مرثیه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

دردهای خویش را با من نگفت

اینکه بگرفتیش جانان من است

بلکه هم جان تو، هم جان من است

قلزم خون کاسة صبر علیست

خانة بی فاطمه قبر علیست

غصه ها را در دل صد چاک ریخت

بر تن محبوبه خود خاک ریخت

زمزم از دریای چشمش سر گرفت

مثل کعبه قبر را در برگرفت

ناله زد کای با وفا یار علی

ای چراغ چشم بیدار علی

همسرم دستی برون از خاک کن

اشک از رخسار حیدر پاک کن

اشک من در دیده بی لبخند تو است

تکیه گاهم شانه فرزند تو است

مرثیه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

خدا کند که کسی بی هوا زمین نخورد

به ضرب پا وسط شعله ها زمین نخورد

هزار مرد بیفتد به پیش چشم همه

ولی زنی وسط کوچه ها زمین نخورد

در ازدحام هجوم ستم ، در خانه

خدا کند که زنی (پا به ما) زمین نخورد....

به آن عبا که علی روی همسرش انداخت

زنی مقابل نامردها زمین نخورد

به اشک چشم حسینش خدا کند دیگر

که مادری جلوی بچه ها زمین نخورد

زدند فاطمه را هر چه ، باز هم میگفت

که من زمین بخورم ، مرتضی زمین نخورد

پس از مدینه و این مادر و زمین خوردن

خدا کند پسرش کربلا زمین نخورد

خدا کند که کسی نیزه بی هوا نزند

خدا کند که دگر بی هوا زمین نخورد

خدا کند که دگر پیش خواهری مضطر

سر برادری از نیزه ها زمین نخورد

سر بریده به نیزه خدا خدا میکرد

رقیه ام زروی ناقه ها زمین نخورد

رباب هم به روی ناقه ها دعا میکرد

علی اصغرم از نیزه ها زمین نخورد

#عبدالحسین_میرزایی

.

روضه حضرت زهرا سلام الله علیها

اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ"

ای تو بهتر ز رتبه ‏از مريم

نور حق، مادر دو عيسیٖ دم

درد حبّ تو بهتر از درمان

زخم مهر تو، خوشتر از مرهم

گر بُدی، ميکشيد بهر ضيا

خاک پايت به چشم خود، مريم

ای که بهتر ز مريمت خوانند

سرّش آن به عيان کنم در دم

آنکه مريم از او رميدی، گفت:

من امين حقم ز من تو مَرَم

بهر خدمت به درگهت ميخواست

اذن، چون مردمان نامحرم

*امین خداست جبرئیل ، قرآن می‌فرماید: تا بر مریم نازل شد، مریم ترسید. فرمود: نترس من جبرئیلم امین وحی خدا هستم.اما همین جبرئیل وقتی میخواد به فاطمه وارد بشه.. تا بی بی اجازه نده نمیتونه بیاد جانم فاطمه...نه تنها جبرئیل، ملک الموت هم بی اجازه وارد نمیشد و نشد. بی بی دید هی دق الباب می‌کنه اجازه ورود میخواد لحظات آخر باباست.. اومد عرضه داشت، بابا کسی پشت دره شما رو میخواد. فرمود: فاطمه جان اون ملک الموته. تا بحال هیچ کجا اجازه نگرفته و نمیگیره. اما این جا منتظر اذن توئه فاطمه جان..تا تو اجازه اش ندی نمیاد وارد نمیشه.خدا لعنــت کنه اونایی رو که اجازه که نه نگرفتن هیچ، هیزم آوردن در خانه ی این فاطمه رو آتش زدن ..*

فاطمه جــــــانم..!

خلقت هر دو کون، بهر تو شد

چون تويي فخر عالم و آدم

گر نبودی، نبود شمس و قمر

ور نبودی، نبود لوح و قلم

جفت حيدر، حبيبه‏ ی يزدان

نور چشم پيمبر خاتم

حادثت خوانده‏اند و من گويم

شد حدودث تو با قِدَم همدم

نقشبند وجود پاک ترا

زد چو نقاش کردگار قلم

به سرا پای انورت ايزد

زد سراپا صفات خويش رقم

اينکه بينی سپهر ميتازد

به شب و روز اَشْهَب و اَدهم

به خيالی که باز خواهد يافت

چون تويی را به عرصه‏ ی عالم

*اما مگه مثل تو دیگه بوجود میاد فاطمه جانم..اصلا تو سبب خلقتی ..هر چه خدا آفریده، بخاطر توست*

اينکه بينی سپهر ميتازد

به شب و روز اَشْهَب و اَدهم

به خيالی که باز خواهد يافت

چون تويی را به عرصه‏ ی عالم

تا که بر او کُند همواره جفا!

يا که بر او کُند هماره ستم!

چهره ش را ز کین کند نیـــــــــلی

خصم بی دیـــــن ز صدمه ی سیلی

*یه نگاه بالای کوچه کرد یه نگاه پایین کوچه انداخت حبیبه ی خدا رو بی یار و یاور دید یه جسارتی کرد.. "فَرَفَسَهَا بِرِجلِهِ" دیگه معنا نمیکنم "ثُمَّ لَطَمَهَا.."امام صادق علیه السلام می‌فرماید:"فكَأَنِّي أَنظُرُ إِلَى قُرطٍ فِي أُذُنِهَا" انگار میبینم گوشواره در گوش مادرم شکست ...زهــــــــــرا*

روضه حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا توسط استاد حاج مهدی سماواتی

↻"صل الله علیک یا فاطمه الزهرا یا بنت رسول‌الله و یا زوجة ولی الله.."

*آخرین روزهای عمر حبیبه خداست بریم کنار بسترش..*

اجل گم کرده بعد از قتل محسن خانه ما را

بیا ای مرگ یاری کن من افتاده از پا را

نه دستی مانده تا گیسوی زینب را زنم شانه

نه پایی تا بگیرم بهر گریه راه صحرا را

ز تو ای دست ممنونم که بر یاری دست حق

گرفتی از غلاف تیغ قنفذ اجر زهرا را

علی تنها تو بشکسته من افتاده همه دشمن

خدا را پس که یاری می‌کند آن یار تنها را

من از بهر علی گریان علی از بهر من گریان

به نوبت زینبِ غم دیده دلداری دهد ما را

بگیر ای دست سالم دست مجروح مرا بالا

که از صورت بگیرم قطره قطره اشک مولا را

اجل را دور سر گردانده ام تا بر علی گریم

و گرنه پشت آن در گفته بودم ترک دنیا را

*اینم مال شهدا و امواتمان امام راحلمان

همشون بهره ببرن..*

عدو سیلی زد و پهلو شکست و من در آن حالت

گهی دیدم به پهلو گه به صورت دست بابا را

*"ثمَّ لَطَمَهَا فَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى قُرْطٍ فِي أُذُنِهَا كَسَرَ مِنَ الْلَطْم"امام صادق علیه السلام می فرماد: سپس لطمه زد انگار میبینم گوشواره در گوش مادرم شکست.. وای مادرم مادرم مادرم.. *

*خدا لعنتشون کنند چنین بنای ظلمی را گذاشتن حسینا، کربلای ها، گریه کنا، دلسوخته ها..کربلا هم... *

یک رخ نمانده بود که سیلی نخورده بود

در پشت ابر، چهره ی هر ماهپاره بود

از دست ها مپرس که با گوش ها چه کرد

از مشت ها بپرس که با گوشواره بود

«صل الله علیک یا ابا عبدالله »

نوحه واحد حضرت زهرا سلام الله علیها

آجرک اله بقیه اله

در کودکی شد قسمت من خانه داری

هم خانه داری می کنم هم سوگواری

گـــریـــم بـــرای نـــــور دو عـیـنـت

هــر شب دهـــــم آب دســت حسینت

دیشب دعــا کردی اجل جانت بگیرد

امشب دعــا کن دخترت زینب بمیرد

دیشب تــــــو بــــودی انـــــدر کنارم

امشب بــــه دیــــوار ســر می گذارم

دیشب نشستی گیسویم را شانه کردی

امشب در آغوش لَحَد کـــاشانه کردی

دیشب گــــرفـتـی اشــکــم ز دیـــــده

امشب ز داغـــت پـــشــتـم خــمـــیـده

دادی بـــه دست زینبت با آه و زاری

پـــیـــراهــن خونین خود را یادگاری

آن پـیـرهـن را هـــرگـــز نــــشــویم

تـــــــا عــــطر مـــادر از آن بـــبویم

مادر چرا رنگ از رخ ماهت پریـده

مـــادر چرا خون از گریبانت چکیده

گــــــــــاه دعــــا و راز و نیاز است

ســجـــاده بـــگـــشــا وقت نماز

است

روضه حضرت زهرا سلام الله علیها

"اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ"

ای قدر تو پنهان تر از پنهان

زهرا تر از هر زُهره ي تابان

ای قبله ي اذکارِ تسبیحات

سبوح تر از واژه ي سبحان

ای روشنی بخشِ ازل نورت

قبل از نخست و بعد از پایان

ای بسم ربِّ النور سلمان ها

نام بلندت نسخه ي درمان

يا فاطر و يا فاطمه يعني

افلاك با مِهر تو شد بنيان

مسند نشین آیه ي تطهیر!

