معراج پیامبر (صلی اله علیه وآله )

گفت : آنجا چشمه خورشید هاست
آسمان ها روشن از نور و صفا است

موج اقیانوس جوشان فضا است
باز من گفتم که : بالاتر کجاست

گفت : بالاتر جهانی دیگر است
عالمی کز عالم خاکی جداست

پهن دشت آسمان بی انتهاست
باز من گفتم که بالاتر کجاست

گفت : بالاتر از آنجا راه نیست
زانکه آنجا بارگاه کبریاست

آخرین معراج ما عرش خداست
بازمن گفتم که : بالاتر کجاست

لحظه ای در دیگانم خیره شد
گفت : این اندیشه ها بس نارساست

گفتمش : از چشم شاعر کن نگاه
 تا نپنداری که گفتاری خطاست

دورتر از چشمه خورشید ها
برتر از این عالم بی انتهاست

باز هم بالاتر از عرش خدا
عرصه پرواز مرغ فکر ماست

 

یکی از معجزات علمی و عملی پیامبر اعظم(ص) که به تصریح قرآن کریم در سایه عبودیت آن  حضرت رخ داده، «معراج» است که در اولین آیه سورة اسرا و آیات هشتم تا هجدهم سورة  نجم می توان اشاراتی را دربارة آن مشاهده کرد. آغاز ماجرا در سورة اسرا چنین آمده  است:

پاک و منزه است خدایی که بنده اش را در یک شب از مسجدالحرام به مسجد الاقصی برد که  گرداگردش را پربرکت ساختیم، تا نشانه های خود را به او نشان دهیم. او شنوا و  بیناست.

البته آن گونه که از روایات برمی آید معراج ضمن دو مرحله انجام شده است در مرحله  اول همان گونه که در آیه فوق مشاهده کردیم ایشان را شبانه از مسجدالحرام تا  مسجدالاقصی سیر می دهند و پس از آن تا آسمان هفتم و تا جایی صعود می کنند که احدی  جز خداوند متعال حضور نداشته است و تمام این ماجرا در بیداری بوده و بنابر نظر اکثر  علمای شیعه با همین بدن جسمانی اتفاق افتاده و نه در خواب یا با روح زیرا معراج  صرفاً روحانی فضیلت چندانی را برای ایشان اثبات نمی کند و چنان عظمتی را که مورد  تأکید و روایات است بر نمی تابد.

روضه حضرت علی (علیه السلام)

اصبغ ابن نباته میگه زانوی غم بقل کرده پشت درخانه ی علی نشسته بودم امام مجتبی اومد فرمود اصبغ چرا نمیری گفتم میخوام برم اما پاهام یاری نمیکنه من رفیق سی ساله باباتم بزار دم آخری یه با دیگه علی روببینم – میگه وارد حجره شدم دیدم قهرمان بدر و خیبر تو بستر افتاده رنگ به صورت نداره - گفتم آقاجان این دم آخری نصیحتم کن با زحمت فرمود اصبغ این دستو می  شناسی یا نه عرضه داشتم بله آقا جان این دست دست خیبر شکنه – به سختی دستشو بالا آورد فرمود خود تو برا این روز آماده کردی یا نه – آی صدا بزن علی جان – آخر عمر امیر المومنینه فرمود همه برن بیرون فقط بچه های فاطمه بمونن دیگه نفساش به شماره افتاده – حسنین ، زینبین دور بستر بابا رو گرفتن یه وقت زیر لب اشاره کرد پس عباس کجاست - عباس اومد کنار بستر بابا داره اشک میریزه 16 سال بیشتر نداره همه نگاه میکنن دست حسینو گرفت تو عباس گذاشت فرمود عباسم مبادا روزی دادشت تنها بمونه –

میخوام باهات حرف بزنم پیش برادرت حسین    عباس من تو کربلا جون تو و جون حسین

آی دلای کربلایی اینجا عباس دست حسینو گرفت راوی میگه یه وقت کنار نهر علقمه دیدم ابی عبداله دستای عباسو از روی زمین برمیداره به سینه میچسبانه می بوسه – صدا بزن حسین جان    

نوحه واحد - حضرت علی (علیه السلام)

واحد - امیر المؤمنین علیه السلام

بر غم عشقت آقا اسیرم/که تو سلطانی و من فقیرم

آرزویم بُوَد وقت ِ مُردن/یا علی گویم آندم بمیرم

من بنده تو مولایی/من قطره تو دریایی/ای معنی آقایی

یا سیدی یا حیدر...

