شعر مرثیه و سینه زنی واحد - حضرت عباس (علیه السلام) نیزه زار

گر نخیزی تو ز جا کار حسین سخت تر است

نگران حرمم،آبرویم در خطر است

قامت خم شده را هر که بیند گوید

بی علمدار شده، دست حسین بر کمر است

داغ اکبر رمق از زانوی من برد ولی

بی برادر شدن از داغ پسر سخت تر است

دست از جنگ کشیدند و به من می خندند

تو که باشی به برم باز دلم گرم تر است

نیزه زار آمده ام یا تو پر از نیزه شدی

چو ملائک بدنت پر شده از بال و پر است

پیش من با سر منشق شده تعظیم نکن

که خدا هم ز وفاداری تو با خبر است

علقمه پر شده از عطر گل یاس بگو

مادرم بوده کنارت كه حسین بی خبر است

به تو از فاصله ی یک قدمی تیر زدند

قد و بالای رسا باعث این درد و سر است

اصغر از هلهله کردن بدنش می لرزد

گر بداند که تو هستی کمی آرام تر است

وعده ی ما به نوک نیزه و هر شهر دیار

که به دنبال سرت خواهرمان رهسپر است

اشعار - شب عاشورا

لااقل یک كمی آهسته برو از پیشم

دل بریدن ز تو این لحظه ی آخر سخت است

چه کنم خواهش زهراست ولی مجبورم

عوض روی تو،بوسیدن حنجر سخت است

برو اما نظری هم سوی میدان انداز

یک زن بی سپر و این همه لشگر سخت است

دست کی می سپُری خیمه ما زن هارا

پیش این قوم نگهداری معجر سخت است

خنجر ای کاش به حال تو مراعات کند

چون که از پشت جدا کردن این سر سخت است

----------------------

در عزای پور زهرا عرش اعلی گریه کرد

کرسی ولوح وقلم زین سوگ عظمی گریه کرد

روز اول خواند احمد نوحه از بهر علی

مجتبی زد سینه و ام ابیها گریه کرد

تا شنید از جبرئیل آدم حدیث کربلا

ناله ای زد از دل وهمراه حوا گریه کرد

داستان کربلا را نوح از آدم شنید

جامه بر تن چاک زد در قلب دریا گریه کرد

تا خلیل بت شکن از شرح آن آگاه شد

سوخت همچون شمع سرتا پا و تنها گریه کرد

شرح عاشورا به موسی گفت حق در کوه طور

از کف موسی عصا افتاد و موسی گریه کرد

تا رسید آوازه اش بر عیسی گردون نشین

نوحه خوان گردید جبرئیل و مسیحا گریه کرد

قرن ها بگذشت تا آن روز شیدایی رسید

روز شیدایی رسید و قلب شیدا گریه کرد

تا ز اکبر نعره الله اکبر شد بلند

از صدای دلنشین چشم لیلا گریه کرد

نجمه زلف قاسمش را شانه کرد وهمچو ابر

خیره خیره شد بر او محو تماشا گریه کرد

تا برادر را برادر گفت پرچمدار عشق

بر سر بالین او بنشست و زهرا گریه کرد

خنده اصغر به مرگ سرخ ، باعث شد که تیر

خون به جای اشک روی دست بابا گریه کرد

تا نگوناز صدر زین گردید پور بو تراب

آسمان شد تیره و در کوه و صحرا گریه کرد

تا که دیده دید خنجر را به روی حنجرش

گریه کرد آن سان که چشم خلق دنیا گریه کرد

تا سرش را بر سر نی دید آب از شرم او

سر به زیر افکند و از خجلت به مولی گریه کرد

ژولیده

--------------------

 

بیا نگار آشنا

 

شب غمم سحر نما

 

مرا به نوكری خود

 

شها تو مفتخر نما

 

ای گل وفا حسین

 

معدن سخا حسین

 

می كُشی مرا حسین

 

تجلّی ولایتی

 

سرشته با دل منی

 

تمام هستیم تویی

 

تو صاحب دل منی

 

آیه ی محبتی

 

سوره ی شهادتی

 

كعبه ولا حسین

 

می كُشی مرا حسین

 

زكودكی دلم شده

 

اسیر و مبتلای تو

 

خدا كند كه جان دهم

 

به یادكربلای تو

 

ذكر تو شجاعتم

 

تشنه ی شهادتم

 

یار مه لقاء حسین

 

می كُشی مرا حسین

 

چه می شود زباده ی

 

ولا دهی تو شهدیم

 

نظر كنی سراسرم

 

كه من غلام مهدیم

 

كو امام منتظر

 

یار غایب از نظر

 

چشمه ی بقاء حسین

 

می كُشی مرا حسین

 

تمام افتخار ما

 

به عزت حسینی است

 

كه رهبر عزیز ما

 

تجسم خمینی است

 

تا  ابد زقلب ما

 

زنده یاد جبهه هاست

 

كن مرا فدا حسین

 

می كُشی مرا حسین

 

اگر مرا رها كنی

 

 تو را رها نمی كنم

 

سر از تنم جدا كنی

 

 چون و چرا نمی كنم

 

صید نیزه ها حسین

 

 شاه سر جدا حسین

 

می كُشی مرا حسین

-------

 

 

نوحه - حضرت علی اکبر (علیه السلام )

جوانان بنی هاشم بیایید - علی را بر در خیمه رسانید

 

بگوئید مادرش لیلا بیایید

تماشای قد اکبر نمایید

بگویید عمه ش زینب بیایید

 علی را بر در خیمه رساند

منو اون زخمهای بی حسابت

منو اون پیکر در خون خضابت

خدا داند که من طاقت ندارم

علی را بر در خیمه رسانم

 

جوانان بنی هاشم بیایید  -  علی را بر در خیمه رسانید

 

علی جان ای چراغ شام تارم

فراقت برده آرام و قرارم

نچیدم حجلگاه شادی تو

ندیدم من شب دامادی تو

منو یاد قد شمشادی تو

منو ناکامی و ناشادی تو

خدا داند که من طاقت ندارم

علی را بر در خیمه رسانم

 

جوانان بنی هاشم بیایید - علی را بر در خیمه رسانید

 

 

جوانان بنی هاشم بیایید - علی را بر در خیمه رسانید

 

