سینه زنی امام کاظم علیه السلام

من امام رضایی هستم از دعای خیرِ مادر

خونه امون همیشه بوده سفره ی موسی بن جعفر

حرم کاظمین، دوتا گنبد داره

بیشتر از هر کجا، بوی مشهد داره

یا باب الحوائج، همیشه حاجتامو دادی

یا باب الحوائج، برات کربلامو دادی

زخمیه میونِ زنجیر داره می‌کنه مناجات

هیچ کی نیست به غیرِ زهرا که بیاد برا ملاقات

نداره از پدر، خبری معصومه

سیلی افطارشه، چقدر مظلومه

یا باب الحوائج، امون از این شبای زندان

یا باب الحوائج، اشهدته رضا رضا جان

یا باب الحوائج، همیشه حاجت هامو دادی

یا باب الحوائج ، برات کربلامو دادی

زهر کینه و شراره تابوتش یه تخته پاره

حرف آقامون همین وای حسین کفن نداره

رو زمین بود سه روز، تنِ پاکش اما

نمیشه روضه ای، شبیه عاشورا

یا باب الحوائج، جدا نشد سر از تنِ تو

یا باب الحوائج، غارت نرفته پیرهنِ تو

یا باب الحوائج، فدای گریه های زینب

یا باب الحوائج، تنت نرفت به زیر مرکب

سرود میلاد امام موسی کاظم علیه السلام

زد قدم در جهان،هفتمین مقتدا

در دو عالم بود،نور امید ما

باب حاجات و بر همه رهبر

مقتدای ما موسی جعفر

تهنیت مولا تهنیت مولا۲

سر زده در سحر،باز دوباره قمر

شادمان صادق است،زین خبر زین خبر

شد حمیده شاد از گل رویش

می زند بوسه بر سر و رویش

تهنیت مولا تهنیت مولا۲

ای تو نور دلم،هستی و حاصلم

عمریه گشته است،لطف تو شاملم

بی نوایم مولا نوایم ده

خسته بیمارم تو شفایم ده

تهنیت مولا تهنیت مولا۲

ای که مولا تویی،مقتدای همه

عیدی ام را بده،ای گل فاطمه

زائر شهر کاظمینم کن

میهمان قبر حسینم کن

تهنیت مولا تهنیت مولا۲

آرزویم بود،طوف قبر شما

از کنارت روم،نجف و کربلا

تو به قلبم نور ولا دادی

تو به من عشق کربلا دادی

تهنیت مولا تهنیت مولا۲

#رضا_یعقوبیان

#سبک_همه_جا_بروم

#ولادت_امام_موسی_ابن_جعفر_ع

@yaghubianreza

مدح میلاد امام موسی کاظم علیه السلام

عاشقان بار دگر ماه آمده

نور ذات سرمد از راه آمده

می رسد از پیک حق امشب خبر

نخل بستان نبی داده ثمر

گلبن عصمت رسیده در سحر

صادق آل محمد شد پدر

عالم هستی چراغانی شده

آسمان آیینه بندانی شده

شیعیان را لطف یزدان آمده

پور صادق عطر قرآن آمده

نور او از سوی سرمد آمده

گل ز بستان محمد آمده

شهر یثرب امشب همچون گلشن است

چشم صادق از جمالش روشن است

در جهان ماه تمام آمد پدید

کس چو او در عالم هستی ندید

آمده در این جهان روح دعا

گشته روشن از قدومش ماسوا

شادمانی آورد میلاد او

شد حمیده مادرش دلشاد او

غنچه ای از نسل حیدر آمده

نور حق موسی بن جعفر آمده

رهرو راه رسول الله اوست

هفتمین از نسل آل الله اوست

حلم و صبر او چو جدش حیدر است

عطر و بوی او ز عطر کوثر است

در صبوری چون امام مجتبی

دستگیر این جهان و آن سرا

صادق دین را بود نور دو عین

در بلاغت در شجاعت چون حسین

همچو سجاد است او روح صلات

بر همه خلق جهان باب النجات

در کمال و علم دین چون باقر است

همچو آبای کرامش طاهر است

این پسر غنچه ز باغ صادق است

هفتمین نور و امام لایق است

صبر او ایوب را شرمنده کرد

دین و قرآن خدا را زنده کرد

جود و احسان و سخا شرمنده اش

حاتم طایی کمینه بنده‌ اش

عیسی و موسی گدای کوی او

می وزد بر جان و دل ها بوی او

شیعیان مرتضی سرمست او

دستگیری می کند هر دست او

شیعیان را کاظمین او بهشت

حق از اول مهر او بر دل سرشت

ای که هستی تو امام متقین

معنی و تفسیر قرآن مبین

با ولایت هادی راهم تویی

در دو عالم عزت و جاهم تویی

ای گل زهرا شب میلاد تو

کرده ام با اشک دیده یاد تو

دست خالی آمدم سوی شما

تا بگیرم عطر دلجوی شما

از طفولیت گدای این درم

پر نما از جام وصلت ساغرم

کن نگاهی بر من ای صاحب کرم

قسمت و روزی کن آیم در حرم

دوست دارم ای امید عالمین

سر گذارم بر ضریحت کاظمین

شکرلله من گرفتار توام

در تمام عمر بیدار توام

با تولایت در عالم زنده ام

زین همه لطف شما شرمنده ام

دوست دارم ای جهان را مقتدا

از کرامت پر کنی دست مرا

ای که هستی در جهان چون آفتاب

بر (رضا) نور ولایت را بتاب

#رضا_یعقوبیان

#ولادت_امام_موسی_ابن_جعفر_ع

@yaghubianreza

صلواتی امام موسی کاظم علیه السلام

نوری ز خدای سرمدی آمده است

روشنگر دین احمدی آمده است

هفتم گل بستان ولایت موسی

با عطر گل محمدی آمده است

هدیه ای از سوی داور آمده

گل ز گلزار پیمبر آمده

