برای دیدن روی تو ناله ها دارم
خوشم اگر چه غریبم ولی تو را دارم

تمام سوز دلِ من زِ ناله هایِ شماست
ز دردِ هجرِ تو سوزی در این نفس دارم

گدائیِ در این خانه آبرویِ من است
به نام توست اگر ذره ای بها دارم

به نامۀ عملم نیست جز گناه گناه ...
ولی به وقتِ سخن کوهی ادعا دارم

الا امیرِ سحر ای مسافرِ صحرا
امید وصل تو را بینِ هر دعا دارم

مرا میان قنوت سحر مَبر از یاد
که احتیاج شدیدی بر این دعا دارم

به آه نیمه شبِ تو قسم عنایت توست
اگر زبانِ مناجاتِ با خدا دارم

بیا و نامۀ اعمالِ من مرور مکن
که بر جبین عرقِ شرم از شما دارم

بدست خود بده خرج زیارتِ ما را
هوایِ بوسه ای از خاکِ کربلا دارم