امیدم بوده تو در وقت  پیری

عصای پیری مادر بگیری

به امـّـیدی علی اکبر بیایید

نگاهی بر رخ لیلا نماید

بگوئید مادرش لیلا بیایید

تماشای قد اکبر نمایید

خدا داند که من طاقت ندارم

علی را بر در خیمه رسانم

 

جوانان بنی هاشم بیایید - علی را بر در خیمه رسانید

 

منو یاد لب خشکیده ی تو

منو سوز دل تپدیده ی تو

منو یاد قد شمشادی تو

منو ناکامی و ناشادی تو

منو اون زخمهای بی حسابت

منو اون پیکر در خون خضابت

خدا داند که من طاقت ندارم

علی را بر در خیمه رسانم

 

جوانان بنی هاشم بیایید - علی را بر در خیمه رسانید

نوحه - حضرت علی اصغر ( علیه السلام )

دیگر پرِ قنداقه ات ، شد غرق خون بابا

شرمنده از رویت شده در علقمه سقا

رحمی نما بر این دل ِ زار و پریشانم

پرپر نزن دیگر گلم بر روی دستانم

لای لای علی اصغر

 

آتش گرفته این دلم از سوز آه تو

آغوشِ بابایت علی شد قتلگاه تو

کمتر بزن تو دست و پا با حنجره پاره

بعد از تو غارت میشود در خیمه گهواره

لای لای علی اصغر

 

در پشتِ خیمه وای من قبر تو را کندم

چشمِ پر از خون تو را با گریه می بندم

دیده به راهت مانده است در خیمه ها مادر

دارد به روی لب هنوز لای لای علی اصغر

لای لای علی اصغر

با گریه دیدم بر لب خشکِ تو لبخند است

دیدم عزیزم حنجرت دیگر به مو بند است

گردید ِ خاکِ کربلا مبهوتِ صبر تو

می ترسم ای شش ماهه ام از نبش قبر تو

لای لای علی اصغر

 

در بین لشگر خالی است جای عموی تو

تیر سه شعبه جا گرفت بین گلوی تو

چشمانِ نیمه باز تو شد خیره بر دریا

گَشتی شهید راه عشق چون محسن زهرا

لای لای علی اصغر

 

می بارد اشک ِ آسمان ، بر غربتم ای وای

پاشیده خون از حنجرت بر صورتم ای وای

دیده به راهت مانده است در خیمه ها مادر

دارد به روی لب هنوز لای لای علی اصغر

لای لای علی اصغر

روضه - حضرت زینب (سلام اله علیها )

شب نیمه ماه رجب، هدیه كنید به ساحت نورانی حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف،سلامتی وجودشون، تعجیل در فرجشون و تصلی قلب نازنینشون صلوات بفرستید. الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم. امیدوارم شب نیمه ماه كه به نام عقیله ی بنی هاشم است، روح ایمانشون،معرفتشون در دل های ما بیش از پیش بشه،امشب خداوند به دل ما نگاه ویژه ای كنند و حضرت صاحب الزمان دست عنایتی بكشند، چشم پر اشك و دل پر از سوزی داشته باشیم باز هم دهانتون رو خوش بو كنید، زنگارها رو از دلتون بریزید با صلوات مجدد بر محمد و آل محمدالّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم. خیلی ها الان كربلان،خیلی ها الان دمشقند در سوریه، كنار حرم بی بی دو عالم عرض ادب می كنند، فكر میكنم علی رغم همه ی محدودیت ها امشب حتماً یه عده ای كنار حرم بی بی عزاداری میكنند،ماهم اگر جسممون دور مونده از عتبات عالیات،قطعاً این دل همتون اونجاست،هركی دلش میخواد یه شب نیمه ماه رجبی اونجا مهمان سفره ی بی بی دوعالم زینب كبری باشه بازهم عنایت كنید تا حواس ها جمع بشه صلوات ختم كنیدالّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

بسم الله الرحمن الرحیم

یارب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجة

یارب الحجة بحق الحجة اشف صدر الحجة بظهور الحجة

یارب الزینب بحق الزینب اشف صدر الزینب بظهور الحجة

الهم كن ولیك الحجة بن الحسن ......................یا صاحب الزمان،یا صاحب الزمان...

نفس ها ناله های زار شد، آقا نمی آیی؟

خیلی امشب باید با امام زمانت راحت حرف بزنی،امشب شب عمه جانش زینب ِ ، همه ی سال اگه توسلات ما با امام زمان شروع میشه،امشب اصلاً باید با امام زمان شروع بشه با امام زمان ادامه پیدا كنه،با امام زمان هم ختم بشه،اگه بخوام راحت صمیمی،تو یه جمله بهت بگم: صاحب عزا خود امام زمان ِ

نفس ها ناله های زار شد، آقا نمی آیی؟

جگرها شعله های نار شد، آقا نمی آیی؟ 

پناه مؤمنین! از مؤمنین حالی نمی پرسی؟ 

به شیعه زندگی دشوار شد آقا نمی آیی؟ 

آقای من، گرچه خوشون فرمودند: إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَلِمُراعاتِكُمْ، ولاناسینَ لِذِكْرِكُمْ . بارها فرمود من از حال شیعیانم با خبرم.آقا می دونم حال مارو میبینی،میدونم به ما نزدیكی،اصلاً بذار بهتر بگم میدونم برا ما دعا میكنی، شب نیمه ی ماه رجب كجایی،هر جا هستی میدونم به یاد شیعیانت هستی،اما آقا جان زندگی بدون شما سخت شده آقا،دیگه این طاقت و تحمل ما داره تموم میشه،كی میخوای بیای؟

علی از چاه های

اونایی كه اهل كنایه اند

علی از چاه های کوفه هم گردیده تنها تر

هزاران غصّه با او یار شد، آقا نمی آیی؟

خودت می دونی آقا،فقط ببین دور مارو چه كسانی گرفته اند، این شیعه ای كه امروز داره فریاد میزنه،داد میزنه یا فاطمة الزهرا،یا امیرالمؤمنین،شیعه ای كه داره افتخار میكنه به این اسم میگه یا صاحب الزمان، ببین دورش رو كیآ حلقه زدند آقا جان

