متن شعر هارداسان

هارداسان یعنی کجایی مرد میدان هارداسان

ای دل غمگین و ای لب‌های خندان هارداسان

در کدامین کوچه دنبالت بگردم بعد از این

در کدامین روستا در زیر باران هارداسان

خاطرت می‌آید آن شب را که در مه گم شدی

تا کجاها رفته بودی ای مسلمان هارداسان

زیر و رو کردیم و پشت میز عکسی از تو نیست

با عبای خاکی‌ات استان به استان هارداسان

آن یتیمان، دخترک، آن کارگر، آن پیرمرد

از چه دنبال تو می‌گردد کماکان هارداسان

هارداسان یعنی کجایی خستگی نشناختن

جمعه‌ها بیکار ننشستن در ایوان هارداسان

قاضی اعدام خواندندت که جلّادت کنند

ای از آن آغاز همرنگ شهیدان هارداسان

تا ابد قرآن نمی‌سوزد فدای غیرتت

ای که آخر سوختی در راه قرآن هارداسان

خدمت سلطان نمودی خادم مردم شدی

بازگشتی باز در آغوش سلطان هارداسان

دوستت دارند محرومان و دور افتادگان

من سَنی چُخ ایسترم جانم به قربان هارداسان

مدح سید حسن نصرالله

رهبر شهیدان ،سید حسن نصرالله

هر دیده بر تو گریان، سید حسن نصرالله

ای رهرو پیمبر، بودی مطیع رهبر

رهرو شاه مردان ،سید حسن نصرالله

ای مرد با شهامت، کردی تو استقامت

در راه دین و قرآن ،سید حسن نصرالله

از کار تو به لبنان، عالم بگشته حیران

نازد به تو مسلمان ،سید حسن نصرالله

روح ادب تو بودی ،زهرا نسب تو بودی

هدیه ز حی سبحان ،سید حسن نصرالله

حامی اسلام ناب، حامی این انقلاب

ماندی در عهد و پیمان،سید حسن نصرالله

سید خلوت نشین، حامی دین مبین

در خط شاه عطشان ،سید حسن نصرالله

دشمن هر ظلمتی، تو فاطمه صولتی

از نسب دلیران ،سید حسن نصرالله

تو کوهی از عزتی، تو حیدری فطرتی

قدر تو مانده پنهان،سید حسن نصرالله

مظهر ایمان شدی ،فدای قرآن شدی

بودی تو تحت فرمان، سید حسن نصرالله

تو داشتی ارادت ،به خاندان عصمت

بودی تو اهل عرفان، سید حسن نصرالله

ای نور چشم امت، راهت ادامه دارد

سوزیم ما ز هجران، سید حسن نصرالله

اگرچه تو شهیدی، همیشه رو سپیدی

به مادری تو مهمان ،سید حسن نصرالله

گشتی تو کربلایی، در راه دین فدایی

هر دیده بر تو گریان،سید حسن نصرالله

چون پور ام لیلا ،شد تنت ربا اربا

گشتی به خون تو غلطان،سید حسن نصرالله

لبنان بر تو گریان ،ایران بر تو نالان

هر دل شده پریشان،سید حسن نصرالله

#رضا_یعقوبیان

@yaghubianreza

.

نوحه سید حسن نصرالله

همچو رهبر شد مرامت

کار تو شد استقامت

پیرو راه حیدر تو هستی

در خط و مشی رهبر تو هستی

تسلیت تسلیت یا بن زهرا2

گرچه سید تو شهیدی

نزد زهرا رو سپیدی

از تبار دلیران تو هستی

جان مردم به لبنان تو هستی

تسلیت تسلیت یا بن زهرا 2

مظهر تقوا تو بودی

پیرو زهرا تو بودی

از تو شد تقویت دین و قرآن

در ره دین بگشتی تو قربان

تسلیت تسلیت یا بن زهرا2

عاشق حیدر تو بودی

در خط رهبر تو بودی

گرچه ما ملتی ساده هستیم

همچو تو سید آزاده هستیم

تسلیت تسلیت یا بن زهرا2

#رضا_یعقوبیان

@yaghubianreza

.

