مرثیه حضرت رقیه سلام اله علیها

گوش کن تا دردهایم را بگویم بیشتر

گیسوان غرق خونت را ببویم بیشتر

 

در بیابان بودم و ترسیده بودم بارها

هر قدر از پشت سر از روبرویم بیشتر

 

هر قدر از دست تازیانه‌اش کردم فرار

آن سیاهی باز می‌آمد به سویم بیشتر

 

هر چه کمتر گریه کردم هر چه کمتر گم شدم

هی تبسم کرد و زد سیلی به رویم بیشتر

 

از همان عصری که دیدم خیمه‌ها آتش گرفت

با همه قهرم ولیکن با عمویم بیشتر

...

...

بعد از آن روزی که من از قافله جا مانده‌ام

عمه دقت می‌کند هر شب به مویم بیشتر

 

از همان روز است که قطره به قطره جای آب

لخته لخته می‌چکد خون از وضویم بیشتر

 

عمه می‌داند ولیکن من نمی‌دانم چرا

درد دارد زخم گوشم از گلویم بیشتر؟

 

او گلی گم کرده دارد من پدر گم کرده‌ام

من تو را از عمه جان باید بجویم بیشتر

مناجات امام زمان عجل اله تعالی و اشاره به 14 معصوم

اي منجي رهايي دين خدا بيا

 جبران دردهاي دل هل اتي بيا

اي آخرين سلام مظلوم اهل بيت 

 آقا تو را به آبروي مصطفي بيا

از چاه هاي كوفه چه داري خبر بگو

  اي با خبر به درد دل مرتضي بيا

ام الائمه جوان منتظر تو راست

 اي محتواي مصحف زهرا بيا

از غربت غريب مدينه به ما بگو

 اي آشناي زخم دل مجتبي بيا

سنگين ترين مصيبت تو داغ كربلاست

 اي منتقم خامس آل عبا بيا

احياگر صحيفه سجاديه تويي

 اي شرح حال واقعه نينوا بيا

بي تو دم از وصيت باقر نمي زنيم 

 اي ميزبان هيئت صحن مِنا بيا

شيخ الائمه گفت كه خدمتگذار توست

 اي مقتداي صادق آل عبا بيا

باب الحوائجي كه دخيل تو بسته است 

 از چاه گفت يوسف زهرا تو را، بيا

تو نور چشم عالم آل محمدي

 سوگند بر پيمبر و جان رضا بيا

از كودكي جواد الائمه به ياد تو 

 آقا قسم به گريه ابن الرضا بيا

تبعيدگاه هادي دين يك بهانه ماند 

 ديگر تو بر نجات امام الهدي بيا

حاجت به غير تو حسن عسگري نداشت 

 اي مانده از قديم ز بابا جدا بيا

سرداب سامرا،  ز سحر تا سحر بسوز 

سر داده ايم سلام صباح و مساء بيا

حالا قسم به درد اسيري عمه ات

 با ذوالفقار حضرت مولا بيا

مناجات امام زمان عجل اله تعالی

قلبم هزار پاره شده در هوای تو

هر پاره صفحه ایست زمدح و ثنای تو

گیرم که لب ببندم و دم برنیارم

خیزد زبند بند وجودم نوای تو

روزی هزار بار اگر جان دهم کم است

در شکر لحظه ای که بمیرم برای تو

یکبار هم مرا بره خویش کن فدای

ای صد هزار عالم و آدم فدای تو

زخمی بزن که از تو رسد باز مرحمش

دردی بده که چاره شود با دوای تو

کوی تو را بملک دو عالم نمی دهم

آری گدای تو است همانا گدای تو

آن سرفرازها که زخلق جهان سرند

زیبد که سر نهند سراسر بپای تو

سر بر سریر عرش گذارم اگر رود

گرد وجود من به هوا در هوای تو

تو برتری از اینکه شوی آشنای من

من کمترم از آنکه شوم آشنای تو

با این همه زکوی تو جائی نمیروم

باشد سرم همیشه بخاک سرای تو

«میثم» بهشت را چه کند ای بهشت او

فیض زیارت حرم با صفای تو

مناجات امام زمان عجل اله تعالی

بلبل از دوری گلزار نمیرد چه کند ؟
عاشق از دوری دلدار نمیرد چه کند ؟

خار از شاخه اگر گشت جدا می میرد
از غم دوری گل ، خار نمیرد چه کند ؟

دردمندی که سر کوی طبیبش نبرند
نا امیدانه دل زار نمیرد چه کند ؟

سایه انداخت ، اگر غربت و هجران به سری
دلش از حسرت دیدار نمیرد چه کند ؟

آنکه یک عمر به اغیار دلش خوش بوده
حالی از عشق رخ یار نمیرد چه کند ؟

هر زمان یاد ز الطاف خداوند کند
از سر شرم گنهکار نمیرد چه کند ؟

توبه گر دست دهد با دل این توبه شکن
تا شب از خجلت بسیار نمیرد چه کند ؟

مژده ، شد میکده بر پا و مِی اش حُبِّ علیست
مست این باده ی گلنار نمیرد چه کند ؟

هر دلی قابل آن نیست ، علی دوست شود
هر که شد محرم اسرار نمیرد چه کند ؟

پسر حیدر کرّار بیا ، یا مهدی
میثم شیعه سرِ دار نمیرد چه کند ؟

مناجات امام زمان عجل اله تعالی

دوباره فاصله افتاد بین ما آقا

دوباره لطف تو و خواهش گدا آقا

ببین که از نفس افتاده ام ز بار گناه

بگیر دست گدای همیشه را آقا

حلال کن که بجز دردسر نبودم من

عطا نمودی و دیدی ز من خطا آقا

سلام من به قنوت نماز نیمه شبت

مرا میان قنوتت دعا نما آقا

بگو شبی تو میان قنوت نافله ات

به جای ما نفسی ذکر ربنا آقا

خودت برای ظهورت بیا دعایی کن

اثر نداشت ز ما ناله ی بیا آقا

رسید سال نو و چشم ما نشد روشن

بر آن جمال پر از جلوه ی خدا آقا

ببین دو چشم مرا یا مقلب الابصار

که تا ببینمت ای یار آشنا آقا

بهار کن دل ما را محول الاحوال

که بی تو رنگ خزان است سینه ها آقا

بیا و درد دل بیقرار و شیدا را

دوباره کن به نگاه خودت دوا آقا

دلم دوباره برای نجف پریشان است

برای هرم گنه سوز مرتضا آقا

"دلم برای مدینه بهانه می گیرد"

