زمزمه شب‌های جمعه

شب‌های جمعه ما همه

با عشق بی بی فاطمه

راهی به دشت کربلا

با شور و شوق زمزمه

گوئیم همه جانم حسین

ای جان جانانم حسین (۲)

جانم حسین جانم حسین

ای جان جانانم حسین (۲)

نوحه زمینه یا تک شب‌های جمعه

شب های جمعه..

آخه چه سرّی داره دلهامون می گیره

شب های جمعه...

مادر میاد و کربلا بارون می گیره

شب های جمعه..

یه دختری هی ذکر بابا جون می گیره

شبهای جمعه مادر بُنَیَّ میگه و خواهر میفته

چشمای زهرا، بازم به زخم گودی خنجر می افته

مادر به یادِ، اون پنجه های شمر و موی سر می افته

من بی وضو موی تو را شونه نکردم

حالا به دنبال سرت باید بگردم

دیدم خودم در روز عاشورا بُنَیَّ

افتاده بودی زیرِ دست و پا بُنَیَّ

«جانم حسین جانم حسین جانم»

شبهای جمعه مادر به سمت گودی گودال میره

با درد پهلو، اونجایی که پیکر شده پامال میره

شبهای جمعه زینب ورودی حرم از حال میره

شبهای جمعه انگاری بازم خیمه ها آتیش می گیره

شبهای جمعه انگاری بازم خیمه ها آتیش می گیره

انگاری بازم موی تموم دخترا آتیش می گیره

شبهای جمعه با آهِ زهرا کربلا آتیش می گیره

روضه نمی خواهد تنی که سر ندارد

قربان آن آقا که انگشتر ندارد

یک تکه‌ای سالم همه پیکر ندارد

جایی برای بوسه ی مادر ندارد

شب جمعه

شب جمعه است، بیا حال مرا بهتر کن

فکر دلواپسیِ قلب منِ مضطر کن

گذر عمر منِ بی سر و پا بر تو نخورد

عزم دیدار مرا در نفس آخر کن

عمر من رفت و تو را درک نکردم آقا

فهم من درخورِ درک تو نشد باور کن

چِقَدَر نام تو بردم به زبانم، یک بار

تو صدایم بزن و خوش دلم ای دلبر کن

سهم من، از تو فراقِ تو شده غم دارم

منّتی بر سر من نِه، تو غمم کمتر کن

این شب جمعه اگر مقصد تو کرب و بلاست

نزد ارباب دعایی به منِ نوکر کن

«به یاد قدیمیا..

ابا صالح التماس دعا

هرکجا رفتی یاد ما هم باش

نجف رفتی کربلا رفتی یاد ما هم باش»

کربلا با تو صفا دارد و بی تو سخت است

سختی راه، بر این خسته تو راحت تر کن

روضه ی جدّ غریبت شب جمعه باز است

باز روضه، تو نخوان، فکرِ دلِ مادر کن

*اگر کشتن چرا آبِت ندادند..

