شام غریبان حضرت زهرا (سلام اله علیها)

مرتضی داده از کف یاورش را وامصیبت وامصیبت

می‌نماید کفن همسنگرش را وامصیبت وامصیبت

در شـب شــام غریبـان      پهلـوان جنــگ خیبـر

زانویش لرزید و خم شد        قامت چون سروِ حیـدر

آه و واویلا واویلا

****

بر سر دوش مولا کوه ماتم وامصیبت وامصیبت

وقت غسلش شده آگه از آن غم وامصیبت وامصیبت

گوید ای أسما نظـر کن       بـر وجـود ایـن یگانه

روی بازویش عیان است       جـای ضـرب تازیـانه

آه و واویلا واویلا

****

خانۀ فاطمه(س) بیت الحَزَنْ شد وامصیبت وامصیبت

دست مادر چو بیرون از کفن شد وامصیبت وامصیبت

کودکـــان زارِ زهـــرا(س)   جمله با هم گریه کردند

زان غم بی‌مثل و مانند        کـلّ عالــم گریه کردند

آه و واویلا واویلا

دم خیابان - ذکر سینه روز شهادت حضرت زهرا (سلام اله علیها)

سروِ حیدر به یثرب شد خمیده وامصیبت وامصیبت

بضعۀ مصطفی شده شهیده وامصیبت وامصیبت

محشر کبری به پا شد         دل به محنت مبتلا شد

در ره دیـن و ولایــت         حضـرت زهـرا(س) فـدا شد

آه و واویلا واویلا

****

قلب زینب ز غم پر تب و تاب است وامصیبت وامصیبت

خانۀ امید حیدر خراب است وامصیبت وامصیبت

بعـد پیغمبـر به زهرا(س)    از عدو شد بس جنایت

فاطمه(س) گشته شهیده     در رهِ حفــظ ولایــت

آه و واویلا واویلا

****

فاطمه(س) درس عزّت داده بر ما تا قیامت تا قیامت

کی مسلمان حمایت کن همیشه از ولایت از ولایت

ای مسلمانـان بیـایید         عقده از دل برگشائید

همچو زهـرا(س) عاشقـانه   یـاری رهبـر نمــائید

آه و واویلا واویلا

واحد شهادت حضرت زهرا (سلام اله علیها)

همسایه ها بخوابید، راحتر از همیشه

آخه صدای زهرا،دیگه بلند نمیشه

اونی كه صبح و شب ناله، می زد از درد سینه

اگه بار گران بوده،دیگه رفت از مدینه

یافاطمه ، یافاطمه ، یافاطمه ، یازهرا

علی غسّلنی فی الیل

علی كفنّی فی الیل

تا نامردا نبینند

علی دفنّی فی الیل

علی قبر مرا مخفی، زچشم دشمنان كن

وداعی در دل شب با، نیلوفر جوان كن

یافاطمه ، یازهرا، یافاطمه ، یازهرا، یافاطمه ، یازهرا

عزیز مهربونم،جوون قد كمونم

مگه خودت نگفتی

علی پیشت می مونم

مرو ای همسر خسته،ببین قلبم شكسته

كنار در رو سجاده، ببین زینب نشسته

منم و یك مدینه، یه دنیا حرف تو سینه

یادم نیار خدایا، پهلو و میخ و سینه

بلند شد مادر زینب،حالا چه وقت خوابه

كفن پوش سفید من، دلم برات كبابه

یافاطمه ، یافاطمه ، یافاطمه ، یازهرا

 

زمینه - شهادت حضرت زهرا (سلام اله علیها)

وای مرو مرو زهرا

 

میری و بدرقه ی راه توئه دعای من

خودتو بذار یه لحظه فاطمه به جای من

حق بده اگه کنار بستر تو جون بدم

دست و پا میزنی و می لرزه دست و پای من

 

دل حسین به تو خوشه

پاشو ببین حسن چشه

خون رو میخ در داره

زینبمونو می کشه

 

وای مرو مرو زهرا

 
نفسم بند اومده دیگه نفس نفس نزن
بال و پر پرنده ی خسته تو این قفس نزن
کار تو رسیده ای فاطمه جان به جایی که
هی میگی به دخترت به زخم بازو دست نزن
حالا که نیستی زینبو ببینی تو لباس عروس
تو رو خدا یه بار دیگه صورتشو بیا ببوس
 

وای مرو مرو زهرا

 
مادری از پسر تشنه لبش جدا میشه
داره روضه ی حسین تو خونمون به پا میشه
پیرهنی که دوختی با دست شکسته فاطمه
نمیدونی موقع غارت اون چه ها میشه
میگی تو دلخون حسین ، جون تو و جون حسین
قرارمون تو قتلگاه شام غریبون حسین

مرثیه حضرت زهرا (سلام اله علیها)

حبل کین بر گردن حبل المتین افتاده است 
لرزه بر عرش برین و رکن دین افتاده است 

کاش از مهدی بپرسم کای امام منتقم! 
مادرت زهرا چرا روی زمین افتاده است؟! 

