نوحه حضرت زینب سلام الله علیها

سینه ام غم دارم امشب

جانم دگر رسیده بر لب

با دل سوی شهر دمشقم

افتاده ام به یاد زینب

واویلتا آه و واویلا۳

زینب رود از دار دنیا

راحت شود از درد و غم ها

از سوز داغ زینب خود

سوزد دل حضرت زهرا

واویلتا آه و واویلا۳

شنیده ای از پشت آن در

از سوز دل ناله ی مادر

همچون حسین و مجتبایت

تو دیده ای خجلت حیدر

واویلتا آه و واویلا۳

دیدی پدر را دست بسته

مولای در خانه نشسته

دیدی که در محراب کوفه

از تیغ کین فرقش شکسته

واویلتا آه و واویلا۳

حس کرده ای رنج و محن را

پاره جگر دیدی حسن را

وقت سحر دیدی تو خواهر

خون گلوی در لگن را

واویلتا آه و واویلا۳

در رنج و درد و ابتلایی

سر تا به پا مهر و وفایی

با آن همه داغ و مصیبت

پیغمبر کرب و بلایی

واویلتا آه و واویلا۳

غم را به دوش خود کشیدی

العطش طفلان شنیدی

پیکر پاره ی حسین را

غرق به خون غلتان بدیدی

واویلتا آه و واویلا۳

دیدی زد آتش خیمه ها را

با کعب نی زد بچه ها را

غلتیده در خون بر روی خاک

دیدی حسین سرجدا را

واویلتا آه و واویلا۳

حس کرده ای عطر گل یاس

اشک تو ریزد همچو الماس

در علقمه دیدی ز کینه

دستان ببریده ز عباس

واویلتا آه و واویلا۳

دیدی بریده حلق اصغر

پیکر صد پاره ی اکبر

در گودی مقتل بدیدی

پیکر در خون سر بی سر

واویلتا آه و واویلا۳

غم دیده ای در کوفه و شام

خوردی ز کین سنگ از لب بام

با این همه رنج و محن ها

تو بوده ای محکم و آرام

واویلتا آه و واویلا۳

گریه و آه و ناله دیدی

پرپر ز کینه لاله دیدی

کنج خرابه شام ویران

جان دادن سه ساله دیدی

واویلتا آه و واویلا۳

ای آن که نور عالمینی

امشب ز چه در شور و شین

ی

بمیرم این لحظه ی آخر

یاد برادرت حسینی

واویلتا آه و واویلا۳

#رضا_یعقوبیان

انتظار و حضرت زینب سلام الله علیها

يا اين دل شكسته ی ما را صبور كن

يا لا أقل به خاطر زينب ظهور كن

ديگر بتاب از افق مكه ، ماه من

اين جاده هاي شب زده را غرق نور كن

با ذوالفقار حضرت مولا بيا و بعد دلهاي شيعه را پرِ حسّ غرور كن

با كوله بار غربت و اندوه خود بيا

از كوچه هاي سينه زني مان عبور كن

امشب بيا كه روضه بخواني برايمان امشب بساط گرية ما را تو جور كن

يا چند صفحه مقتل كرب و بلا بخوان يا خاطرات عمه تان را مرور كن

هم از وفاي ساقي لب تشنگان بگو هم يادي از مصي

بتِ سرخ تنور كن

مدح حضرت زینب سلام الله علیها

ما همیشه ریزه خوار خوان مولاییم و بس

از عناوین جهان مجنون و شیداییم و بس

تا خدا باشد خدا ممنون زهراییم و بس

بنده ی زینب سلام الله علیهاییم و بس

بانوی آزادگان ، آزادمان کرد از جهان

بیشتر مدیون او هستیم در این دودمان

ای مسلمانان مسلمانی ما از زینب است

هم قرار و هم‌ پریشانی ما از زینب است

بین میدان ها رجز خوانی ما از زینب است

نام جاوید سلیمانی ما از زینب است

زینبی ها پای حق تا پای جان می ایستند

مانده عالم تا بفهمد زینبی ها کیستند

هر که دارد در دلش شوق شهادت زینبی است

هر که در عمرش نداده تن به ذلت زینبی است

در جهان هر زن که باشد اهل عفت زینبی است

مرد اگر شد فاتح میدان غیرت زینبی است

آی مردم هر چه آید پیش ، میزان زینب است

چون خداوند اشتراک کل ادیان ، زینب است

افتخار دین و قرآن است بانوی دمشق

چون خدا پیدا و پنهان است بانوی دمشق

تکیه گاه شیرمردان است بانوی دمشق

جان و جانان حسن جان است بانوی دمشق

از جمل تا کربلا میدان به دست زینب است

آرزوی باطل دشمن شکست زینب است

زینب آزاده است مردم ، در عمل نه در شعار

او قیامت آفریده با حیا و با وقار

خطبه هایش بود برّان مثل تیغ ذوالفقار

زن به این مردی ندیده است و نبیند روزگار

هر چه از خوبان شنیدی هست در او جلوه گر

اوست زهرا یا علی یا که خدا یا که بشر ؟

او پیامش را به گوش کل این دنیا رساند

او اگر مظلوم واقع شد ولی ساکت نماند

ایستاد و دشمن حق را سر جایش نشاند

بی جهت او را خدایش زینت مولا نخواند

حیدری که زینت از عرش تا فرش خداست

زینتش تنها در عالم بانوی کرببلاست

زینب آمد راه را بر ما نمایان کرد و رفت

زینب آمد عاشقی ها را دو چندان کرد و رفت

زینب آمد کربلا را شهر شیران کرد و رفت

"زینب آمد شام را یکباره ویران کرد و رفت"

زینب آمد عشق را جور دگر تفسیر کرد

زینب آمد راه و رسم عاشقی تغییر کرد

زینب کبراست فخر عترت و قرآن و دین

زینب کبراست بانوی رقیه آفرین

در مقامات جنابش بس بُوَد تنها همین

در رهش عباس قربان می کند ام البنین

هر کسی گشته حسینی ، هست زینب مرجعش

ملجاء اهل حرم عباس و زینب ملجأش

گریه کن ای شیعه بر او ، گریه کن با مادرش

بی حسینش ماند ... این اصلا نمی شد باورش

بر سرش آمد چه ها ، نشناخت او را همسرش

بود باران ، دم به دم ، یکسال و نیم آخرش

آمدم دنیا که بر زینب عزاداری ک

نم

مانده ام که بر کدامین غصه اش زاری کنم

شاعر: #محمد_حسین_رحیمیان

شعر میلاد حضرت زینب سلام الله علیها

باز امشب جهان پر از نور است

همه جا غرق شادی و شور است

شهر یثرب چو وادی طور است

این ندایی چو نفخه صور است

می رسد نور منجلی امشب

آمده زینت علی امشب

پیک رحمت چه خوش خبر داده

نخل و بستان دین ثمر داده

حق به زهرا قرص قمر داده

مرتضی را بهین گوهر داده

پیک وحی دارد این نوا امشب

آمده شور کربلا زینب

زد قدم در جهان گل حیدر

هستی و روح و جان پیغمبر

خنده شوق بر لب مادر

بگرفته ورا چو جان در بر

این گل یاس زینب زهراست

همچو مادر شفیعه عقباست

عاشقان عاشقان بهار آمد

بیقراران به جان قرار آمد

نخل امید را برگ و بار آمد

زینت آل هشت و چار آمد

آمده نور چشم ثارالله

دختر دختر رسول الله

نوربخش همه جهان آمد

هستی و جان شیعیان آمد

هادی و رهبر زنان آمد

عمه صاحب الزمان آمد

آمد آن فاطمی جلوات

بر گل روی او صلوات

هرچه ام در پناه تو هستم

شیعه رو سیاه تو هستم

منتظر بر نگاه تو هستم

شکر حق پیرو راه تو هستم

گر بدم زینب آشنایی من

تا ابد بر درت گدایم من

شکرلله نگه به ما کردی

از گنه شیعه را جدا کردی

تو مرا با خود آشنا کردی

همه را بنده ی خدا کردی

از کرم بر همه عنایت کن

نظر امشب تو بر گدایت کن

من که هستم گدای تو زینب

بر لب من نوای تو زینب

در دل من ولای تو زینب

میهمانم بر سرای تو زینب

همه دار و ندار من هستی

در دو دنیا تو یار من هستی

من به گلزار تو چنان خارم

لیک از حب و مهر سرشارم

همچو زهرا فقط تویی یارم

کن نگاهی بر این دل زارم

از ازل مهر تو بود در دل

با نگاه تو حل شود مشکل

مهر و حبت بود به جان و تنم

از کسی به جز تو دم نزنم

تا به محشر این بود سخنم

بنویسید این گفته بر کفنم

مهر و حب تو در سرشت من است

حرمت زینبا بهشت من است

از درت رد مکن مرا زینب

کن روا حاجت مرا زینب

درد من را نما دوا زینب

نگهی کن بر این رضا زینب

گرچه بی مایه ام مرا دریاب

تویی سرمایه ام مرا دریاب

#رضا_یعقوبیان

نوحه ورود اسرا به مدینه

(ورود اهل بیت ع به مدینه)