جهانّ کفر از آل سعود ، صیهون و وهابی 

فقط با شیعه در پیکار شد، آقا نمی آیی؟ 

مولای من یه جوری بیا همه بفهمند ما صاحبمون امام زمان ِ ، كسی جرأت نكنه به ما ضربه بزنه.شب وفات ؛ شب رحلت شهادت گونه ی عقیله ی بنی هاشمه،همتون میدونید،جایی نام زینب بیاد،محاله نامی از حسین نیاد،امشب اگه بخوای حقیقتاً معناشو درك كنی، امشب شب عاشورای دوباره ی زینب ِ، امشب همه باید با امام زمان هم ناله بشند

جهانّ کفر از آل سعود ، صیهون و وهابی 

فقط با شیعه در پیکار شد، آقا نمی آیی؟ 

چه سرها که یزیدی ها بریدند از حسینی ها

دوباره کربلا تکرار شد، آقا نمی آیی؟

یابن الحسن،یابن الحسن........

پس از قتل شه آزاد مردان، عمّه ات زینب

اسیر کوچه و بازار شد، آیا نمی آیی؟ 

از همین الان تكلیفم رو با تو روشن كنم،اگه میخوای مستمع سرحالی باشی،شب وفات بی بی، خودت باید خوننده باشی،منتظر مقدمه نباشی،یه چیزی همه مون بلدیم، از كی نمیدونم، از چه سالی نمیدونم،فقط میدونم دونه دونه حتی این بچه های كوچیك رو كه الان بلند كنم بپرسم اینها هم این نوحه رو بلدند،لذا این نوحه سواد نمی خواد،معلومات نمی خواد،مطالعه نمی خواد،فقط یه دل سوخته و یه چشم پر اشك میخواد،همتون هم الحمدالله همراه آوردید این دو مطاع رو،یادتون هم نمیدم چون از بچه گی بهوتن یاد دادن،اگه میخواهید شب نیمه ی ماه رجب،فردای محشر وقتی این نامه ات رو جلوت باز میكنند،نه همین دنیا،مگه نمیگن امام زمان هفته ای دو بار نامه ی مارو ورق میزنه؛نگاه كنه حضرت ببینه،شب وفات عمه اش اسم ما جزء روضه خونا نوشته شده،همتون بلدید از زن و مرد،همه با هم امشب روضه خون بشیم،كاری نداره فقط باید دستت رو مشت كنی،بزنی تو سینه ات،همه بلدند،از بچه گی بهمون یاد دادند،بگیم :امان از دل زینب،امان از دل زینب، دیدی گفتم همه بلند امان از دل زینب،اصلاً انگار تو این جمله هزار روضه نهفته است،ببین تا میگی امان از دل زینب،بغضت میتركه،اشكت جاری میشه،آخ امان از دل زینب

میدونم آماده ای،من یه جرقه بزنم دلت مهیای روضه است،اما من دلم نمیآد مدح بی بی رو نخونده روضه بخونم،یك قطره از اون دریا رو بفهمیم،بفهمیم كه زینب كیه كه شب عاشورا برادرش بهش میگه زینبم فردا شب من رو دعا كن تو نمازت،یه خواهر پیدا كن امام زمانش بهش بگه التماس دعا،كیه این خانم كه امام سجاد،امامی كه كلامش وحی و كلامش حقیقت محضه،وقتی به نام عمه جانش رسید،فرمود: هی عالِمَةٌ غَیرُ مُعَلَّمَةٍ و فَهِمَةٌ غَیرُ مُفهَّمَةٍ، یه ذره مدح بخونم دلت جلا بگیره،آماده ای

زلف عفاف رشته ی دامان زینب است

این ترك ها و آذری زبان ها یه ویژگی قشنگ دارند،هر شب روضه میخونند قبلش فضیلت و مدح میخونند، قشنگ پخته میشه این سینه  و بعد خودت دیگه روضه میخونی

زلف عفاف، رشته دامان زینب است

 آیات صبر، پایه ایمان زینب است

ایثار و پاکدامنی و عزم و اقتدار

این چار(چهار)، طفلِ دبستان زینب است

حبل المتینِ قافله سالار عاشقان

تا روز حشر، موی پریشان زینب است

این یه بیت مال شماهاست دیگه،اینجا مگه عزاخانه ی حسین مگه نیست،محرم،صفر،ماه رمضون،مگه نیومدی اینجا گریه كردی،حالا دیگه این مال شماست.

هر کس که پا نهد به عزا خانه حسین

بر او کرم کنید که مهمان زینب است

خیلی این یه بیت زیباست،اونایی كه دستشون مثل من خالیه گوش كنند

روز جزا بهانه ما از برای عفو

خون حسین و دیده گریان زینب است

نوحه - شام غریبان

مستان همه افتاده و ساقی نمانده

یک گل برای باغبان باقی نمانده

صحرا همه گلگون شده

هر بلبلی دل خون شده

مظلوم حسینم…

دور حرم دویده ام  / صفا و مروه دیده ام  / هیچ کجا برای من کرب و بلا نمی شود…

نوحه - حضرت قاسم (علیه السلام )

نوحه

دارم به سر شوق شهادت ای عمو جان
اذنم بده تا من روم بسوی میدان
عمو مسوزان جگرم، تویی به جای پدرم
عمو حسین جان(2)


کفن به گردنم نموده مادر من
آیینه و قرآن گرفته بر سَرِ من
عمو مسوزان جگرم تویی به جای پدرم
عمو حسین جان(2)


بنما نظاره ای عمو بسوی میدان
من مانده ام عمو بریز سُمِ اسبان
عمو مسوزان جگرم تویی به جای پدرم
عمو حسین جان(2)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ای بی زره سرباز من قاسم
ای کشتة خونین بدن قاسم
نجل حسن قاسم ، نجل حسن قاسم

ای نازنین قرآن پا مالم
طاووس سرخ بی پر و بالم
برخیز و بنما گریه بر حالم
این گونه دست و پا مزن قاسم
نجل حسن قاسم، نجل حسن قاسم

در حجلة خون داده شد کامت
پر شد ز خوناب جگر جامت
پیراهن خونین بر اندامت
هم شد زره، هم شد کفن قاسم
نجل حسن قاسم، نجل حسن قاسم

