شعر اربعین

من اربعین در کربلا را دوست دارم

یک شب حرم در سامرا را دوست دارم

در صحن ساعت می زنم باعشق فریاد

من انعکاس ربنا را دوست دارم

وقتی بغل می گیرم آن شش گوشه ات را

آرامشم در این سرا را دوست دارم

با اشک چشمانم وضو می گیرم از عشق

این اشکهای بی صدا را دوست دارم

بر سفره ی اکرام مولا می نشینم

یکرنگی شاه و گدا را دوست دارم

صد لاله پر پر شد در این دشت بلاخیز

من خاک سرخ نینوا را دوست دارم

فریاد بر می اورم تا روز محشر

آزاده ی دشت بلا را دوست دارم

چون از ازل بر عشق مولا مبتلایم

پایان خوب ماجرا را دوست دارم

#نرگس_شعبانی

زمینه اربعین

سلام آقا سلام ، تو راه کربلام

به امید خدا منم دارم میام

با کوله بار اشکم با کوله بار آهم

یه اربعین دیگه پیاده توی راهم

تو راه کربلا منو می بینی

اِنّي اُحامي اَبَداً عَنْ ديني

تو موکبا کنار من می شینی

اِنّي اُحامي اَبَداً عَنْ ديني

روی دوشم علم، قدم پشت قدم

ایشالا میرسم شب جمعه حرم

قدم بذار رو چشمام که موقع نزوله

بذار منم بفهمم زیارتم قبوله

فدای اسم تو چقدر شیرینی

اِنّي اُحامي اَبَداً عَنْ ديني

تو پادشاهی و منم مسکینی

اِنّي اُحامي اَبَداً عَنْ ديني

قرار عاشقا نجف تا کربلا

نفس پشت نفس بگو شکر خدا

اگر که حسن مطلع امیرالمومنینه

حسن ختام تو صحن یل ام البنینه

از ابتدا تا انتهای این راه

روحی لک الفداء اباعبدالله

با زائر تو میگه خورشید و ماه

روحی لک الفداء اباعبدالله

مناجات با امام حسین علیه السلام

گفتیم وقت شادی و وقت عزا، حسین

تنها دلیل گریه و لبخند ما حسین...

در وقت مرگ، چهرۀ ما دیدنی‌تر است

از اشک‌هایِ شوق ملاقات با حسین

هنگام غسل دادن ما، روضه‌خوان بگو:

عالم فدای بی‌کفن کربلا حسین

وقتی به سمت قبر سرازیر می‌شویم

مشکل‌گشای ماست در آن تنگنا حسین

با گریه بر غریبی او خاکمان کنید

بر ریگ‌های داغ، تنش شد رها حسین

نوکر به اسم و رسم خودش بی‌علاقه است

بر سنگ قبر ما بنویسید: «یا حسین»

در گیر و دار محشر و هول و هراس آن

فریاد استغاثۀ ما یک‌صدا: حسین..

مثنوی حضرت رقیه سلام الله علیه اجرا به نفس حاج مهدی سماواتی

شاعر:

غلامرضا سازگار (میثم)

قالب شعری:

مرثیه غروب غربت

باز جغد غم به قلبم خانه کرد

مرغ جانم، یاد از ویرانه کرد

داد بر گل‌های گلزار بهشت

جای، در ویرانه دست سرنوشت

از قدوم آل عصمت، آن زمین

شد زیارت‌گاه جبریل امین

بود در جمع اسیران، دختری

آسمان معرفت را اختری

غنچه‌ای مانند گل، پر‌پر شده

شاخه‌ی یاسی که نیلوفر شده

روی گَرد‌آلوده، ماهی دل‌گشا

دست‌های بسته‌اش، مشکل‌گشا

کودکی نه، باب حاجات همه

دختری نه، یک مدینه فاطمه

در مدینه، صورتی چون یاس داشت

جا به‌ روی شانه‌ی عبّاس داشت

رخ، ‌گل زهرانمای اهل بیت

غرق در گل‌بوسه‌های اهل بیت

شکّر از لب‌های شیرینش، خجل

شانه‌ از گیسوی خونینش، خجل

در فراق باب، هر شب سوخته

اللَّه! ‌اللَّه! مثل زینب سوخته

شامیان سنگ‌دل، سنگش زدند

بر دل از زخم زبان، چنگش زدند

شب که او بیدار و عالم، خواب بود

جان به کف در انتظار باب بود

خفت یک شب گوشه‌ی شام خراب

بلکه ماه خویش را بیند به خواب

پای تا سر، طالب دیدار بود

دیده‌اش خواب و دلش بیدار بود

دید خوابش، بخت بیدار آمده

گوشه‌ی ویرانه، دل‌دار آمده

بر روی خونین بابا رو گذاشت

لب به لب‌های کبود او گذاشت

ریخت دُر از دیده، گوهر از دهن

با پدر گردید سرگرم سخن

کای پدر! امشب به ویران سر زدی

جان بابا! بر یتیمان سر زدی

وای! وای! از لحظه‌های انتظار

سخت‌تر بود انتظار از احتضار

آن‌چه را در خواب شیرین خواست، دید

درد‌ دل‌ها گفت و پاسخ‌ها شنید

ای پدر! دانی چه آمد بر سرم؟

من سر نی با تو بودم، دخترم!