گشته‌اند آل محمد شادمان

در جهان موسی بن جعفر آمده

نوحه امام کاظم علیه السلام

هفتم امام و مقتدای امت

گردیده رهسپر به سوی جنت

کاظمین در عزا،گشته چون کربلا

آه و واویلا۲

شیعه بزن از داغ او به سینه

رفت از جهان امام بی قرینه

کاظمین در عزا،گشته چون کربلا

آه و واویلا۲

از ظلم و جور و کینه های هارون

هفتم امام شیعه گشته دلخون

کاظمین در عزا،گشته چون کربلا

آه و واویلا۲

موسی بن جعفر شد اسیر زندان

عمرش رسد از جور و کین به پایان

کاظمین در عزا،گشته چون کربلا

آه و واویلا۲

سندی که دارد بغض او به سینه

می زد به او زخم زبان ز کینه

کاظمین در عزا،گشته چون کربلا

آه و واویلا۲

هر روز روزه بود و ظالمانه

سندی بزد او را به تازیانه

کاظمین در عزا،گشته چون کربلا

آه و واویلا۲

چون مادرش رو به سوی خدا کرد

بر مرگ خود در محبسش دعا کرد

کاظمین در عزا،گشته چون کربلا

آه و واویلا۲

امام ما از بس که بوده مظلوم

آخر به زهر کینه گشته مسموم

کاظمین در عزا،گشته چون کربلا

آه و واویلا۲

زهر ستم شرر زده به جانش

سوزانده است تا مغز استخوانش

کاظمین در عزا،گشته چون کربلا

آه و واویلا۲

موسی بن جعفر شد شهید بیداد

پیکر پاکش روی جسر بغداد

کاظمین در عزا،گشته چون کربلا

آه و واویلا۲

تشییع شد بر روی دوش یاران

پیکر جدش زیر سم اسبان

کاظمین در عزا،گشته چون کربلا

آه و واویلا۲

تشییع شد پیکر اطهر او

کسی نزد از کینه دختر او

کاظمین در عزا،گشته چون کربلا

آه و واویلا۲

گریان ز داغش شیعیان مولی

جسم حسین بر روی خاک صحرا

کاظمین در عزا،گشته چون کربلا

آه و واویلا۲

از سوز داغش شیعیان خمیدند

رأس حسین را از بدن بریدند

کاظمین در عزا،گشته چون کربلا

آه و واویلا۲

#رضا_یعقوبیان

#سبک_حاج_ناظم

نوحه حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام

از جفا و ظلم هارون ستمگر

شد شهید راه دین موسی بن جعفر

وا مصیبت۳

سندی شاهک ستم افزون نموده

با اهانت ها دلش را خون نموده

وا مصیبت۳

روز و شب از ظلم و کینه ظالمانه

بر امام عالمین زد تازیانه

وا مصیبت۳

بس که دیده ظلم و کینه کنج زندان

مرگ خود خواست آن امام از حی سبحان

وا مصیبت۳

آن که چون زهرای اطهر بوده مظلوم

از جفا و ظلم هارون گشته مسموم

وا مصیبت۳

خون دلش شد آن امام بی قرینه

کنج زندان شد شهید از زهر کینه

وا مصیبت۳

کنج زندان بلا از کینه جان داد

غربت خود را به عالم او نشان داد

وا مصیبت۳

هفتمین نور خدا روح عبادت

بوده غل بر گردنش بعد از شهادت

وا مصیبت۳

گلعذار فاطمه از ظلم و بیداد

پیکرش مانده سه روز بر جسر بغداد

وا مصیبت۳

جسم او گردیده تشییع جنازه

بار دیگر داغ جدش گشته تازه

وا مصیبت۳

جسم او بوده به روی دوش یاران

جسم جدش گشته پامال ستوران

وا مصیبت۳

بار دیگر گریه دار کاظمینم

یاد مظلومی جد او حسینم

وا مصیبت۳

استاد رضا_یعقوبیان

نوحه و زبانحال شهادت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام

از روز اول عمر       سائل این درم‌من 
ریزه خور سرای   موسی بن جعفرم من 
واویلتاواویلا(۲)

 ای عاشقان دوباره  امشب به شور و شینم با این دل شکسته      مهمان کاظمینم واویلتا واویلا 

بودی همیشه شادان  از لطف خاص یزدان از کینه‌های هارون     بودی به کنج زندان واویلتاواویلا

ترا به وقت افطار     چه ظالمانه می زد 
بر بدن نحیفت          با تازیانه میزد
واویلتا واویلا

درد و محن ز دشمن    درون سینه داری سوزی به روی دل از      داغ مدینه داری واویلتا واویلا 

سندی به زهر کینه   آتش زده به جانت سوزانده قلب و سینه  تا مغز استخوانت واویلتا واویلا 

جانت ز ظلم دشمن     رسیده بر لب تو
 بر جان رسد نوای      خلصنی یا رب تو واویلتا واویلا 

این غم به قلب زارم    آتش زده دوباره جسم عزیز زهرا         بر روی تخته پاره واویلتا واویلا 

شهید ظلم اعدا     راحت شدی زغمها 
رفتی ز دار دنیا   مهمان شدی به زهرا واویلتا واویلا

 زنم همیشه فریاد  زین همه ظلم و بیداد مانده سه روز جسمت   بروی جسر بغداد واویلتا واویلا 

کاظمین در عزایت    شدهمچو روز عاشور
 در کربلا به مقتل   پیچیده نفخه ی صور واویلتا واویلا

جدت به کربلا شد  غلطان به خون تپیده زینب کنار جسمش     گریان و قد خمیده واویلتا واویلا

 آقا پس از شهادت       جدا نشد سر تو کسی نزد پس از تو   سیلی به خواهر تو واویلتا واویلا

