وداع با ماه رمضان

خداحافظ ای ماه خیر کثیر

که در بین ماه ها تویی بی نظیر

خداحافظ ای ماه لطف و عطا

مه بخشش کوه جرم و خطا

خداحافظ ای ماه باب النجات

که بنموده‌ حق بر همه التفات

خداحافظ ای ماه طاهر شدن

مه محرم حی قادر شدن

خداحافظ ای ماه شوق وصال

مه میهمانی، مه شور و حال

خداحافظ ای ماه بزم صفا

که دادی به دل ها تو نور و ضیا

خداحافظ ای ماه حی مبین

که بودی پناه همه مسلمین

خداحافظ ای ماه دارالامان

که در تو بود رحمت بی کران

خداحافظ ای ماه بخشندگی

که رونق ز تو یافته زندگی

خداحافظ ای ماه سِرِّ مگو

که دادی به خیل گدا آبرو

خداحافظ ای ماه صبر و رضا

که شد مستجاب از کرم هر دعا

خداحافظ ای ماه پروردگار

که بودم در این ماه من بیقرار

خداحافظ ای ماه بیداری ام

که کرده خدایم خریداری ام

خداحافظ ای ماه راز و نیاز

به رویم در رحمتت گشته باز

خداحافظ ای ماه جود و کرم

که گشتم ز لطف خدا محترم

خداحافظ ای ماه خوب صیام

که شد شاملم لطف و جود مدام

خداحافظ ای ماه خوب خدا

که کردی مرا از گناهان جدا

خداحافظ ای ماه لطف الاه

که دیگر شدم پاک از هر گناه

خداحافظ ای ماه نور امید

که کردی مرا نزد حق روسفید

خداحافظ ای ماه هر اهل دل

که در تو شدم از روی حق خجل

خداحافظ ای ماه بالندگی

برایم فقط مانده شرمندگی

خداحافظ ای ماه عطر ولا

مه فاطمیون، مه مرتضی

خداحافظ ای ماه شاه نجف

که با عشق حیدر شدم با شرف

خداحافظ ای ماه قرآن ما

نگه کن بر این چشم گریان ما

خداحافظ ای ماه اصل و اصول

که در تو شده توبه ی ما قبول

خداحافظ ای ماه پر از ثواب

چرا بهر رفتن تو داری شتاب

خداحافظ ای ماه مهر و وفا

تو رفتی و خون شد دل این (رضا)

#رضا_یعقوبیان

#عید_فطر

#وداع_با_رمضان

@yaghubianreza

روضه شب بیست و یکم ماه رمضان

به احترام مناجات نیمه شبهایش

خدا گذشت ز ما شیعیان رسوایش

که با علی امروزِ خویش را گذراند

خوشا به روز قیامت خوشا به فردایش!

خدا گواه به نامرد و مرد رو نزند

هر آن کسی که فقط حیدراست آقایش

برای نوکر خود کفش نو خرید ولی

همیشه کفش پر از وصله داشت بر پایش

علی که قامت یل های شام را خم کرد

شکست گریه اطفال قد طوبایش

کشاند قاتل خود را به سفره کرمش

چه رحمتی ست در این سفره مصفایش

سرش شکسته ولی عاشقانه میخندد

آخه ، نمانده فاصله ای تا وصال زهرایش

*همینطور که شما دارید گریه میکنید امشب دور تا دور بستر دارن گریه میکنن مولا یه نگاه کرد.. عباس داره گریه میکنه، حسن داره گریه میکنه، داداشای عباس دارن گریه میکنن، زینب ام کلثوم..یهو دید ابی عبدالله داره گریه میکنه فرمود: تو گریه نکن حسین جان.

مرحوم شیخ عباس قمی این روضه رو میگه. چرا گریه نکنم بابا؟ گفت: گریه نکن عزیزم گفت: بابا جان میبینم فرقت شکسته شده

تمام محاسنت به خون خضاب شده فرمود: تو هم مثل من میشی.. ابی عبدالله وسط گریه هاش سوال کرد کی باباجان کجا؟ فرمود: یه روزی میرسه وقتی جوونت رو زمین میفته صورت رو صورت علی اکبرت میذاری.. صورت که بر میداری از محاسنت خوت تازه میچکه.. اما یه فرقی داره حسین جان! این جا همه دارید دور من گریه میکنید اونجا وقتی محاسن تو به خون خضاب میشه همه دورت کف میزنن هل هله میکنن.

حسین گریه نکن وقت آه و سوز تو نیست

حسین هیچ روزی شبیه روز تو نیست

به استغاثه جوابت نمی دهند حسین

بگویی العطش آبت نمی دهند حسین

"هر کی با روایات آشناست هرکی با زیارت عاشورا مانوسه باهاش گریه کنه "

همه به آل علی قهر می‌کنند حسین

و ظالمانه تو را نحر می‌کنند حسین

خدا کند غریبانه ناله ها نزنی

به زیر خنجر نامرد دست و پا نزنی

+ دوره جاهلیت که میخواستن یه حیوون رو ذبح کنن یه زخم بهش میزدن وا میستادن نگاه میکردن چند ساعت طول میکشید. پیغمبر اومد فرمود: حرامه این کار رو نکنید زجر میکشه سریع سر از بدنش جدا کنید+

تو را به قتل صبر حسینم پر تو را ببرند

به پیش دیدهٔ زینب سر تو را ببرند

*بابا چه صحنه ای دید دختر امیر المومنین بالای تل زینبیه یه وقت دستاشو رو سر گذاشت صدا زد : "صلو علیک مليك السماء، هذا حسين مرمل بالدماء، مقط

ع الأعضاء ، مسلوب العمامة و الرداء،..."*

زمزمه ماه مبارک رمضان

٢

(مناجاتی ورود به ماه مبارک رمضان)

