مدح میلاد پیامبر اسلام صلی اله علیه و آله

زمین به لرزه در آمد، شکست کنگره ها

رها شدند خلایق ز بند سیطره ها

شبی که آتش آتشکده فروکش کرد

شبی که خاتمه می یافت رقص دایره ها

صدای همهمه ی موبدان زرتشتی

هنوز مانده به گوش تمام شب پره ها

شب ولادت فرخنده ی بهاری سبز

شب وفات زمستان سرد دلهره ها

دوباره نور و طراوت به خانه ها آمد

نسیم آمد و وا شد تمام پنجره ها

جهان به یُمن حضورش، بهشتی از برکات

نثار مقدم پر خیر و برکتش صلوات

ستاره ها به نگاهی شدند سلمانش

منجّمانِ مسلمانِ برق چشمانش

ز انبیاء الهی که رفته تا معراج؟

به غیر از او که ملائک شدند حیرانش

مقام بندگی اش را کسی نمی داند

پیمبران اولوالعزم مات ایمانش

بساط ذکر سماوات را به هم می ریخت

نماز نیمه شب و شور صوت قرآنش

اویس های قرن را ندیده عاشق کرد

تبسّم لبِ داوودیِ غزل خوانش

شفیع روز جزا گشت و حضرت حق داد

به دست پاک محمّد کلید رضوانش

امیر و قافله سالار کاروانِ نجات

نثار مقدم پر خیر و برکتش صلوات

مسیح مکّه شد و نبض مرده را جان داد

به مرگ دخترکان قبیله پایان داد

خرافه های عرب را اسیر حکمت کرد

به جای تیغ جهالت، به عشق میدان داد

نماز شکر سپیدارها چه دیدن داشت!

همان شبی که سپیده اذان باران داد

نبی ست پیر خرابات و ساقی اش حیدر

در ابتدا به علی او شراب عرفان داد

تبسّمش به کسی چون بلال عزّت داد

مسیر اصلی دین را نشان انسان داد

چه قدر فاصله مان تا بهشت کمتر شد!

برات مردم ری را به دست سلمان داد

شب تجلّی مهتاب روشن عرصات

نثار مقدم پرخیروبرکتش صلوات

کبوترم نشدم، تا کبوترش باشم

دخیل گنبد سبز و مطّهرش باشم

زمان نداد اجازه که مشق عشق کنم

غلام مسئله آموز منبرش باشم

چه قدر دیر رسیدم سر قرار وصال!

چه شد؟ نخواست که عمّار محضرش باشم

قبول، شیعه ی خوبی نبوده ام اصلاً

نشد که حلقه به گوش برادرش باشم

خدا کند که مرا از قلم نیندازد

بهشت مستِ می جام کوثرش باشم

به حال و روز خودم فکر می کنم، انگار

قرار بوده که گریان دخترش باشم

شب گرفتن حاجت، زیارت عتبات

نثار مقدم پر خیر و برکتش صلوات

مدح میلاد پیامبر اسلام و امام صادق علیه السلام


به نام قبله ی شاه نجف، به نام نبی
منم غلام علی و منم غلام نبی

علی و فاطمه، داماد و دخترش هستند
چه بیش ازین بنویسیم از مقام نبی

نوشته اند سخن گفته در شب معراج
خدا به لهجه ی حیدر، به احترام نبی

به آنکه تهمت هَذیان به او زده لعنت
همیشه وحی گره خورده با کلام نبی

بگو به دشمن حیدر، خدا خدا نکند
علی علی است مناجات صبح و شام نبی

بگو که اَشهد انَّ علی وَلی الله
بگیر هر چه که میخواهی از رسول الله

سلام حضرت ِاز دَرک ما ، فراترها
سلام سایه بالا سَرِ ابوذرها

به جز تو نیست کسی در جهان علی پرور
به جز تو نیست کسی سید پیمبرها

تو با علی و خدیجه قیامتی کردید
که نیست تا اَبَدُالدَّهر ، کار لشکرها

جماعتی که همه دشمنان هم بودند
شدند با هُنرت خواهر و برادر ها

هنوز هم که هنوز است نام فاطمه ات
نشانده لرزه به جانِ تمام اَبترها

بزرگ و کوچک نسلت همیشه سلطانند
غلام خانه ی این قوم ، تاجدارانند

تو نور عالم امکان، تو ماه تابانی
تو قبله ای، تو مرادی، تو جان جانانی

تو با وفا، تو خدای مکارم اخلاق
تو قبله گاهِ تمامیِ مهربانانی

به آشنا ، به غریبه ، به کافر و مومن
رسیده بخشش و لطفت، تو مثل بارانی

تو آن شهنشهِ خاکیِ روزگاری که
نه حاجبی به سرایت بُوَد نه دربانی

بزرگواری و کارَت عطای بی منت
غم دل همگان را نگفته می دانی

به یُمنِ مَقدم تو بتکده ، مصلا شد
زمین ز خواب زمستانی ِخودش پا شد

جهان برای همیشه است، آرزومندت
شده هوایی ِ شصت و سه سال لبخندت

چه ساده عاشق خود کرده ای دو عالم را
یگانه ای و زمانه، ندیده مانندت

قسم به جان ِ که، از اهل آسمان و زمین
به جز تو خورده به قرآن خود، خداوندت ؟

خدا ز دامن تو دست من جدا نکند
خدا رهام نگرداند هرگز از بَندت

هزار شکر که مدیون صادقت هستم
ره نجات به من یاد داده فرزندت

همان که خواسته ای شد، مسیر عاشقی ام
هزار شکر خدا را امامِ صادقی ام

همیشه بر سر این سفره میهمان هستم
همیشه شامل این لطف بی کران هستم

نه دلبریست مرا جز نوادگان شما
نه جیره خوار و فدائی این و آن هستم

بگو چه بهتر ازین خواهم از تو من دیگر
به زیر سایه ی زهرای مهربان هستم

شنیده ام که تویی عاشق حسینی ها
منم همان که رفیق حُسینتان هستم

به جانِ فاطمه آقا بیا و کاری کن
شوم شهید ِحسین ِتو تا جوان هستم

درین زمانه که دلسوز و تکیه گاهی نیست
به جز حسین مرا ملجا و پناهی نیست

#شاعر محمد حسین رحیمیان

ــــــــــــ

سرود جشن ازدواج پیغمبر و حضرت خدیجه

بر همه عالم تهنیت بادا جشن پیوندت یا رسول الله

ذکر جان ، کوثر و حمد و تبارک یا خدیجه یا محمد مبارک

مصطفی لباس دامادی بر تن

شده ذکر لب ما یابن الحسن

تهنیت یابن الحسن

جلوه گر باشد نغمه خوانی ها شاد و خوشحالند آسمانی ها

یا نبی دیده ی ما خاک درت/جان به قربان شما و همسرت

کن عنایتی که باشیم همیشه/مستمند و سائلی در محضرت

مصطفی لباس دامادی بر تن

شده ذکر لب ما یابن الحسن

تهنیت یابن الحسن

ای خدایی که حیّ و سبحانی/حق ّ این زوج  پاک و نورانی

پیروان مصطفی را یاری کن/شیعیان مرتضی را یاری کن

مصطفی لباس دامادی بر تن.

شده ذکر لب ما یابن الحسن

تهنیت یابن الحسن

به مناسبت 10 ربیع الاول سالروز ازدواج پیامبر اکرم(ص) و حضرت خدیجه(س)

حضرت خدیجه(س)-مدح و وفات

 

اى داده بعصمت شرف و نام خدیجه

 اى بسته بطوفت فلك احرام خدیجه‏

 اى همسر پیغمبر اسلام خدیجه‏

 اى عصمت حق فاطمه را مام خدیجه‏

 اى ختم رسل را ز شرف نور دو دیده

 پیش از شب بعثت به مُحمّد گرویده

 اى بر تو سلام آمده از داور هستى‏

 بگذشته در آئین نبى از سر هستى‏

 دل داده و دل برده ز پیغمبر هستى‏

 زیبد كه بخوانند ترا مادر هستى‏

 الحق كه خدا دولت حق را به تو داده

 اُمّ النجباء فاطمه زهرا به تو داده  

 

سازگار

مدح حضرت خدیجه سلام اله علیها و مناسب سالروز ازدواج پیامبر (صلی اله علیه و آله)

حضرت خدیجه(س)-مدح

 

