بر سینه مدال افتخاری دارند

از فاطمه ارث بیشماری دارند

 

در عشق مرید حضرت عباس اند

در پیش حسین اعتباری دارند


سی سال اگر چه مثل زهرا بودند

حالا همگی سنگ مزاری دارند


هر چند که دستشان به ظاهر بسته ست

اما بنگر چه ذوالفقاری دارند

دیدند گزینه ها چو روی میز است

از راه رسیده ، قصد یاری دارند


اینان که حماسه ساز میدان بودند

ترسی ز مذاکرات جاری دارند


یک مشت پلاک و استخوان خود

گویاست

از دولت ما چه انتظاری دارند

 نوحه 

ماهیای قرمز حوض خدا !
راه دریا رو به ما نشون بدین
شمارو قسم به اشک مادرا
باله‌ها تونو بازم تکون بدین
--------------

ای صد و هفتاد و پنج مسافری
که با دست بسته از راه رسیدین
پشت دریاها می‌گن یه شهری هست
بگین اونجا چی دیدین؟ چی شنیدین؟

---------------

حتی با دستای بسته هیچ‌کسی
توی عشق حریف مردا نمیشه
شماها زنده به نورین ، به خدا
عاشقین ، زنده می‌ مونین همیشه

----------------

بگین اون لحظه‌ی آخر چی گذشت؟
کی سرا تونو رو دامنش گذاشت؟
اون که دست رو صورت شما کشید
یه کبودی روی صورتش نداشت؟

---------------

توی موج اشکایی که جارین
یه بار دیگه پاشین شنا کنین
لبا تونو بزنین بازم به هم
مثه اون وقتا ، خدا خدا کنین

بر سینه مدال افتخاری دارند

از فاطمه ارث بیشماری دارند