شعر ناب قاسم سلیمانی

حضرت قاسم سلیمانی سلام
 وصف تو هرگز نگنجد در کلام

 جنس تو جنس شهیدان بود و بس
 از نفس افتادی و دادی نفس

 جز خدا در فکر تو فکری نبود
برلبت جز فاطمه ذکری نبود

 تو شهید قبل از شهادت بوده ای
عطربویی از امامت بوده ای

 بوی زهرا بوی حیدر در تو بود
 خلق و زیبای پیمبر در تو بود

 ما شهید زنده را دیدیم به عین
 السلام شیعه ناب حسین 

در تمام جبهه ها جای تو بود
 رد پای نازنین پای تو بود

 ریختند خون تو را نامردمان
 اشقیا اشقی ترین این زمان

 خونه تو قاسم سلیمانی چه کرد
 با دل مرد خراسانی چه کرد

 وه چه کرد این خون پاک این عشق ناب

انقلاب دیگری در انقلاب 

 

دشمن بد کینه را صد کینه کرد 
جام دوم را همین خون بیمه کرد

 

 گام دوم گام بر هم ریختن است

صهیونیستها را به دار آویختن است

شعر مدافعان حرم - حاج قاسم سلیمانی

سلام بر قد‌ رعنای پاسبان حرم 
به آن کبوتر هر روز آسمان حرم 
سلام بر سپر دختران آل الله 
به سیدالشهدای مدافعان حرم 
مدافع حرم زینب است این سردار
خوشا بحال فدائی عمه جان حرم
جهان دوباره نبیند چو حاج قاسم را 
اگرچه هست هزاران نفر از آنِ حرم 
خدا گواست که دارم به قلب یادش را
دمی که جبهه بسایم به آستان حرم 
ز قبل فاطمیه ، فاطمیه را دیدیم
تنش که سوخت چو بانوی قد کمان حرم 
میان عاشق و معشوق رمز و رازی هست
که دست او شده چون دست پهلوان حرم 
چه قد و قامت زیبا و اربا اربایی
چقدر شد متلاشی چنان جوان حرم 
چه جسم غرق به خونی، چه ذبح پر نوری 
سرش جداست چو سالار کاروان حرم
رسیده شعر به جائی که کرده بی تابم
به عرش رفته نوای حسین جان حرم‌ 
هزار شکر ز باران لطف‌اربابم 
که پاک شد گنهم زیر ناودان حرم .

مرتضی مظاهری

نوحه شهادت حاج قاسم سلیمانی

نوحه به مناسبت شهادت جانسوز و جانگداز شهید حاج قاسم سلیمانی

اشک ‌ما باشد روان از هر دو عین
حاج قاسم شد فداییِ حسین
یا حسین و یا حسین و یا حسین...

دل به صحرای غمش آواره شد
مثل اَربابش تَنَش صد پاره شد
یا حسین و یا حسین و یا حسین...

پیکرش در آتش کین سوخته
هر دل از داغش شده افروخته
یا حسین و یا حسین و یا حسین...

رَهرُوِ راهِ هدایت بوده است
او فداییِ ولایت بوده است
 یا حسین و یا حسین و یا حسین...

مرد میدان دمشق و فکّه است
خونبهایش فتح قدس و مکّه است
 یا حسین و یا حسین و یا حسین...

لاله بود و از جفا پرپر شده
ارباََ ارباََ چون علی اکبر شده
یا حسین و یا حسین و یا حسین...

در مسیرِ عشقِ آن شَیبُ الخضیب
رفته پیش عابس و جون و حبیب
یا حسین و یا حسین و یا حسین...

دیدم او را و فِتادم یادِ آن
پیکرِ صد پاره از تیغ و سِنان
یا حسین و یا حسین و یا حسین...

او که در گودال غم گشته فدا
قاریِ قرآنِ رویِ نیزه ها
یا حسین و یا حسین و یا حسین...

#قاسم_سلیمانی 

در مدح شهید قاسم سلیمانی

افتخار ايرانى ؛ قاسم سليمانى
ازتبار سلمانى ؛ قاسم سليمانى

تو مدافع دينى ؛ مرد رزم و ائينى
غرق شور وايمانى ؛ قاسم سليمانى

در اطاعت از رهبر ؛ این سلاله حيدر
شک نمى کنى آنى ؛ قاسم سليمانى

وقت مشکلات خود ؛ درتوسلات خود
آه، روضه مى خوانى قاسم سليمانى

نصرت از خدا خواهى ؛ متکى به الله هى
در پناه قرانى؛ قاسم سليمانى

نام تو به هر تحليل ؛ خواب شوم اسرائيل
شیر مرد دورانى ؛ قاسم سليمانى

اى ستون حزب الله ؛ اى رفيق نصرالله
يار مرد لبنانى؛ قاسم سليمانى

شوق پر زدن دارى ؛ تو شهيد ديدارى
همچو حاجى رضوانى ؛ قاسم سليمانى 

از تبار عباسى ؛ روى زينب حساسى
بر حرم نگهبانى ؛ قاسم سليمانى

شاعر:قاسم نعمتی

زمزمه یادواره شهدا

نوحه برای اجرا در یاداره های شهدا و هفته بسیج

آه و واویلا صد آه و واویلا
خونجگر زینب بی پسر لیلا

ای بسیجی های عشق روحُ الله
جان نثارانِ راه ثارُالله
آه و واویلا صد آه و واویلا
خونجگر زینب بی پسر لیلا