کیستم من بانوی اسلام، ام‌المؤمنینم

مادر کوثر، امید رحمۀ للعالمینم

آسمان معرفت، بر روی دامان زمینم

بانوی باغ جنان، محبوبۀ جان‌آفرینم

مثل زهرا دخترم آئینۀ حق الیقینم

بـارها از حق سلام آورده جبریـل امینم

من خدیجه همسر و همگام ختم المرسلینم

****

پیشتر از روز بعثت مصطفا را همسرم من

از نزول وحی، تنها حامی پیغمبرم من

همسرش نه، ‌همدمش نه، ‌بهترین همسنگرم من

مؤمنین را، بلکه ایمان را گرامی ‌مادرم من

بحر ایثار و وفا و معرفت را گوهرم من

در جلالت هـاجر و حـوا و مریم را قرینم

من خدیجه همسر و همگام ختم‌المرسلینم

****

پیشتر از بودنم دل برد از دستم محمد

در حقیقت روشنی بخش وجودم بود احمد

گشته بودم همچنان مشتاق آن روح مجرد

بی خبر بودم که از لطف خدای حی سرمد

روزی آن یار تمام خلق با من یار گردد

می‌کندحق با نخستین شخص خلقت همنشینم

من خـدیجه همسر و همگـام ختم‌المرسلینم

****

دختری دارم که خورشید ومه‌وگردون هلالش

شوهری‌دارم که قرآن‌گشته نازل درکمالش

دختری دارم که می‌آید سلام از ذوالجلالش

حیدری گردیده دامادم که نبوَد کس مثالش

حجره‌ای دارم که جبریل امین روبد به بالش

نی عجب گرچرخ گردون سجده آرد بر زمینم

من خـدیجه همسر و همگـام ختم‌المرسلینم

****

مدح میلاد پیامبر صلی اله علیه و آله و امام علیه السلام

زیک مشرق نمایان شد دو خورشید جهان آرا 
که رخت نور پوشاندند بر تن آسمان ها را 
دو مرآت جمال حق دو دریای کمال حق 
دو نور لایزال حق دو شمع جمع محفل ها 
دو وجه الله ربانی دو سر الله سبحانی 
دو رخسار سماواتی دو انسان خدا سیما 
دو عیسی دم دو موسی ید دو حسن خالق سرمد 
یکی صادق یکی احمد یکی عالی یکی اعلا 
یکی بنیانگر مکتب یکی آرنده ی مذهبی 
یکی انوار را مشعل یکی اسرار را گویا 
یکی از مکه انوار رخش تابید در عالم 
یکی شد در مدینه آفتاب طلعتش پیدا 
یکی نور نبوت را به دل ها تافت تا محشر 
یکی نور ولایت را ز نو کرد از دمش احیا 
رسد آوای قال الصادق و قال رسول الله 
به گوش اهل عالم تا که این عالم بود بر پا 
یکی جان گرامی در دو جسم پاک و پاکیزه 
دو تن اما چو ذات یک تا هر دو بی همتا 
محمد کیست جان جان جان عالم خلقت 
که گر نازی کند در هم فرو ریزد همه دنیا 
محمد کیست روح پاک کل انبیا در تن 
که حتی در عدم بودند بی او انبیا یک جا 
محمد کیست مولایی که مولانا علی گوید 
منم عبد و رسول الله بر من رهبر و مولا 
محمد از زمان ها پیشتر می زیست با خالق 
محمد از مکان پیموده ره تا اوج او دانی 
محمد محور عالم محمد رهبر آدم 
محمد منجی هستی محمد سید بطحا 
محمدکیست آنکو بوده قرآن دفتر مدحش 
که وصفش را نداند کس به غیر از قادر دانا 
محمد را کسی نشناخت جز حق و علی هرگز 
چنان که جز خدا و او کسی نشناخت حیدر را 
وضو گیرم ز آب کوثر و شویم لب از زمزم 
کنم آنگه به مدح حضرت صادق سخن انشا 
ششم مولا ششم هادی ششم رهبر ششم سرور 
که هم دریای شش گوهر بود هم در شش دریا 
صداقت از لبش خیزد فصاحت از دمش خیزد 
فلک قدر و ملک عبد و قضا مهر و قدر امضا 
بسی زهاد و عبادند بی مهرش همه کافر 
بسی عالم بسی عارف همه بی نور او اعمی 
دو خورشید منیر او هشام و بو بصیر او 
دو کوه حکمت و ایمان دو بحر دانش و تقوی 
مرا دین نبی مهر علی و مذهب جعفر 
سه مشعل بوده و باشد چه در دنیا چه در عقبی 
در دیگر زنم غیر از در آل علی هرگز 
ره دیگر روم غیر از ره این خاندان حاشا 
بهشت من بود مهر علی و مهر اولادش 
نه از محشر بود بیمم نه از نارم بود پروا 
سراپا عضو عضوم را جدا سازند از پیکر 
اگر گردم جدا یک لحظه از ذریه ی زهرا 
از آن بر خویش کردم انتخاب نام میثم را 
که باشم همچو او در عشق ثارالله پا بر جا 

سرود میلاد پیامبر صلی اله علیه وآله

شب سرور آمد     سپاه نـور آمد
کلیـم عـالم هـا     ز کـوه طور آمد

ام رسالت        زهی جلالت
 که احمد آوردی
عصمت سرمد        مادر احمـد         محمـد آوردی

سلام صلی الله مدد رسول الله

پیمبران امشب      همه ز جا خیزید
بــه پای احمـد گل طبق طبق ریزید

میرسد امشب     ز قلب مکه  
 بـوی رسول الله
کـه می درخشد  ز قلب مکه روی رسول الله

سلام صلی الله مدد رسول الله

که می دهد امشب   خبر به عبدالله
که ذات حق داده  پســر بــه عبـدالله
جشن بزرگ خالق سرمد   مبارک است امشب
عید محمد  عید محمد
مبارک است امشب

سلام صلی الله مدد رسول الله

مسیح انسان ها   در همــه دوران ها
از نفسش امشب   زنده شود جان ها
عید بزرگِ         دخترکان زنده به گور آمد
بگو به ظلمت عمر تو طی شد       سپـاه نـور آمد

سلام صلی الله مدد رسول الله

تو نور توحیدی   همیشه جـاویدی
توبـا جمال حق   به دل درخشیدی
تو قلب ما را    بـه نـور وحیت
 غـار حرا کردی
ستم کشیدی      خنـده نمودی  
فقط دعا کردی

سلام صلی الله مدد رسول الله

تـو بـا خـدا نور ارض و سماواتی
تـو رهبـر قسط و عـدل و مساواتی
تــو داور مـا    تــو یاور ما
تو رهبر مایی
تو تا خدا را     بود خدایی              پیمبر مایی

سلام صلی الله مدد رسول الله

 

.
.

نوحه دسته عزاداری وفات پبامبر صلی اله علیه و آله

برفت از عالم هستی پیمبر (2)
شده گریان او زهرای اطهر

زند بر سینه و سر
ز غم زهرای اطهر

یا رسول اله (2)
********
همیشه بوده او غمخوار امت (2)
چه رنجهایی کشیده او از امت

رها گشته ز غمها
از آن زخم زبانها

یا رسول اله
********
همان کاو رحمه اللعالمین است
خدایا پیکرش روی زمین است

جهان شد غرق ماتم
ز سوز و داغ و ماتم

یا رسول اله
1********
چرا دلخون امیرالمومنین شد
چرا مولا علی خانه نشین شد

به پیش چشم حیدر
زدند زهرای اطهر

یا رسول اله
********
عجب حق پیمبر را ادا کرد
به پشت در عزیزش را فدا کرد

عجب شور و نوایی
شده محسن فدایی

یا رسول اله
********
ببین امت به زهرایش چه کردند
گلش نقش زمین کوچه کردند

به زخم او نمک خورد
ز دشمن او کتک خورد

یا رسول اله
********
شاعر: رضا یعقوبیان
منبع: سایت امام هشت
www.emam8.com

نوحه دسته عزاداری وفات پبامبر صلی اله علیه و آله

حضرت رسول اکرم (ص) -(مظهر نور خدا ای بشر را رهنما)
********
حضرت رسول اکرم (ص)
مظهر نور خدا ای بشر را رهنما
خاتم پیغمبران یا نبی المصطفی
اولین نور آخرین پیغمبری
بر همه عالم محمد رهبری
یا ابالزهرا مدد (4)
********
تو حبیب داوری بر همه پیغمبری
اوستاد حیدر و همنشین کوثری
نور بخش کل هستی مصطفی
مظهر یکتا پرستی مصطفی
یا ابالزهرا مدد (4)
********
ای امید عالمین شیعه را نور دو عین
محور عترت تویی جد مظلوم حسین
آخرین منجی حی سرمدی
تو اباالقاسم محمد احمدی
یا ابالزهرا مدد (4)
********
ای رئوف و مهربان بر همه آرام جان
جان زهرا دختر از درت ما را مران
ای که هستی در جهان نور مبین
کن نظر یا رحمه اللعالمین
یا ابالزهرا مدد (4)
********
با دعایت تا به حشر شامل ما رحمتت
رنج و جور بی حساب دیده ای از امتت
با جهالت قلب تو بشکسته اند
دُرِ دندان تو را بشکسته اند
یا ابالزهرا مدد (4)
********
شور محشر شد به پا شد مدینه در عزا
عالمی بر سر زنان در عزای مصطفی
دیده بستی زین جهان یا مصطفی
رفته ای سوی جنان یا مصطفی
یا ابالزهرا مدد (4)
********
غاصب ملک فدک زخم حیدر زد نمک
پیش چشم مرتضی همسرش را زد کتک
فاطمه در کوچه شد نقش زمین
مرتضی شد بعد تو خانه نشین
یا ابالزهرا مدد (4)
********