نوحه های ملائک دم تو/ای فدای غم اعظم تو

خورده آقا گره تا قیامت/لیلة القدر من با غم تو

ای بهترین رویایم/ای گرمی ِ آوایم/ای سیّد و مولایم

یا سیدی یا حیدر...

 

عُمر تو یکسره درد و غم بود/همدمت ناله و سوز سینه

لیکن آغاز ِ این غصه هایت/بوده از کوچه های مدینه

دل خسته مغمومی/از حقّ خو محرومی/تو اوّلین مظلومی

یا سیدی یا حیدر...

با شرار عطایت علی جان/پرتو افشان نما شمع ما را

یک شب جمعه ای،جان زینب/کربلایی کن این جمع ما را

ای خاک کویت طلا/این دل شده مبتلا/کن قسمتم کربلا

آه کربلا کربلا...

 

واحد - امیر المؤمنین علیه السلام

ذکر هر شیعه به آوای جلی/یا علی و یا علی و یا علی

جلوه ی حقّ الیقینی یا علی/عرشی ِ ویران نشینی یا علی

ای ولایت آبروی عاشقان/وصل کویت آرزوی عاشقان

ما همه گرم دم عشق تو ایم/گریه کن های غم عشق تو ایم

غم زده از دل شکوفه یا علی/ای غریب شهر کوفه یا علی

ای ز فیضت،عالمی بستان عشق/روزه دار فصل تابستان عشق

 

ای تمام هستیت وقف خدا/بعد تو بشکست ارکان الهدی

در جنان ای جان فدای ماتمت/فاطمه باشد عزادار غمت

با دلی بشکسته و دردی نهان/رفته ای دیدار یار قد کمان

قلب تو از داغ او آکنده شد/خاطرات دود و آتش زنده شد

باز یادی از مدینه میکنی/یاد پهلو یاد سینه میکنی

چون شَوی با آن شهیده روبرو/او به تو گریه نماید،تو بر او

ای غمت چون آتشی در عمق دل/گوییا هستی هنوز از او خجل

مرثیه حضرت علی علیه السلام

ستم رعیت

خون جبین به گلشن حسنش گلاب شد

چون شمع سوخته نور پراکند و آب شد

 

از خون او به دامن محراب، نقش بست

بر این شهید، ظلم و ستم بی‌حساب شد

 

شمشیر، گریه کرد به زخم سر علی

حتی به غربتش جگر خون کباب شد

 

محراب! ناله از دل خونین کشید و گفت:

یا فاطمه! دعای علی مستجاب شد

 

مویی که شد سفید زهجران فاطمه

جرمش مگر چه بود که از خون خضاب شد؟

 

هرکس گرفت سهم خود از دست روزگار

سهم تراب، خون سر بوتراب شد

 

فرق علی دو‌تا شد و جبریل صیحه زد

ای وای! چار رکن هدایت خراب شد

 

هر پادشه ستم به رعیت کند ولی

پیوسته بر علی ز رعیت عذاب شد

 

هم شیر حق برای شهادت شتاب داشت

هم خصم بهر کشتن او در شتاب شد

 

«میثم!» سرشک دیده و خون‌جگر کم است

بــر رهبــری کـه پیـر به فصل شباب شد

 

 

روضه حضرت علی (علیه السلام)