نوحه_حضرت_موسی_بن_جعفر_علیه_ السلام 
#رضا_یعقوبیان

مدح و مرثیه امام کاظم موسی ابن جعفر علیه السلام

گل باغ جنان موسی بن جعفر 
امام انس و جان موسی بن جعفر 

عزیز مصطفی و جان حیدر
 گل زهرا نشان موسی بن جعفر

ز وصف آن همه ایثار و تقوا 
بود قاصر زبان موسی بن جعفر

 درون‌سینه ی هرشیعه ی تو
 بود نورت عیان موسی بن جعفر

 میان خلق عالم تا صف حشر 
بود قدرت نهان موسی بن جعفر 

نه تنها نور چشم شیعیانی
 تویی جان جهان  موسی بن جعفر

 به جسم شیعه تا صحرای محشر 
تویی روح و روان موسی بن جعفر

 تو باب حاجت کل جهانی 
چه حاجت بر بیان موسی بن جعفر

 زسوز داغ جانسوز تو ای گل 
شده اشکم روان موسی بن جعفر 

تمام شیعیان با اشک و ناله
 گرفته این زبان موسی بن جعفر

 به دست دشمن بی دین و کافر 
بهارت شد خزان موسی بن جعفر

 توو زندانی هارون ملعون 
که می کرد این گمان موسی بن جعفر 

طلب کردی چون زهرا مرگ خود را 
زظلم بی امان موسی بن جعفر
 
شدی حاجت روا بازهر سندی
 رضا گرید نهان موسی بن جعفر
 
شهید زهر کین گشتی تو مولا
 به دور از خانمان موسی بن جعفر

 کنار پیکرت بر جسر بغداد
 همه بر سر زنان موسی بن جعفر

 رضای تو کنار پیکر تو 
شده قامت کمان موسی بن جعفر 

شب سوگ و غم تو دیده گریان
 بود صاحب زمان موسی بن جعفر
 
(رضایم) عبد درگاهت زدیده‌
شده اشکم روان موسی بن جعفر 


#شهادت_حضرت_موسی_بن_جعفر_
 #علیه_السلام_
 #رضا_یعقوبیان_

نوحه شهادت امام کاظم علیه السلام

هفتم امام و مقتدای امت 
گردیده رهسپر به سوی جنت 
کاظمین در عزا    گشته چون کربلا 
آه و واویلا (۲)

شیعه بزن از داغ او به سینه
 رفت ازجهان امام بی قرینه 
کاظمین در عزا   گشته چون کربلا 
آه و واویلا 

از ظلم و جور و کینه های هارون
 هفتم امام شیعه گشته دلخون
 کاظمین در عزا    گشته چون کربلا
 آه و واویلا 

موسی بن جعفر شد اسیر زندان 
عمرش رسد از جور و کین به پایان
 کاظمین در عزا    گشته چون کربلا
 آه و واویلا 

سندی که دارد بغض او به سینه 
میزد به او زخم زبان زکینه
 کاظمین در عزا    گشته چون کربلا 
آه و واویلا 

هر روز روزه بود و ظالمانه 
 سندی بزد او را به تازیانه 
کاظمین در عزا    گشته چون کربلا 
آه و واویلا

 چون مادرش رو به سوی خدا کرد
 بر مرگ خود در محبسش دعا کرد
 کاظمین در عزا     گشته چون کربلا
آه و واویلا

 امام ما از بس که بوده مظلوم
 آخر به زهر کینه گشته مسموم 
کاظمین در عزا    گشته چون کربلا
 آه و واویلا 

زهر ستم شرر زده به جانش 
سوزانده است تا مغز استخوانش
 کاظمین در عزا   ررگشته چون کربلا
 آه و واویلا 

موسی بن جعفر شد شهید بیداد 
پیکر پاکش روی جسر بغداد 
کاظمین در عزا     گشته چون کربلا 
آه و واویلا 

تشییع شد بر روی دوش یاران
 پیکر جدش زیر سم اسبان
 کاظمین در عزا    گشته چون کربلا
 آه و واویلا 

تشییع شد پیکر اطهر او 
کسی نزد از کینه دختر او
 کاظمین در عزا    گشته چون کربلا
آه و واویلا

 گریان ز داغش شیعیان مولا
 جسم حسین به روی خاک صحرا 
کاظمین در عزا     گشته چون کربلا 
آه و واویلا 

از سوز داغش شیعیان خمیدند
 راس حسین را از بدن بریدند
 کاظمین در عزا    گشته چون کربلا 
آه و واویلا

نوحه_حضرت_موسی_بن_جعفر_علیه_ السلام 
#مشهد_مقدس 
#رضا_یعقوبیان

مرثیه شهادت امام کاظم علیه السلام

هر که یک دفعه سَرِ این سفره مهمان می شود
مور هم باشد اگر، روزی سلیمان می شود


سر به زیر انداختن، ذاتش توسل کردن است
دردها در این حرم ناگفته درمان می شود


این کریمان لطفشان هر چند آماده ست، لیک
نام مادر که وسط باشد دو چندان می شود 

ما پدر  خواستیم و از پسر لطفش رسید
در رجب ها کاظمینِ ما خراسان می شود  

این دلِ ما سینه ی ما ، نه بگو اصلاً بهشت
هر کجا موسی ابن جعفر نیست زندان می شود 


*یا امام رضا! سرت سلامت، یا حضرت معصومه سرتون سلامت....*

نیستم آهو ولی سگ هم به دردی می خورد
لااقل یک گوشه از صحنت نگهبان می شود.

#شاعر علی اکبر لطیفیان


آهسته گذارید روی تخته تنش را
تا میخ اذّیّت نکند پیرُهنش را

اصلاً بگذارید رویِ خاک بماند
زشت است ببرند غلامان بدنش را

این ساق ِبهم ریخته کِتمان شدنی نیست
دیدند روی تخته ی در ، تا شدنش را


*از یک طرف سر آویزان، از یک طرف پا از ساق آویزان....*

این مرد الهی مگر اولاد ندارد
بردند چرا مثل غریبان بدنش را

این مَردِ نگهبان که حیا هیچ ندارد
بد نیست بگیرد جلوی آن دهنش را

* هر چه تازیانه میزد، آقا سرش رو بالا نمی آوُرد، هر چه لگد میزد، هر چه بی احترامی میکرد، موسی بن جعفر حرفی نمی زد، اما تا نامِ مادرش رو می بُرد،صدا می زد: نانجیب! هر چه میخوای بزن، اسمِ مادرم رو نبر...
بعضی ها میگن بدن آقا سه روز زیر جِسرِ بغداد، زیر پلی افتاده بود...بعد از سه روز یه عده دیدن یه بدنی غریب افتاده...آی غریب آقا...یاصاحب الزمان! آجرک الله...

 کسی که حرم موسی بن جعفر رو ساخته، از نوادگان و آقازاده های قاجار؛ که اسمش سر در حرم بوده...وصیت میکنه وقتی که مُرد چهارتا حمّال رویِ تخته چوب بگذارند بدنش رو، بی سر و صدا جنازه اش رو ببرند کاظمین کنارِ ضریح دفنش کنند.
از دنیا رفت، همون طور طبق وصیت بدنش رو بردن طرف کاظمین،صبح رسیدن کاظمین دیدن یه عده کثیری اومدن استقبال، یه نگاه کردن گفتن: قرار نبود کسی خبردار بشه، از کجا فهمیدید؟ کلید دارِ حرم جلو اومد،صدا زد: دیشب آقا موسی ابن جعفر به خواب من اومد، فرمود: غلامِ ما از دنیا رفته دارن بدنش رو غریبانه میارن، نکنه بدنش غریبانه تشییع بشه...
اما بمیرم برا خودِ آقا که بدنش روی یک تختۀ در، اما امام رضا اومد،بعضی ها نوشتن هفت کفن به بدنش کردن...*