برای لطف خدایی مجتبا (ع) آقا

خدا کند که به اذن علی (ع) و مادرتان

روم دوباره شب جمعه کربلا آقا

طواف قبر حسین آن شهید بی لشگر

طواف قبر علمدار باوفا آقا

گمان کنم ز خراسان به دل نسیمی زد

نشسته بر لب من یا رضا رضا آقا

تو ای بهانه ی هر نو شدن بیا نو کن

تو با لباس شهادت لباس ما آقا

ناصر شهریاری

مناجات امام زمان عجل اله تعالی

ای مقصد تمام دعاهای ما بیا
تنها دلیل دیده ی دریای ما بیا

جز تو کسی مراد شب قدر ما که نیست
ای آرزوی هر شب احیای ما بیا

قرآن به سر گرفته ای و گریه میکنی
هرشب برای محشر و دنیای ما بیا

امروزهایمان همگی بی تو رفته اند
ای غایب همیشه! به فردای ما بیا

ما هجر دیده ایم به فریادمان برس
ما زخم خورده ایم مداوای ما! بیا

این چشم ها که لایق دیدار نیستند
یک شب ز روی لطف به رویای ما بیا

امشب اگر که زائر ایوان طلا شدی
روضه بخوان به صحن نجف جای ما بیا

 

محمد علی بیابانی

مناجات امام زمان عجل اله تعالی

ای چاره ساز مشکل ما را تو چاره کن
برحال عاشقان خرابت نظاره کن

پرده ز رخ نمی کشی ای ماه دل، مکش
حرفی بزن به جانب ما یک اشاره کن

خورشید آسمان علی، ماه فاطمه
شام سیاهِ بخت مرا پر ستاره کن

بنگر چه آمده به سرم از فراق تو
زخم دل شکستۀ ما را شماره کن

ما از نفس فتاده و در راه مانده ایم
ما را به روی مرکب لطفت سواره کن

ای سایۀ عنایت تو بر سر همه
بر سائل شکسته نگاهی دوباره کن

باید عریضه ای نویسم برای تو
خواهی بخوان تو نامۀ من... یا که پاره کن

شاعر : مجتبی روشن روان

صلوات خواجه نصیر به عنوان توسل به حضرت بقیة الله(ع)

اشاره: امام مهدی(ع) وارث همة انبیا و اولیا و عصاره فضایل همة آنهاست. هرآنچه خوبی  در اولین و آخرین وجود داشته همه در وجود شریف آن حضرت متجلی شده و ایشان را  آینة تمام نمای حق ساخته است.

در برخی از روایات و کلمات بزرگان شباهت های نام امام مهدی(ع) با پیامبر ان و  اوصیای الهی به تصویر کشیده شده است، که یکی از آنها صلوات منسوب به حکیم ربانی،  خواجه نصیرالدین طوسی(ره) است.

در این صلوات، حضرت مهدی(ع) با ویژگی های پدران ارجمند خویش توصیف شده و فضائل و  مناقبی که آن حضرت از اجداد خویش به ارث برده، بیان شده است.

شایان ذکر است که صلوات خواجه نصیر را به عنوان توسل به ذیل عنایت حضرت  بقیة الله(ع) می خوانند.

این صلوات را با هم می خوانیم:

أللّهمَّ صلِّ وَ سَلِّم، وَ زِد وَ بارِک، عَلی:

