مرثیه شهادت امام جواد علیه السلام

مانده ای چون مرغ پر بسته تو در کنج قفس

از ستم با زهر کینه تو فتادی از نفس

همسرت با زهر کینه بر دل تو زد شرر

کنج حجره می زدی ای جان زهرا بال و پر

در غریبی گوشه ی حجره شده جانت فدا

جان بدادی تشنه لب همچون شهید کربلا

شیعه زین غربت شده مولای من گریان تو

ام فضل بی حیا، آتش زده بر جان تو

پشت درب حجره ی در بسته مولا صف زدند

با صدای ناله‌های تو کنیزان کف زدند

هرچه گفتی تشنه ام، آبت نداد آن بی حیا

عاقبت جان تو شد در راه دین حق فدا

لحظه های آخر خود، یاد مادر بوده‌ای

یاد پهلوی شکسته، پشت آن در بوده ای

یاد آن روزی عدو آتش به خانه می زند

بر گل ختم رسل با تازیانه می زند

یاد آن روزی که حیدر با حسن استاده

بود مادرت زهرای اطهر بر زمین افتاده بود

یاد آن روزی که بر او جوهر نیلی زدند

مادرت را پیش چشم مرتضی سیلی زدند

یاد آن روزی که در کوچه به جای هر کمک

دست او از دامن حیدر جدا شد با کتک

یاد آن دم مرتضی بار رسالت می کشید

فاطمه نقش زمین حیدر خجالت می‌ کشید

سوختم از این همه داغ و مصیبت‌های تو

جان فدای آن حریم و صحن روح افزای تو

با نگاهی کن نظر بر اشک و آه این (رضا)

دستگیری کن ز او در محشر و روز جزا

#رضا_یعقوبیان

نوحه شهادت امام جواد علیه السلام

۳
(امام جواد ع)
امشب دل من پر زده مولی به هوایت
رفته به حریم تو و در صحن و سرایت
مظلوم تقی جان۳

تو نور دل و دیده ی هر اهل ولایی
نهم گل گلزار ولا ابن الرضایی
مظلوم تقی جان۳

امشب تو کرم کردی و من بر تو پناهم
با دست تهی آمده محتاج نگاهم
مظلوم تقی جان۳

قلب تو ز چه همسر ملعونه شکسته
بر روی تو از کینه در حجره ببسته
مظلوم تقی جان۳

از زهر هلاهل همه ی حاصل تو سوخت
با یاد علی جد غریبت دل تو سوخت
مظلوم تقی جان۳

از ظلم و ستم های عدو روز تو شد شام
آن پیکر پاک تو سه روز مانده روی بام
مظلوم تقی جان۳

تو سوخته عمری ز غم غربت حیدر
ضرب لگد و میخ در و ناله ی مادر
مظلوم تقی جان۳

تو سوخته ای یاد رخ نیلی مادر
آن صورت گلگون شده از سیلی مادر
مظلوم تقی جان۳

تو سوخته ای بر علی و جور زمانه
غسل و کفن فاطمه و دفن شبانه
مظلوم تقی جان۳

تو سوخته ای یاد غم فاطمه هر شب
با اشک حسن سوز حسین ناله ی زینب
مظلوم تقی جان۳

#رضا_یعقوبیان
#سبک_من_دربدر_عشق_ابالفضل_و_حسینم

سرود میلاد امام جواد علیه السلام

خنده بر روی لب اهلِ ولا مبارکه

جشنِ میلاد جواد بنُ الرضا مبارکه

این خجسته جشنِ میلاد

تهنیت باد تهنیت باد

ای عزیز مرتضی یا جواد بنُ الرّضا

--

دیده ی عشّاقِ آل مصطفی گردیده تر

چونکه در ماهِ رجب ماهِ رضا شد جلوه گر

این خجسته جشنِ میلاد

تهنیت باد تهنیت باد

ای عزیز مرتضی یا جواد بنُ الرّضا

--

ای محبین با نوای یا رضا و یا حسین

وعده ی دلدادگان هم کربلا هم کاظمین

هر چه گویم از مقامات و کراماتش کم است

تاری از قُنداقه اش حبل المتین عالَم است

این خجسته جشنِ میلاد

تهنیت باد تهنیت باد

ای عزیز مرتضی یا جواد بنُ الرّضا

--

سائل و محتاج لطف او همه دنیا بُوَد

رزق کلّ معتکف ها دست این آقا بُوَد

این خجسته جشنِ میلاد

تهنیت باد تهنیت باد

ای عزیز مرتضی یا جواد بنُ الرّضا

نوحه شهادت امام جواد علیه السلام

نوحه۸

حضرت جواد الائمه علیه السلام 

 

نهمین مولا شد شهید کین

از ستم گشته. او فدای دین

 آه و واویلا (۴)

 

کاظمین غوغاست. بزم غم برپاست

 در جنان زین غم. خون جگر زهراست

 آه و واویلا

 

 بار دیگر شد. موسم ماتم 

دیده ی هادی ریزد اشک غم

 آه و واویلا 

 

بوده عمری در خانه‌اش مظلوم 

نهمین مولا شد تقی مسموم 

آه و واویلا

 

 از ستمهای. همسر ملعون

 همه ی عمرش. شد دل اوخون

 آه و واویلا

 

 دشمنش گشته. بی حیا همسر 

خون جگر گردید در دم آخر 

آه و واویلا

 

زد شرر زهر کینه بر جانش 

یاد مادر بود. چشم گریانش

 آه و واویلا 

 

بر در حجره دشمنش صف زد 

خنده می کرد و. دم به دم کف زد 

آه و واویلا

 

 سر خود را بر روی خاک بنهاد 

گوشه ی حجره تشنه لب جان داد 

آه و واویلا 

 

همسرش کرده. روز او را شام 

پیکر پاکش. مانده روی بام 

آه و واویلا

 

#نوحه_حضرت_جواد_الائمه_علیه_السلام #مشهد_مقدس 

#رضا_یعقوبیان

برنامه کامل میلاد امام جواد علیه السلام

امشب به جهان مظهر سرمد آمد
 زیبا گلی از گلشن احمد آمد
 از خانه ریحانه  و هشتم مولا
 شاد باشید که سومین محمد آمد

امشب از لطف خداوند گلی وا شده است

 این گل از باغ رضا زینت دنیا شده است

 

 در سحرگاه دهم روز رجب سر زد ماه

 که جهان روشن ازاین ماه دل آرا شده است

 

 آمده نور دل حضرت ثامن به جهان 

یثرب از مقدم او طور تجلا شده است

 

 آسمان غرق ستاره شده از شور و شعف

 بار دیگر به جهان ماه هویدا شده است

 

 نهمین گلبن عصمت به جهان جلوه نمود

 عالمی مست بوی این گل زیبا شده است

 

 آمده مظهر خلاق مبین ، درجنت

 شادمان قلب نبی خواجه ی اسراشده است

 

 آمده ابن رضا ،نور دو چشمان رضا

 شادمان ازقدمش چهره ی بابا شده است

 

 چون خدا کرده عطا بر گل هشتم هدیه 

در جنان شاد دل حیدر و زهرا شده است

 

 سرزده ماه درخشنده ی آل عصمت

 روشن از نور رخش گنبدمینا شده است

 

 شادمان گشته دل جمله محبان زیرا 

هدیه‌ای ازسوی حق برهمه اعطاشده است

 

 امشب از یمن قدوم گل زهرای بتول 

بر همه عالمیان لیله ی احیا شده است

 

بسکه زیباست جواد ابن رضا،ارض و سما 

بهر دیدار رخش چشم تماشا شده است

 

 بر همه اهل جهان از کرم و لطف خدا 

این گل فاطمیون کعبه ی دلها شده است

 

 نهمین عصمت حق رهبر و روشنگر دین

 رهنمای همه ی مردم دنیا شده است

 

 در میان همه ی اهل زمین،اهل سما 

این پسر روح دعا ،مظهر تقوا شده است

 

 نجل سوم علی است او ،ملقب به جواد

 بعدهشتم مه دین برهمه مولا شده است

 

 کرم و جود و عطا، رحمت و ایمان و سخا 

همه با آمدن اوست که معنا شده است 

 

شاد باشیدزیمن قدم پاک جواد 

شامل ما کرم خالق یکتا شده است

 

 یک نگاهش برد از قلب همه عالم غم

 شیعه بایک نگه اوست که آقاشده است

 

 این جواد است که چون جدگرامش حیدر

 از کرامات خدا شافع عقبا شده است 

 

شکرلله شده ام عبد و غلام در او 

طبع من از کرم اوست که گویاشده است

 

 اینکه گردیده (رضا) ریزه خور خوان شما 

با دعا و کرم و لطف تو مولا شده است

......

