ویژگی های بارز یک نوحه فاخر

ویژگی های بارز یک نوحه فاخر

1- نوحه با خودِ سراینده و درون شاعر باید رابطه برقرار کند یعنی نوحه باید از دل برآید .
2- رابطۀ نوحه با مخاطب و خواننده باید برقرار باشد و یک مخاطب احساس رضایت نسبی داشته باشد .


3- یک نوحه خوب برگرفته از شعری ست که آغاز کننده اش احساس و الهام شاعر باشد و در هنگام سرودن آن از تفکر در الفظ و معانی هم غافل نشود .

3 - مستعمل بودن الفاظ یک نوحه: به عبارت دیگر استفاده از الفاظ ساده ، روان و امروزی که برقراری ارتباط با ذهن مخاطب را در پی دارد .
4 - بکر بودن الفاظ در نوحه و استفاده ی کلماتی که روزانه مورد استفاده ی همۀ ما قرار می گیرند ولی در شعرها از آنها استفاده نشده یا کمتر مورد توجه قرار گرفته اند و در صورتی که از سوی شاعر خوب به بار بنشیند در مخاطب ایجاد هیجانی مینماید که او را به خواندن و همراهی کردن با نوحه خوان وا می دارد .

5- جلوگیری از گنجاندن الفاظ کلیشه ای در نوحه است که به کار

بردن این گونه الفاظ باعث میشود یک نوحه در ذهن مخاطب تکراری جلوه داده شود و اساسا مخاطب از همراهی کردن به وجد نیاید و خیلی راحت از آن بگذرد .

6 - مساوات در معانی یک نوحه از ابتدا تا پایان : به عبارتی دیگر نوحه باید در مسیر شکل گیری اش دچار صعود و سقوط نشود ، به عنوان مثال مطلع و ابتدای دلنشین و برازنده باشد ولی در ادامه شاعر به دلائل مختلف نتواند زیبائی شعرش را حفظ کند و آن را به دست بی حوصلگی داده و به مفاهیم ضعیف در شعرش قانع شود ، لذا اگر شاعر در اثرش چنین احساس کرد که شعرش دچار اُفت معنا شده باید به خود فرصتی دهد و در زمانی دیگر به ویرایش دوباره ی شعرش بپردازد .

7- نوحه خوب دارای شعر قوی است که ذوق انسان آن را انتخاب کند.

8- نوحه خوب برگرفته از شعریست که در آن جهان، پدیده ها و عناصرش به خودی خود حضور دارند.

آسيب شناسى تحريف در عزاداری - ديدگاه مقام معظم رهبرى  

آسيب شناسى تحريف در عزادارى ديدگاه مقام معظم رهبرى  

 امروز حسين بن على مى تواند دنيا را نجات بدهد به شرط آن كه چهره او را با تحريف مغشوش نكنند. نگذاريد مفاهيم و كارهاى تحريف آميز و غلط چشم ها و دل ها را از چهره مبارك و منور سيدالشهدا منصرف كند. بايد با تحريف مقابله كنيم . به طور خلاصه منظور من دو كلمه است : يكى اين كه خود عاشورا و ماجراى حسين
بن على در منبر و در خلال روضه خوانى به همان شكل سنتى يعنى به صورت بيان وقايع شب عاشورا، صبح و روز عاشورا دنبال شود. معمولا حوادث ، حتى حوادث بزرگ ، به مرور زمان از بين مى رود. ولى حادثه عاشورا با جزئياتش ، به بركت همين خواندن ها باقى است . البته بايد بيان وقايع عاشورا، به صورت متقن باشد. در حدى كه در كتاب هايى مثل لهوف ابن طاووس و ارشاد مفيد آمده است . نه چيزهايى در من درآوردى . واقعه خوانى و روضه خوانى بشود در خلال روضه خوانى ، مداحى ، خواندن شعرهاى مصيبت ، خواندن نوحه سينه زنى و در خلال سخنرانى هاى آموزنده ، ماجراى عاشورا و هدف امام حسين بيان بشود، همان مطالبى كه در كلمات خود آن بزرگوار است ، كه ؛   مَا خَرَجتُ اَشراً وَ لا بَطراً وَ لا ظالِماً وَ لا مُفسِداً بَل اِنّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاصلاح فِى اُمةِ جَدّى )) يا اينكه فرمود:   يَا اَيُّها النّاس اِنَّ رَسوُلَ اللّهِ قَالَ: مَن رَأ ى سُلطاناً جَائِراً مُستَحِلاًّ لِحَرَمِ اللّهِ ناكِثاً لِعَهدِ اللّه فَلَم يُغَيِّر عَلَيهِ بِقَولٍ و لا فعلٍ كانَ حقاً عَلَى اللّهِ اَن يَدخُلُهُ مَدخَلِه )) اين يك سرفصل و يك درس است . يا آن كه مى فرمايد:   فَمَن كانَ باذِلاً فِينَا مُهجَةً وَ موُطناً عَلَى لِقاءِ اللّهِ نَفسَهُ فَليَرحَل مَعَنَا)) . بحث ملاقات با خداست . هدف آفرينش بشر   اِنَّكَ كادِحٌ اِلى رَبِّكَ كَدحاً فَمُلاقِيهِ)) است ، همه اين تلاش ها و زحمت ها همين است كه ملاقات كند (فملاقيه ). اگر كسى موطن در لقاءالله است . توطين نفس بر لقاءالله كرده است .   فليرحل معنا)) بايد با حسين راه بيفتد و نمى شود در خانه نشست . نمى شود به دنيا و تمتعات دنيا چسبيد و از راه حسين غافل شد بايد راه بيفتيم . اين راه افتادن از درون خود ما از نفس ما و از تهذيب نفس ‍ شروع مى شود و به سطح جامعه و جهان كشيده مى شود اينها بايد بيان بشود. اينها هدف هاى امام حسين خلاصه گيرى ها و
جمع بندى هاى نهضت حسين است . جمع بندى نهضت حسينى اين است ، كه يك روزى بر امام حسين گذشت . در حالى كه همه دنيا در زير سيطره ظلمات
ظلم و جور پوشيده و محكوم بود.
هيچ كس جراءت بيان حقيقت را نداشت . فضا، زمين و زمان سياه و ظلمانى بود. حتى ابن عباس و عبدالله بن جعفر با امام حسين نيامدند. اين
معنايش چيست ؟ آيا اين نشان نمى دهد كه دنيا
در چه وضعى بود؟ امام حسين در چنين وضعيتى ، تك و تنها (البته با چند ده نفرى ، كه اگر هم نمى ماندند آن حضرت مى ايستاد) در
مقابل ظلم ايستاده فرض كنيد
شب عاشورا، وفتى حضرت فرمود: من بيعتم را برداشتم ، همه مى رفتند. ابوالفضل و على اكبر هم مى رفتند و حضرت تنها مى ماند، روز عاشورا
چه مى شد؟ حضرت بر مى گشتند؟ يا
مى ايستادند و مى جنگيدند؟ در زمان ما يك نفر پيدا شد كه مى گفت : اگر من تنها بمانم و همه دنيا در مقابل من باشند. من از راهم بر نمى
گردم . او امام ما بود. و عمل كرد و راست گفت .   صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللّه عَلَيه )) . ديديد يك انسان حسينى و عاشورايى چه كرد؟ اگر ما همه عاشورايى باشيم ، حركت
دنيا به سمت صلاح ، خيلى سريع
خواهد شد. زمينه ظهور ولى مطلق حق فراهم خواهد شد. پس بايد اين مفاد در ماه محرم در خلال بيان و تبيين وعظ، روضه و مدح براى مردم بيان
شود بايد هدف امام حسين به
وسيله مبلغين در سراسر كشور در سراسر دنيا بر روى منبرها در پشت تريبون ها با شكل هاى مختلف در شهرها و روستاها بيان بشود. البته ممكن
است آن مبلغ يك حديث اخلاقى
هم بخواند، خيلى هم خوب است يا سياست يك كشور و دنيا را تشريح كند اينها لازم و خيلى هم خوب است اما در خلال سخن حتماً به صورتى نقل بشود
كه تصريحاً، تلويحاً،
مستقلاً و يا به صورت ضمنى ماجراى عاشورا تبيين بشود و مكتوم و مخفى نماند.