این هفت کفن روضه ی گودالِ حسین است
ای کاش نیارند برایش کفنش را

نه پیرُهنی داشت حسین، نه کفنی داشت
مَدیونِ حصیرند مُرتب شدنش را

#شاعر علی اکبر لطیفیان


ناگهان خلوتِ من با زدنی ریخت به هم
مجلس ذکرِ مرا بد دهنی ریخت به هم 

رویِ این ساقِ ترک خورده بلندم کردند
استخوانم پسِ هر پا شدنی ریخت به هم 

دید حساس شدم، آمد و دشنامم داد
پسرِ فاطمه را با سُخنی ریخت به هم 

لعنتی بس که از این موی سرم می گیرد
زُلفِ آشفته به هر آمدنی ریخت به هم 

کار تشییع مرا لنگه دری عهده گرفت
از غمِ من دلِ هر سینه زنی ریخت به هم

#شاعر علی اکبر لطیفیان

*بدنش رو غسل دادن،کفن کردن، امام رضارو سر سلامتی دادن، اما«لا یوم کیومک یا اباعبدالله»...*

آن نیزه در نیآمده، این نیزه می رود
داد از فلک که دادِ تو را در می آورد

پا بر زمین کشیدنِ تو می کُشد مرا
جان دادنِ تو جانِ مرا در می آورد

من هر چه داد میزنم، ای شمرِ نانجیب 
سر را کنارِ خیمه نیآور، می آورد

نوحه شهادت امام کاظم علیه السلام

موسی بن جعفر از ستم جانش فدا شد 
در کاظمین ازداغ اوغوغا به پا شد 
مولا علی موسی الرضا آجرک الله (۲)

غریبی آل عبا معنا شد امشب
 موسی بن جعفر راحت از غمها شدامشب مولا علی موسی الرضا اجرک الله

 خون شد دلش از کینه و از ظلم عدوان 
بوده گل زهرا نما در کنج زندان
 مولا علی موسی الرضا آجرک‌الله

 از جده ی خود فاطمه دارد نشانه 
سندی شاهک زد بر او با تازیانه
 مولا علی موسی الرضا آجرک الله 

زهر ستم داده به او سندی کافر 
مسموم زهر کین شده موسی بن جعفر 
مولا علی موسی الرضا آجرک الله

 در گوشه ی زندان غم از نفس افتاد
 در غربت و تنهایی اش از کینه جان داد 
مولا علی موسی الرضا آجرک الله

 موسی بن جعفر از ستم گردیده خاموش پیکر پاک و اطهرش گشته کفن‌پوش
 مولا علی موسی الرضا آجرک الله 

خون شد دل آل عبا زین ظلم و بیداد 
پیکر او مانده سه روز بر جسر بغداد
 مولا علی موسی الرضا آجرک الله

 تشییع شده جسمش به روی دوش یاران تشییع جدش گشته با سم ستوران 
مولا علی موسی الرضا آجرک الله

#نوحه_شهادت_امام_موسی_بن_جعفر 
#علیه_السلام 
#مشهد_مقدس 
#رضا_یعقوبیان

متن روضه موسی بن جعفر علیه السلام حاج مهدی سماواتی

جهت بهره مندی از اشعار مداحی و متن و صوت روضه های استاد حاج مهدی سماواتی به این آدرس مراجعه فرمایید.

https://eitaa.com/hmdprp

زندانی که غیر از خدا در نظر نداشت
عمری شکنجه دید و کس از او خبر نداشت

هر روز روزه، بود و به هنگام شامگاه
جز تازیانه آب و غذایی دگر نداشت

یا فاطمه به جان تو سوگند روزگار
زندانی ، از عزیز تو مظلوم تر نداشت

(( چه گذشت به حجت خدا ، گفت از روزنه در زندان دیدم کانه لباسی رو زمین افتاده دقت کردم دیدم موسی ابن جعفر علیه السلامه))

جان داد با شکنجه ولی مصلحت چه بود
زنجیر را ز پیکر مجروح بر نداشت

جسمش به تخت پاره و بر دوش چهار تن
آن روز ، روزگار مسلمان مگر نداشت

(( دلا بره کاظمین و کنار صحن و سرای موسی بن جعفر علیه السلام - السلام علی المعذب فی قعر السجون و ظلم المطامیر یعنی سلام بر اون آقایی که گوشه زندان ها و سیاهچال ‌ها معذب بود ذی الساق المرضوض و حلق القیود - زنجیرها و حلقه ها ساق پاشو خورد کرده بود - قریب به ۱۴ سال از این زندان به اون زندان یه وقت دیدن در زندان باز شد نازنین بدنش رو تخته پاره‌ای بیرون آمد - انشاالله این روایت صحیح نبوده باشه سر از یه طرف آویزان ، پاها از یه طرف دیگه یه نفر هم هی صدا میزنه هذا امام رفضه حسینیا کربلاییا انگار این رسم از کربلا و کوفه و شام باقیمانده اونجا هم یه نفر سر بریده ی عزیز فاطمه رو بالای نی نشان می‌داد هی صدا میزد هذا راس خارجی یه عده هم با سنگ حسین))

آهسته بزن که ایستاده است یک عده اسیر داغ دیده
هرکس سر نی زده است سنگش قرآن ز لبان وی شنیده

((حسین جان))

زمزمه موسی ابن جعفر علیه السلام


┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅

اي واي بر اسيري،یا باب الحوائج
 از ياد رفته باشد، یا باب الحوائج

در دام مانده باشد، یا باب الحوائج
 صيّاد رفته باشد؛ یا باب الحوائج

یا باب الحوائج،یاموسی بن جعفر

ساقِ شکسته ی او، یا باب الحوائج
مرهم نمی پذیرد، یا باب الحوائج

آه از دمی که کار از، یا باب الحوائج
امداد رفته باشد، یا باب الحوائج


یا باب الحوائج،یاموسی بن جعفر

بر روی جِسرِ بغداد، یا باب الحوائج
جسمش سه روز مانده، یا باب الحوائج

این گوشه از غمش بر، یا باب الحوائج
اجداد رفته باشد، یا باب الحوائج

یا باب الحوائج،یاموسی بن جعفر

مرثیه امام کاظم علیه السلام

#امام_موسی_کاظم_علیه_السلام
#شهادت 
#غزل_مرثیه 

آهسته گذارید روی تخته تنش را
تا میخ اذیّت نكند پیرهنش را

اصلاً بگذارید رویِ خاك بماند
زشت است بیارند غلامان بدنش را

این ساق به هم ریخته كِتمان شدنی نیست
دیدند روی تخته ی در، تا شدنش را

این مرد الهی مگر اولاد ندارد
بردند چرا مثل غریبان بدنش را

این مرد نگهبان كه حیا هیچ ندارد
بد نیست بگیرد جلوی آن دهنش را

این هفت كفن روضه ی گودال حسین است
ای كاش نیارند برایش كفنش را

نه پیرهنی داشت حسین نه كفنی داشت
مدیون حصیرند مرتب شدنش را

✍#علی_اکبر_لطیفیان
#صلوات 👉

 