ای مدینه شهر غم،زینب آمد با محن

آمده زینب ولی،بی حسین اندر وطن۲

ای مدینه با حسین رفتم و تنها گشتم

من اسیر کینه و ظلم و ستم ها گشتم

زینبم من زینبم جان رسیده بر لبم

آمدم یا جدا،غرق در ماتم ها

من خجالت می کشم،از تو و از زهرا۲

با حسین رفتم و دیگر شده ام بی یاور

بر سر و سینه زنم از غم و رنج مادر

زینبم من زینبم جان رسیده بر لبم

مادر آمد دخترت،دختر غمپرورت

بی برادر گشته است،زینب بی یاورت۲

تو نبودی که ببینی چه گذشت بر زینب

دیده ام داغ برادر شده ام جان بر لب

زینبم من زینبم جان رسیده بر لبم

دیده ام کوفه و شام،ظلم بر من شد تمام

خورده بر جسم همه،سنگ ها از لب بام۲

سنگ ها از همه سو بر من و طفلان زده اند

خیزران را به لب قاری قرآن زده اند

زینبم من زینبم جان رسیده بر لبم

#رضا_یعقوبیان

#سبک_گل_مینوی_علی

@yaghubianreza

نوحه حضرت زینب سلام الله علیها

دلم گرفته امشب جانم رسیده بر لب

این دل غم گرفته افتاده یاد زینب

منم گدای زینب

جانم فدای زینب

ای مادرمصائب هردم به شوروشینم

با اشک وناله وآه یاد تو و حسینم

منم گدای زینب

جانم فدای زینب

بمیرم از برایت در کربلا چه دیدی

تو در وداع آخر رنج و محن کشیدی

منم گدای زینب

جانم فدای زینب

غلطان بخون شناور دیدی تو اکبرش را

دردست شه بریده حنجر اصغرش را

منم گدای زینب

جانم فدای زینب

بودی ز روز اول تمام هست عباس

دیدی کنار علقم بریده دست عباس

منم گدای زینب

جانم فدای زینب

دیدی که شمرملعون خنجر زکین کشیده

سر برادرت را از پشت سر بریده

منم گدای زینب

جانم فدای زینب

کس همچوتوندیده جسم بخون تپیده غلطان بخون برادر برنی سر بریده

منم گدای زینب

جانم فدای زینب

امان زمردم شام خون شددلت زدشنام دشمن ز راه کینه سنگ میزد از لب بام منم گدای زینب

جانم فدای زینب

دیدی کنار سجاد در کنج یک خرابه

رقیه شد چوزهرا غسل و کفن شبانه

منم گدای زینب

جانم فدای زینب

رفتی ز دار دنیا راحت شدی ز غمها

از این جهان فانی رفتی بسوی زهرا

منم گدای زینب

جانم فدای زینب

سینه زنی حضرت زینب سلام الله علیها

۶۰
(حضرت زینب س)
تویی عزیز مرتضی هستی زهرا
اخت الحسن اخت الحسین زینب کبری
زینب کبری،رفتی ز دنیا۲

زینب عزیز مرتضی گردیده خاموش
نور دل زهرا اطهر شد کفن پوش
زینب کبری،رفته ز دنیا۲

راحت شده دیگر ز رنج و درد و غم ها
از این جهان رود سوی جنه الاعلی
زینب کبری،رفته ز دنیا۲

او بر علی و فاطمه نور دو عین است
در لحظه های آخرش یاد حسین است
زینب کبری،رفته ز دنیا۲

همراه پور فاطمه در کربلا بود
نصیب او در کربلا رنج و بلا بود
زینب کبری،رفته ز دنیا۲

او دید علی اکبر عزیز ام لیلا
با تیغ کینه از جفا شد اربا اربا
زینب کبری،رفته ز دنیا۲

بر روی دستان حسین دید علی اصغر
با تیر کین حرمله شد پاره حنجر
زینب کبری،رفته ز دنیا۲

در کربلا زینب نموده غربت احساس
در علقمه دیده بریده دست عباس
زینب کبری،رفته ز دنیا۲

در کربلا دیده حسین گردیده تنها
غرق به خون افتاده او در بین اعدا
زینب کبری،رفته ز دنیا۲

