مدح امام حسن مجتبی علیه السلام

عجبا کار مسیحا کند این بوی نسیم
بارالها، زکجا می رسد این لطف عمیم

عطر گیسوی پیمبر بود این بوی مگر
یا که از باغ بهشت آید و جنات نعیم

یا رب این معجزه ها از اثر مقدم کیست
که چنین باد صبا زنده کند عظم رمیم

مگر از راه رسد شاه جوانان بهشت
کاورد بوی بهشت از همه سو پیک نسیم

خاکیان غرق سرورند، چو آید به زمین
گوشواری که مزیّن شد از او عرش عظیم

تا که نور «حسن» از منزل «زهرا» سر زد
طور ثانی شده آن خانه به موسای کلیم

میزبان گشته خدا و، پی اتمام کرم
شد به ماه رمضان جلوه گر آن نور قدیم

برتر از معجز شق القمر این جا بنگر
کامد آن شمس ضحی، ماه خدا گشت دونیم

خال رخسار «حسن» نقطه «بسم اللّه» است
خلق نیکوش بود معنی «رحمان» و «رحیم»

بحر حلم و کرمش را نبود پایانی
چون که او مظهر اسماء «حلیم» است و «کریم»

نار نمرود اگر سرد شد از یمن خلیل
به خدا مهر «حسن» سرد کند نار جحیم

 

تا حسانا ز ولایش اثری در دل ماست

هرگز از آتش دوزخ نبود ما را بیم

 

حبیب اله چاچیان (حسان)

سرود - ولادت کریم اهل بیت علیهم السلام  

یا حسن یا حسن مولا،ذکر دل همینه

پر زده دل مشتاقان،تا شهر مدینه

اومده قمر حیدر،نسیم سحر حیدر

اولین پسر حیدر،اومد امام حسن

ای کریم اهل بیت،واژه و مضمون و بیت

در یبان مدح تو،نا توان باشد

سیدی مولا حسن،ای گل زهرا...

 

آمد از کرم ایزد بود و هست علی

نور افشان شده چون مَه بر روی دست علی

بَه بَه بر مه رخسارش،هر عطر از سوی گلزارش

دلها گشته گرفتارش،جان من به فداش

بر جمال او سلام،یوسفش همچون غلام

خوبی اوصاف او،بیکران باشد

سیدی مولا حسن،ای گل زهرا...

 

زیبایی ِ جمالش چون خورشید سحر است

نیمه ی رمضان ماه زهرا جلوه گر است

مولا محو تماشایش،بوسد صورت زیبایش

بر آن ایزد یکتایش،گوید شکر و سپاس

ای عزیز مصطفی،یا امام ِ مجتبی

مهر تو در سینه ی،عاشقان باشد

سیدی مولا حسن،ای گل زهرا...

سرود مسجدی – ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام

مهر تولّا و شرف از افق سر زده

نور دو چشم ِ علی و فاطمه آمده

ذکر همه شده به شور و نوا،خوش آمدی یا حسن ِ مجتبی

ای جان حسن جان،جانانم حسن جان

قرآنم حسن جان،ایمام حسن جان

یا مولا حسن جان یا مولا حسن جان...

آینه ی روی خدا ثمر ِ کوثری

سبط نبی و اوّلین پسر حیدری

کریم ِ اهل بیت طاها تویی

گل پسر ِ امّ ابیها تویی

از همه سر آمد،ای جان محمّد،گویمت خوش آمد

با لبهای خندان

یا مولا حسن جان یا مولا حسن جان...

هوایی ِ مدینه و کربلاییم همه،ما را ببر مدینه ای پسر ِ فاطمه

از حرم ِ تو دل خدایی شود،کبوتر ِ کرببلایی شود

ای شمس ولایت،خورشید هدایت،بر ما کن عنایت

نور حیّ سبحان

یا مولا حسن جان یا مولا حسن جان...

ماگدایان خیل سلطانیم

https://t.me/ravabethmd   

ما گدایان خیل سلطانیم شهربند هوای جانانیم
بنده را نام خویشتن نبود هر چه ما را لقب دهند آنیم


گر برانند و گر ببخشایند ره به جای دگر نمی‌دانیم
چون دلارام می‌زند شمشیر سر ببازیم و رخ نگردانیم


دیگران در هوای صحبت یار زر فشانند و ما سر افشانیم
مر خداوند عقل و دانش را عیب ما گو مکن که نادانیم


هر گلی نو که در جهان آید ما به عشقش هزاردستانیم
تنگ چشمان نظر به میوه کنند ما تماشاکنان بستانیم


تو به سیمای شخص می‌نگری ما در آثار صنع حیرانیم
هر چه گفتیم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانیم


سعدیا بی وجود صحبت یار همه عالم به هیچ نستانیم
ترک جان عزیز بتوان گفت ترک یارعزیز نتوانیم

صلواتی عروسی

این محفل شادی که سراسر برکات است
بر پایه‌ی پیوند گل و شاخه نبات است
در دین مسلمانی و در سنّت احمد
ذکر شب دامادی شیعه صلوات است

سرود عروسی زوج های جوان

روشنه از نور حق هر دل تاریک

جشن پیوند دو گل بر همه تبریک

این ازدواج با لب خندان / مبارکه بر همه یاران...