شد شانه از تیغ ستم مویت
نقش زمین شد قد دلجویت
در ابر خون پنهان شده رویت
ای ماه خونین پیرهن قاسم
نجل حسن قاسم، نجل حسن قاسم

تو با عمو پیوسته هم دردی
بر من لب خشکیده آوردی
با اشک خود رفع عطش کردی
در هر بلایی ممتحن قاسم
نجل حسن قاسم، نجل حسن قاسم
تو یادگار مجتبی هستی
قلب مرا از غصه بشکستی
لب را ز خوناب گلو بستی
با من نمی گویی سخن قاسم
نجل حسن قاسم، نجل حسن قاسم

 

فریاد که شد غرقه به خون پیکر قاسم
فواره زند خون جبین از سر قاسم
گل یاسمنم وای، یتیم حسنم وای


صد پاره ز شمشیر جفا یاس حسن شد
پیراهن نازک زره قاسم من شد
گل یاسمنم وای، یتیم حسنم وای


افسوس که کشتند یتیم حسنم را
چیدند به شمشیر، گل یاسمنم را
گل یاسمنم وای، یتیم حسنم وای


افسوس که قرآن حسن نقش زمین شد

رنگین رخ نورانی اش از خون جبین شد
گل یاسمنم وای، یتیم حسنم وای


حق حسن از نیزه و شمشیر ادا شد
در حجلة خون قاسم او تشنه فدا شد
گل یاسمنم وای، یتیم حسنم وای


داماد نگردیده در آغوش اجل بود
خون دهنش بر لب خشکیده عسل بود
گل یاسمنم وای، یتیم حسنم وای
ای اهل حرم، اهل حرم، لاله بیارید
بر پیکر صد پارة قاسم بگذارید

نوحه - عبداله ابن الحسن (ع)

عمو حسين جانم

عبدالَّهم عبداَّلهم           من عاشق ثارُالَّهم

سرتابه پا دردم عمو     رو به تو آوردم عمو

مولاي عطشانم ، عمو حسين جانم

 

هستم یتیم و بی پناه   بر من عمو جان کن نگاه

از خيمه با اشك و بكاء      رسيده ام پيش تو تا

فدا كنم جانم ، عمو حسين جانم

 

از شوق جانبازی ببین    من آمدم در قتلگاه

در راهت اي مولاي من      دستم شده از تن جدا

اي ركن ايمانم ، عمو حسين جانم

 

ای روی تو قرص قمر گرمی روی من را ببر

جان علی اصغرت       باشد دلم تنگ پدر

فدا كنم جانم ، عمو حسين جانم

عبدالهم عبدالهم
من عاشق ثارلهم

افتاده در قتله گهم
قربانی عشق شهم

عمو حسین

دارم زعشقت آبرو
دارم شهادت آرزو

در خون شناور گشته ام
بنگر به حالم ای عمو

عمو حسین

هستم بلا گردان تو
جانم شود قربان تو

دیگر نباشم تا دمی
زین بیشتر مهمان تو

------
ای کوکب اقبال من
ای کعبه ی آمال من

همراه زهرا آمده
بابا به استقبال من

جانم عمو جانم عمو

هستم گل باغ حسن
بر قلب من آتش مزن

گر زنده هستی ای عمو
حرفی بزن حرفی بزن

هستم یتیم مجتبی
جای پدر بودی مرا

در راهت ای خون خدا
گشته عمو دستم جدا

جانم عمو جانم عمو

محنت به جانم داده ای
تا بر زمین افتاده ای

بهر رحیل آماده ای
گویا عمو جان داده ای

نوحه - ورودی

باز از ره می رسد ، ماه غم ماه عزا

  بر مشامم می رسد ، هرلحظه بوی کربلا

   آید از هر جا نوای یا حسین  

           یـــابن زهرا یا حســین

                                    *********

  کاروان خسته دل،آید از کوی خدا

     با دلی لبریز عشق،می رود سوی خدا

  قافله سالارشان مولا حسین             

یــــابن زهرا یا حســین

                             ***********

   چشمه ی چشم همه ،همچو دریا می شود

       غرق در امواج غم ،قلب زهرا می شود

  ذره تا خورشید گوید یا حسین          

یـــابن الزهرا یا حسین

 ************

  باغبانی همرهش ،لاله های ارغوان

          شیره خواره کودکی،بلبل این کاروان

قبله عشق همه گل ها حسین 

یابن الزهرا یا حسین

 

 

نوحه ورود به کربلا(3)

[ فریـــــاد یا محمــــــدا    

                           حسین رسیده کربلا]

 ای ناقه ها آهسته تر               

              فاطمــــــه گردد بی پسر

سقا شودبی دست وسر     

                    وا ویـــــــلتا از این سفر

[ فریاد یا محمـــــدا  

                                  حسین رسیده کربلا]

در این سفر سرها شود     

                     لب تشنه از پیکر جدا

در این سفر اصغر شود             

             در یاری بابا فدا

 در این سفر پرپر شود   

                       گل های بستان خدا

[فریاد یا محمدا            

                    حسین رسیده کربلا]

در این سفر گل می رود  

                   در موج خون دامن کشان

 در این سفر رخساره ها      

                می گیرد از سیلی نشان

در این سفر هر کودکی    

                    با دامن آتش فشان

 گردد به صحرا خون جگر   

                  وا  ویلتا از این سفر

[فریاد یا محمدا                

                 حسین رسیده کربلا]

در این سفر آتش فشان    

                  خورشید عاشورا شود

در این سفر بانگ عطش            

       در خیمه ها بر پا شود

چشم غزالان حرم            

               از تشنگی دریا شود

[فریاد یا محمدا            

                     حسین رسیده کربلا]

در این سفر نیلی شود       

                     رخساره ی خورشیدو ماه

پیغمبر اکرم کند           

                       در خون حسینش را نگه

زهرا در آن دریای خون     

                     زینب در کنار قتلگه

گیرد حسینش را به بر          

                   وا ویلتا از این سفر

[فریاد یا محمدا          

                       حسین رسیده کربلا]

هفتاد و دو حاجی فدا      

                       در مسلخ داور شود

صد پاره تیغ جفا                           

         جسم علی اکبر شود

[فریاد یا محمدا                        

         حسین رسیده کریلا]