پرده ی حرمت حسینش را دریدند
در بین مقتل از ستم سرش بریدند
زینب کبری،رفته ز دنیا۲

#رضا_یعقوبیان
#سبک_ماه_عزا_و_ماه_غم_شد_ماه_ماتم
#حضرت_زینب_س

@yaghubianreza

مدح و مرثیه حضرت زینب سلام الله علیها

من زینبم دخت علی مرتضایم

من خواهر مظلومه ی خون خدایم

از نسل احمد خاتم پیغمبرانم

بر فاطمه دخت نبی آرام جانم

بر فاطمه خیرالنسا نور دو عینم

جان علی اخت الحسن اخت الحسینم

اسطوره ی صبر و رضا هستم چو حیدر

در خصلت و خلق و خویم زهرای اطهر

بر من نهاده ختم مرسل نام زینب

گردیده با صبر و جهادم زینت اب

بر مادر مظلومه ام گردیده نایب

بس دیده ام غم گشته ام ام المصائب

در کودکی داغ پیمبر دیده‌ام من

اشک فراق و سوز مادر دیده ام من

من دیده ام تنها امیر المومنین شد

از بعد ختم المرسلین خانه نشین شد

در کودکی دیدم زدند آتش به خانه

از جور و کین در را شکستند ظالمانه

دیدم به اشک دیده ام در پشت آن در

نقش زمین از ظلم دشمن گشته مادر

من دیده ام حق ذوی القربی ادا شد

حامی حیدر مادرم جانش فدا شد

دیدم شبانه مادرم غسل و کفن شد

هم ناله با من هم حسین و هم حسن شد

چون مادرم رنگ خوشی هرگز ندیدم

از داغ بابای غریب خود خمیدم

دیدم که اهل کوفه از مولا گسستند

در بین محراب دعا فرقش شکستند

با داغ بابا قسمتم رنج و محن شد

هنگام درد و غربت مولا حسن شد

از دشمنان و آشنا خون جگر خورد

زخم زبان او را چنان آلاله پژمرد

آخر به دست همسرش با زهر کینه

شد کشته مولای جهان ماه مدینه

اندر کنار مرقد ختم رسولان

جسم شریف و پاک او شد تیرباران

این لحظه های آخرم در شور و شینم

اما چه گویم از غم داغ حسینم

در کربلا داغ دلم را تازه کردند

ظلم و ستم ها بیش از اندازه کردند

دیدم به چشمم ماجرای کربلا را

تن های غلطیده به خون سر جدا را

دیدم علی اکبر عزیز ام لیلا

با تیغ دشمن پیکرش شد اربا اربا

دیدم حسینم را کنار جسم اکبر

زد بوسه با گریه بر آن صد پاره پیکر

دیدم فدای دین گل ام البنین شد

دیدم کنار علقمه نقش زمین شد

دیدم که بر جان می رسد عطر گل یاس

افتاده بر روی زمین دستان عباس

دیدم که عباسم به راه دین فدا شد

دست علم گیر وی از پیکر جدا شد

دیدم عمود آهنین فرقش شکسته

تیر عدو چشمان زیبایش ببسته

دیدم به روی دست بابا اصغرش را

دیدم بریده تیر کینه حنجرش را

بالاترین دردم وداع آخرم بود

وقت جدا گردیدن از دلبرم بود

فرمود ای بر فاطمه نور دو دیده

وقت جدایی من ای خواهر رسیده

با صبر خود ای خواهرم حق را رضا کن

زینب مرا هم در نماز شب دعا کن

دل برده بود از من حسین با عطر و بویش

بوسه زدم با گریه بر زیر گلویش

من غربت او را به چشم خویش دیدم

من ناله ی هل من معینش را شنیدم

آن نانجیبان بر حسینم راه بستند

با سنگ از کینه جبینش را شکستند

دیدم جهنم را به جان خود خریدند

با تیر قلب نازنینش را دریدند

ناگه بدیدم ماتم عظمی بپا شد

چون روز محشر صحنه ی کرب و بلا شد

دیدم که آن نامردمان خنجر کشیدند

از پشت سر رأس حسینم را بریدند

دیدم میان موج خون او دست و پا زد

قامت خمیده مادرش را او صدا زد

دیدم زدند از ظلم و کین آتش به خیمه

رأس حسینم را زدند بر روی نیزه

دیدم به چشمم دشمن دین وحشیانه

بر کودکان بی پدر زد تازیانه

دیدم که رخسار یتیمان گشته نیلی

از بس زدند بر رویشان با ضرب سیلی

زخم دل من زین مصیبت ها نمک خورد

اهل حرم از دشمن بی دین کتک خورد

اما امان از کوفه و از مردم شام

زخم زبان و طعنه و سنگ از لب بام

شام غم افزا بهر ما شام عزا بود

شام بلا بدتر ز داغ کربلا بود

چون شمع سوزان این مصیبت کرده آبم

همراه طفلان عازم بزم شرابم

رأس حسینم داخل تشت طلا بود

مست غرور و مست می آن بی حیا بود

در پیش چشمم بر لب قاری قرآن

می زد یزید بی حیا با چوب خزران

امشب دگر راحت شوم از رنج و غم ها

گردم ز لطف کبریا مهمان زهرا

خواهم ز درگاه خداوند تعالی

بخشد غلام روسیاه ما (رضا) را

#رضا_یعقوبیان

#حضرت_زینب_س

@yaghubianreza

نوحه حضرت زینب سلام الله علیها

می رود از این جهان

عمه ی صاحب زمان

اخت الحسین امشب،رود سوی عقبی

مهمان شود زینب،بر حضرت زهرا

یا زینب کبری۲

این گل زهرا نشان

می رود سوی جنان

بانوی بی همتا،رود از این دنیا

راحت شود امشب،از رنج و از غم ها

یا زینب کبری۲

او که با عزت بود

عازم جنت بود

در لحظه ی آخر،یاد حسین افتاد

با اشک و با ناله،سر بر زمین بنهاد

یا زینب کبری۲

باشد او در شور و شین

یاد غم های حسین

بود گل زهرا،غم مبتلا امشب

افتاده او یاد،کرب و بلا امشب

یا زینب کبری۲

این گل زهرا نما

بوده یاد کربلا

افتاده او یاد،پیکر روی خاک

گرید گل زهرا،بر آن تن صد چاک

یا زینب کبری۲

او غمین و خسته است

قلب او بشکسته است

به یاد غم های،کرب و بلا گرید

بهر حسین ماه،بر نیزه ها گرید

یا زینب کبری۲

دیده جسم بی کفن

پیکری صد پاره تن

دیده که دشمن زد،شرر به هر خیمه

تن بر روی خاک و،سر بر روی نیزه

یا زینب کبری۲

#رضا_یعقوبیان

#سبک_با_نوای_کاروان

#حضرت_زینب_س

@yaghubianreza

نوحه واحد حضرت زینب سلام الله علیها

یا حبیبی حسین یا حبیبی حسین (2)

 

عصمت کبریا شمع سوزان منم

عازم کوفه و شام و یران منم

یا حبیبی حسین یا حبیبی حسین (2)

--

پسر فاطمه بسته شد محملم

ای عزیز دلم حل نما مشکلم

 

یا حبیبی حسین یا حبیبی حسین (2)

--

قهرمان زنان زینب فاطمه

آمده قتلگه دارد این زمزمه

 

یا حبیبی حسین یا حبیبی حسین (2)

--

دسته های گل خاتم المرسلین

گشته پرپر زکین مانده روی زمین

 

یا حبیبی حسین یا حبیبی حسین (2)

--

ای سر غرق خون من به قربان تو

من به قربان آن صوت قرآن تو

 

یا حبیبی حسین یا حبیبی حسین (2)

 

شهر کوفه شده شور محشر به پا

بهر ریحانه ی علی مرتضی

 

یا حبیبی حسین یا حبیبی حسین (2)

--

راس نورانیت گشته بر نیزه ها

تن صد چاک تو مانده در کربلا

 

یا حبیبی حسین یا حبیبی حسین (2)

--

بوده ام ناظر صحنه ی کربلا

دیدم آتش زدند همه ی خیمه ها

 

یا حبیبی حسین یا حبیبی حسین (2)

نوحه حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام

وامصیبت الامان

این سر ریحانه زهراست بالای سنان

وامصیبت الامان

با لب عطشان جدا شد بر لب آبِ روان

وامصیبت الامان

****

اهل عالم بوی خون می‌آید از خاک حسین

عاقبت نقش زمین شد جسمِ صد چاک حسین

 

نیزه قاتل کجا و سینه پاک حسین

می‌کند زهرا تماشا با دو چشم خون فشان

 

وامصیبت الامان

****

مادر سادات یا زهرا خدا صبرت دهد

باز آمد ظهر عاشورا خدا صبرت دهد

 

گشته بر پا محشر کبری خدا صبرت دهد

بر حسینت در کنار قتلگه قرآن بخوان

 

وامصیبت الامان

****

اهل عالم لاله لیلا کجا پرپر شده

در کجا از هم جدا پیشانی اکبر شده

 

بی‌پسر در کربلا لیلای غم‌پرور شده

پیر شد ریحانه ی زهرا ز داغ آن جوان

 

وامصیبت الامان

****

کودکی لب تشنه جان داده به زیر خارها

داده جان در زیر ضرب تازیانه، بارها

 

از چه شد با عترت پیغمبر این رفتارها

بهر آل مصطفی خون گریه کن ای آسمان

 

وامصیبت الامان

 

 

غلامرضا سازگار

سرود میلاد حضرت زینب سلام الله علیها

 لطف خداوند عالم گشته منجلی 

گل بریزید امشب آمد دختر علی

 گل گلزار دین و قرآن ز نسل طاها خوش آمدی

 گل زهرا دختر مولا زینب کبرا خوش آمدی

 

 این گل ولایت هدیه ای زسرمد است

 زینب گل زهرا نوه ی محمد است

 در این دنیا ماه دل آرا روح تولا خوش آمدی

 گل زهرا دختر مولا زینب کبری خوش آمدی

 

 نورحی مبین رسید دختری بی قرین رسید 

بر حسین بن مرتضی خواهری مه جبین رسید خواهر مجتبی مه دین مظهر تقوا خوش آمدی

 گل زهرا دختر مولا زینب کبرا خوش آمدی

 

 زهرا شادمان است با دیدار روی او

 مرتضی گردیده مست عطر و بوی او 

روی دامان فاطمه گل گشته هویدا خوش آمدی

 گل زهرا دختر مولا زینب کبری خوش آمدی

 

 هدیه ای از سوی رب است

 حامی دین و مکتب است

 این گل گلشن علی

 دختر زهرا زینب است

 روح ایثار و استقامت کعبه ی دلها خوش آمدی

 گل زهرا دختر مولا زینب کبرا خوش آمدی

 

 بر علی و زهرا نور هر دو عین رسید

 شادی کنید امشب خواهر حسین رسید

 از درون دریای غیرت گوهر یکتا خوش آمدی

 گل زهرا دختر مولا زینب کبرا خوش آمدی

 

