خیال کن که پر از زخم، پیکرت باشد

شکسته در غل و زنجیرها پرت باشد

خیال کن هدف سنگ‌های کوفه و شام

به روی نیزه سر دو برادرت باشد

فقط تو باشی و هشتاد و چار ناموست

و جمله‌های "حواست به معجرت باشد"

خیال کن حرمت بی‌پناه مانده و بعد

به روی نی سر سردار لشگرت باشد

کنار عمه‌ی سادات، یک‌طرف شمر و

سنان و حرمله هم، سمت دیگرت باشد

خیال کن که علی باشی و به مثل علی

دو دست بسته کماکان مقدرت باشد

خیال کن همه‌اینها که گفته‌ام هستند

علاوه بر همه توهین به مادرت باشد

یزید باشد و بزم شراب باشد و وای

به تشت زر سر بابا برابرت باشد

و بدتر از همه اینکه میان بزم شراب

نگاه باشد و باشیّ و خواهرت باشد

و باز از همه بدتر که مدت سی‌سال

تمام آن جلوی دیده‌ی ترت باشد

به اشک حضرت سجاد می‌خورم سوگند

که دیده هر چه که گفتیم، باورت باشد.