مطلب دوم اين كه از اين فرصت استفاده بشود براى
همان كارى كه حسين بن على كرد. يعنى به بركت جهاد خون اسلام را زنده كرد و در حقيقت اسلام
زنده شده و آزاد شده خون و قيام
حسين بن على است . امروز هم شما به بهانه ياد و نام و منبر آن بزرگوار، حقايق اسلام را بيان كنيد. قرآن و حديث را معرفى كنيد، نهج
البلاغه را براى مردم بخوانيد و
حقايق اسلامى را براى مردم بيان كنيد. از جمله حقايق اسلامى همين حقيقت مباركى است كه امروز در ايران اسلامى تجسم پيدا كرده است . يعنى
نظام جمهورى اسلامى ، نظام
نبوى ، علوى و ولوى حكومت حق كه جزو بالاترين معارف اسلامى است كسى خيال نكند كه مى شود اسلام را تبيين كرد و از حاكميت اسلام كه
امروز در اين مرز و بوم متجسم شده
است غافل ماند و آن را مغفول عنه گذاشت ))(97)
.

نمونه هاى غلط عزادارى ها  

 يك كارهايى است كه مردم
را به خدا و دين نزديك مى كند. اين عزادارى هاى سنتى ، مردم را به دين نزديك مى كند. امام فرمودند: عزادارى سنتى بكنيد. در مجالس نشستن ،
روضه خواندن ، گريه كردن ،
به سر و سينه زدن ، مواكب عزا راه انداختن ، دسته جات عزادارى ، همان چيزهايى است كه عواطف را نسبت به خاندان پيغمبر پرجوش مى
كند كه بسيار خوب است .

يك كارهايى هم است كه به عكس ، كسانى را از دين بر
مى گرداند. بنده خيلى متاءسفم كه بگويم در اين سه چهار سال اخير كارهايى كه به نظر من دست هايى
آنها را در جامعه ما ترويج مى
كنند، باب شده است كه هر كس ببيند براى او سؤ ال به وجود مى آيد. در قديم الايام در بين طبقه عوام الناس معمول بود كه در روزهاى
عزادارى به بدن خودشان قفل مى زدند. بزرگان علما عليه اين كار سخن گفتند و برافتاد. حالا
باز هم مجدداً شروع كرده اند
و شنيده ام در گوشه و كنار بعضى ها قفل مى زنند. اين چه كارى است كه بعضى ها انجام مى دهند؟ قمه زدن هم همين جور است . قمه زدن هم از آن
كارهاى خلاف است . من مى دانم
كه حالا يك عده خواهند گفت كه حق اين بود كه فلانى اسم قمه را نمى آورد. شما چكار داريد؟ بگذاريد بزنند! نه اما! نمى شود. اين جور كه
در چهار پنج سال اخير و بعد از
جنگ مسئله قمه زدن را دارند ترويج مى كنند، در زمان حيات مبارك امام ، هم همينجور بود، قطعاً ايشان در مقابل اين قضيه مى
ايستادند... دست علماى سلف بسته بود و نمى توانستند اين حرف ها را بگويند. اما امروز، روز
حاكميت اسلام و جلوه اسلام
است . ما نبايد كارى بكنيم كه جامعه اسلامى برتر يعنى جامعه محب اهل بيت كه مفتخر به نام مقدس ولى عصر (ارواحنا فداء) است ، بنام حسين بن
على و بنام اميرالمؤ منين
(عليه الصلاة و السلام ) در نظر مسلمانان عالم و غير مسلمان ها به عنوان يك گروه آدم هاى خرافى بى منطق معرفى بشود. من حقيقتاً هر چه فكر
كردم ديدم نمى توانم اين
مطلب را كه قطعاً يك خلاف و بدعت است ، به اطلاع مردم عزيزمان نرسانم . اين كار را نكنيد. بنده قلباً از اين كارها راضى نيستم .

اگر كسى تظاهر به قمه زدن بكند، من قلباً از او ناراضى هستم . اين را من عرض مى كنم براى
اين كه يك وقت ، گوشه و كنارى
چند نفرى جمع مى شدند و اين كارها را مى كردند، يك گوشه اى بود، جلوى چشم كسى نبود، تظاهر به اين معنا نبود لذا كسى هم كارى به آنها
نداشت حالا خوب يا بد در هر
حال در يك دايره محدودى بود. اما وقتى كه بنا است چند هزار نفر ناگهان در خيابان هايى از خيابان هاى تهران يا قم يا شهرهاى آذربايجان
يا خراسان ظاهر بشوند،
قمه بگيرند و به سرشان بزنند، اين ديگر قطعاً خلاف است . امام حسين به اين معنا راضى نيست . من نمى دانم اين كارها از كجاست و كدام سليقه
ها اين كارها را به داخل
جوامع اسلامى و انقلابى ما مى آورد. اخيراً يك بدعت عجيب و غريب و ناماءنوسى در باب زيارت درست كرده اند. شما ببينيد قبر مطهر پيغمبر وائمه
هدى را همه زيارت مى كردند.
قبر مطهر پيغمبر و امام حسين را ائمه ما، امام صادق ، موسى بن جعفر، بقيه ائمه ، زيارت مى كردند. قبور مطهره اهل بيت (عليهم السلام ) را
در عراق و ايران ، علما و
فقهاى بزرگ ما زيارت مى كردند. شما هرگز شنيده ايد كه يك نفر از علما يا ائمه (عليهم السلام ) وقتى مى خواستند زيارت كنند، از در صحن كه
وارد مى شوند، روى زمين بخوابد
و سينه خيز، خودشان را به حرم برسانند؟! اگر اين كار مستحسن و مستحب و خوب و مقبول بوده بزرگان ما اين كار را مى كردند ولى آنها
نكردند. حتى نقل شده است كه آيت
الله العظمى آقاى بروجردى (رضوان الله تعالى عليه )، آن عالم بزرگ و مجتهد قوى ، عميق و روشن فكر از اين كه عتبه را ببوسند، منع مى
كردند، با اين كه اين كار شايد
مستحب باشد. احتمالاً در روايت بوسيدن عتبه وارد شده است . در كتاب دعا هست و به ذهنم مى رسد كه در روايت هم هست كه عتبه را ببوسند. با
اينكه اين كار مستحب است ، ايشان
مى گفتند: اين كار را نكنيد تا مبادا ديگران خيال كنند كه ما بر قبور مطهر ائمه سجده مى كنيم و دشمنان عليه شيعه تشكيكى درست نكنند.