 شکرلله بار دگر غرق احسان زینبیم 

شب شادی فاطمه همه مهمان زینبیم 

کن نگاهی برمن مسکین ثانی زهرا خوش آمدی

 گل زهرا دختر مولا زینب کبرا خوش آمدی

 

 خواهر کریمه بر تو آمدم پناه 

امشب نما زینب بر من از کرم نگاه

 من گدایم نما دعایم دختر زهرا خوش آمدی

 گل زهرا دختر مولا زینب کبری خوش آمدی

 

@reza_yaghoubian

سرود میلاد حضرت زینب سلام اله علیها

عاشقان ای عاشقان پنج جمادی آمده
از کرامات خدا هنگام شادی آمده
نور حق شد جلوه گر  
نخل دین شد پر ثمر
فاطمه مادر شد و      
مرتضی گشته پدر
حضرت زینب مدد_یا حضرت زینب مدد٢

شهر یثرب گشته امشب همچنان وادی طور
فاطمه گشته ز یمن مقدمش غرق سرور
هستی مولا رسید
دختر زهرا رسید
خواهر مولا حسن      
زینب کبری رسید
حضرت زینب مدد_یا حضرت زینب مدد٢

از قدوم دخت زهرا گشته یثرب منجلی
بوسه بردارد ز روی ماه این دختر علی
عطر و بوی گل رسید
بیت حیدر گلشن است
امشب از لطف خدا
چشم زهرا روشن است
حضرت زینب مدد_یا حضرت زینب مدد٢

این گل زهرا نشان دردخلق و خو چون مادر است
حلم و صبر و مهربانی اش بسان حیدر است
بر پدر او زیور است  
نور چشم مادر است
همچو زهرا و علی  
در کرامت محشر است
حضرت زینب مدد_یا حضرت زینب مدد٢

ماهی امشب از سوی خلاق سرمد آمده
نور چشم فاطمه‌ جان محمد آمده
شمع جمع عالمین   
بر حسن نور دو عین
این گل زهرا نما  
باشد او اُخت الحسین
حضرت زینب مدد_یا حضرت زینب مدد٢
 

#ولادتحضرتزینب_س

نوحه سنتی حضرت زینب سلام اله علیها


#حاج_رضا_یعقوبیان 


ام المصائب زینب رفته از دنیا 
راحت شده ازرنج وازدردوغمها 
              واویلا واویلا واویلا واویلا(۲)

شیعه دوباره به غم مبتلا گشته
 روز رحلت زینب کبرا گشته 
                  واویلا واویلا واویلا واویلا

دیده زینب مادر و کوچه و سیلی
 باضرب دست دشمن شدرخش نیلی
                   واویلا واویلا واویلا واویلا

دیده زینب مرتضی ودست بسته 
دیده زینب مادر را پهلو شکسته
                  واویلا واویلا واویلا واویلا

دیده زینب مولا به خانه نشسته 
دیده زینب فرق بابا را شکسته 
                 واویلا واویلا واویلا واویلا

دیده زینب درد و محن در مدینه 
در لگن خون دل حسن از کینه 
                واویلا واویلا واویلا واویلا

دیده کرب و بلا و عاشورای خون
 دست وپامیزد حسین دردریای خون
                واویلا واویلا واویلا واویلا

دیده زینب کربلا و کوفه و شام
 برسرشان می زدند سنگ ازلب بام 
                واویلا واویلا واویلا واویلا

دیده او داغ سه ساله و خرابه
 مرگ رقیه دیده، دفن شبانه 
               واویلا واویلا واویلا واویلا

 #نوحه_رحلت_حضرت_زینب
 #سلام_الله_علیها
 

نوحه وفات حضرت زینب سلام اله علیها

ای امید همه.        دختر فاطمه 
بود از لطف حق.      بر لبم زمزمه 
بار دیگر هستم به تاب وتب 
 سوزم از یاد حضرت زینب 
           حضرت زینب(۴)

گل باغ ولا.          دختر حیدری 
هستی حسنین     جان پیغمبری 
ای گل گلزار ولا زینب 
نور چشمان مرتضی زینب 
              حضرت زینب

ما همه ذره و         ماه تابان تویی
 زینبا مظهر         جود و احسان تویی
 شکر حق هستم از محبانت 
 تو کرم کردی گشته مهمانت 
              حضرت زینب

ای گل فاطمه            همه مفتون تو
 تا صف محشراست   شیعه مدیون تو 
توچنان زهرا حامی دینی
 در جهان زینب یار مسکینی 
               حضرت زینب

فاطمه در کمال      حیدری در جلال
 صبر تو حسنی  چون حسین درخصال
 زینت عالم گشته نام تو 
همچو زهرا خوی و مرام تو 
               حضرت زینب

دختر کوثری.         برعلی زیوری 
چون مه انوری.     برحسین خواهری 
بهر زهرایی گوهر نایاب 
کن نظر بر ما خواهر ارباب 
                حضرت زینب 

ای گل باوفا.            شاهد کربلا 
هستم ازلطف حق.    بر در تو گدا
در سخا و جود بی نظیری تو 
آمدم دستم را بگیری تو 
                   حضرت زینب

شب سوز دل و.    رحلت زینب است
 از غم کربلا       جان او بر لب است 
می شود راحت از غم دنیا 
میرود سوی حیدر و زهرا
               حضرت زینب 

بوده در کربلا       در غم و ابتلا 
ذکر لبهای او.       آه و واویلتا 
دیده زینب آتش بر خیمه
 پیکر خونین سر بر نیزه 
                  حضرت زینب

همره اسرا         دیده کوفه و شام
 بر اسیران زدند.   سنگ کینه زبام
 جای بوسه بر قاری قران
 زد به لبهای پاک اوخزران 
                     حضرت زینب 

 #نوحه_رحلت_حضرت_زینب_
 #سلام_الله_علیها_
 #مشهد_مقدس_
 #رضا_یعقوبیان_

نوحه رحلت حضرت زینب سلام اله علیها

نوحه رحلت حضرت زینب سلام الله علیها

 می رود امشب       از جهان زینب 
آمده از غم              جان او بر لب
 آجرک الله 
بقیه الله

 زینب کبرا             رفته از دنیا 
شده امشب باز     غربتش معنا
 آجرک الله 
بقیه الله 

کودکی بوده         دیده مادر را 
پیش  چشمانش     میزند اعدا 
آجرک الله 
بقیه الله

 دیده از دشمن    ظلم افزونش
 دیده بابا و        فرق در خونش
 آجرک الله
بقیه الله

 مجتبی را او     خون جگر دیده
 ناله های او          پر شرر دیده 
آجرک الله
 بقیه الله 

او صدا میزد         نورعینش را 
بشنود عالم        یا حسینش را 
آجرک الله
بقیه الله 

او به چشم خود      کربلا دیده
 کودکان غم           مبتلا دیده
آجرک الله
بقیه الله

 دیده شمر دون       گل اوچیده 
بر روی نی دید           سر ببریده
 آجرک الله 
بقیه الله

#نوحه_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#مشهد_مقدس
#رضا_یعقوبیان

نوحه زبان حال حضرت زینب سلام اله علیها

نوحه زبانحال رحلت حضرت زینب سلام الله علیها 

گل زهرا    از این دنیا    دارم میرم 
به یاد  سوز و غم های   تو میمیرم 
حسین جانم (۲)

دم آخر     به یاد       غربتت سوزم
 به عالم با     نوایم     شعله افروزم 
حسین جانم

 درون سینه ام   رنج و   محن دارم 
زتومن       یادگاری پیرهن     دارم 
حسین جانم 

عزیز فاطمه  من خواهرت     هستم 
به یاد آن       وداع آخرت    هستم
 حسین جانم 

میان گودی    مقتل     چه ها کردند 
سر پاک     ترا از کین      جدا کردند
 حسین جانم 

غریبی        تو را مردم    همه دیدند 
کنار پیکر      پاک تو          خندیدند حسین جانم 

پس از توزد      عدو آتش  به هر خیمه سرت را زد      ز ظلم و کین    روی نیزه حسین جانم 

بمیرم یا       حسین عریان   بدن بودی
 بروی خاک    غم تو بی      کفن بودی حسین جانم 