دوباره نالهٔ هفتگی مادر شروع شد ...بُنَیَّ قَتَلوکَ عَطْشانا...*

زمینه زمزمه ی مهدوی روز جمعه

جمعه شده و این دل من کرده هوایت

بر لب بودم بار دگر شور و نوایت

مولا اباصالح٣

جمعه شده و بار دگر دیده به راهم

ای نور دل فاطمه بنما تو نگاهم

مولا اباصالح٣

جمعه شده و از غم هجر تو بسوزم

بی تو گل زهرای بتول شب شده روز

مولا اباصالح٣

جمعه شده و دیده به راه تو نشستم

من منتظر دیدن رخسار تو هستم

مولا اباصالح٣

جمعه شده و از غم هجر تو بنالم

نام تو به لب دارم و در شوق وصالم

مولا اباصالح٣

جمعه شده و رفته ز جان صبر و شکیبم

برگرد بیا از سفر ای یار غریبم

مولا اباصالح٣

جمعه شده و سوزم از این هجرو جدایی

ای نور دل فاطمه مهدی به کجایی

مولا اباصالح٣

جمعه شده و از کرمت کن تو دعایم

من ریز خور سفره ی احسان شمایم

مولا اباصالح٣

زمزمه امام زمان علیه السلام

شام جمعه زمزمه مهدی بیا

در شام جمعه آمدم

با یاد تو بنشسته ام

مهدی عزیز فاطمه دیگرزهجران خسته ام

ای یاور درد آشنا مهدی بیا مهدی بیا

مهدی بیا مهدی بیا۲

درشام جمعه آمدم گردیده ام مهمان تو

عمری بودگردیده ام شرمنده ی احسان تو

بردرد من هستی دوا مهدی بیا مهدی بیا

مهدی بیا مهدی بیا۲

در شام جمعه آمدم آورده ام بر تو پناه

آقا به حق عمه ات

بر سائلت بنما نگاه

بر جمع ما بنما دعا مهدی بیا مهدی بیا

مهدی بیا مهدی بیا۲

ای نور چشم فاطمه ازعشق خود پرکن مرا

غرق گنه، آلوده ام

با یک نگه حرکن مرا

ای داغدار کربلا مهدی بیا مهدی بیا

مهدی بیا مهدی بیا۲

@yaghubianreza

شب جمعه

شب جمعه شده یاد تو هستم
 خدا را شاکرم دل بر تو بستم

 شب جمعه شده چشم انتظارم 
برای دیدن تو بیقرارم 

شب جمعه شده کردم هوایت
 به گوش جان رسد شور و نوایت

 شب جمعه شده قلب شکسته 
امیدم را به درگاه تو بسته 

شب جمعه شده یاد تو کردم 
کجایی تا که من دورت بگردم 

شب جمعه شده از هجر سوزم
 درون سینه آتش برفروزم 

شب جمعه شده یار غریبم
 بیا ای مونس و تنها طبیبم 

شب جمعه شده تنها و خسته
 به امید وصال تو نشسته
 
شب جمعه شده کم شد توانم 
کجایی یار خوب و مهربانم
 
شب جمعه شده بنگربه حالم 
زسوز داغ هجرانت بنالم 

شب جمعه شده من بی شکیبم
 کجایی یار تنها و غریبم

 شب جمعه شده جای تو خالی است 
نگراشکم زهجران تو جاری است
 
شب جمعه شده بر تو پناهم
 به حق مادرت بنما نگاهم
 
شب جمعه شده گر بی بهایم 
دعایم کن که محتاج دعایم

 شب جمعه شده ای ماه کنعان
 شدم از داغ هجران تو گریان 

شب جمعه شده ای مه جبینم
 ز سوز هجر رویت دل غمینم 

شب جمعه شده اشکم نثارت
 شود آیا نشینم در کنارت

 شب جمعه شده مهدی کجایی
 شود آیا نظر برمن نمایی
 
شب جمعه شده بر من دعا کن
 به حق فاطمه دردم دوا کن
 
شب جمعه شده هستم هوایی
 دعا کن تا شوم من کربلایی 

شب جمعه شده ای نور عینم
 خدا داند که گریان حسینم

 شب جمعه شده بنگر نوایم 
بیادسر جدای کربلایم 

شب جمعه شده حساس هستم
 به یاد غربت عباس هستم

 شب جمعه شده اشک دو دیده 
بریزد یاد دستان بریده 

شب جمعه شده اشکم چکیده 
به یاد جسم در خون آرمیده

 شب جمعه شده جان بر لبم من
 به یاد عمه جانت زینبم من 

شب جمعه شده بنما دعایم
 گدای روسیاه تو (رضایم)


