بانک مطالب مداحی
شعر ، روضه ، کرامت ، داستان و . . مورد نیاز مداحی
مناجات با امام زمان علیه السلام
سینه زنی امام کاظم علیه السلام
من امام رضایی هستم از دعای خیرِ مادر
خونه امون همیشه بوده سفره ی موسی بن جعفر
حرم کاظمین، دوتا گنبد داره
بیشتر از هر کجا، بوی مشهد داره
یا باب الحوائج، همیشه حاجتامو دادی
یا باب الحوائج، برات کربلامو دادی
زخمیه میونِ زنجیر داره میکنه مناجات
هیچ کی نیست به غیرِ زهرا که بیاد برا ملاقات
نداره از پدر، خبری معصومه
سیلی افطارشه، چقدر مظلومه
یا باب الحوائج، امون از این شبای زندان
یا باب الحوائج، اشهدته رضا رضا جان
یا باب الحوائج، همیشه حاجت هامو دادی
یا باب الحوائج ، برات کربلامو دادی
زهر کینه و شراره تابوتش یه تخته پاره
حرف آقامون همین وای حسین کفن نداره
رو زمین بود سه روز، تنِ پاکش اما
نمیشه روضه ای، شبیه عاشورا
یا باب الحوائج، جدا نشد سر از تنِ تو
یا باب الحوائج، غارت نرفته پیرهنِ تو
یا باب الحوائج، فدای گریه های زینب
یا باب الحوائج، تنت نرفت به زیر مرکب
صلواتی ماه رجب
در ماه رجب که هست ماه برکات
باز میشود به سوی خلق ابواب نجات
بخشیده شود گناه هر کس که ز شوق
بر احمد و آل او فرستد صلوات
سینه زنی حضرت زینب سلام الله علیها
۶۰
(حضرت زینب س)
تویی عزیز مرتضی هستی زهرا
اخت الحسن اخت الحسین زینب کبری
زینب کبری،رفتی ز دنیا۲
زینب عزیز مرتضی گردیده خاموش
نور دل زهرا اطهر شد کفن پوش
زینب کبری،رفته ز دنیا۲
راحت شده دیگر ز رنج و درد و غم ها
از این جهان رود سوی جنه الاعلی
زینب کبری،رفته ز دنیا۲
او بر علی و فاطمه نور دو عین است
در لحظه های آخرش یاد حسین است
زینب کبری،رفته ز دنیا۲
همراه پور فاطمه در کربلا بود
نصیب او در کربلا رنج و بلا بود
زینب کبری،رفته ز دنیا۲
او دید علی اکبر عزیز ام لیلا
با تیغ کینه از جفا شد اربا اربا
زینب کبری،رفته ز دنیا۲
بر روی دستان حسین دید علی اصغر
با تیر کین حرمله شد پاره حنجر
زینب کبری،رفته ز دنیا۲
در کربلا زینب نموده غربت احساس
در علقمه دیده بریده دست عباس
زینب کبری،رفته ز دنیا۲
در کربلا دیده حسین گردیده تنها
غرق به خون افتاده او در بین اعدا
زینب کبری،رفته ز دنیا۲
پرده ی حرمت حسینش را دریدند
در بین مقتل از ستم سرش بریدند
زینب کبری،رفته ز دنیا۲
#رضا_یعقوبیان
#سبک_ماه_عزا_و_ماه_غم_شد_ماه_ماتم
#حضرت_زینب_س
@yaghubianreza
مدح و مرثیه حضرت زینب سلام الله علیها
من زینبم دخت علی مرتضایم
من خواهر مظلومه ی خون خدایم
از نسل احمد خاتم پیغمبرانم
بر فاطمه دخت نبی آرام جانم
بر فاطمه خیرالنسا نور دو عینم
جان علی اخت الحسن اخت الحسینم
اسطوره ی صبر و رضا هستم چو حیدر
در خصلت و خلق و خویم زهرای اطهر
بر من نهاده ختم مرسل نام زینب
گردیده با صبر و جهادم زینت اب
بر مادر مظلومه ام گردیده نایب
بس دیده ام غم گشته ام ام المصائب
در کودکی داغ پیمبر دیدهام من
اشک فراق و سوز مادر دیده ام من
من دیده ام تنها امیر المومنین شد
از بعد ختم المرسلین خانه نشین شد