تو بودی در    همه عمرم      قرار من
 که رفتی با  تن صد چاک   از کنار من حسین جانم

 پس از تو من     سفیر     کربلا بودم
 به یاد تو ،     سر بر نیزه ها     بودم
 حسین جانم 

حسین من  پس از تو خون  جگر گشتم
 به محمل با    سر تو      همسفر گشتم حسین جانم 

سفر را با       سر پاک      توطی کردم 
به گریه من نگاهی روی        نی کردم 
حسین جانم

#نوحه_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#مشهد_مقدس
#رضا_یعقوبیان

مدح میلاد حضرت زینب سلام اله علیها

امشب دلم به تاب و سرم گرم از تب است
امشب که از نسیم حضوری لبالب است
شمع است و شاهد است و شرابی که بر لب است
شور و شگفتی است و شبی عشق مشرب است
شامی که روشنایی روز است امشب است
امشب شب ملیکه دادار زینب است

 

این جلوه جلوه‌های شبی بیکرانه است
این جذبه جذبه حرمی بی‌نشانه است
این سجده سجده بر قدمی جاودانه است
این شعله شعله نگهی عاشقانه است
از هر لبی که می‌شنوی این ترانه است
عالم محیط و نقطه پرگار زینب است

 

سری رسید و معنی ام‌الکتاب شد
نوری دمید و قبله هر آفتاب شد
چشمی گشود و چشم شقایق بخواب شد
زیباترین دعای علی (ع) مستجاب شد
زهراست این که در دل گهواره قاب شد
امشب تمام گرمی بازار زینب است

 

بر عرش سبز دست نبی تا که جا گرفت
نورش زمین و کل زمان را فرا گرفت
حتی بهشت سرمه از آن خاک پا گرفت
از عطر دامنش همه جا روشنا گرفت
آئینه‌ای مقابل رویش خدا گرفت
تصویر جلوه‌های خداوار زینب است

 

این کیست این که سجده کند عشق در برش
این کیست این که سینه درند در برابرش
این کیست این که از جلوات مطهرش
عالم نبود غیر غباری ز محضرش
فرموده است از برکاتش برادرش
آئینه‌دار حیدر کرار زینب است

 

تا کوچه‌اش قبیله لیلا ادامه داشت
تا خانه‌اش گدایی عیسی ادامه داشت
در چشم او تلاطم دریا ادامه داشت
بر قامتش قیامت مولا ادامه داشت
زینب نبود حضرت زهرا(س) ادامه داشت
خاتون خانه‌دار دو دلدار زینب است

 

سرچشمه‌های پرطپش کوهسار از اوست
دریا از اوست جذبه هر آبشار از اوست
تیغ کلام فاطمی‌اش آب دار از اوست
تفسیر آیه‌های غم و انتظار از اوست
آری تمام هیمنه ذوالفقار از اوست
از کربلا بپرس علمدار زینب است

 

سوگند بر شکوه دل مرتضایی‌اش
بر جلوه‌های حیدری‌اش مجتبایی‌اش
سوگند بر تقدس کرب و بلایی‌اش
بر ریشه‌های چادر سبز خدایی‌اش
سوگند بر نماز شب کبریایی‌اش
تا روز حشر کعبه ایثار زینب است

 

شمس حجاب گنبد دوار زینب است
بدر سپهر عصمت و ایثار زینب است
محبوبه حبیه دادار زینب است
مسطوره سلاله اطهار زینب است
اذن دخول در حرم یار زینب است
منصوره نرفته سر دار زینب است

 

نون و قلم نبی است و مایسطرون حسین
طاق فلک علی است به عالم ستون حسین
خلقت تمام حضرت زهراست خون حسین
هستی تمام ظاهر و مافی البطون حسین
با یک قیامت است هم الغالبون حسین
در این قیام نقطه پرگار زینب است

 

سردار سرسپرده جولان عشق کیست؟
تنها امیر فاتح میدان عشق کیست؟
عشق است حسین و گوش به فرمان عشق کیست؟
روح دمیده در تن بی‌جان عشق کیست؟
علامه مفسر قرآن عشق کیست؟
تفسیر آیه‌ها همه اسرار زینب است

 

ققنوس و هم از پی او در توهم است
فانوس وصف در صفت وصف او گم است
قاموس اقتدار و وقار و تلاطم است
پابوس او تمامی افلاک و انجم است
کابوس شام و دولت نامرد مردم است
بر فرق ظلم تیغ شرربار زینب است

 

پیداترین ستاره دیبای خلقت است
زیباترین سروده لب‌های خلقت است
زهراترین زهره زهرای خلقت است
لیلاترین لیلی لیلای خلقت است
شیواترین سئوال معمای خلقت است
گنجینه جزیره اسرار زینب است

 

ذرات و کائنات همه مرده یا خموش
در احتجاج بود زنی یک علم به دوش
قلب جهان به عمق زمین غرق جنب و جوش
آتشفشان قهر خداوند در خروش
هوهوی ذوالفقار علی می‌رسد به گوش
این رعد و برق نیست که انگار زینب است

 

خورشید روی قله نی آشکار شد
کوچکترین ستاره سر شیرخوار شد
ناموس حق به ناقه عریان سوار شد
هشتاد و چهار خسته به هم هم‌قطار شد
زیباترین ستاره دنباله‌دار شد
در این مسیر نور جلودار زینب است

 

چشم ستاره در به در جستجوی ماه
بر روی نیزه دیده زینب گرفت راه
مبهوت می‌نمود به سرنیزه‌ای نگاه
آتش کشید شعله ز دل تا کشید آه
کای جان پناه زینب و اطفال بی‌پناه
راحت بخواب چونکه پرستار زینب است

 

پشتش شکست بس که بر او آسمان گریست
حتی به حال و روز دلش کاروان گریست
از خنده‌های حرمله و ساربان گریست
بر گیسوان شعله ور کودکان گریست
از ضربه‌های دم به دم خیزران گریست
بر خیل اشک قافله سالار زینب است

 

آن شانه صبور صبوری زما ربود
آن قامت غیور قیامت بپا نمود
آن شیرزن حماسه عباس را سرود
با دست خویش بیرق کرببلا گشود
بر بال‌های زخمی‌اش ای وای جا نبود
غم را بگو بیا که خریدار زینب است

 

زینب اگر نبود اثر کربلا نبود
شیرازه‌ای برای کتاب خدا نبود
زینب اگر نبود علم حق بپا نبود
این خیمه‌ها و پرچم و رخت عزا نبود
یک یا حسین بر لب ما و شما نبود
در کار عشق گرمی بازار زینب است

 

با این که قد خمیده‌ام و داغ دیده‌ام
فتح الفتوح کرده‌ام هرجا رسیده‌ام
گر نیش کعب نی به وجودم خریده‌ام
گر طعم تازیانه چو مادر چشیده‌ام
چون کوه ایستاده‌ام ای سر بریده‌ام
در اوج اقتدار جهاندار زینب است

 

زینب کجا و خنده اشرار یا حسین
زینب کجا و کوچه و بازار یا حسین
زینب کجا و مجلس اغیار یا حسین
زینب کجا و این همه آزار یا حسین
زینب کجا و طشت و سر یار یا حسین
در پنجه‌های بغض گرفتار زینب است

 

از نای من به ناله چو افتاد نای نی
عالم شنید از پس آن های‌های نی
تو بر فراز نیزه و من در قفای نی
آنقدر سنگ خورده‌ام از لابه‌لای نی
تا اینکه یافتم سرت از رد پای نی
هجران توست آتش و نیزار زینب است

 

قرآن بخوان که حفظ شود آبروی تو
رنگین شده است ساقه نی از گلوی تو
در حسرتم که نیزه کند شانه موی تو
ای منتهای آرزویم گفت‌وگوی تو
ای نازنین بناز خریدار زینب است