 

میخونه شعر شعف با نوایی شاد / عاشقی معلومه از صورت داماد

قرآن و هم آینه شمدان / مبارکه بر همه یاران

 

از خدا میخوایم برا این دو نیلوفر / 5 تا دو نه پسر و 6 تا هم دختر

شادی ِ این زوج ِ با ایمان / مبارکه بر همه یاران

 

با مشام جان گل ِ یاسَمَن بوییم / ما همیشه هر کجا یا علی گوییم

نورُ الهُدی یا علی مولا / شیر خدا یا علی مولا

یا علی مولا علی یا علی مولا...

 

ای خدا حقّ علی آن گرمی ِ هر دل / کن جوانهای مجرّد را متأهّل

ما تا ابد عبد مولاییم / جان بر کف آل طاهاییم

یا علی مولا علی یا علی مولا...

 

ای خدا حقّ علی کن قسمت اینها / کاظمین و سامرا،مدینه مشهد را

شاباش ما این دعا باشد/زیارت کربلا باشد

یا علی مولا علی یا علی مولا...

من آرزو دارم مثل شما تو روضه ی اربابم بشینم

*مرحوم كاشف الغطاء ، به دلیل اینكه شب قدر رو در كربلا درك كنه،یك سال موند تو كربلا،هر شب رفت احیاء گرفت تو حرم،میگه:یه شب ِ عرفه رفتم وارد حرم آقام ابی عبدالله بشم،دیدم پیرمردی دم در حرم ایستاده،فرمود:فعلاً نمیشه وارد شد،گفتم چرا؟گفت:آخه حرم قرق ِ،مگه كی تو حرم ِ؟گفت:مادرش حضرت زهرا سلام الله علیها،صبر كنید فاطمه بره،بعد شما بیایید تو حرم،گفتم:شما كی هستید؟ گفت: من حبیب بن مظاهرم،گفتم:حبیب یه سئوال ازت دارم،تنها كسی كه دوبار برای حسین جان داد تو هستی،آیا حاجتی،نیازی،آرزویی داری؟یه آهی كشید و گفت: آری حاجت دارم،من آرزو دارم مثل شما تو روضه ی اربابم بشینم.*

چرا مجلس عزای پسرم را برهم زدی؟

حاج آقا دولابی:

مرحوم حاج ملا آقا جان زنجانی از عاشقان اهل بیت (علیهم السلام) که در مجالس ذکر امام حسین علیه السلام روضه میخواند و غوغایی بپا می کرد یک بار گذرش به روستایی می افتد که در ایام محرم به اسم امام حسین علیه السلام مردها در خانه یکی از اهالی جمع می شدند و چای میخوردند و صحبت میکردند و اصلا چیزی از روضه و عزاداری نبود حاج ملا آقا جان به آنها اعتراض می کند که این چه مجلس عزاداری است؟

همان شب حضرت زهرا سلام الله علیها را در خواب می بیند که به او می فرمایند چرا مجلس عزای پسرم را برهم زدی؟

فردا حاج ملا آقا جان از اهل مجلس عذر خواهی میکند

اهل بیت هرجا دوستانشان به هر صورتی به یاد آنها باشند به آنها توجه دارند پس نباید مجالس ذکر اهل بیت علیهم السلام را کوچک شمرد.

 

طوبای کربلا ص203

    

صلواتی امام زمان (عج)

بر جلوه ی روی    مهدی  صلوات
بر جذبه ی هر نگاه مهدی صلوات                 
ما را نبود چو هدیه یی در  خور او
بفرست به پیشگاه مهدی صلوات

 

صحبتی شد که خدا باب نجاتی بفرست     

 تلخی ذائقه را شاخ نباتی بفرست

می رسد با علم سبز امامت بر دوش   

 از چه خاموش نشستی صلواتی بفرست

زمزمه ی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

 *ای گل پیغمبری آقا          نور و قدر و کوثری آقا

هستی و جانم به قربانت     حجت بن العسگری آقا

اِنّمایی و     هل اَتا هستی    یوسف آل    مصطفی هستی

یا ابا صالح...

 

*معترف بر جرم خود هستم   از من آواره آقا جان

گر تو برداری نگاهت را     میشوم بیچاره آقا جان

یار من هستی     من تو را عارم   در گلستانت     کمتر از خارم

یا ابا صالح...