در این سفر افتد به خون            

               عرش خدا را قائمه

بر دیدن صحرای خون            

              آید زجنت فاطمه

گاهی کنار قتلگه                    

                گاهی کنار علقمه

خون می فشاند از بصر          

                 گیرد حسینش را به بر

[فریاد یا محمدا                   

                 حسین رسیده کربلا]

 

 

ای نور چشم عالمین ، جانم فدایت یا حسین

ای رُكن ایمانم ،‌ مظلوم حسین جانم

 ******

فدای راه دین شدی ،‌ تشنه نقش زمین شدی

زین غصه گریانم ، مظلوم حسین جانم

****** 

كنار جسم بی سرت ، با گریه گفته خواهرت

ای یار عطشانم ، مظلوم حسین جانم

****** 

با اشك و شور و زمزمه ، ببین عزیز فاطمه

با نا مَحرمانم ، مظلوم حسین جانم

****** 

دلها بود آواره ات ، داغِ تن صد پاره ات

شد قاتل جانم ، مظلوم حسین جانم

 

 

 

 

 

 

 

 

رفتم سوی بازار کوفه امشب

گرید به حالم دار کوفه امشب

من سربه دیوارم حسین ، تنها تو را دارم حسین

مظلوم حسین جان

******

اینجا به اشک میهمان بخندند

اینجا دو دست میهمان ببندند

جانم رسیده بر لبم ، اما به یاد زینبم

مظلوم حسین جان

******

من حاجی ام محرم به آه و دردم

با دست بسته دور تو بگردم

دل بسته ام به موی تو ، مستم ز عطرو بوی تو

مظلوم حسین جان

******

اینجا سخن از طفل شیر خواره است

اینجا سخن از حلق پاره پاره است

من از همه رنجیده ام ، تیر سه شعبه دیده ام

مظلوم حسین جان

******

ای باغبان با لاله ات میایی

با دختر سه ساله ات میایی

صحبت ز گوشواره بود ، صحبت ز گوش پاره بود

مظلوم حسین جان

نوشته روی پرچما حسین غریب فاطمه
چشمای خیس عاشقا داد می‌زنه محرمه

چه خوبه تو حسینیه/ نماز گریه هامون
دعا کنین امضا بشه/ برات کربلامون

نوشته روی پرچما حسین غریب فاطمه

از بچگی تو هیئتا عشقتو یادمون دادن
با روضه‌های کربلا راهو به ما نشون دادن

نوشته روی پرچما حسین غریب فاطمه


هنوز محرم که میاد/ پر می‌کشه دلامون
دعا کنین امضا بشه/ برات کربلامون

نوشته روی پرچما حسین غریب فاطمه


نمک نداره سال ما اگه محرم نباشه
اگه محرم نباشه می‌خوام که عالم نباشه

نوشته روی پرچما حسین غریب فاطمه


دعا کنین که فاطمه دعا کنه برامون
دعا کنین امضا بشه برات کربلامون
نوشته روی پرچما حسین غریب فاطمه

غزل - شرار سینه دلها حسین است

شرار سینه دلها حسین است

بهار دامن صخرا حسین است

به هر زخمش بود ذکر سلامی

زیارتنامه زهرا حسین است

مگر در گوشه گودال تنهاست

تمام خلق عالم با حسین است

امامی که شفا در تربت اوست

به پیغمبر قسم تنها حسین است

نجات کل خلقت روز محشر

به فریاد رسا یک یا حسین است

شهیدی که وضو بگرفت از خون

به مقتل ظهر عاشورا حسین است

به روی قلب هر مومن نوشته

که بر هر مومنی مولا حسین است

خدا داده به شیعه بال معراج

عروج شیعه از خون تا حسین است

هراسی نیست از تاریکی حشر

چراغ سبز این صحرا حسین است

بدانید ای تمام اهل عالم

مرا دنیا حسین عقبا حسین است

امام و رهبر و مولای ما ها

در این دنیا و آن دنیا حسین است

سرود امام رضا (ع) وحضرت معصومه (س)

صلّ علی محمد            اُختُ الرّضا خوش آمد...

جان پیمبر است این،آیات کوثر است این

آرام روح و جان ِ،موسی بن جعفر است این

ذلقعده در شرافت،شد ناب و بی قرینه

دارُالزّیارة گشته،از مقدمش مدینه

موسی کند هماره،تکریم و احترامش

از عرش حق تعالی،عیسی دهد سلامش

زهرای دوّم است این،در حُسن و در شمائل

باشد به دُخت احمد،آیینه ی فضائل

بر پیروانش امشب،عیدی دهد پیمبر

گشته به مُصحف دین،نازل دوباره کوثر

ای بانوی کریمه،ما سائلانت هستیم

بنگر که با تمنا بر خوان تو نشستیم

لطف تو بر گدایان،بی مثل و بی بدیل است

در دیده ی دو عالم،احسان تو جمیل است

بانو عنایتی کن،مسکین ِ بی نوا را

کن قسمتش ز رحمت، دیدار کربلا را

ای دختر ولایت،بر شیعیان دعا کن

راهیشان به سوی،وادی کربلا کن

با ذکر و با دعایت،ای نور چشم زهرا

کم کن تو از سر دین،شرّ وهابیت را

سرود امام رضا (ع)

اومدم سوی تو مولا       ای عــزیز دل زهرا

قــــربون کـــــبوترای حرمت امام رضا   

قـــربون این همه لطف و کــرمت امام رضا      

            

از روزی که بـا تــو آشـــنا شــدم    

                مــــورد مـــرحـــمت خــــدا شـدم

گفته ای هر که بـیاد به پا بـــوسم  

                  تــو گرفتاری به دادش می رســـم

گفته ای هــر که بــیاد بــه دیــدنم      

              مــن میام سه جا بهش سر می زنم

 

اومدم سوی تو مولا       ای عــزیز دل زهرا

 

منم امــروز بــه زیــارت اومدم امام رضا  

                     

   بـــه  امــیدی  در  خونت  او مـــدم امام رضا  

            

