مرثیه امام سجاد علیه السلام

خیال کن که پر از زخم، پیکرت باشد

شکسته در غل و زنجیرها پرت باشد

خیال کن هدف سنگ‌های کوفه و شام

به روی نیزه سر دو برادرت باشد

فقط تو باشی و هشتاد و چار ناموست

و جمله‌های "حواست به معجرت باشد"

خیال کن حرمت بی‌پناه مانده و بعد

به روی نی سر سردار لشگرت باشد

کنار عمه‌ی سادات، یک‌طرف شمر و

سنان و حرمله هم، سمت دیگرت باشد

خیال کن که علی باشی و به مثل علی

دو دست بسته کماکان مقدرت باشد

خیال کن همه‌اینها که گفته‌ام هستند

علاوه بر همه توهین به مادرت باشد

یزید باشد و بزم شراب باشد و وای

به تشت زر سر بابا برابرت باشد

و بدتر از همه اینکه میان بزم شراب

نگاه باشد و باشیّ و خواهرت باشد

و باز از همه بدتر که مدت سی‌سال

تمام آن جلوی دیده‌ی ترت باشد

به اشک حضرت سجاد می‌خورم سوگند

که دیده هر چه که گفتیم، باورت باشد.

روضه امام سجاد علیه السلام به نفس حاج مهدی سماواتی

جهت بهره مندی از اشعار مداحی و متن و صوت روضه های استاد حاج مهدی سماواتی به این آدرس مراجعه فرمایید.

https://eitaa.com/hmdprp

"السلام علیک یا علی بن الحسین یا زین العابدین یابن رسول الله"

*بمیرم! تا غریب به چهل سال بعد از واقعه‌ی کربلا کارش همه گریه و ناله بود.هر جایی براش کربلا بود و هر روزش عاشورا..به هر بهانه‌ای گریه می‌کرد ناله می‌زد اشک می‌ریخت..*

به لب آه و به دل‌ خون و به لب، اشک بَصَر دارم

شدم چون شمعِ سوزان، آبو آتش بر جگر دارم

*پرسیدن آقا به شما کجا خیلی سخت گذشت؟سه مرتبه فرمود: "الشام الشام الشام" بمیرم برا دلت مگه چه کردن؟؟*

دلم خون شد نخندید ای زنان شام بر اشکم

که هم داغ برادر دیده هم داغ پدر دارم

کند اختر فشانی آسمان دیده‌ام

دانم که بر بالای نیزه، هجده قرصِ قمر دارم

«حسین..»

عدو دست مرا بست و اسیرم برد در کوفه

نشد تا نعش بابم را ز روی خاک بردارم

«حسین..»

تمام عمر هرجا آب بینم اشک می‌ریزم

من از لب‌های خشک یوسف زهرا خبر دارم

*غذا می‌آوردن میل کنه تا چشمش میفتاد گریه می‌کرد..صدا می‌زد.."قُتِلَ اِبْنُ رَسُولِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ جَائِعاً" آب میاوردن بنوشه تا می‌دید گریه می‌کرد روضه می‌خواند..صدا می‌زد.. "قُتِلَ ابن رسول‌الله عَطشانا.."حسینو با لبِ تشنه کشتن..*

«حسین..»

از آن‌ روزی که ثارالله را کشتند لب تشنه

به یاد کام خشکش لحظه‌لحظه چشمِ تر دارم

*امان از اون لحظه‌ای که می‌دید گوسفندی رو می‌خوان ذبح کنن..جلو‌ می رفت با گریه سوال می‌کرد آیا آبش دادین یا نه؟می‌گفتن: بله آقا! ناله‌ اش بیشتر می‌شد

می‌فرمود: کربلا پدر منو با لبِ تشنه کشتن..*

«حسین‌..»

از آن روزی که ثارالله را کشتند تشنه

به یاد کام خشکش چشمِ تر دارم

مسافر، کس چو من نَبود که همراه سر بابا

چهل منزل به روی ناقه‌ی عریان، سفر دارم

از آن روزی که بالا رفت دود از آشیانِ ما

دلی از خیمه‌های سوخته، سوزنده‌تر دارم

«حسین..»