روضه جمعه و گریز اسیری عمه سادات حضرت زینب سلام اله علیها

دوباره جمعه شد و بی قرار می گریم
برایِ آمدنت ای نگار می گریم

** کمترین کاری که میشه برا امام زمان انجام داد برا هجرانش **

دوباره جمعه شد و تو نیامدی آقا
سحر نگشت شبِ انتظار می گریم

دوباره جمعه شد و اشکها سرازیر است
زِ هر دو دیده چو ابر بهار می گریم

  **  آقا جانم **

تو  بر گناهِ منِ رو سیه مکن گریه
که من به حال خودم شرمسار می گریم

** تو هیچ چیزی ما نمیتونیم شبیه حجت خدا بشیم ، نه در نمازمون ، نه در عبادتمون ، فقط تو یه چیز میتونیم شبیه بشیم **

اگر چه غرق گناهم ولی شبیه شما
برای جدِّ تو روزی دو بار می گریم

** برا کدام مصیبت جدت گریه کنم آقا **

برای شَیبِ خَضیب و برای خِدِّ تریب
برای آن سرِ بر نی سوار می گریم

** اگه میخوای گریه کنی امام زمان برا این مصیبت گریه میکنه **

برای معجر و انگشتری که غارت شد
برای آتش و دود و فرار می گریم

** سوال کرد آقا جان برا  کدام مصیبت خون گریه میکنی آیا مصیبت شهادت سیدالشهداست ، فرمود اگه جد غریبم حسین هم بود خون گریه میکرد ، سوال کرد آیا برا مصیبت شهادت قمر بنی هاشمه ، فرمود اگه عمو جانم عباس هم بود خون گریه میرد ، سوال کرد آقا جان پس برا کدام مصیبت خون گریه میکنی ، فرمود امان از اسیری عمه جانم زینب **

شاعر : مصطفی رب دوست

وداع حضرت زینب سلام اله علیها

لب تشنه می‌روی ز برم؛ صبر می ‌کنم
بگذار خون شود جگرم؛ صبر می‌کنم

کوه فراق را به سر دوش می‌کشم
هرچند بشکند کمرم صبر می‌کنم

رگ‌های پاره‌پاره، تن قطعه‌قطعه را
در قتلگاه می‌نگرم؛ صبر می‌کنم

تسلیم محضم و به بلا دل سپرده‌ام
غم، هرچه آورد به سرم صبر می‌کنم

در شام و کوفه چنگ‌زنان، هرکجا زنان
توهین کنند بر پدرم، صبر می‌کنم

ای همسفر به جان تو حتی اگر کنند
با قاتل تو همسفرم، صبر می‌کنم

با یاد کام خشک تو تا صبح روز حشر
گر خون رود ز چشم ترم صبر می‌کنم

باید که از تو پیرهن پاره‌پاره‌ای
از بهر مادرم ببرم؛ صبر می‌کنم

«میثم!» بگو که لحظه به ‌لحظه غم حسین
بر جان و دل زند شررم؛ صبر می‌کنم


شاعر:غلامرضا سازگار

مدح و مرثیه حضرت زینب سلام اله علیها

بر مشام جان زدم، یک قطره از عطر حسینی
سبقت از مُشک و گلاب و نافه و عنبر گرفتم

عالم ذر، ذره ای از خاک پای حضرتش را
از برای افتخار از حضرت داور گرفتم

بر در دروازه ی ساعات، یک ساعت نشستم
تا سراغ حضرتش از زینب مضطر گرفتم

زینبی دیدم، چه زینب؟ کاش مداحش بمیرد!
من ز آه آتشینش، پای تا سر در گرفتم

سر شکسته، دل پر از خون، دیده خون آلود اما
حالتی دیدم که بر خود، حالتی دیگر گرفتم

ام لیلا رعشه بر اندام دیدم اوفتاده
گفت من این رعشه از داغ علی اکبر گرفتم

نا گه از بالای نی فرمود شاه تشنه کامان
سر به راه دوست دادم، زندگی از سر گرفتم

اکبرم کشتند و عون و جعفر و عباس و قاسم
تا خودم از تشنگی، آب از دم خنجر گرفتم

گفت ساعی زین مصیبت از در دربار جانان
حظّ ازادی برای اکبر و اصغر گرفتم


ساعی، مرشد چلویی

متن روضه حضرت زینب سلان اله علیها حاج مهدی سماواتی

جهت بهره مندی از اشعار مداحی و متن و صوت روضه های استاد حاج مهدی سماواتی به این آدرس مراجعه فرمایید.

https://eitaa.com/hmdprp

من آن فرشته ام که به دنیا نشسته ام
حورایم و به دامن تقوا نشسته ام

من چشمه ام جدا شده از کوثر بهشت
طویایم و به گلشن طاها نشسته ام

من زینبم که مظهر صبرو شهامتم
وز مکرمت به طارم اعلا نشسته‌ام

بابم علی چو نقطه بسم الله است و من
چون کسره پای نقطه آن با نشسته‌ام

(( دم دروازه کوفه گفتن این علی داره خطبه میخوانه دختر علی نیست ساکتش کنید و الا بساطمون رو به هم میریزه یه وقتی دیدن لحنش عوض شد ))

از بس که داغ بر جگر من نشسته‌ است

(( هر داغی حسین دید زینبم دید اما یه داغی زینب دید حسینم ندیده اونم داغ خود عبدالله بود ))

از بس که داغ بر جگر من نشسته است
آتش به جان چو لاله ی صحرا نشسته ام

در چار سالگی غم چهل ساله ام رسید
تا در فراق سید بطحا نشسته‌ام

من دیده ام شهادت مادر به چشم خود
در سوگ آن حبیبه ی یکتا نشسته‌ام

((چهار ساله بود دنبال جنازه مادر دوید دیگه از کجا بگم))

رخسار غرق خون علی دیده‌ام ، دریغ
آن دخترم که در غم بابا نشسته ام

((یابن الحسن برای تو میخوانم آقاجان))

داغ حسن شراره ی غم زد به جان من
در سوگ آن امام به غوغا نشسته‌ام

از پای در نیامدم از هر بلا ، ولی
پیش سر حسین من از پا نشسته ام

(( از این پهلو به اون پهلو می غلتید نگاهش به خیمه ها بود ، یا اختا ارجعی خواهرم برگرد چیزی نمونده رو سینم بنشینند راوی میگه همون زینبی که تا به حال کسی صداشو نشنیده رو دیدم سراسیمه به طرف گودال قتلگاه می‌دوید صدا میزد وا محمدا واعلیا واحسینا
رسید کنار پیکر برادر صدا زد هذا حسین مرمل بدما مقطع الاعضا مصلوب بالامامته و ردا

از حرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین
دست و پا میزد حسین زینب صدا میزد حسین

سرود میلاد حضرت زینب سلام اله علیها

سبک مسجدی

بنداول
امشب از دامان زهرا غنچه‌ی گل وا شده
زینت دامان حیدر زینب کبری شده
دیده وا کرده بدنیا نیمه شب مهتاب من
مقدمت بادا مبارک خواهر ارباب من
عرض تبریک ملائک بر علی و فاطمه(۲)

بنددوم
هرطرف خیل ملائک در رکوع و در سجود
جمله‌ی اهل ولایت در قیام و در قعود
دیده وا کرده بدنیا نیمه شب مهتاب من
مقدمت بادا مبارک خواهر ارباب من
عرض تبریک ملائک بر علی و فاطمه(۲)

بندسوم
از سوی حق خوانده شد زینب به آوای جلی
انبیا گفتند روشن دیدگانت یا علی
دیده وا کرده بدنیا نیمه شب مهتاب من
مقدمت بادا مبارک خواهر ارباب من
عرض تبریک ملائک بر علی و فاطمه(۲)


شاعر: #مرتضی_محمودپور

زمزمه میلاد حضرت زینب سلام اله علیها

به دنیا آمده زینب گلِ گلزار پیغمبر
به دنیا آمده محبوبه و آیینه مادر
بگویم بی عدد،مدد زینب مدد
مدد زینب مدد...

فروغ کوکبِ رخسارِ او روشنگر عالَم
به استقبال او آید ز عرش کبریا مریم
امید ما همه،عزیز فاطمه
مدد زینب مدد...

