مدح پیامبر (صلی اله علیه و آله) مبعث

اَلا محمد «اِقرء و ربُّک الاکرم»
بخوان به نام خداوندگار لوح و قلم
بخوان بخوان که تویی منجی همه عالم
بخوان که پیشتر و برتری تـو از آدم
بخوان که خوانده خدایت پیمبر اکرم
بخوان که هر نفس توست آیتی محکم
بخوان به نام خدایی ‌که آفرید تو را
بخوان بنام کریمی ‌که برگزید تو را
اَلا که سیطرۀ کفر از این خبر شکند
صف سپاه شب از نیزۀ سحر شکند
اگر چه کوه بوَد خصم را کمر شکند
به تیغ عدل تو بازوی زور و زر شکند
تبر به دست، بتان را به یکدگر شکند
کمان گرفته ز بوجهل ِ فتنه سر شکند
خبر دهید که دیو غرور و مستی مُرد
رسید لشکر توحید و بت پرستی مُرد
***
محمد ای دو جهان زیر بار منت تو
مبارک است به خلق و خدا نبوت تو
خجسته باد به عالم ظهور دولت تو
تمام نـور بـود از چراغ حکمت تو
بود حقیقت توحید درس وحدت تو
درود بر تو و دین و کتاب و عترت تو
***
چراغ عترت و قرآن یکی است یااحمد
به این دو عزت ما متکی است یااحمد

سرود مسجدی – عید مبعث رسول الله

 این ندا آید ز سوی خالق ارض و سما
 اِقرأ بسم ربّک الّذی خلق یا مصطفی

ای رسول ِ،حیّ سرمد ، جان فدایت ، یا محمد

 یا اباالزهرا مدد

بعثت است و موج شادی تا ثریّا می رود
 از حرا نور خدا تا عر ش اعلا می رود

از فروغ ِ،حیّ سبحان، شهر مکّه، شد چراغان

ای رسول ِ،حیّ سرمد ، جان فدایت ، یا محمد
 یا اباالزهرا مدد

ای محبین ولایت زود ِ زود ِ زود ِ زود
 وعده ی ما مکّه با نابودی ِ آل سعود

کن به حقّ ،نام زهرا، یک مدینه،قسمت ما


 ای رسول ِ،حیّ سرمد ، جان فدایت ، یا محمد
 یا اباالزهرا مدد

امشب از لطف خدای خالق ِ حیّ صمد
 می رود دل مکّه با ذکر علی حیدر مدد

یا علی حیدر مدد


حجت حق عبد مطلق نوراله الصمد

سرّ اعظم یار عالم ذکر یا حیدر  مدد

یا علی حیدر مدد

مدح حضرت زینب (س)  زینبم نائبة الزهرایم

زینبم نائبة الزهرایم
 مادرم گفته که بی همتایم

بشنوید ارض و سما! آوایم
این حسینی که بُوَد، آقایم ...

... تا که دیده به روی من وا کرد
مهر خود را به دل من جا کرد

 کوثر حضرت کوثر هستم
زین اَب هستم و زیور هستم

زیور فاتح خیبر هستم
 خطبه ام گفت: که حیدر هستم

همه دیدند هنر دارم من
مثل عباس، جگر دارم من

مدح حضرت زینب (س) بعد زهرا بهترین زن بین زنها زینب است  

بعد زهرا بهترین زن بین زنها زینب است 
لاف نَبود گر بگویم عین زهرا زینب است

گر بپرسی کیست استاد دبیرستان عشق 
خیل شاگردان همه گویند تنها زینب است

گر بسنجی درترازوی عمل معیار صبر
صبرگوید قهرمان صبردنیا زینب است

گر مقام او بود از جمع معصومین جدا
آن که ازهرمعصیت باشد مبرّا زینب است

در ریاضی گر حساب جمع از مِنها جداست
آن که از جمع شفاعت نیست مِنها زینب است

آن که باتیغ زبان، کار دوصد شمشیر کرد
کوه صبر واستقامت روح تقوا زینب است

آن که با ایراد نطقی کرد مانند علی 
زاده مرجانه را محکوم و رسوا زینب است

آن که بهر ما جهاد فی سبیل الله را
با اسارت می کند تفسیر و معنا زینب است

باشهامت چون اسارت گشت توأم، عقل گفت
آن که در دنیا نظیرش نیست پیدا زینب است

شد رقم پرونده اسلام با خون حسین
آن که با خون سر خود کرد امضاء زینب است

شاعر ژولیده می گوید به آواز جلی
بین زنها بهترین زن بعد زهرا زینب است


ژولیده نیشابوری

انتظار عصر جمعه

غروب جمعه دلم بوی یار می گیرد

افق افق دل من  را غبار می گیرد

نه با زیارت یاسین دلم شود آرام

نه با دعای سماتم قرار می گیرد

 نوای ندبه صبحم هنوز ورد لب است

که نغمه عشراتم به بار می گیرد

دل صنوبریم زین هوای مه آلود

نه از فراق که از انتظار می گیرد

قسم به عصر که خسران قرین انسان است

مگر هر آنکه دانش خود را به کار می گیرد

 

دوبیتی ناب حضرت زینب (سلام اله علیها)

کائنات افتاده دام علی است

خضر خود ، لب تشنه ی جام علی است

نام مولا زینت عرش است اگر

نام زینب زینت نام علی است

شعر مرثیه و نوحه وفات حضرت زینب (سلام اله علیها)

ای طبیب دل غمدیده و غم پرور من 

نظری کن به تن خسته ی در بستر من

آنچنان آتش هجران تو سوزاند مرا 

 که بجا مانده فقط بعد تو خاکستر من

 پیش از آنی که اجل بر سر من سایه زند 

 تو بیا بار دگر سایه فکن بر سر من

 یاد داری بدنت در یم خون بوسیدم؟ 

 به تلافی همان بوسه بیا، در بر من

 نه فقط بر لب من نام تو جاریست حسین 

 بخدا ذکر تو گوید همه ی پیکر من

 اولین منظره ی عمر، تماشای تو بود

 تو بیا تا به تو باشد، نگه آخر من

 

** یابن الزهرا یا حسین - آه وایلتا ***

 