در ماه مهمانی تو

من سوی تو دعوت شدم

با یک نگاهت ای خدا

سر تا به پا رحمت شدم

یا رب یا رب یا کریم٢

یا رب تو آگاهی بدم

گفتی بیا من آمدم

در زیر بار معصیت

گردیده خم یا رب قدم

یا رب یا رب یا کریم٢

بنگر به حال و روز من

این بند‌ه ات تنها شده

شرمندگی زد آتشم

اشکم چنان دریا شده

یا رب یا رب یا کریم٢

در قعر چاه افتاده ام

من بنده ای آلوده‌ام

بخشا مرا از لطف خود

گر بنده ای بد بوده ام

یا رب یا رب یا کریم٢

آلوده ام غرق گناه

آورده ام من اشک و آه

امشب به حق فاطمه

بر بنده ات بنما نگاه

یا رب یا رب یا کریم٢

تنهای تنها گشته ام

یا رب حبیب من تویی

بیمار عصیانم خدا

تنها طبیب من تویی

یا رب یا رب یا کریم٢

بر درگه تو ای خدا

من بنده ای شرمنده ام

بس که خجالت می کشم

سر را به زیر افکنده ام

یا رب یا رب یا کریم٢

آمده با حال خراب

یا رب بده بر من جواب

یا رب به حق مرتضی

بنما دعایم مستجاب

یا رب یا رب یا کریم٢

بر من تویی پروردگار

هستی تو صاحب اختیار

با یک نگاه تو شوم

در هر دو عالم رستگار

یا رب یا رب یا کریم٢

#رضا_یعقوبیان

@yaghubianreza

اشعار ایام پایانی ماه رمضان

افسوس که ایام شریف رمضان رفت
سی عید به یک مرتبه از دست جهان رفت

افسوس که سی پاره این ماه مبارک
از دست به یک بار چو اوراق خزان رفت

ماه رمضان حافظ این گله بد از گرگ
فریاد که از سر این گله شبان رفت

شد زیر و زبر چون صف مژگان، صف طاعت
شیرازه جمعیت بیداردلان رفت

بی قدری ما چون نشود فاش به عالم؟
ماهی که شب قدر در او بود نهان، رفت

برخاست تمیز از بشر و سایر حیوان
آن روز که این ماه مبارک ز میان رفت

تا آتش جوع رمضان چهره برافروخت
از نامه اعمال، سیاهی چو دخان رفت

با قامت چون تیر درین معرکه آمد
از بار گنه با قد مانند کمان رفت

برداشت ز دوش همه کس بار گنه را
چون باد، سبک آمد و چون کوه، گران رفت

چون اشک غیوران به سراپرده مژگان
دیر آمد و زود از نظر آن جان جهان رفت

از رفتن یوسف نرود بر دل یعقوب
آنها که به صائب ز وداع رمضان رفت

صائب تبریزی

تا که چشمم باز شد دیدم که یارم رفته است
میهمانی شد به پایان و نگارم رفته است

با گل این باغ تازه انس پیدا کرده ام
گرم گل بودم که دیدم گل گزارم رفته است

بذر قرآن رابه دل گرچه به دستم کاشتند
وقت محصولش که شد دیدم بهارم رفته است

در سحر تیر دعا سیل اجابت می نمود
با که گویم درد خود وقت شکارم رفته است

سفره پر رزق مهمانی رحمت جمع شد
درد در سینه نشسته سفره دارم رفته است

دلبر من هر سحر بر دیدنم مشتاق بود
آن که بوده هر سحر چشم انتظارم رفته است

شرح حال خویش را با یک کلام افشا کنم
ورشکسته هستم و دار و ندارم رفته است

گر که در محشر بمانم رو سیاه و بنگرم
دلبر صاحب شفاعت از کنارم رفته است

بر مشامت گر رسید از قبر من بوی بهشت
کن یقین پای نگارم بر مزارم رفته است

شاد بودم صحن چشمم بوی زینب می دهد
حال دیگر عطر یاس از چشم تارم رفته است

آه از آن لحظه که زینب را بگفتا یا حسین
رفتی و با رفتنت صبر و قرارم رفته است

زمزمه وداع با ماه مبارک رمضان
گویم به اشک و ناله و حال پریشان

شَهرُ الَّهِ اکبر دگر آید(آمد)به پایان
ماه قرآن و دعا، ماه غفران و عطا

سر تا به پا شرمندگی و آه و دردم
که در مسیر بندگی کاری نکردم

یا ربنا یاربنا معبود خوبم

مناجات ماه رمضان

چشمی که آلوده شده باران ندارد

بی توبه این آلودگی پایان ندارد

دیگر حجاب افتاده روی چشمهایم

از بس که اُنسی دیده با قرآن ندارد

هاتف ندا داده دُعیتُم ایهاالناس

کاری خدا انگار جز احسان ندارد

حالا که در باز است پس درهم بیایید

اینجا کَرَمخانه است این و آن ندارد

تا آمدم داخل مرا طوری بغل کرد

احساس کردم غیر من مهمان ندارد

جز با توسل گریه کردن توبه کردن

پرواز کردن تا خدا امکان ندارد

راه شهادت نیمه شب اشک است اشک

جامانده هرکس دیده ی گریان ندارد

این سرزمین نذر امیرالمونین است

بیهوده حیدر عشق بر سلمان ندارد

ما با دعای فاطمه عبدالحسینیم

کی گفته زهرا لطف بر ایران ندارد

سرتاسر عالم چو ایران سرزمینی

مثل علی موسی الرضا سلطان ندارد

راه نجف تا کربلا راه بهشت است

جز کربلا عاشق سر و سامان ندارد

دلداده ی آوارگی در اربعینم

درد جدایی جز حرم درمان ندارد

مناجات

حال و احوال گرفتار تماشا دارد

گریه ی عبـد گنـه کار تماشا دارد

آمدم گریه کنم تا که نگاهی بکنی

چون ستاره به شب تـار تماشا دارد

هر چه شد بین من و تـو ز همه پوشاندی

آبروداریِ ستـّار تماشا دارد

بـارها زیـر همه قـول و قـرارم زده ام

دست گیریِ تـو هـر بـار تماشا دارد

مهربـانی بـه گنـهکار بُــَود عادت تو

کـَرم سفرۀ غفـّار تماشا دارد

عاشق نیمه شب صحن و سرایِ نـجفـم

حـرم حیـدر کـرّار تماشا دارد

همۀ آرزویم یک سحر کرب و بلاست

شب جمعه حـرم یـار تماشا دارد

مادری دست به پـهلو پـسری پـاره گلو

گـریـه ها لحظۀ دیـدار تماشا دارد

روضـۀ قحطی آب و لبِ عـطشان حسین

گـوشۀ صـحن علمـدار تماشا دارد

خاک ری را به بـهای سـر آقـا دادند

زین جهت گریۀ بسیار تماشا دارد

کـاش امسال شـود سال ظهـور دلبـر

پـرچم خیمۀ دلـدار تماشا دارد

مناجات ماه رمضان


"الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَ.. لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ.. أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذی لا إِلـهَ إِلاّ هُو الْحَیُّ الْقَیُّومُ، الرَّحْمنُ الرَّحیمُ، بَدیعُ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ، مِنْ جِمیعِ ظُلْمی وَ جُرْمی و إِسْرافی عَلی نَفْسی وَ أَتُوبُ إِلَیْه...

پای دل در پیشگاه یار لغزش میکند
هر چه با ما میکند این نَفس سر کش میکند

زیرِ گوش من بزن شاید بیاید اشک من
عاقبت این گریه ما را اهلِ بخشش میکند

اول ماه آمدم ردم مکن ای با مرام
سفره داری تو را عالم ستایش میکند

آه! قربان کلیمی که گدا را پس نزد
ربِّ ما با عبدِ خاطی نیز سازش میکند

جانِ سلطان خراسان آبرویم را نریز
این گناه آلوده دارد از تو خواهش میکند

«العفو.....»

هر زمان دلگیر بودم گفته ام یا فاطمه
کودک آزرده را مادر نوازش میکند

لذّت افطار قنبرهاست خرمای علی
نوکری را رزق او دارای ارزش می کند

حب حیدر شرط اصلی قبولِ بندگی ست
روز حشر او را خدا معیار سنجش میکند

چاره ی بیتابی ما صحنِ شاه کربلاست
آتشِ دل در حریم او فرو کش می کند

روزه دار تشنه لب فبک علی العطشان حسین
گریه را تنها خدا بر او سفارش میکند

آنقدر زیر سم مرکب تنش پاشیده شد
بوریا با گریه گفت: این جسم ریزش میکند

«بحق الحسینِ الهی العفو...»

زمزمه ماه رمضان

زمزمه‌ی شبهای ماه رمضان

من بنده و تو مولا افتاده‌ام به پایت
شرمنده و گنهکار هردم زنم صدایت
یارب الهی العفو یارب الهی العفو(۲)

با دیده‌ی گهربار من آمدم به سویت
بگشا در عنایت تا بنگرم به رویت
یارب الهی‌العفو یارب الهی العفو(۲)

بنددوم
با دست خالی و با عصیان و شرمساری
شاید که بذر بخشش در سینه‌ام بکاری
یارب الهی العفو یارب الهی العفو(۲)

جان شهید محراب جان علی عالی
من آمدم گدایی با دستهای خالی
یارب الهی العفو یارب الهی العفو

بندسوم
گفتی وسیله آور آورده باغ لاله
بهر شفاعت خود آورده‌ام سه‌ساله
یارب‌الهی العفو یارب الهی العفو(۲)

درگوشه‌ی خرابه گفتا که ای پدرجان
آیا شود که گردی بر این ساله مهمان
یارب الهی العفو یارب الهی العفو(۲)