حالا ناگهان عده اى در صحن مطهر على بن موسى الرضا وارد كه مى شوند، مى افتند و
دويست متر را سينه خيز مى
روند؟! آيا اين كار درست است ؟ نه . اين كار غلط است و اهانت به دين و زيارت است . چه كسى اين چيزها را بين مردم باب مى كند. نكند اينها
كار دشمن باشد؟ شما بايد اين
حرف ها را به مردم بگوئيد و ذهن ها را روشن كنيد. دين و اسلام ، منطقى است و منطقى ترين بخش اسلام ، تفسيرى است كه شيعه از اسلام دارد.

متكلمين شيعه هر كدام در زمان خود مثل خورشيد تابناكى مى درخشيدند. كسى نمى توانست
بگويد كه شما منطق تان ضعيف است
. چه در زمان ائمه افرادى مثل  مؤ من طاق )) و  هشام بن حكم )) و چه بعد از ائمه افرادى مثل  بنى نوبخت )) و  شيخ مفيد)) و چه در زمان هاى بعد افرادى مثل مرحوم  علامه حلى )) و ديگران بودند كه همه اهل منطق و استدلال بودند. ما اهل منطق و استدلاليم . شما ببينيد
درباره مباحث مربوطه به شيعه چه كتب
استدلالى قوى نوشته شده است . كتاب هاى مرحوم  شرف الدين )) در زمان ما و  الغدير)) مرحوم  علامه امينى )) سر تا پا استدلال و مانند بتون آرمه مستحكم هستند، تشيع اين است . نه آن چيزهايى كه
نه فقط استدلال ندارد بلكه  اشبه شيئى بالخرافه )) است ، چرا اينها را وارد جامعه مى كنند؟ اين خطر بزرگى است در عالم دين و معارف دينى .

مرز داران عقيده بايد متوجه آن باشند. عرض كردم كه يك عده اى مطمئناً وقتى اين حرف ها را بشنوند از روى دلسوزى خواهند گفت كه
خوب فلانى اين حرف را نمى
زد. نه آقا! من بايد اين حرف را مى زدم . من بايد اين حرف را بزنم . بنده مسؤ ليتم بيشتر از ديگران است . البته آقايان هم بايد اين حرف
را بگويند. شما هم بايد
بگوييد.

امام بزرگوار ما آن خطشكنى بود كه هرجا يك نكته انحرافى مشاهده مى كرد با كمال قدرت و بدون هيچ ملاحظه اى در مقابل آن مى
ايستاد و اگر اين چيزها هم در
زمان آن بزرگوار بود، يا در اين سطح رواج داشت ، بلاشك ايشان هم اين حرف ها را مى گفت . يك عده اى هم كه به اين چيزها دل بسته اند در
اين حرف ها متاءذى خواهند شد كه
چرا فلانى به اين چيزى كه ما به آن علاقه داريم اين جور بى محبتى كرد و با اين لحن از آنها ياد كرد. آنها هم البته اغلب مردمان مؤ من
، صادق و بى غرض هستند اما
اشتباه مى كنند. اين وظيفه بزرگى است كه شما آقايان روحانيون و علما در هر بخش و هرجا كه هستيد بايد بر عهده داشته باشيد. مجلس عزاى حسين
(عليه الصلاة والسلام )
مجلسى است كه بايد منشاء معرفت و محل جوشش اين سه چيزى كه عرض كرديم باشد))(98) .

ديدگاه حضرت آيت الله جناتى  

ترديدى نيست كه اقامه عزادارى حضرت امام حسين عليه السّلام داراى فوايد دينى مذهبى ، اخلاقى ، اجتماعى و
سياسى فراوانى است كه بر
همگان واضح و روشن است . علاوه بر اين داراى ويژگى خاصى است كه در مراسم ديگر وجود ندارد. اين خصوصيت ويژه ، عبارت از نماياندن حق از باطل
و ستيز حق بر ضد باطل است .
همه مى دانيد كه در جهان هستى و در راستاى تاريخ ، ميان حق و باطل ، نور و ظلمت ، و علم و جهل ، جنگ و ستيزه بوده و هست و بهترين مراسمى
كه مى تواند حق را از باطل
به طور معين و مشخص ‍ بنماياند و به آن تجسم ببخشد، مراسم حسينى است .

آنچه لازم است تذكر داده شود اين كه بايد در مراسم
عزا به شدت از خلاف واقع گويى و
كارهاى ناپسند از نظر عقل شرع و عرف پرهيز شود تا بتواند الهام بخش مبارزه و فداكارى و شهادت و نمونه اى درست براى امر به معروف و نهى از
منكر باشد. در اين راستا
شرايطى را كه بايد در مراسم عزاى حسينى مراعات نمود عبارتند از:

1 گويندگان و نويسندگان توجه داشته باشند كه احاديثى
را كه در مصادر حديثى و يا تاريخى نقل شده ولى با اصول اعتقادى و مبانى فقهى ما سازش ندارد و يا
اينكه مضامين آنها برخلاف
منطق و عقل است و دليل شرعى بر اعتبار آنها نمى باشد، بيان نكنند و ما احاديث و مضامين اين چنينى را در آنها فراوان شاهديم كه بيان
آنها از حوصله اين نوشتار خارج
است .

2 سعى و كوشش بر تشريح اهداف قيام پربار امام حسين عليه السّلام براى سوگواران داشته و آنها را با آن اهداف هرچه بيشتر آزادتر
سازند. يكى از اهداف مهم امام حسين عليه السّلام (همانگونه كه در وصيت نامه خود
يادآور شدند) احياى امر به
معروف و نهى از منكر بوده است لذا بايد پيروان او از همه چيز بيشتر به آن اهميت دهند.

3 مردم را از امورى كه برخلاف شرع است و احياناً با مراسم مقرون مى شود بر حذر دارند. زيرا در صورتى كه آنها با مراسم مقرون
شوند، نه تنها مفيد و مثمر نمى
باشد بلكه براى مذهب مضر خواهد بود.

4 بيان وقايع عاشورا به آن گونه كه واقع شده نه آن گونه كه برخى روى انگيزه هاى مختلف و يا
ناآگاهانه براى ما بيان كرده اند
و اگر آن گونه كه آنها خواستند بيان كنيم پيامد ناپسندى خواهد داشت .

عوامل عدم نقل صحيح در مراسم  

در گذشته بر اثر انگيزه ها و عواملى ، برپاكنندگان وقايع عاشورا و مراسم عزاى امام حسين
عليه السّلام مقيد به بيان
آنها به گونه صحيح و درست نبوده اند و از جمله آن عوامل :

1- عدم بررسى كامل مبانى تاريخى كه در دسترس قرار
دارد توسط عالمان و محققان و مورخان آگاه .

2- تحريف حقايق توسط دشمنان به انگيزه بد جلوه دادن
آنها به سود خود.

3- دوستان داستان ساز كه اينان نوعاً هد ف شان اين
است كه داستان شان جلب توجه كند، از هر راه كه باشد.

4- برداشت نادرست برخى از نويسندگان از برخى قضايايى كه در كتاب هاى تاريخى بيان شده است .