آتش کین، میخ در را چون گل آتش نمود 
روی سینه، جای میخ آتشین افتاده است! 

عذر می خواهم اگر می پرسم از درگاه تو 
جای دست کیست بر آن مه جبین افتاده است؟! 

از سر شب تا سحر با دیده گریان، علی 
روی قبر فاطمه زار و حزین افتاده است 

«ملتجی» چون مهبط جبرئیل را آتش زدند 
شعله بر بال و پر روح الامین افتاده است 

علی اصغر یونسیان (ملتجی)

روضه حضرت زهرا (س)

(روح از تن عشق پر زد و رفت
بر جان علی شرر زد و رفت)

مولا چو رسید در کنارش
تا دید به چشم اشکبارش

که فاطمه با قد خمیده
چادر به روی سرش کشیده

((الهی هیچ وقت نیای خانه ببینی ناموست چادر رو صورتش کشیده رو به قبله خوابیده))

حس کرد که قدرتی ندارد
چون فاطمه حرکتی ندارد

آن یل که به فتح خیبر آمد
بی‌جان به کنار بستر آمد

یک لحظه نگاش کرد مولا
آرام صداش کرد مولا

(فاطمه همه ی عمر علی - همه ی آرزوی علی - مادر حسن مادر حسین - مادر زینبین )

یک لحظه نگاش کرد مولا
آرام صداش کرد مولا

من بیچاره ی این یه بیتم

انگار فلک ز حرکت افتاد
مولای سخن به لکنت افتاد

هی میگفت فاطمه جان

کای دختر خاتم رسولان
من با توام ای رسول را جان

(دید فایده نداره لحنشو عوض کرد)

ای مادر زینبین! برگرد
بی تو چه کند حسین؟‌ برگرد

((( ممنونم اگر نروی
میمیرم اگر بروی )))

ای مادر زینبین! برگرد
بی تو چه کند حسین؟‌ برگرد

بگزار بگویمت به فریاد
چون طفل ، علی به گریه افتاد

( تا گریه کرد اشکش افتاد رو فاطمه - مرحوم محدث قمی میگه جان از بدن بی بی مفارقت کرده بود اما به امر خدا یه بار دیگه به بدن فاطمه جان دادن - گفتن بزار یه بار دیگه چشمشو به رو علی باز کنه- به علی رحم کردن تا اشکش افتاد رو فاطمه - یه لحظه بی بی چشمش رو باز کرد - دست شکستشو بالا آورد

خداحافظ ای کوچه های مدینه
خداحافظ ای میخ و پهلو سینه

(دختر هم از مادر یاد گرفت عصر عاشورا اومد بالای تل زینبیه دستشو آورد بالا)

خدا حافظ ای برادر زینب
خدا حافظ سایه ی سر زینب

آخ امیر المومنین وقتی بندهای کفن رو بست مرحوم شیخ مفید نقل میکنه - اسماء بنت عمیس میگه بچه های فاطمه رو دیدم دارن میلرزن - بغض گلوشون رو گرفته - گفت یا علی بزار بچه ها بیان یه بار دیگه مادرشون رو ببینید مولا گفت هلومو تزودو من امکم بچه ها دویدن خودشونو انداختن رو مادر - حسین سر رو سینه ی مادر گذاشت - ندا رسید علی بچه هات رو بر دار عرش خدا طاقت نداره این صحنه رو ببینه - ببرمت کربلا بچه یتیمو نوازش میکنن از رو بدن عزیزش برمیدارن - سکینه پیکر بابا رو بغل کرد - یه عده اومدن با لگد یه عده با کعب نی حسین.

ای رشته ای از چادر بی بی مددی کن
برما به عنایت نظر مرحمتی کن

هستیم گدای در این خانه به مولا
از پرتو انوار جمالش کرمی کن

یا فاطمه الزهرا یا بنت محمد یا قره عین الرسول یا سیدتنا و مولا تنا انا توجهنا و ساشفعنا و توسلنا بکِ الی اله و قدمناکِ بین یدی حاجاتنا یا وجیهته عنداله اشفعی لنا عنداله


[AABES.NET]
@s_mahdi_mirdamad