شاعر: #مرتضی_محمودپور

وداع با ماه رمضان

رمضان ماه خدا ماه دعا بود که رفت

ماه بخشایش هر جرم وخطا بود که رفت

بنده از رنج و غم و درد رها بود که رفت

حاجت بنده ی شرمنده روا بود که رفت

بر همه خلق شب آخر آن امید است

حق به لطف و کرمش بنده ی خود بخشیده است

دستگیر همه ی خلق جهان است خدا

مرهم رنج و غم و درد نهان است خدا

بندگان بر همگان روح و روان است خدا

بر دل و جان همه تاب و توان است خدا

شده سی شب به سر خوان خدا مهمانیم

حال قدر کرم و رحمت او می دانیم

ماه مهمانی او سفره ی او رنگین شد

توبه کردی و دگر بندگی ات تضمین شد

سرنوشت همه در ماه خدا تعیین شد

بردن نام خدا بر دل ماتسکین شد

سی شب و روز تو غرق نعماتی بودی

در کنار نعم باب نجاتی بودی

سفره اش پهن شد و بنده ی شرمنده شدی

مرده بودی به نگاه کرمش زنده شدی

کرمش دیدی و از عشق، تو آکنده شدی

به مدال شرف و عشق تو زیبنده شدی

تو ز جام کرم دوست چو پیمانه زدی

آمدی توبه نمودی و در خانه زدی

روزه داران خدا فصل شکوفایی بود

سفره ی بزم خدا سفره ی زیبایی بود

بهر هر عبد گنهکار چه رؤیایی بود

داشتی حال و هوایی که تماشایی بود

دل ز هر عاشق و دلداده ی خود بربوده است

بهر بخشیدن هر بنده مصمم بوده است

حالیا پاک شدی از کرم و لطف خدا

تو جدا گشته ای از جرم و معاصی و خطا

آشتی کرده ای و داده به تو حال دعا

از غم و رنج گنه، گشته ای ای بنده رها

فرصتت کم بود و راه بسی دشوار است

با تقرب به خداوند رهت هموار است

بنده ی پاک مرو جای دگر از در دوست

مهربان تر ز پدر ،مادر تو تنها اوست

بندگیِ در او گفتن هر دم یاهوست

دستگیر همه ی بنده ی درگاهش اوست

بوده همراه تو آن حی مبین از آغاز

به خداوند ببر بنده فقط روی نیاز

بنده ی خاص حریم کبریاییم همه

از کرامات خدا غرق ولاییم همه

به خداوند قسم اهل دعاییم همه

نوکران حرم آل عباییم همه

با ولای علی و آل علی زنده شدیم

بین اهل همه عالم، مه رخشنده شدیم

#رضا_یعقوبیان

خداحافظی با ماه رمضان

خداحافظ ای ماه خیر کثیر

که در بین ماه ها تویی بی نظیر

خداحافظ ای ماه لطف و عطا

مه بخشش کوه جرم و خطا

خداحافظ ای ماه باب النجات

که بنموده‌ حق بر همه التفات

خداحافظ ای ماه طاهر شدن

مه محرم حی قادر شدن

خداحافظ ای ماه شوق وصال

مه میهمانی، مه شور و حال

خداحافظ ای ماه بزم صفا

که دادی به دل ها تو نور و ضیا

خداحافظ ای ماه حی مبین

که بودی پناه همه مسلمین

خداحافظ ای ماه دارالامان

که در تو بود رحمت بی کران

خداحافظ ای ماه بخشندگی

که رونق ز تو یافته زندگی

خداحافظ ای ماه سِرِّ مگو

که دادی به خیل گدا آبرو

خداحافظ ای ماه صبر و رضا

که شد مستجاب از کرم هر دعا

خداحافظ ای ماه پروردگار

که بودم در این ماه من بیقرار

خداحافظ ای ماه بیداری ام

که کرده خدایم خریداری ام

خداحافظ ای ماه راز و نیاز

به رویم در رحمتت گشته باز

خداحافظ ای ماه جود و کرم

که گشتم ز لطف خدا محترم

خداحافظ ای ماه خوب صیام

که شد شاملم لطف و جود مدام

خداحافظ ای ماه خوب خدا

که کردی مرا از گناهان جدا

خداحافظ ای ماه لطف الاه

که دیگر شدم پاک از هر گناه

خداحافظ ای ماه نور امید

که کردی مرا نزد حق روسفید

خداحافظ ای ماه هر اهل دل

که در تو شدم از روی حق خجل

خداحافظ ای ماه بالندگی

برایم فقط مانده شرمندگی

خداحافظ ای ماه عطر ولا

مه فاطمیون، مه مرتضی

خداحافظ ای ماه شاه نجف

که با عشق حیدر شدم با شرف

خداحافظ ای ماه قرآن ما

نگه کن بر این چشم گریان ما

خداحافظ ای ماه اصل و اصول

که در تو شده توبه ی ما قبول

خداحافظ ای ماه پر از ثواب

چرا بهر رفتن تو داری شتاب

خداحافظ ای ماه مهر و

تو رفتی و خون شد دل این (رضا)

#رضا_یعقوبیان

مناجات ماه رمضان

ده پشیمان و خدایش، بخشید

هر کس که رسید و زد صدایش، بخشید

انگار نه انگار گُنه کاری دید

زود از سرِ مغفرت خطایش بخشید

مَخلوق حیا نکرد هنگام گناه

درد است که خالق از حیایش بخشید

تا بنده دلش نرم شود، گریه کند

شیرینی و لذت دعایش بخشید

هر کس، که خدا خیر وصلاحش را خواست

از دوستی آل عبایش بخشید

بخشید به هر بهانه ای هر کس را

ما را به علی و رَبَنایَش بخشید

هر آنچه خدا از شرف و عزت داشت

بر ساحتِ پاک مرتضایش، بخشید

از شاه نجف هر که فلاحش را خواست

فِی الفور براتِ کربلایش بخشید

بی نام حسین، هر مناجاتی بود

باید که عطایش به لقایش بخشید

امشب دلِ من رفته به پایین، پایش

ارباب مرا به خاکِ پایش بخشید

آن کهنه عبا که بر سرِ پنج تن است

زهرا به حسینِ مصطفایش بخشید

امشب دلم هوای علی اکبرت نموده

ثمر وجودم، علی اکبرم

*همه ی اهل بیت حرم دارن ولی کربلا میری میبینی حالت شش گوشه داره،چه احترامی این پیمبر زاده داره. اول بدنی که جمع شدحالا بوریا نبود عبا بود، بدن روجمع کرد،همونطوری امام چهارمم دفنش کرد...*

«ای ‌وای که از کار، گره وا نشده

در وسعتِ این عبا علی جا نشده»

توان و قوّت حسین رو داغ علی اکبر گرفت لذا گفت :بذارحالا که اجازه نمیدن تشییع جنازه ای تو این کربلا بشه یه دونه تشییع جنازه رو بذارخودم که زنده ام باشه. همه رو صدا زد بدن رو ریختند تو عبا بلند کردن، راوی خبرنگار دشمنه، میگه دیدم از گیسوان علی، همینطوری خون میریزه....*

#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج

#مناجات_دعا

#ماه_مبارک‌_رمضان

#استاد_حاج_منصور_ارضی

مناجات ماه رمضان

گدا را تو با دیده ی تَر ببخش

بکوبم سرِ خویش بر دَر ببخش

بیا قبل از آن که رسوا شوم

به پیش همه روزِ محشر ببخش

به أَمَن یُجیبِ امام زمان

تو را جانِ آقای مُضطر ببخش

شدم خاکِ نعلینِ، شاه نجف

مرا این سحر جانِ حیدر ببخش

گناهان فرزندها را بیا

دمِ آخری جانِ مادر ببخش

قسم می دهم جانِ آن که خودش

گرفتار شد پشتِ یک در ببخش

بحقِ زمین خورده ی کوچه ها

زمین خورده ها را تو بهتر ببخش

ولی مقصدِ روضه کرب و بلاست

مرا با غمِ شاه بی سر ببخش

حسینِ ناجی ما گنه کار هاست

به ارباب مان هر چه نوکر ببخش

به گودال هم فکر ما بود و گفت :

محبان من را مطهر ، ببخش

همان لحظه زینب صدا زد حسین

اگر زنده ماندم برادر ببخش

نشد ای حسین جان بپوشانمت

تو عریان شدی بینِ لشگر ببخش

خدا حافظی با ماه رمضان

 

خداحافظ ای ماه خیر کثیر 

که دربین ماهها تویی بی نظیر

 

خداحافظ ای ماه لطف وعطا 

مه بخشش کوه جرم و خطا 

 

خداحافظ ای ماه باب النجات 

که بنموده‌ حق بر همه التفات

 

خداحافظ ای ماه طاهر شدن 

مه محرم حی قادر شدن

 

خداحافظ ای ماه شوق وصال 

مه میهمانی ،مه شور و حال

 

خداحافظ ای ماه بزم صفا 

که دادی به دلها تونوروضیا 

 

خداحافظ ای ماه حی مبین 

که بودی پناه همه مسلمین

 

خداحافظ ای ماه دارالامان 

که در توبود رحمت بیکران

 

خداحافظ ای ماه بخشندگی

 که رونق زتویافته زندگی

 

 خداحافظ ای ماه سرمگو 

که دادی به خیل گدا آبرو

 

خداحافظ ای ماه صبر و رضا 

که شدمستجاب ازکرم هر دعا

 

خداحافظ ای ماه پروردگار 

که بودم دراین ماه من بیقرار

 

خداحافظ ای ماه بیداریم

 که کرده خدایم خریداریم

 

خداحافظ ای ماه راز و نیاز 

به رویم در رحمتت گشته باز 

 

خداحافظ ای ماه جود و کرم

 که گشتم ز لطف خدا محترم

 

خداحافظ ای ماه خوب صیام 

که شدشاملم لطف و جودمدام

 

خداحافظ ای ماه خوب خدا

 که کردی مرا از گناهان جدا

 

 خداحافظ ای ماه لطف الاه 

که دیگر شدم پاک ازهر گناه

 

خداحافظ ای ماه نور امید

 که کردی مرانزدحق روسفید

 

خداحافظ ای ماه هر اهل دل

 که در تو شدم از روی حق خجل

 

خداحافظ ای ماه بالندگی

 برایم فقط مانده شرمندگی

 

خداحافظ ای ماه عطر ولا 

مه فاطمیون، مه مرتضی

 

 خداحافظ ای ماه شاه نجف 

که با عشق حیدر شدم با شرف

 

خداحافظ ای ماه قرآن ما 

نگه کن بر این چشم گریان ما 

 

خداحافظ ای ماه اصل و اصول 

که در تو شده توبه ما قبول

 

خداحافظ ای ماه پر از ثواب

 چرا بهر رفتن تو داری شتاب

 

 خداحافظ ای ماه مهر و وفا

 تورفتی وخون شددل این(رضا)

 

#خداحافظی_از_ماه_رمضان

شعر مناسب شب 19 ماه رمضان و شب ضربت خوردن حضرت علی علیه السلام

وقت پرواز آسمان شده بود

گوئیا آخر جهان شده بود

کعبه می رفت در دل محراب

لحظه ی گریه ی اذان شده بود

کوفه لبریز از مصیبت بود

 باد در کوچه نوحه خوان شده بود

شور افتاد در دل زینب (س)

پی بابا دلش روان شده بود

در و دیوار التماسش کرد

در و دیوار مهربان شده بود

شوق دیدار حضرت زهرا

در نگاه علی عیان شده بود

خار در چشم و تیغ بین گلو

زخم ،مهمان استخوان شده بود

سایه ای شوم پشت هر دیوار

در کمین علی نهان شده بود

ناگهان آسمان ترک برداشت

فرق خورشید خون فشان شده بود

 