 #شب_جمعه_با_مهدی_
 #علیه_السلام_
 #رضا_یعقوبیان_

جمعه و انتظار

دوباره جمعه شد من بی قرارم
 برای دیدنت چشم انتظارم

 کجایی ای گل باغ ولایت 
که داری بر همه لطف و عنایت 

دوباره جمعه شد یار و حبیبم
 برای دیدن تو بی شکیبم

 دوباره جمعه شد نور امیدم
 زسوز داغ هجرانت خمیدم 

دوباره آمده عبد فقیری
ز لطف و مرحمت دستم بگیری

 دوباره کن ز لطفت التفاتی 
که تو سرچشمه ی آب حیاتی 

چو سائل بر سر راهت نشستم 
به یاد تو دخیل گریه بستم 

صفابخش دل و جانم کجایی؟
 امام انس جان پس کی میایی ؟

برای دیدنت روح کرامت
 خودم را می کنم هردم ملامت 

تو نوردیده ی خیرالنسایی
 تو بر درد دل عالم دوایی

 سرا پا جود و احسان و سخایی 
تو مهدی حضرت مشکل گشایی

 تو در بحر ولایت در نابی
 تو در عالم دعای مستجابی

بود مهر و ولایت در سرشتم 
بروی قلب خود نامت نوشتم

بود لطف خدایم از ولادت 
به تو دارم گل زهرا ارادت 

منم ذره تو مولا آفتابی 
شود بر قلب عشاقت بتابی 

تمام آرزویم دیدن توست
 بهشتم لحظه ی خندیدن توست

 (رضایم) ریزه خوار خوان مهدی
 کنار سفره ی احسان مهدی

#زبانحال_حضرت_مهدی_ارواحنا_فداه 
#رضا_یعقوبیان

زمزمه فراق امام زمان علیه السلام - جمعه

جمعه شده واین دل من کرده هوایت
بر لب بودم بار دگر شور و نوایت

مولا اباصالح(۳)

جمعه شده و بار دگر دیده به راهم
ای نور دل فاطمه بنما تو نگاهم
مولا اباصالح

جمعه شده و از غم هجر تو بسوزم
بی تو گل زهرای بتول،شب شده روزم
مولا اباصالح

جمعه شده و دیده به راه تو نشستم
من منتظر دیدن رخسار تو هستم
مولا اباصالح

جمعه شده و از غم هجر تو بنالم
نام تو به لب دارم و در شوق وصالم
مولا اباصالح

جمعه شده و رفته ز جان صبر و شکیبم
برگرد بیا از سفر ای یار غریبم
مولا اباصالح

جمعه شده و سوزم از این هجرو جدایی
ای نور دل فاطمه مهدی به کجایی
مولا اباصالح

جمعه شده و از کرمت کن تو دعایم
من ریز خور سفره ی احسان شمایم
مولا اباصالح


شاعر: #رضا_یعقوبیان

مناجات روز جمعه

باز هم ای صبح جمعه آمدی مولا نیامد 
صبح آمد ظهر شد مغرب رسید آقا نیامد
 
شب شد و خورشید کنعان ولایت را ندیدم 
کور شد از گریه چشمم، یوسف زهرا نیامد
 
دشمنان با خنده می پرسند پس آقایتان کو؟ 
دوستان با گریه می گویند آمد یا نیامد؟ 

ما بدون او غریب و او میان ماست تنها 
آن امام قرن ها مثل علی تنها نیامد
 
عمر ما با نالة یابن الحسن طی شد دریغا 
منجی ما صاحب ما رهنمای ما نیامد
 
شیر حق خانه نشین، فرزند او در کوه و صحرا 
قامت زهرا دو تا شد حجت یکتا نیامد 

شاید او هم مثل جدّش سر میان چاه برده 
پس چرا از چاه هم آوای آن مولا نیامد؟ 

دیده ام از اشک لبریز و دلم دریایی از خون 
رفتم از دست و ز مولایم صدای پا نیامد 

فتنة فرعون عالم گیر شد ای اهل عالم 
کو عصا چون شد ید بیضا چرا موسا نیامد؟
 
سال ها و ماه ها و هفته ها بگذشت میثم 
جمعه ها رفتند و آن مهر جهان آرا نیامد

حاج_غلامرضا_سازگار 

شب جمعه

با روی سیه به گفت و گویم امشب
شاید نظری کنی به سویم امشب

ای کاش که این جمعه بیایی آقا
این است تمام آرزویم امشب...

✍#محسن_زعفرانیه

مرثیه شب جمعه

ما را شب دیدار بود هر شب جمعه
دل منتظر یار بود هر شب جمعه

ای مشتریان گل زهرا بشتابید
یوسف سر بازار بود هر شب جمعه

خون شد جگر ما ز بس آدینه شمردیم
بین دیده چه خونبار بود هر شب جمعه

گویند چرا هیئتیان خواب ندارند
گو فاطمه بیدار بود هر شب جمعه

آدینه ای آن جان جهان می رسد از راه
ز آن دل پی دلدار بود هر شب جمعه

ای گمشده ی فاطمه برگرد که دل ها
از عشق تو سر شار بود هر شب جمعه

✍ #کلامی_زنجانی

مناسب موالید

شعر کلیدی و کاربردی که برای اجرا در مراسم های ولادت همه ی چهارده معصوم و دیگر اولاد معصومین قابل استفاده می باشد

آمدی جان جهان فخر زمین فخر زمان
آبروی بشریّت شرفِ آدمیان
اشک شوق از قدمت گشته زِ هر دیده روان
ای بهار دو جهان آمدی و رفت خزان
آمدی و شده نازل به خلایق برکات
بر وجودِ تو و بر مَقدمِ پاکَت صلوات