صاحبِ الدَّعوَةِ النَّبویَّة،

وَ الصَّولَةِ الحَیدریَّة،

و العِصمَةِ الفاطِمیَّة،

و الحِلمِ الحَسَنِیَّة،

و الشّجاعَةِ الحُسَینِیَّة،

و العِبادَةِ السَّجّادِیَّة،

و المآثِرِ الباقِریَّة،

و الآثار الجَعفَرِیَّة،

و العُلومِ الکاظِمیَّة،

و الحُجَجِ الرَّضَوِیَّة،

و الجُودِ التَّقَوِیَّة،

و النَّقاوَةِ النَقَوِیَّة،

و الهَیبَةِ العَسکَریَّة،

و الغَیبَةِ الإلهیَّة،

مناجات امام زمان عجل اله تعالی

عاقبت روی نهان تو عیان خواهد شد
عالم پیر به یکباره جوان خواهد شد

بهترین خاطره ها در گرو ایامیست
که به گرمای حضورت گذران خواهد شد

دست تقدیر مرا از تو جدا خواسته است
انتظار من و تو وِرد زبان خواهد شد

مهدیه اسم مکان است ولی میدانم
روزگاری برسد اسم زمان خواهد شد

با تو هر ماه سر سفره ی حق مهمانیم
چو بیایی همه سالم رمضان خواهد شد

حرم فاطمه آنروز تماشا دارد
که به دستان شما مشک فشان خواهد شد

رجعت یارِ سفر کرده ی ما نزدیک است
یاعلی(ع) پرچمِ یکتای جهان خواهد شد

شاعر:
سیدحسین میرعمادی

مناجات امام زمان عجل اله تعالی

ای بی قرارِ یار! دعای فرج بخوان

با چشم اشکبار، دعای فرج بخوان

عجّل علی ظهورک یابن الحسن بگو

پنهان و آشکار دعای فرج بخوان

از احتضار کم نبود درد انتظار

با درد انتظار دعای فرج بخوان

تا پای جان مکش دمی از انتظار، دست

حتّی در احتضار دعای فرج بخوان

خون جگر بنوش زهجران روی یار

اشگ از بصر ببار دعای فرج بخوان

با دوست عهد بستی و خواندی دعای عهد

تا جان کنی نثار دعای فرج بخوان

غافل مباش لحظه ای از آن عزیز جان

در لیل و در نهار دعای فرج بخوان

بی روی یار هیچ بهاری بهار نیست

تا دل شود بهار دعای فرج بخوان

ای داغ سیّد الشّهدا بر دلت مدام

با قلب داغدار دعای فرج بخوان

بشکن جبین صبر و بزن ناله از جگر

پیوسته بی قرار دعای فرج بخوان

یابن الحسن زیارت مادر که می روی

بر گرد آن مزار دعای فرج بخوان

آمین نشسته چشم براه دعای تو

دست دعا برآر دعای فرج بخوان

«میثم» اگر به دار کشندت به جرم عشق

حتیّ فراز دار دعای فرج بخوان

مناجات امام زمان عجل اله تعالی

می شود این شب هجران سحر ان شاءالله
می رسد صبح سفید ظفر ان شاءالله
مژده ای منتظران چشم شما روشن باد
به مه طلعت آن منتظر ان شاءلله
سر بازار ستادیم همه چشم به راه
کآید از یوسف زهرا خبر ان شاءالله
آی اثنی عشریون همه جان بر سر دست
کآید آن حجت ثانی عشر ان شاءالله
شیعه آن گمشده طفلی ست که می بینم باز
بنشیند به کنار پدر ان شاءالله
عید روزی است که زهرا به کنار کعبه
بزند خنده به روی پسر ان شاءالله
عید روزی ست که از طایفه آل سعود
تیغ مهدی نگذارد اثر ان شاءالله
عید روزی است که از مشرق صبح امید
قرص خورشید زند باز سر ان شاءالله
پرچم ان علیا ولی الله شود
بر سر بام حرم مستقر ان شاءالله
منتظر باش که با صبح ظهورش میثم
نخل امید دهد باز بر ان شاءالله

مناجات امام زمان عجل اله تعالی

تا دلم در حرم قرب تو یابد راهی

آتشی زن که برآید زوجودم آهی

سفر از خویش نکردم که رهم دور افتاد

ور نه تا کعبه وصل تو نباشد راهی

تو بیک کاه دو صد کوه گنه می بخشی

من بیچاره چه سازم که ندارم کاهی

گر شود عمر شبی، با توام آن شب گذرد

صبح، فریاد بر آرم چه شب کوتاهی

چه شود نیمه شب از خواب کنی بیدارم

که برآید زلبم ناله یا اللهی

پشت بشکسته و پا خسته و چشمم بسته

راه پر پیچ و خم و گام به گامم چاهی

دل هر جایی و آلوده و بیمار مرا

نیست جز خاک شهیدان تو درمانگاهی

ای شب و روز و مه و سال به یادم چه شود

من غافل زتو هم یاد تو باشم گاهی

به جز از تو، که کشد ناز گنه کاران را

نشنیدم که کشد ناز گدایی شاهی

هر طرف روی نهد روی تو بیند «میثم»

آسمان دل او جز تو ندارد ماهی

نوحه اربعین

هـم خزانـم غم، هم بهارانم

اربعینی داغ، مـانده بر جانم

ای حسین جانم             ای حسین جانم

 

 

مـن به قربان چشمِ معصومت

بــوسه گیــرم از قبـر مظلومت

من که بی تو در سوز هجرانم

ای حسین جانم             ای حسین جانم

 

 

ایـن چهـــل منــزل سیــر غمها بود

قـــافلـه راهــش غـــربت مــــــا بود

شمع غم می‌سوخت در شبستانم

ای حسین جانم             ای حسین جانم

 

 

ای دلــــم یـــاد کــام عطشانت

آمـــــده زینـــب بــــا یتیمـــــانت

ای بقــــــربــــانت ای بقــــربانت

بیش ازاینها نیست تاب هجرانم

ای حسین جانم             ای حسین جانم

 

 