در نجف سینه بیقرار از عشق

گفت "لا یمکن الفرار" از عشق

طلیعه ماه رمضان

سلام من به تو ای ماه پر صفا، رمضان
سلام من به تو ای سفرۀ خدا، رمضان

سلام من به صفایِ نسیمِ صبح دمت
به لحظه های غروبت، به ربنّا رمضان

اگر مرا تو نشوییم، ز جرم و زشتی ها
بگو کجا برود عبد بینوا؟ رمضان

سلام من به محمّد، رسول خوبی ها
که هست مهر نگاهش پناه ما، رمضان

سلام من به نماز شکسته ی مولا
بده خبر به من از دردِ مرتضی، رمضان

سلام من به جمالِ کبودِ مادرِ عشق
که رویِ خاک فتاده به کوچه ها، رمضان 

سلام من به نسیم پر از طراوت تو
که میدهد همه شب، بوی مُجتبی، رمضان

سلام من به مناجات و روضه و گریه
روانه کن دل ما را به کربلا، رمضان

سلام من به علمدارِ تشنه ی بی دست
همانکه شد ز عمودی سرش دوتا، رمضان

سلام من به گلویِ دریده ی اصغر
سلام بر سر زلف به نی رها، رمضان

سلام من به رباب و سُکینه و نجمه
سلام من به شهیدانِ نینوا، رمضان

سلام من به سه ساله، که در سحرگاهی
گرفت بوسه ز لب هایِ سر جدا، رمضان

سلام من به نمازِ نشسته ی زینب
خدای صبر و شهامت، گل وفا، رمضان

سلام من به نیایش گر سحر ، سجاد
به آنکه بود همیشه در ابتلا ، رمضان

سلام من به شکافنده ی علوم خدا
به باقر ابن علی، عشقِ مصطفی، رمضان 

سلام من به فیوضاتِ حضرت صادق
همان که هست به دردِ دلم دوا، رمضان

سلام من به دوساقِ شکسته ی کاظم
همان که بود اسیر غم و بلا، رمضان

سلام من رئوفی که ساقی لطف است
به صاحب دل من حضرت رضا، رمضان

سلام من به جوادش، به جود و احسانش
به آن خدای کرم معدن سخا ، رمضان

سلام من به هدایت گرِ دلم هادی
ببر سلام دلم را به سامرا، رمضان

سلام من به حسن ، نجمِ ثاقب زهرا
به عسکری پدرِ ختم اوصیا، رمضان

سلام خالصِ قلبم به حضرت نرجس
به محضر پسرش نورِ اولیا رمضان

سلام من به قنوتِ سحرگه مهدی
به یارِ خیمه نشینم بگو بیا، رمضان

دارد بساط ماه خدا جمع می شود
از سفره نان و آب و غذا جمع می شود

آن دامنی که دست کرم پهن کرده بود
دارد ز دست های گدا جمع می شود

فرصت گذشت این رمضان هم تمام شد
زیباترین بهانه ما جمع می شود

یک ماه شهر ما نفس راحتی کشید
اما چه زود حال و هوا جمع می شود

نزد طبیب حال دلم خوب می شود
وقتی طبیب هست شفا جمع می شود

من تازه انس تازه گرفتم به نام تو
ربّ کریم سفره چرا جمع می شود؟

دیگر ببخش هرچه نبخشیده ای ز ما
دیگر ببخش هرچه گدا جمع می شود

مارا بخر ؛ بیا و معطل نکن مرا
لحظه های لطف و صفا جمع می شود

امشب که رفت جز عرفه ،ای خدای من
دریای رحمت تو کجا جمع می شود

این بار من که ریخته در راه آخرش
با رحمت امام رضا جمع می شود

امشب که رفت وعده ما در محرم است
در صحن ارک اهل عزا جمع می شود

آخر به لطف فاطمه این جمع بی ریا
در صحن شاه کرب و بلا جمع می شود

اشعار شب قدر

#شعر   #مناجات   شب‌قدر

⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️

الا ! مُهیمنِ منّان ، مرا ببخش خدایا
رسید موسم غفران ، مرا ببخش خدایا
تویی دلیل و تو بُرهان ، مرا ببخش خدایا
منم گدایِ تو سلطان ، مرا ببخش خدایا
شدم به خوانِ تو مهمان ، مرا ببخش خدایا
 
تو گفته ای که بیایم ، دوباره رو به تو آرم
کنون رسیده ام از ره ببین چه زار و نزارم
ببین که دل به تو بستم ، گره گشایْ ز کارم
غریب ماندم و دانم ، کسی به جز تو ندارم
کسم تویی تو ز احسان ، مرا ببخش خدایا
 
اگرچه نامه سیاهم ، اسیر دام گناهم
دلم خوش است همیشه که می دهی تو پناهم
نگر به حال تباهم ، به اشک وناله و آهم
بیا به رشتة مهرت برون در آر ز چاهم
به رغمِ این همه عصیان ، مرا ببخش خدایا
 
اگرچه مُجرمِ پستم به جز تو را نپرستم
ببین که نقدِ جوانی ، هوس ربوده ز دستم
نَبُرده سود ز سودا ، به خاک تیره نشستم
هزار توبه نمودم ، هزار و یک بشکستم
شدم ز کرده ، پشیمان ، مرا ببخش خدایا
 
اگر دمی به خود آیم ، خجل ز چون تو خدایم
وفا نمودی و دیدی به فکرِ جور و جفایم
به بوستانِ عطایت هنوز گرم خطایم
عنایتی که نمایی ز حَبْسِ نَفْس ، رهایم
به سوز سینة سوزان ، مرا ببخش خدایا
 
قسم به جانِ عزیزان از آنچه کردم و دانی
ز فرط شرم ندارم برای عُذر ، زبانی
قسم به ذات و صفاتت مرا ز خویش مرانی
مباد ریزه خورت را به خوانِ لطف ، نخوانی
مرا بخوان سرِ این خوان ، مرا ببخش خدایا
 
منی که هیچ متاعی به غیرِ آه ندارم
زمان ، زمانِ رحیل است و زادِ راه ندارم
چرا ؟ چگونه نگریم ؟ که تکیه گاه ندارم
به قبر و تنگی و تاریکی اش پناه ندارم
سرِ پل و برِ میزان ، مرا ببخش خدایا
 
تو روی زشتی کارم ز لطف ، پرده کشیدی
هرآنچه پرده دریدم تو پرده را ندریدی
چو نانِ خلق بریدم تو نانِ من نَبُریدی
به پیشِ دوست و دشمن ، تو آبروم خریدی
به آیه آیة قرآن ، مرا ببخش خدایا
 
ز مهر ، بنده نوازا ! نگر به آه و فسوسم
بَدَم ولی ز دل و جان ، مرید خسرو طوسم
نفس زنم به هوایش ، پیِ انیسِ نفوسم
گه آستانِ بلندش گهی ضریح ببوسم
به مهرِ ماهِ خراسان ، مرا ببخش خدایا
 
دوباره شد شب قدر و دلم بهانه گرفته
به هر کجا که رسیده ز تو نشانه گرفته
به دیده راهِ نگه ، اشکِ دانه دانه گرفته
خدای من ! دلم از گردشِ زمانه گرفته
به حقِّ مهدیِ دوران ، مرا ببخش خدایا
 
قسم به ذاتِ ربوبی ، قسم به اسم جلاله
قسم به قطرة اشکی که گشته همره ناله
به کوچه های مدینه ، به ماجرای قباله
به نیشِ خارِ مغیلان به پای طفل سه ساله
به آبروی شهیدان ، مرا ببخش خدایا
 
به سیّد الشهدایی که داد گوهر خود را
به پیشگاهِ تو تقدیم کرد اکبر خود را
گرفت بر سرِ دستش علیّ اصغر خود را
به زیر خنجر دشمن نهاد خنجر خود را
به سر بریدة عطشان ، مرا ببخش خدایا
 
بر آن تنی که ز کینه به زیر سُمّ ستوران
شکست سینه و پشتش به روی خاک بیابان
به کهنه پیرهنی که ز جسم ناطق قرآن
ربود و مانْد سه روز آن بدن برهنه به میدان
به شور شام غریبان ، مرا ببخش خدایا

⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️
   📝شاعر:
                  #حاج‌امیرایزدی♦️
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰

اشعار عید فطر

صدهزاران شکر برگو کردگار پاک را
روزه بگرفتی زدودی از دلت خاشاک را

میرود ماه خدا ومی رسد عید خدا
بنده مومن در این مه سرزده افلاک را

در شب آخر روا باشد که احیایی شوی
فرصت آخر رسیده مومن چالاک را

چاک می گردد گریبان در وداع ماه حق
ای خدا دریاب یاران گریبان چاک را

 فطره ات را در کناری نه،برای مستحق
کن رعایت سنت شاهنشه لولاک را

اول شوال عیدفطر باشد روزه دار
موسم افطار باشد ترک کن امساک را

در نماز عید شرکت کن کنار مومنین
می دهد مزدی نکو حق صائم دل پاک را

شاعر : اسماعیل تقوایی

زمینه - امام علی علیه السلام

ای جان مصطفی،بر عالمین ولی
آوای فاطمه،جانم علی علی

در جنگِ با ستم،بی مثلی و یلی
آوای فاطمه،جانم علی علی

من مشتاق نجفم،ای نور ارض و سما
سرتا پا ایزدی و،هستی تو عبد خدا

مولا مولا یا علی...

نور شعاع عشق،هستی به هر محیط
غوغا نموده ای،در لیلة للمبیت

بذل و عطا و جود،لطف قلیل تو
عَمرِ بن عَبدُوَد،خار و ذلیل تو

آری از روز ازل،خلقت مدهوش تو بود
هر شب بار فقرا،بر روی دوش تو بود

مولا مولا یا علی...

از تیغ فتنه شد ای رهبر همه
مرثیه خوان تو گردیده فاطمه

رفتی به دیدنش اما چه دیدنی
مجروح کینه ی آن دشمنِ دَنی

ای جان و نور دل،پیغمبر فاطمه جان
از تو پهلو بِشِکست،از من سر فاطمه جان

مولا مولا یا علی...

زهرا بیا کنیم گریه به نور عین
مظلومِ کربلا،آن تشنه لب حسین

گردد عزیزمان،در قتلگه فدا
وَ رأس او شود،از پیکرش جدا

از این غم تا به ابد،هر دل بیچاره شود
از داغ دلبر خود،زینب آواره شود

مظلوم کرببلا...