در مدینه شور و غوغایی دگر برپا شده

 هشتمین منجی دین از لطف حق بابا شده
 سرزده نور ولا      شادمان گشته رضا
      یا جواد ابن الرضا(۴)

 خانه ی مولا امام هشتمین روشن شده 
از قدوم نور چشمانش جهان گلشن شده

 نخل دین داده ثمر   نور حق شد جلوه گر 
       ای عزیز مرتضی   یا جواد ابن الرضا 

درب رحمت بر روی اهل ولایت واشده 
دیده ی شیعه ز دیدار رخش بینا شده 
می وزد عطر جنان     بر قلوب شیعیان

      ای عزیز مرتضی      یا جواد ابن الرضا 

می زند بوسه برخسارچو ماهش مادرش
 همچوجان خویشتن بگرفته مولادر برش
 عطروبویش حیدری    خلق او پیغمبری
         یا جواد ابن الرضا 

شهر یثرب گشته از نور وجودش منجلی
 آمده در این جهان از لطف حق نهم ولی 
نور سرمد آمده     جان احمد آمده 
         یا جواد ابن الرضا 

در شب میلاد تو مولا منم مهمان تو 
گشته ام شرمنده از لطف تو و احسان تو 
ازخجالت گشته آب    سائلت راده جواب 
           یا جواد ابن الرضا 

در شب میلاد تو مولا منم بر تو پناه 
سائلت را از کرامت یابن زهرا کن نگاه 
تو ز نسل حیدری   در کرامت محشری
           یا جواد ابن الرضا 

......

 نوری ز حریم کبریا می‌آید
 با کوثر و قدر و هل اتی می آید
 نهم گل بوستان آل عصمت 
از راه جواد ابن رضا می آید

نوحه شهادت امام جواد علیه السلام

نوحه ۱۹
شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام

 ابن الرضا کشته ی زهر جفا
 شد کاظمین ازداغ او کربلا 
موسم ماتم است.    کاظمین درغم است
 آه و واویلا (۲)

به جای آن که باشد او یاورش 
زهر ستم داده به او همسرش 
شهید زهر کین.        امام نهمین
آه و واویلا 

شد همسر نامهربان قاتلش
 زهر ستم شرر زده بر دلش
 شد جواد خون جگر.  ریزد اشک از بصر 
آه و واویلا

 در گوشه ی حجره، دل شکسته 
به جز خدا از همگان گسسته 
صبر اوکم شده.      قامتش خم شده 
آه و واویلا 

در گوشه ی حجره زپا فتاده 
سر را به روی خاک غم نهاده
 کنیزان صف زدند.    پشت در کف زدند
 آه و واویلا

 با اینکه او بر مسلمین امام است 
سه روز پیکرش به روی بام است 
همه با احترام        کرده‌اند ازدهام 
آه و واویلا 

ابن الرضا ز زهر کین خموش است
 با گریه تابوتش به روی دوش است
 امام دهمین        زداغش دل غمین
 آه و واویلا 

پیکر او بود به دوش یاران
 جدش بود به زیر سم اسبان 
همه در شور و شین    ذکرشان یاحسین
 آه و واویلا

#نوحه_حضرت_جواد_الائمه_علیه_السلام
#رضا_یعقوبیان

متن روضه امام جواد علیه السلام حاج مهدی سماواتی

جهت بهره مندی از اشعار مداحی و متن و صوت روضه های استاد حاج مهدی سماواتی به این آدرس مراجعه فرمایید.

https://eitaa.com/hmdprp

ای انس و جان گدای تو یا حضرت جواد
شرمندۀ عطای تو یا حضرت جواد

دائم ز کار خلق گره باز می‌کند
دست گره‌گشای تو یا حضرت جواد

زیباترین دعای سماواتیان بود
مدح تو و ثنای تو یا حضرت جواد

این غم کجا برم که بسی بر تو شد ستم
از یار بی‌وفای تو یا حضرت جواد

تو در میان حجره زدی ناله و گریست
قاتل هم از برای تو یا حضرت جواد

آتش گرفت حجرۀ دربسته چون دلت
از اشک بی‌صدای تو یا حضرت جواد

قلب تو پاره‌پاره شد و شهر کاظمین
گردید کربلای تو یا حضرت جواد

بالله قسم رواست که مرغان آسمان
گریند در عزای تو یا حضرت جواد

با آن همه وفا و محبت که داشتی
شد زهر کین سزای تو یا حضرت جواد

«میثم» به ناله‌های دلت بود آشنا
شد مرثیه‌سرای تو یا حضرت جواد

((امروز امام جواد رو واسطه قرار بدیم بگیم السلام و علیک یا محمد بن علی ایها التقی الجواد یابن الرسول الله آقا جان شما بیایید واسطه بشید خدا همه ی ما رو مورد جود و بخشش قرار بده))

( خون شد از غم دل خدا جویم
درد بسیار و نیست دارویم
می فشانم سرشک و می گویم
یا جواد الائمه ادرکنی )

(( دلا رو ببریم کنار صحن و سرای باصفای امام جواد علیه السلام یه جمله ذکر مصیبت ، زهر به نازنین بدن امام جواد اصابت کرد ، میان حجره افتاده از این پهلو به اون پهلو می غلطه ناله اش بلند شد بمیرم همسرش دستور داد کنیزا اومدن پشت در حجره نشستند کف زدن و هلهله کردن گفت نمیخوام صدای ابن الرضا رو کسی بشنوه))

برون حجره همه پایکوب و دست افشان

درون حجره یکی بود و دست و پا میزد

((کربلاییا حسینیا دلاتون کجا رفت بمیرم تا دیدن حجت خدا روی زمین افتاده هلهله کردن هلهله کنان به طرف خیمه هاش رفتن هم غارت کردند هم آتش زدن))

یک خیمه نیم سوخته شد جای صد یتیم

چیزی که جا نداشت در آن خیمه چاره بود

زمزمه مسجدی میلاد امام جواد و حضرت علی اصغر علیهما السلام

در آسمانها محفل شادی به پا شد/که جشن میلاد جواد بن الرضا شد

آمد به دنیا/محبوب دلها
جان و جهان و/هستی بابا

این گل گل زیبای فردوس برین است/عیدی ما دست امام هشتمین است

بادا مبارک مقدم فرزند زهرا...

باشد قسم بر شادی دلهای عاشق/او واسطه بر رحمت حق بر خلایق

خیر العباد است/باب المراد است
ما سائلیم و/او هم جواد است

ما ذرّه ای در آسمان کاظمینیم/ ما سائلان آستان کاظمینیم

بادا مبارک مقدم فرزند زهرا...