تو ز هجر خویش، آبم کرده‌ای

تو ز اشک خود، کبابم کرده‌ای

تو ز نی بر من نگاه انداختی

تو مرا دیدی ولی نشناختی

تو کجا بودی که بی‌ما بوده‌ای؟

تو چرا این گونه خاک‌آلوده‌ای؟

تو چرا بی‌‌اکبرت برگشته‌ای؟

تو چرا چون لاله، پر‌پر گشته‌ای؟

بی‌تو دنیا بهر من غم‌خانه بود

وعده‌ی دیدار ما ویرانه بود

هیچ می‌پرسی که با ما چون شده؟

هیچ می‌دانی که قلبم خون شده؟

تو برایم از علی‌اصغر بگو

تو به من از عمّه و خواهر بگو

من تو را گم کردم اندر کربلا

من تو را می‌دیدم از تشت طلا

من تو را چون روح گیرم در برم

من تو را امشب به هم‌ره می‌برم

کاش! طفل خُردسالت مرده بود

کاش! بابایت به هم‌ره برده بود

من چهل منزل صدایت کرده‌ام

من به نوک نی‌ دعایت کرده‌ام

ناگهان در بین آن گفت و شنود

چشم از آن رؤیای شیرین برگشود

دید شام است و شب و ویرانه‌اش

گشت گم، شمع و گل و پروانه‌اش

روح او، در هر نفس پرواز کرد

باغبان را در قفس آواز کرد

گشت با سوزَش، چراغ اهل بیت

تازه شد یک‌باره داغ اهل بیت

شور عاشورا به پا کردند باز

شام را کرببلا کردند باز

شام شد دریایی از جوش و خروش

تا یزید پست مست، آمد به هوش

واقف از رؤیای آن دردانه شد

مست بود و بیش‌تر دیوانه شد

تا زند بر مصحف عمرش، ورق

گفت: بگْذارید سر را در طبق

بلبل این‌جا تا گلش را بنْگرد

هم‌ره گل روحش از تن می‌پرد

شب در آن ویران‌سرا، خورشید تافت

در پی دیدار ماه خود شتافت

بود سرپوشی به روی روی حق

دوخت آن دردانه چشمی بر طبق

گفت: عمّه! گل به باغ آورده‌اند

نیمه شب بر ما چراغ آورده‌اند

حبس گشته در دلِ تنگم، نفس

گوییا می‌میرم امشب در قفس

دست‌ها لرزان، دو دیده اشک‌بار

پرده زد از روی «وجه‌اللَّه»، کنار

گفت: به‌به‌! عمّه! بابا آمده

آن که تنها رفت، تنها آمده

تا که بر دامان خود بگْذارمش

یاری‌ام کن از طبق بردارمش

ای سر! امشب بر یتیمان سر زدی

طایر قدسی! به ویران پر زدی

قول دادی، بهر من آب آوری

از سفر، سوغاتی ناب آوری

صورت از خون خضاب آورده‌ای

پس چرا خون، جای آب آورده‌ای؟

جان بابا! از رُخت شرمنده‌ام

تو سرت از تن جدا،‌ من زنده‌ام

خواب دیدم بر سر دوش تواَم

تو نشستی، من در آغوش تواَم

آیه‌های آرزو، تفسیر شد

خواب شیرینم، عجب! تعبیر شد

حال می‌بینم در این ویران‌سرا

من بغل بگْرفته‌ام رأس تو را

ای به قربان سر نورانی‌ات!

تا نبینم زخم بر پیشانی‌ات،

کاش! چشمم مثل دستم بسته بود

کاش! فرق دخترت بشْکسته بود

عمّه خود را گِرد من پروانه کرد

زلف خون‌آلوده‌ام را شانه کرد

گل نگه کرد و سراپا گوش شد

بلبل از شور و نوا، خاموش شد

خفت در ویرانه آن طفل اسیر

تا ابد خون خدا را شد سفیر

کاروان، عزم خروج از شام کرد

شام را در چشم دشمن، شام کرد

سربه‌سر گشتند بر محمل‌، سوار

با دلی خونین و چشمی اشک‌بار

گنجشان در گوشه‌ی ویرانه بود

چشمشان بر قبر آن دردانه بود

شعله از سوز جگر افروختند

چون چراغی بر مزارش سوختند

یک طرف شیون‌کنان زن‌های شام

گِرد محمل‌ها نمودند ازدحام

قافله نزدیک بر دروازه شد

باز گویی، داغ زینب تازه شد

از دو چشم خویش می‌بارید خون

کرد سر از پرده‌ی محمل برون

ناله از دل بر‌کشید و گفت این:

آفرین! زن‌های شامی! آفرین!

گیرم این‌جا صحبتی از دین نبود

شیوه‌ی مهمان‌نوازی، این نبود

ای به ننگ آمیخته، نام شما!

میهمان بودیم در شام شما

آن سری کز خون، رُخش گل‌رنگ بود

اجر قرآن خواندن او، سنگ بود؟

من نمی‌گویم به ما احسان کنید

خواستید ار ظلم خود، جبران کنید،

مانده در ویرانه از ما بلبلی

کرده جان تقدیم بر خونین‌گلی

او سفیر ماست در شام شما

بلبل زهراست در شام شما

گاه‌گاهی در کنار تربتش

یاد آرید از غروب غربتش

نوحه واحد حضرت رقیه سلام الله علیها به نفس حاج رضا نبوی

جهت بهره مندی از اشعار مداحی و متن و صوت روضه های استاد حاج مهدی سماواتی به این آدرس مراجعه فرمایید.

https://eitaa.com/hmdprp

به نفسِ حاج رضا نبوی •✾•

پا به پای سرت حسین میدود دخترت حسین

گوید ای بابا بمیرم که نیزه شد منبرت حسین

پدر از روی نیزه بنگر که مرا میزند ستمگر

تو دعا کن که زجر ملعون نزند تازیانه دیگر

به تن بی جان رقیه دختر کوچکترت حسین

گوید ای بابا بمیرم که نیزه شد منبرت حسین

پا به پای سرت حسین میدود دخترت حسین

چه کند با درد یتیمی دختر غم پرورت حسین

سر اطهرت به نیزه بدنت به قتلگاهی

پدر از فراز نیزه به رقیه کن نگاهی

شکند دست نانجیبی که سرت را شکسته گاهی

جان من قربان چشمت فدای چشم ترت حسین

پابه پای سرت حسین میدود دخترت حسین

چه کند بادرد یتیمی دختر غم پرورت حسین

پدر ای آرام و قرارم گل خوشبوی لاله زارم

چه کنم با درد یتیمی که دیگه من پدر ندارم

بشکند دستی که زد تیر و نیزه برپیکرت حسین

گوید ای بابا بمیرم که نیزه شد منبرت حسین

پا به پای سرت حسین میدود دخترت حسین

چه کند با درد یتیمی دختر غم پرورت حسین

روضه انتظار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به نفس حاج مهدی سماواتی

جهت بهره مندی از اشعار مداحی و متن و صوت روضه های استاد حاج مهدی سماواتی به این آدرس مراجعه فرمایید.

https://eitaa.com/hmdprp

خون پاک شهدا منتظر توست بیا

سرِ مصباحِ هدا منتظر توست بیا

وارث خون خدا و پسر خون خدا

به خدا خون خدا منتظر توست بیا

صبح هم منتظر صبح ظهور تو بوَد

روز ما و شب ما منتظر توست بیا

+ عزیز فاطمه +

بر سر گنبد زرین «حسین بن علی

پرچم کرب و بلا منتظر تو است بیا

علم و مشک و لب خشک جگر سوختگان

دستِ افتاده جدا منتظر توست بیا

+ یابن الحسن. به حق اون چشم انتظارانی که منتظر بودن عمو آب بیاره یه وقت دیدن بابا داره می آد چه آمدنی آثار شکستگی تو چهرش نمایانه با آستینش اشک چشمشو پاک می‌کنه نازدانه اش دوید جلو صدا زد ابتا این عمی العباس ، عموم عباس کجاست فرمود عموتو کشتن منو بی برادر کردن +

