من آن فرشته ام که به دنیا نشسته ام

حورایم و به دامن تقوا نشسته ام

من چشمه ام جدا شده از کوثر بهشت

طوبایم و به گلشن طاها نشسته ام

من زینبم که مظهر صبرو شهامتم

وز مکرمت به طارم اعلا نشسته‌ام

بابم علی چو نقطه بسم الله است و من

چون کسره پای نقطه آن با نشسته‌ام

*دم دروازه کوفه گفتن این علی داره خطبه میخوانه دختر علی نیست ساکتش کنید و الا بساطمون رو به هم میریزه یه وقتی دیدن لحنش عوض شد *

از بس که داغ بر جگر من نشسته‌ است

* هر داغی حسین دید زینبم دید اما یه داغی زینب دید حسینم ندیده اونم داغ خود عبدالله بود *

از بس که داغ بر جگر من نشسته است

آتش به جان چو لاله ی صحرا نشسته ام

در چار سالگی غم چهل ساله ام رسید

تا در فراق سید بطحا نشسته‌ام

من دیده ام شهادت مادر به چشم خود

در سوگ آن حبیبه ی یکتا نشسته‌ام

*چهار ساله بود دنبال جنازه مادر دوید دیگه از کجا بگم*

رخسار غرق خون علی دیده‌ام ، دریغ

آن دخترم که در غم بابا نشسته ام

*یابن الحسن برای تو میخوانم آقاجان*

داغ حسن شراره ی غم زد به جان من

در سوگ آن امام به غوغا نشسته‌ام

از پای در نیامدم از هر بلا ، ولی

پیش سر حسین من از پا نشسته ام

* از این پهلو به اون پهلو می غلتید نگاهش به خیمه ها بود ، یا اختا ارجعی خواهرم برگرد چیزی نمونده رو سینم بنشینند راوی میگه همون زینبی که تا به حال کسی صداشو نشنیده رو دیدم سراسیمه به طرف گودال قتلگاه می‌دوید صدا میزد وا محمدا واعلیا واحسینا

از حرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین

جان فدا میکرد حسین زینب صدا میزد حسین

نوحه زمینه

ای گلبن باغ ولا، نور دل خیرالنسا ، هستی توجان مرتضی ، زینب مدد مولاتنا

از نسل پاک حیدری، ازگلشن پیغمبری ، آیینه ی زهرا نما، زینب مدد مولاتنا

برفاطمه نوردوعین جان علی اخت الحسین پیغمبرکرب وبلا زینب مدد مولاتنا

چون فاطمه هستی،صبور دشمن شکن هستی غیور

ای دختر شیر خدا زینب مدد مولاتنا

عالم بود مهمان تو،شرمنده احسان تو سرمنشأ جودوسخا

آورده ام برتوپناه ، برمن ز رحمت کن نگاه ای درد عالم را دوا زینب مدد مولاتنا

گرروسیاه وگربدم با دعوت تو آمدم آورده برتو التجا

جانم فدای غربتت دشمن شکسته حرمتت امشب به لب دارم نوا زینب مدد مولاتنا

ای عمه ی صاحب زمان بشنیده ای زخم زبان در کوفه و شام بلا

ای زینت نام حسین بودی توهمگام حسین در سرزمین کربلا

تو داغ اکبردیده ای ،صدپاره پیکردیده ای شدکشته ی جور وجفا زینب مدد مولاتنا

دلم گرفته امشب جانم رسیده بر لب

این دل غم گرفته افتاده یاد زینب

منم گدای زینب جانم فدای زینب

ای مادرمصائب هردم به شوروشینم

با اشک وناله وآه یاد تو و حسینم

منم گدای زینب جانم فدای زینب

بمیرم از برایت در کربلا چه دیدی

تو در وداع آخر رنج و محن کشیدی

منم گدای زینب جانم فدای زینب

غلطان بخون شناور دیدی تو اکبرش را

دردست شه بریده حنجر اصغرش را

منم گدای زینب جانم فدای زینب

امان زمردم شام خون شددلت زدشنام دشمن ز راه کینه سنگ میزد از لب بام منم گدای زینب

جانم فدای زینب

وامصیبت الامان

این سر ریحانه زهراست بالای سنان

وامصیبت الامان

با لب عطشان جدا شد بر لب آبِ روان

وامصیبت الامان

اهل عالم بوی خون می‌آید از خاک حسین

عاقبت نقش زمین شد جسمِ صد چاک حسین

نیزه قاتل کجا و سینه پاک حسین

می‌کند زهرا تماشا با دو چشم خون فشان

وامصیبت الامان

مادر سادات یا زهرا خدا صبرت دهد

باز آمد ظهر عاشورا خدا صبرت دهد

گشته بر پا محشر کبری خدا صبرت دهد

بر حسینت در کنار قتلگه قرآن بخوان

وامصیبت الامان

اهل عالم لاله لیلا کجا پرپر شده

در کجا از هم جدا پیشانی اکبر شده

بی‌پسر در کربلا لیلای غم‌پرور شده

پیر شد ریحانه ی زهرا ز داغ آن جوان

وامصیبت الامان

کودکی لب تشنه جان داده به زیر خارها

داده جان در زیر ضرب تازیانه، بارها

از چه شد با عترت پیغمبر این رفتارها

بهر آل مصطفی خون گریه کن ای آسمان

وامصیبت الامان