 


شاعر: رضا یعقوبیان
منبع: سایت امام هشت
www.emam8.com

نوحه شهادت حضرت رسول اکرم (ص) -( یا رسول الله خاتم )

یا رسول الله خاتم (2)
ای امید هر دو عالم
در دل و سینه ی من ولایت
کن نگاهی تو بر این گدایت
یا محمد محمد محمد (2)
********
رحمه للعالمینی (2)
تک گل روی زمینی
حضرت خاتم الانبیایی
در دوعالم تو مشکل گشایی
یا محمد محمد محمد (2)
********
از تو باشد آبرویم (2)
شد مدینه آرزویم
ای که هستی تو روح و روانم
نام تو گشته ورد زبانم
یا محمد محمد محمد (2)
********
در دو عالم یار مایی (2)
داروو درمان مایی
از گنه خسته ام یا محمد
دل به تو بسته ام یا محمد
یا محمد محمد محمد (2)
********
شهر یثرب در نوا شد (2)
ماتم عظمی با پا شد
رفته پیغمبر از دار دنیا
غم گرفته تمام جهان را
یا محمد محمد محمد (2)
********
ای گل باغ مدینه (2)
داغ تو دارم به سینه
جسم پاکت ز چه بر زمین است
اهل عالم ز داغت غمین است
یا محمد محمد محمد (2)
********
رهنمای هر دو دنیا (2)
رفته ای تو سوی عقبا
می کند گریه زهرای اطهر
می زند بر سر و سینه حیدر
یا محمد محمد محمد (2)
********
روی زهرا گشته نیلی (2)
شد کبود از ضرب سیلی
حق تو یا پیمبر ادا شد
پشت در فاطمه ات فدا شد
یا محمد محمد محمد (2)
********
مردمان بی ولایت (2)
داده اند مزد رسالت
بعد تو زخم حیدر نمک خورد
از عدوی تو زهرا کتم خورد
یا محمد محمد محمد (2)
********
شاعر: رضا یعقوبیان
منبع: سایت امام هشت
www.emam8.com

مدح میلاد پیامبر (ص) و امام صادق (ع)

درولادت پیغمبر اکرم وامام صادق(ع)

 

زیک مشرق نمایان شد دو خورشید جهان آرا

  که رخت نور پوشاندند بر تن آسمان ها را 


دو مرآت جمال حق دو دریای کمال حق 
دو نور لایزال حق دو شمع جمع محفل ها 


دو وجه الله ربانی دو سر الله سبحانی 
دو رخسار سماواتی دو انسان خدا سیما

  دو عیسی دم دو موسی ید دو حسن خالق سرمد 
یکی صادق یکی احمد یکی عالی یکی اعلا 


یکی بنیانگر مکتب یکی آرنده ی مذهبی 
یکی انوار را مشعل یکی اسرار را گویا 


یکی از مکه انوار رخش تابید در عالم 
یکی شد در مدینه آفتاب طلعتش پیدا 


یکی نور نبوت را به دل ها تافت تا محشر 
یکی نور ولایت را ز نو کرد از دمش احیا 


رسد آوای قال الصادق و قال رسول الله 
به گوش اهل عالم تا که این عالم بود بر پا 


یکی جان گرامی در دو جسم پاک و پاکیزه 
دو تن اما چو ذات یک تا هر دو بی همتا 


محمد کیست جان جان جان عالم خلقت 
که گر نازی کند در هم فرو ریزد همه دنیا 


محمد کیست روح پاک کل انبیا در تن 
که حتی در عدم بودند بی او انبیا یک جا 


محمد کیست مولایی که مولانا علی گوید 
منم عبد و رسول الله بر من رهبر و مولا 


محمد از زمان ها پیشتر می زیست با خالق 
محمد از مکان پیموده ره تا اوج او دانی 


محمد محور عالم محمد رهبر آدم 
محمد منجی هستی محمد سید بطحا 


محمدکیست آنکو بوده قرآن دفتر مدحش 
که وصفش را نداند کس به غیر از قادر دانا 


محمد را کسی نشناخت جز حق و علی هرگز 
چنان که جز خدا و او کسی نشناخت حیدر را 


وضو گیرم ز آب کوثر و شویم لب از زمزم 
کنم آنگه به مدح حضرت صادق سخن انشا 


ششم مولا ششم هادی ششم رهبر ششم سرور 
که هم دریای شش گوهر بود هم در شش دریا 


صداقت از لبش خیزد فصاحت از دمش خیزد 
فلک قدر و ملک عبد و قضا مهر و قدر امضا 


بسی زهاد و عبادند بی مهرش همه کافر 
بسی عالم بسی عارف همه بی نور او اعمی 


دو خورشید منیر او هشام و بو بصیر او 
دو کوه حکمت و ایمان دو بحر دانش و تقوی 


مرا دین نبی مهر علی و مذهب جعفر 

سه مشعل بوده و باشد چه در دنیا چه در عقبی 


در دیگر زنم غیر از در آل علی هرگز 
ره دیگر روم غیر از ره این خاندان حاشا 


بهشت من بود مهر علی و مهر اولادش 
نه از محشر بود بیمم نه از نارم بود پروا 


سراپا عضو عضوم را جدا سازند از پیکر 
اگر گردم جدا یک لحظه از ذریه ی زهرا 


از آن بر خویش کردم انتخاب نام میثم را 
که باشم همچو او در عشق ثارالله پا بر جا 

 

 

صلواتی میلاد پیامبر (صلی اله علیه و آله)

ای نام تو جان بخش تراز آب حیات

محتاج تو خلقی به حیات و به ممات

از بعثت انبیا وارسال رسل

مقصود تو بودی به جمالت صلوات

سرود ولادت حضرت رسول اکرم صل الله علیه واله وسلم

یا رسول الله

 ای تمام آفرینش خشتی از ایوان تو

علم شرق و غرب عالم سطري از قرآن تو

آسماني ها زميني ها همه مهمان تو

گل کند جان مسيح از غنچه ي خندان تو

خنده ي خورشيد ها از گوهر دندان تو

عقل ها مبهوت تو مجنون تو حيران تو

یا رسول الله یا محمد یا اباالزهرا

 

آسماني ها همه مرهون ارشاد توأند

دستگيران جهان محتاج امداد توأند

شهرياران بنده ي سلمان و مقداد توأند

انبيا يکسر بشير صبح ميلاد توأند

نورها بر قلبشان تابيده از فرقان تو

عقل ها مبهوت تو مجنون تو حيران تو

یا رسول الله یا محمد یا اباالزهرا

 