فرق بشکسته ی زینب، سر خونین حسین

که جدا شد ز قفا منتظر توست بیا

+ دیگه چی با چشم دل نگاه کنی میبینی +

بر سر نی سر جدّت به عقب برگشته

+ چرا +

طفل افتاده ز پا منتظر توست بیا

+ هرچه کردن دیدن نیزه حرکت نمیکنه متوسل شدن به امام زین العابدین فرمود ببینید کجا رو داره نظاره می‌کنه لابد کسی از قافله جدا افتاده فهمیدن نازدانه حسین علیه السلام از اسب زمین افتاده رفتن دنبال این نازدانه چه شد و چه گذشت با این دو بیت میگم که همه روضه ی منه آخ +

دشت و شب و طفل نا بلد واویلا

+ دلسوخته ها گریه کنا شمام میتونید واویلاشو بگید +

دشت و شب و طفل نا بلد واویلا

گر دست حرامی برسد واویلا

ای صاحب روضه معذرت می خواهم + یابن الحسن+

پهلوی سه ساله و لگد واویلا

+ دختری که از قافله عقب افتاده همش منتظره یکی بیا اون رو پیدا بکنه بغل بگیره نوازش کنه خاک دامنشو بتکانه اما زجر ملعون اومد چه کرد با این نازدانه دلم نمی آد تکرار کنم +

بر سر نی سر جدّت به عقب برگشته

طفل افتاده ز پا منتظر توست بیا

آفتابی که چهل جا به سر نی تابید

در دل طشت طلا منتظر توست بیا

آن یتیمی که سر پاک پدر را بوسید

ناله زد «یا ابتا» منتظر توست بیا

بر ظهور تو دعا بر لب «میثم» تا کی؟

تو دعا کن که دعا منتظر توست بیا

این حسین کیست

آدرس کانال اشعار مداحی در ایتا

https://eitaa.com/hmdprp

این حسین کیست که در قلب همه جا دارد

این همه عاشق و دیوانه و شیدا دارد

این حسین کیست که نام کرمش در دوسرا

اینچنین پیش خدا رتبه ی اعلا دارد

این حسین کیست که با مشعل فرزانه ی خویش

عالمی سر به سر از نور و تولا دارد

این حسین کیست حریمش شده خلوتگه دل

حرم دیگری در عرش معلی دارد

این حسین کیست که شد زینت دامان نبی

از لب پاک نبی بوسه ی زیبا دارد

این حسین کیست که از کشتنِ او چشم خدا

اشکِ خون از حرم عالم بالا دارد

این حسین کیست که در قتلگه کرب و بلا

رقص او در بر شمشیر تماشا دارد

این حسین کیست که خونش ثمر کرب و بلاست

در دل تیر و سنان باغ مصلی دارد

این حسین کیست که در سلسله ی عرش خدا

این همه از غم این داغ مُعزّا دارد

این حسین کیست دو عالم همه در حلقه ی اوست

این چه شوریست در این دایره برپا دارد

این حسین کیست که نامش شده آرامش دل

نفسی پاک تر از جان مسیحا دارد

این حسین است دل فاطمه و جانِ علی

ریشه در باغ خداوند تعالی دارد

این حسین است و همان صاحب کشتی نجات

نام او چون پدرش حُرمت بالا دارد

مادری فاطمه چون حضرت زهرا دارد

این حسین است که در عشق خدا غوطه ور است

کربلایش ثمر از آن شب احیا دارد

این حسین است و فروغ ازلی و ابدی

قطره از برکت او وسعت دریا دارد

این حسین است و به حق شافی فردای جزا

بر محبان خودش صورت امضا دارد

#شاعر: هستی محراب

مرثیه امام سجاد علیه السلام

خیال کن که پر از زخم، پیکرت باشد

شکسته در غل و زنجیرها پرت باشد

خیال کن هدف سنگ‌های کوفه و شام

به روی نیزه سر دو برادرت باشد

فقط تو باشی و هشتاد و چار ناموست

و جمله‌های "حواست به معجرت باشد"

خیال کن حرمت بی‌پناه مانده و بعد

به روی نی سر سردار لشگرت باشد

کنار عمه‌ی سادات، یک‌طرف شمر و

سنان و حرمله هم، سمت دیگرت باشد

خیال کن که علی باشی و به مثل علی

دو دست بسته کماکان مقدرت باشد

خیال کن همه‌اینها که گفته‌ام هستند

علاوه بر همه توهین به مادرت باشد

یزید باشد و بزم شراب باشد و وای

به تشت زر سر بابا برابرت باشد

و بدتر از همه اینکه میان بزم شراب

نگاه باشد و باشیّ و خواهرت باشد

و باز از همه بدتر که مدت سی‌سال

تمام آن جلوی دیده‌ی ترت باشد

به اشک حضرت سجاد می‌خورم سوگند

که دیده هر چه که گفتیم، باورت باشد.

روضه امام سجاد علیه السلام به نفس حاج مهدی سماواتی

جهت بهره مندی از اشعار مداحی و متن و صوت روضه های استاد حاج مهدی سماواتی به این آدرس مراجعه فرمایید.

https://eitaa.com/hmdprp

"السلام علیک یا علی بن الحسین یا زین العابدین یابن رسول الله"

*بمیرم! تا غریب به چهل سال بعد از واقعه‌ی کربلا کارش همه گریه و ناله بود.هر جایی براش کربلا بود و هر روزش عاشورا..به هر بهانه‌ای گریه می‌کرد ناله می‌زد اشک می‌ریخت..*

به لب آه و به دل‌ خون و به لب، اشک بَصَر دارم

شدم چون شمعِ سوزان، آبو آتش بر جگر دارم

*پرسیدن آقا به شما کجا خیلی سخت گذشت؟سه مرتبه فرمود: "الشام الشام الشام" بمیرم برا دلت مگه چه کردن؟؟*

دلم خون شد نخندید ای زنان شام بر اشکم

که هم داغ برادر دیده هم داغ پدر دارم

کند اختر فشانی آسمان دیده‌ام

دانم که بر بالای نیزه، هجده قرصِ قمر دارم

«حسین..»