باید گرفتاران این عالم بیاییند/ بر درگه این خانواده رو نمایند

در عرش لطف و/ رحمت مقیمند
اینان جوادند/ اینان کریمند

خلق دو عالم رعیت و اینان امیرند/ دستان ِ هر افتاده از پا را بگیرند

بادا مبارک مقدم فرزند زهرا...

این غنچه ای که روی دست باغبان است/ سوّم علی از نسل ثاراللهیان است

دل محو رویش/ روی نکویش
گلبوسه های/ بابا به رویش

خورشید و مهتابم علی اصغر خوش آمد/ دلبند اربابم علی اصغر خوش آمد

بادا مبارک مقدم فرزند زهرا...

یا رب به حقّ این دو مولود خدایی/این دو گل زیبای باغ هل اتایی

روزی ما کن/عرش خدا را
هم کاظمین و/هم کربلا را

ما جان نثار و جانفدای اهل بیتیم/ما خاکیان،خاک سرای اهل بیتیم

بادا مبارک مقدم فرزند زهرا...

زمزمه شهادت امام جواد علیه السلام

بر خاک حجره ، سر می گذارم                    تنهای تنها جان می سپارم

قاتل مرا کشت با کام عطشان                    بابا رضا جان ، بابا رضا جان

                                    بابا رضا جان ، بابا رضا جان

در را به رویم ، از کینه بسته                      در انتظار مرگم نشسته

او می زند کف ، من می دهم جان              بابا رضا جان ، بابا رضا جان

                                    بابا رضا جان ، بابا رضا جان

آب خوش من ، اشک روان بود                    قوت و غذایم ، زخم زبان بود

جرمم چه بوده ، ترویج قرآن                        بابا رضا جان ، بابا رضا جان

                                    بابا رضا جان ، بابا رضا جان

جسمم  به ماند ، از جور ایّام                     گه کنج حجره ، گه بر روی بام

دیدم بسی من ، ظلم فراوان                      بابا رضا جان ، بابا رضا جان

                                                بابا رضا جان ، بابا رضا جان

روضه های امام جواد علیه السلام

السلام علیک یا ابا جعفر یا محمد بن علی ایها التقی الجواد"

درد بسیار و نیست دارویم

خون شد از غم دل خداجویم

میفشانم سرشک و میگویم

یا جوادالائمه ادرکنی...‌

***

عزت عالمین میخواهم

سفرکاظمین میخواهم

طوف قبر حسین میخواهم

یا جوادالائمه ادرکنی

یکی دو تا جمله عرض کنم مقدمه برای عرض توسلم بشه: این آقا جواد الائمه علیه السلام با برکت ترین مولودند به تعبیر آقا علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیة والثناء ، نشستن میوه ای رو دارن قاچ میکنند در دهان جوادالائمه علیه السلام میگذارن (کافی جلد ۶صفحه ۳۶) بعد آمدند گفتند آقا انگار جوادتون رو خیلی دوست میدارید حضرت فرمودند: "هذا لمولود الذی لم یولد فی الاسلام مثلُه مولود" مثل این مولود ، مولودی نیامده. از چه جهت؟ "اعظمُ برکةً منه علی  شیعتِنا منه" شیعیان گرفتارید برید در خانه ی جواد الائمه ،

 

خیلی امام رضا ، جوادش رو دوست داشت ، داره که شبا می نشست کنار گهوارش تا سحر با جوادش نجوا می کرد: بابا مارو زود از هم جدا میکنن ...

گفتن : آقا خوب نیست برا مسافری که میخواد برِ سفر گریه کرد. آقا فرمود:بله، اون مسافری که بر میگرده . همه گریه کردن . آقا از همه خداحافظی کرد، اما از یک نفر نتونست خداحافظی کنه اونم جوادش بود.گفت:بابا بریم تا مکه با هم باشیم؟ آوردش مکه گذاشتش کنار حجر اسماعیل ، داشت طواف میکرد دید ، امام جواد داره داد میزنه ، اومد ، جوادم ! بابا چرا ناله میزنی ؟ گفت:بابا یه جوری داشتی طواف میکردی ، فهمیدم این آخرین زیارت توست ... روایت داره دیگه امام رضا نتونست از جوادِش خداحافظی کنه ...

خدا لعنت کنه همه قاتلین آل الله رو ... خدا لعنت کنه جعدۀ ملعونه رو وقتی زهر به امام حسن داد ، میگن تا دستُ پا زدن امام حسن رو دید گریه کرد ، پشیمون شد گفت عجب غلطی کردم ...  اما این اُم الفضل نانجیب نمی دونم چه زنی بوده ، همچین که صدایِ نالۀ جواد الائمه بلند شد ، رفت کنیزا  رو خبر کرد ، گفت: یه عده ای دست بزنن ... یه عده ای هلهله کنن ... صدایِ  غربت آقا را کسی نشنوه یه وقت دیدن دیگه صداش نمیاد ... در حجره رو باز کردن دیدن حضرت صورت رو خاک گذاشته چند نفر آمدن بدن بی جان حضرت رو از پله ها بردن بالایِ پشت بام آخ داد بیداد بدنُ بالایِ بام زیر آفتاب گذاشتن ... بنازم به معرفتِ کبوترا ... اومدن بالهاشون باز کردند سایبون برا بدنِ عزیز زهرا درست کردند آی دلای آماده این هلهله کردنا این کارا سابقه داره وقتی زینب وارد کوفه شد ... اونجا هم همه شروع کردند هلهله کردند با اون صدای امیرالمومنینی همه رو ساکت کرد شروع کرد به خطبه خواندن یه وقت دید همه ی نظرها به یه طرف دیگه ای سر از محمل بیرون آورد دید سربرادر بالای نیزه داره قرآن میخوانه صدا زد یا هلالا ... «ما تَوَهَّمتُ یا شَقیقَ فُؤادی» حسین جان فکر اینجا رو نمی کردم .