تو سراپا جانِ جانِ امّتي امّت چو تن

تن شود بي تاب اگر يک لحظه جان بيند مَحن

با اهانت بر تو، امت شد چو بحري موج زن

رهروان تو سزد مانند چوپان قَرَن

بکشند دندانشان، چون بشکند دندان تو

یا رسول الله یا محمد یا اباالزهرا

سرود ولادت حضرت رسول اکرم صل الله علیه واله وسلم

شب سرور آمد     سپاه نـور آمد

کلیـم عـالم هـا     ز کـوه طور آمد

ام رســـــــالت        زهی جلالت        که احمد آوردی

عصمت سرمد        مــادر احمـد         محمــــد آوردی

سلام صلی الله علی رسول الله

و آله الاطهار

 پیمبـــران امشب      همـــه ز جـا خیـزید

بــه پـــای احمـد گل         طبق طبق ریزید

می رسد امشب         ز قلب مکه      بـوی رسول الله

کـه می درخشد         ز قلب مکه       روی رسول الله

سلام صلی الله علی رسول الله

و آله الاطهار

 که می دهد امشب      خبــر بـــه عبــدالله

که ذات حـــق داده       پســر بــه عبـدالله

جشن بزرگ       خالق سرمد      مبارک است امشب

عیـد محمـد        عیـــد محمــد      مبارک است امشب

سلام صلی الله علی رسول الله

و آله الاطهار

 مسیح انسان هـا       در همــه دوران ها

از نفسش امشب       زنده شود جان ها

عیــــد بــزرگِ         دختــــرکــان         زنده به گور آمد

بگو به ظلمت      عمر تو طی شد       سپـــاه نـور آمد

سلام صلی الله علی رسول الله

و آله الاطهار

 تـو نــور توحیدی        همیشه جـاویدی

تو بـا جمال حق       به دل درخشیدی

تــو قلب مـا را          بـه نـور وحیت       غـار حرا کردی

ستم کشیدی          خنـده نمودی      فقط دعا کردی

سلام صلی الله علی رسول الله

و آله الاطهار

 تـو بـا خـدا نـــــور ارض و سماواتی

تـو رهبـر قسط و عـدل و مساواتی

تــو داور مـا            تــو یاور ما              تو رهبر مایی

تو تا خدا را            بود خوایی              پیمبـــر مایی

سلام صلی الله علی رسول الله

و آله الاطهار

روضه پیامبر (صلی اله علیه و آله )

مِنهاجُ السّنّة النَبَویّة فی نَقضِ کلام الشّیعة و القَدَریّة کتاب معروف ابن تیمیه حرانی، از فقهای حنبلی در قرن هفتم هجری و یکی از نظریه‌پردازان سلفیه ابن تیمیه بعد از نقل حدیث؛« من احبّ علیّاً فقد احبّنی  ومن ابغض علیّاً فقد ابغضنی»(1)؛ «هر کس على( علیه السلام) را دوست بدارد به طور حتم مرا  دوست داشته و هر کس على( علیه السلام) را دشمن بدارد به طور حتم مرا دشمن داشته است»

در سند دیگر سلمان فارسی میگه محضر رسول خدا شرف یاب شدم ، حضرت داشت به حسنین (علیهم السلام) غذا میداد ، تا وارد شدم حضرت فرمود سلمان فرزندانم رو دوست داری عرضه داشتم بله آقاجان ، حضرت فرمودند من احبهم فقد احبنی و من احبنی احب اله ، هرکس فرزندانمو دوست داشته باشه منو دوست داره و هرکس منو دوست داشته باشه خدا رو دوست داره . 

خداوند در قران کریم میفرماید:(قل لا اسئلکم علیه اجراً الاالموده فی القربی ) پیامبر (ص) بگو من از شما اجری برای رسالتم نمی خواهم غیر از مودت و دوستی اهل بیتم .عرض می کنم :پیامبر دو نفر را پاره تن خود نامید و تعبیر (بضعه منی )را در مورد انها به کار برد :یکی امام رضا است که فرمود :( ستد فن بضعه منی به خراسان )؛ پاره جگر من در خراسان دفن می شود و یکی حضرت زهرا است.فرمود :(فاطمه بضعه منی فمن اغضبها اغضبنی) فاطمه پاره تن من است. هر کس اورا ناراحت کندمرا ناراحت کرده است .اما ببینید با این دو پاره تن چه کردند. یکی را در غربت مسموم و دیگری را بین در و دیوار شهید کردند.

اما از ان طرف ابن عباس میگوید :خود رسول خدا فرمودند:زمانی که دخترم فاطمه را مشاهده میکنم یاد مصائبی می افتم که پس از من براو وارد میشود. گویا میبینم ،در خانه خویش،مورد هتک حرمت قرار گرفته ، حقش غصب شده ،از ارث محروم گشته،پهلویش شکسته،کودکش سقط شده و دمادم فریاد میزند(یا محمداه)و کسی جوابش را نمی دهد.استغاثه میکند ولی کسی به یاریش نمیشتابد.پس پیوسته پس از من محزون و غمگین و گریان است.   

 وقتی پیامبر از کوچه های مکه رد میشد از بالای پشت بام روی سرمبارکش خاکروبه و خاکستر میریختند.  پیامبر (ص) در نهایت غربت ، خاکروبه ها و خاکستر ها را پاک میکرد...وارد خانه هم که میشد ام ابیها بود. با دستان کوچکش برای پیامبر مادری میکرد و لباسهای خاکی او را میتکاند اما دلها بسوزد برای اسرای اهل بیت (ع). ان هنگامی که وارد شهر شام شدند ، زن های شامی  از بالای بام ها خاکستر و خاک روبه و سنگ و چوب بر سر خاندان اهل بیت ریختند . خاکستر اتشی روی عمامه امام سجاد افتاد و عمامه را سوراخ کرد. دست های حضرت سجاد (ع)به گردن مبارکشان بسته بود ؛ لذا نتوانست ان را خاموش کند .اتش اهسته اهسته به سر مبارکشان رسید و سر را سوزانید.

یا رسول الله! لحظات اخر سینه ات سنگین شد .چشم باز کردی چهره ی نازنین حسنین(ع) را برای اخرین بار دیدی .اما قربان ان اقایی که سینه اش سنگین شد . چشم باز کرد .دید شمر –لعنة الله علیه- خنجر به دست روی سینه مبارکش نشسته است.

مدح پیامبر (صلی اله علیه و آله) مبعث

اَلا محمد «اِقرء و ربُّک الاکرم»
بخوان به نام خداوندگار لوح و قلم
بخوان بخوان که تویی منجی همه عالم
بخوان که پیشتر و برتری تـو از آدم
بخوان که خوانده خدایت پیمبر اکرم
بخوان که هر نفس توست آیتی محکم
بخوان به نام خدایی ‌که آفرید تو را
بخوان بنام کریمی ‌که برگزید تو را
اَلا که سیطرۀ کفر از این خبر شکند
صف سپاه شب از نیزۀ سحر شکند
اگر چه کوه بوَد خصم را کمر شکند
به تیغ عدل تو بازوی زور و زر شکند
تبر به دست، بتان را به یکدگر شکند
کمان گرفته ز بوجهل ِ فتنه سر شکند
خبر دهید که دیو غرور و مستی مُرد
رسید لشکر توحید و بت پرستی مُرد
***
محمد ای دو جهان زیر بار منت تو
مبارک است به خلق و خدا نبوت تو
خجسته باد به عالم ظهور دولت تو
تمام نـور بـود از چراغ حکمت تو
بود حقیقت توحید درس وحدت تو
درود بر تو و دین و کتاب و عترت تو
***
چراغ عترت و قرآن یکی است یااحمد
به این دو عزت ما متکی است یااحمد

بخشی از قصیده ای تمام آفرینش خشتی از ایوان تو - سازگار

یا رسول اله مدد

ای تمام آفرینش خشتی از ایوان تو

علم شرق و غرب عالم سطری از قرآن تو

آسمانی ها زمینی ها همه مهمان تو

گل کند جان مسیح از غنچه ی خندان تو

یا رسول اله مدد

آسمانی ها همه مرهون ارشاد تواند

دستگیران جهان محتاج امداد تواند

انبیا یکسر بشیر صبح میلاد تواند

نورها بر قلبشان تابیده از فرقان تو

یا رسول اله مدد

انبیا یک کاروان، تو کاروان سالارشان

خوب رویان مشتری، تو یوسف بازارشان

 

مسلمین در خواب غفلت خفته تو بیدارشان

بی خبر از دشمنان عترت و قرآن تو

یا رسول اله مدد

کیست تا مثل تو سلمان و ابوذر پرورد؟

کیست تا مرد دو عالم همچو حیدر پرورد؟

کیست تا در بوستان وحی، کوثر پرورد؟

کیست تا چون لؤلؤ و مرجان دو گوهر پرورد؟

یا چو زینب دختری در حدّ مادر پرورد

ای امیرالمؤمنین پرورده ی دامان تو

یا رسول اله مدد

دوبند از ترکیب بند زیبای مدح پیامبر (ص) - سازگار

دوبند از ترکیب بند مدح پیامبر (ص)