پیروان راه سرخ عاشورا
روی لبهاتان ذکرِ یا زهرا
آه و واویلا صد آه و واویلا
خونجگر زینب بی پسر لیلا

با شهادت عهدِ عاشقی دارید
در تمامِ عُمر در پِیِ یارید
آه و واویلا صد آه و واویلا
خونجگر زینب بی پسر لیلا

اشکِتان جاری به یادِ آن سَروَر
آنکه شد بینِ قتلگه بی سر
آه و واویلا صد آه و واویلا
خونجگر زینب بی پسر لیلا

آن حسینی که جانش فدا گردید
رأسِ او ماهِ نیزه ها گردید
آه و واویلا صد آه و واویلا
خونجگر زینب بی پسر لیلا

#بسیج #هفته_بسیج
#یادواره_شهدا #شهدا


@sherosabk

روضه بقیع و حضرت ام البنین سلام اله علیها

مادر چهارشهید اومد جماران محضر امام راحل ، میگن از زیر چادر یه عکسی درآورد گفت: این پسر بزرگم محمود شهید شده، امام داره نگاه می کنه ، میگن دست برد زیر چادر یه عکس دیگه به امام نشان داد: اینم دومین پسرم سعیده یه عکس دیگه اینم پسر سومم علیِ همه شهیدشدن ، یه وقت دیدن امام بلند بلند گریه میکنه؛ عکس ها رو جمع کرد گفت : آقا جان من بچه هام رو دادم که شما گریه نکنی ، میدونی از کی الگو گرفته ، ازاون بانویی که می اومد کنار بقیع چهارتا قبر درست میکرد، هی صدا میزد غریب حسین ....مظلوم حسین...عطشان حسین..... مروان گفت: مگه تو مادر عباس نیستی، پس چرا همه اش میگی حسین، گفت آخه حسین مادر نداره

درگذشت مادر شهید

امشب بیا یک سر سراغم ماه تابان

حالی بپرس از مادر پیرت پسر جان


دیگر سراغ از ما نمی گیری، کجایی؟
شاید که یادت رفته قول زیر قرآن

 

( نه همه شهدا بیاد ما هستن ، مگه حاج حسین همدانی نگفت اگه از ما یاد کنید قول میدم مجلس ارباب از شمایاد کنم . )

تو همنشینی با جوانان بهشتی
آیا شود یادی کنی از سالمندان


( یکی از فرماندهان لشکر 10 سیدالشهدای تهران مکرر به دوستانش گفته بود عملیات بعد شهید میشم ، تو وصیت نامش هم نوشته بود ، گفته اگه در مجالستون از ما یاد کنید قول میدم از شما نزد اربابم حسین یاد کنم ، میگه عملیات شد ، یه وقت دیدم پیکر یکی از بچه ها رو دارن می آرن نزدیک شدم دیدم همون شهیده که خبر داده بود دیدم سربندش نوشته انا زائر الحسین )
شرمنده ام مادر دلم خیلی گرفته
ناراحت از حرفم نشو رو برنگردان

پیش سماور رو به عکس تو نشستم
مادر ببین دلخسته ام با چشم گریان

حال مادر رو ببین

دارد برایش چای می‌ریزد ولی او
مثل همیشه لب نخواهد زد به فنجان

عطر عجیبی خانه را پر کرده شاید
عطر گلی باشد که مانده زیر باران

خوش به حال شهدا نور صفا را دیدند

خوش به حال شهدا نور صفا را دیدند

درشب واقعه مصباح خدا را دیدند

خوش به حال شهدا چشم ز دنیا بستند
در عوض بارگه هفت سماء را دیدند
خوش به حال شهدا بنده شیطان نشدند
در تجلی گه اخلاص خدا را دیدند
خوش به حال شهدا ، وای به حال من و تو
ما کجا و شهدا ، بین که کجا را دیدند

ما پی تذکره ی کرب و بلا می گردیم
شهدا شاه ذبیحأ به قفا را دیدند
ما دعای فرج و ندبه زِ بَر میخوانیم
شهدا مهدی خورشید لقا را دیدند
خوش به حال شهدا عقده گشایی کردند
اهتزاز علم عقده گشا را دیدند
دست برسینه نهادند و سلامی دادند
تاکه فرماندهی کل قوا را دیدند
نام فرمانده کل شهدا عباس است
ای خوش آن قوم یل شیر خدا رادیدند