حیدر توکلی

مدح حضرت امیر (علیه السلام) میلاد

خدا در کعبه مهمان دارد امشب

حرم در سینه قرآن دارد امشب

زمین خورشید تابان دارد امشب

محمد یک جهان جان دارد امشب

درون بیت، جانان دارد امشب

فلک اسرار پنهان دارد امشب

نوشته بر در و دیوار کعبه

که امشب بخت گشته یار کعبه

الا عیدت مبارک باد کعبه

خدا امشب امامت داد کعبه

علی در تو قدم بنهاد کعبه

تولد یافت عدل و داد کعبه

مبارک باد این میلاد کعبه

چه شوری در وجود افتاد کعبه

بتان هم یا علی گفتند امشب

سخن ها با علی گفتند امشب

خداوند حرم را مظهر است این

پیمبر را چو جان در پیکر است این

تمام هستی پیغمبر است این

زمین و آسمان را محور است این

یم و طوفان و موج و لنگر است این

چه گویم حیدر است این حیدر است این

تمام افتخار کعبه این است

خدا گفته امیرالمؤمنین است

مرا مولا و سرور کیست؟ حیدر

دل و دلدار و دلبر کیست؟ حیدر

امیر دادگستر کیست؟ حیدر

امام عدل پرور کیست؟ حیدر

صراط الله اکبر کیست؟ حیدر

پیمبر را برار کیست؟ حیدر

محمد را اگر پیغمبری بود

خدا داند که او هم حیدری بود

علی مرآت رب العالمین است

علی استاد جبریل امین است

علی سر خداوند مبین است

علی آیینۀ حق الیقین است

علی مولای اصحاب الیمین است

علی کل ولایت کل دین است

همین است و همین است و جز این نیست

کسی جز او امیرالمؤمنین نیست

علی ذکر و علی حمد و علی دم

علی بیت و مقام و رکن و زمزم

علی یعنی صراط الله اعظم

علی یعنی کتاب الله محکم

علی یعنی تمام دین آدم

علی یعنی امام کل عالم

علی در عالم خلقت یکی بود

علی بود، علی بود، علی بود

سرود بادا مبارک میلاد حیدر

از کعبه این مژده سوی احمد رسیده
نور علی عالی اعلی دمیده
افتاده لرزه، بر جان بت ها ز آن دم که دیدند، این بت شکن را
از ره رسیده، جان پیمبر
بادا مبارک، میلاد حیدر
کعبه به عشق روی او در اعتکاف است
بر گرد روی ماه مولا در طواف است
ای قلب قبله، ای جلوه ی حق
ای در تو ظاهر، توحید مطلق
ذکر ملائک، الله اکبر
بادا مبارک، میلاد حیدر

عالم بداند افتخار کعبه این است
کز سینه چاکان امیرالمؤمنین است
دل همچو کعبه، سر مست یار است
هر روزن دل، چون مستجار است
باشد به نامش، این دل سراسر
بادا مبارک، میلاد حیدر

می جوشد و کف می زند هر لحظه زمزم
این زمزمه باشد به لب او را دمادم
روی تو عشق است، ای چشمه نور
از روی ماهت، چشمان بد دور
عالم فدای، ساقی کوثر
بادا مبارک، میلاد حیدر

شاعر: محمد مهدی سیار

صلواتی حضرت امیرالمومنین (علیه السلام)

بر احمد و جمال حیدر صلوات

برفاطمه ی پاک و مطهر صلوات

بر مهر وجود یازده نور جلی

بر جمله ی شافعین محشر صلوات

مدح امیرالمومنین علیه السلام

مولای ما نمونه‌ی دیگر نداشته است

اعجاز خلقت است و برابر نداشته است

وقت طواف دور حرم، فکر می کنم

این خانه بی‌دلیل ترک بر نداشته است

دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی

آیینه‌ای برای پیامبر نداشته است

سوگند می خورم که نبی شهر علم بود

شهری که جز علی در دیگر نداشته است

طوری ز چارچوب، در قلعه کنده است

انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است

یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود

یا جبرئیل واژه‌ی بهتر نداشته است

چون روز، روشن است که در جهل گم شده است

هر کس که ختم ناد علی بر نداشته است

این شعر استعاره ندارد برای او

تقصیر من که نیست برابر نداشته است

 (سید حمید رضا برقعی)

سرود مسجدی میلاد حضرت علی علیه السلام

ذکر اهل آسمون شد قل هوالله
آمده از کعبه بیرون اسدالله
شده ورد دلم علی ولی الله
(با تمام تارو پودم
میگم از عمق وجودم
از ازل حیدری بودم2)2
[به صفای قدمت دلم (جوونه)3
خون من به پیش پای تو (روونه)3
عشق مرتضی علی فوق جنونه2]2
[علی مولا علی علی علی مولا2

ذکر اهل آسمان شد قل هوالله
آمده از کعبه بیرون اسدالله
شده ورد این دلم علی ولی الله
[با تمام تاروپودم
میگم از عمق وجودم
از ازل حیدری بودم2]2
وقتی پای صحبت این عشق پاکه
تا قیامت دیگه کعبه سینه چاکه
روز محشر عاشقی بر تو ملاکه
شد چراغون آسمونا
غرق نوره کهکشونا
اومده حیدر به دنیا2
[علی مولا علی علی علی مولا2

یاعلی اومدی عشقت دلم برد
خدا با تو خودشو به دنیا آورد
روح تو بزرگ بود و کعبه ترک خورد
شکر حق عشق تو رو دلم (خریده)3
خدا عکسشو تو صورتت (کشیده)3
هر کی تو رو دیده خدا رو دیده2
علی مولا علی مولا علی مولا3
امپراطور زمین و آسمانی
تویی شیر معرکه تو پهلوونی
تو بهشت ما رو کنارت مینشونی
خدا داده صد سلامت
داده اختیار تامت
کعبه رو زده به نامت
[این سخن سرود این قلب (دیوونه ست)3
همه جا گشتم،نگرد علی (یه دونه ست)3]2
گنج عشقت توی این دل دیوونه ست
[علی مولا علی علی علی مولا2