ای مُصحفِ والاتر از قرآن!

از عالمِ ناسوت تا لاهوت

می گیرد از چشمان تو فرمان

مریم گُلی از باغ بستانت

دلبسته تو روضه ي رضوان

دُرّ نجف شد گردن آویزت

دو گوشواره، لؤلؤ و مرجان

ای زمزمِ چشمانِ تو کوثر

تنها غدیر مانده در جریان

نهج البلاغه گوشه ي مسجد

از خطبه خوانیِ تو شد حیران

رعشه به جان عرش افتاده

آهِ کلامت سلسله جنبان

نام علی جاری ست در نطقت

شیرینی اش گردیده دو چندان

*گفت:علي جان! صد بارِ ديگه هم بيان پشت در حمله كنند، خودم ميرم در رو باز مي كنم...*

فرمودی: ای مردم! چرا تردید؟

حق علی از چه شده کتمان

بغضِ امیرالمومنین کفر است

حب امیرالمومونین ایمان

ممسوس ذاتِ حضرت باری

در غزوه ها، جنگ آورِ میدان

خورشید را تکذیب می کردند

خفاش های کورِ گورستان

با خود فدک هر روز می خواند

شرحِ عبورت را گُلِ ریحان

در دست های مجتبی دستت

ای دست گیرِ عالمِ امکان

فرشِ رهت عرش معلا شد

دیوارها شد آینه بندان

انسیه بود و کوچه‌ای باریک

حوریه رویارویِ يك شیطان

چادر نمازت روی خاک افتاد

یا کعبه ي حاجات شد ویران

دردا لگد شد خیمه ي توحید

در زیرِ پای نامسلمانان

"تبت یدا" می زد به تو سیلی

پوشیه ات نیلی شد و گریان

ای روحِ دو پهلوی پیغمبر

پهلو گرفتی بعد از این طوفان

گُل کرد بر پیراهنت لاله

پژمرد از این داغ یک بستان

سوگند که پایِ علی بانو!

تو ایستادی تا به پای جان

*ميگن: حضرت زهرا سلام الله عليها اون روزاي آخر اينقدر ناتوان شده بود، نه مي تونست چيزي بخوره، نه مي تونست چيزي بياشامه، به يه وضعي رسيده بود كه وقتي مي خواست بايسته دست به ديوار می‌گرفت ، فضه و اسماء ميگن: به سرعت اومديم خانوم رو كمك كنيم، اينقدر بی بی نحيف و لاغر شده بود ديگه روزاي آخر با اشاره حرف ميزد، فضه ميگه ديدم روز آخري يه حرفي داره ميزنه صداش رو نميشنوم، ميگه: گوشم رو گذاشتم كنار دهان خانوم، ديدم مي فرمايند:*" اِنِّي اُريدُ اُعانِقَ طِفلِي الحَزين وَلَدي الحُسين" يه كاري كن بتونم حسينم رو بغل كنم... اينقدر ابي عبدالله خوشحال شد، مقاتل نوشتن: "فَتَبَسَّمَ الحُسَين" لبخندي زد ابی عبدالله، اما اين لبخند خيلي زود تبديل به گريه شد، گفت: حسين رو بيار بغلم، سَرِ حسين رو تو آغوشش گرفت، نوشتن: تا اومد موهاي حسين رو نوازش كنه"اِرتِعَشت يداها" دستاش مي لرزيد، با همون دستاي لرزون موهاي حسين رو نوازش كرد، حالا زينب هم داره اين صحنه هارو نگاه ميكنه، اي روزگار! اين دستاي لرزون تا كجا رفت سَرِ حسين رو بغل بگيره؟ يه روزي رسيد اومد كنارِ تنور خولي هي با اين دستاش سَرِ حسين رو نوازش کرد... اي حسين! *

