مناجات با امام حسین علیه السلام

گفتیم وقت شادی و وقت عزا، حسین

تنها دلیل گریه و لبخند ما حسین...

در وقت مرگ، چهرۀ ما دیدنی‌تر است

از اشک‌هایِ شوق ملاقات با حسین

هنگام غسل دادن ما، روضه‌خوان بگو:

عالم فدای بی‌کفن کربلا حسین

وقتی به سمت قبر سرازیر می‌شویم

مشکل‌گشای ماست در آن تنگنا حسین

با گریه بر غریبی او خاکمان کنید

بر ریگ‌های داغ، تنش شد رها حسین

نوکر به اسم و رسم خودش بی‌علاقه است

بر سنگ قبر ما بنویسید: «یا حسین»

در گیر و دار محشر و هول و هراس آن

فریاد استغاثۀ ما یک‌صدا: حسین..

مناجات ماه رمضان

 

بنده ی روسیاه تو          

آمده در پناه تو 

امشب منم خدای من   

منتظر نگاه تو 

گنه شکسته کمرم      

رهام کنی کجا برم 

دوباره من منتظرم 

خدای من خدای من٣

 

خدای من اگر بدم     

به دعوت تو آمدم 

به حق اشک مرتضی   

زِ درگهت مکن ردم 

شرمنده ام از تو خدا  

همیشه می کنم خطا 

تو می کنی به من عطا 

خدای من خدای من٣ 

 

خدای من تویی کریم  

عبد توام من از قدیم 

زِ بار معصیت خدا      

اوضاع من بود وخیم 

الا خدای مهربان       

به بنده ات بده امان

ز درگهت مرا مران

خدای من خدای من٣

 

همیشه دادی فرصتم     

باز خدا به غفلتم

دست خالی تو رام دادی 

مهمان خوان رحمتم 

نسیم رحمتت وزید  

کریم چون تو کس ندید

به توست مرا فقط امید

خدای من خدای من٣

 

یا رب شکسته بال من  

نگه نما به حال من 

امشب زِ لطف خاص تو 

شد لحظه ی وصال من

ای که تویی برام عزیز

گرچه نیرزم به پشیز 

امشب گناهانم بریز

خدای من خدای من٣

 

ای که تویی محرم راز  

سر تا به پا منم نیاز 

بنده ی شرمنده منم    

تویی خدای دلنواز 

خدای من به تو قسم 

ذلیل و خوار و بی کسم

فقط تویی فریاد رسم

خدای من خدای من٣

دارد تمام میشود آقا عزای تو

دارد تمام میشود آقا عزای تو
و کم گریه کرده ایم محرم برای تو

شبهاي آخر است گدا را حلال كن
اين هم بساطِ نوكر ِ بي دست و پاي تو

دارد چه زود سفره ي تو جمع می شود
هستم هنوز سائل ِ آب و غذای تو

مارا ببخش گريه ي سيري نكرده ايم
چشمانِ خشكِ ما خجل از اين عزاي تو

 هر روز، روز ِ تو همه جا محضر شما
یعنی که هست هر چه زمین کربلای تو

میل ِ دوبارگيِّ بهشت آدمی نداشت
وقتی شنید گوشه ای از روضه های تو

 کی دست خالی از در این خانه رفته است؟!
 دستِ پُر است تا به قیامت گدای تو

تنها بلد شدیم تباکی کنیم و بس
گریه کند برای تو صاحب عزای تو

گریه کن تو حضرت زهراست والسلام
جانم فدای فاطمه و جانم فدای تو

تازه به شام میرسد از راه قافله
تازه رسیده نوبت تشت طلای تو

اجرا شده توسط حاج منصور ارضي در شب 29 محرم

مناجات - کاش تا خیمه سبزت برسد فریادم

استغفراله ربی و اتوب الیه - استغفراله من كُلَّ ذَنْب اَذْنَبْتُهُ و من کل خطیئته اخطا تها

یا صاحب الزمان

کاش تا خیمه سبزت برسد فریادم
من از آن روز که در بند توام آزادم


عاشقم دست خودم نیست بگو تا چه کنم؟
دل به یک یوسف گم گشته زیبا دادم


باز من ماندم و پرونده امضا نشده
کاش با یک نظر لطف کنی دلشادم

آقای من :
شدم آن تیر که در چله ای از وسوسه هاست
شده ام صید و گناهان جهان صیادم

بداد م برس – یا صاحب الزمان ادرکنی :