با وجودی که مراد همه هستی
عاشقونه مرید فاطمه هستی
تو مربی شه علقمه هستی
زندگیم در اختیارت
حاضرم به افتخارت
سر بدم به ذوالفقارت
دلم از منطق وعقل (شد آزاد)3
واسه درکت عشق،به منطق (جواب داد)3
تو خدایی تو لباس آدمی زاد2
[علی مولا علی علی علی مولا2


زده حق روز ازل به عشق دلبر
قرعه مردی و آقایی محشر
در اومد قرعه عشق به نام حیدر
خودش هیچ بچشو بشناس
معروفه به اشجع الناس
خود حیدر،یه علی عباس
دستارو بالا بیارید (ای جوونا)3
یه طوری کف بزنید تو رو (به قرآن)3
صداشو بشنوه حزب الله لبنان2
[علی مولا علی علی علی مولا2

مدح امیرالمومنین علیه السلام

روح الامین! به بام حرم رو، اذان بگو 
بعد از اذان، ثنای علی همچنان بگو 
اوصاف شیر حق به زمین و زمان بگو 
لب را بشو به زمزم و با حاجیان بگو 
کامشب شب ولادت صاحب حرم شده 
بیت الحرم به مقدم مولا حرم شده 

امشب به کعبه فاطمه پروانه علی است 
دل دور کعبه گردد و دیوانه علی است 
دست خدا به کعبه روی شانه علی است 
امشب دل رسول خدا خانه علی است 

باور کنید جان به تن کعبه آمده 
باور کنید بت شکن کعبه آمده 

امشب به لوح نقش قلم ذکر یا علی است 
آوای سنگ های حرم ذکر یا علی است 
بت‌های کعبه را همه دم ذکر یا علی است 
امشب دعای فاطمه هم ذکر یا علی است 
امشب زمین به یمن علی عرش می‌شود 
امشب فلک ز بال ملک فرش می‌شود 

ای کعبه جلوۀ ازلی را نگاه کن 
مرآت حسن لم یزلی را نگاه کن 
عید ولایت است ولی را نگاه کن 
یا فاطمه جمال علی را نگاه کن 
آیینه از جمال جمیل خدا بگیر 
با چهرۀ علی زخدا رونما بگیر 

مادر، تمام هستی پیغمبر است این 
از انبیا به غیر محمد سر است این 
بر خلق آسمان و زمین رهبر است این 
دستش مبند بنت اسد، حیدر است این 
ای دخت شیر! بهر نبی شیر زاده‌ای 
شیری که هست صاحب شمشیر،زاده‌ای 

تو دخت شیری و اسدالله زاده‌ای 
بر جمله خلق، رهبر آگاه زاده‌ای 

بهر رسول، همدم و همراه زاده‌ای 
خوشتر ز آفتاب رجب، ماه زاده‌ای 
نوزاد تو کز او حرم الله منجلی است 
آیینۀ تمام نمای خدا، علی است 

نقش همیشه زنده لوح و قلم علی است 
در بین اولیا به دو عالم علم علی 
تصویری از حقیقت حُسن قِدم علی است 
سعی و صفا و زمزم و رکن و حرم علی است 
قرآن به وصف اوست که تکمیل می‌شود 
جـز او چـه کس معلم جبریل می‌شود 

روز نخست ارض و سما گفت یا علی 
روح الامین به وقت دعا گفت یا علی 
آدم به موج درد و بلا گفت یا علی 
در جنگ‌ها رسول خدا گفت یا علی 
در ذوالفقار زمزمۀ لافتی علی است 
بر روی هر که می‌نگرم نقش یاعلی است 

ای شهریار کشور جان یا علی مدد 
ای دستگیر خلق جهان یا علی مدد 
ای رهنمای گمشدگان یا علی مدد 
ای ذکر اهل دل به زبان یا علی مدد 
ما جان و دل به مهر تو آراستیم و بس 
روز نخست از تو، تو را خواستیم و بس 

مرغ دلم کبوتر صحن و سرای توست 
شیرین ترین ترانۀ روحم ثنای توست 
مُهر حلال زادگی من ولای توست 
هر سو که رو نهم حرم با صفای توست 
از لحظه‌ای که پای به دنیا گذاشتم 
دینی به جز ولای تو مولا نداشتم 

گل بی نسیم مهر تو پژمرده می‌شود 
دل بی شرار عشق تو افسرده می‌شود 
نام تو با کلام خدا برده می‌شود 
یاد دمت مسیحِ دل مرده می‌شود 
تـو کیستی؟ امام تمام امام‌ها 
بر حضرتت هماره درود و سلام‌ها 

بی مِهر تو قبول صلوة و صیام نیست 
تکبیر و حمد و نیت و رکن و قیام نیست 
تبلیغ دین احمد مرسل تمام نیست 
ما را به جز تو بعد پیمبر امام نیست 
این مذهب و عقیده و ایمان"میثم"است 
حتی بهشت گـر تـو نباشی جهنم است 

دوبیتی ناب امام جواد علیه السلام

از پای به سر چونکه مرادیم همه

از آمدن جواد شادیم همه

هرکس نگری دست به دامان کسی است

مادست به دامان جوادیم همه

مدح امام جواد علیه السلام

شد امشب از رخ ابن الرضا چشم رضا روشن

چنان كه چشم احمد شد ز روى مرتضى روشن 

 

به چشم دل تماشا كن كه هم چون اهل دل بینى

 ز نور كبریایى شد حریم كبریا روشن

 

امام هشتمین را داده حق طفلى كه مى‌‏باشد

  ز انفاسش صبا خرم ز رخسارش فضا روشن

 

گلستان حیاتش زین گل ریحانه شد خرم

  شبستان امیدش گشت از این بَدرُ الدُجا روشن

 

همه شب تا سحر بر مهد ناز طفل نوزادش

  به جاى شمع باشد روى آن شمس الضحى روشن 

 

جواد آمد كه شادان شد ز میلادش دل زهرا

 جواد آمد كز و شد قلب ختم الانبیا روشن

 

الا یا خاندان وحى و قرآن یا بنى الزهرا

 ز میلاد جواد ابن الرضا چشم شما روشن

 

شكوه رحمتش چون مهر باشد هر طرف تابان

  مقام عصمتش چون روز باشد هر كجا روشن

 