عدو دست مرا بست و اسیرم برد در کوفه

نشد تا نعش بابم را ز روی خاک بردارم

«حسین..»

تمام عمر هرجا آب بینم اشک می‌ریزم

من از لب‌های خشک یوسف زهرا خبر دارم

*غذا می‌آوردن میل کنه تا چشمش میفتاد گریه می‌کرد..صدا می‌زد.."قُتِلَ اِبْنُ رَسُولِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ جَائِعاً" آب میاوردن بنوشه تا می‌دید گریه می‌کرد روضه می‌خواند..صدا می‌زد.. "قُتِلَ ابن رسول‌الله عَطشانا.."حسینو با لبِ تشنه کشتن..*

«حسین..»

از آن‌ روزی که ثارالله را کشتند لب تشنه

به یاد کام خشکش لحظه‌لحظه چشمِ تر دارم

*امان از اون لحظه‌ای که می‌دید گوسفندی رو می‌خوان ذبح کنن..جلو‌ می رفت با گریه سوال می‌کرد آیا آبش دادین یا نه؟می‌گفتن: بله آقا! ناله‌ اش بیشتر می‌شد

می‌فرمود: کربلا پدر منو با لبِ تشنه کشتن..*

«حسین‌..»

از آن روزی که ثارالله را کشتند تشنه

به یاد کام خشکش چشمِ تر دارم

مسافر، کس چو من نَبود که همراه سر بابا

چهل منزل به روی ناقه‌ی عریان، سفر دارم

از آن روزی که بالا رفت دود از آشیانِ ما

دلی از خیمه‌های سوخته، سوزنده‌تر دارم

«حسین..»

"صلی الله علیک یا اباعبدلله..."

روضه امام سجاد علیه السلام

|⇦•شامیان من در مدینه...

#روضه وتوسل به راوی دشت کربلا امام سجاد علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاج‌مهدی سماواتی •✾•

●━━━━━━───────

شامیان من درمدینه سیدُ ذوالاِحتشامم

ظالمان من سبط پیغمبر و فرزند امامم

زاده‌ی شاه حجازم این چنین ازجور عدوان

دربه در، در کوچه های کوفه و بازار شامم

*پرسیدن آقا کجا به شما سخت گذشت؟؟ سه مرتبه فرمود: "الشام الشام الشام" اونقده پشت دروازه ی ساعات نگهمون داشتند تا شهر رو آذین بستند، چراغان کردند، لباس نو به تن پوشیدند، وقتی هم که واردشون کردند سنگشون زدند، خاکستر روشون ریختند، خارجی خطابشون کردند، تازیانه اشون زدند، مقابلشون چنگ و دف و نی زدند و رقصیدند..*

کعب نی بر من زدند از کینه این نامرد مردم

با وجود اینکه پیغمبر بُود جدِّ گرامم

چون غلام زنگ بارم برغل و زنحیر بستند

من که حوران‌ کنیزند و بُود غِلمان غلامم

*کاری کردند اینجا دیگه ناله اش بلندشد

"اُقاد ذلیلاً فی دمشق کأننی من الزنج عبد غاب عنه نصیر. و جدی رسول الله من کل مشهد و شیخی امیر المومنین وزیر" فیا لیت امی لم تلد لی" ای کاش مادرمنو نمی زایید.."و لم أکن یزید یرانـــی فی البلاد اسـیرُ" تا یزید من رو اینگونه اسیر نبینه..

«حسین..»

*بمیرم حق داشت تا زنده بود گریه کنه

آب می دید گریه می کرد،غذا براش می آوردند میل کنه تا چشمش میافتاد به غذا روضه می خوند و گریه می کرد.. جوان می دید گریه می کرد،طفل شیرخواره می دید گریه می کرد... امان از اون لحظه ای که می دید گوسفندی رو می خوان ذبحش کنند جلو می رفت با گریه می پرسید آیا آبش دادید یا نه ؟؟ بله آقا ما مسلمانیم...ناله اش بیشتر میشد

صدا می زد.. آی مردم! پدر منوکربلا غریب با لب تشنه سر بریدن...

مشغول صحبت بود دید دوتا دختر بچه از این اتاق به اون اتاق دویدند شروع کرد به گریه کردن.. آقا چی شده؟ فرمود: یاد عصر عاشورا افتادم...*

نوحه زمینه یا تک شب‌های جمعه

شب های جمعه..

آخه چه سرّی داره دلهامون می گیره

شب های جمعه...

مادر میاد و کربلا بارون می گیره

شب های جمعه..

یه دختری هی ذکر بابا جون می گیره

شبهای جمعه مادر بُنَیَّ میگه و خواهر میفته

چشمای زهرا، بازم به زخم گودی خنجر می افته

مادر به یادِ، اون پنجه های شمر و موی سر می افته

من بی وضو موی تو را شونه نکردم

حالا به دنبال سرت باید بگردم

دیدم خودم در روز عاشورا بُنَیَّ

افتاده بودی زیرِ دست و پا بُنَیَّ

«جانم حسین جانم حسین جانم»

شبهای جمعه مادر به سمت گودی گودال میره

با درد پهلو، اونجایی که پیکر شده پامال میره

شبهای جمعه زینب ورودی حرم از حال میره

شبهای جمعه انگاری بازم خیمه ها آتیش می گیره

شبهای جمعه انگاری بازم خیمه ها آتیش می گیره

انگاری بازم موی تموم دخترا آتیش می گیره

شبهای جمعه با آهِ زهرا کربلا آتیش می گیره

روضه نمی خواهد تنی که سر ندارد

قربان آن آقا که انگشتر ندارد

یک تکه‌ای سالم همه پیکر ندارد

جایی برای بوسه ی مادر ندارد

نوحه ورود اسرا به مدینه

(ورود اهل بیت ع به مدینه)