مرثیه حضرت زهرا سلام الله علیها

درپی حفظ حریم خویشتن

مردباید پشت درآید نه زن

هیچ دانی دختر خیر البشر

ازچه جای حیدر آمد پشت در

دیدمولایش علی تنها شده

خانه اش محصور دشمن ها شده

بر دفاعِ شوهرش فردی ندید

بین آن نامردها مردی ندید

گفت بایدپیش امواجِ خطر

یار بهر یار خود گردد سپر

من که تنها دختر پیغمبرم

پشت این درپیش مرگ حیدرم

فاطمه تنها طرفدار علیست

در هجوم دشمنان یار علیست

آن که باشد مردِ این سنگر منم

اولینِ قربانی حیدر منم

چشم پوشیدم زِ جان خویشتن

ای مغیره هرچه میخواهی بزن

این درِ کاشانه این پهلوی من

این غلافِ تیغ این بازوی من

کافران دست خدا را بسته اید

بازوی مشکل گشا را بسته اید

هرچه هتک حرمت از حیدر کنید

هرچه بر او ظلمِ افزونتر کنید

هرچه زان مظلوم گردانید رو

هرچه مانَد استخوانش درگلو

من امیرالمومنین میخوانمش

پیشوای مسلمین میدانمش

گر شود پرپر زِجور قاتلش

غنچه ی نشکفته در باغِ دلم

گر رود ازضرب سیلی هوش من

گوشواره بشکند در گوش من

گر شوم با دود و آتش روبرو

یا رود مسمار درقلبم فرو

گر شوم در لحظه ی سقط جنین

از جفای دشمنان نقش زمین

گر رسد در پشت دَر جان برلبم

افتم از پا پیش چشمِ زینبم

هرچه آید پیش زهرا باعلیست

اول و آخر کلامش یا علیست

فاطمه ما را هدایت میکند

رهبری سوی ولایت میکند

دید دشمن فاطمه جانِ علیست

بلکه با جانش نگهبان علیست

دید جانِ مرتضی پشت در است

از امام خویش هم تنهاتر است

پای تا سر بغض و خشم و کینه بود

کینه هایش کینه ی دیرینه بود

بغض حیدر شعله ور در سینه داشت

سنگ بود و جنگ با آیینه داشت

وای من شد در حریم کبریا

آیه ای از سوره ی کوثر جدا

نوحه سبک دار حضرت زهرا سلام الله علیها

ای نور دل حیدر(رفتی و دلم خون است)۲

ای دختر پیغمبر(بی تو علی محزون است)۲

ای که بودی روح و ریحانم زهرا

رفتی و از غمت گریانم زهرا

گل حیدر زهرا مظلومه زهرا۲

ای یار و حبیب من(بودی تو همه هستم)۲

بانوی غریب من(رفتی ز چه از دستم)۲

باشد هر روز و شب با اشک و آهم

بر در و دیوار خانه نگاهم

گل حیدر زهرا مظلومه زهرا۲

ای بانوی این خانه(رفتی ز برم زهرا)۲

زد آتش داغ تو(بر دل شررم زهرا)۲

غسل و کفنت شد زهرا شبانه

دفن پیکر تو شد مخفیانه

گل حیدر زهرا مظلومه زهرا۲

با اشک یتیمانت(از زندگی ام خسته)۲

گریم ز برای تو(با این دل بشکسته)۲

بعد تو زینب تو خانه دار است

روز و شب بر تو زهرا سوگوار است

گل حیدر زهرا مظلومه زهرا۲

آتش زده بر قلبم(این دختر آزاده)۲

ریزد همه شب از غم(اشکش روی سجاده)۲

از این مصیبت ها جان بر لبم من

گریان حسینم و زینبم من

گل حیدر زهرا مظلومه زهرا۲

بعد از تو گل پرپر(غرق محنم زهرا)۲

خون کرده دل حیدر(اشک حسنم زهرا)۲

هر شب با یاد تو با نور عینم

می سوزم با زینب و با حسینم

گل حیدر زهرا مظلومه زهرا۲

#رضا_یعقوبیان

نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها

بعد از تو زهرا خانه ام ماتمسرا شد

همراه طفلانت به پا بزم عزا شد

ای بود و هستم،رفتی ز دستم

با کودکانت،در غم نشستم

مظلومه زهرا۲

ای یار هجده ساله ام حیدر فدایت

ای پرپر از کین لاله ام حیدر فدایت

بنگر به حالم،بشکسته بالم

بعد از تو من در،رنج و ملالم

مظلومه زهرا۲

رفته ز داغ تو دگر تاب و توانم

بعد از تو چون ویرانه گشته آشیانم

یار غریبم،من بی شکیبم

بعد از تو زهرا،غم شد نصیبم

مظلومه زهرا۲

در وقت غسل تو بدیدم روی نیلی

من تازه فهمیدم چه کرده با تو سیلی

من پیکرت را،شستم شبانه

هم جای سیلی،هم تازیانه

مظلومه زهرا۲

افتاده ام زهرا به یاد پشت آن در

نقش زمین گشتی تو زهرا پیش حیدر

جان من آن دم،بر لبم آمد

بهر تسلی،زینبم آمد

مظلومه زهرا۲

افتاده ام یاد تو و دفن شبانه

هم غسل تو هم دفن تو شد مخفیانه

گرفته ام من،بزم عزایت

ای همدم من،گریم برایت

مظلومه زهرا۲

یا فاطمه رفتی و تنها گشته حیدر

ذکر لب طفلان تو ای وای مادر

کنار زینب،نور دو عینت

هم مجتبی گرید هم حسینت

مظلومه زهرا۲

من در کنار قبر تو آهسته نالم

یاد همان لحظه که گفتی کن حلالم

جانم فدای،آن همه صبرت

افتاده ام من،بر خاک قبرت

مظلومه زهرا۲

#رضا_یعقوبیان

سرود میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها

ماهی امشب سر زد از مکه ز الطاف خدا

آمده دخت نبی ،آیینه ی ایزد نما

به عجب غوغا شده درب رحمت وا شده

شد خدیجه مادر و مصطفی بابا شده

فاطمه یا فاطمه

همچنان باب گرامش عزت او،جاه او

می زند بوسه خدیجه بر روی چون ماه او

نخل دین داده ثمر غنچه‌ ای شد جلوه‌گر

دختر ختم رسل آمده وقت سحر

فاطمه یا فاطمه

خانه ی ختم رسولان گشته چون وادی طور

مکه امشب از قدومش غرق درشادی و شور

زین گل خوش رنگ وبو

مکه امشب گلشن است

از قدوم فاطمه

چشم طاها روشن است

فاطمه یا فاطمه

آسمان دین حق را یک مه تابان رسید

از سوی خلاق داور مظهر یزدان رسید

مکه شد خلدبرین سرزده نور مبین

از برای شیعیان آمده حبل المتین

فاطمه یا فاطمه

پیک وحی با نغمه های یا محمد آمده

در جهان دخت خدیجه جان احمد آمده

دخت احمد شدعیان

شدخدیجه شادمان

بیت ختم المرسلین

گشته چون دارالامان

فاطمه یا فاطمه

گل ز گلزار رسالت واشده ای عاشقان

حضرت ختم رسل بابا شده ای عاشقان

دخت پیغمبر رسید

معنی کوثر رسید

امشب از لطف خدا

مصطفی منظر رسید

فاطمه یا فاطمه

مدح میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها

عاشقان ماه جمادی امده

در جهان هنگام شادی آمده

شهر مکه در هوایی دیگر است

نور حی سرمدی جلوه گر است

مکه را بنگر چه غوغایی شده

خانه ی احمد تماشایی شده

حور و غلمان پر شده روی زمین

بهر تبریک به ختم المرسلین

هر طرف بینی چراغانی شده

خانه ی احمد گل افشانی شده

مکه چون وادی طور دیگر است

هم خدیجه شاد هم پیغمبر است

امشب از سوی خداوند مبین

آمده روی زمین روح الامین

می زند فریاد با شور و شعف

بر فراز بام آن بیت الشرف

غنچه ای از باغ احمد وا شده

زینت دنیا و مافیها شده

نوربخش کل هستی آمده

مظهر یکتاپرستی آمده

هدیه ی خلاق سرمد آمده

در جهان دخت محمد آمده

شیعیان را باب حاجات است او

مادر دلبند سادات است او

همسر مولای عالم حیدر است

با علی شافع به روز محشر است

در خدیجه مادرش نور دو عین

مام زینب، مجتبی، کلثوم، حسین

همدم و همسنگر شیر خداست

مادر مظلوم عالم مجتباست

بر سپهر دین احمد کوکب است

مادر ام المصائب زینب است

نوگل عصمت گل طاهاستی

ذات حق را عصمت کبراستی

همچو پیغمبر خصال فاطمه است

زینت عالم کمال فاطمه است

زینت مولا رسول الله اوست

در همه عالم چراغ راه اوست

فاطمه محبوب حی کبریاست

در دو عالم فاطمه مشکل گشاست

شکرلله من شدم مهمان تو

در کنار سفره ی احسان تو

فاطمه جان عزت و جاهم بده

در کنار خانه ات راهم بده

من نی اَم بیگانه هستم آشنا

سائل کوی شما هستم (رضا)