شود از غم چو شب روز بد اندیشى كه پندارد

 نماند مشعل دین مبین بعد از رضا روشن

 

دگر تا روز محشر روشن و خاموش مى‌‏ماند

  چراغى را كه مى‏سازد خدا خاموش یا روشن

 

«مؤید» را چه وحشت اندرین ظلمت‌سرا باشد

 كه دارد جان و دل پیوسته از نور ولا روشن

 ---------------------------------------------------------------- سید رضا موید

خواص دعای شرف الشمس

خواص دعای شرف الشمس (اسم اعظم الهی)

1- ایمنی از هربلا و درد

2- رفع اندوه و غم و پریشانی

3- آزادی از تب و دردها

4- افزایش رزق وروزی

5- گشایش بخت دختران دم بخت

6- در کفن قرار بگیرد برای ایمنی از عذاب قبر

7- حامل دعا همه جا پیروز و منصور است

8- سحر و نظر بد از او دور میشود

9- برای بیدار شدن نماز شب

10- موجب خیر و برکت است

11- موجب رفع شر از جن و انس میشود

12- عزت آور است

13- موجب گشایش امور است

14- دور کننده ترس است

15-موجب ایمنی از

 

نوح وفات حضرت زینب (سلام اله علیها)

این سلسله بر دستت ارثیه مولا بود

اشک و چادر خاکی یادگار زهرا بود

شام آخرش سر شد  مهمان برادر شد

راز کربلا زینب (4)

از داغ برادر ها جان شعله ور داری

از غربت عاشورا تنها تو خبر داری

ای قافله سالار کاروانِ عاشورا

 ای راهی تنهایِ داستانِ عاشورا

راز کربلا زینب (4)

ای تا نفسِ آخر مانده با ولی زینب

غیرت علی بودی غیرت علی زینب

شد ز سوز آه تو کاخ ظالمان ویران

خطبه ی بلیغت زد آتش به جگر ها مان

راز کربلا زینب (4)

ای رکابِ پای تو زانوی علی اکبر

با غروبِ عاشورا تنها شده ای دیگر

از جانِ صبور تو جان خسته میخواند

ماجرای عاشورا با تو زنده می ماند

یا اخ الحسن مظلوم

 

اشعار وفات حضرت زینب (س)

جان و دلم فدای تو ای دلبرم ، حسین
دیگر رسیده است دم آخرم حسین
 
من رو به کربلای تو خوابیده ام اخا
دیدار من بیا ، پسر مادرم حسین
 
چیزی نماند از تو بجز کهنه پیرهن
این یادگار توست کنون در برم حسین
 
یک سال و نیم رفته ز عمر و نمی شود
درد نبودنت بخدا باورم حسین
 
یک سال و نیم مثل رباب تو می زدم
بر صورتم ، ز داغ علی اصغرم حسین
 
پیچیده است وقت اذان توی گوش من
" الله اکبر " علی اکبرم حسین
 
یادم نمی رود که صدای تو قطع شد
افتاد دلهره به میان حرم حسین
 
بالای تل دویدم و دیدم  که ، می خوری...
...شمشیر و نیزه ، پیش دو چشم ترم حسین
 
چهره کبود بود شب غارت حرم
هر دختری که بود به دور و برم حسین
 
در کربلا زدند به پیشانی تو سنگ
در شام سنگ خورد همه پیکرم حسین
 
هر چه گذشت بین محل یهودیان
با خود به زیر خاک سیه می برم حسین ...
  ***   رضا رسول زاده  ***

دعای شرف الشمس و نکات استفاده کننده از انگشتر شرف الشمس

دعای شرف الشمس

بسم الله الرّحمن الرّحیم

اَللّهُم   اِنّي اَسئَلُكَ بِالهاءِ مِنْ اِسمِكَ الْاَعظَم و بالثَلآثِ العِصّيِ و بالالَفِ   المُقوَّمِ و بِالمِيمِ الطَميس الاَبتَر و بالسِّلمِ و بالاَربَعَه الَتِي ه‍ِي   كالكَفِ بِلا مُعصَم و بِالهاءِ المَشقُوقَه و بالواوِ المُعظَّم صورة اِسمكَ الشَّريفِ   الاَعظَم اَن تُصَلِيَ علي سَيِّدِنا مُحمَّدِ وَ آلِهِ بعدد حروف ماجري بِالقلم   و اَن تَقضِي حاجَتِي..

نکاتی که در هنگام نوشتن باید رعایت شود:

۱-هیچ خطی دوبار کشیده نشود

۲-سوراخ‌های ستاره و میم و‌ها و واو بسته نشود

۳-خطوط ابتدا و انتهای ستاره یگدیگر را قطع نکنند

۴-اندازه الف‌ها یکسان باشد

۵- واو آخر روی تمام نقش کشیده شود

۶- اگر روی کاغذ نوشته می‌شوند با گلاب و زعفران نوشته شوند

7-به نام کسی باشد که قرار است از آن دائما استفاده کند نوشته شود

8-از ساعت 11 تا 23 روز 19 فروردین نوشته شود

9-اگر روی کاغذ نوشته میشود یا کاغذ زرد باشد یا با آب و زعفران روی کاغذ نوشته شود

10- اگر روی کاغذ نوشتید حاجت خود را زیر دعا نوشته در قرآن قرار دهید و در چهار شنبه آخر سال در آب روان بیندازید

نکته مهم : کسی که برای اولین بار از انگشتر شرف الشمس می خواهد استفاده نماید باید یک شب از وقت نماز مغرب شرف الشمس را طوری که نوشته رو به بالا باشد به همراه سه عدد سکه و یک برگ گل یا برگ سبز داخل ظرف شیشه ای یا بلوری قرارداده و روی آنها را گلاب ریخته تا سطح آنها را بپوشاند و زیر ظرف مبلغی به عنوان صدقه قرار داده و شبی که ابری نباشد و مکانی که زیر سقف یا دیوار یا سایه درخت نباشد تا قبل از طلوع آفتاب فردا قرار دهد.

بعد گلاب را جایی تمیز مثل داخل گلدان یا روی پشت بام ریخته ، پول را صدقه داده و دورکعت نماز حاجت اقامه کرده و از انگشتر استفاده میکنیم.

انشااله که حاجت رواشویم.  