گــر تنت بود و خنجر دشمن

گـر اسارت بود هم رکاب من

تلخـی هجــــران طاقت بودن

آتشـی شـو ای غم بسوزانم

ای حسین جانم             ای حسین جانم

سینه زنی واحد اربعین - اجرا حاج عبدالرضا هلالی

اومده یه کاروونی میون نم نم بارون

برا دشت کربلا باز اربعین اومده مهمون

 کاروون اومده اما نداره قافله سالار

 اومده بعد چهل روز ولی اینبار بی علمدار

 پشت قافله یکی هست تو دلش یه دنیا درده

 به حسین قول داده بوده بی رقیه بر نگرده

یا حسین غریب مادر

زینب اومده زیارت با تنی که نیمه جونه

کنار قبر حسینش داره فاتحه میخونه

 برا زینب این چهل روز انگاری بوده چهل سال

 پیرهن خونی تو دستاش داره میره سمت گودال

 نجمه و لیلا کنار مزار قاسم و اکبر

 اما هی رباب میگرده پی قبر علی اصغر

یا حسین غریب مادر

هنوزم بعد چهل روز رد خیمه سوخته ها هست

هنوزم نیزه شکسته روی خاک قتله گاه هست

 نه دیگه گوشواره ای هست نه دیگه معجری مونده

 نه دیگه گهواره ای هست نه علی اصغری مونده

 توی علقمه سکینه شده چشماش مثه دریا

 جگرش داره میسوزه که کوچیکه قبر سقا

یا حسین غریب مادر

مدح و مرثیه حضرت زینب سلام اله علیها - اسارت

الا که مقدم تو مژده ی سعادت داشت

به خاک بوسی راهت فرشته عادت داشت

سلام بر تو که امّ المصائبت خوانند
چرا که غم ز ازل در دلت اقامت داشت

سلام بر تو و بر هر زنی که از آغاز
به پاس پیروی ات از حجاب زینت داشت

تو از همان شجر پاک عصمت آمده ای

که ریشه در دل قرآن و جان عترت داشت

تو دست پرور آن مادر گران قدری
که قلب پاک پیمبر به او ارادت داشت

تو سر بر آینه ی سینه ای گذاشته ای
که بوسه گاه نبی بود و عطر جنت داشت

تو زیر سایه ی آن گلبُنی بزرگ شدی
که هر چه داشت شکوفایی از نبوت داشت

ندیده دیده ی تاریخ چون تو بانویی
که حق به گردن آزادی و عدالت داشت

چه بانویی که پس از دختر رسول الله
به هر زنی که تصور کنی شرافت داشت

چه بانویی که ز فیض هدایت معصوم
مقام و منزلتی هم تراز عصمت داشت

چه بانویی که صبوری نمود چون زهرا
چه بانویی که به قدر علی شهامت داشت

چه بانویی که به حد کمال در همه حال
اراده داشت، وفا داشت، عزم و همت داشت

چه بانویی که به هنگامه ی اسارت هم
وقار داشت، حیا داشت، شرم و عفت داشت

چه بانویی که همه عمر در نیایش شب
هزار بار ز خود تا خدای هجرت داشت

چه بانویی که به همراه یک مدینه صفا
گلاب گریه و یک کربلا مصیبت داشت

چه بانویی که به خورشید خون گرفته ی عشق
به قدر وسعت هفت آسمان محبت داشت

دل تو بود پر از التهاب شوق حسین
که لحظه لحظه ی عمرت از این حکایت داشت

حسین نیز به شایستگی نثار تو کرد
هر آن چه عاطفه و التفات و رأفت داشت

نبود حاجت بوسیدن گلوی حسین
حسین با تو هزاران هزار حجت داشت

حسین از تو جدایی نداشت در هر حال
مگر به خاطر اُنسی که با شهادت داشت

چراغ آخرتش باد شاعری که سرود
سه بیت ناب که دنیایی از طراوت داشت

«نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
نه سید الشهدا بر جدال طاقت داشت

هوا ز جور مخالف چو نیلگون گردید
عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید

بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد»

ستاره ی سحر تو که روی خاک افتاد
هزار و نهصد و پنجاه و یک جراحت داشت

من و مکارم اخلاق زینبی هیهات
کجا برابر خورشید ذره جرأت داشت

تو آن یگانه اسیری که در چهل منزل
به دوش خسته ی خود کوهی از رسالت داشت

تو خطبه خواندی و بر هم زدی اساس ستم
ستمگر از سخنت جا به خاک ذلت داشت

تو خطبه خواندی و در چهره ات تجسم یافت
علی که در سخنش آیت فصاحت داشت

پیام خون و شرف را به شام و کوفه رساند
صدای روح نوازت که رنگ محنت داشت

به هر بهانه به تفسیر انقلاب نشست
کلام روح فزایت که رنج غربت داشت

هلال یک شبه ات جلوه کرد از سر نی
که با تو سوخته دل اشتیاق صحبت داشت

پس از زیارت خون سر تو از محمل
شفق طلوع نمی کرد اگر مروت داشت


شفق مشهدی

نوحه زمینه اسارت آل الله علیهم السلام

بر بنی الزهرا جسارت شد/رزق آل الله اسارت شد

قلب عترت خسته/دست زینب بسته

مادری گرید با/پهلوی بشکسته

نوحه خواند کوثر/همنوا با حیدر/ای غریب مادر

یا ابا عبدالله...

پرچم نهضت بعد از دلبر/بر روی دوش دخت حیدر

مثل گل پژمرده/با دلی افسرده

بهر حفظ اسلام/تازیانه خورده

ناله دارد خواهر/با دو چشمان تر/ای غریب مادر

یا ابا عبدالله...

یاد عاشورا چشم یاران/جمله می بارد همچون باران

ذکر ما یا زهراست/هر زمان عاشوراست

بر عبادُ الرّحمن/هر کجا کربلاست

مثل عون و جعفر/کن قبول از ما سر/ای غریب مادر

یا ابا عبدالله...