عبدِ درگاهت مرانی از درت

دستگیرم باش جان همسرت

#رضا_یعقوبیان

سرود میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها

تهنیت یابن الحسن

شهر مکه گشته امشب همچنان وادی طور

مصطفی از مقدم زهرا شده غرق سرور

یک مه انور رسید

دخت پیغمبر رسید

از سوی حی مبین

سوره ی کوثر رسید

فاطمه خوش آمدی یا فاطمه خوش آمدی٢

غنچه ای از گلشن آل محمد وا شده

مصطفی از سوی حی کبریا بابا شده

آمده علم الیقین

آمده حصن حصین

گل ز گلزار ولا

دخت ختم المرسلین

فاطمه خوش آمدی یا فاطمه خوش آمدی٢

مکه امشب از قدوم فاطمه روشن شده

خانه ی احمد ز لطف کبریا گلشن شده

نخل دین داده ثمر

نور حق شد جلوه گر

از سپهر دین حق

سر زده قرص قمر

فاطمه خوش آمدی یا فاطمه خوش آمدی٢

سر زده روی زمین انوار حی سرمدی

بر خدیجه داده حق دسته گل محمدی

او بود عرشی مقام

او بود احمد مرام

بر همه عالم بود

لطف و جود او مدام

فاطمه خوش آمدی یا فاطمه خوش آمدی٢

مادر عصمت گل احمد رسید امشب ز راه

می برد دل از خدیجه کودکش با یک نگاه

او بود احمد خصال

همچو مادر در جلال

باشد این شمس هدی

بین زن ها بی مثال

فاطمه خوش آمدی یا فاطمه خوش آمدی٢

محرم راز علی شیر خدا امشب رسید

از کرامات خدایی مادر زینب رسید

او بود خیر کثیر

در کرامت بی نظیر

باشد از لطف خدا

دستگیر هر فقیر

فاطمه خوش آمدی یا فاطمه خوش آمدی٢

#رضا_یعقوبیان

مدح میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها

گر نگاهی به ما كند زهرا

دردها را دوا كند زهرا

بر دل و جان ما صفا بخشد

گر نگاهی به ما كند زهرا

كم مخواه از عطای بسيارش

كان چه خواهی عطا كند زهرا

خانه ی وحی را ز رخسارش

رشک غار حرا كند زهرا

بضعه ی مصطفی بُوَد آری

جلوه چون مصطفی كند زهرا

نه عجب گر به شأن او گويند

خاک را كيميا كند زهرا

اين مقام كنيز او باشد

تا دگر خود چه ها كند زهرا

چهره پوشد ز مرد نابينا

تا بدين حد حيا كند زهرا

در طرفداری از خدا و رسول

به علی اقتدا كند زهرا

جان خود را و محسن خود را

در ره دين فدا كند زهرا

تا سه شب قوت خانه ی خود را

بر مساكين عطا كند زهرا

روز محشر كه از شفاعت خويش

حشر ديگر به پا كند زهرا

همچو مرغی كه دانه بر چيند

دوستان را جدا كند زهرا

چه شود گر ز رحمت بسيار

حاجت ما روا كند زهرا

#استاد_مؤید

روضه حضرت زهرا سلام الله علیها

ای روشنايیِ سحرِ فاطميه ام

صاحب عزایِ خونجگرِ فاطميه ام

ايام می رود به اميد ديدنت

يك بار رد شو از گذرِ فاطميه ام

دست مرا بگير و به دنبال خود ببر

تا با تو طی شود سَفرِ فاطميه ام

*مگه میشه برای مادری مجلس ختم بگیرن پسرش نیاد، دَمِ در واینسته، به همه خوش آمد نگه، آقا! امشب یه سری به مجلس ما هم بزن، به ما بیچاره ها هم یه نظری کن...*

آقا! گناه، روزیِ چَشمِ مرا گرفت

رزقی بده به چشم ترِ فاطميه ام

با خود هميشه گفته ام آيا نمی شود

ديدار روی تو ثمرِ فاطميه ام

* این روزا اومدم تو مجلسِ مادرت، گفتم شاید به منم نگاهی کردی...*

وقتی شنيده ام كه ميايی به روضه ها

هر شب اسير و در به درِ فاطميه ام

پايان راه سينه زنی ها شهادت است

ای كاش گُل كُند هنرِ فاطميه ام

در می زنم كه اِذن عيادت دهی به من

با اين اميد پُشتِ دَرِ فاطميه ام

#شاعر محمد بیابانی

*روزای آخرِ عُمرِ بی بی، زنهای مدینه اومدن برای عیادتش، اما فاطمه کسی رو راه نمیداد، اومدن خانم اُمِّ اَیمَن رو واسطه کردن، اُمِّ اَیمَن اومد گفت: خانوم! زنهای همسایه میخوان شمارو ببینن، خیلی اصرار دارن، بی بی اجازه عیادت دادن، این خانوم ها اومدن دورِ بسترِ زهرا، گفتن: دخترِ پیغمبر حلالمون کن، اختیارِ ما دستِ مردامونه، اجازه ندادن بیاییم عیادتت، بی بی فرمود:من از شما یه گلایه ای ندارم، چرا اون لحظه ای که من روی زمین افتادم، می دیدید دورم نامحرما جمع شدن، چرا نیومدید من رو کمک کنید؟ خواستم علی رو صدا بزنم، دیدم دستاش رو بستن، صدا زدم:" یا فِضَّهُ خُذینی" فضه من رو دریاب بخدا محسنم رو کشتن، هیچ کسی نیومد زهرا رو یاری کنه...اما نه یه عده اومدن زهرا رو یاری کردن..*

ای که در کوچه ها افتادی

زیرِ دست و پا

جلوی چشمای بابا افتادی

چهل تا بی حیا

بی خبر از خدا

میزدنت تو را

چرا چرا چرا

*چهل تا مرد جنگی اومدن کمک، هر کی میرسید یه ضربه به زهرا میزد، اینجا دیدن دستِ علی بسته است، مادر رو غریب گیر آوُردن، کربلا هم دخترش زینب رو غریب گیر آوُردن، هر کی میرسید زینب رو میزد، ای حسین!...*

هر چه او بیشتر نفس میزد

بیشتر میزدن زینب را

یک نفر مانده بود در گودال

صد نفر میزدن زینب را

تیغ هاشان که ماند در گودال

با سپر میزدن زینب را

خوابشان برد بچه ها در شب

اما تا سحر میزدن زینب را

* با تمام وجودت صدا بزن: حسین!...*

روضه حضرت زهرا سلام الله علیها

تو زهرایی، تو زهرایِ پیمبر پروری، زهرا

رسول الله را هم مادری، هم دختری، زهرا

نبی را پاره ی تن، روحِ مابینِ دو پهلویی

امیرالمومنین را، رُکن و کُفو و همسری، زهرا

گهی گویم امیرالمؤمنین برتر بود از تو

گهی بینم تو از او در جلالت برتری، زهرا

* امیرالمؤمنین با همه ی جلال و مقامش، با همه عظمتش، وقتی به زهرا می رسید، همون کاری رو میکرد که پیغمبر انجام میداد، با احترام مقابل این خانواده و این خانه می ایستاد...

این روزا سخترین روزای عُمر امیرالمؤمنینِ،علی که گره گشا بود، مشکل گشا بود، علی که کاشفِ الکَربِ رسولِ خدا بود، خودش وقتی غم رو دلش می اومد، دَرِ خانه رو که باز می کرد، وقتی زهرا رو می دید، غم از دلش می رفت، اما این چند وقت زهرا از علی رو می گرفت، کی باورش میشه؟ علی آب شدنِ فاطمه رو میدید با چشمِ خودش...

مرحوم محدثِ قمی این عبارت رو نقل میکنه، میگه: این شبای آخر"صارَتْ کَالخَیال" خیال یعنی شَبَح، چیزی از فاطمه باقی نمونده بود، سلمان میگه: اومدم عیادت سلام کردم، جوابِ فاطمه رو شنیدم اما زهرا رو ندیدم، چیزی ازش باقی نمونده بود...*

تو والفجری، تو والشمسی، تو والعصری، تو واللیلی

تو نوری، هل اَتایی، و الضحایی، کوثری، زهرا

*می دونید چرا به فاطمه میگن زهرا؟ امام صادق فرمود: برای اینکه روزی سه بار مثلِ خورشید بر علی می درخشید...*

نه از مریم، نه از هاجر، نه از حوا، نه از ساره

نه، تو از انبیا، جز احمدِ مُرسل سَری، زهرا

امیدِ رحمة للعالمین، محبوبه ی داور

پناه انبیا در گیر و دارِ محشری، زهرا

*فاطمه هم پناهه علی است و هم پناهه پیغمبرِ، فردای قیامت همه به پیغمبرِ ما پناه می برن، فریاد میزنن: یا رَحمةً لِلعالمین!، روایت میگه: رسول خدا یه طرفِ قیامت می ایسته، فریاد میزنه: " اُمَّتی! اُمَّتی!" ندا بلند میشه: " رَحمَتی، رَحمَتی" همه به این پیامبر رحمت پناه می برن، اما همین پیامبر رحمت صدا میزنه: فاطمه کجاست؟ پیغمبر هم به فاطمه اش پناه میبره، همه ی قیامت زیرِ چادرِ فاطمه جمع میشن، ان شاء الله فردای قیامت صدامون بزنن...

امیرالمؤمنین خودش پناهه همه ی عالمِ، اما میاد تو پناهه فاطمه، پیغمبرخودش پناهه همه اُمَّتِ، اما میاد تو پناهه زهراش، اما بمیرم برا اون زهرایی که پناهه همه ی عالمِ، کی باورش میشد تو خونه اش بی پناه کتک بخوره، بینِ در و دیوار قرار بگیره، پناهش دَرِ سوخته ی خانه بشه...*

غنچه پرپر گشته بود و گُل جدا افتاده بود

پشت در، جانِ علیِ مرتضی افتاده بود

گوش ناموس خدا شد پاره همچون برگ گل

گوشواره من نمی‌دانم کجا افتاده بود

دست قنفذ رفت بالا بازوی زهرا شکست

پای دشمن باز شد زهرا ز پا افتاده بود

مجتبی در آن میانه رنگ خود را باخته

لرزه بر جان شهید کربلا افتاده بود

فاتح خیبر در میان خانه در سکوت

کُل قرآن در میان کوچه‌ها افتاده بود

غیر زهرا، غیر محسن، غیر آتش، غیر در

کس نمی‌داند که پشت در چه‌ها افتاده بود

#شاعر حاج غلامرضا سازگار

*پشت در باباش رو صدا کرد، فضه رو صدا کرد، اما علی رو صدا نکرد، فضه اومد، میگه: تا رسیدم دیدم خانوم پشتِ دَر افتاده، سَرِ بی بی رو بغل کرد، حالتون چطورِ؟ حالِ بچه چطورِ؟ فاطمه یه جمله گفت، صدا زد: فضه! محسنم رو کشتن، بچه ام رو کُشتن، داغش رو به دلم گذاشتن...