زندگی نامه امام جواد علیه السلام

حضرت امام محمد تقي جوادالأئمه علیه السلام

امام نهم شيعيان حضرت جواد (ع ) در سال 195هجري در مدينه ولادت يافت .
نام نامي اش محمد معروف به جواد و تقي است .
القاب ديگري مانند : رضي و متقي نيز داشته ، ولي تقي از همه معروفتر مي باشد . مادر گرامي اش سبيكه يا خيزران است كه اين دو نام در تاريخ زندگي آن حضرت ثبت است .
امام محمد تقي (ع ) هنگام وفات پدر 8 ساله بود . پس از شهادت جانگداز حضرت رضا عليه السلام در اواخر ماه صفر سال 203ه مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع ) انتقال يافت .
شهادت حضرت جواد علیه اسلام
اين نوگل باغ ولايت و عصمت گرچه كوتاه عمر بود ولي رنگ و بويش مشام جانها را بهره مند ساخت .
آثار فكري و رواياتي كه از آن حضرت نقل شده و مسائلي را كه آن امام پاسخ گفته و كلماتي كه از آن حضرت بر جاي مانده ، تا ابد زينت بخش صفحات تاريخ اسلام است .
دوران عمر آن امام بزرگوار 25سال و دوره امامتش 17سال بوده است . معتصم عباسي از حضرت جواد (ع ) دعوت كرد كه از مدينه به بغداد بيايد .
امام جواد در ماه محرم سال 220هجري به بغداد وارد شد . معتصم كه عموي ام الفضل زوجه حضرت جواد بود ، با جعفر پسر مأمون و ام الفضل بر قتل آن حضرت همداستان شدند . علت اين امر - همچنان كه اشاره كرديم - اين انديشه شوم بود كه مبادا خلافت از بني عباس به علويان منتقل شود .
از اين جهت ، درصدد تحريك ام الفضل برآمدند و به وي گفتند تو دختر و برادرزاده خليفه هستي ، و احترامت از هر جهت لازم است و شوهر تو محمد بن علي الجواد ، مادر علي هادي فرزند خود را بر تو رجحان مي نهد .
اين دو تن آن قدر وسوسه كردند تا ام الفضل - چنان كه روش زنان نازاست - تحت تأثير حسادت قرار گرفت و در باطن از شوهر بزرگوار جوانش آزرده خاطر شد و به تحريك و تلقين معتصم و جعفر برادرش ، تسليم گرديد .
آنگاه اين دو فرد جنايتكار سمي كشنده در انگور وارد كردند و به خانه امام فرستاده تا سياه روي دو جهان ، ام الفضل ، آنها را به شوهرش بخوراند . ام الفضل طبق انگور را در برابر امام جواد (ع ) گذاشت ، و از انگورها تعريف و توصيف كرد و حضرت جواد (ع ) را به خوردن انگور وادار و در اين امر اصرار كرد .
امام جواد (ع ) مقداري از آن انگور را تناول فرمود . چيزي نگذشت آثار سم را در وجود خود احساس فرمود و درد و رنج شديدي بر آن حضرت عارض گشت .
ام الفضل سيه كار با ديدن آن حالت دردناك در شوهر جوان ، پشيمان و گريان شد ، اما پشيماني سودي نداشت .
حضرت جواد (ع ) فرمود : چرا گريه مي كني ؟ اكنون كه مرا كشتي گريه تو سودي ندارد . بدان كه خداوند متعال در اين چند روزه دنيا تو را به دردي مبتلا كند و به روزگاري بيفتي كه نتواني از آن نجات بيابي . در مورد مسموم كردن حضرت جواد (ع ) قولهاي ديگري هم نقل شده است .

زنان و فرزندان حضرت جواد علیه السلام

زن حضرت جواد (ع ) ام الفضل دختر مأمون بود . حضرت جواد (ع ) از ام الفضل فرزندي نداشت .
حضرت امام محمد تقي زوجه ديگري مشهور به ام ولد و به نام سمانه مغربيه داشته است .
فرزندان آن حضرت را 4 پسر و 4 دختر نوشته اند بدين شرح :

1 - حضرت ابوالحسن امام علي النقي ( هادي )
2 - ابواحمد موسي مبرقع
3 - ابواحمد حسين
4 - ابوموسي عمران
5 - فاطمه
6- خديجه
7- ام كلثوم
8- حكيمه حضرت جواد (ع ) مانند جده اش فاطمه زهرا زندگاني كوتاه و عمري سراسر رنج و مظلوميت داشت .


بدخواهان نگذاشتند اين مشعل نوراني نورافشاني كند . امام نهم ما در آخر ماه ذيقعده سال 220ه . به سراي جاويدان شتافت . قبر مطهرش در كاظميه يا كاظمين است ، عقب قبر منور جدش حضرت موسي بن جعفر (ع ) زيارتگاه شيعيان و دوستداران است .

شعر زمیه خوانی و واحد سنتی(یک دست،دو دست) – امام جواد علیه السلام  

السلام ای کعبه ی جود و سخا          السلام ای مظهر لُطف و وفا

السلام ای نور بزم معرفت              ای وُجودت بهر عالم موهبت

ای فضیلت های ذاتت بی عدد           یا جواد بن ُ الرّضا مولا مدد

در گلستان لاله ی خشبو تویی           نور چشم ضامن ِ آهو تویی

ای نهم شمس سماوات ِ ولا              ای دو عالَم بر ولایت مبتلا

چشم ما و جود بی پایان تو              سیدی درد من ودرمان تو

جود تو جود خدا را مظهر است       چشم زهرا در عزای تو تر است

غربت بابای تو آمد به یاد               کنج حجره جان سپردی یا جواد

سوخت چون اسپند در آتش دلت        عاقبت شد همسر تو قاتلت

کنج حجره ای رضا را نور عین       تشنه لب جان داده ای مثل حسین

روی بام خانه ِای مولای من           پیکر تو  مانده بی غُسل و کفن

بر تن ِ تو اِی امام ِ انس و جان        سایه افکندند با پر طائران

من بمیرم جدّ تو در کربلا              پیکش مانده به صحرای بلا

روی خاک از ظلم ِ آن قوم ِ عَنود     سایبانی بهر آن پیکر نبود

کوفیان و جنگ با دین وای من       نعل اسب و جسم خونین وای من

مدح و مرثیه امام جواد علیه السلام

ای انس و جان گدای تو یا حضرت جواد

شرمندۀ عطای تو یا حضرت جواد

 

دائم ز کار خلق گره باز می‌کند

 دست گره‌گشای تو یا حضرت جواد

 

زیباترین دعای سماواتیان بود

 مدح تو و ثنای تو یا حضرت جواد

 

پیش از شب ولادتم ای آشنای دل

 دل بود آشنای تو یا حضرت جواد

 

چون آیه‌های نور، پدر بوسه می‌زند

بر روی دلربای تو یا حضرت جواد

 

زوار پا نهند به بال ملایکه

در صحن باصفای تو یا حضرت جواد

 

پر می‌زند کبوتر دل‌ها ز هر طرف

پیوسته در هوای تو یا حضرت جواد

 

جود از تو جود گشت و کرامت نهاده است

 رخ بر در سرای تو یا حضرت جواد

 

تو کیستی؟ همیشه جواد الائمه‌ای

 من کیستم؟ گدای تو یا حضرت جواد

 

باید هزار زادۀ اکثم به وقت بحث

 صورت نهد به پای تو یا حضرت جواد

 

مامون در آتش حسدش آب می‌شود

 چون بشنود صدای تو یا حضرت جواد

 

بخشی به قاتل پدرت حرز مادرت

 ای جان ما فدای تو یا حضرت جواد

 

بگشای لب که لحظه به لحظه اجابت است

 دلدادۀ دعای تو یا حضرت جواد

 

هرکس زده است دست توسل به دامنی

 ما را بود ولای تو یا حضرت جواد

 

قبر مطهر تو در آغوش کاظمین

 دل‌های ماست جای تو یا حضرت جواد

 

بالله قسم هر آنچه بگوییم نارسات

بر قامت رسای تو یا حضرت جواد

 

هرگز رضا ز کس نشود حضرت رضا

یک لحظه بی‌رضای تو یا حضرت جواد

 

این غم کجا برم که بسی بر تو شد ستم

 از یار بی‌وفای تو یا حضرت جواد

 

با تو هر آنچه شد ستم و ظلم بی‌حساب

داند فقط خدای تو یا حضرت جواد

 

تو در میان حجره زدی ناله و گریست

قاتل هم از برای تو یا حضرت جواد

 

آتش گرفت حجرۀ دربسته چون دلت

از اشک بی‌صدای تو یا حضرت جواد

 

قلب تو پاره‌پاره شد و شهر کاظمین

 گردید کربلای تو یا حضرت جواد

 

بالله قسم رواست که مرغان آسمان

 گریند در عزای تو یا حضرت جواد

 

با آن همه وفا و محبت که داشتی

 شد زهر کین سزای تو یا حضرت جواد

 

«میثم» به ناله‌های دلت بود آشنا

 شد مرثیه‌سرای تو یا حضرت جواد

 

زمینه – جواد الائمه علیه السلام

 نام تو شده ذکر دل همه یا جواد الائمه یا مولا
 پسر علی و گل فاطمه یا جواد الائمه یا مولا

ای تا دم جزا عالمی زیر دینِ تو
 دارم به سر آقا هوای کاظمینِ تو

مولانا یا جواد ای حجّت خدا جواد...