نوحه زمینه علی اصغر علیه السلام

چشمای نیمه بازت دلم رو میسوزونه2
بارون داره میباره ولی بارون خونه2)2

علی علی جان علی لای لای علی لای لای2]2

( آه آه ، آتیش به قلبم نزن
آه آه ، لباتو بر هم نزن
آه آه ، پر پر رو دستم نزن )2

تموم دریا پیش چشمای من سرابه2
خجالت من فقط از چشمای ربابه2

علی علی جان علی لای لای علی لای لای2]2

به من بگو چه جوری تو رو، رو خاک بذارم2
ازاین گلوی پاره ات سه شعبه دربیارم2

( آه آه ، دلم نمیشه راضی
آه آه ، دیگه نکن تلظی
آه آه ، رو دست من میریزی ) 2

لالایی خوندم برا تو با غم نفس گیر
دستای نازت پیچیده در چوبه ی تیر

علی علی جان علی لای لای علی لای لای

مرثیه و نوحه واحد علی اصغر علیه السلام

علی لای لای علی

یا رب این غنچه ی خوشبو که سپردی به منش
وای اگر خار بروید به کنار چمنش

طفلم امروز زبانش به سخن وا شده است
مثل هر کودک دیگر آب بابا سخنش

اکبرم رفت و سپس اشک به چشمم خشکید
ای خدا اشک بده تا بچکانم دهنش

وسط دشت چرا آمده ای ماهیگیر
ماهی سرخ مرا لرزه نشانی به تنش

تیر تو پیکر عباس به آن روز انداخت
اینکه اندازه ی تیر است تمام بدنش

پیر شد کودک شش ماهه ام از درد عطش
همه دیدند که قنداغه ی او شد کفنش

علی لای لای علی

خوشبوترین گلاب در این کربلا منم
شیواترین نوا در این نینوا منم

با خون نوشته زیر گلویم کلیم عشق
باب الحوائج حرم مصطفی منم

با دست کوچکم گره ها باز می شود
مردم علی اصغر مشکل گشا منم

نامم علی اصغر و در کشتی حسین
هم بادبان و لنگر هم نا خدا منم

این دستهای کوچک من دست حیدری است
شش ماهه ای که شده کشته بی صدا منم

نوحه زمینه علی اکبر علیه السلام

پیش چشمان من میرود از حرم
همه ی حاصلم علی اکبرم

علی اکبرم

بانگ واغربتا میرسد از حرم
قدری آهسته تر شبه پیغمبرم

تا صدای تو از سوی میدان رسید
ناگهان قدّ من از غم تو خمید

لاله ی پر پرم علی اکبرم

میزنی دست و پا بر زمین اکبرم
غرق خون گشته ای پیش چشم ترم

پیش چشمان من میرود از حرم
همه ی حاصلم علی اکبرم

لاله ی پرپرم علی اکبرم

خرامان خرامان می روی سوی میدان
علی جان علی جان می بری از حرم جان

جان جان جانِ بابا علی جان

سوارِ رشیدم از پی تو دویدم
امیدم امیدم از تو من دل بریدم

جان جان جانِ بابا علی جان

پیش چشمان من میرود از حرم
همه ی حاصلم علی اکبرم

علی اکبرم

زمینه به سبک نوایی نوایی

گشته آئینه ی، عرشِ حق سرنگون 
ماه زهرا شده، غرق دریای خون 
یا حسین یا حسین یا حسین یا حسین(2) 
*** 
پسر فاطمه، گفت و با سوز و آه 
گشته معراجِ من، گودی قتلگاه 
یا حسین یا حسین یا حسین یا حسین(2) 
*** 
یارب امشب قَسَم، به شهِ اولیا 
کن نصیبِ همه، سفر کربلا 
یا حسین یا حسین یا حسین یا حسین(2)

نوحه زمینه/شور – حضرت رقیه سلام الله علیها  

رقیه بنت الحسین....
ای حرم با صفات/ کوی امید همه/ ای رخ نورانی ات/ آینه ی فاطمه
مهر تو آغشته با/ آب و گل عاشقان /جان به فدای تو ای/ نور دل عاشقان
به یاد بابا بُوَد/دلت به غم مبتلا/ز ناله های تو شد/خرابه کرببلا
دل محبین ز غم/چه پر شرر آمده/به دیدنت نیمه شب/سر پدر آمده

رقیه بنت الحسین....
عجب سری لاله گون/ز کینه ها غرق خون/عجب سری که کند/غم فلک را فُزون
به سوز دل گفته ای/که نور چشم ترم/ببین که از داغ تو/چه آمده بر سرم
ببین که بعد از عمو/جمال من نیلی است/وسیله ی کینه ی/یزیدیان سیلی است
این دشمنان پلید/جُنود اهریمنند/به ضربه ی کعب نی/سه ساله را میزنند

رقیه بنت الحسین....

متن شعر حضرت زینب سلام اله علیها اسارت

  بالا نشین نیزه اعدا حسین من
آرام جان زینب کبری حسین من

پای سر بریده ات ای سایه سرم
آید صدای گریه زهرا حسین من

دیشب تنور خولی و امروز روی نی
برگو کجاست جای تو فردا حسین من

قرآن بخوان زنیزه که این کوفیان پست
کمتر مرا کنند تماشا حسین من

مارا به بزم زاده مرجانه می برند
زینب کجا و مجلس اعدا حسین من

با دختر سه ساله ات یک دم سخن بگو
ذکر لبش ببین شده بابا حسین من

 عبدالحسین میرزایی

مدح و مرثیه و مناسب واحد حضرت علی اکبر علیه السلام

ای که دلدار و دل آرا ودل آرایی علی

ماقتیل عشق و تو مارا مسیحایی علی

زاده ی لیلایی و عالم بود مجنون تو

ره زن داغ حسین و جان لیلایی علی

دیده ی یعقوب گر می دید رخسار تو را

دل زیوسف می برید از بس که زیبایی علی

آیینه در آیینه تکثیر نقش پنج تن

چون حسینی و حسن،زهرا و طاهایی علی

درحضورت قامت،سرو از خجالت آب شد

ثانی عباس و پیغمبر سرا پایی علی

گرچه از جام لبت،سیراب گشته خضرها

کشته ی لب تشنه مابین دو دریایی علی

گرچه هر جا پا به پای عشق می آیی چرا

با حسین و زینب از میدان نمی آیی علی

...