الهی حَقّ زینب روح و جانم را خدایی کن
وَ قلبم را به رَسمِ عاشِقی کرببلایی کن
جدا گردم زِ غِیر،چُنان حُرّ و زهیر
حسین جانم حسین...
شاعر: #امیر_عباسی

 

سرود میلاد حضرت زینب سلام اله علیها

یا حضرت زینب (س)
ای دختِ ولایت، من پیرِ لوایت، با عشق تو قلبم، گردیده هدایت، ای لاله‌ی کوثر، ای غنچه‌ی حیدر، ای آنکه زدی تو، بر چوبه‌ی غم سر، اخت الحسنینی، تو عشقِ حسینی، ای دختر مولا، ای ثانیِ زهرا . . .

تمام اهل سما / تمام اهل زمین/ به یُمن مقدم تو / زبان گرفته چنین
نورُ الهُدی زینب/عقیله یا زینب
خاک سر کویت/عرش خدا زینب

سیدتی زینب...

تو مهر و مهتابی/گوهر نایابی/تو کوهی از عشق ِ/حضرت اربابی

به عالمین زینب/نور دو عین زینب
حقیقت ِ زهرا/جان حسین زینب

سیدتی زینب...

روح مناجاتی/قبله ی حاجاتی/جان به فدایت که/عمه ی ساداتی
عنایتی زینب/به جمع ما زینب/تا بشویم اهل ِ/کرببلا زینب

سیدتی زینب...

سرود میلاد حضرت زینب سلام اله علیها

دیده بگشوده به دنیا زینب کبری

                تهنیت گو بر علی و مادرش زهرا(س)

ای نور عین کوثر زهرا(س)

                جان حسین زینب کبری

خوش آمدی ای گل زهرا(س)...

 

*نرگس شور و شعف زد غنچه در عالم

             هر چه گویش در مقامش اندک است و کم

بر پیکر عالمین جان است

              این دختر شیر یزدان است

خوش آمدی ای گل زهرا(س)...

 

*بر جمال دلبر خود دیده بگشوده

                او که از روز ازل  مست حسین بوده

یار ولی  نور وجه ا...

               دخت علی  یار ثارا...

خوش آمدی ای گل زهرا(س)...

 

*خانه ی زهرای(س) اطهر گشته گلباران

                از قدوم دخترش ، آن عصمت یزدان

آن بانوی فرد و بی همتا

                نور دل عترت طاها

خوش آمدی ای گل زهرا(س)...

 

*ما ازین بانو به درد خود دوا خواهیم

               دسته جمعی یک سفر کرببلا خواهیم

عشق حسین ، آبروی ما

                کرببلا ، آرزوی ما

جانم حسین ای حسین جانم...

برنامه کامل اسارت آل الله علیهم السلام

صل الله علیک یا ابا عبداله 3

يا اين دل شكسته ی ما را صبور كن
يا لا أقل به خاطر زينب ظهور كن

           یابن الحسن

ديگر بتاب از افق مكه ، ماه من!
اين جاده هاي شب زده را غرق نور كن

    --- یا صاحب الزمان -----

اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ فاطِمَةَ وَخَدیجَةَ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ،

تو کیستی نایبة الحیدری
فاطمه را فاطمه ی دیگری

دوازده امام معصوم را
عمّه ای و دختری و خواهری

  *(ببین چه مقامی داره)*

تو در مقام صبر و حلم و رضا
خدا گواه است که پیغمبری

تو زینبی ، زینت اُمّ و ابی
تو افتخار پدر و مادری

تو پا به پای مادرت فاطمه
روز جزا شفیعه ی محشری

 *( خیلی اطالیه کلام ندم ، دلها رو ببریم کنار صحن و سرای بی بی ...
سلام علی قلب زینب الصبور و لسانن شکور ، سلام به قلب صبور زینب و زیان شکر گزارش ، یابن الحسن - ماشنیدیم شما فرمودید به شیعیان ما بگید برا عمه جانم گریه کنید ، اجازه میدی برا عمه جانت گریه کنیم یا نه )*

با داغ مادرش غم دختر شروع شد
او هرچه درد دید از آن «در» شروع شد

  *( سادات منو ببخشید )*

مادر به او که پیرهن کهنه را سپرد
دل شوره های زخمی خواهر شروع شد

  *( فرمود زینبم این کفن منه ، این کفن بابات علیه اینم کفن داداش حسنته ، گفت خدا رو شکر قرار نیست داغ حسینو ببینم )* 

مادر به او که پیرهن کهنه را سپرد
دل شوره های زخمی خواهر شروع شد

باور نداشت آتش آن اتفاق را
تا عصر روز حادثه باور شروع شد

جمعه حدود ساعت سه بین قتلگاه
تکرار قصه ی در و مادر شروع شد

اینجا بجای میخ در و قامتی کبود
این بار جنگ خنجر و حنجر شروع شد

زینب ! بلند گریه کن اینجا مدینه نیست  *( اهل کنایه )*
حالا که سوگواری حیدر شروع شد

  *(  آی اهل  گریه کجا نشستید منو یاری کنید ، سادات منو ببخشید بزرگان ، همه ی روضه من همین بیته ، بگم یا نه دلشو داری بشنوی یا نه )*

نه باورم نمی شود این سطر از لهوف
والشمرُ جالسٌ، سر و خنجر، شروع شد

می خواستم تمام کنم شعر را، نشد
یک غم تمام شد، غم دیگر شروع شد

  *( کاش همه ی مصیبتها کربلا تمام میشد )*

خورشید روی نیزه شد و آسمان گرفت
زینب گریست خنده ی لشکر شروع شد

یا صاحب الزمان! غم تو نانوشتنی است
بگذار بگذرم غم دیگر شروع شد

اومد کنار پیکر برادر ،  نشانه ای نمانده ، انگشرش رو مجدل برده ، امامشو اخنس غارت کرده ، سر مطهرش رو خولی برده ، صدا زد حسین جان ، عزیز برادرم ببین زینبت آواره شده ، گاهی صدا اانت اخی انت ابن والدتی آیا تو برادر منی گاهی صدا میزد یوم علی صدر المصطفی و یوم علی وجه الثری 
-------
چقدر نام تو زیباست اباعبدالله
چشم تو خالق دنیاست اباعبدالله

دستگیری ز گدا گردن هر ارباب است
کار ما دست تو آقاست اباعبدالله
------------
زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست 
خار و خاشاک زمین منزل و ماوای تونیست
حسین آرام جانم حسین روح و روانم

برنامه کامل ایام اسارت آل اله - اسارت بی بی زینب سلام اله علیها

حسن لطفی :

آیِنه در آیِنه نورِ مُکَرَم زینب است

جلوه در جلوه تجلیاتِ خاتم زینب است

خطبه در خطبه امیرالمؤمنین دَم زینب است

زُهره در زُهره ظهورِ اسمِ اعظم زینب است

آنکه با عشقِ حسینی گَشته همدم زینب است

با مُسَمَط با قصیده با غزل با مثنوی

صائِبی از اصفهان و بیدلی از دهلوی

جودی و یَغما و نَیِر شهریار و مولوی

می بَرَد اما دلم را مصرعی از مُنزوی

این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است

نامِ او پُر کرده عالم را حجابش بیشتر

خُطبه اش بنیان کَن و فصلُ الخِطابش بیشتر

غیرتش مبهوت ساز است،انقلابش بیشتر

محملش دارد تماشا و رکابش بیشتر

گفت با عباس پُشتیبانِ پرچم زینب است

شمع اگر این است دل پروانه باشد بهتر است

مِی اگر این است پُر پیمانه باشد بهتر است

سر اگر خاکِ درِ میخانه باشد بهتر است

عقل در توصیفِ او دیوانه باشد بهتر است

در شهامت برتر از سارا و مریم زینب است

عشق وقتی می تپد عاشق پرستو می‌شود

دستِ عاشق زود از حالِ دلش رو می‌شود

هر که با خورشید شد آیینه ی او می‌شود

دخترِ شاهِ نجف هم شاه بانو می‌شود

یک تن اما حامیِ ناموسِ عالم زینب است

از همان اول خدا میخواست او را شُد حسین

اصلاً او با اولین پلکِ تماشا شُد حسین

فاطمه شُد مرتضی شُد پیش از آنها شُد حسین

گرچه نامش بود زینب بعدش اما شُد حسین

او حسین است و حسینش هم مُسَلَم زینب است

گرچه بر بال و پرِ خود سلسله دارد هنوز

او که باشد سایبانی قافله دارد هنوز

می‌رود پشتِ برادر فاصله دارد هنوز

با سرِ هر زلفِ او صدها گله دارد هنوز

آنکه ریزد در فراغت اشک ماتم زینب است

---------------

گفت:داداش! اسارت،غریبی،بی کسی، همه یه طرف،اما داداش! وقتی جلو بچه ها می زدنم ،خیلی خجالت می کشیدم، تازه فهمیدم چرا مادرم با داداش حسنم سر سنگین بودم ، هی از هم خجالت می کشیدن، آخه وقتی یه مادر رو جلو بچش بزنن خیلی خجالت زده میشه ، امام باقر علیه السلام فرمود در مسیر اسارت دستهای مارو با ریسمان بسته بودن ، وقتی مابچه ها زمین میخوردیم عمه جانم آهسته راه می رفت می اومدن میزدنش .