تــوی قبــرم آقا جـون منتظرم             

  کــه بــزاری کــف پــا تو رو ســرم

 الهــــی بـــرات بمیرم   

    رضـــا جان به تو اسیرم

عید غدیر

ذکر تمام کائنات    در عرش اعلا و کرات

حیدر امیر المومنین    حیدر نبی را جانشین

علی علی جانم علی (2)

 

دیـــــوانـــــه ام شیداییم ،  خاک در این خانه ام

دور ضــــریحت یا علی ، تو شمع و من پروانه ام (2)

حیدر علی سرور علی آقا علی مولاعلی

علی علی جانم علی (2)

 

 

ای دل اگر گفتی علی ،  حرفی دگر برلب مگو

غــــیر علی و آل او،  یاری دگر هرگز مجو (2)

علی امام العارفین     علی امام المتقین

علی نبی را جانشین    علی ولی المرسلین

 

علی علی جانم علی (2)

خروش موج  دریاها، ذکر شریف یا علی

نـسیم دشت و صحراها ، ندای یا علی علی

حیدر علی سرور علی - آقا علی مولا علی

علی علی جانم علی (2)

 

غیر طریق آل او          راهی دگر هرگز مرو

کارت فقط باشد همین      ذکر علی و یاد او

علی علی جانم علی (2)

 

 

 

 فرمود خدا فرشته ها را صلوات

اوّل به مدینه مصطفی را صلوات

دوّم به شه نجف سلامی بکنیم

رُخسار علی شیر خدا را صلوات

 

شکر خدا که نام علی در اذان ماست

ما شیعه ایم و عشق علی هم از آن ماست

ذکر علی عبادت مختص شیعه است

این اسم اعظم است که ورد زبان ماست

 

با هر نفس علی شده ذکر لبم مدام

این "یا علی" همیشه رفیق لبان ماست

از "یا علی" زبان و دهان خسته کی شود؟

اصلاً زبان برای همین در دهان ماست

 

 

دنیا و آخرت بخدا نیست جز علی

بغض علی جهنم و حبّش جنان ماست

 

ما شیعه زاده ایم، خدا را هزار شکر

این شیعه زادگی شرف خاندان ماست

ما عاشق علی شده ایم و بدون شک

این هم ز پاکدامنی مادران ماست

 

پیرم که سایه اش همه دم مستدام گفت:

عشق علی همیشه و هرجا نشان ماست

محمد هاشم مصطفوی

 

فاتح قلعه خیبر

حیدر علی مولا علی مولا علی مولا
تا صورت پیوند جهان بود، على بود

تا نقش زمین بود و زمان بود، على بود
شاهى كه ولى بود و وصى بود، على بود

سلطان سخا و كرم و جود، على بود
مسجود ملائك كه شد آدم ز على شد

 آدم كه یكى قبله و مسجود، على بود
آن عارف سجاد كه خاك درش از قدر

 بر كنگره‎ى عرش بیفزود، على بود


چندانكه در آفاق نظر كردم و دیدم

از روى یقین در همه موجود، على بود
خاتم كه در انگشت سلیمان نبى بود

 آن نور خدایى كه بر او بود، على بود
آن شاه سرافراز كه اندر شب معراج

 با احمد مختار یكى بود، على بود
آن قلعه‎گشایى كه در قلعه خیبر

 بركند به یك حمله و بگشود، على بود


آن شیر دلاور كه براى طمع نفس

 بر خوان جهان پنجه نیالود، على بود
این كفر نباشد سخن كفر نه این است

 تا هست، على باشد و تا بود، على بود

جلال الدین محمد بلخى(مولوى)

 

 

هو یا امیر المومنین

ای وجه رب العالمین هو یا امیر المومنین
ای قبله ی اهل یقین هو یا امیر المومنین

راه طلب پویم تو را در هر کجا جویم تو را
در هر نفس گویم چنین هو یا امیر المومنین

خیل ملائک لشکرت ، تاج ولایت بر سرت
مُلک حَقت زیر نگین هو یا امیر المومنین

تو جان پاک مصطفی وصف تو از قول خدا
آیات فرقان مبین هو یا امیر المومنین

اول تویی،آخر تویی، یاور تویی، ناصر تویی
بر اولین و آخرین هو یا امیر المومنین

از بهر خدمت روز و شب ، اِستاده با عجز و ادب
بر درگهت روح الامین هو یا امیرالمومنین

سوی محبان کن نظر، محفوظشان دار از خطر
ای حب تو حصن حصین هو یا امیر المومنین

دارد صغیر بی نوا بر آستانت التجاء
مگذارش از محنت غمین هو یا امیر المومنین

صغیر اصفهانی

 

مرثیه منای حاجیان با گریز به کربلا

منایی از منای حاجیان زیباتر است این جا
مران ای ساربان محمل که حج اکبر است این جا

 

مران ای ساربان محمل که در شام عزا  و غم

غبار آلوده ماه عارض پیغمبر است این جا


هزاران زائر کویت به خاک و خون دراین صحرا
مران ای ساربان محمل خزان گشته بهار اینجا

 

مران ای ساربان محمل هزار و چند قربانی
که شد تقدیم ذات پاک حّی داور است این جا

غبار کربلا بگرفته صحرای مِنا امشب
که از ظلم عدو گلها شکوفا گشته است این جا

هیچ مصیبتی همچون مصیبت اهل بیت نیست امام رضا فرمود

 یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْ‏ءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع

اگر برای چیزی گریه­ات گرفت فقط برای حسین بن علی علیه السلام گریه کن بعد فاجعه منا که مسلمانها مظلومانه جان دادن تلوزیون مکرر این بدنا رو که روزمین افتاده رو نشون میده آدم یاد کربلا می افته امام سجاد عرضه داشت عمه جان اینا دارن بدن کشته هاشونو دفن میکنن اما بدن بابا غریب من روزمین افتاده

 

زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست

خار و خاشاک زمین منزل و مأوای تو نیست

اینقدر نیزه زدند بر بدن نازک تو

جای یک بوسه ی زینب همه اعضای تو نیست

 

 

میلاد امام هادی (علیه السلام)

بر نو گلِ باغِ آشــــنایی صلوات
رخسارِ علی؛ نقیِّ هادی صلوات
دلبـندِ سَـــمانه دهُّمـــین مــاهِ وِلا
برعارضِ گلشنِ بهاری صلوات

