شعر امامت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

آمده اِی عاشقان ماه ربیع

آمده با عزت و قدر رفیع

در نهم روزش ز لطف لم یزل

غم به شور و شادمانی شد بدل

بر همه عالم عنایت آمده

موسم شور ولایت آمده

عاشقان هنگام هم عهدی شده

امشب آقای جهان مهدی شده

سرزده از سامره ماهی تمام

مهدی زهرا شده بر ما امام

آمده تا خیمه در عالم زند

آمده تا ظلم و کین را برکند

آمده تا کعبه ی دل‌ها شود

مرهم زخم دل زهرا شود

هر دلی گردد به نامش منجلی

آشنا سازد جهان را با علی

او بود نور دو چشم فاطمه

او بود درمان درد ما همه

نوربخش کل هستی آمده

مظهر یکتاپرستی آمده

آمده با اذن حی کبریا

تا بشر را او کند از غم رها

آمده مشکل گشایی می‌کند

هر دلی را او خدایی می‌کند

عالم هستی بود مسرور او

نور می‌بخشد به عالم نور او

او بود مهدی امام آخرین

بر تمام شیعیان یار و معین

این جهان را او گلستان می‌کند

با نگاهی درد، درمان می‌کند

جلوه ی رویش بود نور امید

قفل‌های بسته را نامش کلید

همچو زهرا مادرش خیر کثیر

با نگاهش عالمی را دستگیر

شامل عالم شده احسان او

عالم هستی بود مهمان او

من (رضایم) گرچه هستم روسیاه

آمدم مولای من بر تو پناه

بر تو و عشق شما هستم اسیر

جان زهرا مادرت دستم بگیر

#رضا_یعقوبیان

#آغاز_امامت_امام_زمان_عج

@yaghubianreza

مدح میلاد پیامبر اسلام صلی اله علیه و آله

زمین به لرزه در آمد، شکست کنگره ها

رها شدند خلایق ز بند سیطره ها

شبی که آتش آتشکده فروکش کرد

شبی که خاتمه می یافت رقص دایره ها

صدای همهمه ی موبدان زرتشتی

هنوز مانده به گوش تمام شب پره ها

شب ولادت فرخنده ی بهاری سبز

شب وفات زمستان سرد دلهره ها

دوباره نور و طراوت به خانه ها آمد

نسیم آمد و وا شد تمام پنجره ها

جهان به یُمن حضورش، بهشتی از برکات

نثار مقدم پر خیر و برکتش صلوات

ستاره ها به نگاهی شدند سلمانش

منجّمانِ مسلمانِ برق چشمانش

ز انبیاء الهی که رفته تا معراج؟

به غیر از او که ملائک شدند حیرانش

مقام بندگی اش را کسی نمی داند

پیمبران اولوالعزم مات ایمانش

بساط ذکر سماوات را به هم می ریخت

نماز نیمه شب و شور صوت قرآنش

اویس های قرن را ندیده عاشق کرد

تبسّم لبِ داوودیِ غزل خوانش

شفیع روز جزا گشت و حضرت حق داد

به دست پاک محمّد کلید رضوانش

امیر و قافله سالار کاروانِ نجات

نثار مقدم پر خیر و برکتش صلوات

مسیح مکّه شد و نبض مرده را جان داد

به مرگ دخترکان قبیله پایان داد

خرافه های عرب را اسیر حکمت کرد

به جای تیغ جهالت، به عشق میدان داد

نماز شکر سپیدارها چه دیدن داشت!

همان شبی که سپیده اذان باران داد

نبی ست پیر خرابات و ساقی اش حیدر

در ابتدا به علی او شراب عرفان داد

تبسّمش به کسی چون بلال عزّت داد

مسیر اصلی دین را نشان انسان داد

چه قدر فاصله مان تا بهشت کمتر شد!