دوبیتی شهید حججی

هرچند زمانه مى زند نقش فریب

در وادى عشق ،راز و رمزیست عجیب

در راه "ولایت" از سر و جان بگذر

راه "حججى" پر از فراز است و نشیب

بیان خاطره سردار آبنوش

پیام یک شهید به رهبر انقلاب

به سید علی بگو پیروزی نزدیک است و صاحب ما می‌آید

 

جانشین قرارگاه خاتم الانبیاء سپاه پاسداران خاطره‌ای از محافظان مقام معظم رهبری در دیدار با یک مادر دو فرزند شهید بازگو کرد. سردار سالار آبنوش در جمع بسیجیان با اشاره به یکی از خاطرات محافظان رهبر فرزانه انقلاب اظهار کرد: این محافظ در خاطراتش به بنده گفت، ما همیشه قبل از دیدار مقام معظم رهبری با خانواده‌ شهدا هماهنگی‌های لازم را انجام می‌دهیم و حتی یک تیم قبل از این دیدار به محل مربوط می‌فرستیم تا همه شرایط را از نظر امنیتی بررسی کنند.

همچنین قبل از دیدار مقام معظم رهبری با خانواده شهدا به این خانواده‌ها اطلاع می‌دهیم که یکی از مسئولان کشوری می‌خواهد با شما ملاقات کند تا اگر می‌خواهند منزلشان را تمیز و آب و جارو کنند، این کار را انجام دهند تا فضای خانه برای این ملاقات بهتر مهیا شود و کمتر شده به آنان بگوییم که حضرت آقا می‌خواهد با شما دیدار کند.

این محافظ مقام معظم رهبری در ادامه بیان خاطراتشان به بنده می‌گوید: بعد از ظهر یک روز تابستان امسال رهبر فرزانه انقلاب به ما محافظان فرمودند که آماده شوید تا به خانواده یکی از شهیدان سر بزنیم.

ما در جواب ایشان پاسخ دادیم که هماهنگی‌های لازم صورت نگرفته اجازه دهید اقدامات لازم را انجام دهیم، ولی ایشان با قاطعیت گفتند برای دیدار با خانواده شهید آماده شوید تا حرکت کنیم.

ما که همیشه گوش به فرمان رهبری هستیم دستور ایشان را اجرا کردیم و سوار ماشین شدیم و به محلی که رهبری فرمودند حرکت کردیم، در داخل ماشین با پادگان بسیج تماس گرفتم و گفتم در این محل چند خانواده شهید است که بهم پاسخ دادند در محل فوق خانواده یک فرزند شهید، دو فرزند شهید و سه فرزند شهید وجود دارد.

مقام معظم رهبری به من فرمودند خانواده دو فرزند شهید درسته و به این خانواده سر بزنیم که بنده آدرس را بلافاصله از پادگان بسیج گرفتم و به همان آدرس رفتیم پس از اینکه به محله مربوط رسیدیم با ماشین وارد کوچه شدیم تا خانه مورد نظر را پیدا کنیم، در حین حرکت با ماشین در داخل کوچه مقام معظم رهبری به من اشاره کردند و فرمودند همین منزل است در این خانه را بزنید.

بنده از ماشین پیاده شدم تا درب خانه‌ را بزنم و از صاحب آن خانه بپرسم که این جا منزل همان مادر دو شهید است یا نه! صاحب این خانه در را باز کرد و یک‌دفعه از من پرسید پس حضرت آقا کو؟ من که از سئوال این مادر شهید بسیار تعجب کرده و در مبهوت بودم، در پاسخ به ایشان گفتم منظورتان چیست کدام آقا؟

این مادر شهید به من جواب دادند من را اذیت نکن مقام معظم رهبری را می‌گویم در حال گفتن این کلمات بود که سرش را از درب منزل بیرون آورد و حضرت آقا را در ماشین دید و به ایشان ضمن خوش‌آمدگویی فرمودند بفرمایید داخل، بنده از صبح منتظر ورود شما هستم. جالب اینجاست این مادر دو فرزند شهید از صبح برای ورود مقام معظم رهبری به منزلشان خانه را تمیز و مرتب کرده و حیاط را آب و جارو زده بودند، ما محافظان رهبری که از اتفاق این ماجرا سخت در حیرت و مبهوت بودیم با تعارف کردن این مادر وارد منزل شدیم.

بعد از اینکه نشستیم مادر این دو فرزند شهید بعد از خوش‌آمدگویی ماجرا را برایمان تعریف کرد و گفتند: من دیشب دو فرزند شهیدم را به همراه امام خمینی (ره) در خواب دیدم که فرزندانمان رو به من کرده و گفتند فردا سیدعلی میهمان شما است خانه را برای ورود ایشان مهیا کن، به همین دلیل من از صبح که بیدار شدم خانه را مرتب کرده و لحظه‌ شماری می‌کردم تا شما به منزل ما تشریف بیاورید. ولی حضرت آقا رهبر کبیر انقلاب یک جمله به من فرمودند و گفتند حتما این پیام را به شما بگویم که در این لحظه مقام معظم رهبری بلافاصله با شوق فرمودند بگو مادر جان درباره من گفتند، ایشان چه پیامی برای من داشتند.