 

در روز ولادت امـــام هــــادی

      شـــد قلب جهان غرق نشاط و شادی

او حــــامی آئــــین محمد باشد

   بر رهرو و راه مکتبُ دیـــن نـــادی

 

٭    ٭    ٭

زیبا گل باغ سرمدی آمده است 

       مـــرآت جــمال سرمدی آمـــده است

شادند تــــمام خلق عــالم زیرا  

      یک دسته گـل مــحمدی آمــده اســت

 

٭    ٭    ٭

البشارت که دهم حجت سبحان آمد 

  شـــافع هـــر دو ســرا، رهــبر ایـمان آمد

سرور عالمیان، محور امکان آمد   

       که جهان از رخ وی، روضه رضوان آمد

  

 

٭    ٭    ٭

در آسمـــان ولا مــاه بی قرین آمد 

     به صورت بشری صورت آفرین آمد

کز آفتاب  بر  آن  ماه آفرین آمد   

  ولیّ حق دهمین پیشوای دیـن آمــــد

 

٭    ٭    ٭

امشب مدینه به جنان می نـــازد

     آدم  به  تمام  قــدسیان مــــی نازد

دارد به بغل جـــواد آل عصمت

  ماهی که به ماه آسمان مــــی نازد

 

 

ای زسر تا به قدم جان اباعبدالله

ای زسر تا به قدم جان اباعبدالله

روح پیغمبر و ریحانه اباعبدالله

سیرتت سیرت پیغمبر و بازوت علی

صورتت روضه ی رضوان اباعبدالله

چشم و ابرو و قد و بالات سر و صورت و خال

نور و مظمل و فرقآن و اباعبدالله

همه دم عاشق سرباختن و جان دادن

همه جا گوش به فرمان اباعبدالله

هر که بر دامن تو دست توسل آرد

دست آورده به دامان اباعبدالله

داشتی جان به لب از تشنگی و میگفتی

به فدای لب عطشان اباعبدالله

حیف پیشانی تو ای مه خورشید جمال

چاک شد مثل گریبان اباعبدالله

 

نو حه - نه فقط قد حسین را غم تو تا کرده

 

نه فقط قد حسین را غم تو تا کرده

بنِگر داغ تو عباس چه با ما کرده

 

آنکه دستان تو را از بدن انداخت ببین

بهر دستم غل و زنجیر مهیا کرده

 

آنکه از هیبت نام تو تنش می لرزید

رفتی و دستِ بزن بعد تو پیدا کرده

 

خوب شد چشم تو زخمیست نمی بینی که

چشم نامحرم عجب قد مرا تا کرده

 

به روی صورت طفلان عوض بوسه ی تو

اثر سیلی و شلاق چه خوش جا کرده

 

باز دارند سرت را سرِ نی می بندند

بسکه افتاده ای این زخم ، دهان وا کرده

 

بار اول سرِ نی دیدم و نشناختمت

چه کسی شکل تو را مثل معما کرده

 

ضربه ای که به سرت خورد عوض کرده تو را

آهن سخت چه با آن رخ زیبا کرده

 

سر اصغر که به سوی سر تو برگشته

مادر سوخته را محو تماشا کرده

 

اشک می ریزد و گوید که عزیز دل من

آب می خواهد و رو جانب سقا کرده

(علي صالحي)

بنِگر داغ تو عباس چه با ما کرده

 

آنکه دستان تو را از بدن انداخت ببین

بهر دستم غل و زنجیر مهیا کرده

 

آنکه از هیبت نام تو تنش می لرزید

رفتی و دستِ بزن بعد تو پیدا کرده

 

خوب شد چشم تو زخمیست نمی بینی که

چشم نامحرم عجب قد مرا تا کرده

 

به روی صورت طفلان عوض بوسه ی تو

اثر سیلی و شلاق چه خوش جا کرده

 

باز دارند سرت را سرِ نی می بندند

بسکه افتاده ای این زخم ، دهان وا کرده

 

بار اول سرِ نی دیدم و نشناختمت

چه کسی شکل تو را مثل معما کرده

 

ضربه ای که به سرت خورد عوض کرده تو را

آهن سخت چه با آن رخ زیبا کرده

 

سر اصغر که به سوی سر تو برگشته

مادر سوخته را محو تماشا کرده

 

اشک می ریزد و گوید که عزیز دل من

آب می خواهد و رو جانب سقا کرده

(علي صالحي)

نوحه - به قلاده ی نفس گشتم اسیر

به قلاده ی نفس گشتم اسیر
شدم زار و شرمنده و سر به زیر
تهی دستم و بی نوا و فقیر
مرا کس نخواند ذلیل و حقیر
مقامم بُوَد بس بزرگ و خطیر
امیری حُسَینٌی نعِمَ الامیر

حسین ازکرم انتخابم کند 
غلام غلامش خطابم کند 
گدای در خود حسابم کند 
بهشتم بَرَد یا عذابم کند 
به عشقش اسیرم اسیرم اسیر
امیری حُسَینٌی نعِمَ الامیر

خیالش زمن دلربایی کند
غمش دردلم خودنمایی کند 
نوایش مرا نینوایی کند 
ولایش مرا کربلایی کند
بدانند خلق از صغیر و کبیر 
امیری حُسَینٌی نعِمَ الامیر

منم عار او، او بود یارمن
زلطف و کرامت، خریدار من
نبودم که او بوده دلدار من 
غمش شد انیسِ دل زار من از آن دم که مادر مرا داده شیر
امیری حُسَینٌی نعِمَ الامیر
اگر چه گنه کار و آلوده ام
به خاک مزارش جبین سوده ام
دمی بی ولایش نیاسوده ام 
گرفتار و دلداده اش بوده ام 
از آن دم که آب و گلم شد خمیر
امیری حُسَینٌی نعِمَ الامیر

زخون جگر پاکِ پاکم کنید
سپس عاشق سینه چاکم کنید
به تیغ محبت هلاکم کنید 
به صحن ابوالفضل خاکم کنید
که خاکم دهد بوی مشک و عبیر
امیری حُسَینٌی نعِمَ الامیر

