السَّلامُ عَلیكَ یا ابنَ رَسُولِ اللهِ وَ ابنَ أَمیرِالمُؤمِنینَ وَ ابنَ الحُسینِ ابنِ عَلِی وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ.

بخوان به گوش سحرها اذان علی اکبر
بخوان دوباره برایم بخوان علی اکبر

(((صبح روز عاشورا تا موذن رفت اذان بگه ابی عبداله فرمود امروز میخوام علی اذان بگه - هروقت دلتنگ پیامبر میشد دلتنک امیرالمومنین و مادرش فاطمه میشد به قد و بالای علی نگاه میکرد)))

دوباره داغ پیمبر تحملش سخت است
نرو جوانی حیدر بمان علی اکبر

(((علی روانه میدان شد یه نگاه مایوسانه ای کرد ثم نظر آیس منه)))

به دست غصه نده چشم دخترانم را
تمام دلخوشی کاروان علی اکبر

(((درسته ستون خیمه های ابی عبداله عباس بود ، اما این زن وبچه یه جور دیگه علی اکبر رو دوست داشتن)))

ببین که تیر فراقت نشسته بر جگرم
ببین قدم ز غمت شد کمان علی اکبر

عصای پیری بابا مقابلم نشکن
توان بده به من بی توان علی اکبر

کنار جسم تو رسم جهان عوض شده است
نشسته پیر کنار جوان علی اکبر

(((مرحوم سیدابن طاوس مینویسه وقتی رسید کنار پیکر نیمه جان علی از اسب پیاده نشد نوشتن فسقط الحسین عن فرسه یعنی خودشو از روی اسب به زمین انداخت)))

مسیح زندگی ام روی خاک افتاده ست
عجیب نیست شدم نیمه جان علی اکبر

((( زانو به زانو به علی رسید سر علی رو بدامن گرفت آرام نشد ، سر رو به سینه چسباند قرار نگرفت ، صورت به صورت علی گذاشت ،صدا زد علی الدنیا بعدک العفا بعد تو خاک بر سر دنیا)))

بریده گریه امان مرا کنار تنت
میان هلهله ها الامان علی اکبر