چرا غرق در خون شدی نقش صحرا

         چرا پاره پاره ،چرا اِرباً اربا

بنی بنی ، بنی بنی

مزن دست و پا پیش چشمان بابا

مکن عزم رفتن ،رشید تهمتن

نگاهی به اشک ِ منو بغض سقا

بنی بنی،بنی بنی

مزن دست و پا پیش ِ چشمان بابا

تو با خستگی و جهاد و شهادت

تو و تشنگی نه حاشا بک الله

برایم به جز پاره پاره ،تن تو نمانده، نمانده

          برایم از آن قد و بالا نمانده

وجود تو جمع علی بود وزهرا

تنت مثل مادر سرت مثل مولا

بنی بنی ،بنی بنی

مزن دست و پا پیش چشمان بابا

نوحه تک امام حسین علیه السلام


در دم مردن بیا یک دم کنارم یا حسین
جان زهرا مادرت چشم انتظارم یا حسین

در س‍ؤال و پرسش قبرم بیا ای سرورم
بی کس و بی مونس و بی غمگسارم یا حسین

بی نوا را جان زهرا مادرت از در مران
مجرمم چشم شفاعت از تو دارم یا حسین

خادمم، عبدم، غلامم، نوکرم در مانده ام
سروری کن لحظه ی در احتضارم یا حسین

رو سیه، نامه سیه، رفتار بد، کردار زشت
من پناهی جز تو در محشر ندارم یا حسین

سایه ات را گر بگیری از سرم روز نشور
من یقین دارم که اندر قعر نارم یا حسین

این لباس نوکری را ای شه از نوکر مگیر
چون که یک عمری بود این افتخارم یا حسین

مرثیه و مناسب نوحه تک با خدا جا در دل اهل ولا دارد حسین

با خدا جا در دل اهل ولا دارد حسین

هر طرف رو آوری صد کربلا دارد حسین

ما به دشت کربلا از او مزاری دیده ایم

در دل شیعه یک صحن و سرا دارد حسین

قتلگاهش کعبه و آب فراتش زمزم است

بلکه صد زمزم روان در چشم ما دارد حسین

دربهای خون او شد خونبهای او خدا

ز آن خدایی بر همه خلق خدا دارد حسین

این شنیدی هست قرآن زینت هر خانه ای

جا چو قرآن در تمام خانه ها دارد حسین

جای قرآن و حسین در سینۀ پیغمبر است

بلکه جا بر روی دوش مصطفی دارد حسین

هر دلی با یاد او دارد هزاران نینوا

گر چه رو بر روی خاک نینوا دارد حسین

عالم خلقت به سویش برده دست التجا

خود به زیر تیغ با حق التجا دارد حسین

تشنه لب شد کشته و جاری ز چشم شیعیان

تا قیامت چشمۀ آب بقا دارد حسین

بی وجودش در عبا آل عبا کامل نبود

شهره ز آن بر خامس آل عبا دارد حسین

در هجوم نیزها حق را عبادت می کند

به چه خوش در موج خون حال دعا دارد حسین

شمر را در قتلگه قول شفاعت می دهد

تا چه حد آقایی و لطف و عطا دارد حسین

ذرّه ای از تربتش درد دو عالم را دواست

بهر درد عالم خلقت دوا دارد حسین

زیر چوب خیزران آوای قرآن بشنوید

گفتگو با دوست در طشت طلا دارد حسین

قتلگاهش مروه و سعیش چهل منزل تمام

بین طشت زر صفایی با صفا دارد حسین

اجر تَرک خانمان را بر رضای دوست بین

در تمام خانه ها بزم عزا دارد حسین

کی فتد «میثم» لوای سرخ عاشورا به خاک

همچو زینب تا ابد صاحب لوا دارد حسین

نوحه زمینه حضرت رقیه سلام اله علیها (در گوشه ی ویرانه/من مرثیه میخوانم)

در گوشه ی ویرانه/من مرثیه میخوانم
بابای غریب ِ من/با سر شده مهمانم
بی تو همه عُمرم/اندوه و عذابه
خوش آمدی ای سر/به کنج خرابه
بابا یا حسین جان...
بنگر به سر و وضع و/آشفتگی ِ حالم
من درد دلم با تو/می گویم و می نالم
چون مادر سادات/رویم شده نیلی
از کینه ی زجر و/وان ضربت سیلی
بابا یا حسین جان...
بر فیض وصالت دل/بسته شده ام دیگر
من را تو ببر بابا/خسته شده ام دیگر
بابا شده ام سر/افکنده ی عمه
شرمنده ی عمه/شرمنده ی عمه
بابا یا حسین جان...

