بانک مطالب مداحی
شعر ، روضه ، کرامت ، داستان و . . مورد نیاز مداحی
اشعار غسل دادن حضرت زهرا(س)
ای گل یاسم كه در گل زار پرپر گشته ای
در جوانی باعث پیری حیدر گشته ای
در همین آغاز غسلت از نفس افتاده ام
مثل یك باغ بنفشه رنگ و رو برگشته ای
آب می ریزم ولی خون می چكد از پهلویت
با علی هرگز نگفتی از چه مضطر گشته ای
زخم هایت شرح یك لحظه به پشت در كه نیست
گوییا از غزوه ی بدر و احد برگشته ای
زخم هایت از نود زخم تن من بدتر است
تازه با یك زخم خود با من برابر گشته ای
ای ودیعه رفتی از دستم خجالت می كشم
این چنین مهمان چشمان پیمبر گشته ای
با لحد چیدن بساط عمر من برچیده شد
كوثر من قاتل ساقی كوثر گشته ای
جواد حیدری
شعر دفن شبانه حضرت زهرا سلام الله علیها
باز هم موسم پرپر شدن گل آمد
باز هم فصل فراق گل و بلبل آمد
آسمان دل ما ابرى و بارانى شد
ديده را موسم اشك و گهر افشانى شد
دل بى سوز و گداز از غم زهرا دل نيست
دل اگر نشكند از ماتم او، جز گل نيست
خون و اشك از دل و از ديده ی ما می جوشد
فاطمه صورت خود را ز على میِ پوشد
عمر كوتاه تو، اى فاطمه فهرست غم است
قبر پنهان تو روشنگر اوج ستم است
رفتى، اما ز تو منظومه غم بر جا ماند
با دل خسته و بشكسته على تنها ماند
اثر دست ستم از رخ نيلى نرود
هرگز از ياد على، ضربت سيلى نرود
با على راز نگفتى تو ز بازوى كبود
با پدر گوى كه بعد از تو چه بود و چه نبود
شهر اگر شهر تو، پس حمله به آن خانه چرا
مرگ جانسوز چرا؟ دفن غريبانه چرا؟
داغ ما آتش و ميخ در و سينه است هنوز
مدفن گمشده در شهر مدينه است هنوز
باغ، تاراج شده، عطر اقاقى مانده است
سنت دفن شبانه ز تو باقى مانده است
شاعر: جواد محدثی
نوحه - به ماتم غربتم گرفتار، دلم گرفته از در و دیوار
رسیده اینک محشر کبری لرزه فتاده به جان دنیا
ز ناله یا فضّه خزینی نشسته در دل راز حزینی
به ماتم غربتم گرفتار دلم گرفته از در و دیوار
واحد زیبا حضرت زهرا (سلام اله علیها)
درد پهلو خوب،نه بدتر شده این روزها
چهره ی زهرا چه درد آور شده، این روزها
از سر و وضع پریشان علی فهمیده اند
خانه ی وی بی سروهمسر شده،این روزها
از بغل زهرا و بستر هم تراز هم شدن 2
حجم زهرای علی کمتر شده این روزها
فاطمه قوتش نود روزاست خون دل خوریست
علتش این است که لاغر شده این روزها
هی حلالیت طلب می کرد از اهل حرم
یک کمی حس کرده دردسر شده این روزها
فاطمه نان دو روز بعد خود را پخته بود
بهر فردای حسین پیراهنی را دوخت.....
حسین .....
شور - فاطمیه
قسم به سلطانم رضا قسم به اربابم حسین
قسم به ایون نجف قسم به بین الحرمین
غلامتم مادر ، غلامتم ، غلامتم مادر ، غلامتم
هر چی باشه مادرمی سایه داری روی سرم
مثل ابالفضل چی میشه به من بگی ای پسرم
******
قسم به غربت بقیع به قبر خاکی حسن
قسم به خاک قتلگاه قسم به شاه بی کفن
غلامتم مادر ، غلامتم مادر ، غلامتم مادر ، غلامتم مادر
ایشالله امسال بمیرم فاطمیه تو روضه ها
بیا شب اول قبر منو ببر به کربلا
******
قسم به داغ کوچه و قسم به یاس شعله ور
قسم به خاک کوچه و قسم به خون میخ در
غلامتم مادر ، غلامتم مادر ، غلامتم مادر ، غلامتم مادر
فاطمیه برای ما مثل خود محرمه
یادت نره شبای قدر قرارمون تو علقمه
روضه کوتاه و جانسوز حضرت زهرا (سلام اله علیها)
من اولین شهیده راه ولایتم
این است خط مشی جهاد و هدایتم
من راوی مصائب غم های حیدرم
بنوشته روی تربت مخفی روایتم
مانند فبر گم شده ام تا قیام حشر
مخفی بود ز خلق غم بی نهایتم
حامی حق شوهر مظلوم خود شدم
با تازیانه کرد مغیره حمایتم
همچون لوای حمد که بر شانه ی علی است
در روز حشر چادر خاکی است رایتم
تاریخ شاهد است ز شرح غمم ولی
بنوشت روی سینه و بازو حکایتم
آتش زدند بر در بیت الولای من
این بود احترام مقام ولایتم
من مصحف ولایت و قرآن و حیدرم
موی سفید و صورت نیلی است آیتم
داغ رسول سقط جنین و فشار در
شد پاسخ محبت و لطف و عنایتم
میثم! همیشه یاور آل رسول باش
خواهی اگر به دست بیاری رضایتم
امام حسین (علیه السلام) نقل میکنند:
بعد از اینکه مادرم فاطمه (سلام الله علیها) از دنیا رفت پدرم امیرالمومنین (علیه السلام) او را مخفیانه دفن کرد و روی قبر را صاف کرد تا محل قبر مشخص نباشد. بعد از زمین برخواست و صورتش را به سمت قبر رسول الله برگرداند و فرمود: 🔹از طرف خودم و دخترت که الان زائر توست و در کنار تو خوابیده و از همه زودتر به تو ملحق شده به تو سلام میکنم.