مادر شهید در پاسخ گفتند ایشان فرمودند که به سید علی بگو پیروزی نزدیک است و صاحب ما می‌آید و خدا از شما محافظت می‌کند.

شعر شهدای کمیته امداد همدان

نقش بسته روی لبهای شهیدان یا حسین        اجر میرزایی و قربانی فتاده با حسین
با شهیدان خضریان و صفتی حق را ببین          زد جوادی نیک سر بر دامن مولا حسین    

ای کشتگان عشق که زنده است نامتان

ای کشتگان عشق که زنده است نامتان

جبریل عقل ره نبرد در مقامتان

 

جان داده اید و  جان جهان را خریده اید

کام از جهان ندیده خدا داده کامتان

 

هر خطی از وصیت تان درس زندگی است

در خط رهبری است چو مشی و مرامتان

 

باید سجود کرد به خاک مزارتان

باید قیام کرد به تکریم نامتان

 

ای خفتگان بستر خون خوش بیارمید

کاید امام عصر و کشد انتقامتان

 

مابی صبرانه منتظریم صبح جمعه ای  این ندارو از لبان یوسف زهرا بشنویم  الا یا اهل العالم انا المهدی – اناالامام المنتقم – انا سمسام المنتقم – منم شمشیر انتقام گیرنده –

ای خفتگان بستر خون خوش بیارمید

کاید امام عصر و کشد انتقامتان

تو مجلس یوسف زهرا صدا همه با هم بزنیم  - یا صاحب الزمان

 

از خونتان پیام شرف خیزد و زمان

در برگ برگ لاله نویسد پیامتان

قربانیان مکتب و میهن شدید و حال

ملت کند به همت خود احترامتان

دشمن شکست خورد ز فتح مبینتان

گردید تلخ کام ز شور قیامتان

پروردگان مکتب وحی و نبوتید

آری که نور وحی بود در کلامتان

 

بستید صف به معبد خون با امام خویش

جان برخی شما و خمینی امامتان

من چیستم امام بود دست بوستان

من کیستم خدای فرستد سلامتان

با چشم اشکبار و دل و جان شرمگین

بسرود این چکامه (مؤید) غلامتان

 

شهید خضریان

غـبـار خانـه بـروبیـد ، عیـد می آید

ماه شعبان رسید خوشا بحال اونایی که از ماه رجب با دست پر وارد این ماه شدن

غـبـار خانـه بـروبیـد ، عیـد می آید

ز کوچه هاست که بوی شهید می آید


امروز سالروز شهادت شهید امدادگر هادی خضریانه

هنوز منطقه خضریان غم انگیز است

هنوز نغمه هادی در این خیابان است

وقتی دموکراتها شهید خضریان رو دستگیر کردن گفتن اگه بر علیه امام صحبت کنی آزادت میکنیم ، این شهید والامقام میتونست تقیه کنه حتی راضی نشد لحظه ای از آرمانهای خودش دست بکشته و ناجوانمردانه به شهادتش رسوندن.

هنوز منطقه خضریان غم انگیز است

هنوز نغمه هادی در این خیابان است

تو ای شهید که نامت خلاصه ی پاکی ست  

چقدرپیراهن خاکی تو افلاکی ست!

چـقـدر قمـقمـه ی خالی ات ، ادب دارد     

هـنـوز نام ابـالفضل ، روی لب دارد

بگوش میرسه این روزا بازم نوای یازهرا

بگوش میرسه این روزا بازم نوای یازهرا

توی دل محزون ما ببین هوای پروازه

 آخه هنوزم برا شهادت یه معبری بازه

این روزا دل من داره هوای شهدا

یه گوشه نگاشون میبره دلو تا خدا

میدونم شب غمها سحر میشه

دلامون صاحب بال و پر میشه

تو این جمع میدونم ذکر یا حسین

برامون توشه این سفر میشه

حسین یا حسین سید الشهدا

صمیمی و خاکی ساده ولی دلیر و آزاده

دلم به پاتون افتاده آخه شبیه دریایید

میدونه خدا که ای شهدا فاتح دلهایید

امیر دلاتون پهلون دریا دله

رو قمقمه هاتون ذکر یا ابوفاضله

می مونه دل من زیر دینتون

فدای اون همه شور شینتون

می پیچه میون سنگرای عشق

هنوزم نوای یا حسینتون

حسین یا حسین سید الشهدا

یاد شهدا

دل دوبــاره عشــــق قسمت کرده است 

یــــاد کاوه، یــــــاد همّـــت کـرده است

یـــاد ســـــــرداران بی سر کرده است
یــــاد بـــــدر و یـــاد خیــبر کرده است

یــــــاد مجـــنون و شلـمــچه کرده است
یـــــــاد غــــوغای حـــلبــچه کرده است

یــــاد فـــکّــه، یــاد مــهران کرده است
یــــاد نجــــوا های چــمران کرده است

یـــاد سـربنــدهای یا زهـــرا (س) بخیر یـــــاد آن دل های چون دریـــــا بــــــخیر