نوحه مسجدی - شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان

شب سوم ز شبهای قدر و
دارد این قلب شیدا نوایی

از عنایات امّ ابیها
نجفی گردد و کربلایی

بِشنو ای ربّ یکتا
بِکَ یا اللهِ ما
بِعَلي وَ بِالزّهرا

یا ارحمَ الرّاحمین...

به دعاهای ابوحمزه خوانان
به مناجات شب زنده داران

وَ به دلدادگان ولایت
وَ به حقّ امام و شهیدان

کن دعا از محبت
که رَویم از سعادت
راه چمران و همّت

یا ارحمَ الرّاحمین...

منم و کوله بار گناه و
خجلت از روی تو یا الهی

بر غریبان و بر رو سیاهان
تو اُمید و مجیب و پناهی

جان شد از خِجلَت بر لب
در گذر از ما یا رب
به حسین و به زینب

یا ارحمَ الرّاحمین...

بعدِ گریه برای علی و
ناله بر آن ولیّ خدایی

بار دیگر دل عاشقان شد
غصه دارِ غم کربلایی

یاد آن نورِ دیده
داغ و محنت کشیده
سَروِ قامت خمیده

یا سیدی یا حسین...

مرثیه بعد شهادت حضرت علی علیه السلام

افتاده بین بستری آتش گرفته

در آتشِ غم حیدری آتش گرفته

بعد از علی دانست تنها چاه کوفه

راز قدیمیِ پری آتش گرفته ...

باور نمی کردند مردم تا به امشب

افتادنِ نام آوری آتش گرفته ...

زینب کنار بستر او بغض کرده

افتاده یادِ مادری آتش گرفته

دیدم در چشمانِ حیدر حلقه میزد

اشکِ وصال همسری آتش گرفته

مرهم ندارد زخمِ او جز چادری که

خاکی شده پشتِ دری آتش گرفته ....

پایان قصه میرسد با فرقِ خونی

ساقی کنار کوثری آتش گرفته

با کاسه هایِ شیرشان ایتام کوفه

دارند داغ سروری آتش گرفته

راز مگویش با حسین ، عباس ، زینب

حاکی شد از برگ و بری آتش گرفته

راز مگویی که در آن یک خیمه بود و

در بین خیمه خواهری آتش گرفته

ای ابرهای کربلا باران ببارید

روی زمین موی سری آتش گرفته

کار از هجوم آتش و دامن گذشته

انگار پای دختری آتش گرفته ....

از جیغ یک دختر سریعا عمه فهمید

در پشت خیمه معجری آتش گرفته

شاعر : مسعود اصلاني

متن روضه های امیرالمومنین علیه السلام در سه شب احیا

شب 19 رمضان

اصبغ ابن نباته میگه بعد از ضربت خوردن امیرالمومنین پشت درخانه ی حضرت زانوی غم بقل کرده بودم امام حسن اومد فرمود اصبغ چرا نمیری ، گفتم میخوام برم اما پاهام یارای رفتن نداره ، آخه رفیق سی ساله ام تو بستر افتاده ، میخوام دم آخری یه با دیگه ببینمش اصبغ میگه وارد حجره شدم دیدم قهرمان بدر و خیبر تو بستر افتاده رنگ به صورت نداره ، امشب  شبِ امیرالمومنینه ، چقدرآرزو داشتیم همچین شبی روبروی ایوان نجف عزاداری میکردیم ، تصور فرزندان حضرت دور بسترش جمع شدن ، خدانکنه هیچ کس عزیزشو به این حال ببینه ، مخصوصا اگه بچه ها داغ مادر دیده باشن حالا با چه حالی دارن به بابا نگاه میکنن ، میگه دیدم دستمال زردی به پیشانی حضرت بستن نتونستم تشخیص بدم رنگ صورت علی زردتره یا دستمالی که به پیشانی بسته یعنی اینقدر خون ازفرق مبارکش رفته که دیگه رنگ به رو نداره .

در معالی السبطین مینویسه  ، یه وقت حضرت فرمود همه برن بیرون فقط بچه های فاطمه بمونن ، حتما یه وصیت مهمی داره ، با اشاره چشم سراغ عباسشو گرفت ، پسعباس کجاست ، بگید عباسم بیاد تا قمربنی هاشم وارد حجره شد ، حضرت یه نگاه معناداری به عباس کرد ، دست زینب رو گرفت تو دستش گذاشت ، فرمود عباسم (هذه ودیعهُ منی علیه ) زینب امانت من پیش شماست ، بیست و یک سال گذشت ، یه وقت بی بی زینب عصر روز یازدهم محرم همه رو که سوار ناقه ها کرد ، یه نگاهی به طرف نهر علقمه کرد ، یه نگاهی به طرف گودال قتلگاه ، کجایید برادران خوبم ، مگه بابام نفرمود زینب امانت من پیش شماست ، ببینید دارن زینبو به اسارت میبرن

شب 21 رمضان

امشب  شبِ امیرالمومنینه چقدرآرزو داشتیم همچین شبی روبروی ایوان نجف عزاداری میکردیم تصور فرزندان حضرت دور بسترش جمع شدن خدانکنه هیچ کس عزیزشو به این حال ببینه مخصوصا اگه بچه ها داغ مادر دیده باشن حالا با چه حالی دارن به بابا نگاه میکنن امشب شبِ یتیمی اربابمون حسینه حسینی گریه کن ابالفضلی ناله بزن اصلا امشب شب یتیمی همه ی ماست مگه پیامبر نفرمود ( انا و علیُ اّبّواه هذه الامه ) روضه ام همین جمله ی امیرالمومنینه :" فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَة " براچی امیرالمومنین اینجوری گفت؟ معنای ظاهریش اینه:به خدای کعبه رستگار شدم،عامیانه بگم یعنی خدایا شکر راحت شدم، علی از داغ سنگین راحت شد،یه عمری استخوان در گلو بود، خدا برا هیچ مردی نیاره، علی مرد زخم دیدنِ، علی مگه اولین بارِ زخم خورده، اصلاً جایی رو که این ملعون ابن ملجم شمشیر زد،تو جنگ احزاب شمشیر خورده بود،فقط درجنگ اُحُد  نود زخم خورد،اما همه ی این مقدمه ها برا اینه: زخم شمشیر خوب میشه، میدونی کدام زخم وقتی نگاه کنی ببینی دور ناموست حلقه زدن.... "هر کی بَلَدِ برا این روضه بلند گریه کنه،صداش رو خرج کنه،امام صادق علیه السلام فرمود: خدا رحمت کنه اونی که برا مادر ما بلند بلند گریه میکنه.

شب 23 رمضان

حسنین ﺍﺯ ﺗﺸﯿﯿﻊ ﺟﻨﺎﺯﻩ امیرالمونین دارن برمیگردن ،یه وقت شنیدن ﺍﺯ ﯾﻪ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﺍﯼ ﺻﺪﺍﯼِ ﺁﻩ ﻭ ﻧﺎﻟﻪ ﻣﯿﺎﺩ   واردخرابه شدن ﯾﻪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎﺳﺖ ، ﺍﻣﺎﻡ ﻣﺠﺘﺒﯽ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﺎﻻﯼِ ﺳﺮﺵ ﺑﺎﺑﺎ ﭼﺮﺍ ﺩﺍﺭﯼ ﺁﻩ ﻭ ﻧﺎﻟﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ؟ ﻋﺮﺿﻪ ﺩﺍﺷﺖ : ﭼﻨﺪ ﺷﺒﻪ ﺍﻭﻥ ﺭﻓﯿﻖِ ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﻮﻣﺪ ﺑﻬﻢ ﺳﺮ ﻣﯿﺰﺩ ﺳﺮﻡ ﺭﻭ ﺑﻪ دامن ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ باهام ﺩﺭﺩِ ﺩﻝ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ازش خبری ندارم ، ﻭﻗﺘﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺩﺭ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﻬﺶ ﺳﻼﻡ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ .  ﺍﻣﺎﻡ حسن ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻣﺎ ﺍﻻﻥ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺍﺯ ﺗﺸﯿﯿﻊِ ﺟﻨﺎﺯۀ ﺍﻭﻥ ﺁﻗﺎ ﻣﯿﺎﯾﻢ ، همون ﺍﻭﻥ ﺁﻗﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﯽ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﻣﻦ ﺑﻮﺩ حرف خرابه شد ﻣنم ﯾﻪ ﺧﺮﺍﺑﻪ ای ﺭﻭ ﺳﺮﺍﻍ ﺩﺍﺭﻡ ، ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮی ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺑﺎﺑﺎ رو گرفت براش سرباباشو آوردن ، یابن الحسن یه وقت نگاه کرد به محاسن به خون خضاب شده بابا عنان از کف داد دیگه طاقت نیاورد هی صدا میزد يا أباه ! مَن ذا الذي خضّبك بدمائك؟ يا أبتاه! مَن ذا الذي قطع وريدك؟ يا أبتاه ! مَن ذا الذي أيتمني على صغر سنّي ؟

 

زمزمه ماه رمضان

وَ اسْمَعْ دُعائی... دعام و بشنو

وَ اسْمَعْ نِدائی... صدام و بشنو

اَقْبِلْ عَلَیَّ ...  من و نگا کن

الهی العفو ... ببخش و از غم ...  من و رها کن

داره میاد ماه رمضون

من توشه ای ندارم

بوی گناه گرفتم و 

سیاهِ روزگارم

خودت بگو توو مهمونیت

( چه جوری پا بذارم )