5- برداشت غلط و يا اشتباه در فهم بعضى از مطالبى كه در احاديث درباره امام حسين عليه السّلام از جمله   اِعتَمَرَ الحُسَين ؛)) امام حسين براى دخول در مكه ، مُحرم به احرام عمره
شد)). برخى برداشت كرده اند از اين جمله كه وى محرم به احرام عمره تمتع شد با اينكه هرجا كه عمره صورت مطلق در احاديث ذكر مى شود، مقصود
از آن عمره مفرده است . در
هر حال در حديث دوم از باب دوم از ابواب عمره از كتاب  وسايل )) شيخ  حر عاملى )) آمده كه امام حسين عليه السّلام با احرام عمره وارد مكه شد. (و بعد از انجام آن از مكه پيش از
ايام حج تمتع از مكه خارج شد).
ولى با اين وصف در كتاب هاى مقاتل و سخنرانى بسيارى از سخنرانان اين است كه وى محرم به احرام حج شد ولى ترسيد كه خونش را در خانه
خدا بريزند لذا حج با بدل
به عمره مفرده كرد و بعد از انجام عمره از مكه خارج شد. اين گفتار صد در صد خلاف واقع است و مدارك در اين باره موجود است .

6- برداشت نادرست از فرامين امامان در باب بزرگداشت حوادث كربلا و غرض امامان و هدف آنها از
دستورهاى شان در بزرگداشت مجالس
و زيارت و زنده نگه داشتن ماهيت حركت و قيام حسينى در برابر ظالمان و مستكبران بوده است و اين براى آنها موضوعيت داشته و هدف بوده است
و نه صرف برپايى مجالس عزا و مراسم سوگوارى و گريه ، زيرا آنها از نظر امامان تنها وسيله پسنديده بوده است نه هدف . ولى برخى فلسفه و حكمت صدور آنها را درك نكرده و
پنداشته اند كه نفس تشكيل
مجالس عزا بدون توجه به هدف آن ، مورد خواست امامان مى باشد، از اين رو كوشيده اند شيوه هاى تازه اى اگرچه بر خلاف واقع باشند در اين زمينه
به وجود آورند و اين شيوه خلاف
گويى از همه مراسم بيشتر در مراسم تعزيه و شبيه خوانى ها مشهود است . بدين جهت در آن دقت بيشترى به عمل آيد كه خلافى نسبت به امام
حسين عليه السّلام و واقعه
عاشورا داده نشود و به خصوص در عصر كنونى كه نظام اسلامى برپا است و همه مسائل آن به گونه اى الگو در جهان تلقى مى شود. لذا بايد آنچه را كه
مطابق واقع نيست و ماهيت
قيام امام حسين عليه السّلام را لكه دار و مخدوش مى سازد و موجب شادى دشمنان مى شود و هدف او را به فراموشى مى سپارد، از مراسم تعزيه و
شبيه خوانى حذف نمود.

مداح خود نباشیم (صله)

مداح خود نباشیم (صله)

بیاییم در دستگاه امام حسین علیه السلام با ارباب معامله کنیم و هدف هم این باشد که از خود ارباب صله دریافت کنیم حال اگر صله ای هم از سایرین رسید،که رسید،اگر هم نرسید که نرسید/برانگیختن کبر و غرور و خودستائی؛این خاصیت میکروفون و تریبون است،آنقدر خودیّت خود و منیّت من را پیش چشمت بزرگ می کند که هیچکس را نمی بینی و پای منبر هیچ مداحی نمی نشینی/به خاطر تشویق و تمجیدها مداحی نکنیم،بخاطر الله الله شنیدن ها قرآن نخوانیم،بیایید با هم رقابت نکنیم،بیایید مبلّغ دینمان باشیم نه مبلّغ خودمان،بیایید برای ارباب مشتری جمع کنیم نه برای خودمان،عَلَم اسلام را بالا ببریم نه عَلَم خودمان

مداحان ، سخنرانان و قاریان قرآن در حقیقت پرچمداران و علمداران دین الهی هستند که جمعیتی اطرافشان جمع شده و به آنها چشم دوخته‌ و تمام حرکات و سَکَنات ایشان را ملاحظه گر هستند ،لذا باید ببینیم که آیا مختصات و شرایط پرچمداری در ما هست یا خیر؟ چرا که اگر خصوصیات پرچمداری را در خود نهادینه نکردیم بلاشک دیر یا زود این عَلَم و پرچم را از ما می گیرند پس مبادا گرفتن پرچم ، مقدمه اعلان بی‌کفایتی‌ ما باشد ! همچون صدر اسلام که پرچمدار شدن عده ای ، همان و زدن بر طبل رسوایی خویش نیز ، همان !

سعی پرچمدار همیشه بر این است که عَلَم اسلام را بالا ببرد نه عَلَم خود و اطرافیانش را ، پس بنده و مریدی که آرم پرچمداری را به خود اختصاص داده باید نماد مولا و مراد خود باشد و اگر یک جایی به سبب آمیختگی حق و باطل ،تشخیص حق دشوار گردید ، از جان گذشته ؛در نهایت شجاعت و مردانگی ، قد عَلَم کرده و از جبهه حق دفاع نموده و از ارزشهای مد نظر مولای خویش پاسداری کند .

مداحان محترم بایستی همواره این را برای خود تکرار کنند که جهت مدیحه سرایی و مرثیه خوانی جایی تکیه می زنند و می‌نشینند که پیامبر نشسته ، امام سجاد علیه السلام نشسته ، حضرت زینب نشسته ،پس یادشان نرود که حضرت زینب سلام الله علیها کجا خودش را نشان داده ، ایشان همه جا حسینش را نشان داده ، همه جا مولایِ حسینش را نشان داده ، اگر غیر این بود حتی خبر واقعه نینوا هم به ماها نمی رسید چرا که ایشان اصلاً خودی نمی‌دید ، پس مداحان اهل بیت و همچنین قاریان قرآن باید مواظب باشند دنبال مطرح کردن خود و به نمایش گذاشتن صدای خویش نباشند چون در اینصورت چند صباحی چرب و شیرین از طعام و مادیات به ما می رسد و به به و چه چهی هم می شنویم اما بالاخره تمام می‌شود و این علم را از ما می گیرند پس بیاییم در دستگاه امام حسین علیه السلام با ارباب معامله کنیم و هدف هم این باشد که از خود ارباب صله دریافت کنیم حال اگر صله ای هم از سایرین رسید ، که رسید ، و اگر هم نرسید که نرسید ،نه اینکه خدای ناکرده مثل بعضی مداحان،در قبول برنامه های خود جاهایی را اولویت قرار دهیم که تشریفات بیشتری دارند و صله بیشتری می دهند و یا مثل بعضی نادرمداحان پا را فراتر گذاشته و ابتداءً مبلغ را طی کرده و با دادن شماره حساب،آمدن خود را منوط به واریز نمودن مَبلغ مورد نظر نمایند، پس کمی بیشتر به خود بیاییم چون مداح ، نوکر است ، نوکرِ ارباب ،نوکر اهل بیت، نوکر ، نوکری خویش را می کند و منتظر تشکر این و آن نمی شود ؛ تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن که خواجه خود روش بنده پروری داند.

