لیلا گلت پرپر شده از نیزه و خنجر

قرآن بخوان قرآن بخوان بهر علی‌اکبر

جانم علی اکبر

 قرآن آیه آیه‌ام در خیمــه برگشته

لیلا بیا نخل امیدت بی ثمر گشته

جسم جوانت غرق خون پا تا به سر گشته

زینب زنـد از داغ او دسـت دلــم بــر سـر

جانم علی اکبر

لیلا گــل نـاخورده آبت اربا اربا شد

قــرآن زهــرا آیــه آیـه پیش بابا شد

زخم تنش با نیزه و خنجر مداوا شد

آغشته در خون قامت آن نازنین پیکر

جانم علی اکبر

 جانم علی اکبر خدا صبرت دهد لیلا

شد لاله‌ات پرپر خدا صبرت دهد لیلا

در مـاتم اکبـر خـدا صبرت دهد لیلا

خــونین شــده آیینۀ رخسار پیغمبر

جانم علی اکبر

 لیلا عدو با خون فرزندم خضابم کرد

داغ علـی‌اکبـرم از غصــه آبــم کرد

لیلا لب عطشان فرزندم کبابم کرد

آب فــراتم پیش رو بــر دل زند آذر

جانم علی اکبر

 لیلا علی را تشنه لب از خود جدا کردم

هستی خود را جمله تقدیم خدا کردم

دنبال نعشش بر گنه‌کاران دعا کردم

بعد از علی دیگر شدم تنها و بی‌یاور

جانم علی اکبر

 لیلا ببین بـا قـد خم در خیمه برگشتم

پرپر زدم چون بسملِ بی بال و پر گشتم

در بین یک دریای دشمن بی پسر گشتم

هـر جـا روم نقش علـی باشد مــرا در بر

جانم علی اکبر