ای مدینه شهر غم،زینب آمد با محن

آمده زینب ولی،بی حسین اندر وطن۲

ای مدینه با حسین رفتم و تنها گشتم

من اسیر کینه و ظلم و ستم ها گشتم

زینبم من زینبم جان رسیده بر لبم

آمدم یا جدا،غرق در ماتم ها

من خجالت می کشم،از تو و از زهرا۲

با حسین رفتم و دیگر شده ام بی یاور

بر سر و سینه زنم از غم و رنج مادر

زینبم من زینبم جان رسیده بر لبم

مادر آمد دخترت،دختر غمپرورت

بی برادر گشته است،زینب بی یاورت۲

تو نبودی که ببینی چه گذشت بر زینب

دیده ام داغ برادر شده ام جان بر لب

زینبم من زینبم جان رسیده بر لبم

دیده ام کوفه و شام،ظلم بر من شد تمام

خورده بر جسم همه،سنگ ها از لب بام۲

سنگ ها از همه سو بر من و طفلان زده اند

خیزران را به لب قاری قرآن زده اند

زینبم من زینبم جان رسیده بر لبم

#رضا_یعقوبیان

#سبک_گل_مینوی_علی

@yaghubianreza

نوحه زیبا امام حسین علیه السلام

حسین مماتنا حسین

زندگیم حسین دلتنگیم حسین

به سوی حق بود بندگی‌ام حسین

گرفته ای ز لطف دست مرا حسین

حیاتنا حسین مماتنا حسین۲

نشانه‌ام حسین بهانه‌ام حسین

به گرد شمع تو پروانه ام حسین

مهر و ولات به من داده بها حسین

حیاتنا حسین مماتنا حسین۲

ای مهربان حسین دارالامان حسین

مهر تو در دلم شد جاودان حسین

دستم گرفته ای از ابتدا حسین

حیاتنا حسین مماتنا حسین۲

ای بهترین حسین حصن حصین حسین

بر شیعیان تویی حبل المتین حسین

من ذره ام تویی شمس هدی حسین

حیاتنا حسین مماتنا حسین۲

پاینده ای حسین بخشنده ای حسین

بسان آفتاب رخشنده ای حسین

نور دل منی ای باوفا حسین

حیاتنا حسین مماتنا حسین۲

دلداده‌ام حسین آماده‌ام حسین

به راه دین تو استاده‌ام حسین

می‌میرم از غمت چون شهدا حسین

حیاتنا حسین مماتنا حسین۲

مفتون تو منم ممنون تو حسین

تمام عمر منم مدیون تو حسین

جان میدهم برات ای مقتدا حسین

حیاتنا حسین مماتنا حسین۲

روح نماز حسین محرم راز حسین

دارم تمام عمر به تو نیاز حسین

بعد از خدا تو را زنم صدا حسین

حیاتنا حسین مماتنا حسین۲

بر من امیر حسین خیر کثیر حسین

به حق مادرت دستم بگیر حسین

دعا نما مرا روح دعا حسین

حیاتنا حسین مماتنا حسین۲

عرشی مقام حسین سوم امام حسین

با گریه می‌کنم بر تو سلام حسین

نگه به من نما ای آشنا حسین

حیاتنا حسین مماتنا حسین۲

حسن کمال حسین زهرا جمال حسین

حیدر جلال حسین احمد خصال حسین

مولا در عالمی قبله نما حسین

حیاتنا حسین مماتنا حسین۲

ای بی مثل حسین ای بی بدل حسین

بین همه تویی مرد عمل حسین

در بوستان دین گل ولا حسین

حیاتنا حسین مماتنا حسین۲

تو سروری حسین حق باوری حسین

در کرم و سخا چون حیدری حسین

چون حیدری آقا گره گشا حسین

حیاتنا حسین مماتنا حسین۲

ای محترم حسین صاحب کرم حسین

آرزومه بیام یک شب حرم حسین

صحن و سرای تو بهشت ما حسین

حیاتنا حسین مماتنا حسین۲

آمده با دل شکسته‌ام حسین

به محفل عزات نشسته‌ام حسین

هستی صف جزا شفیع ما حسین

حیاتنا حسین مماتنا حسین۲

نور امید حسین جز غم ندید حسین

به دست اشقیا شدی شهید حسین

ز داغ تو منم غم مبتلا حسین

حیاتنا حسین مماتنا حسین۲

ای پاره تن حسین دور از وطن حسین

ز ظلم و کین شدی عریان بدن حسین

خون گریه می‌کنم ای سر جدا حسین

حیاتنا حسین مماتنا حسین۲

#امام_حسین

نوحه حضرت عباس علیه السلام

جهت بهره مندی از اشعار مداحی و متن و صوت روضه های استاد حاج مهدی سماواتی به این آدرس مراجعه فرمایید.