 

*دلبر زهرایی (س) دلها      ای نگاهت حلّ مشکلها

کن دعا من هم روم پیش     آن سبک بالان ساحلها

در مَثَل گردم   لاله ی صحرا      جان سپارم با ذکر یا زهرا(س)

یا اباصالح...

 

*ای عزیز فاطمه(س) ، مهدی(عج)    سائلانت را خدایی کن

عاقبت ما را به راه عشق              از کرم کرببلایی کن

توشه ی ما را   پرسعادت کن     رزق و روزی    ما شهادت کن

یا ابا صالح...

میلاد امام زمان عج

امشب بهشت را به تماشا گذاشتند

امشب نمک به سفرۀ دنیا گذاشتند

امشب به روی دامن نرجس از آسمان

ماهی بنام مهدی زهرا گذاشتند

امشب به خانۀ حسن عسگری برو

چون راه را برای همه وا گذاشتند

از بسکه آمدند پی دستبوسی اش

از بس زیاد دل روی دل جاگذاشتند!

یوسف ببین که آخر صف ایستاده است

او را برای نوبت فردا گذاشتند ...

لیلاصفات ها همه مجنون صفت شدند

از عشق،سر به دامن صحرا گذاشتند

امشب پدر به خال پسر بوسه می زند2

انگار کعبه روی حجر بوسه می زند

از یک طرف شبیه نبی با ملاحت است

*چی به دنیا آمده که فرمود:وجود همه معصومین تو این یه چهره جمع ،هر کی میخواد پیغمبر،امیرالمومنین،امام مجتبی،سیدالشهدا و ...زیارت کنه" فلینظر الی جماله..."یه نگاه به صورتش...*

از یک طرف شبیه علی با عطوفت است

از یک طرف چو مادر سادات غرق نور

از یک طرف شبیه حسن با صلابت است

با این همه صفات جمال و جلالی اش

ارثی که از حسین گرفته،شجاعت است

چشمش غضب زحضرت عباس دارد و

ابروی این پسر خود تیغ ولایت است

مثل علی اکبر ارباب قد بلند

مانند عمه زینب خود با ابهت است

دست توسل همه ی انبیا به اوست

از بسکه کار دست کریمش کرامت است

طاووس جنت آمده زیباتر از همه

*بیخود نگفتن:"المهدی طاووس اهل الجنه"خود بهشتیا سرآمد همه ی جهانند...حالا ببین طاووس اهل بهشت  امام زمانه...*

آقای آسمانی آقاتر از همه

او می رسد که عدل علی را به پا کند

درد طبیب های جهان را دوا کند

او می رسد که تربت مادر عیان شود

*روضه نمیخونم...حقیقت ظهور اینه...*

بعد از مدینه روی به کرببلا کند

دارم به روز آمدنش فکر می کنم

وقتی برای فاطمه گنبد بنا کند

عیسی مسیح می رسد از قلب آسمان

تا اینکه در نماز به او اقتدا کند

بر کعبه تکیه می زند و قصد کرده است

با صوت حیدری همه مان را صدا کند

ای کاش روز آمدنش بین آن همه

ما را خودش برای سپاهش سوا کند

چون صاحب صفات جلالی حیدر است

او لایق عماعۀ سبز پیمبر است

آقای من!تمامی جان ها به دست توست2

رمز عروج عالم بالا به دست توست

ای وارث تمام ذوات مقدسه

باران و رود و چشمه و دریا به دست توست

ما غصه ی بهشت خدا را نمی خوریم

وقتی کلید جنت الاعلی به دست توست

پروندۀ قبولی ما را رقم بزن

مهر قبول و دفتر و امضا به دست توست

*مگه نمیگین نامه اعمال ما به دست توست ، نیمه ماه شعبان گذشت...تا چشم به هم بزنی شب اول ماه رمضونه*

ما غصه ی بهشت خدا را نمی خوریم

وقتی کلید جنت الاعلی به دست توست

پروندۀ قبولی ما را رقم بزن

مهر قبول و دفترو امضابه دست توست

*این یه بیت رو با بغض میخونم ...

هرگز زمین نخورده عَلَم ...

*یه مجلس پیدا کن از ابی عبدالله اسم ببرن از زینب اسم نبرن ،

از امام مجتبی بگن از مادرش زهرا نگن،از امام زمان بگن از اباالفضل نگن،خیلی قدر بدون،حالا با تمام وجودت*

پروندۀ قبولی ما را رقم بزن

مهر قبول و دفتر و امضا به دست توست

هرگز زمین نخورده عَلَم یابن فاطمه

روز ظهور پرچم سقا به دست توست

تعجیل کن که فاطمه چشم انتظار توست

چون انتقام حضرت زهرا به دست توست

تو می رسی و ارض و سما می شود بلند

در زیر پات عرش خدا می شود بلند

*بند آخرم،این سه چهار بند مصیبت و منقبت و مدح بود،حالا این بند آخر تلنگره،خوبه ما شب نیمه شعبان یه سری به خودمون بزنیم،مگه نمیگن شب نیمه شعبان شب قدره؟!*

ماندم چگونه نام شما را صدا کنم

ماندم چگونه روی به سوی شما کنم2

چندی ست جمکران،دل ما را نبرده ای!