در دلم ذوق گناه و به لبم نام شماست
بنده ای بی صفت و هر چه که بادابادم

ای شبای عزیز یه فکری بحال من بکن آقا من اهل معصیت شدم . بچه اگه کار بدی کنه میره پیش پدر و مادرش میگه برام یه کاری بکنین – ای امام از پدر و مادر بهتر منم کارم گیر کرده :
ترسم این چشم به دیدار تو عادت نکند
بسکه بر جلوه صد رنگ گنه معتادم

اینقدر چشمم حرام دیده میترسم دیگه مایل نباشه ترو ببینه :


تشنه روی توام رفع عطش می خواهم
گفتم از تشنگی و یاد لبی افتادم

یا لبهای عطشان فرزندان اربابم افتادم


گفتم از تشنگی و از غم اطفال حسین (ع)
مثل زهرا (س) وسط روضه ز پا افتادم


بعد یک عمر حسین (ع) است فقط ذکر لبم
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم


بود آیا که در میکده را بگشایی
بر من مست که یک نوکر هیئت زادم
نام تو حرز نجات است مبادا برود
در سرازیری قبر اسم شما از یادم
جان ارباب بیا توبه من را بپذیر
او که شد گریه کنش نوح و مسیح و آدم

شاعر: عباس احمدي

 

مناجات با خدا

بنده من چرا دگر خدا خدا نمی کنی؟

ماه میهمانی خدا شروع شد

چرا مرا ز سوز دل دگر صدا نمی کنی؟

بزا بشنوه این شب جمعه اومدیم در خونش

ریشه دوانده در دلت غفلت و لذت گناه

محبت تو کم شده به ما وفا نمی کنی؟

حالا آماده ای خدا خدا خدا

آی بنده من -- مگر خدای دیگری به غیر من گرفته ای

کی شده تا حالا بیای در خونم جوابتو ندم

که با من غفور تو دگر صفا نمی کنی؟

مگر ز من چه  دیده ای که این چنین بریده ای

منتظر تو مانده ام چرا نوا نمی کنی؟

چرا مرا ز خانه ی دلت برون نهاده ای

چرا دل شکسته را خانه ی ما نمی کنی؟

ز فاطمه به سوی تو سلام می رسد ولی

چرا برای مهدی اش کمی دعا نمی کنی؟

برای ناله های تو دل حسین تنگ شد

چرا به روضه اش دل خویش دوا نمی کنی؟

برات کربلای تو به دستهای زینب است

چرا هوای رفتن کرب وبلا نمی کنی؟

مناجات

مناجات

باغ فردوس چو دامان بیابان تو نیست

لاله را خرّمی خار مغیلان تو نیست

مولای من

جان به امید وصال تو نگه داشته ام

 خوش بحال اونی که میتونه این جوری باشه

جان به امید وصال تو نگه داشته ام

ور نه یک لحظه مرا طاقت هجران تو نیست

 

مولای من – آقای من

دوست مرهون عطای تو اگر شد نه عجب

دشمنی نیست که شرمنده احسان تو نیست

شب پانزدهمه ماه رمضانه –داری آماده میشی برا شبای قدر

خارم اما نگهی کن که گلم گردانی

تا نگویند مرا جا به گلستان تو نیست

آقا یه نگاهی هم به ماکن

مرگ با دیدن تو لحظه میلاد من است

که حیات ابدم جز لب خندان تو نیست

سعید ابن عبداله آخرین لحظه عمرش دید ابی عبداله داره نگاش میکنه  صدا زد هل وفیت یا ابی عبداله گفت وفا کردم - ابی عبداله یه سری به عنوان تأیید تکان داد - ای جانم فدای این لحظه – یه جمله از شهید آوینی به ذهنم رسید که گفت شهدا نرفته اند وما مانده ایم – شهدا مانده اند و ما اگر اسیر غفلت شویم رفته ایم

مرگ با دیدن تو لحظه میلاد من است

که حیات ابدم جز لب خندان تو نیست

 

یا علی رخ بنما دل بر با جان بستان

گر چه جان دو جهان قابل قربان تو نیست

نظم «میثم» درنا بیست ولی در دهنش

گوهری نیست که از بحر خروشان تو نیست