من اولین شهیده راه ولایتم

این است خط مشی جهاد و هدایتم

 

من راوی مصائب غم های حیدرم

بنوشته روی تربت مخفی روایتم

 

مانند فبر گم شده ام تا قیام حشر

مخفی بود ز خلق غم بی نهایتم

 

حامی حق شوهر مظلوم خود شدم

با تازیانه کرد مغیره حمایتم

 

همچون لوای حمد که بر شانه ی علی است

در روز حشر چادر خاکی است رایتم

 

تاریخ شاهد است ز شرح غمم ولی

بنوشت روی سینه و بازو حکایتم

 

آتش زدند بر در بیت الولای من

این بود احترام مقام ولایتم

 

من مصحف ولایت و قرآن و حیدرم

موی سفید و صورت نیلی است آیتم

 

داغ رسول سقط جنین و فشار در

شد پاسخ محبت و لطف و عنایتم

 

میثم! همیشه یاور آل رسول باش

خواهی اگر به دست بیاری رضایتم

 

امام حسین (علیه السلام) نقل می‌کنند:

بعد از اینکه مادرم فاطمه (سلام الله علیها) از دنیا رفت پدرم امیرالمومنین (علیه السلام) او را مخفیانه دفن کرد و روی قبر را صاف کرد تا محل قبر مشخص نباشد. بعد از زمین برخواست و صورتش را به سمت قبر رسول الله برگرداند و فرمود: 🔹از طرف خودم و دخترت که الان زائر توست و در کنار تو خوابیده و از همه زودتر به تو ملحق شده به تو سلام می‌کنم.

🔹یا رسول الله صبر و طاقتم در فراق فاطمه کم شده. 🔹یا رسول الله امانتی ات را برگرداندم. 🔹دیگر زمین و آسمان برایم زیبایی ندارد. 🔹یا رسول الله، حزن من دیگر دائمی شد و شب هایم بی انتها دیگر غم از قلبم بیرون نمی‌رود تا زمانی که من نیز به شما ملحق شوم. 🔹دخترت به تو از هجوم امتت بر او و غصب حقش خبرها دارد. پس او را سوال پیچ کن و از حال او مطلع شو. چه غم های بزرگی در سینه اوست که راهی برای حل آنها نداشت. 🔹اگر غلبه دشمنان نبود همین جا کنار قبر فاطمه می ماندم و معتکف می‌شدم و مانند مادر جوان از دست داده بر این مصیبت بزرگ زار می‌زدم.

🔹در مقابل دیدگان خدا، دختر تو را مخفیانه دفن کردم و شکایتم را نزد خدا خواهم برد.

 

📚 منابع : 📗الكافي(ط - الإسلامية)/ج‏1/ص: 459 📙الكافي(ط-دارالحديث)/ج‏2/ص: 492 📔نهج البلاغة/للصبحي صالح/ص: 320 📙الأمالي/للمفيد/ص: 282 📕دلائل الإمامة(ط - الحديثة)/ص: 138 📘الأمالي/للطوسي/ص: 109 📗شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد/ج‏10/ص: 265