نوحه بقیع

نوحه ایام تخریب بقیع

یادِ اولاد نبی اون،لاله های بی قرینه
دلامون پر می زنه تا،بقیع و شهر مدینه
خاک‌ پاکِ بقیعه،سُرمه ی چشم همه
اونجا میاد صدای،فاطمه یا فاطمه
یا فاطمه یا فاطمه یا زهرا...

غُربتِ بقیع دلارو،میزنه آتیش همیشه
کي میگه که حاجت ما،هیچ موقع روا نمیشه
حاجت‌ ما همینه،که ببینیم خیلی زود
نابودیِ کاملِ رژیمِ آل سعود
یا فاطمه یا فاطمه یا زهرا...

تو بقیع آدم‌ میفته،یادِ روضه های مادر
آتیش و دود و غلاف و،گل یاسِ گشته پرپر
شهیده ی راه دین،قبله ی اهل یقین
به پیش چشم علی،شده ای نقشِ زمین
یا فاطمه یا فاطمه یا زهرا...

درگذشت مادر شهید

امشب بیا یک سر سراغم ماه تابان

حالی بپرس از مادر پیرت پسر جان


دیگر سراغ از ما نمی گیری، کجایی؟
شاید که یادت رفته قول زیر قرآن

 

( نه همه شهدا بیاد ما هستن ، مگه حاج حسین همدانی نگفت اگه از ما یاد کنید قول میدم مجلس ارباب از شمایاد کنم . )

تو همنشینی با جوانان بهشتی
آیا شود یادی کنی از سالمندان


( یکی از فرماندهان لشکر 10 سیدالشهدای تهران مکرر به دوستانش گفته بود عملیات بعد شهید میشم ، تو وصیت نامش هم نوشته بود ، گفته اگه در مجالستون از ما یاد کنید قول میدم از شما نزد اربابم حسین یاد کنم ، میگه عملیات شد ، یه وقت دیدم پیکر یکی از بچه ها رو دارن می آرن نزدیک شدم دیدم همون شهیده که خبر داده بود دیدم سربندش نوشته انا زائر الحسین )
شرمنده ام مادر دلم خیلی گرفته
ناراحت از حرفم نشو رو برنگردان

پیش سماور رو به عکس تو نشستم
مادر ببین دلخسته ام با چشم گریان

حال مادر رو ببین

دارد برایش چای می‌ریزد ولی او
مثل همیشه لب نخواهد زد به فنجان

عطر عجیبی خانه را پر کرده شاید
عطر گلی باشد که مانده زیر باران

اشعار عید فطر

گذشت ماه صیام و رسید عید صیام

 کنیـد یکسـره بهـر نمـاز عید، قیام

 

اگرچـه رفت مـه روزه و مـه تسبیح

 مبارک است به اهل صیام، عید قیام

 

شراب کوثـر و باغ بهشت و جلوۀ یار

 به روزه‌دار حلال و به روزه‌خوار حرام

 

بـرات عفـو بگیریـد از خـدای کریم

 که گشته عفو عمومی به دوستان اعلام

 

هزار حیف! دریغا! چه زود پایان یافت

 مهی که دست الهی به ما خوراند طعام

 

سلام بـاد بـه ماهی که بود ماه درود

 درود باد به ماهـی که بود ماه سلام

 

سلام بـاد بـه ماهـی که بـود لیلۀ قدر

 سلام بـاد بـه ماهـی که بـود ماه تمام

 

سلام باد به ماهی که از نسیم خوشش

 رسید بوی خداوند، دم‌بـه‌دم بـه مشام

 

بـه وسعت همـه عالـم برای مهمانان

 گشـوده بـود خداونـد، سفــرۀ اطعـام

 

ثواب روزه خودش بود؛ بهتر از این چیست؟

 ز هـر کرامت و لطف و عنایت و اکرام

 

اگرچه مـاه خـدا بـود ایـن مه پر فیض

 بدان جلالت و قدر از علی گرفت طعام

 

سلام باد به ماهی که هر شبش دل ما

 به «افتتاح» و «ابوحمزه» می‌گرفت آرام

 

مهـی کـه بود لیالیش بهترین شب‌هـا

 مهـی کـه بـود در ایـام، بهترین ایـام

 

مهی که هر شب و هر روز در بهشت وصال

 خدای، ریخت شراب طهورتان در جام

 

مه ولایت سبط نبی، امام حسن

 مه شهـادت مـولا علی، امـام همام

 

علی که ذات خـداوند بـود مـداحش

 علی کـه بعـد پیمبـر امـام بـود امام

 

علی حقیقت قرآن، علی حقیقت دین

 علی ولـی خـدا و وصـی خیـرالانام

 

علی معلـم آدم، علـی سفینـۀ نـوح

 علی روان مسیح و علـی کلیم کلام

 

علی که مدح و ثنایش حقیقت توحید

 علی که مهر و ولایش تمامی اسلام

 

علی فـروغ بـه جـان بشر دهد دائم

 علی که رحمت موصولۀ خداست مدام

 

علی که ماه، سـلامش کند ز اوج سپهر

 علی که مهر، به انگشت او سپرده زمام

 

نماز و روزه و حـج و زکات بـی او هیچ

 کتـاب و دین و نبـوت از او گرفت قوام

 

نهاده بوسه شجاعت به دست و بازویش

 عبــادت همــۀ اولیــاش در هـر گـام

 

چه حاجتی چه نیازش بر این خلافت بود

 کسی که بود به کویش امین وحی، غلام

 

فقط نه این که به دام جهـان اسیر نشد

 ببین بـه گـردن دنیـا نهـاد، مـولا دام

 

چقـدر دور حـرم راه می‌روی «میثم

 به طوف خانـۀ مـولا علـی ببند احرام

 

دوبیتی امام حسین علیه السلام

بدنیا ماندن و رفتن عجب نیست
در آنجا حرفی از اصل ونسب نیست

خداوندا تو میدانی که ما را
پناهی جز حسین تشنه لب نیست