الهی  العفو ۲

〰️〰️〰️〰️

وَ قَدْ سَتَرتَ... رسوام نکردی

اَفْنَیْتُ عُمری... رهام نکردی

وَ عُدْ عَلَیَّ ... ترحمی کن

اَطْلُبُ عَفوَک... به روی بنده‌ت... تبسمی کن

اومده اون که صد دفعه

شکسته توبه هاش‌و

نمی‌دونم که دوست داری

باز بشنوی صداش‌و ؟

روت و نگردون بشنو این

صدای ربّناش‌و

الهی  العفو ۲

〰️〰️〰️〰️

این نفس سرکش... تا میتونست تاخت

آخر من و از ...  چشم تو انداخت

امّا غمی نیست... حسین و دارم

بااشک و روضه... دلت رو امشب... به دست میارم

الهی  العفو ۲

عبداله باقری

مناجات ماه رمضان

لذت اشک مناجات سحر، مشهود است
 حال آشفته دل از دیده تر مشهود است
 منتی نِه ز کرم، دست زمین خورده بگیر
 همه جا سایه لطف تو به سر مشهود است
 راه خود را سحری جانب ما مایل کن
 دست خالیِ گدا وقت گذر مشهود است
 حال و روز من هجران زده دیدن دارد
 حال دل سوخته از آه جگر مشهود است
 هنر آن نیست نسوزی به میان آتش
 بین خاکسترِ پروانه هنر مشهود است
 هر که فانی نشود جام بقایش ندهند
 مردیِ مرد به هنگام خطر مشهود است
 من و تنهایی در قبر خودم می دانم
 اوج بیچارگیم وقت سفر مشهود است

مناجات ماه رمضان

هرکه سوز جگرواشک روانش دادند
برسرکوی مناجات امانش دادند

آنکه گردید نظرکرده صاحب نظران
جلوه حضرت معشوق نشانش دادند

دیده ای راکه مطهر شده بااشک سحر
جام وصلی زسبوی رمضانش دادند

آن دلی راکه عیارش به دعا خالص شد
نیمه شب وقت مناجات زبانش دادند

زیرو رو میکند عالم نفس آن واعظ
که ز انفاس علی فن بیانش دادند

بنده ای که شده تسلیم به تقدیر خدا
هرچه دادند به ابرار همانش دادند

باغ آن سینه که شد زنده به باریدن اشک
سبزی عشق به ایام خزانش دادند

نوکری را که ملقب شده بر نام حسین
ظل رحمانیت عرش مکانش دادند

هرکه خودرا برساند حرم کرب و بلا
مستقیما ز خدا برگ امانش دادند

آن گلویی که دم روضه زینب دارد
 اثری خاص به لحن سخنانش دادند

باسلامی همه عشاق بریزد برهم
آنکه بادست حسین لقمه نانش دادند (شیخ جعفرشوشتری)
#قاسم_نعمتی 
@karimegharib

دعای هر روز ماه رمضان

يَا عَلِيُّ يَا عَظِيمُ يَا غَفُورُ يَا رَحِيمُ أَنْتَ الرَّبُّ الْعَظِيمُ‏
الَّذِي لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
وَ هَذَا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَ كَرَّمْتَهُ وَ شَرَّفْتَهُ وَ فَضَّلْتَهُ عَلَى الشُّهُورِ
وَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذِي فَرَضْتَ صِيَامَهُ عَلَيَّ وَ هُوَ شَهْرُ رَمَضَانَ‏
الَّذِي أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ هُدًى لِلنَّاسِ وَ بَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَ الْفُرْقَانِ‏
وَ جَعَلْتَ فِيهِ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ جَعَلْتَهَا خَيْراً مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ
فَيَا ذَا الْمَنِّ وَ لاَ يُمَنُّ عَلَيْكَ مُنَّ عَلَيَّ بِفَكَاكِ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ
فِيمَنْ تَمُنُّ عَلَيْهِ وَ أَدْخِلْنِي الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ‏

دعای هر روز ماه رمضان

اللَّهُمَّ أَدْخِلْ عَلَى أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ
اللَّهُمَّ أَغْنِ كُلَّ فَقِيرٍ اللَّهُمَّ أَشْبِعْ كُلَّ جَائِعٍ‏
اللَّهُمَّ اكْسُ كُلَّ عُرْيَانٍ اللَّهُمَّ اقْضِ دَيْنَ كُلِّ مَدِينٍ‏
اللَّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ كُلِّ مَكْرُوبٍ اللَّهُمَّ رُدَّ كُلَّ غَرِيبٍ اللَّهُمَّ فُكَّ کل اسیر
اللَّهُمَّ أَصْلِحْ كُلَّ فَاسِدٍ مِنْ أُمُورِ الْمُسْلِمِينَ‏
اللَّهُمَّ اشْفِ كُلَّ مَرِيضٍ اللَّهُمَّ سُدَّ فَقْرَنَا بِغِنَاكَ اللَّهُمَّ غَيِّرْ سُوءَ حَالِنَا بِحُسْنِ حَالِكَ‏
اللَّهُمَّ اقْضِ عَنَّا الدَّيْنَ وَ أَغْنِنَا مِنَ الْفَقْرِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ

 

دعای سی روز ماه رمضان با معنی

دعای روز اول
 اللهمَ  اجْعلْ صِیامی فـیه صِیـام الصّائِمینَ وقیامی فیهِ قیامَ القائِمینَ ونَبّهْنی فیهِ عن نَومَةِ الغافِلینَ وهَبْ لی جُرمی فیهِ یا الهَ العالَمینَ واعْفُ عنّی یا عافیاً عنِ المجْرمینَ.
خدایا قرار بده روزه مرا از روزه داران واقعی وقیام وعبادتم را از قیام شب زنده داران وبیدارم نما در آن از خواب بی خبران وببخش به من جنایتم را در این روز ، ای معبود جهانیان ودر گذر از من ای بخشنده جنایکاران.
دعای روز دوم
اللهمّ قَرّبْنی فیهِ الی مَرْضاتِکَ وجَنّبْنی فیهِ من سَخَطِکَ ونَقماتِکَ ووفّقْنی فیهِ لقراءةِ آیاتِکَ برحْمَتِکَ یا أرْحَمَ الرّاحِمین.
خدایا نزدیک کن مرا در این ماه به سوی خوشنودیت وبرکنارم دار در آن از خشم وانتقامت وتوفیق ده مرا در آن برای خواندن آیات قرآن به رحمت خودت ای مهربانترین مهربانان.
دعای روز سوم
اللهمّ ارْزُقنی فیهِ الذّهْنَ والتّنَبیهَ وباعِدْنی فیهِ من السّفاهة والتّمْویهِ واجْعَل لی نصیباً مِنْ کلّ خَیْرٍ تُنَزّلُ فیهِ بِجودِکَ یا أجْوَدَ الأجْوَدینَ.
خدایا روزی کن مرا در آنروز هوش وخودآگاهی ، ودور بدار در آن روز از نادانی وگمراهی وقرار بده مرا بهره وفایده از هر چیزی که فرود آوردی ، در آن به بخشش خودت ای بخشنده ترین بخشندگان.
دعای روز چهارم
اللهمّ قوّنی فیهِ علی إقامَةِ أمْرِکَ واذِقْنی فیهِ حَلاوَةَ ذِکْرِکَ وأوْزِعْنی فیهِ لأداءِ شُکْرَکَ بِکَرَمِکَ واحْفَظنی فیهِ بِحِفظْکَ وسِتْرِکَ یـا أبْصَرَ النّاظرین.
خدایا نیرومندم نما در آن روز به بپا داشتن دستور و فرمانت ، وبچشان در آن شیرینی یادت را ، ومهیا کن مرا در آنروز برای انجام سپاس گذاریت به کـرم خودت نگهدار  مرا در این روز به نگاه داریت وپرده پوشی خودت ای بیناترین بینایان.
دعای روز پنجم
اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ من المُسْتَغْفرینَ واجْعَلْنی فیهِ من عِبادَکَ الصّالحینَ القانِتین واجْعَلْنی فیهِ من اوْلیائِکَ المُقَرّبینَ بِرَأفَتِکَ یا ارْحَمَ الرّاحِمین.