دو نکته مهم دیگر درباره شرف شمس

۱- اگر از نگین استفاده می‌کنید سعی کنید هر سال در ساعت ذکر شده و با آداب کامل بوسیله یک سوزن روی نقش کنده شده را دوباره خراش دهید.

۲- اگر روی کاغذ نوشتید آن را باز نکنید و به کسی نشان ندهید و در آخرین چهارشنبه سال به آب روان بسپارید.

نوحه‌اي منسوب به سيدالشهدا (ع)

نوحه‌اي منسوب به سيدالشهدا (ع) وجود دارد كه گويا حضرت در لحظات آخر عمر شريفشان اين شعر را سروده‌اند. سال‌هاست مداحان و واعظان در جلسات هفتگي خود آن را همخواني مي‌كنند. اين شعر به «شيعتي» معروف است.

 گفته مي‌شود كه دليل سلام دادن شيعيان پس از نوشيدن آب، همين شعري است كه حضرت در ظهر عاشورا گفته‌اند. و اما شعر:

شيعتي مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذكروني (شيعيان من! هنگامي كه آب گوارا نوشيديد، مرا ياد كنيد.)
اَوْ سَمِعْتُم بِغَريبٍ اَوْ شَهيدٍ فَانْدُبُوني (و يا هنگامي كه از غريبي يا شهيدي خبري شنيديد، بر من ندبه كنيد.)

فـَاَنا السِّبْطُ الَّذي مِنْ غَيْرِ جُرْمٍ قَتِلُوني (من، نواده [پيامبر] هستم كه مرا بي گناه كشتند.)
وَ بِجَرد الخَيْلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُوني (و پس از آن از روي عمد، مرا پايمال سم اسبان كردند.)

لَيْتَكُم في يَوْمِ عاشورا جميعاَ تَنْظُروني (اي كاش، همگي در روز عاشورا بوديد و مي‌ديديد.)
كَيْفَ اِسْتَسْقي لِطِفْلي فَاَبوا اَن يّرْحَمُوني (كه چگونه براي كودك خردسالم، آب خواستم و آنان رحم نكردند.)

روضه کوتاه امام حسین علیه السلام

گوشه چشمی اگر از جانب دلبر برسد

دست من نیز به آن چشمه ی کوثر برسد

اگر از شانه ی من کوه گنه برداری

پای این بنده هم از عرش فراتر برسد

باز هم توبه شکستم،بگذارید فقط

باز هم فرصت یک توبه ی دیگر برسد ...

همه ی ترسم ازین است که به هنگام گناه

عمر این بنده ی آلوده به آخر برسد

*ان شاالله اینجوری نمیشه،ان شاالله ما همونجوری میمیریم که اربابمون دوست داره*

بس که آلوده ام،ابکی لخروج نفسی ...

وای از آن لحظه ی سختی که اجل سربرسد

همه ی خواهشم این است که در موقع مرگ

سر این بنده روی دامن حیدر برسد ...

مطمئنم که در آن لحظه ی سخت و حساس

حضرت فاطمه با آل پیمبر برسد ...

*از کجا مطمئنی؟روایت داره تو کامل الزیارات از حضرت صادق پرسید: أن تزور قَبْرِ الْحُسَیْنِ " عرض کرد آقاجان من نمی تونم به راحتی برم به زیارت جد غریبتون،شناخته میشم،حضرت فرمودن حالا که زیارت نمیری،آیا بر جد ما جزع و فزع می کنی؟آیا گریه می کنی به یاد مصائبش؟گفت بله یابن رسول الله وقتی یادش می کنم،آگه غذا جلوم بزارن دیگه غذا از گلوم پایین نمیره ..." میدونی چرا؟ آخه ارباب ما رو اول گرسنه کشتن ..." آگه کربلایی باشی هر غذایی ببینی میگی حسین ..."بعد حضرت فرمود : رَحِمَ اللّهُ دَمْعَتَكَ ،رحمت خدا بر اشک چشمت" یه بشارت بهش داد فرمود اَما اِنَّكَ مِنَ اَهْلِ الْجَزَعِ لَنا سَتَرى عِنْدَ مَوْتِكَ حُضُورَ آبائى لَكَ. ، حالا که جزع و فزع می کنی حالا که به یاد جد غریب ما گریه می کنی ،بهت بشارت بدم دم جون دادنت همه ی ما میایم بالاسرت ... "

مطمئنم که در آن لحظه ی سخت و حساس

حضرت فاطمه با آل پیمبر برسد ...

*این برا جون دادنمون ، قیامت چی؟!!*

چادر مادر ما کار خودش را بکند

بگذارید فقط لحظه ی محشر برسد ...

امام صادق علیه السلام فرمود یه سر چادر به دست مادرم زهرا تو بهشته،یه سر چادر رو پل صراط پهن میشه ..." ندا میدن * یَا أَیُّهَا الْمُحِبُّونَ لِفَاطِمَةَ تَعَلَّقُوا بِأَهْدَابِ مِرْطِ فَاطِمَةَ * ای زهرا دوستا بیاید ... به ریشه های چادر زهرا چنگ بزنید ....

چادر مادر ما کار خودش را بکند

بگذارید فقط لحظه ی محشر برسد

مثل هر دفعه به ارباب توسل کردم

حتما ارباب به داد دل نوکر برسد

چقدر نام تو زیباست اباعبدالله

چقدر نام تو زیباست اباعبدالله

چشم تو خالق دنیاست اباعبدالله


زائر کرببلا حق شفاعت دارد
قطره در کوی تو دریاست اباعبدالله


دستگیری ز گدا گردن هر ارباب است
کار ما دست تو آقاست اباعبدالله


مستجاب است دعا گوشه‌ی شش‌گوشه‌ی تو
حرمت عرش معلی‌ست اباعبدالله


هر کسی داد سلامی به تو و اشکش ریخت
او نظر کرده‌ی زهراست اباعبدالله


بارها گفت اگر من ز حسینم، دیدم
جلوه‌اش اکبر لیلاست اباعبدالله


چشم ما روز قیامت به پر قنداقه‌ست
پسرت مالک فرداست اباعبدالله


روزی گریه‌ی ما دست رباب افتاده
روضه‌خوان در دل صحراست اباعبدالله


باب بین‌الحرمین از حرم عباس است
همه جا سفره‌ی سقاست اباعبدالله

هر که باشیم که سنگ تو به سینه بزنیم
سینه‌زن زینب‌کبری‌ست اباعبدالله


مادرت گفت "بنیَّ" دل ما ریخت به هم
بردن نام تو غوغاست اباعبدالله


مادرت گوشه‌ی گودال تماشا می‌کرد
بر سر نعش تو دعواست اباعبدالله

 