در کودکی دیدم زدند آتش به خانه
از جور و کین در را شکستند ظالمانه
دیدم به اشک دیده ام در پشت آن در
نقش زمین از ظلم دشمن گشته مادر
من دیده ام حق ذوی القربی ادا شد
حامی حیدر مادرم جانش فدا شد
دیدم شبانه مادرم غسل و کفن شد
هم ناله با من هم حسین و هم حسن شد
چون مادرم رنگ خوشی هرگز ندیدم
از داغ بابای غریب خود خمیدم
دیدم که اهل کوفه از مولا گسستند
در بین محراب دعا فرقش شکستند
با داغ بابا قسمتم رنج و محن شد
هنگام درد و غربت مولا حسن شد
از دشمنان و آشنا خون جگر خورد
زخم زبان او را چنان آلاله پژمرد
آخر به دست همسرش با زهر کینه
شد کشته مولای جهان ماه مدینه
اندر کنار مرقد ختم رسولان
جسم شریف و پاک او شد تیرباران
این لحظه های آخرم در شور و شینم
اما چه گویم از غم داغ حسینم
در کربلا داغ دلم را تازه کردند
ظلم و ستم ها بیش از اندازه کردند
دیدم به چشمم ماجرای کربلا را
تن های غلطیده به خون سر جدا را
دیدم علی اکبر عزیز ام لیلا
با تیغ دشمن پیکرش شد اربا اربا
دیدم حسینم را کنار جسم اکبر
زد بوسه با گریه بر آن صد پاره پیکر
دیدم فدای دین گل ام البنین شد
دیدم کنار علقمه نقش زمین شد
دیدم که بر جان می رسد عطر گل یاس
افتاده بر روی زمین دستان عباس
دیدم که عباسم به راه دین فدا شد
دست علم گیر وی از پیکر جدا شد
دیدم عمود آهنین فرقش شکسته
تیر عدو چشمان زیبایش ببسته
دیدم به روی دست بابا اصغرش را
دیدم بریده تیر کینه حنجرش را
بالاترین دردم وداع آخرم بود
وقت جدا گردیدن از دلبرم بود
فرمود ای بر فاطمه نور دو دیده
وقت جدایی من ای خواهر رسیده
با صبر خود ای خواهرم حق را رضا کن
زینب مرا هم در نماز شب دعا کن
دل برده بود از من حسین با عطر و بویش
بوسه زدم با گریه بر زیر گلویش
من غربت او را به چشم خویش دیدم
من ناله ی هل من معینش را شنیدم
آن نانجیبان بر حسینم راه بستند
با سنگ از کینه جبینش را شکستند
دیدم جهنم را به جان خود خریدند
با تیر قلب نازنینش را دریدند
ناگه بدیدم ماتم عظمی بپا شد
چون روز محشر صحنه ی کرب و بلا شد
دیدم که آن نامردمان خنجر کشیدند
از پشت سر رأس حسینم را بریدند
دیدم میان موج خون او دست و پا زد
قامت خمیده مادرش را او صدا زد
دیدم زدند از ظلم و کین آتش به خیمه
رأس حسینم را زدند بر روی نیزه
دیدم به چشمم دشمن دین وحشیانه
بر کودکان بی پدر زد تازیانه
دیدم که رخسار یتیمان گشته نیلی
از بس زدند بر رویشان با ضرب سیلی
زخم دل من زین مصیبت ها نمک خورد
اهل حرم از دشمن بی دین کتک خورد
اما امان از کوفه و از مردم شام
زخم زبان و طعنه و سنگ از لب بام
شام غم افزا بهر ما شام عزا بود
شام بلا بدتر ز داغ کربلا بود
چون شمع سوزان این مصیبت کرده آبم
همراه طفلان عازم بزم شرابم
رأس حسینم داخل تشت طلا بود
مست غرور و مست می آن بی حیا بود
در پیش چشمم بر لب قاری قرآن
می زد یزید بی حیا با چوب خزران
امشب دگر راحت شوم از رنج و غم ها
گردم ز لطف کبریا مهمان زهرا
خواهم ز درگاه خداوند تعالی
بخشد غلام روسیاه ما (رضا) را