"صلی الله علیک یا اباعبدلله..."

روضه امام سجاد علیه السلام

|⇦•شامیان من در مدینه...

#روضه وتوسل به راوی دشت کربلا امام سجاد علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاج‌مهدی سماواتی •✾•

●━━━━━━───────

شامیان من درمدینه سیدُ ذوالاِحتشامم

ظالمان من سبط پیغمبر و فرزند امامم

زاده‌ی شاه حجازم این چنین ازجور عدوان

دربه در، در کوچه های کوفه و بازار شامم

*پرسیدن آقا کجا به شما سخت گذشت؟؟ سه مرتبه فرمود: "الشام الشام الشام" اونقده پشت دروازه ی ساعات نگهمون داشتند تا شهر رو آذین بستند، چراغان کردند، لباس نو به تن پوشیدند، وقتی هم که واردشون کردند سنگشون زدند، خاکستر روشون ریختند، خارجی خطابشون کردند، تازیانه اشون زدند، مقابلشون چنگ و دف و نی زدند و رقصیدند..*

کعب نی بر من زدند از کینه این نامرد مردم

با وجود اینکه پیغمبر بُود جدِّ گرامم

چون غلام زنگ بارم برغل و زنحیر بستند

من که حوران‌ کنیزند و بُود غِلمان غلامم

*کاری کردند اینجا دیگه ناله اش بلندشد

"اُقاد ذلیلاً فی دمشق کأننی من الزنج عبد غاب عنه نصیر. و جدی رسول الله من کل مشهد و شیخی امیر المومنین وزیر" فیا لیت امی لم تلد لی" ای کاش مادرمنو نمی زایید.."و لم أکن یزید یرانـــی فی البلاد اسـیرُ" تا یزید من رو اینگونه اسیر نبینه..

«حسین..»

*بمیرم حق داشت تا زنده بود گریه کنه

آب می دید گریه می کرد،غذا براش می آوردند میل کنه تا چشمش میافتاد به غذا روضه می خوند و گریه می کرد.. جوان می دید گریه می کرد،طفل شیرخواره می دید گریه می کرد... امان از اون لحظه ای که می دید گوسفندی رو می خوان ذبحش کنند جلو می رفت با گریه می پرسید آیا آبش دادید یا نه ؟؟ بله آقا ما مسلمانیم...ناله اش بیشتر میشد

صدا می زد.. آی مردم! پدر منوکربلا غریب با لب تشنه سر بریدن...

مشغول صحبت بود دید دوتا دختر بچه از این اتاق به اون اتاق دویدند شروع کرد به گریه کردن.. آقا چی شده؟ فرمود: یاد عصر عاشورا افتادم...*

ایام اسارت

دیدم به چشم خویش غمی ناشنیده را

در یک غروب سرخ بلای عدیده را

با ناله ام زمین زمان گریه می کتد

از مادر ارث برده ام این اشک دیده را

من با همین لبان خودم نیمه های شب

بوسه زدم گلوی بریده بریده را

یعقوبم و بدست خودم بین بوریا

چیدم به گریه یوسف پیکر دریده را

یادم نمی رود که چگونه مقابلم

بستند دست عمه قامت خمیده را

یادم نمی رود سر شب لحظه  فرار

فریادهای دختر گیسو کشیده را

هنگام جابه جائی سر روی نیزه ها

دیدم شکاف هنجر و خون چکیده را

لعنت به آنکه مرکب خود نعل تازه زد

دیدم سپاه روی بدنها دویده را

یک تار موی عمه ما را کسی ندید

پوشانده بود نور حسین این حمیده را

بزم شراب و تشت طلا جای خود ولی

خون کرده صحنه ای دل مهنت کشیده را

دشمن کنیز خواست و دیدم به چشم خویش

طفل یتیم و وحشت و رنگِ پریده را

سرود مسجدی میلاد امام سجاد (ع)

آمد نگار نازنین ـ آمد امام الساجدین
خوش آمدی خوش آمدی ـ مولا عزیز زهرا
شام غمم سـر آمـده        مـاه من از در آمده
امشب علی علی بگو        عـلیِ دیگـر آمـده