لذا متوجه باشیم که این خاصیت میکروفون و تریبون است ، برانگیختن کبر و غرور و خودستائی ، آنقدر خودیّت خود و منیّت من را پیش چشمت بزرگ می کند که هیچکس را نمی بینی و پای منبر هیچ مداحی نمی نشینی ، مدح هیچکس را قبول نداری ! پس بیشتر مواظبت کنیم ، چرا که وقتی عبد ، بندگی و نوکری ارباب را پذیرفت با همین پذیرفتن بندگی ، دیگر تمام دریچه های کبر و غرور را بر خود می ببندد و برای خود کلاس نمی گذارد و منتظر تشویق و تشکر غیر ارباب نمی ماند که اگر مجلسی رفت و تشریفاتی برپا نشد و یا احیاناً کسی یادش رفت از وی تشکر کند باعث دلگیری شود و زمین و زمان را به هم بدوزد و یا پا به گِلِه گذاری باز کند که چرا سیستم صوت فلان بود و مجلس بهمان بود و همنوایی نکردند و  چرا به فلانی اینقدر وقت خواندن دادند  و به ما اینقدر و صد ایراد و بهانه دیگر ، اینجاست که اگر اینها پیش آمد باید به نیت خویش تردید کنیم که ؛ ما برای که خواندیم ؟؟؟ پس بیاییم با مولای خویش قرار بگذاریم که به خاطر تشویق و تمجید این و آن ، مداحی نکنیم ، بخاطر الله الله شنیدن ها قرآن نخوانیم ، بیایید با هم رقابت نکنیم، بیایید مبلّغ دینمان باشیم نه مبلّغ خودمان ، بیایید برای ارباب مشتری جمع کنیم نه برای خودمان ، البته قصدمان معرفی ارباب که شد خود به خود ما نیز معرفی می گردیم چرا که” مادح خورشید مداح خود است” ، همچون فتوایی که فقها دارند که اگر کسی در گرمای تابستان جهت خنک شدن ، وضو بگیرد اصلاً طهارتی محقق نمی شود و وضو صحیح نیست اما کسیکه به قصد قربت و با طهارت بودن وضو بگیرد خود به خود خنک هم می شود ، لذا قصد مداح که معرفی ارباب و مولای خویش باشد خود وی نیز مهر نوکری بر پیشانی اش خورده و کسب آبرو کرده و معرفی می گردد .

 

در احوالات مرحوم شیخ عباس قمی آمده که در مسجد گوهرشاد بر منبر مشغول وعظ بود ، دیده بود که مرحوم شیخ عباس تربتی در حال آمدن است ، وسط صحبت‌هایش اعلام کرده بود که مردم حاج شیخ دارند می‌آیند ، من هم پایین می‌آیم تا حاج شیخ بالای منبر بروند و همه ما از ایشان استفاده کنیم ، ببینید ما چند تا منبری این جوری داریم؟ چند مداح دیدید که پای منبر سایر  مداحان بنشیند ؟

چه کنیم که روضه خوان تاثیر گذاری باشیم

چه کنیم که روضه خوان تاثیر گذاری باشیم

 ۴۰زیارت عاشورا با صد لعن و صد سلام  به همراه نماز زیارت و دعای علقمه بخوانیدو ثوابش را به روح حضرت رضا(ع) هدیه کنید و از آن ها بخواهید که به زبان شما نمک روضه بدهند. قبل از جلسه ذکر بگویید و توسل کنید و از خود ائمه(ع) بخواهید اذن و اجازه روضه خوانی بدهند. قبل از محرم و صفر حتما به زیارت مشهد بروید.

توصیه های حاج حسین سازور به مداحان

دی و معنوی تامین می کنند، از جایی که حدسش را هم نمی زنیم ما را تامین می کنند

استاد : حاج حسین سازور

الف : مداحی از لسان خداوند :

همانطوری که قبلاً عرض شد مداحی یک صفت توحیدی است و اولین مدح کننده نیز همان خداوند است .اگر دقت کرده باشید خدای متعال در بسیاری از آیات قرآن کریم با لسان وحی ، از اهل البیت(ع) مدح نموده است . ما اگر از قرآن و احادیث قدسی در مداحی استفاده کنیم راه اعتراض دیگران را می‌بندیم چون از قرآن استفاده کرده‌ایم وکسی                 نمی تواند  قرآن را نفی کند . اگر مداح آیات مربوط به اهل البیت(ع) که در قرآن آمده ، را به طور کامل بشناسد و در روضه از آنها استفاده کند .در این صورت این روضه متصل به قرآن خواهد بود و اثرات عجیبی در مستمع خواهد گذاشت .

ب : مداحی از لسان اهل البیت(ع) :

مدح دیگر مدحی است که از لسان خود اهل البیت(ع) باشد ، مانند حدیث مفاخرة حضرت زهرا(س) و             حضرت علی(ع) که خودشان را معرفی کردند و یا استغاثه های امام حسین(ع) در روز عاشورا ، که برای معرفی خود به مردم در چند جا بیان نمودند .اهل البیت(ع) وقتی که خودشان را برای مردم معرفی می‌کنند ، یعنی خدا را معرفی می‌کنند . ما باید مدح‌‌هایی که از لسان خود اهل البیت(ع) صادر شده را به طور کامل بشناسیم و درکارهایمان استفاده کنیم . مداح باید دقت داشته باشد که شخصیتهایی را مدح می کند که خدای متعال آنها را در قرآن و در احادیث قدسی خود از آنها مدح نموده است . مداح زیرک مداحی است که اهل البیت(ع) را نه از زبان خودش ، بلکه از زبان خدای متعال یا خود اهل البیت(ع)  مدح کند ، مثلاً شعری بخواند که در آن روایتی از اهل البیت(ع) گنجانده شده باشد .

ج : مداحی از لسان اولیای خدا :

مداحی از لسان اولیاء خدا یعنی بزرگان و عالمان دین ، اهل البیت(ع) را مدح ‌کنند که خیلی برای ما قابل استفاده می‌باشد . زیرا علمای دین ابتدا خود به مدح اهل البیت(ع) رسیده‌اند بعد آن را عنوان می‌کنند ، یا به تعبیر دیگر اول می‌بینند و بعد آن را می‌گویند ،که البته شنیدن آنها برای ما می تواند بسیار لذت بخش باشد .امام راحل(ره) به مرحوم سید احمدآقا می‌فرمود : اگر می‌خواهی در مسائل معرفتی چیزی بفهمی ، اولین کار این است که آنها را انکار نکنی . ما باید یقین کنیم وقتی در مجلسی مدح اهل البیت(ع) گفته می شود ، خود اهل البیت(ع) در مجلس حضور پیدا می کنند و ما در محضر آن بزرگواران مدح آنها را می گوییم . بنابراین باید توجه داشته باشیم که فقط برای خدا و اهل البیت(ع) بخوانیم نه برای مردم و مستمعین چون اولین مستمع ، خود آن بزرگواران می باشند .خیلی از بزرگان نیز همینطور هستند و برای خدا و اهل البیت(ع) حرف می‌زنند نه برای جمعی که پیش آنها نشسته‌اند ، مانند مرحوم آیه الله سید علی آقا نجفی(ره) . البته لازم به ذکر است که این جفاست که ما از مدح بعضی از اهل البیت(ع) عاجز باشیم و فقط برای چند امام و معصوم بتوانیم شعر بخوانیم و مداحی کنیم .باید یاد بگیریم که برای همة اهل البیت(ع) کار کنیم .