خدایا قرار بده مرا در این روز از آمرزش جویان و از بندگان شایسته وفرمانبردارت وقرار بده مرا در این روز ازدوستان نزدیکت به مهربانی خودت ای مهربان ترین مهربانان.
دعای روز ششم
اللهمّ لا تَخْذِلْنی فیهِ لِتَعَرّضِ مَعْصِتِکَ ولا تَضْرِبْنی بِسیاطِ نَقْمَتِکَ وزَحْزحْنی فیهِ من موجِباتِ سَخَطِکَ بِمَنّکَ وأیادیکَ یا مُنْتهی رَغْبـةَ الرّاغبینَ.
خدایا وا مگذار مرا در این روز در پی نافرمانیت ، ومزن مرا با تازیانه کیفرت ودور بدارم از موجبات خشمت ، بحق احسان ونعمتهای بی شمارت ، ای حد نهایی علاقه واشتیاق مشتاقان.
دعای روز هفتم
اللهمّ اعنّی فیهِ علی صِیامِهِ وقیامِهِ وجَنّبنی فیهِ من هَفَواتِهِ وآثامِهِ وارْزُقْنی فیهِ ذِکْرَکَ بِدوامِهِ بتوفیقِکَ یا هادیَ المُضِلّین.
خدایا یاریم کن در این روز بر روزه گرفتن وعبـادت وبرکنارم دار در آن از بیهودگی وگناهان وروزیم کن در آن یادت را برای همیشه ، به توفیق خودت ای راهنمای گمراهان
دعای روز هشتم
اللهمّ ارْزُقنی فیهِ رحْمَةَ الأیتامِ وإطْعامِ الطّعامِ وإفْشاءِ السّلامِ وصُحْبَةِ الکِرامِ بِطَوْلِکَ یا ملجأ الآمِلین.
خدایا روزیم کن دراین روز ترحم بر یتیمان وطعام نمودن بر مردمان وافشاء سلام ومصاحبت کریمان به فضل خودت ای پناه آرزومندان.
دعای روز نهم
اللهمّ اجْعَلْ لی فیهِ نصیباً من رَحْمَتِکَ الواسِعَةِ واهْدِنی فیهِ لِبراهِینِکَ السّاطِعَةِ وخُذْ بناصیتی الی مَرْضاتِکَ الجامِعَةِ بِمَحَبّتِکَ یا أمَلَ المُشْتاقین.
خدایا قرار بده برایم در آن بهره ای از رحمت فراوانـت وراهنمائیم کن در آن به برهان وراههای درخشانت وبگیر عنانم را به سوی رضایت همه جانبه ات بدوستی خود ای آرزوی مشتاقان.
دعای روز دهم
االلهمّ اجْعلنی فیهِ من المُتوکّلین علیکَ واجْعلنی فیهِ من الفائِزینَ لَدَیْکَ واجْعلنی فیهِ من المُقَرّبینَ الیکَ بإحْسانِکَ یاغایَةَ الطّالِبین.
خدایا قرار بده مرا در این روز از متوکلان بدرگاهت ومقرر کن در آن از کامروایان حضرتت ومقرر فرما در آن از مقربان درگاهت به احسانت ای نهایت همت جویندگان.
دعای روز یازدهم
اللهمّ حَبّبْ الیّ فیهِ الإحْسانَ وکَرّهْ الیّ فیهِ الفُسوقَ والعِصْیانَ وحَرّمْ علیّ فیهِ السّخَطَ والنّیرانَ بِعَوْنِکَ یا غیاثَ المُسْتغیثین.
خدایا دوست گردان بمن در این روز نیکی را و نـاپسند بدار در این روز فسق ونافرمانی  را وحرام کن بر من در آن خشم وسوزندگی را به یاریت ای دادرس داد خواهان.
دعای روز دوازدهم
اللهمّ زَیّنّی فیهِ بالسّتْرِ والعَفافِ واسْتُرنی فیهِ بِلباسِ القُنوعِ والکَفافِ واحْمِلنی فیهِ علی العَدْلِ والإنْصافِ وامِنّی فیهِ من کلِّ ما أخافُ بِعِصْمَتِکَ یا عِصْمَةَ الخائِفین.
خدایا زینت ده مرا در آن با پوشش وپاکدامنی وبپوشانم در آن جامه قناعت وخودداری و وادارم نما  در آن بر عدل وانصاف وآسوده ام دار در آن از هر چیز که میترسم به نگاهداری خودت ای نگه دار ترسناکان
دعای روز سیزدهم
اللهمّ طَهّرنی فیهِ من الدَنَسِ والأقْذارِ وصَبّرنی فیهِ علی کائِناتِ الأقْدارِ ووَفّقْنی فیهِ للتّقی وصُحْبةِ الأبْرارِ بِعَوْنِکَ یا قُرّةَ عیْنِ المَساکین.
خدایا پاکیزه ام کن در این روز از چرک وکثافت ، وشکیبائیم ده در آن به آنچه مقدر است ، وتوفیقم ده در آن برای تقوی وهم نشینی با نیکان به یاریت ای روشنی چشم مستمندان.
دعای روز چهاردهم
اللهمّ لا تؤاخِذْنی فیهِ بالعَثراتِ واقِلْنی فیهِ من الخَطایا والهَفَواتِ ولا تَجْعَلْنی فیه غَرَضاً للبلایا والآفاتِ بِعِزّتِکَ یا عزّ المسْلمین.
خدایا مؤاخذه نکن مرا در ایـن روز به لغزشها و درگذر از من در آن از خطاها وبیهودگیها وقرار مده مرا در آن نشانه تیر بلاها وآفات ای عزت دهنده مسلمانان
دعای روز پانزدهم
اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ طاعَةَ الخاشِعین واشْرَحْ فیهِ صَدْری بإنابَةِ المُخْبتینَ بأمانِکَ یا أمانَ الخائِفین.
خدایا روزی کن مرا  فرمانبرداری فروتنان وبگشا سینه ام را در آن به بازگشت دلدادگان ، به امان دادنت ای امان ترسناکان. 
دعای روز شانزدهم
اللهمّ وَفّقْنی فیهِ لِموافَقَةِ الأبْرارِ وجَنّبْنی فیهِ مُرافَقَةِ الأشْرارِ وأوِنی فیهِ بِرَحْمَتِکَ الی دارِ القَرارِبالهِیّتَکِ یا إلَهَ العالَمین.
خدایا توفیقم ده در آن به سازش کردن نیکان ودورم دار در آن از رفاقت بدان وجایم ده در آن با مهرت به سوی خانه آرامش به خدایی خودت ای معبـود جهانیان.
دعای روز هفدهم
اللهمّ اهْدِنی فیهِ لِصالِحِ الأعْمالِ واقْـضِ لی فیهِ الحَوائِجَ والآمالِ یا من لا یَحْتاجُ الی التّفْسیر والسؤالِ یا عالِماً بما فی صُدورِ العالَمین صَلّ علی محمّدٍ وآلهِ الطّاهِرین.
خدایا راهنمائیم کن در آن به کارهای شایسته واعمال نیک وبرآور برایم حاجتها وآرزوهایم را ، ای که نیازی به سویت تفسیر وسؤال ندارد ای دانای به آنچه در سینه های جهانیان است درود فرست بر محمد وآل پاکش.
دعای روز هیجدهم
اللهمّ نَبّهْنی فیهِ لِبَرَکاتِ أسْحارِهِ ونوّرْ فیهِ قلبی بِضِیاءِ أنْوارِهِ وخُذْ بِکُلّ أعْضائی الی اتّباعِ آثارِهِ بِنورِکَ یا مُنَوّرَ قُلوبِ العارفین.
خدایا آگاهم نما در آن برای برکات سحرهایش ، وروشن کن در آن دلم را به پرتو انوارش وبکار به همه اعضایم به پیروی آثارش به نور خودت ای روشنی بخش دلهای حق شناسان
دعای روز نوزدهم
اللهمّ وفّرْ فیهِ حَظّی من بَرَکاتِهِ وسَهّلْ سَبیلی الی خَیْراتِهِ ولا تَحْرِمْنی قَبولَ حَسَناتِهِ یا هادیاً الی الحَقّ المُبین.
خدایا زیاد بگردان در آن بهره مرا از برکاتش وآسان کن راه مرا به سوی خیرهایش ومحروم نکن ما را از پذیرفتن نیکیهایش ای راهنمای به سوی حـق آشکار .
دعای روز بیستم
اللهمّ افْتَحْ لی فیهِ أبوابَ الجِنانِ واغْلِقْ عَنّی فیهِ أبوابَ النّیرانِ وَوَفّقْنی فیهِ لِتِلاوَةِ القرآنِ یا مُنَزّلِ السّکینةِ فی قُلوبِ المؤمِنین.
خدایا بگشا برایم در آن درهای بهشت را وببند برایم درهای آتش دوزخ را و توفیقم ده در آن برای تلاوت قرآن ای نازل کننده آرامش در دلهای مؤمنان.
 دعای روز بیست و یکم
اللهمّ اجْعَلْ لی فیهِ الی مَرْضاتِکَ دلیلاً ولا تَجْعَل للشّیْطان فیهِ علیّ سَبیلاً واجْعَلِ الجَنّةِ لی منْزِلاً ومَقیلاً یا قاضی حَوائِجَ الطّالِبین.
خدایا قرار بده برایم خوشنودیهایت را و  بر من راهی از شیطان قرار مده وقرار بده بهشت را برایم منزل وآسایـشگاه ای برآورنده حاجتهای جویندگان
دعای روز بیست و دوم
اللهمّ افْتَحْ لی فیهِ أبوابَ فَضْلَکَ وأنـْزِل علیّ فیهِ بَرَکاتِکَ وَ وَفّقْنی فیهِ لِموجِباتِ مَرْضاتِکَ واسْکِنّی فیهِ بُحْبوحاتِ جَنّاتِکَ یا مُجیبَ دَعْوَةِ المُضْطَرّین.
خدایا بگشا به رویم در این ماه درهای فضلت را وفرود آر برایم در آن برکاتت را وتوفیقم ده در آن برای موجبات خوشنودیت ومسکنم ده در آن وسطهای بهشتت ، ای اجابت کننده خواسته ها ودعاهای بیچارگان.
دعای روز بیست و سوم
اللهمّ اغسِلْنی فیهِ من الذُّنوبِ وطَهِّرْنی فیهِ من العُیوبِ وامْتَحِنْ قَلْبی فیهِ بِتَقْوَی القُلوبِ یا مُقیلَ عَثَراتِ المُذْنِبین.
خدایا بشوی مرا در این ماه از گناه  ، وپاکم نما در آن از عیب ها وآزمایش کن دلم را در آن به پرهیزکاری ، ای چشم پوش لغزشهای گناهکاران.
دعای روز بیست چهارم
اللهمّ إنّی أسْألُکَ فیه ما یُرْضیکَ وأعوذُ بِکَ ممّا یؤذیک وأسألُکَ التّوفیقَ فیهِ لأنْ أطیعَکَ ولا أعْصیکَ یا جَوادَ السّائلین.
خدایا من از تو میخواهم در آن آنچه تو را خوشنود کند و پناه می برم بتو از آنچه تو را بیازارد واز تو خواهم توفیق در آن برای اینکه فرمانت برم ونافرمانی تو ننمایم ای بخشنده سائلان
دعای روز بیست و پنجم
اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ محبّاً لأوْلیائِکَ ومُعادیاً لأعْدائِکَ مُسْتَنّاً بِسُنّةِ خاتَمِ انْبیائِکَ یا عاصِمَ قُلوبِ النّبییّن.
خدایا قرار بده در این روز دوستی دوستانت ودشمنی دشمنانت و پیروی از راه و روش خاتم پیغمبرانت ای نگهدار دلهای پیامبران.
دعای روز بیست وششم
اللهمّ اجْعَل سَعْیی فیهِ مَشْکوراً وذَنْبی فیهِ مَغْفوراً وعَملی فیهِ مَقْبولاً وعَیْبی فیهِ مَسْتوراً یا أسْمَعِ السّامعین.
خدایا قرار بده کوشش مرا در این ماه قدردانـی شده وگناه مرا در این ماه آمرزیده وکردارم را در این ماه مورد قبول وعیب مرا در آن پوشیده ای شنواترین شنوایان.
دعای روز بیست و هفتم
اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ فَضْلَ لَیْلَةِ القَدْرِ وصَیّرْ أموری فیهِ من العُسْرِ الی الیُسْرِ واقْبَلْ مَعاذیری وحُطّ عنّی الذّنب والوِزْرِ یا رؤوفاً بِعبادِهِ الصّالِحین.
خدایا روزی کن مرا در این ماه فضیلت شب قدر را وبگردان در آن کارهای مرا از سختی به آسانی وبپذیر عذرهایم وبریز از من گناه وبارگران را ، ای مهربان به بندگان شایسته خویش.
دعای روز بیست و هشتم
اللهمّ وفّر حظّی فیهِ من النّوافِلِ واکْرِمْنی فیهِ بإحْضارِ المَسائِلِ وقَرّبِ فیهِ وسیلتی الیکَ من بینِ الوسائل یا من لا یَشْغَلُهُ الحاحُ المُلِحّین .
خدایا زیاد کن بهره مرا در این ماه از اقدام به مستحبات وگرامی دار در آن به حاضر کردن ویاد گرفتن مسائل ونزدیک گردان در آن مرا به سویت از میـان وسیله ها ای آنکه سرگرمش نکند اصرار وسماجت اصرار کنندگان.
دعای روز بیست ونهم
اللهمّ غَشّنی بالرّحْمَةِ وارْزُقْنی فیهِ التّوفیقِ والعِصْمَةِ وطَهّرْ قلْبی من غَیاهِبِ التُّهْمَةِ یا رحیماً بِعبادِهِ المؤمِنین.
خدایا بپوشان مرا در این ماه با مهر ورحمتت وروزی کن مرا در آن توفیق وخودداری وپاک کن دلم را از تیرگیها  تهمت ای مهربان به بندگان با ایمان خود.
دعای روز سی ام
اللهمّ اجْعَلْ صیامی فیهِ بالشّکْرِ والقَبولِ علی ما تَرْضاهُ ویَرْضاهُ الرّسولُ مُحْکَمَةً فُروعُهُ بالأصُولِ بحقّ سَیّدِنا محمّدٍ وآلهِ الطّاهِرین والحمدُ للهِ ربّ العالمین.
خدایا قرار بده روزه مرا در این ماه مورد قدردانی وقبول بر طبق خوشنودی خودت وپسند رسولت واستوار باشد فرعش بر اصل به حق آقای ما محمد وخاندان پاکش وستایش خاص پروردگار جهانیان است.