شاعر : قاسم نعمتی

 

نوحه واحد امام هادی (علیه السلام)

واحد

از زمین و آسمان، می رسد این زمزمه

بار دیگر تازه شد، داغ آل فاطمه

یوسف زهرای اطهر كشته شد

هادی ِ آل پیمبر كشته شد

تسلیت یا بن الحسن

 

سامره شد كربلا ، بر امام شیعیان

روز ماتم آمده ، بر تمام شیعیان

دیده بسته از جهان ابن الرضا

شد امام عسکری صاحب عزا

تسلیت یا بن الحسن

 

برگلستان علی  دست دشمن زد شرر

شد امام عسکری دیده گریان پدر

در زمین سامره غوغا شده

یا که بر پا محشر کبری شده

 

تسلیت یا بن الحسن

مرثیه شهادت امام هادی (علیه السلام)

یا رب از زهر جفا سوخت زپا تا به سرم

شعله با ناله برآید همه دم از جگرم

جز تو ای خالق دادار کسی نیست گواه

که چه آورده جفای متوکّل به سرم

می دوانید پیاده به پی خویش مرا

گرد ره ریخت بسی بر رخ همچون قمرم

آن شبی را که مرا خواند سوی بزم شراب

گشت از شدّت غم، مرگ عیان در نظرم

خواست تا بر من مظلوم دهد جام شراب

شرم ننمود در آن لحظه زجدّ و پدرم

زهر نوشیدم و راحت شدم از عمر ولی

ریخته خاک یتیمی به عذار پسرم

با که این ظلم بگویم که به زندان بلا

قبر من کند عدو پیش دو چشمان ترم

هر زمان هست در این دار فنا مظلومی

حق گواه است که من از همه مظلوم ترم

فخر (میثم) همه این است به فردا کامروز

هم ثنا گستر من آمده هم نوحه گرم

سرود امام باقر (علیه السلام)

دسته‌گل زین‌العابدین، باقـر علم و امام دین نور دل و دیدۀ حسن، نجل امام المجاهدین

ای مه انجم خوش آمدی امام پنجم خوش آمدی

محمّــد اول علـی، مــاه رجــب از تــو منجلی به مصطفی پنجمین وصی، به کبریا پنجمین ولی

ای مه انجم خوش آمدی امام پنجم خوش آمدی

سلام گرم پیمبرت، رسیده از قول جابرت دخت نبی جدۀ تو ، بنت حسن گشته مادرت

ای مه انجم خوش آمدی امام پنجم خوش آمدی

ای سرو جانم فدای تو ورد زبانم ثنای تو بوده‌ام از روز کودکی تشنۀ جام ولای تو

ای مه انجم خوش آمدی امام پنجم خوش آمدی

در شـب عیــد ولادتـت، پــر شده‌ام از ارادتت سائل کوی توام که تو، لطف و کرم بوده عادتت

ای مه انجم خوش آمدی امام پنجم خوش آمدی

خیال تو شمع محفلم، بقیع تو کعبۀ دلم ثنای تو ذکر دائمم، ولای تو کلِّ حاصلم

ای مه انجم خوش آمدی امام پنجم خوش آمدی

ماه نهد سر به خشت تو، علم خدا در سرشت تو قلـب محبـان فاطمـه بــرگ گلی از بهشت تو

ای مه انجم خوش آمدی امام پنجم خوش آمدی

مدح امام باقر علیه السلام

از روشنی طلعت رخشنده باقر 

    شد نور علوم نبوی برهمه ظاهر

در اول ماه رجب از مشرق اعجاز

     گردید عیان ماه تمام از رخ باقر

مشرق شده از نور علی بن حسین است  

     این نور که نورانی از و گشته ضمائر

بر فاطمه بنت حسن بس بود این فخر   

         کاورده پدید این مه تابنده باقر

باقر لقب و کنیه ابا جعفر و اورا        

   بوده است لقبهای دگر : هادی و شاکر

از هر بدی و عیب و زلل اوست مبّرا  

    جان وتنش از یذهب عنکم شده طاهر

دریای علوم است و زداینده اوهام    

         گفتار حکیمانه ی او زیب منابر

از یک نفسش زنده کند صدچو مسیحا

       از یک نظرش دیده اعمی شده باصر

یاد آمدش از چهره تابان محمد     

        با چشم بصیرت نگهش کرد چو جابر

ابلاغ اسلام از طرف ختم رسل کرد  

         چون گفته پیغمبرش افتاده به خاطر

 عالم همه شد روشن ازآن نور خدایی   

         شد بارور از او شجر دین و شعائر

خوش باد ، زمینی که هم آغوش شد اورا   

    خوش آنکه به سوی حرمش گشته مسافر

                                  

 وصفش نتوان گفت حسان با سخنی چند

                       چون قصه بلند است وزبان الکن وقاصر

                                                                                                (حسان)

روضه جانسوز عطش

در معالي السبطين، جزء ۲، ص ۳۱; سوگنامه آل محمد، ص ۳۹۸ به نقل از منتهي الآمال، ج ۱، ص ۲۹۳ 

سومين

بعداز ظهر عاشورا، وقتي امام (ع) در قلتگاه شهيد شد ذوالجناح خودشو را به خون آنحضرت آغشته كرد و شيهه هاي بلندي ميكشيد به طرف خيمه ها آمد.



تا حضرت زينب صداي ذوالجناح را شنيد به حضرت بی بی سكينه فرمود: از خيمه بيرون بیا  اسب بي صاحب برادرم با یال و کاکل خونین برگشته . با ديدن اين صحنه صدای شیون همه بلند شد.