نوحه واحد شهادت موسی ابن جعفر علیه السلام

بسکه در کنج زندان بلا پر بسته ای
ای پرستو دگر از زنده بودن خسته ای

غصه و ماتم کشیدی/از غم و محنت خمیدی
همچو زهرا مادر خود/از زمانه دل بریدی

(یاباب الحوائج یاموسی ابن جعفر)

در سیه چال غم آن نور چشم فاطمه
ذکر نام حسین شد بر لبانش زمزمه

کشته زهر جفایی /همدم رنج وبلایی
در هجوم تازیانه /روضه خوان کربلایی

(یاباب الحوائج یاموسی ابن جعفر)

باب حاجاتی وباب المراد عالمین
قسمتم کن شبی صحن وسرای کاظمین

یاد تودرمحفل ما/ازغمت خون شد دل ما
ای امام بی قرینه/حل کن امشب مشکل ما

(یاباب الحوائج یاموسی ابن جعفر)

شاعر: #رسول_میثمی

🔊 دانلو

زمزمه ای میلادامام کاظم علیه السلام

زمزمه ای میلاد

یا سیدی موسی بن جعفر

یاس گلستان پیغمبر / ای به همه مولا و سرور

فرزند  زهرای  و حیدر

یا سیدی موسی بن جعفر

 

دیده شده با یاد تو تر / ای شافع فردای محشر

همراه با ساقی کوثر

یا سیدی موسی بن جعفر

----------------

فرمانروای عالمین موسی بن جعفر

خورشید شهر کاظین موسی بن جعفر

 

یا باب الحوائج یا موسی بن جعفر...

 

ما جان به کف در راه عشق تو نهادیم

ما سائلان خاکی باب الرادیم

منم عبد مسکین     تو بحر عطایی

به باغ ولایت       گل مصطفایی

یا باب الحوائج یا موسی بن جعفر

 

مدح و مرثیه امام کاظم موسی ابن جعفر (علیه السلام)

چه عالمی ست عالم باب الحوائجی
با توست نورِ اعظم باب الحوائجی
مهر تو است حلقۀ وصل خدا و خلق
داری به دست خاتم باب الحوائجی
در عرش و فرش واسطۀ فیض و رحمتی
بر دوش توست پرچم باب الحوائجی
در آستانۀ تو کسی نا امید نیست
آقا برای ما همه باب الحوائجی
بی شک شفیع ماست نگاه رئوف تو
در رستخیز واهمه باب الحوائجی
دیوانۀ سخای ابا الفضلی توام
مانند ماه علقمه باب الحوائجی
صحن و سرات غرق گل یاس می شود
وقتی که میهمان تو عباس می شود
در ساحل سخاوت دریای کاظمین
مائیم و خاک پای مسیحای کاظمین
با دست های خالی از اینجا نمی رویم
ما سائلیم، سائل آقای کاظمین
رشک بهشتیان شده حال کسی که هست
گوشه نشین جنت الاعلای کاظمین
نور الهی از همه جا موج می زند
توحیدی است بسکه سراپای کاظمین
داریم در جوار حرم، حق آب و گِل
خاتون شهر ما شده زهرای کاظمین
ما ریزه خوار صحن و سرای کریمه ایم
این افتخار ماست، گدای کریمه ایم
در سایه سار کوکب موسی بن جعفریم
ما شیعیان مکتب موسی بن جعفریم
فیضش به گوشه گوشۀ ایران رسیده است
یعنی گدای هر شب موسی بن جعفریم
هستی ماست نوکری اهل بیت او
ما خانه زاد زینب موسی بن جعفریم
قم آستان رحمت آل پیمبر است
در این حرم، مُقرَّب موسی بن جعفریم
با مهر و رأفتش دل ما را خریده است
ما بندۀ مُکاتَب موسی بن جعفریم
چشم امید اهل دو عالم به دست اوست
مات مرام و مشرب موسی بن جعفریم
حتی قفس براش مجال پرندگی ست
مدیون ذکر و یارب موسی بن جعفریم
دلسوخته ز ندبۀ چشمان خسته اش
دلخون ز ناله و تبِ موسی بن جعفریم
آتش زده به قلب پریشان، مصیبتش
با دست بسته غرق سجود است حضرتش
از طعنه های دشمن نادان چه می‌کشید
بین کویر، حضرت باران چه می‌کشید
در بند ظلم و کینۀ قومی ستمگری
تنها پناه عالم امکان چه می‌کشید
خورشید عشق و رحمت و نور و سخا و جود
در بین این قبیلۀ عصیان چه می‌کشید
با پیکرش چه کرده تب تازیانه ها
با حال خسته گوشۀ زندان چه می‌کشید
شکر خدا که دختر مظلومه اش ندید
بابای بی شکیب و پریشان چه می‌کشید
اما دلم گرفته ز اندوه دیگری
طفل سه ساله گوشۀ ویران چه می‌کشید
با دیدن سر پدرش در میان طشت
هنگام بوسه بر لب عطشان چه می‌کشید
وقتی که دید چشم کبودش در آن میان
خونین شده تلاوت قرآن چه می‌کشید
می گفت با لب پر از آهی که جان نداشت:
ای کاش هیچ سنگدلی خیزران نداشت

زمزمه ی خداحافظی با کاظمین

زمزمه ی خداحافظی با کاظمین

الوداع ای بهشت عالمین

الوداع ای حرمین کاظمین

قلب ما گشته اسیر ِ مرقدی پاک و مطهّر

تربت پاک جواد و حضرت موسی بن جعفر

الوداع ای بهشت عالمین

الوداع ای حرمین کاظمین

 

خوش به حالم خوش به حالم

کز محبین حسینم

مثل اجدادم گدای  کربلا و کاظمینم

این روا باشد به شیعه

 تا به صبح روز محشر

گرید از داغ جواد و

 حضرت موسی بن جعفر

الوداع ای بهشت عالمین

الوداع ای حرمین کاظمین

نوحه در حرمین شریفین کاظمین

نوحه در حرم شریف کاظمین

این حرم دو لاله ی حیدر است

قبر جواد و موسی ِ جعفر است

زائر حسینیم     اهل کاظمینیم

گویم به اشک و شور و حالی

امام رضا جای تو خالی

یا زهرا یا زهرا یا زهرا..