ببرمت کربلا، حاج قاسم، شهدا فیض ببره سَرِ این سفره ی روضه، اینجا یه شش ماهه فدایِ امامِ زمانش شد، یه شش ماهه سپرِ بلا شد، کربلا هم یه شش ماهه رو دستِ باباش فدا شد، ای حسین!...

اما یه فرق داشت، اینجا مادر بچه اش رو ندید، اینجا مادر بچه اش رو بغل نکرد، به دنیا نیومده فدا شد، اما کربلا این بچه تو بغلِ مادر بال بال میزد، هی رباب از این خیمه به اون خیمه...علی ندید محسنش رو اما کربلا ابی عبدالله خودش برا بچه اش یه قبری کَند، ای حسین!...

شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

ای مادر زینبین! برگرد

بی تو چه کند حسین؟‌ برگرد

صِدام ميلرزه، تكون بده دستتو

دست و پام ميلرزه

ببين تنِ تمومِ بچه هام ميلرزه

صِدام ميلرزه

پَرِت شكسته

مگه چه جوري زدنت سرت شكسته

قرار بود كه عُمري قرارم باشي

كه بيقرارِ همو غمگسارم باشي

مي بارم مثه آسمون برات

ميكُشي منو با اشكِ بي صدات

عليِ نشسته بالاي سرت، كَلِّميني

بگو تو كوچه چي اومد سرت، كَلِّميني

شباي فاطميه از غربتت

صورتم كبودِ مثلِ صورتت

*تو خونه ي علي هر كي يه گوشه اي زانو بغل گرفته، صداي ضجه ها و ناله ها بلندِ: واي مادرم... :"أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوء" مادرم بِره ما بيچاره ميشيم، خدايا! به غربتِ بابام رحم كن... اما يكي يه جور ديگه حرف ميزنه...*

نشد تو كوچه دستشو بگيرم

شدتِ ضربه اش رو بگيرم

* شبِ آخرِ، وصيت هاش رو ميكنه: علي جانم! بگو بچه هام رو از خونه بيرون ببرن، دست زينب و اُم كلثوم رو فضه گرفته، بچه ها بريم بيرون، حسن و حسين از حجره رفتن بيرون، صدا زد: پسر عمو! بشين كار دارم باهات... علي نشست، سر رو گذاشت تو بغلِ علي، جانم خانوم! چي ميخواي بگي؟ يه چي گفت، بندِ دلِ علي پاره شد، يه نگاه به صورت علي كرد گفت: علي جان! ديگه دارم ميميرم، اما علي!... "یا اَبَالحَسَن! اِبْکِنِی وَ ابْکِ لِلْیَتَامَی وَ لَا تَنْسَ قَتِیلَ بِطَفِّ الْعِرَاق‌ "...*

قتلگاهت نگو كه غوغا بود

سَرِ پيراهنِ تو دعوا بود

كاش مادر نبود در گودال

از بدِ روزگار اما بود

هر چه ميخواهي تو با جانم بكن

مادرم اينجاست عُريانم نكن

*همه بلند صدا بزنن: حسين!...*

صلواتی حضرت زهرا سلام الله علیها

امشب به جهان نور خدا می آید 

زیبا گل گلشن ولا می آید 

زهرای بتول دختر ختم رسل

 نور دل و جان مصطفی می آید

 

 در سپهر دین حق ماه آمده 

شیعیان را هادی راه آمده

 خانه ی ختم رسل روشن شده 

فاطمه با عزت و جاه آمده 

 

مظهر خلاق یکتا می رسد 

در جهان ماهی دلارا می رسد 

شیعیان حیدر و ختم رسل 

شادمان باشید، زهرا می رسد

 

 نوری از انوار سرمد می رسد 

در جهان الطاف بی حد می‌رسد

 شد خدیجه شادمان از مقدمش 

فاطمه دخت محمد(ص) می رسد 

 

نور ذات حی سرمد آمده 

دختری از نسل احمد آمده

 امشب از لطف خدای لم یزل 

فاطمه جان محمد(ص)آمده 

 

چون طورشده مکه ز الطاف الاه 

از بیت خدیجه سرزده امشب ماه

 با دیدن روی او محمد فرمود:

 لا حول ولا قوة الا بالله

 

 محبوبه ی حی سرمدی آمده است

 اسطوره زنسل احمدی آمده است

 امشب به جهان ام ابیها زهرا

 با عطر گل محمدی آمده است

 

 امشب از لطف خدا باز شده باب نجات 

بارد هر دم به همه عالم امکان برکات 

آمده هستی طاها گل حیدر زهرا 

بفرستید همه بر گل رویش صلوات

 

 #دوبیتی_های_ولادت_حضرت_زهرا_

#سلام_الله_علیها_

 #رضا_یعقوبیان_

مدح میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها

آفریدند آفرینش را برایِ پنج تن

پس همه هستند خلق ماجرایِ پنج تن

 

مثل جبرائیل تا عرش بالا میروم

آن زمان هایی که می افتم به پایِ پنج تن

 

نذر ِ اهل بیت ، اهل بیت باید ذبح کرد

بچه های ما فدای بچه هایِ پنج تن

 

استجابت در قسم دادن به نام فاطمه ست

پس بدون او نمیگیرد دعایِ پنج تن

 

فاطمه در عین وحدت گاه کِثرَت میشود

میرسد از جانب یک تن صدایِ پنج تن

 

یک بدن که طاقت روح وسیعش را نداشت

لاجرم تکثیر شد در جای جایِ پنج تن

 

هم رضای پنج تن یعنی رضای فاطمه

هم رضای فاطمه یعنی رضایِ پنج تن

 

ما در این دنیا و آن دنیا یکی از این دوایم:

یا غلام پنج تن یا که گدایِ پنج تن

(علي اكبر لطيفيان)

نوحه خیابان حضرت زهرا سلام الله علیها

ای همسر مظلومه(رفتی ز برم زهرا)۲
از رفتنت ای ماهم(من خونجگرم زهرا)۲
می روی از برم ای نور دیده
قامتم از سوز غمت خمیده
یا زهرا یا زهرا مظلومه زهرا۲

خون گشته دل حیدر(زین رنج و محن زهرا)۲
می سوزد حسین تو(با اشک حسن زهرا)۲
در کنارت زهرا جان بر لبم من
دیده گریان با اشک زینبم من
یا زهرا یا زهرا مظلومه زهرا۲

غمدیده گل پرپر(تو کشته ی اعدایی)۲
بعد از تو بود حیدر(در غربت و تنهایی)۲
مرغ روحت به سوی جنت پر زد
داغ تو بر دل حیدر شرر زد
یا زهرا یا زهرا مظلومه زهرا۲

ای یاس خزان گشته(بودی تو بهار من)۲
ای نور دل حیدر(بودی تو قرار من)۲
ای گل پرپرم بر تو می سوزم
از داغت در دلم شعله افروزم
یا زهرا یا زهرا مظلومه زهرا۲

