استغفراله ربی و اتوب الیه - استغفراله من كُلَّ ذَنْب اَذْنَبْتُهُ و من کل خطیئته اخطا تها

یا صاحب الزمان

کاش تا خیمه سبزت برسد فریادم
من از آن روز که در بند توام آزادم


عاشقم دست خودم نیست بگو تا چه کنم؟
دل به یک یوسف گم گشته زیبا دادم


باز من ماندم و پرونده امضا نشده
کاش با یک نظر لطف کنی دلشادم

آقای من :
شدم آن تیر که در چله ای از وسوسه هاست
شده ام صید و گناهان جهان صیادم

بداد م برس – یا صاحب الزمان ادرکنی :


در دلم ذوق گناه و به لبم نام شماست
بنده ای بی صفت و هر چه که بادابادم

ای شبای عزیز یه فکری بحال من بکن آقا من اهل معصیت شدم . بچه اگه کار بدی کنه میره پیش پدر و مادرش میگه برام یه کاری بکنین – ای امام از پدر و مادر بهتر منم کارم گیر کرده :
ترسم این چشم به دیدار تو عادت نکند
بسکه بر جلوه صد رنگ گنه معتادم

اینقدر چشمم حرام دیده میترسم دیگه مایل نباشه ترو ببینه :


تشنه روی توام رفع عطش می خواهم
گفتم از تشنگی و یاد لبی افتادم

یا لبهای عطشان فرزندان اربابم افتادم


گفتم از تشنگی و از غم اطفال حسین (ع)
مثل زهرا (س) وسط روضه ز پا افتادم


بعد یک عمر حسین (ع) است فقط ذکر لبم
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم


بود آیا که در میکده را بگشایی
بر من مست که یک نوکر هیئت زادم
نام تو حرز نجات است مبادا برود
در سرازیری قبر اسم شما از یادم
جان ارباب بیا توبه من را بپذیر
او که شد گریه کنش نوح و مسیح و آدم

شاعر: عباس احمدي