از بام و در کعبه به گردون رسد آواز 

کامشب در رحمت به سماوات شده باز


جا دارد اگر در شرف و مجد و جلالت 

امشب به سماوات کند خاک زمین ناز 

از ریگ روان گشته روان چشمه ی توحید

یا کوه و چمن باز چو من نغمه کند ساز 

دشت و در و بحر و برو، جن و بشر و حور 

در مدح محمد همه گشتند هم آواز 

خوبان دو عالم همه حیران محمد 
یک حرف ز مدحش شده ما کان محمد 

این است که برتر بود از وهم کمالش 

جز ذات الهی همه مبهوت جلالش 

رضوان شده دلداده ی مقداد و ابوذر

فردوس بود سائل درگاه بلالش


بی رهبریش خواهد اگر اوج بگیرد 

حتی ملک العرش بسوزد پر و بالش

 
یوسف ببرد حسن خود از یادگر او را 

یک منظره در خاطره افتد ز خیالش


ایجاد بود قبضه ای از خاک محمد 
افلاک بود بسته به لولاک محمد

میلاد پیامبر (ص) شعر هزار و سیصد و نود و پنجمین سال است

مذهب جعفری و ایده ی احمد دارم
لِلْحمد که این دولت سرمد دارم
من زخود هیچ ندارم که برآن فخر کنم
هرچه دارم همه از آل محمّد دارم

-----------------------------------

تو آفریده شدی و سرآمدت گفتند
هزار مرتبه اَحسن به ایزدت گفتند
تورا به سمت زمین با نسیم آوردند
توآمدی و ملائک خوش آمدت گفتند
نشان دهنده ی معصومی ِ قبیله توست
اگر که قّبه ی خضرا به گنبدت گفتند
تمام آل عبا«کُلنا محمّد» بود
توعین نوری و در رفت و آمدت گفتند
اگر چه یک نفری، جمع چهارده نفری
تورا محمّد و آل محمّدت گفتند
برای خُلق تو باید کنند تحسینت
نشد مشاهده شصت و سه سال نفرینت
از آن طرف تو اگر نور آخرین هستی
نوشته اند از این سو تو را نخستینت
هزار و سیصد و نود و پنجمین سال است
شدیم کوچه نشینت، شدیم مسکینت
شدیم ریزه خور سفره های سیّدی ات
گدای سفره ی هر سال چهارده سینت
توآمدی که علی را فقط ببینی و بس
نداده اند به جز دیده ی خدا بینت
یتیم مکه ای اما بزرگ دنیایی
اگر چه خاک نشینی، همیشه بالایی
مرا اُویس شدن در هوای تو کافی است
اگر چه باز ندیدم، دعای تو کافی است
همینکه بوی تو را در مدینه حس کردم
لبم رسید به خاک سرای تو کافی است
چه حاجتی به پسر داری ای بزرگ قریش
همینکه فاطمه داری برای تو کافی است
همینکه اوّل هر صبح پیش زهرایی
برای روشنی لحظه های تو کافی است
تو آن پیمبر دنباله داری و بعدت
اگر علی تو باشد به جای تو کافی است
قسم به اشهد ان لااله الا الله
تو آمدی که بگویی علی ولی الله
 تو آمدی و ترحّم شدند دخترها
چقدر صاحب دختر شدند مادرها
تو آمدی و رعیّت شکوه عبد گرفت
بدین طریق چه آقا شدند نوکرها
خدای خوب به جای خدای چوب نشست
و با اذان تو بالا گرفت باورها
بگو: مدینه ی علمی، علی درآن است
بگو: که واجب عینی است حرمت درها
بریز شیره پیغمبری به کام حسین
که از حسین بیاید علی اکبرها
قسم به اشهد ان لااله الا الله
تو آمدی که بگویی علی ولی الله
زمان گذشت زمان ظهور دیگر شد
حسین منی انا من حسین اکبر شد
هزار حضرت مریم کنیز مادر توست
تورا بس است همینکه بتول، دختر توست
به دختران فلان و فلان نیازی نیست
اگر خدیجه والامقام همسر توست
علی و فاطمه دو رحمت خداوندی
برای عالم دنیا و صبح محشر توست
به یک عروج تو جبرئیل از نفس افتاد
خبر نداشت که این تازه اوج یک پَر توست
به عرش رفتی و ماندی در آن تقّرب محض
خدا برابر تو یا علی برابر توست
تو با علی جریان ساز شیعه اید ، اما
شناسنامه ی شیعه به نام جعفر توست
 همیشه شکر چنین نعمتی روی لب ماست
که جعفر بن محمد رئیس مذهب ماست
(شاعر:علی اکبر لطیفیان)

سرود زیبای میلاد پیامبر (صلی اله علیه و آله)

گرچه ندیده دیده ام چهره ی دل گشای تو
دل به درون سینه ام پر زند از هوای تو

یا رسول اله مدد

دیده به حق چو مینهم ،در نظرم عیان شود

قامت دلربای تو ، خنده ی آشنای تو

یا رسول اله مدد

جام جهان نمای تو ، لعل سخن سرا بود

لعل سخن سرا بود ،جام جهان نمای تو

یا رسول اله مدد

طفل یتیم و این همه ،نام و مقام و مرتبت
یک تن و یک جهان سخن در صفت و ثنای تو

یا رسول اله مدد

باز دوباره همسفر ،سوی مدینه آرزوست
تا که زندگی کام دل زنم بوسه به خاک تو

یا رسول اله مدد

گرچه ندیده دیده ام چهره ی دل گشای تو
دل به درون سینه ام پر زند از هوای تو

یا اباالزهرا مدد.....  یا اباالزهرا مدد

شور – زیبای میلاد پیامبر اکرم (صلی اله علیه وآله)

بلغ العلی بکماله ، کشف الدجی بجماله
حَسُنت جمیع خصاله ، صلو علیه و آله (3)

همه هستیَم به ره ِ خدا ، وَ به عشق خاتمُ الانبیا
وَ به لطف آن شه لافتی ، وَ دعای عصمت کبریا

به فدای جلوه ی احمدی ، به فدای نور محمدی

صلو علیه و آله

تو تمام ِ مظهر ِ یا ربی،تو شُکوه ِ باور ِ مذهبی
تو فروغ ِ انجم ِ مکتبی،همه زیر ِ دِین ِ تو یا نبی

ز جهانیان تو سرآمدی،به فدای نور محمدی

صلو علیه و آله

مَلَک ِ سما سائل ِ درت،سائل ِ در و خاک محضرت

به فدای عترت اطهرت،اهل بیت و سوره ی کوثرت

تو رسول و مصطفیَ الاَمجدی،به فدای نور محمدی

صلو علیه و آله

سینه ی تو مَهبط ِ وحی ِ حق،وَ به اذن تو فلق و شفق

نور ِ حمد و واقعه و عَلَق،وَ نثار ِ روی تو صد طبق

گل باغ خالق ِ سرمدی،به فدای نور محمدی

صلو علیه و آله

معجره شق القمر پیامبر اعظم (صلی اله علیه و آله)

معجزه پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم)

وقتی کفار مکه در شب چهاردهم ذی الحجه سال چهارم بعثت به پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) مراجعه کردند و گفتند اگه راست میگی که پیامبر خدایی این ماه شب 14 را به دونیمه تقسیم کن پیامبر فرمود اگر این کار را انجام بدم شما ایمان می آورید گفتند آری ، آن شب آسمان صاف و ماه به صورت کامل(بدر) بود، پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) از خداوند خواست تا آنچه را که کفار مکه از او خواسته اند به آنها نشان بدهد تا ایمان بیاورند …خداوند دعای پیامبرش را اجابت کرد… و سپس ماه به دو نیم شکافته شد نیمی در کوه صفا و نیم دیگر در کوه قیقعان در مقابل آنان قرار گرفت. و پیامبر شق القمر کرد کفار مکه که در حال مشاهده این واقعه بودند گفتند که محمد(صلی الله علیه واله وسلم) ما را سحر کرده است، سپس گفتند، اگر او ما را سحر کرده باشد نمی تواند همه مردم را سحر کند، ابوجهل گفت صبر کنید تا یکی از اهل بادیه بیاید و از او سئوال کنیم که آیا انشقاق ماه را دیده است یا نه، اگر تایید کرد ایمان می آوریم و اگر نه معلوم می شود که محمد(صلی الله علیه واله وسلم) چشمان ما را سحر کرده است.

بالاخره یکی از اهالی بادیه به مکه آمد و این خبر را تصدیق کرد و آنگاه ابوجهل و مشرکان گفتند "این سحر مستمر است" و آنگاه این آیات مبارک نازل شد… "اقتربت الساعة وانشق القمر” هرچند این موضوع پایان یافت ولی مشرکان ایمان نیاوردند.