#رضا_یعقوبیان 

#حضرت_زهرا_س 

زمینه فاطمیه

ای صاحب ولایت، زهرا شود فدایت

اگر ز پا نشستم، اگر شکسته دستم
عالم همه بدانند، من یار حیدر استم

ای صاحب ولایت، زهرا شود فدایت

به محسن شهیدم بود علی امیدم
که زیر تازیانه به جز علی ندیدم

ای صاحب ولایت زهرا شود فدایت

اگر چه بین مردم بی‌یار و بی معینی
برای من علی جان امیر مؤمنینی

ای صاحب ولایت زهرا شود فدایت

به سوز سینه تو به اشک دیده تو
خدا کند که باشم اول شهیده تو

ای صاحب ولایت زهرا شود فدایت

در یاری تو باکی از جان و سر ندارم
صد بار اگر بمیرم دست از تو برندارم

ای صاحب ولایت زهرا شود فدایت

درس ولایت من خط سعادت من
این تازیانه خوردن باشد شهادت من

ای صاحب ولایت زهرا شود فدایت

من کوثر تو بودم یک آیه ام جدا شد
وقتی لگد به در خورد محسن من فدا شد

ای صاحب ولایت زهرا شود فدایت

مرثیه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

 محبوبه ی حی کبریایی زهرا
 ممدوحه ی ختم الانبیایی زهرا 

صدیقه و منصوره و مرضیه،بتول
 تو فاطمه ام النجبایی زهرا 

معنای تمام سوره های قرآن
 تو کوثر و نور و هل اتایی زهرا 

ممدوحه ی تو شخص پیمبر باشد 
تو مادر مصباح هدایی زهرا 

مرآت رسول الله اعظم هستی
 تو آینه ی خدا نمایی زهرا 

از بعد خدیجه مادر والایت
 حامی رسول دو سرایی زهرا

 از اول خلقت بشر جز خاتم 
منجی تمام انبیایی زهرا 

هم ام ابیها لقب خاص شماست 
هم همسرشاه اولیایی زهرا 

تو زمزمی و رکن و مقام و کعبه
 تو مروه ای و سعی و صفایی زهرا 

انوار تو روشنی قلب احمد
 تو نور تمام ماسوایی زهرا

 خورشید بود ذره‌ای از نور شما 
تو نور دل اهل ولایی زهرا 

در بین زنان امت پیغمبر 
تو اسوه ی شرمی و حیایی زهرا

 بعد از نبی و حیدر کرار ،علی
 برخیل بشر راهنمایی زهرا

 با این همه ایثار و فداکاری خویش
 همپای علی مرتضایی زهرا 

نوربخش همه ی عالم امکانی تو
 بر دیده ی مانور وضیایی زهرا 

سرمنشاء جود و کرم و احسانی
 ای جان علی، کان عطایی زهرا 

همراه علی ساقی حوض کوثر
 تو شافعه ی روز جزایی زهرا 

جبریل بنازد که بود خادم تو
 سرتا به قدم عبدخدایی زهرا 

در بین تمام خلق عالم تا حشر
 اسطوره ی ایثار و وفایی زهرا 

با یک نگهت رواست حاجات همه
 سرمنشأ جودی و سخایی زهرا

 با یاد خداوند به هر صبح و مساء
با زمزمه و ذکر و دعایی زهرا

 مادر ،تو به زینبی و ام کلثوم 
جان حسن و حسین شمایی زهرا 

در بحر ولا، یگانه گوهر هستی 
بر کشتی دین تو ناخدایی زهرا 

هر خطبه ی تو رنگ خدایی دارد 
بر یاری دین بانگ رسایی زهرا 

همراز علی حیدر کرار هستی
 تو بانوی درد آشنایی زهرا 

با یاد مدینه ی تو و غربت تو 
دارم به دلم حال و هوایی زهرا 

هرچند که از عدو ستم ها دیدی
 از همسر خود عقده گشایی زهرا 

هنگام مشقت و غم و رنج و الم 
آرامش طوفان بلایی زهرا

 دادند عجب مزد رسالت به نبی 
تو کشته ی دست اشقیایی زهرا 

در پیش دو دیده ی علی شیر خدا 
همسنگر افتاده ز پایی زهرا 

با پهلوی بشکسته و با روی کبود
 تو حامی شاه‌ لافتایی زهرا 

در پشت در سوخته با ضرب لگد
 بی جرم و گنه، شدی فدایی زهرا 

با دیدن این صحنه ی پرسوز و گداز 
زینبت داشت به لب شور و نوایی زهرا

 هر چند بدم سائل درگاه توام 
برگو که زعبد خود (رضایی) زهرا 

#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها 
#رضا_یعقوبیان

دفن حضرت زهرا سلام اله علیها

باتو ای قبر مرا شرح شب تار بس است

قصه ی سوز دل و دیده ی خونبار بس است

با فشارت تن زهرای من ازار مده

بهر این خسته فشار در ودیوار بس است

عرصه بر سینه ی سینای نبی تنگ مکن

بهر این سینه همان ضربت مسمار بس است

پهلوی او بشکسته است دلش را مشکن

بهر دلجویی او این همه ازار بس است

گشته نیلی رخش از ضربت سیلی عدو

هدیه اش بهر پدر زردی رخسار بس است

داغ زهرا زغم محسن پرپرشده ام

بهر اثبات غم حیدر کرار بس است

سوخت ژولیده ازاین غم که به حسرت گفتم

با تو ای فبر مرا شرح شب تار بس است

مدح و مرثیه حضرت زهرا سلام اله علیها

ای کتاب ثنای تو قرآن
وی ثنا گسترت خدای جهان

بذل نان تو می کند نازل
سورۀ هل اتی علی الانسان

کیستی تو که مصطفی می گفت
جان بابا فدات فاطمه جان

کیستی ای تجلّی توحید
کیستی ای حقیقت ایمان

برتر از درک و دانش همه ای
چه بخوانم ترا که فاطمه ای

کیستـی تـو بهشـت بابایی
کوثر و قـدر و نور و طـاهایی

دو جهان ذره و تو خورشیدی
همگان قطـره و تـو دریایی

همصدا با تمامی سادات
شیعه گوید تو مادر مایی

مطلـع الفجر بامداد ازل
لیله القدر حق تعـالایی

قدری و حق به خواجۀ لولاک
گفتـه در شأن تو و مـا ادراک

ای مقامت ز وهم ها برتر
قدر و جاهت ز وصف ما برتر

مدح تـو بـر لب رسول خدا
ذکر نابـی سـت از دعـا برتر

رتبۀ توست از زنـان بهشت
بـه خداوندی خدا بـرتر

جز محمد که دست بوس تو بود
تـویـی از کـل انبیـا برتر

حجـره ات کعبۀ دل احمد
بیتـت از بیت کبریـا بـرتر

خانه ای روشن از کلام الله
سر زد از آن دو آفتاب و دو ماه

ای به شخصت خدا رسانده سلام
وی نبی پیش پات کرده قیام

خجل از قصه ی غمت تاریخ
سرفراز از شهادتت اسلام

عمر هستی به پیش عمر کَمَت
همچنان آفتاب بر لب بام

می رسد از مزار گمشده ات
به هر آزاده این خجسته پیام

سرسپردن به پای دوست، حلال
دست دادن به دست غیر، حرام

آنکه گیرد ز فاطمه تعلیم
پیش ظالم نمی شود تسلیم

ای کلام تو آیت محکم
در حریم تو روح، نامحرم

جان فدای تنت نفس به نفس
سر نثار رهت قدم به قدم

قامت عدل از قیام تو راست
کمر ظلم از کلام تو خَم

پیش سیل ستم به حفظ امام
ایستادی چو کوه مستحکم

گر دفاع تو از امام نبود
از خدا و رسول نام نبود

در دل انبیا امید تویی
بر لب اولیا نوید تویی

مکتب زنده ی ولایت را
اولین مادر شهید تویی

آنکه هر روز شرح تاریخش
نهضتی تازه آفرید تویی

آنکه با تیغ احتجاج و بیان
پردۀ کفر را درید تویی

آنکه در راه حفظ جان علی
رنج هستی به جان خرید تویی

آفتابی که با غروبش، رنگ
از رخ مرتضی پرید تویی

مهربان یار باوفای علی
بی تو تاریک شد سرای علی

ای بهشت خدا گل رویـت
وی رسول خدا ثنـاگویت

سـورۀ نـور، خط پیشانی
لیلـۀ قدر، تار گیسویت

وسعت ملک کبریا حرمت
کعبـۀ روح انبـیـا کـویت