به فدای خصالِ یگانه ات یا جواد الائمه یا مولا
 سائل آمده بر درِ خانه ات یا جواد الائمه یا مولا

ای محترم آقا عادتک الکرم آقا
 بیا و اربعین ما رو ببر حرم آقا

مولانا یا جواد ای حجّت خدا جواد...

افتاده ز جنایتِ آن لعین یا جواد الائمه یا مولا
 تنت از روی بام به روی زمین یا جواد الائمه یا مولا

تَنَت از روی بام به روی زمین یا جواد الائمه یا مولا

تن تو بی کفن تن حسین بدون سر

زهرا برایتان ناله زند به چشم تر
 مولانا یا جواد ای حجّت خدا جواد

دوبیتی ناب امام جواد علیه السلام

از پای به سر چونکه مرادیم همه

از آمدن جواد شادیم همه

هرکس نگری دست به دامان کسی است

مادست به دامان جوادیم همه

مدح امام جواد علیه السلام

شد امشب از رخ ابن الرضا چشم رضا روشن

چنان كه چشم احمد شد ز روى مرتضى روشن 

 

به چشم دل تماشا كن كه هم چون اهل دل بینى

 ز نور كبریایى شد حریم كبریا روشن

 

امام هشتمین را داده حق طفلى كه مى‌‏باشد

  ز انفاسش صبا خرم ز رخسارش فضا روشن

 

گلستان حیاتش زین گل ریحانه شد خرم

  شبستان امیدش گشت از این بَدرُ الدُجا روشن

 

همه شب تا سحر بر مهد ناز طفل نوزادش

  به جاى شمع باشد روى آن شمس الضحى روشن 

 

جواد آمد كه شادان شد ز میلادش دل زهرا

 جواد آمد كز و شد قلب ختم الانبیا روشن

 

الا یا خاندان وحى و قرآن یا بنى الزهرا

 ز میلاد جواد ابن الرضا چشم شما روشن

 

شكوه رحمتش چون مهر باشد هر طرف تابان

  مقام عصمتش چون روز باشد هر كجا روشن

 

شود از غم چو شب روز بد اندیشى كه پندارد

 نماند مشعل دین مبین بعد از رضا روشن

 

دگر تا روز محشر روشن و خاموش مى‌‏ماند

  چراغى را كه مى‏سازد خدا خاموش یا روشن

 

«مؤید» را چه وحشت اندرین ظلمت‌سرا باشد

 كه دارد جان و دل پیوسته از نور ولا روشن

 ---------------------------------------------------------------- سید رضا موید

سرود مهدیه ای میلاد امام جواد و حضرت علی اصغر

آمده دو نور       آمده دو جان    دلبر ارباب       یوسف سلطان

هم ولادت گل پیغمبر است        هم ولادت علیّ اصغر است

جان ما فدای نامت یا جواد     دم به دم کنم سلامت یا جواد

زنده هر دل از کلامت یا جواد    عالمی بود غلامت یا جواد

سیدی یا سیدی یبن الزهرا...

 

ای به باغ دین    لاله خشبو     یاس و ریحان     ضامن آهو

آمدی وآل طاها خوشحالند      بر تو و ماه جمالت می بالند

ما که دل به جود تو بستیم آقا    بنده ولای تو هستیم آقا

سائل خاکی باب المرادیم      بر سر راه تو بنشستیم آقا

سیدی یا سیدی یبن الزهرا...

 

آیه کوثر یا علی اصغر       اکبر دیگر یا علی اصغر

تو به سینه درّ نایاب مایی   سؤمین علی ارباب مایی

ای گلی که داری عطر جاویدان   میکنیم به راه عشقت بذل جان

کن دعا که نذر راه تو شویم     با ظهور حضرت صاحب زمان

ای به شام دل سحر علی اصغر...

سرود میلاد امام جواد علیه السلام

جشن میلادت مبارک یا جواد ابن الرضا

 

خنده بر روی لب اهلِ ولا مبارکه

جشنِ میلاد جواد بنُ الرضا مبارکه

این خجسته جشن ِ میلاد

تهنیت باد تهنیت باد

جشن میلادت مبارک یا جواد ابن الرضا



دیده ی عشّاق ِ آل مصطفی گردیده تر

چونکه در ماهِ رجب ماهِ رضا شد جلوه گر

این خجسته جشن ِ میلاد

تهنیت باد تهنیت باد

جشن میلادت مبارک یا جواد ابن الرضا


ای محبین با نوای یا رضا و یا حسین

وعده ی دلدادگان هم کربلا هم کاظمین



هر چه گویم از مقامات و کراماتش کم است

تاری از قُنداقه اش حبل المتین عالَم است



سائل و محتاج لطف او همه دنیا بُوَد

رزق کلّ معتکف ها دست این آقا بُوَد

زمزمه مسجدی میلاد امام جواد و حضرت علی اصغر علیهما السلام

در آسمانها محفل شادی به پا شد/که جشن میلاد جواد بن الرضا شد آمد به دنیا/محبوب دلها جان و جهان و/هستی بابا این گل گل زیبای فردوس برین است/عیدی ما دست امام هشتمین است بادا مبارک مقدم فرزند زهرا... باشد قسم بر شادی دلهای عاشق/او واسطه بر رحمت حق بر خلایق خیر العباد است/باب المراد است ما سائلیم و/او هم جواد است ما ذرّه ای در آسمان کاظمینیم/ما سائلان آستان کاظمینیم بادا مبارک مقدم فرزند زهرا... باید گرفتاران این عالم بیاییند/بر درگه این خانواده رو نمایند در عرش لطف و/رحمت مقیمند اینان جوادند/اینان کریمند خلق دو عالم رعیت و اینان امیرند/دستان ِ هر افتاده از پا را بگیرند بادا مبارک مقدم فرزند زهرا... این غنچه ای که روی دست باغبان است/سوّم علی از نسل ثاراللهیان است دل محو رویش/روی نکویش گلبوسه های/بابا به رویش خورشید و مهتابم علی اصغر خوش آمد/دلبند اربابم علی اصغر خوش آمد بادا مبارک مقدم فرزند زهرا... یا رب به حقّ این دو مولود خدایی/این دو گل زیبای باغ هل اتایی روزی ما کن/عرش خدا را هم کاظمین و/هم کربلا را ما جان نثار و جانفدای اهل بیتیم/ما خاکیان،خاک سرای اهل بیتیم بادا مبارک مقدم فرزند زهرا...

زمزمه ی خداحافظی با کاظمین

زمزمه ی خداحافظی با کاظمین

الوداع ای بهشت عالمین

الوداع ای حرمین کاظمین

قلب ما گشته اسیر ِ مرقدی پاک و مطهّر

تربت پاک جواد و حضرت موسی بن جعفر

الوداع ای بهشت عالمین

الوداع ای حرمین کاظمین

 

خوش به حالم خوش به حالم

کز محبین حسینم

مثل اجدادم گدای  کربلا و کاظمینم

این روا باشد به شیعه

 تا به صبح روز محشر

گرید از داغ جواد و

 حضرت موسی بن جعفر

الوداع ای بهشت عالمین

الوداع ای حرمین کاظمین

نوحه در حرمین شریفین کاظمین

نوحه در حرم شریف کاظمین

این حرم دو لاله ی حیدر است

قبر جواد و موسی ِ جعفر است

زائر حسینیم     اهل کاظمینیم

گویم به اشک و شور و حالی

امام رضا جای تو خالی

یا زهرا یا زهرا یا زهرا..