یه وقت امیرالمؤمنین علیه السلام با سختی لبانش رو حركت داد،فرمود: بچه هام رو بگین بیان،كنار بسترم،باهاشون كار دارم،حسن اومد،حسین اومد،زینبین اومدند،اصبق بن نباته میگه: وقتی اومدم آقام رو دیدم،گفتم ای كاش كور شده بودم،یه دستمال زردی به سر امیرالمؤمنین علیه السلام بسته بودن،معلوم نبود،دستمال زردتره یا صورت علی،"راحت ناله بزنید امشب باباتون رو جواب كردن" وقتی بچه ها سماجت داشته باشید،هر چی گفتن: همتون برید،امیرالمؤمنین علیه السلام ممنوع الملاقاته،دیدن اصبق بن نباته،پشت در خونه نشسته،زانوهاش رو بغل گرفته،نمی ره،امام حسن علیه السلام اومد گفت:اصبق مگه نگفتم بری،گفت:آقا می خوام برم،اما دلم جامونده اینجا،پاهام دیگه منو نمی كشونه از اینجا برم،من بابام و میخوام،تا علی رو نبینم دلم آروم نمیشه،اجازه گرفت برا اصبق، اصبق بیاد به عیادت امیرالمؤمنین علیه السلام،امشب عرضم اینه سماجت كنید،در رو به روتون باز كنن،جمله ی شهدا رو فراموش نكنیم،اینقدر با عشق می گفتند،جوابم گرفتند.

آنقدر در میزنم این خونه رو آقام آقام

تا ببینم روی صاحب خونه رو آقام آقام

همه رو كه بیرون كرد،فرمود:بچه هام كنار بسترم باشند،حسنین و زینبین دور بستر بابا حلقه زدند،یه وقت امیرالمؤمنین علیه السلام چشم های بی رمق خودش رو حركت داد،دور و بر خودش رو نگاه كرد، فرمود:پس عباس كجاست،اومدند بیرون دیدن عباس سر به دیوار گذاشته،های های داره گریه میكنه،سئوال كردند امیرالمؤمنین علیه السلام، سراغ شمارو داره میگیره،مگه نمیآیید كنار بستر،گفت:می خوام بیام،اما ادب میكنم،اینها كه دور بستر حلقه زدن،همه مادرشون فاطمه سلام الله علیها است،اما مادر من ام البنینه،من كجا و بچه های فاطمه سلام الله علیها كجا؟ "امشب هركی آروم باشه خودش ضرر كرده،ناله زنها یه شأن دیگه دارن اون بالا"معالی السبطین مینویسه:تا عباس اومد كنار امیرالمؤمنین علیه السلام،زینب رو كرد به امیرالمؤمنین علیه السلام عرضه داشت باباجان،یه نگاه خاص و ویژه به زینبت داشتی،هر وقت می خواستیم بریم سر قبر پیغمبر صلوات الله علیه،یكی رو جلو جلو میفرستادی،شمع های بین راه رو خاموش كنند،كسی قد و قامت زینب رو نبینه،شما جلو جلو میرفتی،یه داداشم سمت راست،یكی سمت چپ،مثل نگینی حلقه وجود من رو در بر میگرفتید،یكی از داداشهام رو موظف كنید،شما بفرمایید،من كنیز اینها هستم ،اینها امام من هستند،یكی از اینها مؤظف باشه كنارم باشه،هوای من رو داشته باشه،مسافرتی،كاری، امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:هركدوم رو بگی،من خودم بهش میگم،یه نگاهی كرد به چهره مبارك امام حسن و امام حسین علیهم السلام،عرضه داشت اینها امام من هستند،به اینها كه چیزی نمی تونم بگم،نگاه زینب گره خورد به نگاه عباس علیه السلام،عرضه داشت:اگه اجازه بدید عباس كنارم باشه،امیرالمؤمنین علیه السلام با همون صدای كم جوهر، صدا زد عباسم بیا جلو،عباس كه جلو اومد دست،زینب رو گذاشت تو دست عباس،صدا زد عباس جان، هذه ودیعتی منی علیه،این امانت من پیش توست،هوای این امانت رو داشته باش،میدونی كی زینب یاد این حرف اوفتاد،وقتی زن و بچه رو اومد سوار بر ناقه كنه،یه نگاهی كرد سمت علقمه،گفت: عباس جان این امانت رو داری به كی میسپری می ری؟ببین یه مشت حرامزاده دور محمل زینب.......... – سلحشور

