مناجات با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

"اللَّهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ ، وَ الْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ ، وَ اكْحُلْ نَاظِرِي بِنَظْرَةٍ مِنِّي إِلَيْهِ ، وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ ، وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ

ای عرش و فرش گوشه‌ای از ماسوای تو

پر می زند دوباره دلم در هوای تو

محتاج آمدم دم دارالشفا بیا

من خوب می شوم به خدا با دوای تو

نشناختم تو را وسط روضه‌ها ببخش

تو آمدی و پا نشدم پیش پای تو

تو بوده ای مراقبِ دلشوره های من

من بوده ام مسبّب دلشوره هایِ تو

یا ایها العزیز دری باز کن فقط

تنها شده میان جماعت، گدایِ تو

سویِ گناه رفته ام و قهر کرده ای!

دردسر است نوکری من برای تو

دست مرا بگیر که آلوده ام ولی

مهمان سفره حسنم با دعای تو

می گفتی ای عزیز دلم کاشکی شبی

این هم ضریح و تذکره ی سامرایِ تو

ما را ببر سحر دمِ سردابِ سامرا

جانم فدای چهره‌ی مشکل گ

شای تو

شاعر : رضا دین پرور

روضه حضرت معصومه سلام الله علیها

در این روزگاری که دل بیقرارست

گدایِ کریمه شدن افتخارست

ثوابِ زیارت برایم نوشتند

خودم نه دلم سویِ تو ره سپارست

دوباره حرم قسمتم نه نشد آه

چقدر این دلِ بی نوا بدبیارست

چنان گنبدت جلوه دارد در عالم

که صحنِ تو در آسمان ها مدارست

کسی که قدم میزند در حیاطت

رویِ فرشِ بالِ ملائک سوارست

نگاهت مرا از غریبی درآورد

ببین خنده رویِ لبم آشکارست

همین هم نشان از کرم خانه دارد

گدا زاده ای با شما هم جوارست

کریمه کرم کن گدایِ خودت را

گدایی که در ماتمت سوگوارست

چکید اشک تو بر زمین بعد از آن بود

که از ساوه تا قم درختِ انارست

دلم خون شد از این غم و ماجرایت

دلت تنگ بوده برایِ رضایت

*وارد شد در این شهرِ مقدس .. تمام مردم به استقبالش اومده بودن .. همه گل دستشون بوده .. آخه برا اولین بارِ دخترِ امام داره میاد.مرد و زن احترام گذاشتن. ولی چون در ساوه به بی بی زهر داده بودن ، مریض احوال بود و خانه ای براش آماده کردن .. هفده روز در آن خانه زندگی کرد و مهمان بود .. مردم قم حتی نذاشتن مردی واردِ محله بشه .. بمیرم برات خانم ..*

تفسیر کن دوریِ خواهر از برادر را

تعبیر کن خوابِ حرم بوسیِ مادر را

جاری بکن در قم کمی از حوضِ کوثر را

ماتمکده کن کشورِ موسی ابن جعفر را

ای زینبی که از حسینِ خود جدا ماندی

با ما بگو آیا به زیرِ نیزه ها ماندی؟

آیا زِ تو کس هتک حرمت کرد نه هرگز

در قم دلِ تو حسِ غربت کرد نه هرگز

کس خنده در اوجِ مصیبت کرد نه هرگز

کس غارتِ خلخالُ و زینت کرد نه هرگز

اینها که گفتم یک به یک آمد سرِ زینب

ای وای سوغاتِ سفر شد معجرِ زینب

قم با سلام و تهنیت دنبالِ تو آمد

با سر به طوفِ کعبۀ آمالِ تو آمد

با شاخه هایِ گل به استقبالِ تو آمد

دستِ محارم زود زیرِ بالِ تو آمد

زینب ولی با خیلن ا محرم کجاها رفت

پیشِ دو چشمش خیزران پایین و بالا رفت..

ورود به قم حضرت معصومه سلام الله علیها

شهر قم گشته چنان وادی طور

از قدوم فاطمه غرق سرور

دخت بی مثل و قرینه آمده

دخت موسی از مدینه آمده

آمده این دختر از لطف الاه

تا شود در شهر قم هادی راه

شهر قم با جاه و با عزت شده

از قدومش شهر قم زینت شده

فاطمه با عز و شوکت آمده

پای تا سر جود و رحمت آمده

بهر استقبال مردم آمدند

عالمان دین سوی قم آمدند

بر در دروازه کرده ازدحام

بر گل زهرا نموده احترام

شهر قم از مقدمش غوغا شده

با ورودش شهر قم زیبا شده

مردم قم شاد و مسرور آمده

اهل دل نور علی نور آمده

هدیه‌ای از سوی سرمد او بود

دختری از نسل احمد او بود

دختر موسی بن جعفر آمده

تالی زهرای اطهر آمده

او بود تالی زهرای بتول

هر عبادت با تولایش قبول

در مرام و خلق و خو چون زینب است

حامی دین خدا و مکتب است

زینت شهر ولایت در قم است

دختر موسی پناه مردم است

خواهر مظلومه ی مولا رضاست

قم از این دختر پر از قدر و بهاست

آن حریم باصفایش جنت است

مهر و حبش در دل ما عزت است

او گل گلزار دین مصطفاست

هر که آید سوی او حاجت رواست

بهر شیعه مرقدش دارالشفاست

حاجت هر زائری آن جا رواست

حق نهاده حب و مهرش در سرشت

وا شود از قم دری سوی بهشت

صحن و ایوانش حریم فاطمه است

در حریم او شمیم فاطمه است

مرقد او کعبه ی دل ها بود

زائر او زائر زهرا بود

من

(رضا) عبد و غلام کوی او

با نگاه او گرفتم بوی او

#رضا_یعقوبیان