 

میرسد از این حرم با صفا

بوی بقیع و نجف و کربلا

میان بهشتم      بر دلم نوشتم

گویم به اشک و شور و حالی

امام رضا جای تو خالی

یا زهرا یا زهرا یا زهرا...

زمزمه شهادت امام جواد علیه السلام

کروبیان بخوانند  عالم همه بدانند  ابن ارضا غریبه (2)

زهر جفا آتش زده بجانت   قاتل گرفته جابه آشیانت

گشتم زغم پریشان     گویم به آه سوزان

درماتمت پریشان       گویم به آه سوزان

ای کشته ی زهر جفا تقی جان

ای نور چشمان رضا تقی جان

روضه امام جواد (علیه السلام)

شیخ عباس قمی در منتهی الآمال آورده امام جواد رو مسموم کردن یه وقت نالش بلند شد جگرم داره میسوزه ، ام فضل ملعونه دستور داد درارو ببندن هلهله کنن کسی صدای امام جواد رو کسی نشنوه - یه وقت یکی از کنیزا دلش به رحم آمد ظرف آبی برداشت به طرف حجره ام فضل دستشو گرفت گفت چکارمیکنی گفت وگه نمیشنوی داره میگه جگرم سوخت - آبو روزمین ریخت آی محبین امام جواد آقای شما بالب تشنه جان داد خوشا بحال شما که گریه کن میوه ی امام رضایید باب المراده - نمیشه روضه بخوانیم و کربلا نریم هلال ابن نافع میگه یه وقت دیدم ابی عبداله توگودال قتلگاه رو زمین افتاده لبهای مبارکش داره تکان میخوره گفتم باز داره لشکرو موعظه میکنه نزدیک شدم دیدم هی زیر لب صدا میزنه یا قوم اسقینی شربه من الماء یعنی حالا که دارین منو میکشین جرعه آبی به لبای تشنم برسانید. آی صدا بزن حسین جان 

شعر زمیه خوانی و واحد سنتی(یک دست،دو دست) – امام جواد علیه السلام

 السلام ای کعبه ی جود و سخا          السلام ای مظهر لُطف و وفا

السلام ای نور بزم معرفت              ای وُجودت بهر عالم موهبت

ای فضیلت های ذاتت بی عدد           یا جواد بن ُ الرّضا مولا مدد

در گلستان لاله ی خشبو تویی           نور چشم ضامن ِ آهو تویی

ای نهم شمس سماوات ِ ولا              ای دو عالَم بر ولایت مبتلا

چشم ما و جود بی پایان تو              سیدی درد من ودرمان تو

جود تو جود خدا را مظهر است       چشم زهرا در عزای تو تر است

غربت بابای تو آمد به یاد               کنج حجره جان سپردی یا جواد

سوخت چون اسپند در آتش دلت        عاقبت شد همسر تو قاتلت

کنج حجره ای رضا را نور عین       تشنه لب جان داده ای مثل حسین

روی بام خانه ِای مولای من           پیکر تو  مانده بی غُسل و کفن

بر تن ِ تو اِی امام ِ انس و جان        سایه افکندند با پر طائران

من بمیرم جدّ تو در کربلا              پیکش مانده به صحرای بلا

روی خاک از ظلم ِ آن قوم ِ عَنود     سایبانی بهر آن پیکر نبود

کوفیان و جنگ با دین وای من       نعل اسب و جسم خونین وای من

کرامت امام جواد علیه السلام

اباصلت مي گويد: پس از دفن حضرت رضا(علیه السلام)، به دستور ماُمون يك سال زنداني شدم. پس از يك سال از تنگي زندان و شب نخوابي به ستوه آمدم، دعا كردم و براي رهايي از زندان محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) و آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) متوسل شوم. از خداوند خواستم به بركت آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)در كار من گشايشي انجام دهد.
هنوز دعايم به آخر نرسيده بود كه حضرت ابي جعفر(علیه السلام) نجات بخش گرفتاران عالم، وارد زندان شد و فرمود: اي اباصلت از تنگناي زندان بي تاب شده اي .عرض كردم به خدا سوگند سخت بي تابم.
فرمود: برخيز، دستي به زنجيرها زد و غل و زنجيرها از دست و پاي من بر زمين افتاد. سپس دست مرا گرفت  و از كنار نگهبانان زندان عبور داد .نگهبانان در حالي كه مرا نظاره مي كردند، توان سخن گفتن با مرا نداشتند و از زندان خارج شدم. سپس حضرت فرمود: برو در امان خدا كه هرگز نه دست مامون به تو مي رسد و نه دست تو به مامون.
اباصلت مي گويد: همانگونه كه حضرت فرمود تا حال مامون را نديده ام.(5)

شعر کاظمین

اینجاست کاظمین که از کعبه برتر است

اینجا نسیم همنفس روح پرور است

اینجاست کاظمین که بگرفته در بغل

دو جسم پاک را که دو روح مطهّر است

اینجا حریم حضرت ابن الرّضا جواد

اینجا مزار و تربت موسی ابن جعفر است

این است آن امام غریبی که همچنان

آثار زخم سلسله هایش به پیکر است

گویی هنوز از دل مطموره ها بگوش

آوای آن سلالۀ پاک پیمبر است

جسمی که بوده در غل و زنجیر سالها

تابوت او چرا دگر از تختۀ در است

گر بنگری هنوز به جسم شریف او

آثار تازیانه ی خصم ستمگر است

ای دیده خون ببار به یاد جواد او

آن کو غریبِ خانه و مقتوا همسر است

سوزد دلم به یاد امامی که بر تنش

بالای بام سایه ز بال کبوتر است

در بین حجره با لب عطشان و چشم تر

گویی سرش به دامن زهرای اطهر است

گویی هنوز از لب او بانگ آب آب

بر گوش شیعه بلکه الی صبح محشر است

شمشیر و تازیانه و دشنام و زهر کین

اجر رسول بوده و پاداش حیدر است

«میثم» به ملک هر دو جهان ناز می کند

زیرا گدای آل رسول است و حیدر است

------------------------------------------------------------------ غلامرضا سازگار

غزل امام جواد (علیه السلام)

شاعر : استاد سازگار

الا کرم ز تو مشهور یا امام جواد
کلام توست همه نور یا امام جواد
ائمه‌اند جواد و توئی جواد همه
که گشته جود تو مشهور یا امام جواد
اگر چه نزد شما آبروی نیست، مرا
مکن ز درگه خود دور یا امام جواد
گدایی‌ام به درت جز بهانه‌ای نبوَد
مراست وصل تو منظور یا امام جواد
به روی زائر تو بوسه می‌زند جبریل
به ذکر «سعیک مشکور» یا امام جواد
به کاظمینِ تو روی نیاز برده کلیم
سلام می‌دهد از طور یا امام جواد
جحیم اگر تو نگاهش کنی حدیقۀ گل
بهشت بی تو کم از گور یا امام جواد
اگر چه ران ملخ هم ندارم ای مولا
مرا بخوان به درت مور یا امام جواد
قضا به حکم تو محکوم، ای ولیِ خدا
قدر به امر تو مأمور یا امام جواد
لباس نور مرا بر تن از ولادت توست
گناه، وصلۀ ناجور یا امام جواد
خدا ثنای تو را گفته و چگونه مرا
بوَد ثنای تو مقدور یا امام جواد
لب تو داشت تبسّم، ولی دلت را بود
هزارها غم مستور یا امام جواد
ندید دختر مأمون جلال و قدر تو را
چو بود چشم دلش کور یا امام جواد
هزار مرتبه نفرین به دختر مأمون
که شد به قتل تو مسرور یا امام جواد
فراز بام به گرد تن تو بگرفتند
پرندگان هوا شور یا امام جواد
شهادت تو در آن حجره با لب تشنه
بوَد تجسّم عاشور یا امام جواد
عنایتی که شود روز حشر «میثم» هم
به دوستی تو محشور یا امام جواد