مرثیه وفات حضرت خدیجه سلام اله علیها

خدیجه تو دار و ندار منی

به اوج زمستان بهار منی

 

به روی زمین ، زیر این آسمان

امین خدا را تو بودی امان

 

فراق تو نه ، وصل را طالبم

مدد کار شبه ابیطالبم

 

تویی برتر از جمله زن ها همه

تویی مادر دخترم فاطمه

 

خیلی نگران دخترشه ، هی به فاطمه اش نگاه میكرد ، اشك میریخت ، آخه هر مادری دوست داره عروس شدن دخترشو ببینه ، اسماء تا اشکای بی بی خدیجه رو دید بهش قول داد گفت : من هستم ، الهی هیچ دختری شب عروسیش بی مادر نباشه ، وقتی پیغمبر دست فاطمه رو تو دست امیرالمؤمنین گذاشت فرمود : اسماء تو هم میخوای بری برو ، عرضه داشت یا رسول الله ، من به خانم خدیجه یه قولی دادم ، میخوام فاطمه مادری كنم ، پیغمبر فرمود : خدا خیرت بده اسماء اما بمیرم همه اهل روضه اید میدونید چی میخوام بگم ، اسماء کجا بودی وقتی بین درو دیوار پهلوی فاطمه رو شکستن نبودی برا محسنش مادری کنی ، یه جای دیگه اسماء بود ، اون ساعتی كه امیرالمؤمنین می فرمود :

بریز آب روان اسما، ولی آهسته آهسته

به جسم اطهر زهرا ولی آهسته آهسته

بریز آب روان تا من، بشویم مخفی از دشمن

تنش از زیر پیراهن، ولی آهسته آهسته

ببین بشکسته پهلویش، سیه گردیده بازویش

تو خود ریز آب بر رویش، ولی آهسته آهسته

همه خواب و علی بیدار، سرش بنهاده بر دیوار

بگرید با دلی خونبار ، ولی آهسته آهسته

حسن ای نورچشمانم حسین ای راحت جانم

بنالید ای عزیزانم، ولی آهسته آهسته

حالا این دستایی که به  اشك چشمت خیس شده بیار بالا و بگو خدا به حق این روضه هایی كه خوانده شد ، به حق این اشك هایی كه ریخته شد ،  فرج مولامون برسون .

اشعار انتظار

ای آخرین توسل سبز دعای ما

آآیا نمیرسد به حضورت صدای ما

عمرم گذشت و ندیدم جمال تو

بی تو چه زود میگذرد هفته های ما

----------------------------------

جمال روشنت خورشید تابان است مهدی جان

ندارد هرکه مهرت را پریشان است مهدی جان

اگرچه نعمت فیض حضورت سلب شد از ما

فروغ یاد تو روشنگر جان است مهدی جان

----------------------------

ای راحت دل، قرار جانها برگرد

درمان دل شکسته ما، برگرد

ماندیم در انتظار دیدار، ای داد

دلها همه تنگِ توست آقا برگرد

---------------------

 

بیان خاطره سردار آبنوش

پیام یک شهید به رهبر انقلاب

به سید علی بگو پیروزی نزدیک است و صاحب ما می‌آید

 

جانشین قرارگاه خاتم الانبیاء سپاه پاسداران خاطره‌ای از محافظان مقام معظم رهبری در دیدار با یک مادر دو فرزند شهید بازگو کرد. سردار سالار آبنوش در جمع بسیجیان با اشاره به یکی از خاطرات محافظان رهبر فرزانه انقلاب اظهار کرد: این محافظ در خاطراتش به بنده گفت، ما همیشه قبل از دیدار مقام معظم رهبری با خانواده‌ شهدا هماهنگی‌های لازم را انجام می‌دهیم و حتی یک تیم قبل از این دیدار به محل مربوط می‌فرستیم تا همه شرایط را از نظر امنیتی بررسی کنند.