 

میرسد از این حرم با صفا

بوی بقیع و نجف و کربلا

میان بهشتم      بر دلم نوشتم

گویم به اشک و شور و حالی

امام رضا جای تو خالی

یا زهرا یا زهرا یا زهرا...

سرود زیبای امام کاظم علیه السلام

زمین را از صفا زیور ببندید
به اوج آسمان اختر ببندید
به مژگان خاک این ره را زدایید
بر آن بال ملائک را گشایید

خوش آمد حضرت موسی ابن جعفر


به اشک دیدگان ره را بشویید
شمیم عشق را اینک ببویید
که مى‏ آید گلى از آسمان ها
که مستش مى ‏شود دل‏ها و جان ها

خوش آمد حضرت موسی ابن جعفر


از این تک گل دل صحرا بهارى ست
دگر پایان هجر و بى قرارى ست
خریدار جمالش قدسیانند
همیشه زائرش قدوسیانند

خوش آمد حضرت موسی ابن جعفر

مدح امام کاظم علیه السلام

امام موسی کاظم(ع)- مدح و ولادت

 

بزم ما را باز آمد عالم آرایى دگر

کز قدومش بزم ما گردیده سینایى دگر

قرنها بگذشته از موسى و شرح رود نیل

آمده اینک به فتح نیل موسایى دگر

صادق آل نبى را داده حّى بى نیاز

از براى تشنگان علم، دریایى دگر

گرچه زهرا را به عالم نیست همتایى، ولى

شد حمیده با چنین فرزند،زهرایى دگر

اى صبا بر گو به زهرا دیده روشن چون خدا

داده بر فرزند تو شمس دلارایى دگر

گر که مریم مام یک عیسى بود، حق از کرم

داده بعد از پنج عیسى بر تو عیسایى دگر

از پى ترویج دین و حفظ قرآن مجید

هادى ما در طریقت گشته مولایى دگر

تاجهان مرده را زانفاس گرمش جان دهد

زد قدم دراین جهان اینک مسیحایى دگر

یوسفى آمد که یوسف هم بود زندانیش

زانکه زندان رفتن او راست معنایى دگر

تا کنداز ریشه بنیاد بنى العباس را

زد قدم امروز انسان ساز فردایى دگر

تا که در عالم به آقایى رساند شیعه را

حق به آقایى خود آورده آقایى دگر

غیر آل للَّه ‏ما را نیست در محشر شفیع

از در دربار آنان پس مرو جایى دگر

در جزا برگ عبور ما به امضاءبسته است

معتبر جز مهر آنان نیست امضایى دگر

گر به تیغى بند بند شیعه را سازى جدا

در سرش جز عشق آنان نیست سودایى دگر

شعر من ران ملخ هست و من (ژولیده) مور

غیر اینم بر سلیمان نیست کالایى دگر

 

ژولیده نیشابوری

مدح امام موسی کاظم علیه السلام

چو اشک دیده ‏ى عشاق حق، دل ها مصفا شد

قلوب شیعیان از روشنى چون طور سینا شد

اگر بینى فضاى آفرینش گشته عطر آگین

گل روى امام موسى کاظم شکوفا شد

به روز هفتم ماه صفر در شهر پیغمبر

جمال دیگرى از ذات پاک حق، هویدا شد

قدم زد در جهان مولاى عالم موسى جعفر

که از یمن قدومش، غرق زیور، عرش اعلا شد

چه خورشیدى زمین و آسمان را کرده نورانى

چه ماه پر فروغى در سپهر مجد، پیداشد

ز چرخ چارمین با موکب عزّ و شرف امشب

پى عرض ادب سوى زمین نازل مسیحا شد

نه تنها دیده ى آل محمّد شد به او روشن

که چشم چرخ پیر از دیدن آن ماه، بینا شد

در این فرخنده میلاد وصى هفتم طاها

نزول رحمت بى منتها ذات یکتا شد

نه تنها آشنایانش، که در سر تا سر گیتى

هر آن کس واقف از اوصاف او گردید شیدا شد

حمیده مادر والا مقام و ارجمند او

بنازد زان که او هم مادر فرزند زهرا شد

به پاس مقدمش از جانب ربّ غفور امشب

براى دوستدارانش، برات عفو، امضاء شد

به آن باب الحوائج (ملتجى) شد هر گرفتارى

یقین دارم که از کار و دلش هر عقده ‏اى وا شد

مدح امام موسی کاظم علیه السلام

چون گل گلزار صادق پرده از رخ برگرفت

عالم از نور جمالش جلوه ى دیگر گرفت

آفتاب صبح صادق آنکه از صبح ازل

روشنى خورشید از آن ماه بلند اختر گرفت

در مکنون پرورش چون یافت در مهد صدف

شد حمیده خو چو خو، در دامن مادر گرفت

موسى کاظم امام هفتمین نور خدا

آنکه نور عارضش آفاق سرتاسر گرفت

آنکه روشن از جمالش گشت آیات خدا

وانکه رونق از کمالش شرع پیغمبر گرفت

هم ادب رونق از آن گنجینه آداب یافت

هم سخن زیور از آن کلک سخن گستر گرفت

شد رها از بند محنت آنکه از صدق و صفا

دامن باب الحوائج موسى جعفر گرفت

از در باب الحوائج روى حاجت بر متاب

زانکه فیضش چشمه از سر چشمه ‏ى داور گرفت

در صف محشر شفاعت یافت آنکو چون رسا

دامن موسى بن جعفر در صف محشر گرفت

کرامات امام کاظم علیه السلام

امام کاظم علیه السلام و زنده ساختن گاو مرده

علی بن مغیره گوید:

همراه امام موسی کاظم علیه السلام در منی می‌رفتیم که با زنی روبه‌رو شدیم که که فرزندان کوچکش به دورش حلقه زده بودند و همگی سخت می‌گریستند.

امام فرمود:” چرا گریه می‌کنید؟ ”

زن که امام را نمی شناخت گفت:” تنها سرمایه من و این فرزندان یتیمم گاوی بود که از شیرش زندگی را می‌گذراندیم. اینک گاو مُرده و ما درمانده شده‌ایم.”