نکته : در مداحی اهل البیت(ع)  یک اصل کلی وجود دارد و آن هم اینست که اهل البیت(ع) بی خود به کسی چیزی نمی‌دهند .اگر دیدید یک مداحی شعر ، خوب می‌خواند یا دعا ، خوب می‌خواند و یا اینکه هر وقت می‌خواند همه گریه می‌کنند ، حتما به دنبال آن یک زحمت ، ریاضت و یا مراقبتی بوده است . یعنی اگر سختی کار را تحمل کردی ، برای اهل البیت(ع) راحت می‌توانی نوکری کنی .

نوحه خوانی

بعد از خواندن نوحه ، نوبت به خواندن ((واحد)) مى رسد، كه در واقع خود، نوعى نوحه مى باشد و معمولاً بدون جواب خوانده شده و در بعضى مناطق كشور، همراه با جواب مى باشد. اما نوحه واحدى كه معمول و متعارف قم ، تهران و استانهاى مركزى كشور مى باشد، به دو قسمت ((واحد سبك )) و ((واحد سنگين )) تقسيم مى گردد كه پويائى در سبك مداحى امروزى ، باعث سرايت انواع ديگر ((واحدخوانى )) در آن شده است .
الف ) واحد سبك (نوس )
در اين نوع واحدخوانى ، شعرى به صورت آرام و بدون تنش خوانده شده و سينه با آهنگ زمانى بافاصله ، نواخته مى شود و بسيار به آرامى و ملايمت شروع مى گردد تا سينه زن هم بتواند اشك بريزد و هم سينه بزند و رفته رفته مداح ، حالت حماسى به خود گرفته و آهنگ نواخت سينه را كمتر مى كند و سينه در فاصله زمانى كوتاه ترى نواخته مى شود.
براى اينكه يكنواختى واحد، باعث خستگى سينه زن نگردد و همچنين اگر خسته شده ، نفسى تازه نمايد، مى توان در بين اشعار آن ، ذكرى را بلند و حماسى از سينه زن گرفت كه اين كار باعث مى شود كه خستگى اش بدر آيد و به هماهنگ تر سينه زدن تحريك شود. يعنى بعد از چند بند واحد خواندن ، چند ذكر يك كلمه اى و كوتاه مى دهيم تا سينه زن بدون سينه زنى جواب دهد مثلاً:
غريب حسين (حسين حسين )، عطشان حسين (حسين حسين )،...
ذكر اين نكته لازم است كه مداح ، صداى خود را بايد با لحن شعر بالا و پائين ببرد و در واقع مداح هميشه و هر جا و در هر گونه مجلسى بايد با لحن شعر پيش رود تا دوگانگى در معناى آن براى مستمع و سينه زن پيش نيامده و از يكنواختى نيز به در آيد.
واحد سبك با ((مظلوم كشيدن )) مياندار به اتمام مى رسد. مظلوم كشيدن ، گفتن بعضى اذكار و شعارها و گرفتن جواب از سينه زن است تا مداح فرصت داشته باشد كه به بررسى اشعار بعدى اش بپردازد و يا مجلس را به همكارش واگذار نمايد و يا اينكه نفسى تازه كند كه اين كار مستلزم هماهنگى بين مداح و مياندار هيئت مى باشد

توصیه های سید مهدی میرداماد

حاج سیدمهدی میرداماد-جلسه پرسش و پاسخ غیرحضوری آموزش مداحی-جلسه اول
 


 
جلسه اول پرسش و پاسخ
1-برای مداحی و مداح شدن از کجا باید شروع کرد؟ پاسخ استادمیرداماد: برای شروع مداحی باید در سن نوجوانی (17 به بالا ) شروع کرد و با توجه داشتن به صدا و جوهره ی ذاتی مداحی با تقلید شروع کرد.
2-در شروع مداحی چه فاکتورهایی را باید در خود دید؟
پاسخ استادمیرداماد: سن مناسب (17 الی 22 - جوهره ی صدا - معلومات و نگاه علمی به مداحی
3-طبق صحبت تلفنی که با سید عزیز داشتم ایشون فرمودنند که تا چند سال باید تقلید کنم اما در بعضی از جاها مثلا روضه خوانی تقلید کمی مشکل است آیا سید عزیز راه حل دیگری دارند؟
پاسخ استادمیرداماد: روضه خوانی کلاس بالای مداحی است ، باید تقلید را از نوحه خوانی شروع کردو بعد خود به خود روضه خوانی تقویت می شود.
4-در بعضی از کلاس های مداحی که فیلم آنها یا صدایشان به ما میرسد که عقلب از مداحان صاحب نام نیز میباشد صحبت از تکنیک و شناخت دستگاه و ... میباشد که کمی مبهم است آیا سید عزیز برای تکنیک در مداحی صحبت خواصی دارند؟
پاسخ استادمیرداماد: ردیف های آوازی بسیار مفید است ولی اصل نیست ولی اگر باشد پیشرفت قابل ملاحظه ای صورت می گیرد.

5-مداحان تازه کار از چه منابعی و (کتاب و ...)استفاده کنند؟
پاسخ استادمیرداماد:
  منابع کلی و قابل استفاده برای مداحان تازه کار و جوان عبارت اند از : مقتل قصه کربلا از حجت الاسلام نظری منفرد و چهار جلد کتاب نخل میثم از آقای سازگار.
6-برای شروع كار روضه خواندن باید در ابتدا از چه كتابهایی شروع كرد؟ شما استاد بزرگ چه پیشنهادی برای شروع اینكار میكنید؟

پاسخ استادمیرداماد: شروع روضه خوانی با مرور چندباره ی کتاب قصه کربلا از حجت الاسلام نظری منفرد.
7-بهترین روشی که میتوان در اداره جلسات هفتگی داشت چیست؟چگونه باید در این جلسات فعالیت کنیم تا بتوانیم اثرگذارباشیم و مستمع خوب پرورش دهیم؟
پاسخ استادمیرداماد: نمی توان نسخه واحدی تجویز کرد. هر جلسه مختصات خودش را دارد و بستگی به زمان و مکان مستمع و حواشی دارد.
زمانی می توانید مستمع خوب پرورش دهید که خودتان را در معرض نقد قرار دهید و مرتب با مشاورین و اساتید این فن ارتباط داشته باشید

8-روضه هایی که اقاسیدمیخونن،ازچه مقاتلی استخراج میکنن؟لطف کنن نام چندتامقتل معتبرو بنویسن تا ما استفاده کنیم؟
پاسخ استادمیرداماد: روضه های خوانده شده کار یک منبع و مقتل خاص نیست بلکه حاصل یک گروه محقق و نویسنده است . ولی منابع قابل توجه می توان به کتب لهوف : سید ابن طاووس ، نفس المهموم : شیخ عباس قمی ، مقتل مقوم ، خصائص الحسینیه : شیخ جعفر شوشتری اشاره کرد