امشب همه هست حسین ـ آمد روی دست حسین
خوش آمدی خوش آمدی ـ مولا عزیز زهرا
شد عید زین العابدین        آمـد امام مـه جـبین
با شد چراغان آسمان        آئینه بندان شد زمین

شد دیدنی سجود او ـ قیام او قعود او
خوش آمدی خوش آمدی ـ مولا عزیز زهرا
هستم اسیر موی تو        باغ بهشتم کوی تو
گرم نمازم من ولی        شد قبله من روی تو

داری به سینه ات نوا ـ ای زائر کرببلا
خوش آمدی خوش آمدی ـ مولا عزیز زهرا
ای روی تو ماه منیر        تـوئی امـیر و من اسیر
تـا من نیفـتادم ز پا        با دست خود دستم بگیر

شاعر : سید محسن حسینی

سرودمیلاد امام حسین (ع) و حضرت اباالفضل (ع) و امام سجاد (ع)

سرود سه میلاد

آیات کرم را دگر ایّام نزول است

میلاد سه دسته گل گلزار رسول است

نور سه ولادت    تابیده به دلها

چشمان تو روشن   یا امّ ابیها

یا حسین یاحسین ثاراله

اشک شعف حوریه جاری ز دوعین است

میلاد ابوفاضل و میلاد حسین است

تبریکِ دو عالم     با گرمی آوا

بر امّ بنین و        بر حضرت زهرا(س)

یا حسین یاحسین ثاراله

با طلعت پیغمبری و حُسن خداداد

آمد به جهان روح دعا حضرت سجّاد

از بهر عنایت       با نور هدایت

زد غنچه گل تو     در باغ ولایت

یا حسین یاحسین ثاراله

نوحه شهادت امام سجاد (ع) -(رحمت حق ساجدین است)

رحمت حق ساجدین است (2)
زینب عرش و زمین است
نور چشم همه عالمین است
رهبر شیعه بعد از حسین است
کن مدد بر همه یابن زهرا (2)
********
شد دوباره موسم غم (2)
شهر یثرب غرق ماتم
شد شهید ستم زین عباد
گشته نقش زمین جسم سجاد
وامصیبت مصیبت مصیبت (2)
********
دیده سجاد کربلا را (2)
آن عزیز سرجدا را
دیده او از ره ظلم و کینه
نانجیبی نشست روی سینه
وامصیبت مصیبت مصیبت (2)
********
جان او بر لب رسیده (2)
کس چو او ظلمی ندیده
دیده شمر را که خنجر کشیده
از حسین علی سر بریده
وامصیبت مصیبت مصیبت (2)
********
او ستم در کوفه دیده (2)
پیش رو راس بریده
دیده او زینب دل شکسته
شد جبینش ز محمل شکسته
وامصیبت مصیبت مصیبت (2)
********
دیده او سنگ لب بام (2)
ظلم و کین از مردم شام
خارجی کرده دشمن خطابش
زد شرر بر عدو خطبه هایش
وامصیبت مصیبت مصیبت (2)
********
شاعر: رضا یعقوبیان
منبع: سایت امام هشت
www.emam8.com

گریه امام سجاد

نفس المهموم .
امام صادق فرمود پدرم امام زین العابدین چهل سال برا پدرش ابی عبداله گریه کرد ، صدا میزد قتل ابن رسول اله عطشانا یه روز غلام حضرت سوال کرد آقاجان گریه شما تمام شدنی نیست ؟ حضرت فرمود : یعقوب نبی یکی از دوازده فرزندش از نظرش دور شد اینقدر گریه کرد تا نابینا شد، در حالی که من دیدم پدر و برادر و هیفده نفر از اهل بیتم کشته به روی زمین افتادن ، چگونه انتظار داری گریه ام کم بشه .