همچنین قبل از دیدار مقام معظم رهبری با خانواده شهدا به این خانواده‌ها اطلاع می‌دهیم که یکی از مسئولان کشوری می‌خواهد با شما ملاقات کند تا اگر می‌خواهند منزلشان را تمیز و آب و جارو کنند، این کار را انجام دهند تا فضای خانه برای این ملاقات بهتر مهیا شود و کمتر شده به آنان بگوییم که حضرت آقا می‌خواهد با شما دیدار کند.

این محافظ مقام معظم رهبری در ادامه بیان خاطراتشان به بنده می‌گوید: بعد از ظهر یک روز تابستان امسال رهبر فرزانه انقلاب به ما محافظان فرمودند که آماده شوید تا به خانواده یکی از شهیدان سر بزنیم.

ما در جواب ایشان پاسخ دادیم که هماهنگی‌های لازم صورت نگرفته اجازه دهید اقدامات لازم را انجام دهیم، ولی ایشان با قاطعیت گفتند برای دیدار با خانواده شهید آماده شوید تا حرکت کنیم.

ما که همیشه گوش به فرمان رهبری هستیم دستور ایشان را اجرا کردیم و سوار ماشین شدیم و به محلی که رهبری فرمودند حرکت کردیم، در داخل ماشین با پادگان بسیج تماس گرفتم و گفتم در این محل چند خانواده شهید است که بهم پاسخ دادند در محل فوق خانواده یک فرزند شهید، دو فرزند شهید و سه فرزند شهید وجود دارد.

مقام معظم رهبری به من فرمودند خانواده دو فرزند شهید درسته و به این خانواده سر بزنیم که بنده آدرس را بلافاصله از پادگان بسیج گرفتم و به همان آدرس رفتیم پس از اینکه به محله مربوط رسیدیم با ماشین وارد کوچه شدیم تا خانه مورد نظر را پیدا کنیم، در حین حرکت با ماشین در داخل کوچه مقام معظم رهبری به من اشاره کردند و فرمودند همین منزل است در این خانه را بزنید.

بنده از ماشین پیاده شدم تا درب خانه‌ را بزنم و از صاحب آن خانه بپرسم که این جا منزل همان مادر دو شهید است یا نه! صاحب این خانه در را باز کرد و یک‌دفعه از من پرسید پس حضرت آقا کو؟ من که از سئوال این مادر شهید بسیار تعجب کرده و در مبهوت بودم، در پاسخ به ایشان گفتم منظورتان چیست کدام آقا؟

این مادر شهید به من جواب دادند من را اذیت نکن مقام معظم رهبری را می‌گویم در حال گفتن این کلمات بود که سرش را از درب منزل بیرون آورد و حضرت آقا را در ماشین دید و به ایشان ضمن خوش‌آمدگویی فرمودند بفرمایید داخل، بنده از صبح منتظر ورود شما هستم. جالب اینجاست این مادر دو فرزند شهید از صبح برای ورود مقام معظم رهبری به منزلشان خانه را تمیز و مرتب کرده و حیاط را آب و جارو زده بودند، ما محافظان رهبری که از اتفاق این ماجرا سخت در حیرت و مبهوت بودیم با تعارف کردن این مادر وارد منزل شدیم.