در مسیرِ تو نگردد دل زارم گمراه
راهِ تو راه بُوَد،هر چه به غیر از آن چاه
گل فِشان گشته فلک ذکرِ لبِ کوکب و ماه
شده لا حَولَ وََ لا قوّةَ الّا بالله
آمدی ای به همه،وادیِ تو راه نجات
بر وجودِ تو و بر مَقدمِ پاکَت صلوات

چار قُل،کوثر و صافات به تو می نازد
ذکر و تسبیح و مناجات به تو می نازد
عزّت و فخر و مباهات به تو می نازد
حرم و کعبه و میقات به تو می نازد
ای کمال تو کمالات خدا را مِرآت
بر وجودِ تو و بر مَقدمِ پاکَت صلوات

صدفِ قدسیِ توحید گُهَر آورده
شجر گلشن اسلام ثمر آورده
آسمان خنده به رخسار قمر آورده
بر دو عالَم قدمت شورِ دگر آورده
ای به جامِ نِگَهَت آب گوارای حیات
بر وجودِ تو و بر مَقدمِ پاکَت صلوات

از قُدومت همه ی ارض و سما گلشن شد
دیده ی دَهر به ماهِ رخِ تو روشن شد
از ازل مِهر تو مأنوس به جان و تن شد
خاکساریِ تو آبرو برای من شد
یادِ تو هست فروغ خَلَوات و جَلَوات
بر وجودِ تو و بر مَقدمِ پاکَت صلوات

کهکشان گشته زِ فیض قدمت نورانی
ای به قربان تو و این قدم رحمانی
مَظهرُ اللهی و یک جلوه اي از یزدانی
معنی عصمت و دین و شرف و ایمانی
نظری کن‌ به منِ عاصی هنگامِ مَمات
بر وجودِ تو و بر مَقدمِ پاکَت صلوات

ای گل گلشن رضوان به فدای قدمت
که منم سائلِ اَلطاف و عطا و کرمت
زنده گردد دل عصیان زده از فیض دمت
کاش باشد سرِ دوشم چو شهیدان علمت
کاش بر من بِنَمایی نِگَهی در عرصات
بر وجودِ تو و بر مَقدمِ پاکَت صلوات

دل خود را گِرِه بر فیض تَوَلّات زدم
مَکُن از درگه خود از کرم و لطف رَدَم
هر چه تو خوبی من عبد خطاکار و بدم
من فقط راه و نشانیِ شما را بلدم
سائل خانه ات هستم نظری کن به گدات
بر وجودِ تو و بر مَقدمِ پاکَت صلوات

جمعه

این جمعه هم از دیدن رویت خبری نیست
دیگر نفسم هم، نفسِ معتبری نیست

رد می شود این جمعه و تا لحظه آخر
از آمدن سبز تو اما اثری نیست

#اللهم_عجل_لولیك_الفرج

زمزمه ای شبهای جمعه

شبهای جمعه فاطمه  با اضطراب و  واهمه
آید به دشت کربلا گوید حسین من چه شد؟

گردد به دور خیمه گاه آید میان قتلگاه
گوید حسین من چه شد نور دو عین من چه شد؟

شبهای جمعه مصطفی با مجتبی و مرتضی
آیند به دشت کربلا گویند به صد شور و نوا

مظلوم حسین من چه شد؟ نور دوعین من چه شد

متن شعر شب جمعه

جمعه شب آمده تا دل ز خدا یاد کند                بنده از کار بدش توبه و فریاد کند

 چون بفرموده حق دست دعــا بردارد                او اجابت کند و بنده خود شادکند

------------------

نور توحید عیان است شب جمعه حرم 

واقعاً مثل جنان است شب جمعه حرم

 

به خداوند و همه عالم امکان سوگند

بهترین جای جهان است شب جمعه حرم

 

کربلا قبله‌ی دلهاست خدا میداند

و چه حاجت به بیان است شب جمعه حرم

 

وعده‌ی ما شب جمعه حرم ثارالله

همه جا ورد زبان است شب جمعه حرم

 

شب جمعه همه آرام فقط گوش دهید

مادرش مرثیه‌خوان است شب جمعه حرم

 

مادرش آمده اما قد او خم شده است

قامتش همچو کمان است شب جمعه حرم

 