تا اینکه در نماز برایت دعا کنم

کارم بدون تو همه در معصیت شده2

من در گناه هم نشد از تو حیا کنم

شرمنده ام که نوکر خوبی نبوده ام

آقا نشد که دِین خودم را ادا کنم

سرود علی اکبر (علیه السلام)

اشبه النّاس پیمبر
 آیه ی سوره ی کوثر
 سیدی یا علی اکبر (4)

 

 دلربا و مهر و مهتابم خوش آمد
 وَ قرار دل بی تابم خوش آمد
 پسر اول اربابم خوش آمد

 اشبه النّاس پیمبر
 آیه ی سوره ی کوثر
 سیدی یا علی اکبر (4)

 نور چشم عالمین 
به همه نور دو عین 
گل لیلا و حسین 

چهره ات تجلی هیبت مولاست
 چشم تو مصحف نور امّ لیلاست
 بوسه ی پدر به رخسار تو زیباست

هستیِ خون خدایی
 نور و قدر و هل اتایی
 سَرور اهل ولایی

 اشبه النّاس پیمبر
 آیه ی سوره ی کوثر
 سیدی یا علی اکبر (4)

مظهر صبر و وفا 
غرقِ در ذات خدا 
لاله ی کرببلا 

گل لیلا و حسین یا علی جان علی جان علی جان

سیره ی تو یکسره خیر و سعادت
 راه تو مسیر ذکر است و عبادت
 از ازل بوده ای عاشق شهادت

کعبه ای و زمزمی تو
 دلبری مکرّمی تو
 آبروی عالمی تو

جان و جانان حسین 
روح و ریحان حسین 
بهتر از جان حسین

 اشبه النّاس پیمبر
 آیه ی سوره ی کوثر
 سیدی یا علی اکبر (4) 

گل لیلا و حسین یا علی جان علی جان علی جان

سرود علی اکبر (علیه السلام)

آمد آمد جان و جانان حسین

آیه های نور قرآن حسین
اولین گل ز گلستان حسین


غنچه ی فاطمه درماه پیمبر وا شد

قلب عالم همه مجنون گل لیلا شد

علی اکبر گل لیلا مدد


روشنای دیده ها خاک کویش

تا قیامت روی دلها به سویش
شد معطر همه جا ازبویش


این پسر آینه ی روی پیمبر باشد

در فضائل ز شرف ثانی حیدر باشد

 

علی اکبر گل لیلا مدد


مرغ روحم پر زده تا کربلا

با دعایت ای گل سرخ بابا
میشود دل مُحرم ِ پایین ِ پا


شام دل روشن از ماه تو

شهدا پیرو راه تو
علی اکبر گل لیلا مدد

مدح میلاد علی اکبر (علیه السلام)

وقتی ادب به سفره ی آماده واجب است
ساغر که کوثری ست دگر باده واجب است


پیش کریم ها سر افتاده واجب است
بوسه به پای حضرت شه زاده واجب است


خورشید عشق در شب مهتاب آمده
مردم علی عالی ارباب آمده


 هفت آسمان به شوق تماشا نشسته اند
زوارهای گریه مولا نشسته اند


اینها که با اجازه زهرا نشسته اند
با تاج گل به خدمت لیلا نشسته اند


الحق عروس ساقی کوثر شدن خوش است
الحق که مادر علی اکبر شدن خوش است


حالا دوباره خانه پریخانه میشود
آیینه از جمال تو دیوانه میشود


این زینب است گرد تو دیوانه میشود
دارد چه خوب گیسوی تو شانه میشود

 