بعد از اینکه نشستیم مادر این دو فرزند شهید بعد از خوش‌آمدگویی ماجرا را برایمان تعریف کرد و گفتند: من دیشب دو فرزند شهیدم را به همراه امام خمینی (ره) در خواب دیدم که فرزندانمان رو به من کرده و گفتند فردا سیدعلی میهمان شما است خانه را برای ورود ایشان مهیا کن، به همین دلیل من از صبح که بیدار شدم خانه را مرتب کرده و لحظه‌ شماری می‌کردم تا شما به منزل ما تشریف بیاورید. ولی حضرت آقا رهبر کبیر انقلاب یک جمله به من فرمودند و گفتند حتما این پیام را به شما بگویم که در این لحظه مقام معظم رهبری بلافاصله با شوق فرمودند بگو مادر جان درباره من گفتند، ایشان چه پیامی برای من داشتند.

مادر شهید در پاسخ گفتند ایشان فرمودند که به سید علی بگو پیروزی نزدیک است و صاحب ما می‌آید و خدا از شما محافظت می‌کند.

نقویت حافظه

برای درمان فراموشی در روايات معصومين اشاراتي به علل و موجبات فراموش شده است كه اهم آنها از اين قرار است

ارتكاب گناه.
2-
خوردن چيزهاي ترش.
3-
خنده زياد.
4-
بي احترامي به استاد.
5-
خوردن پنير زياد.
6-
غم و اندوه براي امور دنيايي.
7-
خواندن سنگ قبرها.
8-
تماشاي به دار آويخته.
9-
خوردن در حالت جنابت.
10-
آشاميدن زياد آب و مايعات.
11-
غذاي داغ خوردن.
12-
افراط در مجامعت.
13-
به كار نينداختن حافظه.

:

مواردی دیگر

در بعضی از نسخه های قدیمی آمده است که هر کس این دعا را هفت صبح بر هفت مویز ( انگور سیاه خشک)

-----------------------

قدرت حفظ عظیم - خواندن این آیه بعد از نماز صبح موجب تقویت حافظه میشود

 

رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا

ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ

-----------------------

 

مولودی امام حسن مجتبی (علیه السلام)

میلاد مسعود، نور الهدی آمد (2)       ای عاشقان مژده، که مجتبی آمد (2)

در مه غفران، از لطف رحمان          باب کرم گشوده شد، بر ما از احسان

 

جانم حسن، (2) جانم حسن جان (2)

 

بیت ولایت بین، چون وادی طور است (2)

                                            در خانه زهــــــرا، نور علی نور است (2)

مـــــــــقتدا     آمــــد،     مـــــجتبی   آمــــد

                                              سر  زد  ز  دامــــان  افق،  خورشید  تابان

 

جانم حسن، (2) جانم حسن جان (2)

 

نـــــــامش حسن باشد، خُویش حسن باشد

                                                 رنگش حسن باشد، رویش حسن باشد (2)

حُسن بی حد اوست، وجه سرمدار اوست

                                                 حُــسن   حَــسن   سر   تـا بپا گشته نمایان

 

جانم حسن، (2) جانم حسن جان (2)

 

زهرا به دامانش، قرص قمر باشد (2)      مولا به رخسارش، نظاره گر باشد (2)

نــــــــوگل   احــــمد،   جــــان   محمد      جـــــــان حسین و زینب و دیگر امامان

 

جانم حسن، (2) جانم حسن جان (2)

 

صلواتی مولودی

زیبا گل باغ سرمدی می آید                                                مرآت جمال احمدی می آید

شادند تمام خلق عالم زیرا                                                 یک دسته گل محمدی می آید

سرود میلاد امام حسن مجتبی (علیه السلام)

بگو  بگو امام   دوم  مــا  خــوش  آمد

صل علی محمد (2) صلوات بر محمد

 

مــرغ  خــلائق  پر  زده  بر  گِرد  کویش

چــشم همه ملائک، اشک نشان به سویش

ختم رســل محمد، خـنده زنان بـه رویـش

آیه  به  آیه  قرآن،  قصه  خُـلق و خــویش

 

کعبه  آرزوی  اهــل  ولا خــوش آمــد

صل علی محمد (2) صلوات بر محمد

 