 همه سراسیمه دویدن عمه سادات زینب آمد قتلگاه صدازد: برادر می خواهم صورتت را ببوسم اما سر در بدن نداری ، یک وقت دختر علی خم شد لبها را گذاشت بر رگهای بریده با سوز دل حسین را صدا زد ، همین طور که با بدن برادر حرف می زد ، سکینه ناز دانه آمد جلوی عمه ، دید عمه اش یک بدن بی سر را بغل گرفته دارد گفتگو می کند تا این منظره  را دید صدا زد : «عَمِّتی هذا نَعشُ مَن ؟» این بدن کیه داری با او حرف می زنی ؟ فرمود :«نَعشُ اَبیکِ الحسین » سکینه جان این بدن بابایت حسینه ، پیکر را به آغوش گرفت اين سفارش را از حلقوم بريده امام شنيد:


شيعَتي مَهْما شَرِبْتُمْ ماءَ عَذْبٍ فَاذْكُروني اي شيعيان من، هر وقت آب گوارا نوشيديد ياد من حسین باشيد  اَوْ سَمِعْتُمْ بِشَهيدٍ اَوْ غَريبٍ فَانْدُبوني هر غريبي يا شهيدي را ديديد براي من گريه كنيد لَيْتَكُمْ في يَوْمِ عاشورا جَميعاً تَنْظُروني اي كاش روز عاشورا همه بوديد و مي ديديد كَيْفَ اَسْتَسْقي لِطِفْلي فَاَبَوْا اَنْ يَرْحَموني كه من چگونه براي كودكم آب خواستم و به كودك من رحم نكردند.


تشنه لبان را كه آب سرد به كام است بر لبت اي تشنه لب هنوز سلام است در دل ما ياد تشنگيت مدام است آب پس از تشنه كامي تو حرام است اينجا نکته اي را عرض کنم که خيلي زيباست. از امام صادق (ع) سؤال کردند: آقا من نمي توانم يازده رکعت نماز شب بخوانم. چه کنم؟

فرمودند: در روز يازده رکعت را قضا کن. گفت: اگر نشد؟ فرمودند: سه رکعت، دو رکعت شفع و يک رکعت وتر را در موقع اش بخوان. اگر نشد، آن ار قضا کن.

گفت: اگر اين نيز حاصل نشد؟ فرمودند: نماز مغرب و عشا را به جماعت کن و پس از آن آيه آمن الرسول را بخوان.

گفت: اگر ميسور نبود؟ فرمودند: شب که مي خوابي، از خواب که بيدار مي شوي، تشنه مي شوي؟ گفت: بله 

فرمودند: آب که مي نوشي، بر امام حسين (ع) سلام بده، ثواب نماز شب در نامه عملت ثبت و ضبط مي شود.

عطش اينقدر مهم است که اگر بعد از نوشيدن آب، نام ايشان را ذکر کني، ثواب نماز شب برايت نوشته مي شود. منبع اين حديث کتاب شريف "عده الداعي" نوشته ابن فهد حلي است.

امام زين العابدين (ع) در شب سوم شهادت حضرت، بر روي سنگ قبر ايشان اين جملات را نوشتند:

هذا قبر حسين بن علي بن ابيطالب، الّذي قتلوه عطشاناً غريباً ؛ اين قبر حسين فرزند علي اب ابيطالب است که او را تشنه و غريب به شهادت رساندند. اين همه ظلم بر امام رفته، اما عطش را ذکر مي کنند.

ما مخلوقيم و خداوند خالق، او معبود است و ما عبد. ما هيچ شباهتي به خدا نداريم، نه در ذات، نه در اعمال و نه در صفات. فقط بنده، يکجا شبيه خداوند مي شود. آن هم جايي که براي امام حسين (ع) روضه مي خواند. اولين روضه خوان امام حسين (ع) خداست. وقتي براي حضرت آدم ابوالبشر به درخت ممنوعه نزديک شد و از آن ميل کرد و مشکل ايجاد شد، جبرئيل آن کلمات را به او تعليم داد. فَتَلَقي آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلمات.

به آدم گفت که خداوند را به اين اسماء قسم دهد و بگويد: يا حميد بحق محمد، يا عالي بحق علي، يا فاطر بحق فاطمه، يا محسن بحق الحسن، يا قديم الحسان بحق الحسين. همه را گفت از پيامبر اکرم (ص) تا امام حسين (ع). وقتي  به نام حسين رسيد، در حديث دارد که آدم گفت: جبرئيل! چهار اسمي را که گفتم بخشي از غم دلم رفت، اما اين اسم را که گفتم، غم بر دلم نشست و اشکم جاري شد.

جبرئيل براي آدم (ع) جريان کربلا را نقل مي کند: اين فرزند توست که مصيبتي به او مي رسد. او. عطشان و غريب و تنها کشته مي شود. او يار و ياوري ندارد و مي گويد: آه از عطش! آه از نبود ياور! عطش در کربلا به حدي مي رسد که آسمان را بصورت دود مي بيند و کسي عطش حسين (ع) را جواب نمي دهد مگر شمشير و سنگ که بر او مي زنند. آدم و جبرئيل گريستند مانند مادر فرزند مرده!

من شش مورد را استشهاد کردم. اما موارد بسياري در تاريخ هست، سنگين تر هم هست! قصّه عطش قصّه کاملاً جدي است.

 

نوحه امام هادی علیه السلام

یا حضرت هادی

 

ای كعبه ی دل كوی تو یا حضرت هادی

وی قبله ی جان روی تو یا حضرت هادی

ای چشم همه سوی تو یا حضرت هادی

ای خلق و ثنا گوی تو یا حضرت هادی

 

تو اختر برج نبوی شمس هدایی

ماه علوی،آینه ی حسن خدایی

فرمانده ی ملك قدر و عشق رضایی

آری تو علی بن جواد اِبن رضایی

 

من آبرو از خاك دره سامره دارم

من خاطره ها از سفره سامره دارم

من جلوی طور از شجره سامره دارم

من عشق دو قرص قمره سامره دارم

 

روضه امام هادی (علیه السلام)

 

چشمان خیس و ابریت غم دارد آقا

 گلبرگ رویت رود شبنم دارد آقا

 دارد نسیم غصه می آید ز كویت

 شالِ عزایت عطر ماتم دارد آقا

 