دادن تو بغل امیرالمومنین،کلام امیرالمؤمنین در مورد علی اکبر فصل الخطابه ، فرمود:مثل این علی دیگه نمیاد و دیگه نیامد" یه کسی آنقدر علی و حسن و حسین باشه،به طوری روز به روز بزرگتر میشد بابا صدا میزد حسن جان، ببین خنده اش چقدر شبیه جدماست" چهره شبیه رسول خدا آروم آروم بعد مدتی پا گرفت شروع کرد راه رفتن ، هی زمین خورد و بلند شد تا شروع کرد راحت راه رفتن،داداش چقدر شبیه مادرم راه میره" سوار مرکب می شد،شمشیر به دست گرفت مشق جنگ میکرد چقدر شبیه بابام علی ... خنده اش،خلقا،منطقا شبیه پیغمبر،آنقدر شبیه که وقتی وارد میدان شد ، پیر مردایی که برا رضای خدا اومده بودن حسین رو بکشن،تا دیدن علی اکبر اومد،همه عقب رفتن ، کجا دارید میرید شما؟گفتن به ما نگفته بودید ما رو به جنگ پیغمبر  میارید،ما پیغمبر رو دیده بودیم،این خودشه،اسب رسول خدا به کسی غیر علی اکبر سواری نداد، وقتی علی اکبر رو گرده ی عقاب نشست این اسب تازه انگار دوباره پیغمبر رو پیدا کرد . زره پیغمبر تن هیچ کس نرفت الا علی اکبر ، با لباس پیغمبر آمد،با زره و اسب رسول خدا ، همه ی سختیا آخرش برا پیغمبر بود سنگینی این زره هم برا پیغمبر بود و علی اکبر که برگشت صدا زد "یا اَبَتاِ اَلْعَطَشُ قَدْ قَتَلَنی وَ ثِقْلُ الْحَدیدِ قَدْ اَجْهَدَنی" اینا خیلی سنگینه، لبام خشک شده ... زبان در دهان پسر گذاشت پسر رو راهی کرد ، پسر رو راهی کرد ، دعاش کرد بماند ،اینجا زبان در دهان علی گذاشت ، ساعتی بعد دیدن حسین انگشت در دهان علی اکبر کرد ... لخته خون ها رو بیرون کشید ... بگو بابا ...*

مدح امام سجاد علیه السلام

نغمه سر کن که جان دین آمد
حضرت زین العابدین آمد
عین حقّ ار فروغ عین است این
علی دوّم حسین است این
این پسر یادگار پنجِ تن است
شمع محفل فروز انجمن است
دل نورانیش یم رحمت
هر دو چشمش دو زمزم رحمت
بوسه های دعا به لعل لبش
گشته بر دور سر نماز شبش
روح و ریحان سیّد الشّهداست
این پسر جان سیّد الشّهداست
لطف، عادت، کرم، وظیفه ی او
کلّ توحید در صحیفه ی او
سخنانش همه اَخ القرآن
سر به سر نور و سر به سر برهان
وحیِ مُنزَل نهفته در نگهش
وحی صاعد دعای شامگهش
این گل سرخ دامن زهراست
بعد بابا امام عاشوراست
کعبه ی عابدین، سلام سلام
سیّد السّاجدین، سلام سلام
قطب عرفان و قبله ی ایمان
جان دین و حقیقت قرآن
یوسف ِ یوسف ِ رسول خدا
جان ِ شیرین سیّد الشّهدا
خون ِ خون ِ خدا به رگ هایت
شاهدم! خطبه های غرّایت
از دهان تو بانگ یا سُبّوح
می دهد بر تن عبادت روح
ای مسیح ِ دعا دعای مسیح
ای نفس هات خوشتر از تسبیح
تو به عرش جلال، قائمه ای
تو حسین حسین فاطمه ای
پنج میقات و چار رکن و حرم
حجر و مروه و صفا، زمزم
به مقام تو عارفند همه
ز جلال تو واقف اند همه
هر گیاهی به مدح اهل البیت
دعبل است و فرزدق است و کمیت
حجّ کعبه طواف خانه ی توست
رکن، خشتی زآشیانه ی توست
حجر الاسودت سلام کند
بر کف دستت استلام کند
وارد مسجد الحرام شدی
بهتر از کعبه احترام شدی
کعبه و خیل حاجیان به مطاف
همه دور سرت به حال طواف
پور عبد الملک از این تجلیل
ایستاده به سان عبد ذلیل
نه رهی تا که استلام کند
نه کسی از وی احترام کند
*هشام بن عبدالملك ِ ملعون،حاكم بود،تو صف استلام(بوسیدن) حجرالاسود ایستاد،
تو اون ازدحام دید،راه باز شد،آقایی آمد،همه كنار رفتند، هشام واستاده تو صف،
كسی بهش راه نمی داد،دیدن آقا امام سجاد علیه السلام اومد،
اما این ملعون داره نگاه میكنه،راه بهش نمیدادن*

