روضه های امام جواد علیه السلام
السلام علیک یا ابا جعفر یا محمد بن علی ایها التقی الجواد"
درد بسیار و نیست دارویم
خون شد از غم دل خداجویم
میفشانم سرشک و میگویم
یا جوادالائمه ادرکنی...
***
عزت عالمین میخواهم
سفرکاظمین میخواهم
طوف قبر حسین میخواهم
یا جوادالائمه ادرکنی
یکی دو تا جمله عرض کنم مقدمه برای عرض توسلم بشه: این آقا جواد الائمه علیه السلام با برکت ترین مولودند به تعبیر آقا علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیة والثناء ، نشستن میوه ای رو دارن قاچ میکنند در دهان جوادالائمه علیه السلام میگذارن (کافی جلد ۶صفحه ۳۶) بعد آمدند گفتند آقا انگار جوادتون رو خیلی دوست میدارید حضرت فرمودند: "هذا لمولود الذی لم یولد فی الاسلام مثلُه مولود" مثل این مولود ، مولودی نیامده. از چه جهت؟ "اعظمُ برکةً منه علی شیعتِنا منه" شیعیان گرفتارید برید در خانه ی جواد الائمه ،
خیلی امام رضا ، جوادش رو دوست داشت ، داره که شبا می نشست کنار گهوارش تا سحر با جوادش نجوا می کرد: بابا مارو زود از هم جدا میکنن ...
گفتن : آقا خوب نیست برا مسافری که میخواد برِ سفر گریه کرد. آقا فرمود:بله، اون مسافری که بر میگرده . همه گریه کردن . آقا از همه خداحافظی کرد، اما از یک نفر نتونست خداحافظی کنه اونم جوادش بود.گفت:بابا بریم تا مکه با هم باشیم؟ آوردش مکه گذاشتش کنار حجر اسماعیل ، داشت طواف میکرد دید ، امام جواد داره داد میزنه ، اومد ، جوادم ! بابا چرا ناله میزنی ؟ گفت:بابا یه جوری داشتی طواف میکردی ، فهمیدم این آخرین زیارت توست ... روایت داره دیگه امام رضا نتونست از جوادِش خداحافظی کنه ...
خدا لعنت کنه همه قاتلین آل الله رو ... خدا لعنت کنه جعدۀ ملعونه رو وقتی زهر به امام حسن داد ، میگن تا دستُ پا زدن امام حسن رو دید گریه کرد ، پشیمون شد گفت عجب غلطی کردم ... اما این اُم الفضل نانجیب نمی دونم چه زنی بوده ، همچین که صدایِ نالۀ جواد الائمه بلند شد ، رفت کنیزا رو خبر کرد ، گفت: یه عده ای دست بزنن ... یه عده ای هلهله کنن ... صدایِ غربت آقا را کسی نشنوه یه وقت دیدن دیگه صداش نمیاد ... در حجره رو باز کردن دیدن حضرت صورت رو خاک گذاشته چند نفر آمدن بدن بی جان حضرت رو از پله ها بردن بالایِ پشت بام آخ داد بیداد بدنُ بالایِ بام زیر آفتاب گذاشتن ... بنازم به معرفتِ کبوترا ... اومدن بالهاشون باز کردند سایبون برا بدنِ عزیز زهرا درست کردند آی دلای آماده این هلهله کردنا این کارا سابقه داره وقتی زینب وارد کوفه شد ... اونجا هم همه شروع کردند هلهله کردند با اون صدای امیرالمومنینی همه رو ساکت کرد شروع کرد به خطبه خواندن یه وقت دید همه ی نظرها به یه طرف دیگه ای سر از محمل بیرون آورد دید سربرادر بالای نیزه داره قرآن میخوانه صدا زد یا هلالا ... «ما تَوَهَّمتُ یا شَقیقَ فُؤادی» حسین جان فکر اینجا رو نمی کردم .
با استعانت از خداوند متعال و عنایات اهل بیت (علیهم السلام) بانک اشعار و مطالب مورد نیاز مداحی با رعایت شأنیت بزرگان دین در این مجموعه گردآوری شده و در مناسبتهای ملی و مذهبی تا حدی میتواند نیاز مادحین بزرگوار را برآورده نماید. انشااله دوستانی که از این مختصر مطالب بهره مند شدند نثار روح شهید رمضان عنایتی از شهدای کربلای شلمچه صلوات هدیه کنند.