مدح و مرثیه حضرت زینب سلام اله علیها

بر مشام جان زدم، یک قطره از عطر حسینی
سبقت از مُشک و گلاب و نافه و عنبر گرفتم

عالم ذر، ذره ای از خاک پای حضرتش را
از برای افتخار از حضرت داور گرفتم

بر در دروازه ی ساعات، یک ساعت نشستم
تا سراغ حضرتش از زینب مضطر گرفتم

زینبی دیدم، چه زینب؟ کاش مداحش بمیرد!
من ز آه آتشینش، پای تا سر در گرفتم

سر شکسته، دل پر از خون، دیده خون آلود اما
حالتی دیدم که بر خود، حالتی دیگر گرفتم

ام لیلا رعشه بر اندام دیدم اوفتاده
گفت من این رعشه از داغ علی اکبر گرفتم

نا گه از بالای نی فرمود شاه تشنه کامان
سر به راه دوست دادم، زندگی از سر گرفتم

اکبرم کشتند و عون و جعفر و عباس و قاسم
تا خودم از تشنگی، آب از دم خنجر گرفتم

گفت ساعی زین مصیبت از در دربار جانان
حظّ ازادی برای اکبر و اصغر گرفتم


ساعی، مرشد چلویی

نوحه حضرت رقیه سلام اله علیها

(يا ابا المظلوم) بابا حسين
کنج ويرانم آمده جانم
گشته مهمانم روي دامانم
خود نمي دانم گل بيفشانم
يا نوحه خوانم بهر مهمانم
--
چشم من روشن با سر بي تن
سر زدي بر من اين دل شب
گشته ام مجنون اي سر پر خون
از تو ام ممنون جان زينب
--
تو رو به رويم اما چه گويم
چشم کم سويم نمي بيند
مي دهم جانم تا که مهمانم
روي دامانم بنشيند

نوحه حضرت علی اکبر علیه السلام

نوحه حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام

 

 پیکرت آسمانی پر از اختر شده

 یک علی اکبرم صد علی اکبر شده

 با عبا میبرم جسم تو تا حرم

 

 علی علی جان

 

 چقدر تیرو نیزه بر تنت بوسه زد

 لختهء خون چرا بر دهنت بوسه زد

 

 صید خونین گلو یک ابتا بگو

 

 علی علی جان

 

 روی خود را نهم به صورتت اکبرم

 دیده بگشا که عمه آمده از حرم

 

 چشم من خونفشان عمه ات نوحه خوان

 

 علی علی جان

 

 ای گلم لالهء روی تو بوسیدنی ست

 پیش چشم عدو گریهء من دیدنی ست

 

 ای جوانمرگ من گل صد برگ من

علی علی جان

میثم_مومنی_نژاد