نه رهی تا که استلام کند
نه کسی از وی احترام کند
مانده بر جای خویشتن چو جسد
بر دلش سخت خورده تیر حسد
عربی از هشام کرد سؤال
این که باشد بدین مقام و جلال؟
با تجاهل به سوی او نگریست
گفت نشناسمش ندانم کیست
شد فرزدق خروش، سر تا پا
جست از جای خود سپند آسا
خواند در شأن یوسف زهرا
با فصاحت قصیده ای غرّآ
گفت هی هی! تجاهلت از چیست
گوش کن تا بگویمت این کیست
حجر و رکن و زمزم و میقات
مروه، سعی و صفا منی، عرفات
کوه های حجاز سر تا سر
همه ی ریگ های در مشعر
مستجار و مقام و حجر و حطیم
مکّه تا هر کجا که هست حریم
ناودان و مطاف و شاذروان
کلّ حجّاج بیت، پیر و جوان
جبل الرّحمه خیف غار حرا
می شناسند یک به یک او را
همه دل بر ولایتش بستند
در مسیر هدایتش هستند
این فروغ حقیقت ازلی است
این جگر گوشه ی نبیّ و علی است
دل مؤمن پُر از محبّت اوست
نصّ حکم خدا موّدت اوست
به تولاّی او گرفته حیات
حجّ و صوم و صلات، خمس و زکات
این گل سرخ گلبن زهراست
میوه ی قلب سیّد الشّهداست
کرم از بذل او کرم گشته
حرم از فیض او حرم گشته
از دم او دعا کند پرواز
بی ولایش قبول نیست نماز
حجّت حیّ سرمدش خوانند
گل باغ محمّدش خوانند
*بازم بگم هشام:*
حق فرستاده در همه اوقات
به اب و جدّ و مادرش صلوات
*بگم،باز هم بگم،خلاصه:*
این خداوند را ولی است ولی
نام نیکوی وی علی است علی
تا جهان بوده است و خواهد بود
به فرزدق درود باد درود
*به خاطر همین شعر*
سینه ی خصم را نشانه گرفت
چوبه ی دار خود به شانه گرفت
بین دشمن سرود، مدح امام
«میثمش» می دهد هماره سلام
شاعر:حاج غلامرضا سازگار

سرود امام سجاد (علیه السلام)

آمد امام ساجدین - آمد نگار نازنین

شد عید زین العابدین – آمد امام مه جبین  

مولا امام ساجدین

 

امشب همه هست حسین – آمد روی دست حسین

باشد چراغان آسمان – آیینه بندان شد زمین

 

 

آمد امام مه جبین  

مولا امام ساجدین

***

هستم اسیر موی تو – باغ بهشتم کوی تو

گرم نمازم من ولی – شد قبله من روی تو

***

ای روز تو ماه منیر – تویی امیر و من اسیر

تا من بیافتادم زپا – با دست خود دستم بگیر

***

ای شمع شام تار عشق – ای قافله سالار عشق

آمد امام مه جبین  

مولا امام ساجدین

صلواتی امام سجاد (علیه السلام)

بر حضرت سجاد و صفایش صلوات او روح دعاست بر دعایش صلوات از پرده غیب جلوه گر شد رخ او بفرست برای رو نمایَش صلوات

*         *        *         *

به نام نامی مولای عابدین صلوات

برای سرور و سالار ساجدین صلوات

برای سید سجاد آن امام همام

که هست رهبر و سردار صابرین صلوات

صلواتی حضرت عباس (علیه السلام)

به نام نامی سقای کربلا صلوات

به شیر بیشه صحرای نینوا صلوات

به پاسدار پرآوازة خیام حسین

به قدر وشوکت عباس مه لقا صلوات

*         *        *         *

به شیر بیشه صحرای کربلا صلوات

به پاسدار و علمدار نینوا صلوات

به آنکه داد دو ستش به راه دین خدا

به دستگیر همه خلقِ بینوا صلوات

صلواتی امام حسین (علیه السلام)

بی حبِّ علی و آل او در عرصات          

هرگز نخرند از کسی صوم و صلات

در حشر نتیجه می دهد عشق حسین       

 دیگر همه هیچ بر محمد صلوات

*         *        *         *

بر روی حسین نور داور صلوات             

بر موی ابوالفضل دلاور صلوات

میلاد حسین است و ابوالفضل رشید      

 بفرست تو بر این دو برادر صلوات

سرود میلاد حضرت اباالفضل (علیه السلام)

 ابوفاضل ابوفاضل مدد مولا مولا مولا مولا...


آمدی ای دلربای نازنین/ روی ماهت قبله ی اهل یقین

نور چشم علی و ام البنین / یا مولا یا مولا

بهترین یار حسین خوش آمدی یا عباس/ ای علمدار حسین خوش آمدی یا عباس

نثارت یک جهان گل یاس / میلادت مبارک یا عباس

ابوفاضل ابوفاضل مدد مولا مولا مولا مولا...



به گلستان ثمر حیدر آمد / غرقه در نور قمر حیدر آمد

تهنیت باد پسر حیدر آمد/مبارک مبارک

غنچه ای بود و چو گل باز شد و زیبا شد /  صورت و دست و سرش بوسه گه بابا شد

ملائک خوشحال از نگاهش / فدای صورت چون ماهش

ابوفاضل ابوفاضل مدد مولا مولا مولا مولا...



هل اتی و کوثر و صافات ما/کوی عشقت کعبه و میقات ما

حرم تو قبله ی حاجات ما/یا مولا یا مولا

دست لطفت همه جا رافع مشکلها شد/هر که شد نوکر تو پادشه دلها شد

ما هستیم بر عشق تو اسیر/یا عباس دست ما را بگیر

ابوفاضل ابوفاضل مدد مولا مولا مولا مولا...

