السَّلَامُ عَلَى رَبِيعِ الْأَنَامِ وَ نَضْرَةِ الْأَيَّام

گلچین سه غزل هموزن در حال و هوای این ایام،

نشاط عید هم از دوری ات غم انگیز است
بیا اگر تو نباشی بهار پائیز است

چگونه خنده کند آنکه در فراق رخت
همیشه کاسهء چشمش ز اشک لبریز است

سحرگهان که تو را می زنم صدا مهدی
ز نکهت نفسم صبح عطرآمیز است

چگونه کوه گناهم ز پا در اندازد!؟ 
مرا که رشتهء مهر تو دست آویز است

خط امان من از فیض دست بوسی توست
چه بیم دارم اگر تیغ آسمان تیز است
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
رها کنید دگر صحبت مداوا را
فراق اگر نکُشد وصل می کشد ما را

تمام عمر تو ما را نظاره کردی و ما
ندیده ایم هنوز آن جمال زیبا را

شراره های دلم اشک شد ز دیده چکید
ببین چگونه به آتش کشید دریا را

قسم به دوست که یک موی یار را ندهم
اگر دهند به دستم تمام دنیا را

نسیم صبح ز راهی که آمدی برگرد
ببر سلام ز من آن عزیز زهرا را

تمام عمر به خورشید و ماه ناز کنم
اگر به خانه تاریک من نهی پا را

به راه عشق سر و دست و پا بده «میثم»
ولی ز دست مده دوستی مولا را
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

به درد هجر بسازید چاره جز این نیست
اگر فراق نباشد وصال شیرین نیست

کدام سینه ز شمع محبت تو نسوخت؟ 
کدام دیده ز اشک فراق، خونین نیست؟ 

به جز خیال تو و اشک چشم و سوز درون
مرا به بستر غم همدمی به بالین نیست

غنی ترم ز همه با همه تهی دستی
هر آنکه دولت عشق تو داشت مسکین نیست

بهشت عشق بدانید نخل «میثم» را
که میوه اش به جز از مدح آل یاسین نیست

#حاج_غلامرضا_سازگار