نوحه سنتی و زنجیرزنی شام غریبان -(تمامی جهان در شور و شین است)

تمامی جهان در شور و شین است (2)
شب شام غریبان حسین است
زمان غم رسیده
شب ماتم رسیده
مصیبت وامصیبت (2)
********
بود زینب عزادار حسینش (2)
شده نقش زمین نور دو عینش
ز ماتم دخت حیدر
زند بر سینه و سر
مصیبت وامصیبت (2)
********
به دل زینب غم دلدار دارد (2)
به خیمه عابد بیمار دارد
زدند آتش دلش را
تمام حاصلش را
مصیبت وامصیبت (2)
********
نگاه کودکان بر قتلگاه است (2)
ز غربت کارشان اندوه و آه است
همه طفلان غمینند
شهیدان بر زمینند
مصیبت وامصیبت (2)
********


شاعر: رضا یعقوبیان
منبع: سایت امام هشت
www.emam8.com

نوحه آتش زدن خیمه ها

خیمه‌ها آتش‌گرفته  یا حسین عباس کو ؟

آن علم‌داری که می‌داد خیمه‌ها را پاس کو؟

آن‌که بوده بر حریم فاطمه حساس کو ؟

شیر میدان قاتل این خصم بی‌احساس کو ؟

******

خیمه‌ها آتش‌گرفته از شرار کینه‌ها

گرد بی‌رحمی نشسته بر رخ آیینه‌ها

بی‌کس و یاور خیام زاده زهرا شده

بی‌پناهی لرزه افکنده درون سینه‌ها

 

شمریان دور از دو چشم اکبر و عباس‌ها

آتشی افکنده‌اند بر لاله‌زار یاس‌ها

با عطش آتش‌گرفته خیمه پروانه‌ها

وامصیبت از شکست شاخه احساس‌ها

 

خیمه‌ها آتش‌گرفته  یا حسین عباس کو ؟

******

حرمله این دفعه تیر آتشین می‌افکند

خیمه‌های بی‌پناه را از ستون برمی‌کند

خولی بی‌عاطفه همراه زجر ددمنش

دست غارت بر خیام آل عصمت می‌زند

 

خیمه بی عباس نام‌آور به یغما می‌رود

هر طرف لب‌تشنه‌ای با چشم گریان می‌دود

سیلی و شلاق بی‌رحمان در این بی‌یاوری

هدیه بر گلگونه‌های طفل عطشان می‌شود

 

خیمه‌ها آتش‌گرفته  یا حسین عباس کو ؟

******

کودکی آتش‌گرفته بانگ عمو می‌زند

پنجه‌های کوفیان یورش به گیسو می‌زند

پاسبان خیمه‌ها ای حضرت ساقی بیا

خنده‌های نابجا خنجر به ابرو می‌زند

 

یا حسین برخیز و با عباس نام‌آور بگو

خیمه‌ها تنها شده ، ای مهربان سقا عمو

دیده بر راه تو هستند کودکان فاطمه

خیمه‌ها را کن حفاظت از سپاه کینه‌جو

 

خیمه‌ها آتش‌گرفته  یا حسین عباس کو ؟

******

در کجا ماندی که بی تو خیمه‌ها را یار نیست ؟

در حریم مصطفی جز لشکر اغیار نیست

ضرب سیلی روی نیلی در حرم گاهان ببین

کودکان را یاوری جز عابد بیمار نیست

 

سروری از بی‌پناهی‌ها به دشت بی‌کسی

یا ابو فاضل کجایی کی به دادم می‌رسی؟

شعر غم با گریه بر گو هر محرم در عزا

از ستیز آب‌وآتش موسم بی مونسی

 

خیمه‌ها آتش‌گرفته  یا حسین عباس کو ؟

 

نوحه شب شام غریبان

عجب صحرای خاموشی،عجب شام غریبانی (2)

عجـب گـل‌هـای خـونینی، عجـب بـاغ و گلستانی

فلـک سـر در گــریبان است

شب شام غریبان است(2)

 

 

صــدای واحسینــایی، در این شام سیاه آید (2)

گـمـــانــم حضــــرت زهـــــرا، کـنـــار قتلگـــاه آیـد

فلـک سـر در گــریبان است

شب شام غریبان است(2)

 

 

رباب از گریه بی‌تاب است،کجایی ای علی اصغر (2)

شـــب آزادی آب است، کــجـــــایی ای علــی اصغـر

فلـک سـر در گــریبان است

شب شام غریبان است(2)

 

 

پیمبــر این دل شب رو، در آن گودال، خون کرده (2)

ز خـــونِ یــــوسـفِ زهـــرا، محـاسن لاله‌گـون کــرده

فلـک سـر در گــریبان است

شب شام غریبان است(2)

 

فانوسهای اشک 3 – غلامرضا سازگار

نوحه زمزمه شام غریبان کربلا

خيمه ها مي سوزد و شمع شب تارم شده
در شب بيماريم ،آتش پرستارم شده

ما كه خود از سوز دل،آتش به جان افتاده ايم
از چه ديگر شعله ها ،يار دل زارم شده

پيش از اين سقاي ما بودي ، اي علمدار حسين
امشب اما جاي او ،آتش علمدارم شده

اي فلك جان مرا هر چند مي خواهي بسوز
مدتي هست از قضا،دل سوختن كارم شده

جز غم ،امشب پيش ما يار وفاداري نماند
در شب تنهائيم ،تنها همين يارم شده

من كه شب را تا سحر ،بيخواب و سوزانم چو شمع
از چه ديگر شعله ها ،شمع شب تارم شده

بس كه اشك آيد به چشمم ،خواب شب را راه نيست
دود آتش از چه ره در چشم خونبارم شده

جز دو چشمم هيچكس ،آبي بر اين آتش نريخت
مردم چشمان من ،تنها و فادارم شده

گر گلستان شد به ابراهیم آتش ها ، ولی
سوخت گلزار من و آتش پدیدارم شده

شعله های کربلا آتش به جانم زد ، حسان
آتشش از این جهت ابیات اشعارم شده

نوحه - شام غریبان

مستان همه افتاده و ساقی نمانده

یک گل برای باغبان باقی نمانده

صحرا همه گلگون شده

هر بلبلی دل خون شده

مظلوم حسینم…

دور حرم دویده ام  / صفا و مروه دیده ام  / هیچ کجا برای من کرب و بلا نمی شود…