https://eitaa.com/hmdprp

یک طرف ساقی یک سو پیمانه

شد جدا از هم شمع و پروانه

یا ابوفاضل

دستم جدا شد فرقم شکسته

اما کنارم زهرا نشسته

یا ابوفاضل

ردّ دستت را گرفتم جای ردّ پای تو

تا رسیدم علقمه دیدم جدا اعضای تو

کی تواند پُر نماید ای برادر جای تو

روی مشک پاره دیدم نقشة مینای تو

ای جان جانانم سقای طفلانم

**

ای تن بی دست در خون غوطه ور عباس من

ای امید خیمه ها ، ای شاخسار یاس من

دیدمت بر خاک ساحل ، بانگ واویلا زدم

با نشست تو ، شکسته شد گل احساس من

ای جان جانانم سقای طفلانم

ردّ دستان تو را بر روی ساحل دیده ام

هر دو دستان جدایت در مقابل دیده ام

ای فدای قامت از تیرِ کین پاشیده ات

جایِ جایت بوسه شمشیر باطل دیده ام

ای جان جانانم سقای طفلانم

**

بر تن بی دست تو با ناله می دوزم نگاه

یک تنه بودی حریفِ بی مثالِ یک سپاه

از دو دستان تو فهمیدم چه روزت آمده

ای علمدار دلاور ای رشید بی گناه

ای جان جانانم سقای طفلانم

بس که تیر و نیزه دیدم بر تنِ تو بیشمار

پیکرت دارد شباهت با زمین نیزه زار

ردّ خونت روی ساحل حاکی از پیکار توست

خشکیِ لعل لبت مانَد همیشه ماندگار

ای جان جانانم سقای طفلانم

**

ای ز پا افتاده بر شن های گرم علقمه

بوسه بارانت نمایم پیش چشم فاطمه

جسم صدچاک تو را گیرم به آغوشم ولی

سوزم از غوغای خصم و کف زدنهای همه

ای جان جانانم سقای طفلانم

لشکری ترسیده بود از روی پا ایستادنت

هلهله افتاده در آنها زمین افتادنت

بی کس و تنها شدم پشتم شکسته از غمت

ای به قربان تو و بانگ أخا سر دادنت

ای جان جانانم سقای طفلانم

**

از کنار علقمه با چشم گریان می روم

مثل غارت گشته ها سمتِ بیابان می روم

دست خالی در حرمگاهان چگونه پا نهم؟

عاقبت تنهای تنها سوی میدان می روم

ای جان جانانم سقای طفلانم

ای همیشه جاودان در لشکر سرخ حسین

بر وفای تو بنازم ساقی قطع الیدین

سروری از هر محرم تا محرم های بعد

می سراید شرح رزم و سوگ تو با شور و شین

ای جان جانانم سقای طفلانم

نوحه حضرت حبیب ابن مظاهر علیه السلام

من پیرغلام تو حبیب بن مظاهر

با یک نگه ختم رسل پاکم و طاهر

من پیر غلامم،بر شما سلامم

بر زینب کبری،این بود پیامم

مظلوم حسین جان۲

با اذن تو من آمده در کرب و بلایت

تا در ره دین تو کنم جان به فدایت

آرامش جانم،ای روح و روانم

آماده دهم من،در راه تو جانم

مظلوم حسین جان۲

من آمده ام کرب و بلای تو حسین جان

در سینه بود مهر و ولای تو حسین جان

آمدم نمایم،جان فدای مکتب

با آمدن من،شادان شده زینب

مظلوم حسین جان۲

با اذن تو مولی بروم من سوی میدان

می جنگم و من یاد توام با دل سوزان

در دشت پر از خون،مولی تو غریبی

چون حیدر کرار،در صبر عجیبی

مظلوم حسین جان۲

با ضربه ی شمشیر عدو نقش زمینم

افتاده ام از پای و بشکسته جبینم

این آرزوی من،مولی و امیرم

روی تو ببینم،آن گاه بمیرم

مظلوم حسین جان۲

از لطف رسیدی سر بالین من زار

بر من شده ای یوسف زهرا تو عزادار

مولای دو عالم،بر رقیه سوگند

با دیدن رویت،شد یار تو خرسند

مظلوم حسین جان۲

نوحه امام حسین علیه السلام

حسین جان تو گل باغ ولایی (۲)

دو عالم تو فقط امید مایی

الا ای نور عینم

امید جان حسینم

حسین جانم حسین جان (۲)

********

چو پیغمبر تویی رحمت در عالم (۲)

گل زهرا و مولا پور خاتم

انیس مهربانی

تو بر جانها توانی

حسین جانم حسین جان (۲)

********

ز تو باشد تمام سرنوشتم (۲)

بود کرببلای تو بهشتم

تمام آبرویم

نگاهی کن برویم

حسین جانم حسین جان (۲)

********

تو بنمودی به من هر دم عنایت (۲)

تو با مهرت به من دادی ولایت

اگر چه من بد هستم

حسین عاشقت هستم

حسین جانم حسین جان (۲)

********

تو امید تمام اولیایی (۲)

شهید زنده و خون خدایی

تو مروه تو صفایی

تو کعبه تو منایی

حسین جانم حسین جان (۲)

********

بود دیدار کویت آرزویم (۲)

ز تو باشد حسین جان آبرویم

الا ای پور زهرا

روا کن حاجت ما

حسین جانم حسین جان (۲)

********

حسین جان تو شه کرب و بلایی (۲)

به پیش چشم خواهر سر جدایی

شود جانم فدایت

بمیرم از برایت

حسین جانم حسین جان (۲)

********

تمام عمر هستم سائل تو (۲)

شکستم با بدیهایم دل تو

گدای خسته ام من

به تو دل بسته ام من

حسین جانم حسین جان (۲)