برات مردم ری را به دست سلمان داد

شب تجلّی مهتاب روشن عرصات

نثار مقدم پرخیروبرکتش صلوات

کبوترم نشدم، تا کبوترش باشم

دخیل گنبد سبز و مطّهرش باشم

زمان نداد اجازه که مشق عشق کنم

غلام مسئله آموز منبرش باشم

چه قدر دیر رسیدم سر قرار وصال!

چه شد؟ نخواست که عمّار محضرش باشم

قبول، شیعه ی خوبی نبوده ام اصلاً

نشد که حلقه به گوش برادرش باشم

خدا کند که مرا از قلم نیندازد

بهشت مستِ می جام کوثرش باشم

به حال و روز خودم فکر می کنم، انگار

قرار بوده که گریان دخترش باشم

شب گرفتن حاجت، زیارت عتبات

نثار مقدم پر خیر و برکتش صلوات

نوحه شهادت امام حسن عسکری علیه السلام

هستی تو اباالمهدی(دوم حسنی مولی)۲

در سامره تو غرق(رنج و محنی مولی)۲

ای که هستی امام بی قرینه

دیدی از دشمنانت ظلم و کینه

یا مهدی یا مهدی آجرک الله۲

بر هادی دین حق(نور بصری مولی)۲

از دست عدوی دین(تو خونجگری مولی)۲

با این که عزیز شیعیان بودی

عمری در محبس دشمنان بودی

یا مهدی یا مهدی آجرک الله۲

از دشمنی اعدا(خون شد دل تو مولی)۲

زد زهر ستم آتش(بر حاصل تو مولی)۲

مهدی فاطمه شد بی قرارت

با دیده ی گریان آمد کنارت

یا مهدی یا مهدی آجرک الله۲

آتش زده بر جانت(زهر ستم و کینه)۲

از کینه تو را کشته(آن دشمن دیرینه)۲

یا مولی از سخن گردیدی خاموش

با دست مهدی ات گشتی کفن پوش

یا مهدی یا مهدی آجرک الله۲

ای نور دل هادی(ما ذره تو خورشیدی)۲

خون شد جگرت مولی(بس رنج و محن دیدی)۲

مهدی ات در عزایت گریه می کرد

شیعه ات از برایت گریه می کرد

یا مهدی یا مهدی آجرک الله۲

در سامره یا مولی(تو کشته ی اعدایی)۲

جان داده ای یا مولی(در غربت و تنهایی)۲

سامرا را از داغت غم گرفته

یوسف فاطمه ماتم گرفته

یا مهدی یا مهدی آجرک الله۲

#رضا_یعقوبیان

#سبک_زینب_زینب_زینب

#امام_حسن_عسکری_ع

@yaghubianreza

انتظار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

بنال ای دل که دنیا را بقا نیست

چو ارامش در این دار فنا نیست

بنال ای دل به لحن نای داوود

که هر نالیدنش ذکر خدا بود

بیا تا از پیش با هم بگردیم

که هر دو آشنا با آه و دردیم

بنال ای دل ز غم هایم گذر کن

و تنها ناله بر آن منتظر کن

بنال ای دل چو اید بوی نرگس

به خوبی بوی او را میکنم حس

خدایا در فراقش ناله تا کی

به سینه داغها چون لاله تا کی

خدایا رازها در پرده تا کی

ز غیبت قلبها آزرده تا کی

کجایی ای گل زهرا کجایی

تو ای مهر آفرین لطف خدایی

شعر وداع با ماه محرم و صفر

ندازه دو ماه عزا غم گرفته ام

چشمم گواه این دل ماتم گرفته ام

پیراهن سیاه تنم را شب فراق

بر سینه ام نهاده و محکم گرفته ام

صاحب عزا بیا که سراغ تو را دو ماه

با قطره های جاری اشکم گرفته ام

یک روز مثل چشم تو خون گریه می کند

این دیده های ابری شبنم گرفته ام

هر روز پا به پای تو در بین روضه ها

با نوحه خوان هیئتمان دم گرفته ام

تا فاطمیه دست دلم را رها مکن

من با غم تو انس دمادم گرفته ام

امشب بیا و کرب و بلای مرا بده

دست دخیل بر نخ پرچم گرفته ام

این عطر کربلاست که از مشهد الرضاست

امشب دوباره شور محرم گرفته ام

مناجات با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به نفس حاج مهدی سماواتی