شهادت امام جواد (علیه السلام)

وقت پرپر زدنم برگ و برم میسوزد

موقع پر زدنم بال و پرم میسوزد

اونایی كه اهل روضه باشن،با یه كلمه جلوتر میرن،اگه میخوای امشب بهت سوز بدن،تو روضه آتیشت بزنن،هی بگو میسوزم،ببین چه روضه هایی برات مجسم میشه

وقت پرپر زدنم برگ و برم میسوزد

موقع پر زدنم بال و پرم میسوزد

بس كه كبریت كشیده است به جانم این زهر

آسمان دود، زمین در نظرم میسوزد

گفتم آبی روی آتش بود اشكم

بعضی وقت ها میگی گریه كنم،آبی رو آتیشه،سبك شم

گفتم آبی روی آتش بود اشكم اما

اشك هم پای دل شعله ورم میسوزد

همسرم ریخته در كاسه ی جان زهری كه

هم سرم،هم بدنم ،هم جگرم میسوزد

حرف از سوختن آمد

یه جایی بُرده تو رو كه بغض دلت میتركه

حرف از سوختن آمد به گمانم طفلی

گفت عمه كمكم كن كه سرم میسوزد

دوید از خیمه بیرون دامنش داره میسوزه،معجرش داره میسوزه،الله اكبر،یه وقت دید یه نانجیب داره میاد به طرفش،روایت میگه نشست رو زمین،از عمه شنیده گوشواره ها رو میبرن،معجرهارو میبرن،گفت:آقا به من نزن،صدا زد عزیزم من با تو كاری ندارم،نترس،دید همه بدنش داره میلرزه،گفت:من باهات كاری ندارم،من خودم دختر دارم،میدونم دختر بچه زود میترسه،صدا زد اگه با من كار نداری،من یه خواهش ازت دارم،چی می خوای؟آب می خوای،تشنه هستی؟گفت: نه به من بگو راه نجف كدوم طرفه،نجف و می خوای چیكار،گفت:می خوام رو كنم به جدم امیرالمؤمنین،بگم،بیا ببین با ناموست دارن چیكار میكنن،حسین........

به جوانیم قسم بیشتر از آتش جان

قلب من از بی وفایی همسرم میسوزد

 

لب تشنه بود ، تشنه ی یك جرعه آب بود

مردی كه درد های دلش بی حساب بود

پا می كشید گوشه ی حجره به روی خاك

پروانه وار غرق تب و التهاب بود

در ازدحام و هلهله ی نا نجیب ها

فریاد استغاثه ی او بی جواب بود

یك جرعه آب نذر امامش كسی نكرد

هر چند آب دادن تشنه ثواب بود

من از زهر نسوختم ، من و هلهله ی این زن ها آتیش زد ، هلهله كردن ، كف زدن،یكی از این كنیزها دلش به رحم اومد ، میگن این ظرف آب رو برداشت ، آورد ، همچین كه رسید جلو در ، ام فضل ملعونه ، دستش رو گرفت ، گفت:كجا میبری؟گفت : مگه نمی شنوی داره میگه سوختم، ظرف آب رو ازش گرفت رفت ، تو حجره ، میگن آب رو جلوی امام جواد ، ریخت رو زمین ، گفت : میخوام جیگرم خنك بشه ، یه نفر دلش سوخت ، برا امام جواد آب آورد،كربلا هم یه نفر دلش سوخت،اما یه خورده دیر آورد،همچین كه رسید دید هلال ، نانجیب داره از گودال بالا میاد،كجا داری میری،دارم برا حسین،آب میبرم، نمی خواد ببری خودم حسین رو سیراب كردم،میگه دیدم سر بریده حسین رو بالا آورد،همه بگید حسین........

آخر شبیه جد غریبش شهید شد

آری دعای خسته دلان مستجاب بود

تا سایبان پیکر نورانیش شوم

بال کبوتران حرم را شتاب بود

میگه دیدم یه جایی پرنده ها بالاشون یه هم دادن سایبون درست کردن آفتاب به بدن عزیز زهرا نتابه، اما فدای بی کفن دشت کربلا

آلاله ای كه زخم تنش بی حساب بود

هم داغ دیده شرر آفتاب بود

 

نوحه

یوسف زهرا جواد بن رضا

پسر امام رضا ناله ز رفتن میخونه

داره جون میده ولی خدایی خیلی جوونه

اومده وقت وصالش با باباش امام رضا

مثل باباش میزنه  ز زهر کینه دست و پا

همسرش قاتلشه مونسِ اون درد و غمه

نفسهای آخر رو میکشه میگه فاطمه

مادرم چشم انتظار من شده

در جنان او سوگوار من شده

گوش جان را آمده یک زمزمه

می رسد بر حجره بوی فاطمه

یوسف زهرا جواد بن رضا

هر چی ناله میزنه

به من یه جرعه آب بدین

میسوزه سینه من

به ناله هام جواب بدین

پیش پیکر نهیفش

دشمنا صف میزنن

جای اینکه آب بدن   میخندن و کف میزنن

من بمیرم این آقا پاره قلب مرتضی است

مگه جرمش چی بوده که کشته زهر جفاست

ای خدا ابن رضا از پا فتاد  حاصل عمر رضا هستم جواد

با لب تشنه به یاد دلبرم   یاد کام خشک شاه بی سرم

یوسف زهرا جواد بن رضا

پا شدم با کام عطشان  در تب و در شور شین

خاطرم آمد لبان  خشک و عطشان حسین

من بمیرم بهر طفلش   شیر خوار اصغرش

تشنه بود و تر شد از تیر سه شعبه حنجرش

رفته بود عباس عمویم آب آرد خیمه ها

مشک او شد پاره پاره فرق او از کین دو تا

می رود این دل به پیش دلبرش

تا ببوسد آن نگار بی سرش

لحظه آخر شدم در شور وشین

وقت جان دادن بگویم یا حسین

یوسف زهرا جواد بن رضا

تو خیالم همیشه کرب وبلا رو می بینم

میرم و یه گوشه ای تو صحن یارم می شینم

آرزومه که بشم با گریه و با سوز و اشک

یا کبوتر حرم یا ماهی میدون مشک

آرزومه که چشم ببینه ایوون طلا رو

به همه بگم که عاقبت دیدم کربلا رو

دیگه حسرت کشیدن برام بسه

کربلا تو ندیدن برام بسه

یا بکش منو یا اینکه یه بار هم

آقا این نوکرتو ببر حرم

یا قتیل العبرات حسین حسین

 

نوحه

من ماه عالمینم                            خورشید کاظمینم

نور دل حسینم                             نور دل حسینم

                   بابا رضا کجایی – می سوزم از جدایی

در حجره جان  سپارم                    در حال احتضارم

من همدمی ندارم                من همدمی ندارم

                   بابا رضا کجایی – می سوزم از جدایی

بر دیده ام ستاره                           در سینه ام شراره

با قلب پاره پاره                            با قلب پاره پاره

                   بابا رضا کجایی – می سوزم از جدایی

دردا که رفتم از حال            از بس زدم پرو بال

در لانه افتادم                     از فرط ناتوانی

                   بابا رضا کجایی – می سوزم از جدایی

گوئید تشنه جان داد            خاموش شد ز فریاد

از این غریب تنها                          پرسند اگر نشانی

                   بابا رضا کجایی – می سوزم از جدایی

يا جواد الائمه ادركني

واحد شهادت امام جواد (ع)

اگر چه اسیرم به غفلت    رسد لطف مولا به دادم

ز جان شکر حق را بگویم     که در بند عشق جوادم

شدم مرثیه خوان دلبر      به سوز و به آه و به زاری

به یاد امام غریبم         شده اشکم از دیده جاری

به قلبم فتاده     شرار عزایت

جوادُ الائمه       بمیرم برایت

واویلا واغربتا...