********

نوحه طفلان زینب سلام الله علیها

ببین در شور و شینم

حسینم وا حسینم

منم جان اخا غمدیده زینب

ز سوز غربتت جان گشته بر لب

الا صبر و قرارم

کسی جز تو ندارم

ببین در شور و شینم

حسینم وا حسینم۲

برادرجان ز چه تنها شدی تو

اسیر غصه و غم ها شدی تو

ز غصه دلغمینم

اخا غربت نشینم

ببین در شور و شینم

حسینم وا حسینم۲

حسین جان من ز غربت ناله دارم

برایت پیشکش دو لاله دارم

بمیرم از برایت

جوانانم فدایت

ببین در شور و شینم

حسینم وا حسینم۲

برادر هر دو تا آماده هستند

به تو از کودکی دلبسته هستند

تو که پور بتولی

بزن مهر قبولی

ببین در شور و شینم

حسینم وا حسینم۲

جوانانم بیاوردم برایت

که در میدان کنند جان را فدایت

گلان خواهر تو

فدای اکبر تو

ببین در شور و شینم

برادرجان حسینم۲

نوحه حضرت قاسم ابن الحسن علیه سلام

در روی زمین ماه(هر انجمنم قاسم)۲

نور دل زهرا و(نجل حسنم قاسم)۲

من یتیم امام مجتبایم

فدایی حسین در کربلایم

واویلا واویلا آه و واویلا۲

جانبازی راه دین(خیر العمل است بر من)۲

جان دادن در راهت(شهد عسل است بر من)۲

از لطف و رحمت پروردگارم

فدایی دینند ایل و تبارم

واویلا واویلا آه و واویلا۲

گرچه به عموی خود(من روحم و ریحانم)۲

با دادن جان خود(من حامی قرآنم)۲

ای عموجان بده اذن میدانم

رسیده یا حسین وقت جولانم

واویلا واویلا آه و واویلا۲

گر کودکم اما من(چون حیدر کرارم)۲

حیران شود این لشکر(با جنگم و ایثارم)۲

من که برای تو همچون اکبرم

فدایی شش ماهه ات اصغرم

واویلا واویلا آه و واویلا۲

یا حضرت ثار الله(بر من تو نما احسان)۲

اذنم بده یا مولی(تا که بروم میدان)۲

از تبار حسن نجل بتولم

عموجان حق حیدر کن قبولم

واویلا واویلا آه و واویلا

نوحه عبداله ابن الحسن علیه سلام

من اخرين قربانى خون خدايم

پرچم به دوش مجتبى در کربلايم

رسيدم کنارت _ کنم جان نثارت

عمو عمو جان

از قتلگه تا سوز آهت را شنيدم

پاى برهنه تاکنار تو دويدم

جسم تو را در زير تيغ و نيزه ديدم 2

به هم خورده مويت _فداى گلويت

عمو عمو جان

مانند جسمت پيکرم در خون نشسته

تير عدو راه نفس در سينه بسته

شد مثل زهرا مادرم دستم شکسته 2

ببين نور ديده _شدم سر بريده

عمو عمو جان

تير سنان جسم تو را از هم دريده

از ماتمت شد قامت عمه خميده

مثل عمو شد دست من از تن بريده

ببين يابن الزهرا _ سرم گشته دعوا

عمو عمو جان

نوحه حضرت مسلم علیه السلام

ایـن تـن خسته مـن اشک پیوسته من

ایـن لب پاره و ایـن فـرق بشکسته من

همـه از زخـم زبـان بر جگـرم چنگ زدند

کوفیان بر سر هر کوچه مرا سنگ زدند

یا حسین کوفه میا یا اباعبدالله

جگــــرم تفتیـــده دو لبـــم خشکیــده

عــــوض آب آتــش بـــه ســرم بــاریده

بنـویسیـد بــه یــاد عــطـش سرور من

بالب تشنه جدامی‌شود از تن سر من

یا حسین کوفه میا یا اباعبدالله

ای خـدا یـار کجـاست کوی دلدار کجاست

آتـش و سنگ کم است چوبۀ ‌دار کجاست

دست من بسته ولی با سر وجان یار توام

فکـــر بــی‌دستـی عبــــاس علمـــدار توام

یا حسین کوفه میا یا اباعبدالله

عمـر من گشت تمـام زیر تیغ و لب بام

بــه تـــو و زینـب تـو گـویم از دور سلام

نـــام تـــو بــود بــه لب تا نفس آخر من

تو بکش دست نوازش به سر دختر من

یا حسین کوفه میا یا اباعبدالله

زخــم مـن زیــب تنــم واحسینا سخنم

می‌رود یـــاد سـرت کوچـه کوچه بدنم

در همین کوچه که بر خاک مرا غلطانند

کوفیـان بــر سـر نی رأس تـو را گردانند

یا حسین کوفه میا یا اباعبدالله

نوحه حضرت رقیه سلام الله علیها

بین کار عشق و عاشقی، بالا گرفته

در خیمه طفلی دامن، بابا گرفته

گوید که کن احسان مرا

بر دامَنَت بنشان مرا

بابا حسین جان

بابا علمدارت چه شد، لشگر کجا رفت؟

اصغر چه آمد بر سرش، اکبر کجا رفت؟

بابا چرا تنها شدی؟

بی کس در این صحرا شدی؟

بابا حسین جان»

بابا نگر بر اشک گرم و آه سردم

بابا بِده اِذنم که من دورت بگردم

بابا کجا شد لشکرت

کو قاسم و کو اکبرت

مظلوم حسین جان»

یک گل ندارد باغ ما پرپر نگشته

هر کس به میدان رفته دیگر برنگشته

اکبر چه شد قاسم چه شد

ماه بنی هاشم چه شد

بابا حسین جان»