🔹یا رسول الله صبر و طاقتم در فراق فاطمه کم شده. 🔹یا رسول الله امانتی ات را برگرداندم. 🔹دیگر زمین و آسمان برایم زیبایی ندارد. 🔹یا رسول الله، حزن من دیگر دائمی شد و شب هایم بی انتها دیگر غم از قلبم بیرون نمیرود تا زمانی که من نیز به شما ملحق شوم. 🔹دخترت به تو از هجوم امتت بر او و غصب حقش خبرها دارد. پس او را سوال پیچ کن و از حال او مطلع شو. چه غم های بزرگی در سینه اوست که راهی برای حل آنها نداشت. 🔹اگر غلبه دشمنان نبود همین جا کنار قبر فاطمه می ماندم و معتکف میشدم و مانند مادر جوان از دست داده بر این مصیبت بزرگ زار میزدم.
🔹در مقابل دیدگان خدا، دختر تو را مخفیانه دفن کردم و شکایتم را نزد خدا خواهم برد.
منابع :
الكافي(ط - الإسلامية)/ج1/ص: 459
الكافي(ط-دارالحديث)/ج2/ص: 492
نهج البلاغة/للصبحي صالح/ص: 320
الأمالي/للمفيد/ص: 282
دلائل الإمامة(ط - الحديثة)/ص: 138
الأمالي/للطوسي/ص: 109
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد/ج10/ص: 265
دست نوازشش دگر از کار مانده است - مرثیه حضرت زهرا (سلام اله علیها)
دست نوازشش دگر از کار مانده است
بر بازویش مدال غم یار مانده است
با اینکه نا ندارد و قامت کمان شده
چون کوه پشت حیدر کرار مانده است
هر شب برای غربت و مظلومی علی
تا صبح گریه کرده و بیدار مانده است
حالش وخیم تر شده از حرص و جوشها
غصه زیاد خورده که بیمار مانده است
زینب حریف آن همه خونریزی اش نشد
در کار این مریضه پرستار مانده است
از نحوه قدم زدنش حدس میزنم
چشمان ضرب دیده او تار مانده است
کمتر شده تورم پلکش ولی هنوز
بر پیکرش جراحت بسیار مانده است
هر ثانیه تنفس او کند میشود
بد جور در میان در انگار مانده است
از پارگی پیرهنش چند رشته نخ
با رنگ سرخ بر نوک مسمار مانده است
ای فضه لا اقل تو جواب مرا بده
این جای پای کیست به دیوار مانده است؟
شاعر : علی صالحی
ای غایب از نظر به خدا میسپارمت
ای غایب از نظر به خدا میسپارمت
جانم بسوختی و به دل دوست دارمت
تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک
باور مکن که دست ز دامن بدارمت
محراب ابرویت بنما تا سحرگهی
دست دعا برآرم و در گردن آرمت
گر بایدم شدن سوی هاروت بابلی
صد گونه جادویی بکنم تا بیارمت
خواهم که پیش میرمت ای بیوفا طبیب
بیمار بازپرس که در انتظارمت
صد جوی آب بستهام از دیده بر کنار
بر بوی تخم مهر که در دل بکارمت
خونم بریخت وز غم عشقم خلاص داد
منت پذیر غمزه خنجر گذارمت
میگریم و مرادم از این سیل اشکبار
تخم محبت است که در دل بکارمت
بارم ده از کرم سوی خود تا به سوز دل
در پای دم به دم گهر از دیده بارمت
حافظ شراب و شاهد و رندی نه وضع توست
فی الجمله میکنی و فرو میگذارمت
مناجات با امام زمان (عج)
تو از سوز دل و از غربت حیدر خبر داری؟
تـو از تنهایــی اولاد پیغمبــر خبـر داری؟
تو همچون نور در صلب حسین ابن علی بودی
تـو از سـوز دل صدیقه اطهـر خبـر داری؟
اگر چه کرد پنهان راز خود را از علی، زهرا
تـو تنهـا از مـدال سینه مـادر خبر داری
عموی کوچک تو قاتل خـود را ندیـد اما
تو خود ازآنچه پیش آمد به پشت در، خبرداری