بگویم ز مظلومیِ تو      به غربت زدی ناله ها ، آه

چه گویم چه گویم چه گویم        به حجره زدی دست و پا ، آه

عیون جمیع ملائک               برای شما گریه کرده

به عرش برین فاطمه (س) در        عزای شما گریه کرده

 

کنیزان به شادی          و آن هلهله ها

شده خون به قلبِ          پریشان زهرا (س)

واویلا واغربتا...

تنت بر روی بام خانه        و بر روی آن سایه افتاده

در این روضه خوانی جانم            کنم از غم کربلا یاد

بگویم ز داغ امامی           که در قتلگه لاله تن بود

و در تابش نور خورشید         تن بی سرش بی کفن بود

شده جان عالم       ازین غصه بر لب

سلام خداوند      به سالار زینب

یا حسین یابن الزهرا (س)

------------------------

خون شد از غم دلِ خدا جويم

درد بسيار و نيست دارويم

ميفشانم سرشك و ميگويم

يا جواد الائمه ادركني

 سينه اي پُر شرار دارم من

دل و جاني فكار دارم من

دو جهان با تو كار دارم من

يا جواد الائمه ادركني

 روزگارم ز غم تباه شده

قلبم از معصيت سياه شده

راهِ من منتهي به چاه شده

يا جواد الائمه ادركني

 خسته و دلشكسته و زارم

گره افتاده است در كارم

جز به كويت كجا پناه آرم؟

يا جواد الائمه ادركني

 اي كه روح عبادتي مارا

عذر خواهِ قيامتي مارا

جانِ زهرا عنايتي مارا

يا جواد الائمه ادركني

 تشنه ام تشنه بر من آب بده

گنهم را ببر ثواب بده

به گداي درت جواب بده

يا جواد الائمه ادركني

 

دردِ من را دوا كني چه شود؟

حاجتم را روا كني چه شود؟

قسمتم كربلا كني چه شود؟

يا جواد الائمه ادركني

 عزت عالمين ميخواهم

نجف و كاظمين ميخواهم

طوفِ قبر حسين ميخواهم

يا جواد الائمه ادركني

 من كه چون شمع بر فروخته ام

از غم غربت تو سوخته ام

چشم بر رحمتِ تو دوخته ام

يا جواد الائمه ادركني

 همسرت كرد نامراد تورا

ساخت مسموم از عناد تورا

اي كه خوانده پدر جواد تورا

يا جواد الائمه ادركني

سيدرضا مويد

 

میلاد امام جواد (علیه السلام)

آسمان! از سر خورشید تو خواب افتاده؟
یا که از چهره ی این طفل  نقاب افتاده؟

بی گمان حافظ چشمان تو ابروی تو بود
دوش در حلقه ی ما قصه ی گیسوی تو بود


عدد سائل این خانه زیاد است امروز
شعر وارد شده از باب جواد است امروز

 

بعضی ها مقیدن هروقت میرن مشهد از باب الجواد وارد شن این فقط کار دله ، کاظمین هم که بری از اون حرمهاییه که آدم احساس غربت نمیکنه هم پسر امام رضا هم پدر امام رضا ، یه طرف باب الحواحجه یه طرف باب المراد

باز با لطف رضا (ع) کار من آسان شده است

کاظمین دلم امروز خراسان شده است


بنویسید که تقویم بهاری بشود
روز او روز پسر نام گذاری بشود

این بیتو خوب توجه کن مصرع اول عرشیه مصرع دوم مردم اون زمان رو میگه

 

خالق از دفتر توحید جناس آورده
جهل این قوم چرا چهره شناس آورده؟

 

وقتی بعد چهل و هفت هشت سال امام جواد بدنیا آمد نوشتن امام رضا سفید رو بود اما امام جواد گندم گون ،  مردم اون زمان به امام رضا طعنه زدن گفتن این بچه فرزند شما نیست – چهره شناسا اومدن بین افرادی که اونجا بودن گفتن فقط این پسر میتونه فرزند این آقا باشه

شک ندارم که از این حیله ی ابتر مانده
رو سپیدیست که بر چهره ی کوثر مانده

به رضا (ع) طعنه زدن جای تأسف دارد
گر چه یعقوب شده، مژده ی یوسف دارد

این جوان کیست که معنای قیامت شده است
سند محکم اثبات امامت شده است



این جوان کیست که سیمای پیمبر (ص) دارد
بنویسید رضا (ع) هم علی اکبر (ع) دارد

 

این بیتش آدمو یاد کربلا میندازه -

 

الا ای شیعیان مژده، که فــرزند رضـــا آمــــد

 

امــــید و رهــنمای مــا، گـــل بـــاغ ولا آمـــد

 مبارک ای رضا جانم، گل من روح و ریحانم

 

 

 

حسن خو و حسین طینت، شبیه موسی عمران

کند یحیی بْنِ اَکْثَم را، ز علم و دانشش حیـــران

 

مبارک ای رضا جانم، گل من روح و ریحانم

 

طلوع فجر صادق شد، تقی آمد جـــواد آمــــد

بُوَد او کعبه ی دلها، چه خندان و چه شاد آمــــد

 

مبارک ای رضا جانم، گل من روح و ریحانم

 

بــــیاید ای گرفـــتاران، به درد ما دوا آمــد

بگیرید دامنش را چون، جواد ابن الرضا آمــــد

 

مبارک ای رضا جانم، گل من روح و ریحانم
-------------------------------------------

عــــزیز مـــرتـــضی آمـــــد

گـــل یـــاسین گـــل طـــاها

حســـن صورت حسین سیما

     مَـــــــــه بــرج ولا آمـــــد

 جـــواد ابـــن الــــرضا آمــد

 

بـــبین مـــرآت ســــرمد را

   چـــراغ و چـــشم احــــمد را

گــــــل  روی  مــــحمد را 

  تـــو گـــویی مــصطفی آمـد

 جـــواد ابـــن الــــرضا آمــد

 

 نــــهم هـــادی نـهم رهــبر

نــهم مــولا نــهم سرور

نــــهم آقا نهم دلبر

مَـــــــــهِ بـــرج ولا آمد

 

جـــواد ابـــن الــــرضا آمــد

 

رضـــا   گشـــته   ثـــناخوانش

   جـــهان در تــحت فـــرمانش

عــزیز جــان مــا آمـــد

 

جـــــواد ابـــن الـرضا آمـــد

 جـــواد ابـــن الــــرضا آمــد

 

«حاج غلامرضا سازگار(میثم)»

 

 

 

نور چشم ترم ، ای ز جان بهترم 

سوی بابا بیا ، این دم آخرم 

سر به خاک غریبی می گذارم 

آتش زهر کین در سینه دارم 

بین زنجیر و غل جان می سپارم

 

رضا ، رضا ، رضا ، رضا 

 

بال و پربسته ام ، مضطر و خسته ام

ارث زهرا شده دست بشکسته ام

دیدنی گشته اینجا سوز و آهم

سر زانوی من شد سجده گاهم

غیر مرگ از خدا چیزی نخواهم 

 

رضا ، رضا ، رضا ، رضا 

 

نور چشم ترم ، ای ز جان بهترم 

سوی بابا بیا ، این دم آخرم 

سر به خاک غریبی می گذارم 

آتش زهر کین در سینه دارم 

بین زنجیر و غل جان می سپارم

 

رضا ، رضا ، رضا ، رضا