البته مجموع روایاتى که درباره این معجزه وارد شده حدود 20 روایت می شود که در کتاب هاى حدیثى شیعه و اهل سنت‏ مانند بحار الانوار و سیرة النبویة ابن کثیر و در المنثور سیوطى و دیگران نقل شده است. و این معجزه‏ که یکى از معجزات پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم)است، صورت گرفته است و در سوره قمرآیه اول آورده: إقتربت الساعة وانشق القمر – استاد داوود موسی از محققین بریتانیایی میگه وقتی بررسی کردم و دیدم ناسا براین واقعه بزرگ تاریخی صحه گذاشته به عظمت پیامبر مسلمانها ایمان آوردم.

شعر رحلت پیامبر (صلی اله علیه و آله )

مُلک وجود غرق در اندوه و در عزاست
آغاز صبح غربت زهرا و مرتضاست


قرآن عزا گرفته و عترت شده غریب
شهر مدینه را به جگر داغ مصطفاست


خون گریه کن مدینه! کز این ماتم عظیم
گر آسمان خراب شود بر سرت رواست


گشتند انبیا همه چون فاطمه یتیم
زیرا عزای قافله سالار انبیاست


خلقت چه لایق است که صاحب عزا شود
عالم عزا گرفته و صاحب عزا خداست


اهل ولا به هوش که با رحلت نبی
شهر مدینه یکسره آبستن بلاست 


قومی برای غصب خلافت شدند جمع 
یا لَلعَجَب! وصی پیمبر، علی، کجاست

 
دار الولا محاصره، زهراست پشت در
دود وشراره بر فلک از بیت کبریاست


آتش زدن به خانه ی ریحانه ی رسول
پاداش رنج های شب و روز مصطفاست


آزردن بتول پس از رحلت رسول
باللَّه قسم شروع جنایات کربلاست


از لحظه ای که غصب خلافت شد از علی
تا حشر حقّ آل محمد به زیر پاست


هرروز راس شاه شهیدان به نوک نی
هرشب صدای ناله ی زهرا به گوش ماست


میثم! قسم به میثمِ آزاده ی علی
آزادگی ولایت سلطان اولیاست

روضه کوتاه و جانسوز پیامبر صلی اله علیه و آله

از پیغمبر امروز یه جمله بگم: وقتی در زد، بی بی رفت در رو باز کرد،دید یه پیرمردی اومده، گفت:بابام حال نداره، بابام بیماره، نمی تونه پذیرای شما باشه، در رو بست،مرتبه ی دوم در زد، باز در رو باز کرد گفت: پیرمرد!گفتم که بابام حال نداره، مرتبه ی سوم یه مقدار بی بی در رو محکم زد،پیغمبر فرمود: بابا! این عزرائیل ِ، هیچ جا اجازه نگرفته برو در رو باز کن،بابا احترام از تو گرفته در زده، این جایی در نمیزنه بره.من نمی دونم اینهایی که سه روز دیگه اومدن، کاش در می زدن*

معراج پیامبر (صلی اله علیه وآله )

گفت : آنجا چشمه خورشید هاست
آسمان ها روشن از نور و صفا است

موج اقیانوس جوشان فضا است
باز من گفتم که : بالاتر کجاست

گفت : بالاتر جهانی دیگر است
عالمی کز عالم خاکی جداست

پهن دشت آسمان بی انتهاست
باز من گفتم که بالاتر کجاست

گفت : بالاتر از آنجا راه نیست
زانکه آنجا بارگاه کبریاست

آخرین معراج ما عرش خداست
بازمن گفتم که : بالاتر کجاست

لحظه ای در دیگانم خیره شد
گفت : این اندیشه ها بس نارساست

گفتمش : از چشم شاعر کن نگاه
 تا نپنداری که گفتاری خطاست

دورتر از چشمه خورشید ها
برتر از این عالم بی انتهاست

باز هم بالاتر از عرش خدا
عرصه پرواز مرغ فکر ماست

 

یکی از معجزات علمی و عملی پیامبر اعظم(ص) که به تصریح قرآن کریم در سایه عبودیت آن  حضرت رخ داده، «معراج» است که در اولین آیه سورة اسرا و آیات هشتم تا هجدهم سورة  نجم می توان اشاراتی را دربارة آن مشاهده کرد. آغاز ماجرا در سورة اسرا چنین آمده  است:

پاک و منزه است خدایی که بنده اش را در یک شب از مسجدالحرام به مسجد الاقصی برد که  گرداگردش را پربرکت ساختیم، تا نشانه های خود را به او نشان دهیم. او شنوا و  بیناست.

البته آن گونه که از روایات برمی آید معراج ضمن دو مرحله انجام شده است در مرحله  اول همان گونه که در آیه فوق مشاهده کردیم ایشان را شبانه از مسجدالحرام تا  مسجدالاقصی سیر می دهند و پس از آن تا آسمان هفتم و تا جایی صعود می کنند که احدی  جز خداوند متعال حضور نداشته است و تمام این ماجرا در بیداری بوده و بنابر نظر اکثر  علمای شیعه با همین بدن جسمانی اتفاق افتاده و نه در خواب یا با روح زیرا معراج  صرفاً روحانی فضیلت چندانی را برای ایشان اثبات نمی کند و چنان عظمتی را که مورد  تأکید و روایات است بر نمی تابد.

عید مبعث

آیه اله بهجت فرمودند در بین اذکار گشتم وگشتم ذکری بالاتر از صلوات بر محمد و آل محمد ندیدم

برچهره زیبای محمد صلوات

برگنبد خضرای محمد صلوات

سرتابه قدم آینه او زهراست

تقدیم به زهرا و محمد صلوات

خوان كريم خالي و بي نان نميشود

فقر گدا حريف كريمان نميشود

گويي نمي برد ز عنايت سعادتي

آنكه اسير زلف پريشان نميشود

اين چه حكايتي است كه اصلاً براي ما

مبعث بدون شاه خراسان نميشود

از بركت دعاي رسول است هيچ جا

در دوستي فاطمه ايران نميشود

مبعث نتيجه اي ز كرامات حيدر است

هر آنكه بي ولاست مسلمان نميشود

يكبار يا نبي و دگر بار يا علي

يا مصطفي بدون علي جان نميشود

. شقّ القمر

يكي ديگر از معجزاتي كه قرآن كريم براي حضرت محمّد(صلي الله عليه وآله)بيان مي كند، دو پاره شدن ماه به دست آن حضرت است: (اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انشَقَّ الْقَمَرُ); قيامت نزديك شد و ماه دو پاره گرديد. و اگر كافران معجزه اي ببينند، روي بگردانند و گويند: جادويي دايم است. و دروغ شمردند و هوس هاي خويش را دنبال كردند. و هر كاري را قراري است.

آيه شريفه اشاره به معجزه «شقّ القمر» دارد كه خداوند به دست حضرت محمّد(صلي الله عليه وآله) پيش از هجرت، به درخواست مشركان مكّه انجام دادند،48 ولي مشركان آن را جادو خواندند و به خاطر پيروي از هوا و هوس هاي خود، آن حضرت را دروغگو شمرده، نبوّتش را نپذيرفتند.

در روايات فراواني از شيعه و اهل سنّت آمده است: شب چهاردهم ماه ذي الحجه، هنگامي كه ماه تازه طلوع كرده بود، پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) اشاره كردند و ماه به دو نيم تقسيم شد و لحظاتي به همان حال باقي بود، سپس به هم چسبيد و به شكل اولش درآمد.49بنابراين، بدون شك، مراد از «انشّق القمر» همان شقّ القمري است كه به دست پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) انجام گرفت

 

 جشن دلبر ، عید مبعث     کف بزن در ، عید مبعث

گلشن دین با صفا شد    /  ذکر دل یا مصطفی شد

یا ابا الزّهرا مدد...

میرسد از ، حیّ سرمد    بانگ اقرأ ، یا محمد

تو رسول کبریایی   /  تو نبی تو مصطفایی 

یا ابا الزّهرا مدد...

آرزوی ، ما همینه      کربلا و ، هم مدینه

شهره بین عالمینیم    / گرم ذکر یا حسینیم  

یا حبیبی یا حسین  /  نور عینی یا حسین...