نوحه حضرت علی اکبر علیه السلام

پیکرت آسمانی پر از اختر شده

یک علی اکبرم صد علی اکبر شده

با عبا میبرم جسم تو تا حرم

علی علی جان

چقدر تیرو نیزه بر تنت بوسه زد

لخته ی خون چرا بر دهنت بوسه زد

صید خونین گلو یک ابتا بگو

علی علی جان

روی خود را نهم به صورتت اکبرم

دیده بگشا که عمه آمده از حرم

چشم من خونفشان عمه ات نوحه خوان

علی علی جان

ای گلم لاله ی روی تو بوسیدنی ست

پیش چشم عدو گریه ی من دیدنی ست

ای جوانمرگ من. گل صد برگ من

علی علی جان

واحد

بس که پاشیده زهم مثل گلِ چیده تنت

می کند گریه به زخم بدنت پیرهنت

کثرت زخم تو مانع زشمارش گشته

بس که زخم آمده پیوسته به زخم بدنت

آیه با تیغ نوشتند به سر تا پایت

نقطه با تیر نهادند به آیات تنت

حلقه های زرهت چشمه ی خونند همه

آب غسلت شده خون، خاک بیابان کفنت

آمدم از دو لب خشک تو خون پاک کنم

دیدم از خون گلو پر شده بابا دهنت

نوحه حضرت علی اصغر علیه السلام

یک غنچه ز گلزار ولایی علی اصغر

تو نور دل آل عبایی علی اصغر

تو یار حسینی،دلدار حسینی

روی دست بابا،سردار حسینی

لای لای علی اصغر ای لاله پرپر

در هر دو جهان طفل سرافراز حسینی

زهرا بکند فخر که سرباز حسینی

مولای دو عالم،تو طفل ربابی

روی دست بابا،لب تشنه ی آبی

لای لای علی اصغر ای لاله پرپر

از کینه ستاد حرمله در رو به روی او

با تیر سه شعبه زده او بر گلوی او

با تیر سه شعبه،گشته ای تو چیده

شد حنجر پاکت،با تیر بریده

لای لای علی اصغر ای لاله پرپر

تا دید تو را غرق به خون شد قد او خم

بوسید رخ غرقه به خونت دل پر غم

روی دست بابا،قنداقه ی گلگون

منتظر رباب است،با قلب پر از خون

لای لای علی اصغر ای لاله پرپر

بر روی پدر بسته شده هر ره چاره

بابا چه کند با تو و با حنجر پاره

قنداقه ی خونین،بهر تو کفن شد

در پشت خیامش،دفن آن بدن شد

لای لای علی اصغر ای لاله پرپر

بابا چه کند با تو و با ناله ی مادر

پرپر شده از تیر ستم لاله ی مادر

غنچه ی مدینه،بی مثل و قرینه

ریزد ز بصر اشک،زینب و سکینه

لای لای علی اصغر ای لاله پرپر

نوحه ترکی حضرت عباس علیه السلام

یا امام زمان شیعه ده احساسه باخ

جلوه ی پرچم حضرت عباسه باخ

اولدی قوللار قلم

تا اوجالسون علم

یا ابوالفضل یا ابوالفضل

پسر فاطمه، ای هامینون سروری

کیمدی سندن سورا ، عشقیموزون داورین

سینه زنلر سالار ، یاده اوزون اللرین

اولده قربان دین ای گل ام البنین

یا ابوالفضل یا ابوالفضل

نوحه امام حسین علیه السلام

وامصیبت الامان

این سر ریحانه زهراست بالای سنان

وامصیبت الامان

با لب عطشان جدا شد بر لب آبِ روان

وامصیبت الامان

****

اهل عالم بوی خون می‌آید از خاک حسین

عاقبت نقش زمین شد جسمِ صد چاک حسین

نیزه قاتل کجا و سینه پاک حسین

می‌کند زهرا تماشا با دو چشم خون فشان

وامصیبت الامان

****

مادر سادات یا زهرا خدا صبرت دهد

باز آمد ماه عاشورا خدا صبرت دهد

گشته بر پا محشر کبری خدا صبرت دهد

بر حسینت در کنار قتلگه قرآن بخوان

وامصیبت الامان

****

اهل عالم لاله لیلا کجا پرپر شده

در کجا از هم جدا پیشانی اکبر شده

بی‌پسر در کربلا لیلای غم‌پرور شده

پیر شد ریحانه ی زهرا ز داغ آن جوان

وامصیبت الامان

****

کودکی لب تشنه جان داده به زیر خارها

داده جان در زیر ضرب تازیانه، بارها

از چه شد با عترت پیغمبر این رفتارها

بهر آل مصطفی خون گریه کن ای آسمان

وامصیبت الامان

غلامرضا سازگار

نوحه امام حسین علیه السلام

ای دلربای ما همه

نور دو چشمه فاطمه(س)

ای جان و جانانم

مولا حسین جانم.....

ای کشته ی راه خدا

شیب الخَضیب کربلا

ای رکن ایمانم

مولا حسین جانم...

دارم به لب فریاد تو

سینه زنم با یاد تو

از غم پریشانم

مولا حسین جانم...

ای بین مقتل بی کفن

باشد گواه درد من

این چشم گریانم

مولا حسین جانم...

داغت بُوَد از حد فزون

لب تشنه و غرقه به خون

آقای عطشانم

مولا حسین جانم....

نوحه حضرت زینب سلام الله علیها

ای گلبن باغ ولا، نور دل خیرالنسا

هستی توجان مرتضی ،

زینب مدد مولاتنا

از نسل پاک حیدری، ازگلشن پیغمبری

آیینه ی زهرا نما،

زینب مدد مولاتنا

برفاطمه نوردوعین جان علی اخت الحسین

پیغمبرکرب وبلا

زینب مدد مولاتنا

چون فاطمه هستی،صبور

دشمن شکن هستی غیور

ای دختر شیر خدا

زینب مدد مولاتنا

عالم بود مهمان تو،شرمنده احسان تو سرمنشأ جودوسخا

زینب مدد مولاتنا

آورده ام برتوپناه،برمن ز رحمت کن نگاه

ای درد عالم را دوا

زینب مدد مولاتنا

گرروسیاه وگربدم با دعوت تو آمدم

آورده برتو التجا

جانم فدای غربتت دشمن شکسته حرمتت

امشب به لب دارم نوا

چون فاطمه غم دیده ای ظلم فراوان دیده ای

ای خواهرغم مبتلا،

زینب مدد مولاتنا

ای عمه ی صاحب زمان بشنیده ای زخم زبان

در کوفه و شام بلا

زینب مدد مولاتنا

ای زینت نام حسین بودی توهمگام حسین در سرزمین کربلا

تو داغ اکبردیده ای ،صدپاره پیکردیده ای

شدکشته ی جور وجفا

زینب مدد مولاتنا

شش ماهه اصغردیده ای ببریده حنجردیده ای

شد پرپر از تیر بلا، مولاتنا زینب مدد

پرپربدیدی یاس را ،نقش زمین عباس را

شددستش ازپیکرجدا ،مولاتنازینب مدد

جسم برادردیده ای درخون شناوردیده ای دیدی سرش برنیزه ها،مولاتنا زینب مدد

آتش به خیمه دیده ای سرها به نیزه دیده ای

دیدی تورنج و ابتلا،مولاتنا زینب مدد

دیدی تواندرشهرشام ،سنگ می‌زدندازروی بام

بر سر و روی شهدا،مولاتنا زینب مدد

رفتی تو درشام خراب، درمجلس بزم شراب همراه دیگر اسرا، مولاتنازینب مدد

دیدی که می‌خوردازجفا،برلعل لبهای اخا

چوب یزیدبی حیا،مولاتنا زینب مدد

برزخم دل میزد نمک،بربچه هامیزد کتک

آن دشمن دور از خدا ،مولاتنا زینب مدد

#رحلت_حضرت_زینب_

#سلام_الله_علیها_

#مشهد_مقدس_

#رضا_یعقوبیان_

نوحه امام حسین علیه السلام

ای عشق بی نظیر

دست مارو بگیر

انتَ نِعمَ الاَمیر

کِی میشه یا حسین،برات فدا بشم

خدا نیاره که،از تو جدا بشم

کِی میشه یا حسین،بِشَم اهل وِلا

پر بِکِشَم سوی،بهشتِ کربلا

ای عشق بی نظیر

دست مارو بگیر

انتَ نِعمَ الاَمیر

عطر گلزار عشق،از بوی کربلاس

قبلهٔ عاشقی،به سوی کربلاس

حَرَمِت یا حسین،دارالشّفای ماس

بوسهٔ بر ضریح،بر لب دعای ماس

ای عشق بی نظیر

دست مارو بگیر

انتَ نِعمَ الاَمیر

میسوزه هر دلی،از داغ روضه هات

از سوز نالهٔ،زهرا توو قتلگات

افتادی بی کفن،بودی دور از وطن

مادرت نوحه خون،خواهرِت سینه زن

حسین

ای عشق بی نظیر

دست مارو بگیر

انتَ نِعمَ الاَمیر

نوحه امام حسین علیه السلام

(( زینت دوش پیمبر ای گل لاله ی پرپر

یا حسین غریب مادر

شده اي به کام عطشان از جفای قومِ کافر

کشته ی امر به معروف شهید نهیِ زِ منکَر

به صحیفه جمالت همه آیه های قرآن

تو حقیقت نمازی به خدای حیّ منّان

به حریم عشق و ایثار به تو از جفا چه ها شد

همه هستیِ تو آقا به مسیر حق فدا شد

(( زینت دوش پیمبر یا حسین غریب مادر ))

زِ غم شهادتِ تو محشری به کربلا بود

به پیش دیده ی زینب سرِ تو به نیزه ها بود

به تمامِ عاشقانت بوده ای تو یار دیرین

به سرِ نیزه هم آقا تو شدی مبّلغ دین

ای شهید کربلایی خوانَمَت به اشک و ناله

ما را کن صحابه ی خود حقّ زهرای سه ساله

(( زینت دوش پیمبر یا حسین غریب مادر))

گر چه تا لحظه ی آخر سائل هدایت هستیم

ما به ذکر یا ابالفضل پیرو ولایت هستیم

.

.