دل سوخته دلها بود محفل زينب
امان از دل زينب، امان از دل زينب


همان داغ برادر، بود قاتل زينب
امان از دل زينب، امان از دل زينب


دو چشمش به برادر، دو دستش به سلاسل
نگاهي به حسينش، نگاهي سوي قاتل


کند گريه به زخمِ، سرش، چوبه ي محمل
که از خون جبين، سرخ شده محمل زينب


امان از دل زينب، امان از دل زينب
سر از سنگ شکسته، قد از غصّه خميده


به دل داغ برادر، ز رخ رنگ پريده
شرارش به دل زار، اشکش به دو ديده


بوَد از همه عالم، فزون مشکل زينب
امان از دل زينب، امان از دل زينب


فلک محو کمالش، ملک مات جمالش
شکسته کمر کوه، ز اندوه و ملالش
کند تا به سر ني، تماشاي هلالش
امان از دل زینب ..

بر بنی الزهرا جسارت شد / رزق آل الله اسارت شد

قلب عترت خسته / دست زینب بسته
مادری گرید با/پهلوی بشکسته

نوحه خواند کوثر/همنوا با حیدر/ای غریب مادر

یا ابا عبدالله...

پرچم نهضت بعد از دلبر/بر روی دوش دخت حیدر

مثل گل پژمرده/با دلی افسرده
بهر حفظ اسلام/تازیانه خورده

ناله دارد خواهر/با دو چشمان تر/ای غریب مادر

یا ابا عبدالله...

یاد عاشورا چشم یاران/جمله می بارد همچون باران

ذکر ما یا زهراست/هر زمان عاشوراست

بر عبادُ الرّحمن/هر کجا کربلاست

مثل عون و جعفر/کن قبول از ما سر/ای غریب مادر

یا ابا عبدالله...

شیخ عباس قمی (ره) در نفس المهموم آورده :

راوی میگه کاروان اسرا رو به مجلس ابن زیاد بردن ؛ نانجیب رو تخت نشسته بود رو کرد به بی بی زینب صدا زد گفت : خدارو شکر رسوا شدید ، کَیْفَ رَاَیْتِ صُنْعَ اللهِ بِاَخیکِ دیدی خدا با برادرت چه کرد ، بی بی فرمود ، مارایت الا جمیلا چیزی بجز زیبایی ندیدم بزودی خدا بین تو آنها حکم میکند

کعبه بی نام و نشان می ماند اگر زینب نبود

بی امان دارالامان می ماند اگر زینب نبود

 

گرچه دادند انبیا هر یک نشان از کربلا

کربلا هم بی نشان می ماند اگر زینب نبود

 

مکتب سرخ تشیع کز غدیر آغاز شد

تا ابد بی پاسبان می ماند اگر زینب نبود

 

مکتب قرآن که از خون شهیدان جان گرفت

بی تحرّک هم چنان می ماند اگر زینب نبود

 

مجری احکام قرآن او بُوَد با صبر خویش

دین حق بی حکمران می ماند اگر زینب نبود

 

کرد اسلام حسینی از یزیدی را جدا

حق و باطل توأمان می ماند اگر زینب نبود

 

در شناسای مسیر حق و باطل فکرها

بی گمان اندر گمان می ماند اگر زینب نبود

 

شد گلستان کربلا از لاله های احمدی

وین گلستان در خزان می ماند اگر زینب نبود

 

شعله عالم فروز نهضت سرخ حسین

زیر خاکستر نهان می ماند اگر زینب نبود

 

ناله مظلومی لب تشنگان دشت خون

در گلو گاه زمان می ماند اگر زینب نبود

 

فارسان صحنه هیهات منّا الذّله را

داغ ناکامی به جان می ماند اگر زینب نبود

 

ای «مؤید» هر چه هست از زینب و ایثار اوست

جان هستی ناتوان می ماند اگر زینب نبود

 

شاعر : سید رضا مؤید

يحيي مازني روايت کرده است:

«مدتها در مدينه در خدمت حضرت علي (ع) به سر بردم و خانه ام نزديک خانه زينب (س) دختر اميرالمؤمنين (ع) بود. به خدا سوگند هيچ گاه چشمم به او نيفتاده صدايي از او به گوشم نرسيد. به هنگامي که مي خواست به زيارت جد بزرگوارش رسول خدا (ص) برود، شبانه از خانه بيرون مي رفت، در حالي که حسن (ع) در سمت راست او و حسين (ع) در سمت چپ او و اميرالمؤمنين (ع) پيش رويش راه مي رفتند.

 

مدح و مرثیه حضرت زینب سلام اله علیها

سرفرازی که شد خمیده، تویی وارث مـــادر شهیــده تــویی
آنکه خورشیدِ خفته در خون را  شسته بااشک هردو دیده تویی
آنکـه بــا تیـغ نطق حیدری‌اش پــردۀ خصــم را دریـده تویی
آنکــه هــر تلخـیِ مصیبت را شهد جان کرده و چشیده تویی
آنکــه بهــر بقــای عـاشورا یک جهان شورآفریـده تویـی
آنکه زخم درون و زخم سـرش آسمان را به خون کشیده تویی
باغبانــی کــه لاله‌هــایش را   دست گلچین به تیغ چیده تویی
زائـری کز هـزار و نهصـد زخم پاسخ خـویش را شنیـده تویی
آسمانـی که بـی‌ستاره شـده مهر و ماهش به خون طپیده تویی
آفتابی که گشته چل منزل دور هجده سرِ بریده تویـی
ذکر سرها هماره بود به لب
السلام علیک یا زینب

بی بی زینب (س) و روضه حضرت زهرا (س)

حق ملاك عشق را با عشق تو سنجيده است
شاهكار دست خود در خلقت تو ديده است

ذكر « لا احصي ثنائُك » گوشه اي از وصف تو
پايِ مدحت دست هر صاحب قلم لرزيده است

بی بی جانم یا زینب

با نفَسهاي تو اي آرامش جان علي
بويِ سيب از عرش تا فرشِ خدا پيچيده است

مانده روي صورت تو جاي لبهاي نبي
بسكه اي حوريه با گريه تو را بوسيده است

**پیامبر قنداقه ی زینب رو بغل گرفت فرمود سم هذه المولوده زینب ، نام این مولوده رو زینب بگذارید صورت به صورت زینبش گذاشت فبکی بکائا عالیا گریه ی زیادی کرد فرمود جبرئیل برام خبرآورده این طفل به بلایی عظیم دچار میشه ، ثواب گریه بر زینب برابر ثواب گریه بر حسن و حسینه یه اشاره آی اونیکه اشک و ناله داری ، فاطمیه نزدیکه **

پيش زينب بي حياها دستِ جمعي مي زدند
دخترت حق دارد اي بي بي اگر ترسيده است

از شكاف پهلويت پيداست بد خوردي زمين
در به سوي پهلوي تو بي هوا چرخيده است

یابن الحسن

خوب شد فضه رسيد و پيكرت را جمع كرد
بر در و ديوار ، خونِ سينه ات پاشيده است

اهل کنایه

هر كجايي با علي تا شد مغيره رو به رو
بر غلاف خود كشيده دستي و خنديده است

 

قاسم نعمتی