شد باز به روی خلق باب برکات   

خواهی تو اگر ز درگه دوست برات

بفرست ز جان و دل به آوای جلی

بر   خاتم   انبیاء    محمد   صلوات

 

مولودی پیامبر (ص) وامام صادق (ع)

شد باز به روی خلق باب برکات   

       خواهی تو اگر ز درگه دوست برات

بفرست ز جان و دل به آوای جلی

بر   خاتم   انبیاء    محمد   صلوات

------------

مولودی

گشته هستی غرق در گل                               غرق در نور از دو خورشید 

شد مدینه همچو مکّه                                       وادی طور ازدو خورشید

جلوه گر شد نور احمد                                       آن فروغ روی ایزد (2)

                      یا محمّد یا محمّد ، یا محمّد یا محمّد (2)

مژده مژده شادمانی                             بر شب غم فائق آمد

بر نبوّت احمد آمد             بر امامت صادق آمد

از چنین شادی مجدد           لعل هستی خنده می زد(2)

 

                     یا محمّد یا محمّد ، یا محمّد یا محمّد (2)

 

مکّه دارد گل در آغوش        بتکده گردد فراموش

در مدینه می نوازد                      جان و دل را عطر ایزد

آفتاب روی سرمد      از افق اکنون برآمد (2)

                    یا محمّد یا محمّد ، یا محمّد یا محمّد (2)

مولودی - 2

کـــعبه دلـــها مــحمد (2)  

              عُـــروةُ الـوثـقـی مــحمد

مـظهر اســــــماء مــحمد  

               ذکــــر ایــن لبــها محمد

 یا محمد، یا محمد یا محمد، یا محمد

 ای چـــراغ آســمانها روشـن از بـرق نـگاهت

شـمع بـزم آفریـنش، جـلوه ای از روی مـاهت

 

طـفل خِـلقت از طُفیلت، سیر هستی در پـناهت

عــالم هــستی شد از، مـــیلاد تــو زیـــــبا محمد

 یا محمد، یا محمد یا محمد، یا محمد

 یـا رسول الله کـه فـخر کــائنات و مــمکناتی

 

  بـرترین نـور هُـدایی، بـهترین فُــلک نــــــــجاتی

 مظهر صلح و صفایی، معنی صَوم و صَلاتی

 

داده یــزدان پــیروی از دیـن تـو بـر مـا مـــحمــد

 یا محمد، یا محمد یا محمد، یا محمد

 

از فــروغ روی مـاهت، جلوه ها خورشید دارد

 از کـمالت سر فـــــــــرازی، مـلت تـــــوحید دارد

 

رحــمتت نـازم که شیطان هم از آن امید دارد

 رحمة للـعالمین، یـــــــــاسین و طــاهــائی مــحمد

 

یا محمد، یا محمد یا محمد، یا محمد

 

ای رسـول مـحترم ای خــاتم و خـــتم رسولان

ویـکه بـعد از تـو دگـر پـیغمبری نـامد بـه دوران

 

جشــــــن مــیلاد تو دارد مـلت اسلام و قــرآن

 از شــکوه جـشن تو شــادی بُـــود مـــــا را مـحمد

 

یا محمد، یا محمد یا محمد، یا محمد

روضه و شعر وفات پیامبر (ص)

سالروز وفات پیامبر (ص)

ماتم گرفت حال و هوای مدینه را

                      پوشید کعبه رخت عزای مدینه را

خاکم بسر که دست اجل تیشه بر گرفت

                          وزپا فکند نخل رسای مدینه را

رکن علی شکست زفقدان مصطفی

                      در بر گرفت خاک صفای مدینه را

آدم گریست تا که ملائک به رویدست

                        بردند سوی ِ سدره همای مدینه را

روزهای آخر عمر مبارک پیغمبر بود فرمود : بلال مردم خبر کن بیایند مسجد ،بلال فریاد زد مردم بیائید پیغمر می خواهد وداع کند امروز ، مردم آمدند مسجد، یک وقت دیدند زیر بغلها پیغمبرگرفتند وارد شد در حالیکه رنگ صورت حضرت پریده ،بالای منبر رفت ، شروع به صحبت کرد در بین سخنانش فرمود : مردم هر کسی حقی بر من دارد بیایید قصاص کند .

شروع به وصیت کردن کرد ، پیغمبر فرمود: دو چیز برای شما امانت می گذارم که با این دو چیز دنیا و آخرت شمارو آباد میکنه . یکی قرآن و یکی هم عترت عرضه بداریم یا رسول الله ! عجب این اُمت امانت داری کردند. قرآن را که پشت در و دیوار قرار دادند.

قرآن را که ریسمان به گردش انداختند، میان کوچه ها کشاندند .

قرآن را پاره پاره کردند، تیرباران کردند.

عترت را هم به کربلا کشیدند و بر نیزه ها کردن و آواره ی کوه و بیابان کردند.

در آن مرضی که پیامبر اکرم از دار دنیا رحلت کرد حضرت فاطمه به حضور پیامبر آمد و پیامبر مطلبی در گوش او فرمود که خندان شد عایشه می گوید من از علت تبسم فاطمه سوال کردم آن حضرت فرمود الان صلاح نیست وقتی که پیامبر خدا از دنیا رحلت کرد من راجع به تبسم از او پرسیدم حضرت فاطمه فرمود وقتی پیامبر خدا خبر وفاتش را به من داد من گریان شدم و چون فرمود تو اولین کسی هستی از اهل بیتم که به من ملحق میشی خندان شدم و از ابن عباس روایت شده است که پیامبر اکرم (ص)زمان مرگ صدیقه طاهره را هم تعین کرده و به دخترش فاطمه زهرا فرمود فاطمه گریه نکن بعد از من هفتاد و دو روز بیشتر عمر نمیکنی تا به من ملحق شوی و از این خبر زهرا متبسم شد.

 

منبع- بحارالنوار،ج39،ص55

نوحه پیامبر (صلی اله علیه و آله )

زمینه/واحد – پیغمبر خاتم صلی الله علیه و آله


عزای رسول خدا آمده

دلم بر غمش مبتلا آمده


به زهرای غمدیده ی خونجگر

 زمانِ هجوم و جفا آمده

سلامٌ علی خاتم ُ الانبیاء...

به قلب فلک سوز پیغمبری

 محبین و چشمان ِ از غم تری

ز سوگ و عزای رسول خدا

 مدینه شده صحنه ی محشری

سلامٌ علی خاتم ُ الانبیاء...

به ساقیّ کوثر بگو تسلیت

 

 به اولاد حیدر بگو تسلیت
عزای رسول خدا را ز جان

 به زهرای اطهر بگو تسلیت

سلامٌ علی خاتم ُ الانبیاء...

عدو را پس از داغ خیر البشر

 بُوَد بُغض و کینه ز دل شعله ور

به زهرای مرضیه بعد از پدر

 شود تسلیت ضرب دیوار و در

سلامٌ علی خاتم ُ الانبیاء...

شود محسن بن علی جانفدا

 مدینه شود صحنه ی کربلا

از آن لطمه ای که به جانش رسید

 شهیده شود بضعه ی مصطفی

 



سلامٌ علی خاتم ُ الانبیاء...

واحد – رحلت جانگداز پیغمبر اکرم صلوات االله علیه و آله

دوباره نسیمی ز غربت   دوباره غم وسوز سینه

دوباره هوای بقیع و     دوباره هوای مدینه

دوباره غم مصطفی و     دوباره عزای پیمبر

رسیده دگر باره وقت ِ/سیه پوشی ِ آل حیدر

در این سوگ عظمی/   زهجران بابا

زند ناله زهرا زند ناله زهرا

واویلا واغربتا...

عزای رسول خدا و / زمان مصیبت رسیده

خدیجه زند ناله در عرش / شود فاطمه قد خمیده

پدر رفت و شد تسلیت ها / بر آن بی قرین ِ یگانه

به پشت در و بین کوچه/ز میخ در و تازیانه

ببین یا محمد/به اشک دو دیده

چه غمها پس از تو/به زهرا رسیده

واویلا واغربتا...

بیا و ببین شعله ها را/فروزان ز بیت ولایت

در و هیزم و آتش و دود/هجوم و جفا و جنایت

دل فتنه گر های آن روز/ز بغض و جفا پر شرر بود

لگد زد به در بی حیایی/وَ زهرای تو پشت در بود

چه گویم چه گویم/من از پشت آن در

شده غنچه پرپر/شده غنچه پرپر

واویلا واغربتا...