امام فرمود:” آیا دوست داری آن گاو را زنده سازم؟ ”

گفت:”آری، آری!”

امام به گوشه ای رفت و دو رکعت نماز خواند و دست به سوی آسمان گرفت و دعا نمود. آنگاه کنار گاو مرده آمد و ضربه ای به پهلوی گاو زد. ناگهان گاو زنده شد و از جا بلند شد.

زن با دیدن این صحنه فریاد زد:” بیایید که قسم به خدای کعبه، او عیسی بن مریم است! ”

مردم ازدحام کردند و به تماشای گاو و سخنان زن مشغول شدند و امام خود را در بین مردم گم نمود و به راه خود ادامه داد.

منابع: بحار الانوار، ج ۴۸، ص ۵۵، از بصائر الدرجات.

*امام کاظم علیه السلام و سخن گفتن به زبان فارسی

ابوبصیر از امام موسی بن جعفر علیه السلام پرسید:”امام با چه نشانه‌هایی شناخته می‌شود؟”

فرمود:”امام راستین صفاتی دارد که اولین و مهم‌ترین آن این است که امام قبلی معرفی‌اش کرده باشد. همان گونه که رسول خدا علی بن ابیطالب علیه السلام را معرفی کرد، هر امامی نیز باید امام پس از خود را معرفی نماید. نشانه‌ی دیگر آن است که هر چه از او می‌پرسند، جواب بدهد و از هیچ چیز بی‌خبر نباشد. نشانه‌ی دیگر اینکه هرگز در دفاع از حق سکوت نکند، از حوادث آینده خبر بدهد و به همه‌ی زبان‌ها سخن بگوید.”

سپس فرمود:”هم اکنون نشانه‌ای به تو می‌نمایم که قلبت مطمئن شود.”

در همین حال مردی خراسانی وارد شد و شروع کرد به عربی سخن گفتن، اما امام پاسخش را به فارسی داد. مرد خراسانی گفت:” من خیال می‌کردم فارسی متوجه نمی‌شوید.”

امام فرمود:”سبحان الله! اگر نتوانم جوابت را به زبان خودت بدهم، پس چه فضیلتی بر تو دارم؟” سپس فرمود:”امام کسی است که سخن هیچ فردی بر او پوشیده نیست. او کلام هر شخص و هر موجود زنده ای را می فهمد. امام با این نشانه‌ها شناخته می‌شود و اگر اینها را نداشته باشد، امام نیست.”

منابع: بحار الانوار، ج ۴۸، ص ۴۷ از قرب الاسناد.

میلاد امام کاظم علیه السلام

مژده‏ اى دل که به ما تاج سرى داد خدا
شب ما سوته دلان را سحرى داد خدا
سجده شکر به جا آر که از رحمت خویش
تیر جانسوز دعا را اثرى داد خدا
شجر طیبه ى گلشن طاها را باز
هم ثمر داده و هم برگ و برى داد خدا
تا که اسلام قوى گردد و الحاد ضعیف
صدف بحر ولا را گهرى داد خدا
اى صبا فاطمه را مژده بده کز ره لطف
صادق آل نبى را پسرى داد خدا
ملک از کنگره ى عرش برین مژده دهد
که به ما ناجى نیک و سیرى داد خدا
بهر آزادى ابناء بشر بار دگر
به بشر رهبر فریادگرى داد خدا
تا کند زیر و زبر کاخ ستم را اى دل
مژده ‏ى آیت فتح و ظفرى داد خدا
تا به پرواز در آید به جهان طایر فکر
امشب از شوق و شعف بال و پرى داد خدا
شادمانم من ژولیده که از رحمت خود
به من بى هنر امشب هنرى داد خدا
***ژولیده نیشابوری***

چون گل گلزار صادق پرده از رخ برگرفت
عالم از نور جمالش جلوه ى دیگر گرفت
آفتاب صبح صادق آنکه از صبح ازل
روشنى خورشید از آن ماه بلند اختر گرفت
در مکنون پرورش چون یافت در مهد صدف
شد حمیده خو چو خو، در دامن مادر گرفت
موسى کاظم امام هفتمین نور خدا
آنکه نور عارضش آفاق سرتاسر گرفت
آنکه روشن از جمالش گشت آیات خدا
وانکه رونق از کمالش شرع پیغمبر گرفت
هم ادب رونق از آن گنجینه آداب یافت
هم سخن زیور از آن کلک سخن گستر گرفت
شد رها از بند محنت آنکه از صدق و صفا
دامن باب الحوائج موسى جعفر گرفت
از در باب الحوائج روى حاجت بر متاب
زانکه فیضش چشمه از سر چشمه ‏ى داور گرفت
در صف محشر شفاعت یافت آنکو چون رسا
دامن موسى بن جعفر در صف محشر گرفت
***قاسم رسا***

دوبیتی صلواتی امام کاظم علیه السلام

بر احمد و آل محمد صلوات            

بر هشت و چهار نور سرمد صلوات

در روز ولادت امام هفتــــم              

گوئید همه ز شوق بی حد صلوات

--------------------------------------

مائیم  و عنایت امام کاظم

یک سینه ولایت امام کاظم

چون ذره به سر منزل خورشید رسیم

در ظل هدایت امام کاظم

برنامه کامل (حضرت امام موسی ابن جعفر علیه السلام )

آقا سلام ، سوز و نوایی به ما بده

هر صبح و شام حال بکایی به ما بده

ماه رجب زنیمه گذشت و نیامدی

لطفی کن و بیا و صفایی به ما بده

ای وجودت مطلع الانوار یا موسی ابن جعفر

ای جلالت برتر از گفتار یا موسی ابن جعفر

 

دردمندم مستمندم بی پناهم رو سیاهم

هر که هستم با تو دارم کار یا موسی ابن جعفر

 

کظم غیظ و حسن خلقت دل برد حتّی ز دشمن

همچو جدّت احمد مختار یا موسی ابن جعفر

 

در دهانم می شود دُرّ سخن قند مکرّر

چون کنم مدح تو را تکرار یا موسی ابن جعفر

 

نیست آن قدرم که گر دم زائر صحن و سرایت

خاک زوّارت مرا بشمار یا موسی ابن جعفر

 

تو همه آزادگان را یاری از لطف و کرامت

از چه در زندان نداری یار یا موسی ابن جعفر

 

از چه در زندان به جز زنجیر غمخواری نداری

ای به خلق عالمی غمخوار یا موسی ابن جعفر

کُند بر پا، غل به گردن، اشک بر رخ، زهر در دل

شد نصیب حضرتت هر چار یا موسی ابن جعفر

 