به زخم جبین پیمبر قسم 
به رخسار خونین حیدر قسم 
به محسن، به زهرای اطهر قسم 
به سبطین و عباس و اکبر قسم 
به هفتاد و دو عاشق بی نظیر 
امیری حُسَینٌی نعِمَ الامیر

دریغا که شد خاک صحرا کفن
بر آن کشته ی پاره پاره بدن 
تنش پاره پاره تر از پیرهن
سرش نوک نی با خدا هم سخن
نگاهش سر نی به طفلی صغیر
امیری حُسَینٌی نعِمَ الامیر
به سردار بی لشگر کربلا 
به سرهای لب تشنه از تن جدا 
به قرآن زیر سُم اسب ها 
به خونی که شد خونبهایش خدا 
به جسمی که او را کفن شد حصیر
امیری حُسَینٌی نعِمَ الامیر

به هر کوی و هر بزم و هر انجمن 
سرم خاک پای حسین و حسن 
پدر در دوگوشم سرود این سخن
که ای نازنین طفل دلبند من 
حسینی بمان و حسینی بمیر
امیری حُسَینٌی نعِمَ الامیر

متن مجری جهت اجرای برنامه 2

  1. مطلع    دیوان   اسرار    قدیم                    هست بسم الله الرحمن الرحیم
  2.  الهم صل علی فاطمه ابیها وبعلها بنیها و سرالمستودع فیها به عدد ما احاط بهی علمک
  3. سلام و درود بیکران میفرستیم به پیشگاه مقدس آقا بقیه العظم (روحی وارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا )
  4.  ادای احترام میکنیم به ارواح پاک و مطهر  امام (ره) عزیز و شهدای گرانقدر
  5.  آرزوی سلامتی ، طول عمر با عزت و برکت داریم برای مقام معظم رهبری (مدظله العالی) و مسؤلین دلسوز نظام
  6. عرض سلام و ادب و احترام و خیرمقدم خالصانه دارم محضر شریف شما سروران گرامی که در این جمع صمیمی شرف حضور دارید .

7. سالروز / هفته           را خدمت شما عزیزان ، تبریک و تهنیت ( یا تسلیت ) عرض میکنم .

  1. خیرمقدم عرض میکنم محضر شریف                       که قدم بردیدگان نهاده و درجمع ما حضور دارند.
  2. در اینجا جا دارد از بانیان مجلس امروز - هیئت متوسلین به آقا علی ابن موسی الرضا (علیه السلام) - حوزه مقاومت بسیج شهید خضریان(ره) - اداره محترم تدارکات و اداره روابط عمومی و اطلاع رسانی و کلیه ی عواملی که ما را در برپایی این برنامه یاری نمودند ، و در مناسبتهای مختلف برنامه های خوبی را تدارک میبینند کمال تشکر و تقدیر را داشته باشم.

10.من از مقدمه زیاد عذر خواهم و دعوت میکنم از سرورگرامی                       که انشااله با بیانات ارزشمندشان مارا به فیض اکمل برسانند به برکت ذکر شریف صلوات بر ...

11.صمیمانه تقدیر و تشکرمیکنم از جناب آقای                که با فرمایشاتشان ارزشمندشان همه مارا به فیض رساندند.

از حضور سبز شما بزرگواران  سپاسگذارم و همه شما را به خداوند متعال میسپارم به برکت ذکر شریف صلوات بر  .

متن مجری جهت اجرای برنامه

بنام خدایی که بخشنده اوست

همه فانی و ذات پاینده اوست

عطاکرد آیین و ایمان به ما

کتابی گرانقدر چو قرآن به ما

گوش جان میسپاریم به تلاوت آیاتی چند از کلام اله مجید با صوت دلنشین قاری عزیز جناب آقای             به برکت صلوات برمحمد و آل محمد

 

بسم اله الرحمن الرحیم - سلام و درود بیکران به پیشگاه مقدس آقا امام زمان (روحی وارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا ) -  ادای احترام به ارواح پاک و مطهر  امام عزیز و شهدای گرانقدر - و آرزوی سلامتی ، طول عمر با عزت و برکت برای مقام معظم رهبری (مدظله العالی)

عرض سلام و ادب و احترام  دارم محضر یکایک شما همکاران گرامی و حاضرین که در این جمع صمیمی

گرامی میداریم آغاز هفته دفاع مقدس ویاد و خاطره امام و همه شهدای عزیز را

 

خیرمقدم عرض میکنم محضر شریف میهمان عزیز                                         را که درجمع ما امدادگران حضور دارند و محفل مارا مزین فرمودند.

تقدیر و تشکر میکنم از حوزه هیئت علی ابن موسی الرضا (ع) – پایگاه  مقاومت بسیج شهید   - اداره محترم تدارکات و اداره محترم روابط عمومی  که در مناسبتهای مختلف برنامه های خوبی را تدارک میبینند

اجازه میخوام بخشی از پیام ریاست محترم                         در خصوص هفته دفاع مقدس را محضر شما بزرگان تقدیم کنم .

هرسال آهنگ روزهای پایانی شهریورماه ، نوازشگر سرودی از بهترین حماسه دوران است ، که نقاش هستی به قامت بلند شهیدان و رزمندگان آن اوقات نورانی ، زیباترین لوح ایثارگری و رشادت را آفرید .

دراین قسمت از برنامه دعوت میکنم از                    مدیر کل محترم                    که با بیانات ارزشمندشان مارا به فیض اکمل برسانند به برکت ذکر شریف صلوات بر ...

ناگهان چله كشيدند دليران        سينه خصم دريدند دليران

در تب حادثه راندند سواران    شعر اين قافله خواندند سواران


شعر اين قافله رزم است برادر    عزم اين قافله جزم است برادر

خون بجوشيد، چه خون؟ خون حسيني

     چاوش قافله عشق ، خميني

 

تشکرمیکنم از مدیرکل محترم                    که ما را به فیض رساندند.

دعوت میکنم از                                          که با فرمایشات ارزشمندشان همه مارا به فیض برساندند به برکت ذکر شریف صلوات . . .

 

صمیمانه تقدیر و تشکر میکنم                             که با فرمایشات ارزشمندشان همه مارا به فیض رساندند.

 

از حضور شما بزرگواران  سپاسگذارم و همه شما را به خداوند متعال میسپارم به برکت ذکر شریف صلوات بر  . .