به حُسن او ببینید و الشمس و الضّحی را

در وصف او بخوانید والفجر و هل  اتی  را

بـــه کــوی او بــجوئید تــقرب خــدا را

بــه صــلح او تـوان یــافت قــیام کــربلا را

 

بنیانگر   قیام   کرب و بلا  خوش  آمد

                                          صل علی محمد (2) صلوات بر محمد

روضه امام خمینی و گریز کربلا

خیلی تصاویر تو ذهن منو شما موندگاره خصوصاً اون تصویری که مرتب تلوزیون نشان میده برا اهل محبت اهل دل یه عالمه روضست اون لحظه ای که حاج احمدآقا با بدن بابا داره وداع میکنه روپوشو کنار میزنه معمولا اینجوریه هرکی میخوا با عزیزش وداع کنه صورت رو صورتش میزاره آخ داد بیداد میدونین چی میخوام بگم همه اهل روضه اید بایدم مسیر روضه بره کربلا یا امام زمان سادات منوببخشید اگه بگم زین العابدین از قبر بیرون نیامد بنی اسد ببینه لباشو گذاشته رو رگهای بریده - صدا بزن حسین جان 

شعر و نوحه امام خمینی (ره)

          غزل ترکیب

جان عالم فداي روح الله

بود عرفان گداي روح الله

این همه سال رفته اما باز

هست باقي صداي روح الله

پيرو راه رهبري باشيد

شد پيام رساي روح الله

هست در خاطرات مردم ما

منبر وخطبه هاي روح الله

کی زخاطر رود زداغ حسین

صحنه ی گریه های روح الله

مانده بر جاده ی دل عاشق

به خدا ردّ پای روح الله

كاش امشب نصيبمان گردد

صلوات ودعاي روح الله

نام پاكش نمي رود از ياد

با شهيدان نيمه ي خرداد


۲ - نوحه زمینه

دلها شده محزون – از این غم جانکاه

عالم سیه پوش از – عزای روح الله

روز غم پیر جماران است

صاحب عزا تمام ایران است (2)

روح خدا خمینی ای آقا (3)


***

 

در آتش فتنه – آگاه و بیداریم

چون رهبری مثل – سید علی داریم

سینه زن روح خدا هستیم

پیرو راه شهدا هستیم (2)

روح خدا خمینی  ای آقا (3)


۳ - نوحه زمینه - زمزمه

بر سر و سینه زنیم – آمده روز عزا

از سر ما کم شده – سایه روح خدا

رفته پیر و مقتدای کشور عشق

گشته ایران داغدار رهبر عشق

وا اماما (4)

***

ای خمینی بعد تو – ما بسیجی ها همه

پیروان رهبریم – نور چشم فاطمه

او به ما آموخت راه حق شناسی

با تجلی ّ حماسه ی سیاسی

وا اماما (4)


۴ - نوحه زمینه - زمزمه

شد سالگرد رحلت پیر جماران

در ماتمش غرق عزا گردیده ایران

رفته ز دنیا – فرزند پاک – موسی ابن جعفر

باشد خمینی - فرمانده ی ما – تا روز محشر

آجرک الله بقیت الله (2)

***

ما شیعیان مکتب کرببلائیم

جان برکف و فدایی روح خدائیم

الحمدلله – دست ولایت – روی سر ماست

سید علی هم – مثل خمینی – تاج سر ماست

آجرک الله بقیت الله (2)


۵ - نوحه زمینه - زمزمه

شد سالروز ماتم و رحلت خمینی

بنیانگذار مکتب و نهضت حسینی

آن ولی خدا – وارث اولیا – رفته از پیش ما

العجل یا حجت الله (2)

***

بعد از غم روح خدا وارث بوتراب

شد در کف سید علی پرچم انقلاب

پیرو حیدر است – زاده ی کوثر است – بر همه رهبراست

العجل یا حجت الله (2)