مناجات ماه رمضان


"الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَ.. لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ.. أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذی لا إِلـهَ إِلاّ هُو الْحَیُّ الْقَیُّومُ، الرَّحْمنُ الرَّحیمُ، بَدیعُ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ، مِنْ جِمیعِ ظُلْمی وَ جُرْمی و إِسْرافی عَلی نَفْسی وَ أَتُوبُ إِلَیْه...

پای دل در پیشگاه یار لغزش میکند
هر چه با ما میکند این نَفس سر کش میکند

زیرِ گوش من بزن شاید بیاید اشک من
عاقبت این گریه ما را اهلِ بخشش میکند

اول ماه آمدم ردم مکن ای با مرام
سفره داری تو را عالم ستایش میکند

آه! قربان کلیمی که گدا را پس نزد
ربِّ ما با عبدِ خاطی نیز سازش میکند

جانِ سلطان خراسان آبرویم را نریز
این گناه آلوده دارد از تو خواهش میکند

«العفو.....»

هر زمان دلگیر بودم گفته ام یا فاطمه
کودک آزرده را مادر نوازش میکند

لذّت افطار قنبرهاست خرمای علی
نوکری را رزق او دارای ارزش می کند

حب حیدر شرط اصلی قبولِ بندگی ست
روز حشر او را خدا معیار سنجش میکند

چاره ی بیتابی ما صحنِ شاه کربلاست
آتشِ دل در حریم او فرو کش می کند

روزه دار تشنه لب فبک علی العطشان حسین
گریه را تنها خدا بر او سفارش میکند

آنقدر زیر سم مرکب تنش پاشیده شد
بوریا با گریه گفت: این جسم ریزش میکند

«بحق الحسینِ الهی العفو...»

مناجات با امام زمان علیه السلام


بر نفس خود دچارم، یابن الحسن اغثنی
عبدی خرابکارم، یابن الحسن اغثنی

در غفلت از قیامت، با شعله‌ی جهالت
آتش گرفته بارم، یابن الحسن اغثنی

تاریک و روسیاهم، افتاده قعر چاهم
ای شمس روزگارم، یابن الحسن اغثنی

از شرم ناگزیرم، از شرم سر به زیرم
از شرم بی‌قرارم، یابن الحسن اغثنی

جز رحمت نگاهت، جز گرمی پناهت
آرامشی ندارم، یابن الحسن اغثنی

ای ذوالکرم می‌آیی؟ بالاسرم می‌آیی
هنگام احتضارم؟ یابن الحسن اغثنی

هستم فقیر خوانت، بر لطف بی‌کرانت
خیلی امیدوارم، یابن الحسن اغثنی

مانند والدینم، گریه‌کنِ حسینم
این است اعتبارم، یابن الحسن اغثنی

عقده گشاییم کن، کرب و بلاییم کن
دلتنگ آن دیارم، یابن الحسن اغثنی

#شاعر: محمدجواد شیرازی

زمزمه ماه رمضان

زمزمه‌ی شبهای ماه رمضان

من بنده و تو مولا افتاده‌ام به پایت
شرمنده و گنهکار هردم زنم صدایت
یارب الهی العفو یارب الهی العفو(۲)

با دیده‌ی گهربار من آمدم به سویت
بگشا در عنایت تا بنگرم به رویت
یارب الهی‌العفو یارب الهی العفو(۲)

بنددوم
با دست خالی و با عصیان و شرمساری
شاید که بذر بخشش در سینه‌ام بکاری
یارب الهی العفو یارب الهی العفو(۲)

جان شهید محراب جان علی عالی
من آمدم گدایی با دستهای خالی
یارب الهی العفو یارب الهی العفو

بندسوم
گفتی وسیله آور آورده باغ لاله
بهر شفاعت خود آورده‌ام سه‌ساله
یارب‌الهی العفو یارب الهی العفو(۲)

درگوشه‌ی خرابه گفتا که ای پدرجان
آیا شود که گردی بر این ساله مهمان
یارب الهی العفو یارب الهی العفو(۲)

شاعر: #مرتضی_محمودپور