تو می دانی علی با چاه کوفه شب چه ها می گفت
تـو از ناگفتـه غم هـای دلِ حیـدر خبـر داری
تو اشک خجلت عباس را در علقمـه دیدی
تو از آن کشته بی چشم و دست و سر خبر داری
تو بـا جد غریب خـود بـه دشت کربـلا بـودی
تو از قلب وی و داغ علی اکبـر خبـر داری
تو روی شانه خورشید دیدی ماه کوچک را
تو از پیکان و ذبح حنجر اصغـر خبـر داری
تـو دیـدی عمـه ات زینب، کنـار قتلگاه آمد
تو از بوسیدن آن نازنین حنجر خبـر داری
تو می دانی که «میثم» از فراقت سوزد و سازد
تو از این بندۀ بی دست و پا بهتر خبر داری
مدح حضرت زینب (س) السلام ای همه ی جلوه ی مادر زینب
السلام ای همه ی جلوه ی مادر زینب
فخر پیغمبری و زینت حیدر زینب
می نویسیم فقط نامِ شما را بانو
سطرِ اول ، سر هر برگه ی دفتر " زینب"
چه مبارک غزلی گشت و چه فرخنده ردیف
غزلم گشت به نام تو مُعطر زینب
آمدی تا که حسینیه شود سینه ی ما
کائنات است ز نور تو مُنور زینب
وصفِ زینب بنویسیم به اوصافِ حسین ...
... یا حسین است به اوصاف ، سراسر زینب؟
جلوه کرده است حیا ، عفت و صبر و شوکت
رأفت و لطف و شجاعت ، همگی در زینب
از شکیبایی ایّوب دگر هیچ نگو
صفت صبر شده وقف فقط بر زینب
تا محبینِ حسینیم یقینا فردا
یادمان هست میان صفِ محشر ، زینب
کوریِ دشمن حیدر که اجاقش کور است
دومین شأنِ نزول است به کوثر ، زینب
آیت الله ترین مرجع تقلید جهان
اسوه ی خطبه ی هر صاحبِ منبر زینب
در مقامش سر سجاده همین بس باشد
گفت محتاج دعای تو برادر ، زینب
مثل زهرا همه جا گرد ولایت چرخید
لحظه ی واقعه چون شیر دلاور زینب
نه فقط کرب و بلا ، بین مدینه حتی
همه جا بود فقط حامی رهبر زینب
وای از آن لحظه ی سختی که به صوتی محزون
ناله زد سمت نبی خسته و مضطر زینب
گفت این صید به خون خفته حسین است حسین
ریخت از خاکِ همان بادیه بر سر زینب
وای از شام چه آمد به سرش در این شهر
آتش افتاد به روی نخ معجر... زینب_
_ همه جا بود دمش گرم دمش ذکرِ حسین
دم زد از یار فقط تا دمِ آخر زینب
سرود زیبا حضرت زینب (س) صدای شر شر بارونه / بارون نوره که می خونه
صدای شر شر بارونه / بارون نوره که می خونه
اومده رحمت حق رو زمین / همه ی لبها خندونه
اومده زین اب دل مولا / اومده شادی ام ابیها
اومده دختر حضرت زهرا
مددی بانو زینب کبری (3)
اومده دلبر زیبارو / اومده دختر زهرا رو
برای شـــــاه کــــــرب بلا / مظهر صبر و ایمان او
دل من پر میزنه از عشقت / پر می زنه تا بسوی دمشقت
اومده دختر حضرت زهرا
مددی بانو زینب کبری (3)
عالمی مست چشماشه / عالمی محتاج نگاشه
تموم خلقت این عالم / همگی بین دستاشه
دل من غرق شور و احساس / میریزه از چشمام هی الماس
اومده دختر حضرت زهرا
مددی بانو زینب کبری (3)
با استعانت از خداوند متعال و عنایات اهل بیت (علیهم السلام) بانک اشعار و مطالب مورد نیاز مداحی با رعایت شأنیت بزرگان دین در این مجموعه گردآوری شده و در مناسبتهای ملی و مذهبی تا حدی میتواند نیاز مادحین بزرگوار را برآورده نماید. انشااله دوستانی که از این مختصر مطالب بهره مند شدند نثار روح شهید رمضان عنایتی از شهدای کربلای شلمچه صلوات هدیه کنند.