روضه های ناب

https://eitaa.com/hmdprp

ای وجودت بر تن بی جان عالم جان بیا

ای ظهورت دردها را خوشترین درمان بیا

ای جواب نالۀ مظلومی قرآن بیا

ای همه جانها بخاک مقدمت قربان بیا

ای امید بی کسان ای یار مظلومان بیا

ای نجات هستی ای گمگشته انسان بیا

زینب کبرا سر بازار می‌خواند تو را

فاطمه بین در و دیوار می‌خواند تو را

آفتابا طلعتت در پرده پنهان تا بکی؟

ماهتابا جلوه‌ای شبهای هجران تا بکی؟

باغبانا بی تو خون آب گلستان تا بکی؟

یوسفا از دیدنت محروم کنعان تا بکی؟

احمدا تنها میان جمع قرآن تا بکی؟

مهدیا بر نیزه سرهای شهیدان تا بکی؟

از جگرها آه می‌جوشد که یا مهدی بیا

خون ثارالله می‌جوشد که یا مهدی بیا

گاه دور کعبه با اشک روان می‌جویمت

گه چو بلبل نغمه زن در بوستان می‌جویمت

گه کنار خانه برگرد جهان می‌جویمت

در منی من در زمین و آسمان می‌جویمت

که به بزم دوستان با دوستان می‌جویمت

گه درون خویشتن مانند جان می‌جویمت

هرچه می‌گردم در این گلشن نمی‌بینم تو را

تو مرا می‌بینی امّا من نمی‌بینم تو را

دیده‌ها اختر شمار صبح دیدار تؤاند

اختران آئینه‌دار ماه رخسار تؤاند

گلعذاران بی قرار سیر گلزار توأند

شهریاران خاکسار پای زوّار توأند

سربداران پایدار دار ایثار توأند

دوستان چشم انتظار صبح پیکار توأند

یا بن مولانا العلی یا بن النبی المصطفی

از تو عالم می‌شود چون نظم «میثم» با صفا

#شاعر:غلامرضا_سازگار

نوحه اربعین

یه عمریه نفس تو سینه دم میگیره

میاد تا اسم کربلا دلم میگیره

شبا همش میگم ایشالا که یه روزی

برا حرم دعای مادرم میگیره

دلم میگیره..

دیگه مسافرای اربعین تو راهن

دلم میگیره

آقا یه عده منتظر به نیم نگاهن

دلم میگیره

یه عده مثل من که خیلی روسیاهن

تو دعوتم کن ..

دیگه اونی میشم که تو میخوای آقاجون

تو دعوتم کن

بذار که اربعین بشم دوباره مهمون

«غریب مادر

حسین حسین حسین حسین»

به جا مچم همیشه دستمو گرفتی

تویی دلیل زندگیم اگه نباختم

چایی مجلس عزات منو عوض کرد

خودم رو توی روضه های تو شناختم

جوونم آقا..

دعایی کن فدا علی اکبرت شم

جوونم آقا ..

دلم میخواد فدای اشک مادرت شم

جوونم آقا..

بگم تو یه کلام میخوام که نوکرت شم

بمیرم آقا..

چه حالی داشتی اکبرت شد ارباً اربا

بمیرم آقا..

تو قتلگاه سرت بوده رو پای زهرا

بمیرم آقا..

چه حالی داشته دخترت دیدت رو نی ها

«غریب مادر

حسین حسین حسین حسین»

↫『