شاعر : حاج امیر عباسی

نوحه شبهای محرم

گر آمده ایم اینجا/ما زائر مولاییم

دعوت شده از سوی ِ/صدیقه ی کبراییم

با کوه گناه و/با دیده ی گریان

گل کرده به لبها/آوای حسین جان

مولا یا حسین جان…

ما دشمن ِ هر ظالم/در جبهه ی اسلامیم

ما یاور ِ مظلوم و/در حالت ِ احرامیم

ما مُحرم ِ حجّ ِ/عباس و حسینیم

دائم به طواف ِ/بین الحرمینیم

مولا یا حسین جان…

با خون خدا عهد و/پیمان وفا بستیم

ما سینه زن ِ داغ ِ/شاه ِ شهدا هستیم

یاد غم ِ گودال/جانها شده بر لب

وای از دل ِ زهرا/وای از دل ِ زینب

مولا یا حسین جان…

******************************

حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام

نور دل ثارالله/من مسلم ِ محزونم

شاهد به غمم باشد/این چهره ی پر خونم

بنگر گل زهرا/دل گشته اسیرت

شد دارالعماره/معراج سفیرت

مولا یا حسین جان…

من نامه نوشتم که/آیی به سوی اینجا

اما به خدا دیدم/بی حرمتی از اعدا

اینجا همه فکر ِ/ظلمند و جفایند

در فکر جنایت/بر آل عبایند

مولا یا حسین جان…

من غصه ی آن دارم/که غرقه به خون گردی

بی سر شَوی ای مولا/از کینه و نامردی

گردد دل عالم/از غصه لبالب

سیلی و رقیه/کعب نی و زینب

واویلا واویلا…

********************************

ورود به کربلا

شد قافله ی غربت/وارد به حریم غم

مرثیه بخواند دل/با ناله و با ماتم

دارد همه عالم/شور شهدایی

حاجی سه ساله/شد کرببلایی

واویلا واویلا…

این دخترک محزون/از غصه پریشان است

گویا که ازین دم در/اندیشه ی هجران است

مَحو ِ رُخ ِ بابا/گردیده نگاهش

او روضه بخواند/با ناله و آهش

واویلا واویلا…

بابا به دلم دارم/یک غربت تحمیلی

بعد از تو زند دشمن/بر صورت من سیلی

ای هستی عمه/ای سَیّد عالم

ما را ببر از این/وادی ِ پر از غم

واویلا واویلا…

************************************

حضرت رقیه سلام الله علیها

در گوشه ی ویرانه/من مرثیه میخوانم

بابای غریب ِ من/با سر شده مهمانم

بی تو همه عُمرم/اندوه و عذابه

خوش آمدی ای سر/به کنج خرابه

بابا یا حسین جان…

بنگر به سر و وضع و/آشفتگی ِ حالم

من درد دلم با تو/می گویم و می نالم

چون مادر سادات/رویم شده نیلی

از کینه ی زجر و/وان ضربت سیلی

بابا یا حسین جان…

بر فیض وصالت دل/بسته شده ام دیگر

من را تو ببر بابا/خسته شده ام دیگر

بابا شده ام سر/افکنده ی عمه

شرمنده ی عمه/شرمنده ی عمه

بابا یا حسین جان…

********************************

طفلان زینب سلام الله علیها

دو دسته گل زینب/راهی سوی میدانند

در جنگ حق و باطل/مردانه رجز خوانند

در جبهه ی اسلام/یاران ِ حسینند

طفلان عقیله/قربان ِ حسینند

واویلا واویلا…

مادر به یکی خیمه/بنشسته و غم دارد

باران ِ غم و غربت/از دیده ی خود بارد

گوید به زیر لب/ای نور دو عینم

جان ِ من و این دو/قربان ِ حسینم

واویلا واویلا…

ما درس وفاداری/از دُخت علی گیریم

در راه ِ شریعت از/این عمر گران سیریم

رزمنده ی راه ِ/ایمان و وفاییم

قربانی ِ عشق ِ/شاه ِ شهداییم

واویلا واویلا…

*********************************

عبدالله بن الحسن علیه السلام

با حالت ِ محزون و/آشفتگی ِ احوال

عبدالّه ِ دلخسته/آمد وسط ِ گودال

چون دیده عمو را/بی یاور و تنها

بنموده حمایت/از یوسف زهرا

واویلا واویلا…

در قتلگه ِ غربت/بگذشته ز جان و سر

بر تیغ عدو دستش/گشته سپر دلبر

دستش چو جدا شد/از پاکی ِ احساس

شد زنده دوباره/مرثیه ی عباس

واویلا واویلا…

جاری شده از داغش/اشک علی و زهرا

در بستر خاک و خون/ناله زده یا اُمّا

جانها به فدای ِ/آن روی نکویش

شد قتلگه ِ او/آغوش عمویش

واویلا واویلا…

 

************************************

حضرت قاسم علیه السلام

وای از غم هجران و/ازدرد پریشانی

ای نجمه بزن ناله/قاسم شده قربانی

این طفل دلاور/گردیده زمینگیر

از ضربه ی سنگ و/سرنیزه و شمشیر

واویلا واویلا…

وای از دل ِ بابایش/وای از غم عظمایش

او می کشد از غربت/بر روی زمین پایش

در معرکه قاسم/صد پاره بدن شد

شرمنده حسین از/رخسار حسن شد

واویلا واویلا…

یاد شهدایی که/در راه ِ خدا رفتند

با پیروی از قاسم/تا کرببلا رفتند

با یاد خمینی/با یاد ِ شهیدان

بر گو ز وُجودت/مولا یا حسین جان

مولا یا حسین جان

**********************************

حضرت علی اصغر علیه السلام

ای در افق عصمت/ماه ِ شهدا اصغر

شش ماهه ی عطشان ِ/شاه شهدا اصغر

تو مَحو ِ جمالی/با تیر سه شعبه

سیراب ِ وصالی/با تیر ِ سه شعبه

لای لای علی اصغر…

در جنت الاعلا شد/نوحه گر ِ تو زهرا

از خشکی ِ لبهایت/شرمنده شده بابا

بر دست پدر شد/جان ِ تو فدایی

ای طفل خدایی/ای کرببلایی

لای لای علی اصغر…

ای کودک شش ماه/تو جانی و هم جانان

ما را ز عنایاتت/راهی ِ حرم گردان

ما سینه زنان ِ/غمهای حسینیم

در حاجت کوی ِ/بین الحرمینیم

مولا یا حسین جان…

*********************************

حضرت علی اکبر علیه السلام:

تو جان منی اکبر / خونین بدنی اکبر ای تازه جوان  / صد پاره تنی اکبر بنگر پسرم بر / این قد خم من لشگر ز ره دور / خندد به غم من جانم علی اکبر …

بنگر منِ دلخون را / دل مضطرب و خسته جسم تو پر از خون و / فرقت شده بشکسته قصد تو عزیزم / یاری ولی بود جرمت فقط این بود / نام تو علی بود جانم علی اکبر …

یک لحظه گشا چشم ای / نور بصر لیلا

ای غرفه به خاک و خون / قرص قمر لیلا

داغ تو دلم را / بر غصه نشانده چیزی دگر از این / جسم تو نمانده

جانم علی اکبر …

*********************************

حضرت عباس علیه السلام :

ای یار وفادارم / سردار و سپهدارم

از پیشِ منِ مظلوم / رفتی ای علمدارم

در علقمه گشتی / چون لاله ی پرپر

تو رفتی و مانده /تشنه ، علی اصغر

جانم یا ابا الفضل …

بنگر که به روی خاک / از غصه نشستم من

گفتی یا اخا و از / داغ تو شکستم من

ای ساقی عطشان / بر گو چه کنم من

با اشک رباب و / با خنده ی دشمن

جانم یا ابالفضل …

ای کشته ی اسلام و / سرباز ره مکتب

بعد از تو کند خولی / خنده به غم زینب

بعد از تو شود جمع / ای یاور زینب

یک عده حرامی / دور و بر زینب

جانم یا ابالفضل …

*********************************

شب عاشورا :

ذکر لب آلُ الله /مُزَمل و صافات است

امشب شب عاشور و / هنگام مناجات است

در راه ولایت / با نور سعادت

باشد دل یاران / مشتاق شهادت

واویلا واویلا …

باشد به دلی خون و / با ناله ی یا زهرا

زینب به یکی خیمه / خونین جگرِ فردا

با اشک روان و / آشفتگیِ حال

دارد به دلِ خود / اندیشه ی گودال

واویلا واویلا …

در صحنه ی عاشورا / خشکیده شود گلشن

شمر آید و با چکمه / دیگر چه بگویم من

بر یوسف زهرا / او ظلم و جفا کرد

سر را ز تن او / لب تشنه جدا کرد

واویلا واویلا …

*********************************

ظهر عاشورا – وداع :

گرید همه ی عالم / بر حال دل زارت

ای تشنه ی بی یاور / حق یار و نگهدارت

ای بر همه راهت / وادی َ سعادت

عازم شده ای بر / میدان شهادت

یا زهرا یا زهرا …

بعد از تو به دل دارم / اندوه اسارت ها

من مانم و کعب نی / من مانم و غارت ها

اما همه اینها / یا سَیّدُ العطشان

در وادی اسلام / ما را بُوَد آسان

یا زهرا یا زهرا …

ای جان به فدای آن / رخسار نکوی تو

صبری که زند خواهر / بوسه به گلوی تو

بوسه به گلویی / که در رَه ِ داور

گردد ز غریبی / بُبریده ز خنجر

واویلا واویلا …

*********************************

شام غریبان :