9-در خواندن دعا باید به چه نکاتی توجه کرد؟
در روضه خواندن به چه نکاتی باید توجه داشت؟
پاسخ استادمیرداماد:
اید حداقل 5 سال در رشته دعا مقلد باشید از مناجات خوانیهای استاد حاج مهدی سماواتی ، حاج سعید حدادیان ، حاج ما شا الله عابدی
10-میخواستم چه نكاتی باید در مداحی رعایت نمود.2برای تقویت صدا وجلوگیری از گرفتگی زودهنگام صداچه راهكاری پیشنهاد میكنید.
پاسخ استادمیرداماد:صدای پخته و کامل نیاز به تربیت و مراقبت و تقویت دارد و تقویت با استمرار خواندن روزی حداقل نیم ساعت و پرهیز غذایی و تمرین و آشنایی با دستگاه های آوازی حاصل می شود.
11-معرفی یك مقتل كامل ومعتبر برا مطالعه؟ پاسخ استادمیرداماد: نفس المهموم شیخ عباس قمی مقتل مناسبی است
بقیه سوالات به جوابهای دیگر مراجعه شود.
12-در خوندن ولادت ها باید بیشتر به چه نکاتی توجه کرد؟ چون خوندن اشعار ولادت و مدیحه سرایی سخت تر و مشکل تر از مرثیه سرایی است؟ و سوال دوم اینکه از چه غذاهایی باید پرهیز کرد؟ مخصوصا برا گرفتگی صدا؟ پاسخ استادمیرداماد: انتخاب شعر با مضامین مولودی 2- انتخاب نغمات شاد هر صدایی و حنجره ای یک جنس خاص دارد و نمی توان یک دستور کلی داد. خودتان بهترین طبیب برای خودتان می توانید باشید. 13- الف)من 23 ساله هستم و از مقطع راهنمایی (قبل از بلوغ)افتخار خدمت به اهل بیت رو داشتم.برای پختگی و پرشدن صدا چیکار باید کرد؟ آیا هنوز زوده تا صدا خوب کل بگیره و زمان میخواد؟راهکارتون چیه ب) آیا برای مداحی بایستی حتما به نغمات و دستگاهها آشنایی داشت؟ ج) با وسواس در انتخاب سبک ها و این که کدام شعر قشنگتره بخونیم چه جور باید تا کرد؟ د) با وجود اینکه قبل از جلسات ریتم برنامه مو میچینم ولی بازم تا لحظات آخر شعرامو هی تغییر میدم ؟ چکارکنم؟ ذ)با وجود اینکه همیشه خودموباور دارم اما تا وقتی وارد مجلس بر خوندن نشدم استرس و دلشوره دارم ،چی کار کنم؟

پاسخ استادمیرداماد:
1- صدا باید تا 25سالگی به مرحله پختگی برسد و اگر نرسید و اگر نرسید باید استقامت در روزمره خواندن داشته باشید. 2- مراجعه به پاسخ سوالات قبل 3-دقت نظر و توجه زیاد خوب است ولی وسواس همسشه مضر است و باید با این روش مقابله کرد 4- باید تمرین و تکرار داشته باشید تا این حالت تغییر پیدا کند 5- دیدن مجالس مختلف و پذیرفتن جلسات غریبه ترس و استرس را پایین می آورد.
14-من چند سالی از صدای شما تقلید میکنم و بعضا میخوام در مجلس روضه ازشعر هاو مناجات های شما خصوصا استفاده کنم میخوام بدونم شما اجازه میدید لطفا جوابمو زود بفرستید؟ پاسخ استادمیرداماد: این اشعار و سبکها متعلق به اهل بیت عصمت و طهارت است - اجازه نمی خواهد استفاده کنید بشرط اینکه در جای خودش و با حفط شان و مرتبه خودش.
15- خیلی زیادی داره ، یه مدت خوب بود چند تا هیئت می خوندم ،مدرسه بود مجالس زنانه بود ، خیلی هم همه از خوندن من تعریف می کردن ،ولی الآن چند وقته زمینه جور نمیشه برا خوندن ، خیلی حالم گرفتست ،تو رو خدا راهنمایی کنید؟ پاسخ استادمیرداماد: زمینه را خودتان باید ایجاد کنید - باید بستر مداحی را با تشکیل یک هیئت آماده کنید.

بسمه تعالی

 عرض سلام و ادب دارم محضر همه دوستان عزیز ،خداوند بزرگ را شاکریم که ما را از شیـــعیان و محبین قـــرآن وخاندان پیغمبرش (ص)قرار داد ،بسیار خوشحالم که در خدمت دوستان عزیز هستم و ان شالله بتونــم به یاری خـــدا و حضرات معصومین(ع) تجربیاتم را در این زمینه (هنر مقدس مداحی) در اختیار همه عاشقان و شیعیان ایشان قرار دهم .ان شالله در اول هر طرح سعی می شود نکاتی پیرامون این هنر مقدس هر چند کوتاه بیان کنم و از همه دوستان عـزیز خواهشمندم که فضا  طرح ها و مباحث را نقد و بررسی کنند و از نظرات سازنده خـویش حقیر و دوستان را مطــــلع سازند .
طرح شماره یک(1)
قال المهدی (ع):

وأَکْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِکَ فَرَجُکُم‏...

و بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که آن فرج شما است.