مدح امام سجاد علیه السلام

نغمه سر کن که جان دین آمد
حضرت زین العابدین آمد
عین حقّ ار فروغ عین است این
علی دوّم حسین است این
این پسر یادگار پنجِ تن است
شمع محفل فروز انجمن است
دل نورانیش یم رحمت
هر دو چشمش دو زمزم رحمت
بوسه های دعا به لعل لبش
گشته بر دور سر نماز شبش
روح و ریحان سیّد الشّهداست
این پسر جان سیّد الشّهداست
لطف، عادت، کرم، وظیفه ی او
کلّ توحید در صحیفه ی او
سخنانش همه اَخ القرآن
سر به سر نور و سر به سر برهان
وحیِ مُنزَل نهفته در نگهش
وحی صاعد دعای شامگهش
این گل سرخ دامن زهراست
بعد بابا امام عاشوراست
کعبه ی عابدین، سلام سلام
سیّد السّاجدین، سلام سلام
قطب عرفان و قبله ی ایمان
جان دین و حقیقت قرآن
یوسف ِ یوسف ِ رسول خدا
جان ِ شیرین سیّد الشّهدا
خون ِ خون ِ خدا به رگ هایت
شاهدم! خطبه های غرّایت
از دهان تو بانگ یا سُبّوح
می دهد بر تن عبادت روح
ای مسیح ِ دعا دعای مسیح
ای نفس هات خوشتر از تسبیح
تو به عرش جلال، قائمه ای
تو حسین حسین فاطمه ای
پنج میقات و چار رکن و حرم
حجر و مروه و صفا، زمزم
به مقام تو عارفند همه
ز جلال تو واقف اند همه
هر گیاهی به مدح اهل البیت
دعبل است و فرزدق است و کمیت
حجّ کعبه طواف خانه ی توست
رکن، خشتی زآشیانه ی توست
حجر الاسودت سلام کند
بر کف دستت استلام کند
وارد مسجد الحرام شدی
بهتر از کعبه احترام شدی
کعبه و خیل حاجیان به مطاف
همه دور سرت به حال طواف
پور عبد الملک از این تجلیل
ایستاده به سان عبد ذلیل
نه رهی تا که استلام کند
نه کسی از وی احترام کند
*هشام بن عبدالملك ِ ملعون،حاكم بود،تو صف استلام(بوسیدن) حجرالاسود ایستاد،
تو اون ازدحام دید،راه باز شد،آقایی آمد،همه كنار رفتند، هشام واستاده تو صف،
كسی بهش راه نمی داد،دیدن آقا امام سجاد علیه السلام اومد،
اما این ملعون داره نگاه میكنه،راه بهش نمیدادن*

نه رهی تا که استلام کند
نه کسی از وی احترام کند
مانده بر جای خویشتن چو جسد
بر دلش سخت خورده تیر حسد
عربی از هشام کرد سؤال
این که باشد بدین مقام و جلال؟
با تجاهل به سوی او نگریست
گفت نشناسمش ندانم کیست
شد فرزدق خروش، سر تا پا
جست از جای خود سپند آسا
خواند در شأن یوسف زهرا
با فصاحت قصیده ای غرّآ
گفت هی هی! تجاهلت از چیست
گوش کن تا بگویمت این کیست
حجر و رکن و زمزم و میقات
مروه، سعی و صفا منی، عرفات
کوه های حجاز سر تا سر
همه ی ریگ های در مشعر
مستجار و مقام و حجر و حطیم
مکّه تا هر کجا که هست حریم
ناودان و مطاف و شاذروان
کلّ حجّاج بیت، پیر و جوان
جبل الرّحمه خیف غار حرا
می شناسند یک به یک او را
همه دل بر ولایتش بستند
در مسیر هدایتش هستند
این فروغ حقیقت ازلی است
این جگر گوشه ی نبیّ و علی است
دل مؤمن پُر از محبّت اوست
نصّ حکم خدا موّدت اوست
به تولاّی او گرفته حیات
حجّ و صوم و صلات، خمس و زکات
این گل سرخ گلبن زهراست
میوه ی قلب سیّد الشّهداست
کرم از بذل او کرم گشته
حرم از فیض او حرم گشته
از دم او دعا کند پرواز
بی ولایش قبول نیست نماز
حجّت حیّ سرمدش خوانند
گل باغ محمّدش خوانند
*بازم بگم هشام:*
حق فرستاده در همه اوقات
به اب و جدّ و مادرش صلوات
*بگم،باز هم بگم،خلاصه:*
این خداوند را ولی است ولی
نام نیکوی وی علی است علی
تا جهان بوده است و خواهد بود
به فرزدق درود باد درود
*به خاطر همین شعر*
سینه ی خصم را نشانه گرفت
چوبه ی دار خود به شانه گرفت
بین دشمن سرود، مدح امام
«میثمش» می دهد هماره سلام
شاعر:حاج غلامرضا سازگار