از همان لحظه که ارباب به گودال افتاد

خواهرش لطمه‌زنان است شب جمعه حرم

حبیب باقر زاده

------------

شب جمعه که شب رحـــــــــــمت و غفران خداست  

دوری از مســـــجد و محراب و دعا کار خطاست

سرخوش آنکو که در این شب به دعا مشغول است 

فارغ از فیض در این همچو شبی مسئول است

همره خضـــــــــــــــــــــر شو و آنچه علی گفت کمیل 

لوح دل ســـــــــــــاز دعایی که بنام است کمیل

با زبان علوی مســــــــــــــــــــــــــــــئلت از یزدان کن  

رحمت واســــــــــــــــــــــعه را واسطه جانان کن

مخلص ار طالب فیضـــــــــــــــــــــی به خرابات خرام 

که به رنــــدی بود این راه و روش ، کیش و مرام

 

شب های جمعه می گیرم هواتو

شب های جمعه می گیرم هواتو
اشک غریبی می ریزم براتو
بیچاره اون که حرم رو ندیده
بیچاره تر اون که دید کربلاتو
آه امون از غریبی، صبوری
آه چه جوری بسازم با دوری
شاه کرامت کجا تو کجا من؟
این کربلایت چه ها کرده با من
اشکای زهرا تو صحرا برا تو
شب های جمعه صبوری برا من
بیچاره اون که حرم رو ندیده
بیچاره تر اون که دید کربلاتو
آه حرم باز پر از بوی سیبه
آه خدایا حسینم غریبه

متن شعر شب جمعه

شب جمعه است...هوایت نکنم می میرم

یادی از صحن و سرایت نکنم می میرم

ناله و شکوه حرام است بر عشاق ولی

از فراق تو شکایت نکنم می میرم

سجده بر خاک شما سیره ی هر معصومی است

سجده بر تربت پایت نکنم می میرم

دوریت درد من و نام تو درمان من است

تا خود صبح صدایت نکنم می میرم

به دعا کردن تو نوکر این خانه شدم

هر سحر، شکرِ دعایت نکنم می میرم

"وضع من را به خــــدا روضـه ی تــــو سامان داد

من اگــــر گـــــریه برایـــت نکنــــم می میرم"

جان ناقابل من کاش فدای تو شود

اگر این جان به فدایت نکنم... می میرم!

شعرهایم همگی درد فراق است... ببخش

صحبت از کرب و بلایت نکنم می میرم

شاعر :  محمد جواد شیرازی

نوحه شبهای جمعه

شبهای جمعه مادری پهلو شکسته                                     آید سر قبر پسر با قلب خسته

بر تربت خونبار او محزون نشسته                            گوید که ای لب تشنه در خون نشسته

                                    مظلوم حسین جان – مظلوم حسین جان

امشب به دشت کربلا زهرا رسیده                           با سینه ای سوزان با قد خمیده

اشک مصیبت می کند جاری ز دیده                                     گوید که ای لب تشنه در خون تپیده

                                    مظلوم حسین جان – مظلوم حسین جان

نزدیک دریا بودی و آبت ندادند                                  آبی به آن طفلان بی تابت ندادند

یک قطره بر آن طفل بی خوابت ندادندد                     بر ساقی و بر خیل اصحابت ندادند

                                    مظلوم حسین جان – مظلوم حسین جان

بر خیز و مادر تا کنم یک دم نگاهت                           شویم به اشک خاک و خون از روی ماهت

خاموش سازم شعله های خیمه هایت                                گردم پناه کودکان بی پناهت

                                    مظلوم حسین جان – مظلوم حسین جان

مادر بگو در روز عاشورا چه کردی                             با کام تشنه بر لب دریا چه کردی

در خاک و خون تنها در این صحرا چه کردی                 با فاطمه با زینب کبری چه کردی

                                    مظلوم حسین جان – مظلوم حسین جان

اشعار شب جمعه

ما را شب دیدار بود هر شب جمعه

دل منتظر یار بود هر شب جمعه

ای مشتریان گل زهرا بشتابید

یوسف سر بازار بود هر شب جمعه
یا صاحب الزمان

 

خون شد جگر ما ز بس آدینه شمردیم
بین دیده چه خونبار بود هر شب جمعه

 

گویند چرا هیئتیان خواب ندارند

گو فاطمه بیدار بود هر شب جمعه
یا صاحب الزمان

 

آدینه ای آن جان جهان می رسد از راه
ز آن دل پی دلدار بود هر شب جمعه

ای گمشده ی فاطمه برگرد که دل ها

از عشق تو سر شار بود هر شب جمعه

یا صاحب الزمان