متن شعر هارداسان

هارداسان یعنی کجایی مرد میدان هارداسان

ای دل غمگین و ای لب‌های خندان هارداسان

در کدامین کوچه دنبالت بگردم بعد از این

در کدامین روستا در زیر باران هارداسان

خاطرت می‌آید آن شب را که در مه گم شدی

تا کجاها رفته بودی ای مسلمان هارداسان

زیر و رو کردیم و پشت میز عکسی از تو نیست

با عبای خاکی‌ات استان به استان هارداسان

آن یتیمان، دخترک، آن کارگر، آن پیرمرد

از چه دنبال تو می‌گردد کماکان هارداسان

هارداسان یعنی کجایی خستگی نشناختن

جمعه‌ها بیکار ننشستن در ایوان هارداسان

قاضی اعدام خواندندت که جلّادت کنند

ای از آن آغاز همرنگ شهیدان هارداسان

تا ابد قرآن نمی‌سوزد فدای غیرتت

ای که آخر سوختی در راه قرآن هارداسان

خدمت سلطان نمودی خادم مردم شدی

بازگشتی باز در آغوش سلطان هارداسان

دوستت دارند محرومان و دور افتادگان

من سَنی چُخ ایسترم جانم به قربان هارداسان

نوحه زمینه امام صادق علیه السلام

امشب مدینه،غرق عزا شد

بزم عزای،صادق به پا شد

امام بی قرین امام صادق

شهید راه دین امام صادق

یا بقیه الله آجرک الله۲

عدو شرر زد،بر خانه ی او

آتش گرفته،کاشانه ی او

در آتش فتاده به یاد مادر

ضربه ی کافر و غربت حیدر

یا بقیه الله آجرک الله۲

گردیده امشب،ماه مدینه

با دست دشمن،شهید کینه

زهر کینه زده شرر به جانش

آمده کنارش روح و روانش

یا بقیه الله آجرک الله۲

مدینه غرق،عزا سراسر

صاحب عزا شد،موسی بن جعفر

ششم نور ولا گردیده خاموش

پیکر پاک او گشته کفن پوش

یا بقیه الله آجرک الله۲

موسی بن جعفر،گشته عزادار

سرش گذارد،بر روی دیوار

رئیس مذهب و امام صادق

شده او فدایی راه خالق

یا بقیه الله آجرک الله۲

عزیز زهرا،قبرش رفیع است

قبر عزیز،زهرا بقیع است

بقیع است نشانی از غربت او

بوی جنت رسد از تربت او

یا بقیه الله آجرک الله۲

#رضا_یعقوبیان