امام عابدین منم – سید ساجدین منم

امام عابدین منم – سید ساجدین منم 

زنجیر خونین می دهد گواهی                                                      از گردن مجروح به بیگناهی

آزرده شد اعضای من                                                                     خون می چکد از پای من

                                     امام عابدین منم – سید ساجدین منم

آنکس که غل بر دست و پیکرم زد                                         در بین راه سیلی به خواهرم زد

جانم ز غم آمد به لب                                                         مرگ از خدا کردم طلب

                                     امام عابدین منم  – سید ساجدین منم

من رنگ زینب را پریده دیدم                                                             در طشت زر سر بریده دیدم

ویرانه بوده منزلم                                                              داغ سه ساله دیدم

                                      امام  عابدین منم – سید ساجدین منم

محمکم ترین زنجیر را ببندید                                                            اما به اشک عمه ام نخندید

من جسم بی سر دیده ا                                                                قلبهای پرپر دیده ام

                                       امام عابدین منم – سید ساجدین منم

متن روضه کوتاه امام سجاد علیه السلام

انا ابن مسلوب العمامة و الرداء انا ابن من بكت علیه ملائكة السماء انا ابن من ناحث علیه الجن فی الارض و الطیر فی الهواء"مردم شام من پسر همون کسی هستم که چهل منزل سرش رو بالای نیزه زدند؛من پسر همون کسی هستم که عبا و عمامه ش رو بردند؛من پسر همون کسی هستم که(شماها شادی کردید ولی)ملائکه ی آسمان گریه کردند؛شب شهادته وگرنه اجازه نمیداشتم بگم:

"انا ابن المقتول ظلما انا ابن مجزوز الرأس من القفا "

مردم شام سر پدرم رو از قفا جدا کردند،زن و فرزندش رو اسیر کردند...

عجیبه تو این سفر!گاهی زین العابدین به فریاد زینب میرسیده گاهی زینب به فریاد زین العابدین...عصر یازدهم وقتی اهلبیت رو میخواستند از کنار شهدا عبور بدن امام سجاد منقلب شد،بی بی زینب به فریاد زین العابدین رسید،فرمود:"ما لی اراک تجود بنفسک یا بقیه الماضین؟!" ما که دیگه به غیر از تو کسی رو نداریم؛داری با جان خودت بازی میکنی!

فرمود:ببین عمه جان بدن های اولیاء خدا رو روی زمین گذاشتند،بدن های خودشون رو دفن کردند؛فرمود:نگران نباش؛اون حدیث معروف رو خوندند:"وَ یَنْصِبُونَ لِهَذَا الطَّفِّ عَلَماً "این جور نمیمونه... این جور نمیمونه...آروم کرد زین العابدین رو...امروز که گذشت زینب به فریاد زین العابدین رسید ولی فردا زین العابدین جان زینب رو نجات داد..میدونید کجا؟شیخ مفید در ارشاد مینویسد:وقتی مشغول خطبه خواندن بود و با سر بریده حرف میزد؛امام سجاد فرمود:زود من رو ببرید کنار محمل عمه جانم زینب! یه حرفی بایدبزنم؛آمدند سر درون محمل کردند صدا زدند "عمتی اُسکُتی!"عمه جان آرام بگیر! " ففی الباقی من الماضی اعتبار"

عمه جان حسین دیگه برنمیگرده؛حسین دیگه بر نمیگرده؛ما باید بریم کوفه،بریم شام...