دوستان عزیز توجه داشته باشند برای رسیدن به هر هدفی باید تلاش و پشتکار زیادی داشت چرا که گفته اند( کار نیکو از پر کردن است) و یا گفته اند :(بهشت را به بها دهند نه به بهانه) لذا شمایی که پا در این عرصه مقدس گذاشته اید اولا باید هدف خود را مشخص کنید برای چه می خواهید  مداح اهل البیت(ع) باشید؟! هدف شما از این امر مقدس چیست؟! باید خود را از هدفهی دنیوی و زود گذر در این مقوله پاک کنید و آینه دل را جلا دهید چرا که شما از این به بعد به عنوان یک مبلغ باید کار کنید ،مبلغی که زیر ذره بین افکار عمومی قرار دارد  ،باید از آسیبها و آفاتی که در این راه وجود داره آگاه بشید و ان شالله در راه هدف والا و بزرگ قدم بردارید ان شالله سعی میشود در اول هر طرح مطالبی از این گونه گفته شود .
شما باید در ابتدا  حداقل روزی دو ساعت وقت بگذارید و اگر مشغله کاری زیاد دارید باید در لابلای کارهایتان وقتی هر چند کوتاه برای این امر بگذارید و آن را مدیریت کنید .در این وقت باید حداقل روزی نیم ساعت به صدا سازی بپردازید تا صدا  طی زمان (بستگی به صدای شخص داره) به پختگی برسه و صدا برای شروع صیقل پیدا کنه و بقیه تایم خود را به تمرین ،شعر حفظ کردن ،مصیبت حفظ کردن و... اختصاص دهید  تا ان شالله موفق شوید.
1_ مقدمه: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم  حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولا و نعم النصیر دعای سلامتی آقا امام زمان (عج) اللهم کن لولیک......
2_شعر مناجاتی امام زمان (عج)
کی می شود به حال خرابم دعا کنی نام مــرا میــان قنوتـــــی صــــدا کنی عمری است کوچه گرد دیـــار محبتـم شاید دلــت بسوزد و شاید عطا کنی با درد همنشینم وو با غصه همدمم شافی توئی شود که مرا هم دعا کنی سر تا به پــــا غــرق گنــــاه و ظلالتم آقا توئی که با بدیم خـــــــوب تا کنی خواهم که جان دهم به رکابت امیر عشق آیا شود کـــه حاجــــت مــن را روا کنی ای زائر شکسته دل شهــــر غصه ها کی می شود که قسمت من کربلا کنی
نکته 1: شما قبل از اجرا باید شعر را خوانده باشید و اگر از حفظ نمی خوانید آن را به صورت نیمه حفظ بخونید یعنی به شعر کاملا مسلط باشید چرا که خیره شدن مداوم روی برگه باعت ایجاد استرس و همچنین جلب توجه مستمعین میگردد.
نکته 2:شما سبکی را که برای شعر انتخاب می کنید (البته بعدا در این مورد صحبت می کنیم) باید از گام پایین شروع کرده و در ابیات دیگر  صدا را پایین و بالا کنید در اصطلاح با صدا بازی کنید تا مستمع خسته نشود.
نکته 3:پس از خواندن دو بیت از شعرتون باید یک گوشواره برای آن انتخاب کنید تا مستمعین با شما همراهی کنند و مجلس شور داشته باشد به عنوان مثال (یابن الحسن) و یا جملاتی از قبیل دستای خالیتو نشون آقا بده در هنگام گرفتن گوشواره و یا در مصرع آخر بعد ار کی می شود که قسمت من کربلا کنی بعد از گرفتن یابن الحسن از مستمعین  بگید (آرزومندان کربلا آقاشونو صدا بزنن و....
3_ زمینه سازی بعد از شعر
آقا جان امشب اومدیم  برا فرج شما دعا کنیم ، ان شالله هممون زنده باشیم و ببینیم اون لحظه ای که از پس پرده غیبت بیرون اومدی تگیه به دیوار کعبه زدی صدا بزنی (الا یا اهل العالم انا المهدی،انا الامام المنتظر یعنی ای مردم دنیا من مهدیم اونی که انتظارش را می کشیدید منم،و ای همه رنج دیده ها ،داغ دیده ها (انا الصمصام المنتقم)منم شمشیر انتقام گیرنده ،الا یا اهل العلم ان جدی الحسین قتلوه عطشانا یعنی ای اهل عالم من فرزند اون آقایی هستم که بین دو نهر آب با لب تشنه سر از بدنش جدا کردند
همه بگید حسین
نکته: شما باید حتما  زمینه سازی و روضه را از حفظ بخوانید و در خلوت هم این را برای خود خوانده باشید و خودتون در ابتدا بسوزید تا بتوانید دیگران را بسوزانید چرا که( آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند)،در زمینه سازی وو روضه نباید کتابی بخوانید باید مـــحاوره ای بخوانید به عنوان مثال  ان شالله را بخوانید ایشالله .

بیانات رهبر معظم

منصب مداحی اهل بیت علیه السلام  افتخاری است که نصیب هر کسی نمی شود و این منصب یکی از جایگاه های کهف الوری ائمه است که اگر بتوانیم مخلصانه و بی ریا به خدمت بپردازیم همیشه در این سایه ی امن الهی باقی خواهیم ماند و از هرگونه آسیب و گزندی در امان خواهیم بود، اما شیطان رجیم همواره سعی کردبی شک مداحی نیز همچون بسیاری از امور دیگر دارای آدابی است که رعایت این آداب نشانگر علم و بصیرت مداح است؛ چنانچه عدم توجه و رعایت این نکات در نقطة مقابل آن قرار دارد، از این پس بنا به دستور قرآنی  وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى‏ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنينَ در هر شماره نکاتی را جهت یادآوری اول برای خویش و در مرحله بعد برای شما بزرگواران ذکر می کنیم و رجاء واثق داریم که مرضی رضای حضرت دوست قرار گرفته و مثمر ثمر واقع شود.

 

 1ـ پرهیز از ذکر حرف های کم محتوا و پرداختن به مفاهیم والای اهل بیت : در تبیین این نکته مهم مقام معظم رهبری می فرمایند: از حرفهای کم محتوا و ظاهر عشق و عاشقی که ته آن هیچ چیز نیست، دوری کنید. از مفاهیم حسینی، از مفاهیم اسلامی، از صبر، ازجهاد، از تقوا، از پارسایی و راههای زندگی ( اهل بیت) در شعرها استفاده کنید و آنها را بخوانید.

 

2ـ مستند خوانی: یکی از اصلی ترین اصولی که لازم است رعایت شود مستند خوانی است تا جائیکه محدث نوری (ره) در کتاب لؤلؤ و مرجان، صدق ( مستند و صحیح خوانی ) و اخلاص را پایة اول مداحی می داند که این امر مورد توجه و سفارش اکید تمام مراجع قرار گرفته است؛ لذا رهبر معظم انقلاب میفرمایند: آنجایی هم که از مصائب صحبت می شود مصیبت صحیح گفته شود نه مصیبت من درآوردی.

 

3ـ برداشت های نادرست، سطحی و احساسی خودمان از زندگی اهل بیت را بیان نکنیم: یکی از مهم ترین نکاتی که متأسفانه کمتربه آن پرداختـه شده توجّه

 

ویژه به این امر است که گاه موجب بیان مطالب کاملاً احساسی شده که مغایر شأن اهل بیت است؛ لذا معظم له در توصیه ای هوشمندانه میفرمایند: گاهی انسان می بیند که بعضی از گویندگان وخوانندگان مایلند براساس اقتضای جلسه، شوری پیش بیاید؛ لذا کلمه ای که به ذهنشان میرسد همانجا آنرا می گویند، این طوری نباشد.حادثه ای اتفاق افتاده و باید آنرا درست بیان کنید و برداشتهای نادرست نباشد.

 

 4ـ پرداختن به پندیات و اخلاقیات از ارکان مهم مداحی است: اگر نگاهی گذرا به خواندن مداحان عالم و بزرگ داشته باشیم می بینیم آنان همواره با تأسی از علما در ابتدای مداحی خویش غزلیات اخلاقی و پندیات می خواندند سپس به اشعار مدح اهل بیت پرداخته و در پایان هم به اصل مصائب اشاره می کردند؛ در واقع با اجرای این دو بخش دل مستمع آمادة شنیدن مصائب و تأثیر پذیری لازم می شد؛ یعنی همان چیزی که حضرت آیت الله خامنه ای اینگونه آنرا توصیه فرمودند که: من به مداحها سفارش کرده ام قبل از این که شروع به مدح یا مصیبت کنند؛ بخشی را به اخلاقیات اختصاص دهند، شعرهای اخلاقی وشعرهای دارای مبانی معرفتی بخوانند البته شعر خوب و سنگین نه شعرهای بی ربط؛ گاهی اوقات بعضی ها می گویند: یک شعر خیلی عالی است ولی وقتی گوش می کنی می بینی شعر بسیار پایین ونازلی است. بالاخره کسانی که شعر شناسند باید تشخیص دهند که این شعر، خوب و یا عالی است. خصوصیت شعر عالی این است که چه بفهمیم وچه نفهمیم وقتی می شنویم تحت  تاثیر قرار بگیریم. تاثیر هنر در مخاطب تاثیر قهری و طبیعی  و غالبا ناخودآگاه است.

 

بخشی از بیانات رهبر معظم  انقلاب اسلامی  در دیدار با مداحان مورخ 3/6/84