یــــــــاد آن نـــام آوران بـــی ریـــــــــا
یـــاد آن جان بر کـــفان جبـــهـــــــه ها

یـــــاد ســـنگـــــــرهـــای تــوأم با صفا
نیــمـــه شبـــهــا ذکـــر حـــقّ، یاد خـدا

یــــاد ســــــرباز شــــــهید بی پـــلاک
یــــــاد آن تــن های افتـــاده به خـــاک

یـــاد آنـــانـکـــه رســـیدند تا خــــــــدا
"با شــهادت" عاقبــت، از ما جـــــــدا...

عاشورای رزمندگان همدان در عملیات کربلای 5

عاشورای رزمندگان همدان در عملیات کربلای 5

» سرویس: فرهنگ حماسه - حماسه

کد خبر: 92102212351

یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۶

                       

توقف نبرد در منطقه عملیاتی «کربلای4» می‌توانست ابهاماتی را به وجود آورد که تبعات ناخوشایندی را در پی داشت اما عملیات «کربلای5» که در تاریخ 1365/10/19 یعنی 15 روز پس از عملیات «کربلای4» آغاز شد، تا اندازه زیادی انتظارات مردم را برآورده کرد. این عملیات را که بیش از 53 شبانه‌روز درگیری مداوم با اندکی نوسان همراه بود شاید به دلایلی همچون مقاومت و جنگندگی رزمندگان اسلام در شرایط بسیار مشکل منطقه «شلمچه» و درهم پیچیده شدن دژهای مستحکم دشمن، بتوانیم به عنوان بزرگترین نبرد هشت سال دفاع مقدس قلمداد کنیم.

به گزارش سیرویس«فرهنگ حماسه» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) سرهنگ پاسدار سیدعلی مساواتی مسئول پژوهشی بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان همدان با اشاره به اهمیت اهمیت سیاسی- نظامی منطقه «شلمچه» و درک رژیم بعث عراق از این مهم که جمهوری اسلامی جهت حفظ برتری خود در جنگ، نیازمند تسلط بر این منطقه به عنوان یکی از معابر وصولی شهر استراتژیک شهر «بصره» بوده است، توضیح داد: به همین دلیل رژیم بعثی عراق برای استقرار در این منطقه هزینه و سرمایه‌گذاری هنگفتی را جهت احداث مواضع، استحکامات مثلثی، هلالی و گلدانی شکل، موانع مصنوعی، ایجاد آبگرفتگی‌های وسیع در منطقه و سایر کرده بود.

رزمندگان استان همدان پس از انجام عملیات «کربلای4» در اردوگاه شهید مدنی(جاده دزفول- شوشتر) مقر «لشکر 32 انصارالحسین(ع)»، جمع شدند و فرماندهان در حالی که نیروها در آماده‌باش کامل بودند اقدام به ترمیم، بازسازی و سازماندهی گردان‌ها و واحدها کردند تا اینکه روز19 دی‌ماه سال 65 به دنبال اعلام رسمی اجرایی شدن عملیات «کربلای5»،موجی از خوشحالی بر اردوگاه لشکر انصارالحسین(ع) حکم فرما و امید شرکت در عملیات در آنان متجلَی شد.

در همان روزهای آغازین عملیات به دنبال دستورالعملی که به لشکر 32 انصارالحسین(ع) ابلاغ شد، این لشکر دریافت که باید تحت امر قرارگاه «قدس» در مرحله دوم عملیات به عنوان یگان خط شکن مهیای مصاف با دشمن شود. در این مرحله مقرر شد «گردان154 حضرت علی اکبر(ع) » به منظور تصرف قسمت‌هایی از «پد بوبیان» واقع در جناح شمالی منطقه شلمچه در روز بیستم دی‌ماه وارد عمل شود. البته طبق دستور، گردان تخریب به منظور جلوگیری از پاتک‌های دشمن قسمت‌هایی از پد را منفجر و امید دستیابی مجدد دشمن به منطقه فتح شده را به یاس تبدیل کرد.این مساله باعث شد تا ثبات بر منطقه شمالی شلمچه حاکم شود.