ولی یه جمله ی پایانی هم داره؛دیدید وقتی یه مصیبتی تو یه خونه ای اتفاق میفته همه گریه میکنند؛ضجه میزنند؛یه بزرگی پیدا میشه همه را آرام میکنه وقتی همه آرام شدند خودش میشینه یه گوشه ای گریه میکنه؛میگن تو خودت چرا گریه میکنی؟میگه من یاد یه خاطره از بابام افتادم؛میدونید مردم کوفه بابام رو چطور کشتند؟!"بالسیف و السنان والحدید والحجار والخشب والعصا"هر کی هر چی داشت

نوحه امام سجاد علیه السلام

ای فروغ انجم آل رسول                                      ای علیّ دوم آل رسول

ای ولایت ضامن دنیا و دین                            سیّدِ سجّاد ، زین العابدین

ای فلک ریزه خوری از خوانِ تو                 هستی ای جانِ جهان قربان تو

هم علیِّ دوّم آل عبا                                      هم علیّ دوّم خونِ خدا

دیگر اینجا من نگویم زان حدیث      خود از این مُجمل مفصّل خوان حدیث

کشتیِ توحید را لنگر تویی                     چهارده معصوم را مظهر تویی

گرچه زهر کینه گشته قاتلت                   لیک سوزد یادِ یک صحرا دلت

یاد یک صحرا که پر از لاله بود             غرق اشک و مهدِ سوز و ناله بود

یابن زهرا(س)،ای امام عالمین              عمرِ تو شد نذر گریه بر حسین

تو به خاک اشک چهره سوده ای                 شاهدِ اوج مصائب بوده ای

دیده ای در پیش چشمان پدر                      اِرباً اِرباً گشتنِ جسم پسر

دیده ای در های و هوی کارزار                    حلقِ طفل و تیر خصمِ نابکار

دیده ای که جای گل ،اصحابِ ننگ                  بر سرِ داماد افکندند سنگ

دیده ای یک پهلوان را سرنگون            ساقیِ بی دست را در خاک و خون

دیده ای با اشکِ خونین ، آه آه               چکمه ی شمر و سرِ خونین شاه

از ستمکاران جفا را دیده ای                          آن ذبیح مِن قفا را دیده ای

روضه کوتاه امام سجاد علیه السلام

در سوگنامه آل محمد مرحوم اشتهاردی آورده وقتی امام باقر بدن بابا رو غسل میداد یه وقت دیدن آقا داره بلند بلند گریه میکنه یکی از اصحاب سوال کرد آقا جان چرا منقلب شدی فرمود هنوز آثار غل و زنجیر دوران اسارت بعد از سالها رو بدن بابا نمایانه -  یا صاحب الزمان آجرک اله یه وقت نیمه شب امیر المومنین هم و قتی بدن خانم فاطمه (س) رو غسل میداد سر به دیوار گذاشت بلند بلند گریه میکرد ، اسما سوال کرد آقا جان خودتون فرمودید آرام گریه کنید چرا بلند بلند گریه میکنی فرمود الآن دستم رسید به بازوی ورم کرده زهرا - زمزمه کن زهرا جان

 بدن مطهر امام سجاد علیه‏السلام را در شهر مدینه تشییع کردند. تشییع جنازه بی‏ نظیری بود ؛ عده زیادی از مردم از مناطق مختلف اومدن همگی پریشان و گریان و دل شکسته جنازه مطهر حضرت را بر دوش می‏بردند. مردم در هاله‏ای از اشک با امام وداع می‏کردند. بدن مطهر حضرت سجاد علیه‏السلام را به قبرستان بقیع بردند و در قبری که در کنار قبر عمویش امام حسن مجتبی علیه‏السلام آماده ساخته بودند به خاک سپردند.اما بمیرم لا یوم کیومک یا اباعبدالله دلا بسوزه برا اون لحظه ای که امام سجاد بدن مطهر بابا رو تو خانه ی قبر گذاشت آی داد بی داد بنی اسد ببینه زین العابدین لب به رگهای بریده گذاشته یا صاحب الزمان آجرک اله فی مصیبت جدک الحسین (علیه السلام) - زمزمه کن حسین جان

میلاد امام سجاد (علیه السلام)

مدح امام زین العابدین (علیه السلام)