بالاتری ز مدح و ثنا أیها النقی

ابن الرضای دوم ما أیها النقی

 

*مگه می شه با این زبان الكن و با این كلمات ناقص،مگه مدح شما گفت *

 

بالاتری ز مدح و ثنا أیها النقی

ابن الرضای دوم ما أیها النقی

 

با حبّ تو عبادت ما عین بندگی ست

هادیِّ آل فاطمه یا أیها النقی

 

*محضر امام هادی عرض ادب کنیم خوشا بحال اونایی که الآن تو حرمش دارن عزاداری میکنن، دل همه ی ما برا حرمت تنگ شده آقاجان،ان شاءالله به زودی ِ زود،كنار حرم باصفاش اونجا عرض ادب كنیم *

 

دارم ولی شناسی خود را ز نور تو

مولای من ولی خدا أیها النقی

 

با صد امید همچو گدایان سامرا

پر می کشیم سوی شما أیها النقی

 

بخشنده تر ز حاتم طائی تویی تویی

 

* یه گدایی اومد در خونه ی حاتم طائی،هر چی در زد،كسی نبود در رو به روش باز كنه ، تو مسیر برگشت دید حاتم داره از روبرو میاد ، سوال:آقا جان كجا بودی؟ رفتم در خونه ات كسی در رو بروم باز نکرد ، حاتم دستش رو گرفت ، گفت: برگردیم بریم سمت خانه ی من . گفت:حالا بمونه یه وقت دیگه گفت: نه برا حاتم زشته فردا بگن یكی اومد در خونه اش رو زد كسی نبود در رو به روش باز كنه . یا امام هادی ! یعنی میشه من امشب در خونه ی شمارو بزنم ، شما رو صدا بزنم ، كسی نباشه در رو به روم باز كنه ؟ آقاجان ! *

 

بخشنده تر ز حاتم طائی تویی تویی

مسکین ترم ز هرچه گدا أیها النقی

 

من هرچه خواستم تو عنایت نموده ای

یک حاجتم نگشته روا أیها النقی

 

گردد جوانی ام همه ترویج مکتبت

جانم شود فدای شما أیها النقی

 

باید برای غربت تو بی امان گریست

با ناله های حضرت صاحب زمان گریست

 

* چرا در غربت شما گریه نكنم آقا جان ؟ اگه امشب به شما بگن خدای نكرده كوچكترین بی احترامی،به رهبرت شده،تا چند روز ،آرام و قرار نداری،محبین اهل بیت چه حالی داشتن وقتی شنیدن نیمه شب هجوم آوردن به خانه ی امام هادی ،سیصد نفر امام رو با بی ادبی بیرون آوردن ، دنبال ناقه حضرت رو می كشیدن ، نمی دونم هر كی دلش یه جا میره،شاید تو اون لحظات حضرت می گفت:یا زینب کبری !امشب امام زمان برا جد غریبشون عزاداره ، خوشا بحال تو گریه کن جد غریب امام زمان - یه جمله ذکر مصیبت از همه التماس دعا - وقتی آقا رو به سامرا آوردن برای اینكه بی احترامی به امام بشه یه روز آقارو پشت دروازه نگه داشتن ،می دونی كجا - تو  کاروانسرای گداها.بمیرم برات آقاجان، شنیدم شمارو وارد بزم شراب كردن،اما اون لحظات حتماً دلت شام بوده، آخه عمه جانت رو هم وارد بزم یزید كردن ،"لا اله الا الله" بچه ها خودشون رو پشت مخدرات و عمه ها پنهان می كردن،با معجر پاره ها سرهاشون رو پوشونده بودن،اما یه وقت دیدن ده ساله ی حسین رو پنجه ی پا بلند شده،یه جا رو نشون میده،هی به سر میزنه،عمه جانشو صدا میزنه - عمه جان ببین سر بابام حسین ِ،عمه جان نگاه كن دارن با چوب خیزران به لب و دندان بابام حسین می زنن - آی حسین جان

 

آیا که شود باز ببینم وطنم را

آرام کند سینه ی پر از محنم را

 

دلتنگ مناجات سحر های بقیعم

با مادر غم دیده بگویم سخنم را

 

آتش زده بر جان و دلم صوت حزینی

سخت است تماشا کنم اشک حسنم را 2

 

آن روز که در گوشه ی ویرانه نشستم 2

لرزاند ،غم عمه ی سادات تنم را ....

 

منو زهر نکشت،منو غربت نکشت،آقاجان چی شما رو کشت؟!!*

 

من کشته ی بی حرمتیه بزم شرابم ... 2

با آنکه نبسته لبِ چوبی دهنم را ...

 

آخ بمیرم برات،من از مجلس شراب نمی گم،حرف من دوبیته : *

 

در این دم آخر به خدا یاد حسینم

زیر سرم آماده نمودم کفنم را

 

تشییع تن سالم من کار ندارد 2

غارت ننمودست کسی پیرهنم را

سرود مسجدی میلاد حضرت علی علیه السلام

یک شمع دارد عارفان آنهم علی مرتضاست
یک جلوه دارد این جهان آنهم علی مرتضاست
یک روح داردشیعیان آنهم علی مرتضاست
یک راه دارد رهروان آنهم علی مرتضاست
یک نابغه دارد زمان آنهم علی مرتضاست
شمس الضحی بدر الدجی میر هدی نور خدا
هم مقتدا هم رهنما هم ابتدا هم انتها
هم دلربا هم دلگشا خیبر گشا مشکل گشا
(هم بی ریا،هم با صفا،هم با حیا،هم با وفا)2
مولا علی مرتضی .... 5
هم کیمیا ، رمز دوا ، سر شفا ، راز بقا
یک رازدارد قدسیان آنهم علی مرتضاست
مولا علی مرتضی ... 5
همباحسب،هم با نسب،هم بوالعجب کنز ادب
هم منتخب،هم منتصب،هم منتجب محبوب ربّ
مولا علی مرتضی .... 6
فیض رجب،فخر عرب،باذکر رب،هرنیمه شب
بـهــر یـتیمان عرب او می برد نـان و رطب
مولا علی مرتضی ....
یک یار دارد بیکسان آنهم علی مرتضاست
علی علی علی علی علی ......