به لحاظ اهمیت جناح راست عملیات(شرق دریاچه ماهی)، در شب سوم(بیست و یکم دی‌ماه) از طرف قرارگاه سپاه سوم قدس خطاب به لشکر 32 تاکید شد که داخل یکی از مواضع مثلثی شکل دشمن که در غرب کانال ماهی واقع شده بود را تصرف و مواضع پدافندی(حمله) خود را در این منطقه بر پا کنند. از همین رو فرماندهی یگان گردان‌های«152 حضرت ابوالفضل(ع)» و «153 حضرت قاسم (ع)» را جهت انجام این ماموریت انتخاب و به سوی منطقه منتقل کردند.

این گردانها علی‌رغم مقاومت بیش از حد دشمن توانستند پل دوم بر روی کانال ماهی را تصرف و با عبور از آن،خود را به آن سوی دریاچه ماهی که به عرض یک کیلومتر بود،برسانند اما در مصافی نابرابر که در مقابل موضع مثلثی شکل دشمن انجام شد، دشمن بعثی توانست با استفاده از یگان‌های متعدد خود که «گله‌وار» در منطقه حضور داشتند، به نیروهای ایرانی تلفاتی را وارد کنند به همین دلی نیروهای خودی به ناچار سر مواضع خود بازگشتند و منتظر دستور بعدی شدند.

در تاریخ بیست و دوم دی‌ماه طی ابلاغیه‌ای لشکر 32 از سازمان قرارگاه قدس خارج و تحت امر قرارگاه «کربلا» قرار گرفت.

فشار بیش از حد دشمن در روز چهارم عملیات که جهت تصرف ضلع‌شرقی دریاچه ماهی انجام می‌گرفت باعث شد که گردان‌های «155 حضرت علی اصغر(ع)»،«157 حبیب ابن مظاهر»،«158 حضرت قائم (عج)» و«156 حر ابن ریاحی» نیز وارد عمل شدند و هر یک به نوبه خود علاوه بر کاهش فشار پاتک‌های مستمر،توانستند منطقه را پایدار حفظ کنند. در این زمان نیروهای گردان مهندسی با ایثار،خاکریز استراتژیک شرق دریاچه ماهی را احداث کردند. همچنین به دلیل تجربه بالای گردان‌های توپخانه و ادوات لشکر 32، تمامی آتشبارهای توپخانه و ادوات لشکر «عاشورا»، لشکر «ولیعصر(عج)» و تیپ «قمربنی‌هاشم(ع)» را در اختیار و تحت امر خود گرفتند.

در شب هشتم عملیات (26/10/1365) نیروهای لشکر 32 از پوزه کانال ماهی به همراه نیروهای لشکر «27 حضرت رسول(ص)» و لشکر «25 کربلا»، تلاش کردند تا یکی از مواضع مثلثی شکل پشت کانال ماهی را تصرف کنند ولی به دلایلی، دستیابی به این هدف میسر نشد. پس از 10 شبانه روز درگیری پی در پی و پیدایش روزنه‌هایی مبنی بر امکان گسترش جبهه در آن سوی نهر «جاسم» که یکی از رودهای تغذیه کننده آب دریاچه ماهی، از اروندرود تلقی شده و خود یکی از مواضع طبیعی، سد راه پیشروی نیروهای خودی بود، از سوی قرارگاه تصمیم گرفته شد که عملیات جدیدی جهت گذر از نهر جاسم انجام شود.

در این مرحله گردان‌های «154»،«155»،«151»،«156» با اقتدار کامل و در زیر باران آتشبارهای دشمن از نهر جاسم عبور کردند و در آن سوی نهر به تحکیم مواضع خود پرداختند. این گردان‌ها با یگان مجاور یعنی لشکر «33 المهدی» الحاق کردند. پاتک‌های نفس‌گیر و مداوم دشمن برای لحظه‌ای قطع نمی‌شد و همین، موجب شهادت بسیاری از رزمندگان انصار الحسین(ع) شد.

از ابتدای بهمن‌ماه در پی پدافند، تعداد زیادی از رزمندگان استان به شهادت رسیدند همچنین در طی این مدت پل خاکی «ام الطویل» به جزیره شلمچه توسط رزمندگان تخریبچی لشکر32 منهدم و همین امر موجب ممانعت دشمن از پاتک‌های مکرر به این جزیره شد.

از اسفند ماه مراحل تکمیلی عملیات کربلای 5 آغاز شد و در طول 10 روز عملیات‌های سلسله‌وار رزمندگان لشکر در دو مرحله (ششم و دوازدهم اسفند ماه) شرکت کردند و گردان‌های «153» و «154» و نیز گردان‌های «151» و «155» در راستای جاده شلمچه با اقتدار مواضع از پیش تعیین شده دشمن را تصرف کردند.

