نوحه شب هشتم حضرت على اکبر (ع)

اى ميوه قلبم مرو اين سان به ميدان
تو مى روى و مى رود از پيکرم جان
اذان گوى بابا _ دل اراى ليلا
على اکبر من

از تيغ گرگان تا که شد جسمت دريده
اى يوسفم يعقوب تو شد قد خميده
جانم ز غم در پيش تو بر لب رسيده
جوابى بگويم _ بخر ابرويم
على اکبر من

بابا فداى تشنه لب جنگيدن تو
جولانگه شمشير و نيزه شد تن تو
گشته به پا اسباب جشن دشمن تو
تنت واشد از هم _ من و قامتى خم
على اکبر من

نشسته در کمين حنجر تو
روى زمين پاشيده شد بال و پر تو
بين عبا جمع سازم پيکر تو
شدى اربا اربا _ منم پير صحرا
على اکبر من

#قاسم_نعمتی
@karimegharib