بود امشب شب ذکر و عبادت (2)
ولی فردا بود روز شهادت
همه در تاب و در تب
ولی در گریه زینب
حسین جانم حسین جان (2)
******
شب نور و شب عاشور گشته (2)
درون خیمه ها پر شور گشته
همه در شور و غوغا
امان از صبح فردا
حسین جانم حسین جان (2)
******
به گرد پور زهرا جمله جمعند (2)
همه پروانه گردا گرد شمعند
همه گرم دعایند
کنار مقتدایند
حسین جانم حسین جان (2)
******
به خیمه با برادر گفت زینب (2)
رسیده یا اخا جانم بر لب
دعا کن ای معینم
که داغت را نبینم
حسین جانم حسین جان (2)
******
دوباره گفت ای صبر و قرارم (2)
بیا بنشین برادر جان کنارم
ضیاء دیده من
گل غمدیده من
حسین جانم حسین جان (2)
******
به لبهایم بود هر دم نوایی (2)
گمانم می رسد وقت جدایی
شود آیا امیرم
به جای تو بمیرم
حسین جانم حسین جان (2)
******

 


شاعر: رضا یعقوبیان
منبع: سایت امام هشت
www.emam8.com