#رضا_یعقوبیان
#حضرت_زینب_س
@yaghubianreza
مدح میلاد حضرت علی علیه السلام
هر نصرُ مِن الله به شمشیر علی بود
هر فتح قریب از دل چون شیر علی بود
در خیبر و بدرش همه یکپارچه گفتند:
پیروزی اسلام به شمشیر علی بود
آن رعشه که بر کاخ معاویه درافتاد
پیداست که از نعرۀ تکبیر علی بود
در سینه اگر بغض علی داشت عجب نیست
چون سینۀ دشمن هدف تیر علی بود
یک قوم در اندیشۀ تحقیر علی بود
یک طایفه مشغول به تکفیر علی بود
گفتند و نماندند ولی نام علی ماند
الحق که علی شاهد تکثیر علی بود
حتی به سکوتش کمر تفرقه خم شد
این وحدت ما حاصل تدبیر علی بود
صد رنگ عوض کرد بشر در طی ایام
تاریخ کجا شاهد تغییر علی بود؟
فرمود که دوزخ چه بسا خلق نمیشد
در هر دل اگر مهر فراگیر علی بود
پیغمبر ما آینۀ حسن خدا بود
در آینه هر آینه تصویر علی بود
هنگام سحر فاطمه بر منبری از نور
با یازده آیینه به تفسیر علی بود
از خاک نجف شاخۀ انگور بر آمد
این معجزۀ تاک به اکسیر علی بود
ایوان نجف! هان تو شهادت بده فردا
این دل همۀ عمر به تسخیر علی بود
#شاعر: جواد محمدزمانی
مدح و زمزمه امیرالمومنین علیه السلام
نه تنها من، نه تنها تو، نه تنها آنکه دین دارد
که عالم هر چه دارد از امیرالمومنین دارد
بگو در چَنته ی خود هر چه دارد رو کند اما
مگر دنیا چه خیری جز علی در آستین دارد
یَد اللهُ، لِسانُ اللهُ ،عِینُ اللهُ، وَجهُ الله
کدام انسان در این دنیا صفاتی این چُنین دارد
زمانی که به پیغمبر تمام قوم شک کردند
فقط حیدر،فقط حیدر یقین دارد
بگو با یار و با اغیار، غیر از حیدر کرّار
ردای جانشینی را نه آن دارد نه این دارد
حکومت بر شما کمتر از آب بینی بز بود
زمانی که علی اِشراف بر عرش برین دارد
بخوان آیاتی از نهج البلاغه کاملاً پیداست
که او هم یک کلام اللهِ اعجاز آفرین دارد
بگو موسی بگو عیسی بگو آدم بگو خاتم
که هر چه انبیاء دارند امامُ المتقین دارد
تمام کهکشان می چرخد آری روی انگشتی
که هر چه خواهی انگشتر برای سائلین دارد
چه حاجت دارد این مولا به انگشتر زمانی که
رکاب عرش از یاقوت چشمانش نگین دارد
از اشک چشم او یک قطره بر خاکِ نجف افتاد
از آن اشک است آری هر چه دُر این سرزمین دارد
خدا بی شک برای شیعیان در جنّتُ الاعلا
از انگور ضریحش خوشه خوشه دستچین دارد
خدارا شکر هم کُفِّی برایش هست در عالم
علی خَیرُالبشر خیرِ نساء عالمین دارد
بگو تا سوره ی کوثر بخواند
تازه می فهمی چقدر این قاری قرآن
صدای دلنشین دارد
زبانم، قاصراست اما حکایت همچُنان باقی است
به پایان آمد این دفتر ولی نه! نقطه چین دارد
«علی مولا علی مولا ...»
با استعانت از خداوند متعال و عنایات اهل بیت (علیهم السلام) بانک اشعار و مطالب مورد نیاز مداحی با رعایت شأنیت بزرگان دین در این مجموعه گردآوری شده و در مناسبتهای ملی و مذهبی تا حدی میتواند نیاز مادحین بزرگوار را برآورده نماید. انشااله دوستانی که از این مختصر مطالب بهره مند شدند نثار روح شهید رمضان عنایتی از شهدای کربلای شلمچه صلوات هدیه کنند.