راه مشکل، بار سنگین، قامت «میثم» خمیده

کوه غم از دوش او برادر یا موسی ابن جعفر

روضه

دلهارو روانه صحن و سرای با صفای امام کاظم کنیم – روزای اول که آقارو زندانی کردن زمزمه امام کاظم گوشه زندان این بود -  خدایا ممنونم یه جای خلوتی به من دادی تا با تو مناجات کنم - اما مردم ( شیخ عباس قمی در کتاب منتهی الآمال آورده ) روزهای آخر ، مناجات مولا عوض شد -  آخه هارون الرشید ملعون به سندی بن شاهک یهودی دستور داد - هر چه می تونی این آقا رو اذیت کن -  (آماده اید بگم یا نه) مناجات آقا عوض شد صدا می زد : ای خدا ،  خَلِّصنی مِن یَدِ هارونِ الَّرشید منو از دست هارون خلاص کن – امام مارو مظلومانه گوشه زندان مسموم کردن و به شهادت رساندن - آزادههای دوران جنگ این روضه رو لمس کردن میدونن تو اسارت جان دادن خیلی سخته - رحمت خدا بر این ناله ها ، یاد امام ، شهداء ، اموات فیض ببرند ).

- امام رضا آومد بغداد گوشه زندان سر بابا رو به دامن گرفت ، آخه هر پدری آرزو داره لحظه ی آخر میوۀ دلشو ببینه . اما کسی نبود در گودال قتلگاه سر عزیز فاطمه را به دامن بگیره . صدا بزن حسین

 

 

 

 

حالا با دست و سینه عرض ادب کنیم . . .

واویلا واویلا/واویلا واویلا

شده این دل بی قرارم / ثناخوان موسی بن جعفر

چرا حال زارم نباشد / پریشان موسی جعفر

به مرثیه هایش/زند ناله زهرا

واویلا واویلا/واویلا واویلا

چو آباء و اَجداد پاکش / بتابد ازو نور ایمان

بَرد دل ز کُلّ ملائک/مناجات او بین زندان

به جانش رسیده/ شراری ز غمها

 

واویلا واویلا/واویلا واویلا

ولیّ خدا را به زندان/ نبوده اُمید نجاتی

یهودی شده قاتل او/ وَ زنده شده خاطراتی

بسوزم چو شمعی/که جان گشته بر لب

دگر من نگویم/چه ها دیده زینب

در سايه سار کوکب موسي بن جعفريم

ما شیعیان مکتب موسی بن جعفریم

 فيضش به گوشه گوشه‌ی ايران رسيده است

يعني گداي هر شب موسي بن جعفريم

يا أَبَا الْحَسَنِ يا مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ أَيُّهَا الْكاظِمُ يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا يا وَجيهاً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ،

 

شعر کاظمین

اینجاست کاظمین که از کعبه برتر است

اینجا نسیم همنفس روح پرور است

اینجاست کاظمین که بگرفته در بغل

دو جسم پاک را که دو روح مطهّر است

اینجا حریم حضرت ابن الرّضا جواد

اینجا مزار و تربت موسی ابن جعفر است

این است آن امام غریبی که همچنان

آثار زخم سلسله هایش به پیکر است

گویی هنوز از دل مطموره ها بگوش

آوای آن سلالۀ پاک پیمبر است

جسمی که بوده در غل و زنجیر سالها

تابوت او چرا دگر از تختۀ در است

گر بنگری هنوز به جسم شریف او

آثار تازیانه ی خصم ستمگر است

ای دیده خون ببار به یاد جواد او

آن کو غریبِ خانه و مقتوا همسر است

سوزد دلم به یاد امامی که بر تنش

بالای بام سایه ز بال کبوتر است

در بین حجره با لب عطشان و چشم تر

گویی سرش به دامن زهرای اطهر است

گویی هنوز از لب او بانگ آب آب

بر گوش شیعه بلکه الی صبح محشر است

شمشیر و تازیانه و دشنام و زهر کین

اجر رسول بوده و پاداش حیدر است

«میثم» به ملک هر دو جهان ناز می کند

زیرا گدای آل رسول است و حیدر است

------------------------------------------------------------------ غلامرضا سازگار

در سایه موسی ابن جعفر (علیه السلام )

در سايه سار کوکب موسي بن جعفريم

ما شیعیان مکتب موسی بن جعفریم

 

فيضش به گوشه گوشه‌ی ايران رسيده است

يعني گداي هر شب موسي بن جعفريم

 

هستي ماست نوکري اهل بيت او

ما خانه زاد زينب موسي بن جعفريم

 

قم آستان رحمت آل پيمبر است

در این حرم، مُقرَّب موسی بن جعفریم

 

با مهر و رأفتش دل ما را خریده است

ما بنده‌ی مُکاتَب موسی بن جعفریم

 

چشم اميد اهل دو عالم به دست اوست

مات مرام و مشرب موسي بن جعفريم

 

حتي قفس براش مجال پرندگي ست

مديون ذکر و يارب موسي بن جعفريم

 

دلسوخته ز ندبه‌ی چشمان خسته اش

دلخون ز ناله و تبِ موسي بن جعفريم

نوحه/واحد - حضرت امام کاظم علیه السلام

نوحه/واحد - حضرت امام کاظم علیه السلام

 

دیده گریان موسی بن جعفر     حق ثنا خوان موسی بن جعفر

سر در خانه ی دل نوشته       جان به قربان موسی بن جعفر

ما سائلانت هستیم/دل بر ولایت بستیم/بر خاک تو بنشستیم

یا سیدی یا مظلوم...

لاله ی گلشن هل اتایی           تو به درد دو عالم دوایی

کنج زندان به دستان بسته       گره از کار خلقت گشایی

باب المراد مایی/آرامش دلهایی/تو یوسف زهرایی

یا سیدی یا مظلوم...

بسکه دشمن نموده جفایت         تا به گردون رسیده نوایت

بر تو خون گریه کرده دمادم     غل و زنجیر سندی به پایت

از ظلم او افسردی/چون لاله ای پژمردی/بس تازیانه خوردی

یا سیدی یا مظلوم...

گرچه تو سَروَر عالمینی        بر نبی روشنای دو عینی

گفته ای که تنت را گذارند          در ره زائران حسینی

با نوحه ی عاشورا/شد ذکر تو یا جدّا/با یاد کرببلا

یا سیدی یا مظلوم...