شـرح تفسیر نحـن وجه الله
نقـش بسته به مصحف رویت

شب معراج مصطفی می دید
بـاغ جنـت پـر اسـت از بویت

روحِ بیـن دو پهـلـوی احمـد
به چه جرمی شکست پهلویت؟

گر جسارت نبـود می گفتـم
هرم آتش چه کرد با مویت

از علی دوستـی نشان مانده ست
هم به رخسـار هم به بازویت

چشم بیدار تو به ما آموخت
در ره حق چگونه باید سوخت

کاش هفت آسمان شرر می شد
کاش عمر جهان به سر می شد

بر سر روز اگر غمت می ریخت
از شب تار تیـره تر می شد

بـه علی هـم نگفتی ای مادر
که چگونه شبت سحر می شد

هر کسی با علی عداوت داشت
به تو در کوچه حمله ور می شد

جسم درهم شکسته ات هردم
هدف ضربه ای دگر می شد

چشمشان بر علی که می افتاد
ضربه هاشان شدیدتر می شد

کـاش از دردهـای پنهـانت
لااقل دخترت خبر می شد

دل شب تا سحر نمی خفتی
درد خود را به کس نمی گفتی

استاد حاج غلامرضا سازگار

متن روضه حضرت زهرا سلام الله علیها حاج مهدی سماواتی

جهت بهره مندی از اشعار مداحی و متن و صوت روضه های استاد حاج مهدی سماواتی به این آدرس مراجعه فرمایید.

https://eitaa.com/hmdprp

آنکه قدش فلک از غصه دو تا کرد، منم
آنکه از هجر پدر ناله به پا کرد، منم

آنکه بین در و دیوار زبی یاری خویش
فضه را از پی امداد صدا کرد، منم

آنکه از سوز دل خویش، به ایام شباب
طلب مرگ ز درگاه خدا کرد، منم!

آنکه جز محنت و آزار زهمسایه ندید
در عوض باز به همسایه دعا کرد، منم!

آنکه هنگام فداکاری خود در ره دوست
زودتر محسن شش ماهه فدا کرد، منم!

آنکه با گمشده قبر و بدن مخفی خویش
ظلم را یکسره انگشت نما کرد، منم!

(( دلا رو ببریم مدینه بگیم بی بی جان آرزومون بوده و هست شما دست ما رو بگیری توفیق عرض ادب را از شما میخواهیم - السلام علیک یا ممتحنه متحنک الله سلام بر تو ای فاطمه ای که خدا قبل از خلقت این دنیا امتحانت کرد خوب امتحان دادی خوب از امام خودت دفاع کردی الهی بمیرم بین در و دیوار قرار گرفتی پهلوت رو شکستن محسن رو کشتن سیلی به صورتت زدن سینه مجروح شد - تا دید ریسمان به گردن علی انداختن با همان حال از امام زمانش دفاع کرد دامنش رو گرفت نگذاشت ببرن))

دست شستم من ز جان خویشتن
ای مغیره هرچه میخواهی بزن

(( دیدن رها نمیکنه فاطمه را از علی گرفتند))

گردیده بود قنفذ همدست با مغیره
او با غلاف شمشیر این تازیانه می زند

((زهرا جان))

خجالت از تو کشیدم میان راه چو دیدم
گرفته دست به پهلو و میدوی ز قفایم

شکسته باد دو پایی که پهلوی تو شکسته
بریده باد دو دستی که کرد از تو جدایم

صلواتی حضرت زهرا سلام اله علیها

🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺

💠 اشعار #صلوات #میلاد_حضرت_زهرا (س)

بر عالمیان رحمـت بیحد آمد
زیبا گهر رســول امجـد آمد
تبریک به شیعیان اهل عالم
چون فاطمه دختر محمد آمد

بر مقدم دختر پيمبر صلوات
بر چشمه ي پاك حوض كوثر صلوات
بر محضر حضرت محمد تبريك
بر مادر شيعيان حيدر صلوات

تو را هر کس ندارد دل ندارد
میان سینه جز باطل ندارد
دلم را هدیه دادم بر تو مادر
نوشتم روی آن قابل ندارد

در باغ نبوت از نهال توحید
هنگام سحر گلی شکوفا گردید
چون غنچه ی گل ، خدیجه خندید چو دید
زهرا چو گُل محمدی می خندید

نور دگری به بیت احمد آمد
محبوب رسول حیّ سرمد آمد
تا عطر وجودش همه عالم گیرد
زهرا ، گل گلزار محمد آمد

بر کوکب آسمان عصمت صلوات
بر فاطمه گوهر نبوت صلوات
بر مادر یازده امام برحق
از صبح ازل تا به قیامت صلوات

عالم زفروغ احمدی لبریز است
از جلوه حیِ سرمدی لبریز است
میلاد بتول است و فضای مکه
از عطر گل محمدی لبریز است

این مژده ی جانبخش ز سرمد آمد
میلاد  یگانه بنت احمد آمد
ای شیعه تو را دهم بشارت امشب
یکدانه گل باغ محمد آمد

امشب همه جا جشن مبارکباد است
دلها همه از مقدم زهرا شاد است
از بهر محمد و خدیجه صلوات
روشن همه جا ز نور این اُولاد  است

این جشن وسرور سرمدی مارابس
از فاطمه یک خوش آمدی مارابس
لبخند به لب مهدی زهرا باشد
عطری زگل محمدی مارا بس

خورشید زمینی خدا یا زهرا
ای زینت نام مصطفی یا زهرا
مدح تو همین بس که شدی تا محشر
همتای علی مرتضی یا زهرا

ای روی تو جلوه گاه سرمد زهرا
وی سینه تو بهشت احمد زهرا
عید تو بوَد، ببخش عیدی ما را
زان دست که بوسیده محمد زهرا

یا فاطمه ای منشاء خـــیر و بــرکات
مــهر تـو بود قـبولی صــوم و صـلات
فـرموده نبـی خـدا گــــــناهش بـخشد
هـر کس کـه بـرای تـو فـرستد صلوات

یا فاطمه جان! دست من و دامانت
ای چشم امید همه بر احسانت
بادا به فدایت پدر و مادر من
ای گفته پیمبر، پدرت قربانت

چون فاطمه مظهر خدای یکتاست
انوار خدا ز روی زهرا پیداست
همتای علی، در دو جهان بی همتاست
زهراست محمد و محمد زهراست

با نام تو دل چه با صفا می گردد
با مهر تو دل زغم رها می گردد
باشی تو کلید راز هستی زهرا
با نام تو قفل بسته وا می گردد

یکتا گُهر بحر رسالت زهراست
محبوبه حق، ظرف ولایت زهراست
همتای علی، نور دو چشم احمد
سرچشمه دریای امامت زهراست

ما زنده به لطف و رحمت زهرائیم
مامور  برای خدمت  زهرائیم
روزی که تمام خلق حیران هستند
ما منتظر شفاعت زهرائیم

سرود میلاد حضرت زهرا سلام اله علیها

سرود میلاد حضرت زهرا(س)

مکه روشن از وجود دختری دردانه شد۲
جان عالم آمد وبهر پدر جانانه شد۲

مادر او می زند بوسه بروی دختر۲
شکر حق گوید برایش حضرت پیمبر۲

فاطمه یا فاطمه 
____________________________
بهر این میلاد نیکو،عرش حق غرق سرور۲
گشته از انوار روی، فاطمه دریای نور۲

پیش پایش آسمان ریزد مه وستاره۲
برسرور عرشیان دارد نبی نظاره۲

فاطمه یا فاطمه....
___________________________
نام او نامی الهی، ریشه اش فاطر بود۲
دروجود فاطمه،انوارحق ظاهر بود۲

او بود شان نزول، آیه های کوثر۲
فخر دارد بر وجودش، ذات حی داور۲

فاطمه یا فاطمه.....
____________________________
آمده آن دختری که، مادر بابا شود۲
دختری را شاخص وهم اسوه زنها شود۲

آنکه گردد همسر وهمراه حیدر آمد۲
آنکه عالم می شود از او معطر آمد۲

فاطمه یا فاطمه..... 
___________________________
بهترین روز آمده،ای شیعیان شادی کنید۲
ازهمه غمهای دوران، فکر آزادی کنید۲

خدمت مهدی بگو تبریک وخوب ادب کن۲
عیدی میلاد مادر از پسر طلب کن۲

فاطمه یا فاطمه.... 