ای لیل قدر تشنۀ راز و نیاز تو

قبله سزاست غبطه خورد بر نماز تو

چون بر قنوت دست دعا باز می کنی

صدها فرشته پر کشد از دست باز تو

 

آری عصارۀ حسنین است خلقتت

این افتخار در سخن دیر باز تو

نسل تو نسل پاک دعا و اجابت است

آری بهشت قبضۀ آل نجابت است

 

تفسیر آیه آیۀ قرآن صحیفه ات

تأویل سوره سورۀ قرآن صحیفه ات

تصویر نور و ذات و صفات و جمال حق

تشریح سوره سورۀ قرآن صحیفه ات

طرح فصاحت است و بیان بلاغت است

همتای صفحه صفحۀ قرآن صحیفه ات

 

تقویم شیعه شمّه ای از خطبه های توست

نشناختم تو را که چه در گفته های توست

 

چون نسل او ز بانوی ایران به هم رسید

ایران به برج عزّت و شأن و کرم رسید

ایران ز یمن اوست علمدار شیعه شد

یاران به هوش مقطع حفظ علم رسید

ما از سلالۀ حسنینیم مفتخر

زین رو به توس ملک رضا را حرم رسید

هان ای گروه شیعه مهیّای عشق باش

آری سخن به درک اهم فی الا هم رسید

  

ای دل ربا بیا که قدومت مبارک است

میلاد توست شأن نزول تبارک است

تا زین العابدین به دو عالم امام ماست

دنیا و آخرت ز ولایش به کام ماست

 

سرود میلاد امام سجّاد علیه السلام

یا علی بن الحسین مولا مولا...

 

شکر حق گوید ، شیعه ی دلشاد 

        آمده دنیا ، حضرت سجّاد

مادح فضیلتت حیّ منّان      

          روح ذکری و دعا مولا مولا

یا علی بن الحسین مولا مولا...

 

جلوه ی وجه خدای ازلی   

            نور چشمان حسین بن علی

معدن جود و سخا مولا مولا   

        لاله ی کرببلا مولا مولا

 

یا علی بن الحسین مولا مولا...

 

پیک حق داده مژده بر یاران    

     خانه ی ارباب گشته گلباران

جشن میلاد فروغ مکتب است  

       خنده زن حسین به روی زینب است

یا علی بن الحسین مولا مولا...

 

عشق پاک تو سرشت عاشقان   

     راه خیر و سرنوشت عاشقان

خاک تو به روی چشمان مَلک     

  ای بقیع تو بهشت عاشقان

 

یا علی بن الحسین مولا مولا...

 

ای خاک تو عرش برین         

       مدد یا زین العابدین

خواهر ببین ماه رویش   

              بیا و کن چون گل بویش

این گل گلشن جانان من است      

    تا ابد ماه درخشان من است

مَجد و عزت و شرافت اوصافش  

   این پسر هستی من ، جان من است

یا علی بن الحسین مولا مولا...

 

مرثیه و نوحه امام سجاد (علیه السلام)

من آن گلم که خفته به خون باغبان من

نه گل نه غنچه مانده به باغ خزان من

مرغ بهشت وحیام و از جور روزگار

ویرانههای شام شده آشیان من

هفتاد داغ دارم و در سوز آفتاب

هجده سر بریده بود سایبان من

زنهای شام خنده به ناموس من زدند

این بود احترام من و خاندان من

زنجیرها به زخم تن من گریستند

دشمن نکرد رحم به اشک روان من

گردید نقش خاک ز سنگ یهودیان

از نوک نی سر پدر مهربان من

شام بلا و طشت طلا و سر حسین

گردید قاتل پدرم میزبان من

من اشک ریختم ز بصر او شراب ریخت

با آن که بود آیه کوثر به شأن من

من ناله میزدم ز دل او چوب خیزران

من تن به مرگ دادم او سوخت جان من

«میثم» خدا جزات دهد در عزای ما

کز نظم تو عیان شده سوز نهان من

 

شعر پایانی

کی روا بودن ولی کردگار
تا چهل منزل شود اشتر سوار

آن یکی گفتا که اینان کیستند ؟
دیگری گفتا مسلمان نیستند !