در این عملیات غرورآفرین، قریب به 800 نفر از دلاوران لشکر انصارالحسین(ع) به شهادت رسیدند که در میان آنان سرداران شهید «حسین کیانی»، «حسن مراد ابروزن»، «مُطّلِب قیصری»، «ناصر قاسمی»، «ستار ابراهیمی»، «قدرت‌الله دارابی»، «محمد علی رفیعی»، «محمد شهبازی»، «یونس گنجی»، «هدایت پناه»، «محجوب و اسماعیل بیگی» به چشم می خورند.

نوحه 175 شهید

نمک سفره ام از حضرت زهراست ولی

باده از دست یداله چشیدن دارد

تکیه بر کعبه بزن ، وارث شمشیر دو دم

اشهد ان علی از تو شنیدن دارد

یا صاحب الزمان

 

دعای سلامتی مولامان را زمزمه میکنیم

 

«اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً ‏وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً»

 

در سالروز عملیات غرور آفرین کربلای 5 هستیم که در این عملیات قریب به 800 نفر از دلاوران لشکر انصارالحسین(ع) به شهادت رسیدند و در میان آنان سرداران شهید «حسین کیانی»، «مُطّلِب قیصری»، «ناصر قاسمی»، «حاج ستار ابراهیمی»، «قدرت‌الله دارابی»، «محمد علی رفیعی»، «محمد شهبازی»، «یونس گنجی»،  حسین نوری ، رمضان عنایتی و اسمعلی نجفی آرمان به چشم می خورند اجماعاً جهت شادی روح شهدا صلوات محمدی پسند هدیه بفرمایید.

 

 

دل دوباره عشق قسمت کرده است

یاد پر پر کردن گل کرده است

یاد کاوه ، یاد همت کرده است

یاد سرداران بی سر کرده است

یاد مجنون و شلمچه کرده است

یاد غوغای حلبچه کرده است

یاد شبهای توسل کرده است

یاد نجوا های چمران کرده است

یاد بدر و یاد خیبر کرده است

یاد تنهایی حیدر کرده است

 

دو بیت روضه منو عرضم تمام همتون انشااله همراهی کنید

 

کجایید ای شهیدان خدایی

بلا جویان دشت کربلایی

کجایید ای سبک بالان عاشق

پرنده تر ز مرغان هوایی

شلمچه

دل دوباره عشق قسمت کرده است

یاد پر پر کردن گل کرده است

یاد کاوه ، یاد همت کرده است

یاد سرداران بی سر کرده است

یاد مجنون و شلمچه کرده است

یاد غوغای حلبچه کرده است

یاد شبهای توسل کرده است

یاد نجوا های چمران کرده است

یاد بدر و یاد خیبر کرده است

یاد تنهایی حیدر کرده است

اشعار و نوحه شهدا

بر سینه مدال افتخاری دارند

از فاطمه ارث بیشماری دارند

 

در عشق مرید حضرت عباس اند

در پیش حسین اعتباری دارند


سی سال اگر چه مثل زهرا بودند

حالا همگی سنگ مزاری دارند


هر چند که دستشان به ظاهر بسته ست

اما بنگر چه ذوالفقاری دارند

دیدند گزینه ها چو روی میز است

از راه رسیده ، قصد یاری دارند


اینان که حماسه ساز میدان بودند

ترسی ز مذاکرات جاری دارند


یک مشت پلاک و استخوان خود

گویاست

از دولت ما چه انتظاری دارند

 نوحه 

ماهیای قرمز حوض خدا !
راه دریا رو به ما نشون بدین
شمارو قسم به اشک مادرا
باله‌ها تونو بازم تکون بدین
--------------

ای صد و هفتاد و پنج مسافری
که با دست بسته از راه رسیدین
پشت دریاها می‌گن یه شهری هست
بگین اونجا چی دیدین؟ چی شنیدین؟

---------------

حتی با دستای بسته هیچ‌کسی
توی عشق حریف مردا نمیشه
شماها زنده به نورین ، به خدا
عاشقین ، زنده می‌ مونین همیشه

----------------

بگین اون لحظه‌ی آخر چی گذشت؟
کی سرا تونو رو دامنش گذاشت؟
اون که دست رو صورت شما کشید
یه کبودی روی صورتش نداشت؟

---------------

توی موج اشکایی که جارین
یه بار دیگه پاشین شنا کنین
لبا تونو بزنین بازم به هم
مثه اون وقتا ، خدا خدا کنین

بر سینه مدال افتخاری دارند

از فاطمه ارث بیشماری دارند