رحلت پیامبر (صلی اله علیه و آله و سلم )

رحلت جانگداز پیامبر (صلی اله علیه و آله و سلم)

رو در جنان چو خاتم پیغمبران گذاشت

داغی گران به سینه ی اهل جهان گذاشت
او بُد همای قدسی و عالم بر او قفس
بگشود بال و روی برآن آشیان گذاشت
در راه سر بلندی دین و رضای حق
کوشید تا که بر سر این کار جان گذاشت
راحت بشد از شماتت و آزار دشمنان
رفت و غمش به سینه ی عالم نشان گذاشت
رفت از میان امت و در بین مسلمین
از خود به یادگار دو شیء گران گذاشت
هست آن دو شیء عترت و قرآن که امتش
نه حد این شناخت و نه حرمت بر آن گذاشت
او در گذشت و فاطمه ی دل شکسته را
تنها میان امت نا مهربان گذاشت
زهرا مگر نبود ز عترت که خصم دون
بس درد و داغ بر دل آن نوجوان گذاشت
شیر خدا امام زمان بود و فاطمه
جان را به راه حفظ امام زمان گذاشت

 

نبی در بستر و زهرا كنارش

عزیز قلب او شد بی قرارش

بگوید دخترم كمتر نوا كن

برای رفتن بابا دعا كن

شب رحلت پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و آله و شب یتیمی جهان اسلام است. امشب همه ی جهان اسلام عزادار و در واقع مصیبت دیده اند . از همه بیشتر ، بر تنها یادگارش زهرای مرضیه سلام الله علیها سخت بود. بر امیرالمؤمنین علیه السلام و بر نوادگان پیغمبر علیهم السلام ، حسن و حسین علیهما السلام و زینب كبری سلام الله علیها و ام كلثوم سلام الله علیها سخت بود. چون یك اُنس عجیبی بین پیغمبر صلی الله علیه و آله و فاطمه ی زهرا سلام الله علیها بود. فاطمه ی زهرا پنج سال داشت كه مادرش را از دست داد. فاطمه برای پیغمبر هم دختری كرد و هم مادری. پیامبر اكرم خطاب به فاطمه می فرمود:اُم ابیها؛ تو مادر من هستی

السلام علیك یا رسول الله،السلام علیك یا نبی الله،السلام علیك یا رحمة الله الواسعه و یا باب نجاة الاُمة. رحلت پیامبر گرامی اسلام همان گونه كه امیر المؤمنین فرمود:اعظم مصائب است. یا رسول الله،در حال جان دادن شما حسن و حسین آمدند و خودشان را روی بدن شما انداختند، در نقل دارد پیغمبر دست هایش را باز كرد،یك دست امام حسن و یك دست امام حسین آن ها رابه سینه فشرد. امیرالمؤمنین آمد حسن و حسین را بردارد،پیامبر تب داشت،حالش مساعد نبود،چشمانش را باز كرد و فرمود: نه علی جان، بگذار حسنم روی سینه ام باشد؛ بگذار حسینم روی سینه ام باشد؛بگذار آنها را ببویم؛بگذار آنها را ببوسم. علی جان، اینها بوی بهشت می دهند. اَتَزَوَّدُ مِنْهُما.5 بگذار از آنها توشه بچینم. یا رسول الله حاضر نشدی حسن و حسین را از روی سینه ات بردارند و روی زمین بگذارند،اما نبودی ببینی كه كنار قبرت تیرها بر بدن امام حسن....! یا رسول الله،آنقدر حسین را دوست داشتی كه اگر صحبت می كردی و صدای گریه ی حسین را می شنیدی،صحبتت را قطع می كردی. اگر نماز می خواندی و صدای گریه اش را می شنیدی،صحبتت را قطع می كردی.  اگر نماز می خواندی وصدای گریه اش را می شنیدی، نماز را سریع تمام می كردی. اگر می آمد و روی پشت مباركت می نشست،آنقدر سجده را طولانی می كردی تا حسین پایین بیاید. یا رسل الله،كربلا نبودی ببینی؛ یوم علی صدر المصطفی و یوم علی وجه الثری، حسینت روی نیزه شكسته؛یه عده با شمشیر،یه عده با سنگ،یه عده هم با نیزه....!

فاطمه خانه ی خودش نرفت،خانه ی پیامبر ماند. نوشته اند همین كه پیامبر حالش بد می شد و رنگش تغییر می كرد؛ زهرا گریه می كرد و می فرمود: وَاكَرْباهُ لِكَرْبِكَ یا اَبَتاهْ؛( آه وفغان ازرنج ومصیبت تو ای پدرجان) 1 همین كه پیغمبر متأثر می شد، اشك فاطمه جاری می گشت. خیلی این پدر و دختر صمیمی بودند. با این ارتباط وسیعی كه با هم داشتند. فاطمه امشب و فردا از بالای سر بابا تكان نخورد، نشسته بود و صورت بابا را نگاه می كرد{ یا بقیة الله، ان شاءالله یك شب ِ بیست و هشتم، مدینه ی منوّره عرض ارادت كنیم} فاطمه ی زهرا،امیر المؤمنین،امام حسن و حسین علیهم السلام همگی دور پیغمبر بودند. در نهج البلاغه آمده است:امیرالمؤمنین فرمود: لَقَد قُبِضَ رسولُ اللهِ و اَنَّ رأسَهُ علی صَدری؛2 پیامبر در حالی جان دادن كه سرش روی سینه ی من بود. در حالی جان داد كه سرش را به سینه چسبانده بودم، در این حالت از دنیا رفت.پیغمبر در خانه غسل داده شد،كفن شد،ولی تشییع نشد،در همان خانه ی خودش به خاك سپرده شد.اَنس بن مالك می گوید: وقتی پیغمبر را به خاك سپردیم،سنگ لحد را چیدیم و قبر را پوشاندیم، من از حجره بیرون آمدم،دیدم یك خانم كنار دیوار ایستاده و گریه می كند. از صدای گریه اش فهمیدم فاطمه است. شب بود،تاریك بود،جلو آمد،عرض كرد:اَنَس پیغمبر را به خاك سپردید؟ عرض كردم بله خانم. فرمود:چه طور طاقت آوردید جسم پیغمبر را زیر خاك كنید؟! چه طور گُل مرا زیر گِل قرار دادید؟ چطور خاك بر بدنش فشاندید؟3 اتاق را خلوت كردیم، فاطمه وارد اتاق شد، فرمود: بابا بلند شو، دخترت تنها مانده است. بابا، روز ِ فاطمه شب شد. بابا،خوشی فاطمه تمام شد.بابا،احترام فاطمه پایان پذیرفت.بابا بلند شو ببین آماده شده اند به خانه ی دخترت حمله كنند.بابا بلند شو ببین دخترت تنها مانده.یا فاطمة الزهراء طاقت نیاوردی بر بدن بابا خاك بریزند.شما را احترام كردند. وارد اتاق شدی كنار قبر پیامبر اشك ریختی.اما نبودی ببینی چگونه جلوی چشم قاسم بن الحسن،جنازه ی بابا را تیر باران كردند! به خدا امام حسن غریب است.امام غریب زیست و غریب مُرد.امروز هم قبرش زائر ندارد.یا فاطمةالزهرا،جلوی چشم صغیرهایش بدن را تیر باران كردند. فاطمه جان،طاقت نیاوردی خاك بر بدن بابا بریزند. شما هم یك دختری و دختر اباعبدالله هم یك دختر است. وارد قتلگاه شد،دید بابا سر در بدن ندارد،بدن قطعه قطعه،خودش را روی بدن بابا انداخت. خانم شما را كنار قبر بابا آزاد گذاشتند كه اشك بریزید،گریه كنید،اما دختر اباعبدالله را با تازیانه از بدن بابا جدا كردند!

1-شرح نهج البلاغه،ج17،ص272

2- بحارالانوار،ج11،ص298

3- بحارالانوار،ج31،ص208

4- بحارالنوار،ج39،ص55

5- بحارالانوارج22،ص50؛كشف الغمه،ج1،ص409

نوحه

شور محشر شده ، در مدینه بپا                              رفته از این جهان خاتم الانبیا(2)

آه و وااویلتا ، آه و وااویلتا (2)

تیره از دود آه، ملک داور شده                                  شیر حق مرتضی ، بی برادر شده

آه و وااویلتا ، آه و وااویلتا (2)

شهر یثرب فتاد ، در بلایی عظیم                 مرتضی بی کسی و فاطمه شد یتیم

آه و وااویلتا ، آه و وااویلتا (2)

بسته شد دیده ی خاتم المرسلین              دخترش فاطمه ، گشته نقش زمین

آه و وااویلتا ، آه و وااویلتا (2)

در مدینه بگوش ، آید این زمزمه                  کشته شد پشت در ، محسن فاطمه

                                              آه و وااویلتا ، آه و وااویلتا (2)