در قلب همه یاران / داغ غم هجران است

ناله بزند زهرا / که شام غریبان است

ناله بزند از / این ماتم عظمی

بی سر تن ِ یوسف / افتاده به صحرا

واویلا واویلا …

مرثیه بخواند دل / با ناله آتشبار

آتش زده بر خیمه / کوفی جنایتکار

خورشید امامت / در خیمه ی سوزان

بر حالت زارش / عمده شده نالان

واویلا واویلا …

از سوز عطش طفلی / افتاده به حال ِ غش

دامان یکی کودک /بگرفته خدا آتش

یک عده و ظلم و / بی شرم و حیایی

ای ساقی لشگر / بر گو به کجایی

واویلا واویلا …

*********************************

رفتن از کربلا به سمت کوفه :

از کرببلا تا شام / لبریز وصالم کن

ای همسفر زینب / رفتم تو حلالم کن

خونین بدن من / ای پاره تن من

رزمنده ی اسلام / ای بی کفن من

واویلا واویلا …

بدعت شده ایجاد و / من دشمن این ننگم

با خطبه و با اشکم / در معرکه میجنگم

با نطق و حجابم / در کوفه و در شام

مردانه بجنگم / در لشگر اسلام

واویلا واویلا …

هجرت کنم از اینجا / من با دو جهان ماتم

برخیز و ببین دورم / گشته پُرِ نامَحرم

بنگر که شدم در / این مرحله از راه

با شمر و سنان و / با حرمله همراه

واویلا واویلا …

*********************************

مصائب کوفه :

در کوفه سر بازار / از عترت ِ طاهایی

با هلهله و خنده / گردیده پذیرایی

یک سر روی نیزه / یک دل پُرِ غمها

همناله شویم ما / با دخترِ زهرا

واویلا واویلا …

با یک دل غمدیده / با یک تنِ آزرده

چون سَروِ قوی بنیان / چون لاله ی پژمرده

با ناله بگوید / ای نور دو عینم

ای رأس بریده / لب تشنه حسینم

واویلا واویلا …

ای قرص هلال من / ای دلبر بی پیکر

با دخترکت از نی / حرفی تو بزن آخر

ماتم همه دم از / داغ تو بگیرد

ترسم که رقیه / از غصه بمیرد

واویلا واویلا …

نوحه زمینه ، شور یا تک امام حسین علیه السلام

جانها فدای آن    فرمانده بی سر

آن شاهد و مشهود   آیینه ی داور

آن که به راه دین حق جان را فدا کرده

عشقش به هر دل محشر کبری به پا کرده

دشمن سرش را با لب تشنه جدا کرده

ای هادی هر گمراه     بر لیله دلها ماه

گویم به اشم و با آه    لبیک یا ثارالله

لبیک یا ثارالله

 

آقا دل مارا  دیگر خدایی کن

ما سینه زنها را   کرببلایی کن

مارا دعا کن تا انیس و محرمت گردیم

وَ راهیان راه اشک و ماتمت گردیم

مثل شهیدان ، کشته ی در راه غمت گردیم

سبط النبی یا مولا       جان علی و زهرا

ای کشته عاشورا         وِی ، روی تو وجه الله ...

لبیک یا ثارالله ...

 

ما سینه زنها را    کن تربیت ای آقا

در مکتب اشک و    در مکتب تقوی

ای کشته ی اشک ، ای غریب ، ای دلبر عطشان

فرزند زهرا ، ای دو عالم از غمت گریان

سالار زینب ای به نیزه قاری قرآن

احیا گر اسلامی       مشهوری و گمنامی

خورشید شهر شامی      در طشت و بر نیزه آه

لبیک یا ثارالله ....

مناجات با امام حسین علیه السلام

در گلشن زهرا (س) گل دلخواه حسین (ع) است
ما جمله غلامیم و فقط شاه حسین (ع) است

هر رهرو عشقی که بود طالب مقصود
بر او تو بگو هادی این راه حسین (ع) است

شاهی که به جود و کرم خویش ببخشد
یک کوه گنه را به پر کاه حسین (ع) است

از درد فراق و غم عشقش چه بگویم
از حال محبان خود آگاه حسین (ع) است

رخسار خود  ار روز جزا هم بنماید
ترسم همه گویند که ....حسین (ع) است

در عالم اگر هر که به هر چیز نوازد
ما را شرف و منزلت و جاه حسین (ع) است

آن که دل ما را به نگاهی بربوده
برده دل ما جمله به والله حسین (ع) است

مهمان شب اول قبر همه ما
والله در آن لحظه جانکاه حسین (ع) است

عمری به خطا رفتی و گر باز نیایی
بخشنده هر عاشق گمراه حسین (ع) است

آواره او باش به بازار محبت
چون مشتری هر دل پر آه حسین (ع) است

 

نوحه زنجیرزنی و سینه زنی اربعین -( خدایا من دوباره دل غمینم)

اربعین
خدایا من دوباره دل غمینم (2)
به یاد سوز و داغ اربعینم
شده قلبم پر از غم
ز درد و رنج و ماتم
حسینم وا حسینا (2)
********
رسیده کاروان غم نصیبان (2)
کنار مرقد پاک شهیدان
همه غرق عزایند
به یاد کربلایند
حسینم وا حسینا (2)
********
چهل روز است دل زینب شکسته (2)
ز داغ کربلا در غم نشسته
بریز اشک دیده
بر آن حنجر بریده
حسینم وا حسینا (2)
********
سر قبر حسین زینب رسیده (2)
ولی موی سپید و قد خمیده
ز جا برخیز برادر
ببین غمدیده خواهر
حسینم وا حسینا (2)
********
نبودی دشمنت زخم نمک زد (2)
میان کوچه زینب را کتک زد
ببین تو آه سردم
سراپا رنج و دردم
حسینم وا حسینا (2)
********
ز داغ دخترت سوزد دل من (2)
زده آتش تمام حاصل من
اگرچه زنده هستم
ز تو شرمنده هستم
حسینم وا حسینا (2)
********


شاعر: رضا یعقوبیان
منبع: سایت امام هشت
www.emam8.com