آن یکی گفتا که این بیمار کیست ؟
دیگری گفتا که بابش خارجی است ..

آن یکی گفتا عجب افسرده است ؟
دیگری گفتا برادر مرده است 

نوحه

وا اماما وا اماما  ( 4 )

ناله های آتشین دارد مدینه

داغ زین العابدین دارد مدینه

مانده در لب نغمه های دلنشینت

پاره پاره گشته قلب نازنینت

وا اماما وا اماما (4)

گه به یاد فرق اکبر گریه میکرد

گه برای حلق اصغر گریه میکرد

شامیام بر اشک چشمش خنده کردند

کف زدند و داغ او را تازه کردند

وا اماما وا اماما (4)

روز و شب خون  دل و اشک بصر داشت

داغ هفتاد دو لاله بر جگر داشت

جای گل بر گردنش دشمن غل انداخت

بر بدن از سلسله زخمش گل انداخت

وا اماما وا اماما (4)

حسین حسین

شهادت امام سجاد (علیه السلام)

من دیده ام آن چه را که دیدن سخت است            دیدن چه بود بلکه شنیدن سخت است

هفتاد و دو تن ز بهترین یاران را                          دیدن به زمین و دلبریدن سخت است

بار غل و زنجیر و چهل منزل را                           با پیکر تبدار کشیدن سخت است

جانبخش بود نوای قرآن ما را                    از راس پدر زنی شنیدن سخت است

سجّاد ز داغ شهدا زار گریست                   در سوگ پدر با غم بسیار گریست

در شهر مدینه سالها بعد پدر                      با سوز دل و دیدۀ خونبار گریست

روضه

شیخ عباس قمی در نفس المهموم آورده چهارشنبه 16 ربیع الاول سال 61 روز سختی برا خانم زینب کبری (س) بود .

سهل ابن سعد ساعدی میگه دیدم شهر شام رو چنان آذین بندی کرده بودن که تا آنروز کسی چنین جشنی ندیده بود .

کاروان اباعبداله وارد شام شد سهل میگه سرهایی بر نیزه بود که پیش از همه سر مطهر عباس ابن علی (ع) و سر مطهر ابی عبداله (ع) مقابل دیدگان زنان حرم برنیزه بود .

یا امام زمان منو ببخشید سهل میگه چنان هیبتی عظیم بر چهره مولا نمایان بود ، محاسن مبارکش به خون خضاب شده یا اباعبداله شیخ عباس مینویسه هزاران نفر رقص کنان و دف زنان دور کاروان به پای کوبی مشغول بودند و مسافت دروازه شام تا کاخ یزید ملعون ساعتها طول کشید یا ام المصائب چه رنجها که کشیدی وقتی سربرادران و فرزندانت برنی بود و مردم شادی میکردند .

 

 

این کریمی است که دشمن همه شرمندۀ او است

                                                 این اسیریست که آزادی ما بندۀ او است

این خطیبی است که خون شهدا زنده از او است

                                                 این فدایی است ولی خلق جهان بندۀ اوست

این تجلاّی جمال ابدی می باشد

                                                این علی ابن لاسی بن علی می باشد

اینکه خورشید غبار کف پایش گردد

                                               اینکه گردون سپر تیر بلایش گردد

اینکه مَلِک الحاج فدایش گردد

                                               قتلگه مروه و ویرانه صفایش گردد

آفرینش همه بر دامن او چنگ زدند

                                              غم ندارد گرش او بام بر او سنگ زدند

عشق و آزادی و ایثار و وفا مکتب او است

                                             بین طوفان بلا ذکر خدا بر لب او است

می دهد جان به مَلَک زمزمۀ یا رب او

                                            غُل و زنجیر شده محو نماز شب او

در غُل جامعه از جامعه می بود جدا

                                           پای تا قد خدا بود و خدا بود و خدا

او که هر سلسله را بار غمش بر دوش است

                                          گر چه نیش از همگان دیده کلامش نوش است

خطبه اش اهل و ولا را همه جا در گوش است

                                           مسجد شام هنوز از سخنش مدهوش است