میلاد امام حسین (ع) حضرت سجاد(ع) و حضرت اباالفضل (ع)

سرود سه میلاد

آیات کرم را دگر ایّام نزول است

میلاد سه دسته گل گلزار رسول است

نور سه ولادت    تابیده به دلها

چشمان تو روشن   یا امّ ابیها

یا زهرا(س) یا زهرا(س)...

اشک شعف حوریه جاری ز دوعین است

میلاد ابوفاضل و میلاد حسین است

تبریکِ دو عالم     با گرمی آوا

بر امّ بنین و        بر حضرت زهرا(س)

یا زهرا(س) یا زهرا(س)...

با طلعت پیغمبری و حُسن خداداد

آمد به جهان روح دعا حضرت سجّاد

از بهر عنایت       با نور هدایت

زد غنچه گل تو     در باغ ولایت

یا زهرا(س) یا زهرا(س)...

ای کاش دهم جان ، به غم خفته به سینه

یا علقمه ، یا کرببلا ، یا به مدینه

باشد غم من از       این بار گناهم

مجنون حسینم        با روی سیاهم

یا زهرا(س) یا زهرا(س)...

مبعث

در بعثت حضرت رسول اکرم

پیمبران همه از جای خود قیام کنید 

نماز رو بـه سوی مسجدالحـرام کنید 
ز نـام نامــیِ پیغمبــر احتـرام کنید 
می طهور به دست خدا به جام کنید 
سپس به غار حرا رفته، ازدحام کنید 
ز جان و دل به رسول خدا سلام کنید 

شب امید شمـا و شب نویـد شماست 
ادب کنید که عید خدا و عید شماست

****

پیــام فتــح و نویــد ظفــر مبارک باد 

دعــای عمــر شمــا را اثــر مبارک باد 
خجسته عیـد بشـر بــر بشـر مبارک باد 
تمام شـد شـب هجـران سحر مبارک باد 
خجستـه بــعثت پیغامبــر مبــارک باد 
به جن و انس و ملک، این خبر مبارک باد 

خبر دهید که عید اخوّت آمده است 
خزان گذشت، بهار نبوّت آمده است

****


خبر دهید امم را که فتح باب شماست 
خبر دهید که پایان اضطـراب شماست 
خبر دهید که آغــاز انقـلاب شماست 
خبر دهید که توفیق بی‌حساب شماست 
خبر دهید که اسلام دین ناب شماست 
خبر دهید کتـاب خـدا کتاب شماست 

خبر دهید که ختم رسل بشیر شماست 
خبر دهید که مـولا علی امیر شماست

****


خبر دهید که «اقرء» بـه مکه نازل شد 
خبر دهید که «اضرب» شعارِ باطل شد 

خبر دهید که قانـون عدل، کامل شد 
خبر دهید که قرآن چراغ محفل شد 
خبر دهید: مریدان! مراد حـاصل شد 
نــزول ســورۀ «یـا ایّها المزمّل» شد 

رسد زکوه و در و دشت و سنگ و نخل و گیاه 

صــدای زمزمـۀ لا الــه الا الله

****


بخــوان محمّـد! آوای تــو صــدای خداست 
بخوان کــه هـر چـه بخوانی، پیام آخرِ ماست 
بخوان‌بخوان که هماهنگ با تو ارض و سماست 
بخوان بخوان که از اوّل بشر تو را می‌خواست 
قیـام کـن کـه قیــامت قیــامتِ کبــراست 
قیام کــن کــه کنـد عدل با تو قامت راست 

تو را دهند ندا راهیـان وادی نـور 
تو را زنند صدا دختران زنده به گور

تو منجـی همـه بـا انقراض دنیایی 
تو بـا فـروغ خداییـت عالـم‌آرایـی 
تو تا قیــام قیـامت، پیمبــرِ مایی 
تو یار خلق به دنیایی و بـه عقبایی 
تو رهبر همگانـی، اگر چـه تنهایی 
تو در تمـام ملل، مـاه انجمن‌هایی 

بخوان که قدر و مقام و جلالتت دادیم 
رُسـل نیامده، حکم رسـالتت دادیم

****

محمّد ای به تو از ذات پـاک حیِّ ودود 
همـاره بــاد سـلام و همـاره بـاد درود 
خدای بود و تو بودی، جهان نبـود نبود 
عدم به میمنت خلقت تـو یـافت وجود 
خدا به نور تو از روی خویش پرده گشود 
بشر به یمن تو بر خاک، روی طاعت سود 

جزیرۀالعرب از نظم تو گرفت نظام 
جمال تـوست چراغ تجلّیِ اسلام

پیمبـران عظمـت یافتنــد بـا نامت 
دمیده در همه عـالم فروغ اسـلامت 
رسید سنگ ملامت ز هر در و بامت 
زدند طعنه و دادند سخت دشنامت 
زهی مکارم اخلاق و لطف و اکرامت 
نگشت تلخ ز بیداد دشمنان کامت 

