنا ، اینجا قتلگاه مردان ماست دوم،هذامذبح اطفالُنا، اینجا محل شهادت اطفال ماست هذایحتکُ نساءنا اینجا به زنهای ما بی احترامی میشه . ،صدا زد داداش ازلحظه ای که اومدیم تواین صحرادیدم ریگهای بیابان به شما سلام میکنند، امام دستور داد خیمه ها را برپا کنند

فرمود:خیمه هارو به پا كنید،دقایقی گذشت. آقا ابی عبدالله دیدند بی بی زینب نیست،خبری از زینب نیست،این طرف آن طرف زینب من كجاست؟ كسی زینب من رو ندیده؟ یه مرتبه دیدند علی اكبر سراسیمه آمد جلو،بابا، عمه رفته پشت یه خیمه ای نشسته زانوهاش رو بغل گرفته،هی زیر لب میگه آخه من چیكار كنم؟آخه من چه جوری بدون تو برگردم؟سراسیمه رسوند ابی عبدالله خودش رو بالا سر زینب، بالا سر زینب ایستاد آفتاب به صورت زینب نخوره،خواهر جان چی شده اینقدر بی تابی؟سرش رو بلند كرد،گفت: حسین، خدا سایه ات رو از سر من كم نكنه. علی اكبر خبرم كرد،گفت:داری بی تابی میكنی،چیه زینب جان؟فرمود:حسین جان از وقتی پام به این زمین رسیده قلبم تحت ِ فشاره

از آن ترسم به غم دم ساز گردم

تو را بگذارم و خود باز گردم

حرف هایی بین این خواهر و برادر رد و بدل شد،همه راجب به امروز شما،زینب جان:اینجا میشه سرزمینی كه قبله ی دوستان ما میشه،از تمام عالم میآن،زیارت میكنند،برای ما گریه میكنند،خدا گناهاشون رو می بخشه،اگه اینجوریه باشه قبوله فچشم،صبر میكنم، حرف ها كه تموم شد سرش رو بلند كرد یه نگاه به علی اكبر .گفت: علی جان یه دون عمه به تو بدهكار شد،رفتی داداشم رو آوردی ممنونم عزیزم،بدهی رو گذاشت زینب، كی بدهی رو داد؟ابی عبدالله بالا سر علی اكبر نگاه كرد دید زینبم نشسته، حسین......

 

با احتیاط لاله ما را پیاده کن

با احتیاط سه ساله ی مارا پیاده کن

عباس جان:

با احتیاط بار حرم را زمین گذار

زانو بزن وقار حرم را زمین گذار

همه رو كه پیاده كرد،جوانان مَحرم بنی هاشم اومدند،دور یك ناقه رو گرفتند،قاسم عنان مركب رو گرفت،اكبر دست عمه رو گرفت،عباس زانوش رو ركاب كرد،همه ی یاران عقب رفتند،فقط محرمها باید بیایند،هیچ كسی تا حالا قد و بالای بی بی رو ندیده.

با احتیاط تا که نیفتد ستاره ای

میترسم آنکه گیر کند گوشواره ای

چشم مُخدرات به سمت نگاه تو

دوشیزگان محترمه در پناه تو

با حوریان رفته به زیر نقابها

یک لحظه روبرو نشدند آفتابها

 

نوحه

غصه وغم ،اشک وماتم رابه من دادی حسین

 بهترین های دوعالم را به من دادی حسین

من محرم تامحرم فطرس این خانه ام

بال من افتاد بالم  را به من دادی حسین

ریزه خواران محرم سفره دارعالمند

سفره های چند حاتم را به من دادی حسین

من کنار سفره های روضه ات ادم شدم

توبه ی مقبول آدم را به من دادی حسین

 

شب جمعه است شب زیارتی ارباب دلها رو روانه کربلای معلّا میکنیم.

 

هردل که غمش واقعه کرب و بلاست

ذکرش به سحر زیارت عاشوراست

گفتم که دلا چرا چنین غمگینی

گفتا غم من مصیبت عاشورا است