مادر چهارشهید اومد جماران محضر امام راحل ، میگن از زیر چادر یه عکسی درآورد گفت: این پسر بزرگم محمود شهید شده، امام داره نگاه می کنه ، میگن دست برد زیر چادر یه عکس دیگه به امام نشان داد: اینم دومین پسرم سعیده یه عکس دیگه اینم پسر سومم علیِ همه شهیدشدن ، یه وقت دیدن امام بلند بلند گریه میکنه؛ عکس ها رو جمع کرد گفت : آقا جان من بچه هام رو دادم که شما گریه نکنی ، میدونی از کی الگو گرفته ، ازاون بانویی که می اومد کنار بقیع چهارتا قبر درست میکرد، هی صدا میزد غریب حسین ....مظلوم حسین...عطشان حسین..... مروان گفت: مگه تو مادر عباس نیستی، پس چرا همه اش میگی حسین، گفت آخه حسین مادر نداره