شعر:اسماعیل تقوایی

❤️ #میلاد_حضرت_زهرا (س)

سرود میلاد حضرت زهرا سلام اله علیها

ماهی امشب سر زد از مکه ز الطاف خدا 

آمده دخت نبی ،آیینه ی ایزد نما 

به عجب غوغا شده   درب رحمت وا شده

 شد خدیجه مادر و   مصطفی بابا شده

             دختر طاها رسید

            حضرت زهرا رسید 

 

همچنان باب گرامش عزت او،جاه او

می زند بوسه خدیجه بر روی چون ماه او

 نخل دین داده ثمر   غنچه‌ ای شد جلوه‌گر 

دختر ختم رسل        آمده وقت سحر 

             دختر طاها رسید 

            حضرت زهرا رسید

 

 خانه ی ختم رسولان گشته چون وادی طور 

مکه امشب از قدومش غرق درشادی و شور

 زین گل خوش رنگ وبو

مکه امشب گلشن است

 از قدوم فاطمه 

چشم طاها روشن است 

          دختر طاها رسید 

         حضرت زهرا رسید

 

 آسمان دین حق را یک مه تابان رسید 

از سوی خلاق داور مظهر یزدان رسید

مکه شد خلدبرین     سرزده نور مبین

 از برای شیعیان      آمده حبل المتین

         دختر طاها رسید

        حضرت زهرا رسید

 

 پیک وحی با نغمه های یا محمد آمده

 در جهان دخت خدیجه جان احمد آمده

 دخت احمد شدعیان

   شدخدیجه شادمان

 بیت ختم المرسلین 

گشته چون دارالامان 

         دختر طاها رسید

         حضرت زهرا رسید 

 

گل ز گلزار رسالت واشده ای عاشقان 

حضرت ختم رسل بابا شده ای عاشقان 

دخت پیغمبر رسید

 معنی کوثر رسید 

امشب از لطف خدا 

مصطفی منظر رسید

          دختر طاها رسید 

         حضرت زهرا رسید

 

 شامل عالم شده لطف شما،احسانتان

 در شب میلادتان گردیده ام مهمانتان

 ایکه هستی فاطمه

 در کرامت بی نظیر

 گشته ام مهمان تو 

از کرم دستم بگیر

        دختر طاها رسید 

       حضرت زهرا رسید 

 

ای عزیز مصطفی دست من و دامان تو 

ای طبیب دردها، درد من و درمان تو 

در شب میلاد تو

 آمدم بر تو پناه 

کن ز لطف و مرحمت

 بر من مسکین نگاه 

         دختر طاها رسید

        حضرت زهرا رسید 

سرود میلاد حضرت زهرا سلام اله علیها

دل و دلداره  حیدرِکراره  خوش به حال زینب  چه مادری داره
یار و غمخوارِ  احمد مختاره  خدا از دشمن   فاطمه بیزاره
دلسوزه مادر به پات می سوزه مادر   مستم از دعای شبانه روز مادر
این جون ناقابلم هدیه ی روز مادر۲
بانوی مه جبینه/که روابرا میشینه     همه ی زندگی/ امیرالمومنینه
فاطمه یازهرا یا فاطمه یا زهرا۴
مظهرعشقه قبله ی حاجاته  علت فخرو  عزت ساداته
همه ی جنت به زیرپاهاشه  حضرت مریم  جزءکنیزاشه
تو روز محشر مادرم بی قراره        نظر ویژه ای به امت شیعه داره
همه هستن پیاده زهرا ناقه سواره۲
به قیامت قیامت/ آخره هر سعادت   میکنه باصلابت/ به اماما امامت
فاطمه یازهرا یافاطمه یا زهرا۴
دل منادیه مستی وشادیه   کف بزن محکم سال جهادیه
اگه مشتاق نبردی وجنگی  بشوسرباز جهاد فرهنگی
این رهبرما داره صد کشته مرده   قدرکل ایران سربازو سرسپرده
اونیکه چشای فتنه رو در آورده۲
عزتش حیدریه/ غیرتش فاطمیه   بگوکی مثل آقام/ لایق رهبریه
فاطمه یازهرا یا فاطمه یا زهرا

 

شاعر : رضا تاجیک

سرودمیلاد حضرت زهرا سلام اله علیها

شعر از غلامرضا سازگار
 
آفرینش آفرینش، جلوه حق‌تعالی مبارک
یا محمد یا محمد، عید میلاد زهرا مبارک
 
انبیا را مادر آمد
دخت زینب‌پرور آمد
روح ایمان، قلب قرآن
کوثر آمد، کوثر آمد
 
جشن اهل تولا مبارک
عید میلاد زهرا مبارک

 
دخت احمد، کفو حیدر، روح بین دو پهلوی احمد
روی دست و بازوی او، جای گل‌بوسه‌های محمد
 
عصمت کبرا خوش آمد
بضعه طاها خوش آمد
مادر سادات عالم
زهرة‌الزهرا خوش آمد
 
لیلة‌القدر طاها مبارک
عید میلاد زهرا مبارک

 
جلوه‌گر دل هستی، نور منصوره آسمان‌هاست
مام قدر و مادر نور، دخت یاسین و ام ابیهاست
 
انبیا را شمع محفل
مصطفی را حسن کامل
هم جلالش هم جمالش
از محمد می‌برد دل
 
نور ام ابیها مبارک
عید میلاد زهرا مبارک

 
در دو میلاد آمده شاد، قلب آزادگان حسینی
روز مادر جلوه‌گر شد، آفتاب جمال خمینی
 
بر همه نعمت تمام است
شادی خیرالانام است
در چنین روز مبارک
روز میلاد امام است
 
این جلال این تجلا مبارک
عید میلاد زهرا مبارک

 
شیعه در راه ولایت، بر سر دست خود سر نهاده
رهبر فرزانه ما، چون خمینی مقاوم ستاده
 
کشور ایران درخشید
پا فشرد و نور بخشید
کهنه شد از کار افتاد
حربه تحریم و تهدید
 
جشن پیروزی ما مبارک
عید میلاد زهرا مبارک

 
فاطمه یار ولایت، پیرو مکتب او ولایی است
لاله‌زار سرخ ایران، عطر و بویش همه کربلایی است
 
این ندای رهبر ماست
دست مهدی بر سر ماست
پرچم نصر من الله
بر فراز کشور ماست
 
فتح پیوسته بادا مبارک
عید میلاد زهرا مبارک

مرثیه بعد شهادت حضرت زهرا سلام اله علیها

زهرا گذشت و خاطره‌‏هایش هنوز هست
در مسجد مدینه، صدایش هنوز هست

شهری که بود شاهد اندوه فاطمه
سرشارِ موجِ گریه، فضایش هنوز هست

در کوچه‌های غم‌زده و بی‌فروغ شهر
هرجا نظر کنی، ردِ پایش هنوز هست

از بوستان عترت یاسین و باغ وحی،
گل رفته و باز، عطر وفایش هنوز هست

سوز مصیبتش نشد از سینه‌ها برون
آن داغ بر دل همه، جایش هنوز هست

در خانه‌ای که فاطمه چون چلچراغ بود
نور و صفا به صحن و سرایش هنوز هست

در آستانۀ‌ درِ آن روضۀ بهشت
بانگ و نوای وا اَبتایش هنوز هست

راز و نیاز فاطمه را تا شود گواه
محراب هست و موج دعایش هنوز هست

گر سر زند به کلبۀ احزان او کسی
پی می‌‏برَد که شور و نوایش هنوز هست

دست ستم اگرچه فدک را از او گرفت،
آن خطبۀ بلیغ و رسایش هنوز هست

رسم شهیدپروری از اوست یادگار؛
شور حسین و کرب‌و‌بلایش هنوز هست

تا انتقام مادر خود را کِشد ز خصم
مهدی- که باد جان به فدایش- هنوز هست

در دست او صحیفۀ زهرا امانت است؛
آیینۀ تما‌م‌نمایش هنوز هست

گر نیستیم قابل دیدار او «شفق»
ما را به سینه، شوق لقایش هنوز هست

محمدجواد غفورزاده شفق