التماس دعا

متن اشعار ماه رمضان

ماه برکت زِ آسمان می آید

صوت خوش قرآن و اذان می آید

تبریک به مؤمنینِ عاشق پیشه

تبریک،بهار رمضان می آید

--------------------------

رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا
مستعد سفر شهر خدا کرد مرا

از گلستان کرم طرفه نسیمى بوزید
که سراپاى پر از عطر و صفا کرد مرا

نازم آن دوست که با لطف سلیمانى خویش
پله از سلسله دیو دعا کرد مرا

فیض روح‌القدسم کرد رها از ظلمات
همرهى تا به لب آب بقا کرد مرا

من نبودم بجز از جاهل گم کرده رهى
لایق مکتب فخر النجبا کرد مرا

در شگفتم ز کرامات و خطاپوشى او
من خطا کردم و او مهر و وفا کرد مرا

دست از دامن این پیک مبارک نکشم
که به مهمانى آن دوست ندا کرد مرا

زین دعاهاست که با این همه بى‌برگى و ضعف
در گلستان ادب نغمه سرا کرد مرا

هر سر مویم اگر شکر کند تا به ابد
کم بود زین همه فیضى که عطا کرد مرا

-----------------------------------

رمضان شهر عشق و عرفان است . . . رمضان بحر فیض و احسان است
رمــضــــان، مــاه عــتــرت و قــرآن . . . گــــاه تــــجدید عهد و پیمان است

رمــضــان امــتــــداد جــــاده نــــور . . . در گذرگاه هــر مــــسلمــان است
رمــضــان چــلچــراغ نـــور افـشان . . . در شبــستان قلــب انـسان است

مـــاه تــحکــیــم آشنـــایــــى هـــا . . . مــاه تعــطیل قــهر و حرمان است
مـــاه شـــب زنــده دارى عـشــاق . . . مــاه بــیــدار بــاش وجــدان است

مـــاه اشــک و خـروش و ناله و آه . . . راه برگــشت هــر پــشیمان است
مــــاه آســـایــش قــلــوب بــشــر . . . مــاه پــالایــش تـــن و جــان است

مــــاه تــسلیــم در بــــر خـــالـــق . . . مــاه تــمریــن کــار نــیـکــان است
رمضــان چــشمــه عـطــاى خـــدا . . . ماه عفو و گذشت و غفــران است

رمــضــان رهــنـــمــا و راه گــشــا . . . بهــر گــم گـشتگان حـیــران است
رمــضــان شــاخسارى از طــوبـى . . . غرفه اى از بــهشـت رضوان است

رمــضــان بــارگــــاه (بــســم ا…) . . . جلــوگاه (رحیـم) و (رحمان) است
مــاه تـــحصیــل دانــش و تــقــوى . . . گــاه تــطهـیــر و راه ایــمـان است

مــــاه اکـــرام عـــتــرت و قـــــرآن . . . مــــاه اطفــــاء نــــار نــیــران است
عیــــد مســعــود زاد روز حــســن . . . روز پــر فــیــض نــیــمــه آن است

شــب قــدرش ســلام بــر مــهدى . . . تــا بــه فـجرش که نور باران است
مـــغــرب آفــتــاب عــمــر عــلـــى . . . مشــرق مــــاهتــــاب قــرآن است

در چــنین مه که انس و جان یارب . . . بر سر سفــره تــو مــهــمـان است
نظـــرى ســوى دردمنــدان کــــن . . . اى کــه نــامـت شفا و درمان است

بــــارالــها بــــه درگــه کــــرمـــت . . . سائــل خــستــه دل فـراوان است
کشــــور مــــا بــهشت زهــرا شد . . . بس کــه پــر لاله خــاک ایران است

اى خــــــدا آرزوى ایــــــن امـــــت . . . جشــن پــیــروزى شــهیــدان است
واى بــر حـال آن کسى که حسان . . . خــصــم قــرآن و یـار شیطان است

 

مناجات با امام زمان در ماه رمضان

بیشتر از عاشقی هجران مرا سوزانده است
هجر دیدار رخ جانان مرا سوزانده است
بعد از عمری علت خسران خود فهمیده ام
دل سپردن دست این و آن مرا سوزانده است
مثل یعقوبم ، دلم آتش گرفته ، سوخته
بعد یوسف غربت کنعان مرا سوزانده است
عشق بی وصل نگار از هر بلایی بدتر است
عاشقی،این درد بی درمان مرا سوزانده است
دور از مولا در این زندان نَفْس افتاده ام
غفلتم دربین این زندان مرا سوزانده است
یک کلاف آورده ام ، یوسف خریداری کنم
این هیاهوی خریداران مرا سوزانده است
ترس از این دارم بگوید که نمی خواهم تو را
فکر دوری از صف خوبان مرا سوزانده است
سیره ی آقای ما گریه کنار زینب است
روضه های خواهری گریان مرا سوزانده است
روی نیزه رفتن خورشید جانم را گرفت
بین صحرا پیکری عریان مرا سوزانده است
بی قرارِ شارع العباس گشتم باز هم
صحن سقا ، دوری از ایوان مرا سوزانده است
*خوش به حال اونایی که این روز ها روزه می گیرن ...*
روزه می گیرم ولی افطار زهرم می شود
کام خشک ساقی عطشان مرا سوزانده است