اگر چه سنگ عدو گشت پاسخ سخنت 
زدی تبسم و خون بود جاری از دهنت

****


چهارده صده روشن چراغ حکمت توست 
چهارده صده قـرآن پیـام وحـدت توست 
چهارده صده جاری بحـار رحـمت توست 
چهارده صده پاینــده نـام امّـت تـوست 
چهارده صده بر کف لوای عتـرت توست 
چهارده صده بر امّت ایـن وصیّت توست 

که ای تمامی امـت منـم پیمبرتان 
منم پیمبر و مولا علی است رهبرتان

 

****


علی وصی مـن است و علـی ولـی خداست 
علی ســراج منیــر و علــی چراغ هداست 
علی رکوع و سجود و علی سـلام و دعاست 
علی است با حق و حق در پی علی پویاست 
علی حقیقت حـق، حـق بـدون او تنهاست 
علی، علی، علـی آری علـی امــام شماست 

بنای دین بقایش که هست عالمگیر 
یکـی ز غار حرا دیگری بود ز غدیر 

****

یقین کنید که مشکل‌گشا علی است علی! 
یقین کنید که دست خدا علی است علی! 
یقین کنید فقـط مقتــدا علی است علی! 
یقین کنید که شمس‌الضحا علی است علی! 

یقین کنید که صاحب لوا علی است علی! 
یقین کنید امــام شمـا علـی اسـت علی! 

قسم به ذات خدایی کز اوست هرچه که هست 
یقین کنید کـه اسـلام بــی‌علی کفــر است 

****

حقیقتی است که کتمان آن بـوَد تـکفیر 
قسم بــه آل محمّــد، بـه آیــۀ تطـهیر 
قسم بـه آنچـه قلـم کـرده از ازل تحـریر 
کـه دســت قـدرت پـروردگار حـیِّ قدیر 
شناسنامـۀ مــا را زده اسـت مهــر غدیر 
علی همان شب بعثت به خلق گشت امیر 

قسم بـه ذات خـداوندگار لم یزلـی 
تمام دین محمّد علی، علی‌ست، علی!

 (مرآت ولایت 3)

 

محبت اهل بیت علیه السلام

از خراسان پیرمرده حرکت کرد اومد مدینه زیارت امام باقر علیه السلام ،ماه ها تو راه بود ،خسته شد گرسنه شد . پاهاش زخمی شد ..." با همه ی این سختی و درموندگی رسید مدینه .

سراغ امام و که گرفت ، گفتن آقا مشغوله درس و بحثه"

اومدن وارد منزل حضرت شد" دید شاگردا همه نشستن ، دودستش رو گذاشت به آستانه ی درب خانه ی حضرت ؛ عرضه داشت اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَابنَ رَسوُلِ الله ...

خیس عرق،پاها پینه بسته،خسته و درمونده، عرضه داشت یابن رسول الله این همه راه رو از خراسان طی کردم فقط و فقط به عشق زیارت شما" این همه راه رو اومدم بگم آقا دوستت دارم ...

آقاجان میشه به من بگی این محبت به چه درد من میخوره ؟؟

)ای کسایی که این شبا از این جلسه به اون جلسه میرید با امام زمان برا مادرش زهرا گریه کنید ... امشب به آقا بگو من دوست دارم ... من اومدم تو رو از غربت دربیارم ... شنیدم تو ، تو بیابونا خیمه میزنی ... مردم شهر تو رو از خودشون روندن ... اومدم با شمای خیمه نشین هم دم باشم (

حضرت بلند شدن ، فرمودن : إِلَیهِ" بیا کنار خودم بنشین تا جوابتو بدم ..."

دونه دونه این شاگردای حضرت رو کنار زد ، تا رسید محضر امام باقر، حضرت کنار خودشون او رو قرار دادن ... همین که نشست حضرت فرمودن: همین سوال رو یه نفر از بابام زین العابدین پرسید. میخوای بدونی این محبت ما با شما چه می کنه؟؟ الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ ... قیامت دونه دونه تون که ما رو دوست دارید با ما محشور میشید ....

)این شبا با امام زمان باید اینجوری حرف بزنیا ... بگو آقاجان عمرم داره تموم میشه هنوز نتونستم رخ زیباتو ببینم ... گفتم میرم کربلا میبینمت ... نشد ... اومدم امشب تو روضه ی مادر دنبالت میگردم ...) حضرت فرمود نگران نباش خیالت راحت باشه ، قیامت با ما محشور میشی ..."

تا وقتی که زنده ای عزیز و سربلندی ... محب ما ذلیل نمیشه ... وقتی ام از دنیا بری ماها میایم بالا سرت ... مادرم فاطمه میاد بالاسرت ....